طرح تجاری یک صفحه ای چیه و چیجوری تهیه می شه؟ 

 

قتی صحبت از طرح تجاری یا طرح کسب وکار می شه، خلاصه و جمع وجور بودن اهمیت زیادی داره. اما شاید کم تر کسی فکر کنه که یک طرح تجاری یک صفحه ای نه تنها کافی بلکه در بیشتر موارد خیلی تأثیرگذاره. در این مطلب درباره تهیه ی یک طرح تجاری روشن و دقیق که همه ابعاد بااهمیت کسب وکار رو تنها در یک صفحه می گذاشت، صحبت می کنیم. این طرح یک صفحه ای بسته به کسب وکار و صنعتِ مربوطه، اطلاعات دسته بندی شده ی خیلی رو در اختیار افراد می ذاره. پس این مطلب رو از دست ندین، به ویژه که این روزها همه به دنبال ایجاز و خلاصه نویسی هستن.

 

شاید فکر کنین که با طرح تجاری ۵۰ صفحه ای چه کارا که نمی شه کرد؟! خیلی مطمئن نباشید! از بین شکلای مختلف طرحای کسب وکار، طرحای کوتاه و خلاصه بیشترین اثر رو دارن. این طرحا با جزئیات غیرضروری پر نشده ان و میشه اونا رو به سرعت تغییر داد. طرح تجاری یک صفحه ای همه نیازهایتان رو تأمین می کنه. در این مطلب به مهم ترین عوامل جذابیت کسب وکار و کارایی لازم که واسه تبدیل اون به یک کسب وکار موفق لازمه، یعنی چیزی که باید در طرح یک صفحه ای تون پوشش بدین، می پردازیم.

۳ دلیل واسه استفاده از راه و روش کمینه گرا در تهیه ی طرح تجاری

۱. همه اطلاعات مهم رو در بر میگیره و روشن و روشنه

شما در طرح تجاری یک صفحه ای تنها اطلاعاتی رو ارائه می کنین که واسه شریک تجاری، سرمایه گذار یا هر فرد دیگری که نیازمند باخبر شدن از برنامه شما واسه کسب وکارتانه، بیشترین اهمیت رو داره. پس به جای اینکه داده های مهم و لازم در سایه ی انبوهی از اطلاعات بی اهمیت که خواننده رو کسل می کنن قرار بگیرن، دیدی کلی از مسائلی که به راستی اهمیت دارن، ارائه می کنین.

۲. به اجرا مهارت «گیر انداختن در آسانسور» کمک می کنه

این طرح نسخه ای فشرده از کسب وکار شماس؛ پس خیلی آسون می تونین از اون واسه قانع کردن بقیه در کوتاه ترین زمان (همون ۳۰ تا ۶۰ ثانیه ای که با بقیه در آسانسور همراه میشید) استفاده کنین. این امتیاز مهمیه، چون اگه به دنبال جذب شریک، سرمایه گذار یا هر کمکی از منابع خارجی باشین می تونین به سرعت اطلاعات لازم رو ارائه کنین.

۳. خیلی آسون میشه اونو تغییر داد و به روز کرد

معمولا افراد متوجه نیستن که پس از شروع راه و طی یک سال اول مجبور هستن تا بعضی اعداد و ارقام رو تغییر بدن. جای تغییر می کنه، ممکنه بعضی منابع پولی رو از دست بدین، بعضی وقتا هم خواست مشتری متفاوت از اون چیزی که تصور می کردین از آب در میاد!

اتفاقات ناخواسته جزئی از زندگی هر کارآفرین و مالکان کسب وکار هستن که نباید از اونا هراسید. اما اگه طرح تون بیشتر از ۴۷ صفحه باشه، تغییر همه بخشا و اصلاح ارقام ذکرشده در سراسر طرح تبدیل به کابوس میشه. پس بهتره که تا جایی که امکان داره کار رو آسون کنیم.

تنها در دو موقعیت به چیزی بیشتر از این یک صفحه نیاز دارین

موقعیت اول: جذب سرمایه از بانک، سرمایه گذار یا مؤسسه ی پولی

اگه به دنبال جذب منابع پولی از بانکا، سرمایه گذاران یا مؤسسات پولی هستین باید آماده ی جواب انگار به سؤالات احتمالی اونا باشین. ممکنه که اونا انتظار یک طرح تجاری با الگوی خاص رو داشته باشن که غیرمعمول نیس و نباید نگران تون کنه.

پس پیش از ارائه خواسته تون باید پاسخی واسه همه این سوالای احتمالی داشته باشین. با تهیه ی طرح تجاری سنتی از عهده ی این مرحله برمی آیید.

موقعیت دوم: وامای دولتی

واسه دریافت وامای دولتی هم باید دقیقا از الگوهای دلخواه اونا پیروی کنین. پس باید واسه جذب این سرمایه، به سؤالات موشکافانه ی اونا جواب بدین.

البته در اینجور موقعیتی طرح تجاری یک صفحه ای در کنار طرح تجاری سنتی جلوه ی فوق العاده ای داره. شاید به نظرتون کار سنگینی باشه اما با توجه به اینکه (طبق آمار بلومبرگ) از هر ۱۰ کارآفرین ۸ نفر با شکست روبرو می شن، پیشنهاد می شه که در شروع کار برنامه ریزی دقیقی داشته باشین.

سوالای اساسی در تهیه ی طرح تجاری یک صفحه ای

واسه تهیه طرح تجاری یک صفحه ای باید به ۱۰ سوال کلیدی جواب بدین. اگه این کار رو نکنین بی آگاهی لازم پیش خواهید رفت و احتمال شکست تون بیشتر می شه.

۱. فرصتی واسه استفاده هست؟

اولین مسئله ای که باید بشناسید و قادر به توضیح اون باشین، وقتیه که شناسایی کردین. فرصت همون چیزیه که ایده ی راه اندازی کسب وکار رو در سرتون انداخته و همون دلیلیه که وجود نیاز در بازار رو ثابت می کنه.

ممکنه فرصت، شناسایی بخشی از بازار باشه که بقیه از اون غافل مونده ان و شما توانایی پوشش اونو دارین؛ یا مشکلی عینی یا ذهنی در نگاه مشتریان که شما توانایی رفع اونو دارین.

بهتره معرفی فرصت رو در یک جمله خلاصه کنین. این جمله باید به اندازه ای روشن و متقاعدکننده باشه که خوانندگان طرح تون رو اونقدر مشتاق کنه که درجا بخوان در کسب وکارتان سرمایه گذاری کنن. شاید «درجا» کمی بزرگ نمایی آمیز باشه اما معرفی فرصت باید طوری باشه که خواننده اونو درک کنه و اشتیاق تون رو واسه پیگیری اینجور کسب وکاری منطقی بدونه.

مطلب مرتبط :   طراحی دکوراسیون اتاق خواب؛ چیجوری یک اتاق خواب دلپذیر داشته باشیم؟

۲. راه حل شما چیه؟

حال که به درک و توانایی مشخص کردن فرصتای کسب وکار خود دست پیدا کردین، چیجوری می خواید مشکل رو حل کنین؟ کسب وکارتان چه برنامه ای واسه رفع مشکل مصرف کنندگان یا انتقال حسی خوب به اونا داره؟

اینجا هم باید سعی کنین تا راه حل پیشنهادی تون رو در یک جمله بذارین. پس از یک جمله روشن و قاطع در جواب به «راه حل شما چیه؟»، می تونین برنامه تون رو واسه رفع مشکل مصرف کنندگان با جزئیات بیشتری توضیح بدین. بهتره در ۳ تا ۴ جمله قضیه رو روشن کنین. مثل عنوان یک کتاب، جمله اول باید خیلی گیرا، جذاب و نشون دهنده ی اصل ماجرا باشه. بعد با ورود به کتاب، جزئیات و شاخ وبرگ ماجرا مطرح می شه.

۳. مشتری هدف تون کیست؟

پس از شناسایی مشکل مشتری و راه حل اون، باید بازار هدف تون رو مشخص کنین.

سوال مهمی که باید به اون جواب بدین اینه که «راه حل تون رو به چه کسائی می فروشید؟» به مردمی که در حال گشت وگذار در مغازها، به دنبال یک بین وعده یا خوراکی آسون می گردن؟ به کسب وکارها؟ یا به هر دو؟ فراموش نکنین که ممکنه دو گروه جدا از هم از مشتریان رو هدف بگیرین.

مثلا یک دکه ی ذرت فروشی در مغازه به دو گروه خدمت می کنه. یکی مشتریان گذری که از دکه خرید می کنن، و دیگری تأمین کننده ای که ذرت موردنیاز دکه رو فراهم می کنه. شما می تونین با تأمین کننده ی خود واسه خرید ذرت در حجم بالا و به شکل پیوسته در ازای تخفیف مناسب صحبت کنین. شما ذرت تون رو با قیمت بهتری تهیه می کنین، درمقابل تأمین کننده از خرید پیوسته ی شما و درآمد به دلیل اون مطمئن میشه. پس بازار هدف، هم مشتری پایانی (کسائی که ذرت می خرن) و هم شریک هدفمند تون (کسی که از اون ذرت می خرید) رو در بر میگیره.

هرچه شناخت بهتر و بیشتری از این بخشِ کسب وکارتان داشته باشین، شریک احتمالی، سرمایه گذار یا کسائی رو که به دنبال اطلاعاتی از کسب وکارتان هستن، بهتر تحت اثر قرار میدید.

۴. رقبایتان چه کسائی هستن؟

حالا باید نگاهی دقیق به بازار بندازین و رقبای خود رو بشناسید. در منطقه شما کسب وکاری هست که محصول یا خدمتی مثل به چیزی که شما ارائه میدید، عرضه کنه؟ چه مدت از شروع فعالیت اونا میگذره؟ پایگاهی از مشتریان وفادار دارن؟ بر سر مشتریان یکسانی رقابت دارین؟ کیفیت محصول یا خدمت اونا در قیمتای برابر بهتر از محصول یا خدمت شماس؟

در این بخش با سوالای خیلی روبه رو میشید. باید به دقت درباره ۳ تا ۵ حریف اصلی تون تحقیق کنین، چون اطلاعاتی که به دست میارید پایه جواب به سوال بعدیه.

۵. چه چیز کسب وکارتان شما رو از کسب وکار رقبا جدا می کنه؟

تقلید نکنین! این کار شما رو به دردسر میندازه. پس از شناسایی رقبا باید مشخص کنین که چه چیزی شما رو از اونا جدا می کنه. اگه مشتریان، شرکا یا سرمایه گذاران تون فرقی بین شما و رقبایتان نبینند، چرا باید بخوان که با شما کار کنن؟!

می تونین فرق هاتون رو به روشای زیر بگید:

  • هسته ی کسب وکارتان طبق ی هدفی اجتماعی پایه گذاری شده.
  • محصول و خدمت شما واسه هر مشتری به طور جداگونه شخصی سازی شده.
  • محصول و خدمت شما به صرفه ترین در بازاره.
  • محصول و خدمت شما باعث صرفه جویی در زمان مشتری می شه.
  • محصول و خدمت شما نسبت به محصول رقبا کاربرد آسون تری داره.
  • محصول و خدمت شما سریع تر نتیجه می ده.
  • محصول و خدمت شما برند قابل اعتماد تریه.

هیچ یک از این جملات مناسب کسب وکارتان هست؟ اگه نه، خوب دراین باره فکر و فرقا و نقاط تمایزتان رو در ۲ تا ۳ جمله توضیح کنین.

کاری که باید در این بخش انجام بدین، مقایسه خود و عواملی کلیدیه که ثابت می کنن که شما می تونین به مشتریان بهتر خدمت کنین. بله! در طرح یک صفحه ای خود دلایل برتری تون رو بنویسین، شک نداشته باشین پشیمون نخواهید شد!

۶. همکاران تون چه کسائی هستن؟

شکی نیس که راه اندازی کسب وکار کار سختیه. اما اگه از بقیه کمک بگیریم، بار بزرگی از دوش مون ورداشته می شه. همکاران شما افرادی کلیدی هستن که راه اندازی و فعالیت کسب وکارتان رو ممکن می کنن؛ مثل کارکنان، شرکا، راهنمایان یا مربیان، اعضای خونواده یا هر کسی که در این راه به شما کمک می کنه.

بهتره هرچه زودتر بفهمین که می تونین واسه راه اندازی، اداره و پیشرفت ی کسب وکارتان روی چه کسائی حساب کنین. یک پیشنهاد سودمند واسه تون دارم؛ بهتره یک راهنما و الگو واسه خودتون پیدا کنین. این کار حتی ممکنه کسب وکار جدیدتون رو از شکست نجات بده!

مطلب مرتبط :   طرح ریزی گفت و گو؛ تکنیکی واسه حل مشکلات سازمانی 

۷. مأموریت شما چیه؟

حالا نوبت به مأموریت تون می رسه. مأموریت شما همون چیزیه که چه امروز و چه ۱۰۰ سال بعد، معرف کسب وکار شماس.

مثلا تولید لباسایی آسون تر واسه نوزادان می تونه یک مأموریت باشه، یا ارائه دوره های آموزشی واسه کارآفرینان با موضوع چگونگی راه اندازی یک کسب وکار بر مبنای امکانات شون.

مثلا، مأموریت «چه جوری» ارائه مطالبیه که به یادگیری، پیشرفت و موفقیت افراد کمک می کنه. مأموریت، عامل انگیزه واسه اضافه کردن ارزش به زندگی مشتریانه که پس ی اون خرید از کسب وکار شما رو واسه مشتری جذاب تر می کنه. پس مشخص کنین که چه چیز به کسب وکارتان معنا می ده؟

۸. چه جوری واسه کسب وکارتان بازاریابی می کنین؟

بازاریابی، یکی از سخت ترین و مهم ترین نگرانیای مالکان کسب وکاره که هر کارآفرینی با اون اختلاف داره (دست کم در برهه ای از زمان داشته).

بعضی از عادی ترین روشای بازاریابی عبارتند از:

  • نصب پارچه نوشت و بَنر در محلهای دور؛
  • خواسته از مشتریان الان واسه معرفی شما به بقیه؛
  • بازاریابی ایمیلی؛
  • بازاریابی در رسانه های اجتماعی؛
  • بازاریابی محتوا؛
  • اینترنتی (مثل پرداخت به ازای کلیک).

واسه شروع به ۲ یا ۳ روش از روشای بالا نیاز دارین. زیاده روی نکنین؛ اگه روشای زیادی رو به کار بگیرین، سردرگم میشید و منابع تون رو از دست میدید. به قول این ضرب المثل روسی: «اگه دو تا خرگوش رو دنبال کنی، به هیچ کدومش نمی رسی!»

می تونین از فیس بوک یا اینستاگرام واسه افزایش اعتبارتان استفاده کنین و از مشتریان تون واسه پستا و اجناس تون «لایک» بگیرین. با افزایش تعداد لایکا و درنتیجه اعتبار کسب وکار، می تونین پیشنهادات جدیدی ارائه کنین و مشتری رو قانع کنین که خریدهای بیشتری بکنه. پس از یه مدت، هر کاربری با مراجعه به صفحه شما با انبوهی از مشتریان خشنود رو به رو می شه که تأییدیه بر کیفیت محصول یا خدمتی که عرضه می کنین. یعنی با این کار اعتماد بقیه رو جلب می کنین.

می تونین از نرم افزارهای اینترنتیِ پرداخت به ازای هر کلیکی مثل Google Adwords استفاده کنین. این نوع از خدمات، کسب وکارتان رو در سایتای هدف تبلیغ می کنن و تنها درصورتی که اون تبلیغ کلیک شه، از شما پول می گیرن. می تونین واسه مشتریانی که به وسیله این نرم افزارهای به سایت شما هدایت شدن، پیشنهاد ثبت نام در خبرنامه رو بفرستید و پس از جلب اعتماد اونا و در فرصت مناسب به اونا پیشنهاد خرید بدین.

۹. درآمد پیش بینی شده ی شما چقدره؟

پول؛ پول حرف اول رو می زنه!

یکی دیگر از موارد خیلی مهمی که باید به اون بدین، میزان درآمدیه که کسب وکارتان ایجاد می کنه. یعنی پیش بینی تون از میزان فروش چقدره؟ این اعداد و ارقام باید واسه هر فصل و هر سال مشخص شن تا درک روشنی از چیزی که حقیقتا امکان پذیره به دست بیارین. این بررسیا اهمیت زیادی دارن چون باعث می شن که واسه پیشرفت و خرج کردن پول وسوسه نشید. استخدام کارمند درحالی که پولی واسه پرداخت حقوق ندارین، اصلا تصمیم خوبی نیس.

لزومی نداره که به جزئیاتی بدین که پس از ارائه طرح کسب وکارتان، دیگر کاری با اونا نخواهید داشت. در این مرحله کافیه که درک روشنی از چیزی که دست یافتنیه داشته باشین و بعد هدف گذاری کنین.

یک پیشنهاد ی مهم: واقع گرا باشین. همه دوست دارن که در سال اول بار خودشون رو ببندند، اما اینجور چیزی به کم اتفاق میفته. پس روراست باشین و خودتون رو واسه اهداف غیرواقعی تحت فشار نگذارید. شما کسب وکارتان رو راه میندازین، به کارتون ادامه میدید و واسه سالا از اون درآمد دارین، فقط باید شکیبا باشین.

۱۰. واسه کسب وکارتان چه اهدافی دارین؟

آخرین مورد که اصلا کم اهمیت نیس، تعیین ۳ مورد از مهم ترین اهدافیه که می خواید در کوتاه مدت و بلندمدت به اونا برسین. مثلا می خواید که ظرف یک سال مشتریان تون به چه تعدادی برسن؟ رسیدن به این رقم ممکنه؟ جواب این سؤال رو واسه ۱۰ سال و ۲۰ سال آینده هم مشخص کنین.

به جز تعداد مشتریان، می خواید چه کارهای مهم دیگری رو در کوتاه مدت و بلندمدت به انجام برسونین؟ در طرح خود ۳ مورد از اونا رو هم واسه کوتاه مدت و هم بلندمدت توضیح کنین. به قول یوگی برا (Yogi Berra) «اگه ندانید می خواید به کجا برسین، سر از ناکجا آباد در میارید!»

بی دودلی تهیه ی طرح تجاری کار بی زحمتی نیس. اما حالا میدونید که باید روی چه مواردی تمرکز کنین و اینکه لازم نیس به طرح تون بیهوده شاخ وبرگ بدین. فقط روی اطلاعاتی تمرکز کنین که مخاطب تون تشنه ی دانستن آنهاست، خلاصه و جمع وجور بنویسین و مطمئن باشین که طرح یک صفحه ای تون تاثیرگذاری زیادی داره.

برگرفته از: startupsavant

ایده خود رو به پول تبدیل کنین


۳۶۰۰۰تومن