پژوهش – بررسی مقایسه ای رابطه سرمایه اجتماعی با هویت ملی در دو شهر کرمانشاه و …

در ابتدا باید به مفهوم وجدان جمعی دورکیم پرداخته شود که شامل اعتقادات و احساسات مشترک در میان افراد یک جامعه واحد است که دستگاه معینی را شکل می‌دهد که حیات خاص خود را دارد (دورکیم، ۱۳۸۱: ۷۷) در واقع افراد از طریق اعلام وفاداری به این مجموعه اعتقادات و احساسات مشترک به شناسه‌ای دست می‌یابند که معرف افراد بوده و افراد خود را با آن می‌شناسند و بدان متعهد و منتسب می‌دانند و افراد تا زمانی که به این مجموعه اعتقادات و احساسات مشترکی دلبستگی دارند تضمین بقا دارند. این امر باعث می‌شود که با زوال یک نسل، ویژگی‌های اساسی وجدان جمعی حفظ شود. از سوی دیگر دورکیم دو نوع وجدان را از هم متمایز می‌سازد: وجدان عمومی و وجدان فردی. گرچه وجدان فردی پدیده‌ای منحصر به فرد است و جنبه بین‌الذهنی دارد از این‌رو وجدان جمعی و عمومی پیوندی تنگاتنگ دارد. دورکیم معتقد است که در جامعه ماقبل صنعتی بنابر وجود همانندی و مشابهت نظم اجتماعی مبتنی بر تقویت وجدان جمعی است و افراد زیر سلطه آن قرار دارند از این‌رو در جمع تحلیل می‌روند. اما در جامعه صنعتی بنابر وجود تفاوت‌پذیری‌های ناشی از تقسیم کار و تخصص گرایی فرد از جمع متمایز شده و هویت فردی اهمیت می‌یابد. دورکیم معتقد است که در این جابه‌جا کردن تاکید بر تشابه پذیری و همانندی در احساسات و افکار مشترک و تحلیل وجدان فردی در وجدان جمعی بایستی بر همبستگی بین گروهی و تعهدات متقابل حرفه‌ای یا مذهب مدنی تاکید شود (عبداللهی، ۶۶)
به نظر دورکیم در همبستگی ارگانیکی هویت جمعی از بین نمی‌رود بلکه ضمن تقویت جنبه‌های فردی زندگی این هویت تعمیم و گسترش می‌یابد یعنی از وضعیت خرد به هویت کلان جمعی میل می‌کند (دورکیم، ۶۶)
پس با توجه به اینکه آرای دورکیم متاثر از دیدگاه تکاملگرایی است از این‌رو وقتی انسجام مکانیکی جای خود را به انسجام ارگانیکی می‌دهد هویت جمعی نیز از نوع حد و محلی به کلان متحول می‌شود و به همین دلیل دورکیم نگاه تکاملی و تدریجی دارد و هویت جمعی را از منظری لغاد پردازانه و مبتنی بر شعور متعارف می‌داند یعنی او برای جماعت‌های انسانی موجودیتی زیست‌مند قائل است (جیکینز، ۱۳۸۱: ۲۱۰)
پس دورکیم به نوعی نشان می‌دهد با تخصصی شدن مشاغل و تقسیم کار و تراکم اخلاقی هویت از سطح خرد و قبیله‌ای بر کلان تبدیل می‌شود و هویت ملی هم زیر مجموعه هویت کلان است وی همچنین با طرح راه حل عضویت در اصناف و سندیکاها به نوعی به فاکتور مشارکت نهفته در سرمایه اجتماعی می‌پردازد.
در تشریح رابطه سرمایه اجتماعی با هویت ملی آرای پارسونز و تفسیر خاص چلپی از این دیدگاه از راه گشاترین موضوعات است.
در مدل پارسونز مساله تعمیم ساختاری در وجه ادخال حائز اهمیت است. در جوامع معاصری که هرکدام تا حدی شاهد گروه بندی اجتماعی و تکثرگروهی بوده‌اند به همان نسبت مساله ادخال برای اجتماع جامعه‌ای اهمیت دارد. یعنی اینکه رابطه گروهها صرفا در بعد ابزاری و مبادله‌ای باقی نمی‌ماند بلکه به دنبال روابط مبادله‌ای و وابستگی متقابل دو بعد ابزاری با یکدیگر، گروهها، ماها و اجتماعات از لحاظ عاطفی و هنجاری بر روی یکدیگر باز می‌شوند. با بازشدن گروهها و اجتماعات نسبت به یکدیگر و از نظر روابط متقابل و عضویت‌های مشترک و امکان ادخال گروهها در یکدیگر و بالتبع جامعه شدن اجتماع جامعه‌ای میسر می‌شود با ادخال گروهها در ما کل زمینه برای عمده و مهم شدن هویت جامعه‌ای نسبت به سایر هویت‌های جمعی مثل هویت خانوادگی- محله‌ای، فردی و زبانی و سازمانی فراهم می‌شود و زمینه برای تحت‌الشعاع قرار گفتن سایر هویت‌های جمعی نسبت به هویت جامعه‌ای (ملی) مهیا می‌شود و همبستگی اجتماعی با خودی به غریبه‌ها بسط می‌یابد و برادری قبیله‌ای جای خود را به برادری با همه می‌دهد پس ادخال اجتماعی به همراه خود زمینه عینی را برای بسط اعتماد اجتماعی متقابل فراهم کرده و اجازه می‌دهد که تعاملات اجتماعی در جامعه به صورت گسترده، روان و بیشتر با سوی‌گیری عام گرایانه جاری و ساری شود. (چلپی، ۱۳۷۵، ص ۳۰ و۲۹)
در آرای پارسونز به تأسی از چلپی هویت جامعه‌ای معادل هویت ملی آورده شده است و هرچه مشارکت و ادخال اجتماعی بیشتر باشد سطح روابط از درون گروهی به برون گروهی ارتقا می‌یابد. آنچه در جوامع امروزی اهمیت فراوان دارد انسجام کل است و پیش نیاز اولیه چنین انسجامی در مرحله اول نفوذ اجتماع طبیعی در انواع تعاملات اجتماعی است و پیش شرط دوم افزایش پل‌های ارتباطی است. که باعث گسترش شبکه تعاملات اجتماعی و تقویت روابط برون گروهی است و به نسبتی که تعاملات بین گروهی متراکم شود انسجام کل هم تقویت شود و هویت ملی نسبت به سایر هویتها برتری می‌یابد و عمده شود که در اینصورت میزان عام‌گرایی افزایش می‌یابد (همان، ۱۰۰و۹۹) پس هر چه مشارکت، عضویت و تعامل اجتماعی بیشتر شود هویت ملی مورد تأیید قرار می‌گیرد.
توسعه شبکه روابط اجتماعی با ادخال فزاینده غریبه‌ها در ادخال جامعه‌ای همراه است ادخالی که گذر تدریجی از همبستگی محولی یا قدیم به همبستگی جدید و عام و برون گروهی را میسر می‌سازد. در این فرآیند هویت ملی به هزینه سایر هویت‌های جمعی و محلی تقویت می‌شود و به همراه آن احساس تعلق به اجتماع عام و احساس تکلیف شهروندی تقویت می‌شود. در فرآیند توسعه اجتماعی میزان و فراوانی عضویت اعضای جامعه در گروهها، سازمانها و انجمن‌های مختلف در جامعه افزایش می‌یابد و آ

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

مادگی برای برقراری ارتباط با هرکس بیشتر می‌شود. در این فرآیند اعتقاد اجتماعی متقابل تعمیم می‌پذیرد و غیرخودی در روابط اجتماعی دیگر دشمن بالقوه تلقی نمی‌شود (همان، ۱۹۷و۱۹۶)
دسته دوم: تعاملگرایان اجتماعی
هنری تاجفل اشاره می‌کند که هویت افراد از عضویت آنها در گروه‌های خاص ناشی می‌شود و مردم خودشان را بیشتر به عنوان عضو گروههای اجتماعی و کمتر به عنوان فرد در نظر می‌گیرند یعنی فرد آنهایی را که به آن تعلق دارد به عنوان درون گروه و آنهایی را که تعلق ندارد برون گروه می‌داند و هویت اجتماعی آن بخش از برداشت فرد از خود است که از آگاهی او نسبت به عضویت در گروههای اجتماعی همراه با اهمیت ارزشی و احساسی است. پس این سرمایه اجتماعی و شاخص‌های آن است که هویت ملی را به عنوان فراگیرترین بعد از هویت اجتماعی متاثر می‌سازد پس مشاهده می‌شود که تاجفل هویت اجتماعی و ملی را با عضویت گروهی پیوند می‌زند و عضویت گروهی را متشکل از سه عنصر می‌داند:

  1. عنصر شناختی یا آگاهی از اینکه فرد به یک گروه تعلق دارد.
  2. عنصر ارزشی یا فرض‌هایی درباره پیامدهای ارزشی مثبت و منفی عضویت گروهی
  3. عنصر احساسی یا احساسات نسبت به گروه و افراد دیگر. (گل محمدی، ۱۳۸۱، ۲۴و ۲۲۳)

بر این اساس هویت معطوف است به بازشناسی مرزمیان خودی و بیگانه که عمدتا از طریق هم‌سنجی‌های اجتماعی و انفکاک درون گروه از برون گروه ممکن می‌شود. از این دیدگاه هویت مفهومی است که دنیای درونی و شخصی را با فضای جمعی اشکال فرهنگی و روابط اجتماعی ترکیب می‌کند.
جورج هربرت میدهم که پرچم‌دار نظریه هویت اجتماعی است که فرآیند دستیابی فرد به احساس و برداشتی کامل از خویشتن را بررسی می‌کند و هر فرد هویت یا خویشتن خود را از طریق سازماندهی نگرش‌های فردی دیگران در قالب نگرش‌های سازمان یافته اجتماعی و گروهی شکل می‌دهد (همان: ۲۲۳) مید شکل‌گیری خود هویت افراد را مقوله‌ای اجتماعی می‌داند که از راه ارتباط و کنش با دیگران حاصل می‌شود.
دسته سوم: تغییر مفهوم فضا، زمان، مکان:
گیدنز به مفهوم خود که معادل مفهوم هویت است پرداخته است و معتقد است خود مفهوم منفعلی نیست که صرفا تحت تاثیرات بیرونی شکل گرفته باشد. افراد صفن ساختن و پرداختن هویت شخصی خویش، صرف نظر از کیفیت محلی یا موضعی اعمال و افعال آنها به طور مستقیم در ایجاد و اعتلای برخی از تاثیرات جهانی نیز مشارکت دارند (گیدنز، ۱۳۸۳: ۱۶)
هویت شخصی برخلاف خود به عنوان پدیده‌ای عام، مستلزم آگاهی بازتابی است و فرد باید آنرا به طور مداوم و روزمره ایجاد کند و در فعالیت‌های بازتابی خود مورد حفاظت قرار دهد. پس هویت شخصی یعنی همین تداوم اما به صورت بازتاب تفسیری که شخص از آن به عمل آورده است و این تعبیر از شخص در فرهنگهای مختلف متفاوت است و توانایی کاربرد لفظ من در متن‌های متفاوت ابتدایی‌ترین شکل بازتابی مفهوم شخص بودن است (همان، ۸۱)
گیدنز معتقد است شرط اساسی تدارک هویت شخصی، استقرار اعتقاد بنیادین است و هویت پدیده‌ای عام است که مستلزم آگاهی بازتابی است و با توسعه ارتباطات جمعی به خصوص رسانه‌های الکترونیک، تداخل هویت‌های شخصی و نظام‌های اجتماعی تا حد معیارهای جهانی و عام محسوس بوده است (بخشی، ۱۳۸۶: ۶۶)
این دسته از تئوری‌ها با برجستگی آرای گیدنز در باب تعاریف جدید از زمان، مکان و فضا است. یعنی برخلاف گذشته، در مدرنیته انسان با کسانی ارتباط دارد که در فضا و مکان دیگری زندگی می‌کنند و به نوعی از جا کنده می‌شود یعنی از قید عملکردهای محلی رها شده و در این هنگام است که هویت ملی شکل می‌گیرد.
در جوامع سنتی فضا کاملا زیر سلطه مکان بود. از این‌رو فضای سنتی با قلمرو مکانی انطباق داشت و با علایم و سفانه‌های مکان پر می‌شد. اعمال و کردارهایی که هم مکان‌مند و این پیوند تنگاتنگ فضا و زمان با مکان گستره روابط اجتماعی را تنگ می‌کرد و زمینه‌ساز شکل‌گیری واحدهای کوچکی مثل منطقه و محله و ایل بود و وجه غالب روابط اجتماعی را روابط مستقیم و چهره به چهره را تشکیل می‌دادند اما بر اثر فرآیند تجدد این امکان فراه شد تا انسان‌ها از سلطه محدود کننده و دایره تنگ مکان رهایی یافته و در گستره بسیار پهناور فضا و زمان با یکدیگر رابطه برقرار کنند (گل‌محمدی، ۱۳۸۱: ۲۳۴)
همچنین باید به دو نوع اعتقاد هم اشاره کرد اول اعتقاد بنیادین که اشاره به نگرشی دارد که نسبت به خود و دنیای پیرامون که رفتار و اعمال ما را مورد اثر قرار می‌دهد و موجب تقویت تفکری می‌گردد که افراد و امور جهان قابل اعتماد هستند و بر استقرار و ثبات آن صحه می‌گذارد (گیدنز، ۱۳۷۸، ۶۸) و شرط اساسی بودن هویتی شخصی‌ است.
در دوره سنتی اعتقاد و حضور در جامعه در سطح محلی بوده است اما با ورود مدرنیته اعتقاد عام شکل می‌گیرد که منظور از آن داشتن حسن ظن به افراد جامعه است و جدای از تعلقات قومی و قبیله‌ای است و در سطح ملی شکل می‌گیرد.
اعتقاد تعمیم یافته به عنوان وجهی از سرمایه اجتماعی جدید زمانی شکل می‌گیرد که شهروندان در جامعه مشارکت داشته باشند. اعتماد عام به اصحاب تخصص یکی از مؤلفه‌های سرمایه اجتماعی برون گروه و جدید است که پایه حیات اجتماعی است (عبداللهی و موسوی، ۱۳۸۶: ۲۰۱)
دسته چهارم: نظریه‌های سرمایه اجتماعی
این دسته از تئوری‌های برآمد از درون تئوری‌های سرمایه اجتماعی است که در زیر خواهد آمد.
پوتنام که
در باب سرمایه اجتماعی آثار فراوانی دارد در تعریف سرمایه اجتماعی می‌گوید:
سرمایه اجتماعی ترکیبی از شبکه‌ها و هنجارها و اعتقاد است که مشارکت را امکان‌پذیر می‌سازد و کنش متقابل را تشهیل می‌کند و امکان رسیدن به اهداف عینی را بالا می‌برد و فعالیتهای شهروندی، تعاون و همکاری رسمی و غیررسمی و فعالیت‌های مدنی است (ushaner, and dekker, 2001, 45)
پوتنام سرمایه اجتماعی را به درون خانواده گروهی و برون گروهی تقسیم می‌کند که در آن سرمایه اجتماعی را معادل سرمایه اجتماعی عام و فراگیر و سرمایه اجتماعی و درون گروهی را معادل انحصاری می‌داند. که برگرفته از آرای ولکاک است. پوتنام سرمایه اجتماعی خاصی را بر پایه فامیلی، دوستی‌ها و آشنایی‌های نزدیک می‌داند که حالت درون گروهی دارد و با تقویت همگونی و هویت ویژه افراد هم طبقه آنها را پیوند می‌دهد و برعکس سرمایه اجتماعی عام یا پل زن افراد غریبه‌تری را که در حوزه‌های خود فعالند و هویت‌های ناهمگون دارند به طور گسترده پیوند می‌دهد (فیلد، ۱۳۸۵: ۱۰۲و۱۰۱) و جامعه مدنی اوج سرمایه برون گروه است. نان لین هم به جای سرمایه اجتماعی درون گروه و برون گروه پوتنام و انحصاری و پل زن ولکاک، تعبیر ارتباطات قوی و ضعیف را مطرح می‌کند.
در نظر لین ارتباطات قوی در شرکت‌های فامیلی یا متشکل از دوستان منبع مناسبی برای کاریابی بوده است. یعنی ارتباطات قومی پیرو اصل هموفیلی است یعنی گردآوری افراد از طبقات مختلف اجتماعی و فرهنگی که برای رسیدن به اهداف مشترک سودمند است و ارتباطات ضعیف در مورد اهداف ابزاری برای نیل به منابع جدید برون اتکا به ارزش‌های مشترک
است (همان، ۱۰۳)
پس سرمایه اجتماعی درون گروه به تقویت ریشه‌های دوستی و مودت خانوادگی و قبیله‌ای منتهی می‌شود اما سرمایه اجتماعی برون گروه هدف را در شکستن حصار خودی و بیگانه و دستیابی به بالاترین سطح هویت یعنی هویت ملی منجر می‌شود. متغیرهای الگویی پارسونز هم مأخذ مناسبی برای مفهوم برون گروه یا درون گروه است که برون گروه از ویژگی‌های جامعه مدرن است که عام‌گرایی و پیوستن به جمع و اجتماع برجسته می‌شود و درون گروه هم اشاره به جامعه سنتی همراه با توجه به دایره محصور قوم و قبیله است. در نظر پارسونز اجتماع جامعه‌ای در سطح کلان نماد انسجام جمعی عام و وحدت ملی است و هرچه شبکه روابط گسترده‌تر شود و عضویت‌ها در گروه‌های مختلف افزایش یابد هویت ملی برجسته‌تر و بیشتر جلوه می‌کند.
فوکویامی هم در بحث از اعتقاد که یکی از عناصر مهم سرمایه اجتماعی است اصطلاح شعاع اعتقاد را مطرح می‌کند که اشاره دارد که: تمام اشکال و گروه‌های فرهنگی و اجتماعی مثل قبایل، عشایر، مجامع روستایی و فرقه‌های دینی که بر هنجارهای مشترک مبتنی هستند و از این هنجارها برای تحقق اهداف مشترک استفاده می‌کند و یک امتیاز منفی است چون چنین گروهی شعاع اعتقادش پایین است و اغلب همبستگی درون گروهی آثار منفی دارد. در بسیاری از جوامع آمریکای لاتین باریک بودن شعاع اعتقاد نوعی نظام اخلاقی دوگانه تولید کرده که در آن خوش‌رفتاری با خانواده و دوستان و روابط شخصی وجود دارد اما سهم عرصه عمومی نازل است (فوکویامی، ۱۳۸۴، ۱۷۸) در نظر فوکویاما هنجارهای حمایت کننده از روابط متقابل که از ساختار اجتماعی ناشی می‌شود سرمایه اجتماعی اصیل است.
هویت ملی یا جامعه‌ای همانطور که گفته شد ریشه در به وجود آمدن دولت- ملتهای جدید و تحولات قرون اخیر است که مسیر از هویت قومی و محلی به هویت ملی سیر کرده است و روند جهانی شدن هم داعیه‌دار هویت‌های جهان وطنی است. اما هویت ملی به عنوان بالاترین سطح هویت اجتماعی اصالتا مرتبط با نقش‌های افراد عضویت ایشان در گروه‌های مختلف است یعنی هرچه عضویت در گروه‌هایی با عناوین و وظایف فرا فردی و فراقومی باشد نیل به هویت ملی سریعتر می‌شود و هویت ملی و ارتقای آن هم موجب انسجام کل جامعه خواهد شد.
فصل سوم:
روش اجرای تحقیق
مقدمه:
در این بخش درصدد پاسخ به این سئوال است که طرح مورد تحقیق چه بوده و بر اساس چه روشی انجام گرفته و از چه ابزاری استفاده شده است. نوع مطالعه، جامعه مورد مطالعه، معیارهای انتخاب افراد مورد مطالعه، روش نمونه‌گیری، حجم نمونه و شیوه محاسبه آن، مکان و زمان انجام مطالعه، جدول متغیرها، مواد مورد استفاده همراه با شرکت سازنده روش جمع‌آوری داده‌ها و روش (روشهای) تجزیه و تحلیل داده‌ها به تفصیل بیان می‌شود.
در هرپژوهش خاصی می توان مجموعه ای از روش ها را به کار گرفت، مورد پژوهی، پیمایش، آزمایش و … . پیمایش مجموعه ای منظم از داده هاست که درباره متغیرها یا خصوصیات یکسان دست کم دو مورد، اطلاعاتی جمع آوری می شود و به یک ماتریسی از داده ها می رسیم (دواس، ۱۳۸۲: ۱۴- ۱۵). پژوهش حاضر با روش پیمایش[۱] انجام شده است.
۳-۱- جامعه آماری

سایت مقالات فارسی – بررسی مقایسه ای رابطه سرمایه اجتماعی با هویت ملی در دو شهر …

جاناتان ترنر به نقل از دورکیم می‌گوید انسجام وقتی رخ می‌دهد که عواطف افراد به وسیله نمادهای فرهنگی تنظیم شوند، جاییکه افراد متصل به جماعت، اجتماعی شده باشند، جاییکه کنش‌ها تنظیم شده و به وسیله هنجارها هماهنگ شده‌اند و جاییکه نابرابریها قانونی تصور می‌شود(اکبری ؛۱۷:۱۳۸۳).
بنابراین جوامع مادامیکه جمعیت آنها اندک بوده و جوامعی ساده با باورها و ارزشهای محدود و ساده بودند انسجام در آنها مکانیکی بوده است اما دورکیم معتقد است جوامع سنتی در روند تکاملی خود تحت تاثیر عواملی، تغییراتی را در خود پذیرا می‌شوند مهمترین این عوامل از نظر دورکیم پیشرفت تقسیم کار است که باعث تحولی عظیم در این جوامع گشته و در حقیقت بدلیل تقسیم کار است که جامعه سنتی مبتنی بر انسجام مکانیکی به جامعه صنعتی مبتنی بر همبستگی ارگانیکی تبدیل می‌گردد(همان :۱۸).
لذا وجود تقسیم کار است که جامعه‌ای با ماهیتی سنتی را به جامعه‌ای دگرگون شده و با ماهیتی صنعتی بدل می‌کند. تقسیم کار هر چه پیچیده‌تر و تخصصی‌تر می‌شود توافق روی دایره‌‌های اخلاقی کاهش می‌یابد و تمایزات بین افراد رشد میکند وفاق حاصل از انسجام مکانیکی جای خود را به وفاق جدیدی می‌دهد که برخاسته از انسجام ارگانیکی نظم جدید است (همان :۱۸). اما در این زمینه که چه چیزی تقسیم کار را ایجاد و تشدید می‌کند دورکیم می‌گوید «بین تراکم مادی و تراکم اخلاقی پیوند نزدیکی وجود دارد به گونه‌ای که با افزایش تراکم مادی دورکیم به عناصری چون افزایش تراکم جمعیت، افزایش و تشکیل شهرنشینی، تعداد و سرعت راه‌‌های ارتباطی و حمل و نقل اشاره دارد». دورکیم معتقد است وقتی جامعه‌ای افزایش یافته متنوع می‌گردد. رشد و افزایش تعاملات افراد به پیچیدگی و تخصصی‌تر شدن تقسیم کار و تراکم اخلاقی می‌انجامد و به تعبیر گی‌روشه از این جریان متحرک عمومی، لاجرم درجه بسیار بالایی از فرهنگ حاصل خواهد شد. و بنا براین همین شدت روابط است که تمدن را در جوامعی می‌سازد که انسجامش دیگر از نوع ارگانیکی است.(همان :۱۸-۱۹).
۳-مشارکت اجتماعی:
واژه مشارکت یک کلمه‌ی عربی و بر وزن مفاعله است. مشارکت در فرهنگ معین به معنای شرکت دادن، انبازی کردن و همین طور به معنای تعیین سود یا زیان دو یا چند تن که با سرمایه ی‌‌های معین در زمانهای مشخص به بازرگانی پرداخته‌اند آمده است .دهخدا نیز در لغت نامه‌ی خود این مفهوم را مأخوذ از تازی و به معنی شراکت و انبازی کردن و حصه‌داری و بهره‌برداری میداند.(اکبری؛ ۲۷:۱۳۸۳) همچنین عده‌ای مشارکت را از لحاظ لغوی به معنی کمک فعال و واقعی مشخص به یک عمل می‌دانند. آلن بیرو می‌گوید: «مشارکت به معنای سهمی در چیزی یافتن و از آن سود بردن و یا در گروهی شرکت جستن و بنابراین با آن همکاری داشتن است، به همین جهت از دیدگاه جامعه شناسی باید بین مشارکت بعنوان حالت یا وضع (امر شرکت کردن) و مشارکت بعنوان عمل و تعهد مشارکت) تمیز قائل شده واژه مشارکت معادل واژه «participation» لاتین است که از حیث لغوی به معنای درگیری و تجمع برای منظور خاص می‌باشد. در فرهنگ بین‌المللی و بستر معانی زیر برای اصطلاح «participation» آمده است: عمل یا وضعیت شرکت جستن، بهره‌وری در چیزی، مشارکت بر اساس رابطه خویشاوندی که بیش از یک نفر در آن شرکت داشته باشند.(همان :۲۸-۲۷)
امامفهوم مشارکت قدمتی به درازای تاریخ زندگی اجتماعی بشر دارد که در طول حیات طولانی خود روند تکامل و دگرگونی را پشت سرگذاشته و به اقتضای شرایط زمانی و مکانی خود تعاریف مختلفی به خود دیده است. کائوتری اعتقاد دارد که مشارکت به قدمت تاریخ بشری پیشینه دارد چرا که نظر و عمل مشارکت در بطن هر جامعه و در مفاهیمی چون دلبستگی، اتحاد، همکاری، انجمن و مانند آنها نهفته است و از قدیم شالوده پیدایش اجتماعی ـ انسان شناختی نوع بشر تلقی شده است(اکبری؛ ۲۸:۱۳۸۳). به نظر هال تعارض بین دیدگاههای عمل گرایانه و دیدگاههای عمدتا فلسفی از مشارکت موجب شده است که مفهوم مشارکت تبدیل به یک مفهوم چند وجهی شود و در طی زمان با معنای متفاوتی هویدا شود.(ازکیا و غفاری؛ ۱۸۳:۱۳۸۰).
به دلیل همین پیچیدگی است که تعریف واحدی از مفهوم مشارکت نمی‌توان یافت که همه صاحبنظران روی آن توافق داشته باشند، لذا تعاریف گوناگونی از مشارکت در حوزه‌‌های مختلف علوم انسانی وجود دارد که به ذکر تعدادی از آنها مبادرت خواهیم کرد:
همچنین در تعریف مشارکت گفته شده: «مشارکت مردمی به معنای کوشش و تلاش جمعی در یک چارچوب سازمانی است که اعضا با ائتلاف منابع در صدد دستیابی به اهداف خودشان هستند. در نتیجه، مشارکت فرایندی فعال است که هر یک از مشارکت‌کنندگان به واسطه اندیشه، تأمل و نظارت فعالشان به اقدام و عمل مشارکتی ترغیب می‌شوند».
بنابراین مشارکت اجتماعی را می‌توان فرایند سازمان یافته‌ای دانست که از سوی افراد جامعه به صورت آگاهانه، داوطلبانه و جمعی با در نظر داشتن هدف‌‌های معین و مشخص به منظور سهیم شدن در منابع قدرت انجام می‌گیرد. شهود چنین مشارکتی، وجود نهادهای مشارکتی چون انجمن‌ها، گروه‌ها، سازمان‌‌های محلی و غیر دولتی است .(همان، ۲۹۳).
۲-۱۵-پیشینه تحقیقات داخلی:
حبیب احمدلودر پژوهشی با عنوان بررسی رابطه میزان هویت ملی و هویت قومی در بین جوانان تبریز درصدد پاسخگویی به این سوالات است :
۱- میزان گرایش به هویت قومی در بین جوانان چقدر است ؟
۲- میزان گرایش به هویت ملی چقدر است ؟

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

/>۳- آیا بین میزان هویت قومی و میزان هویت ملی جوانان رابطه ای برقرار است؟
نتایج پژوهش نشان میدهد افراد دارای هویت های گوناگونی هستند و این هویت ها لزوما در مقابل یکدیگر قرار نمی گیرند افراد از هویت های گوناگون خود به عنوان بسته های اطلاعاتی استفاده کرده و در موقعیت های کنشی مقتضی از آنها سود می جویند . هویت ملی و هویت قومی نیز دو نوع هویت جمعی هستند که افراد در طی اجتماعی شدن آنها را درونی کرده و جزئی از شخصیت خود را می سازند و از آنان در موقعیت های خاصی استفاده میکنند . بنابراین تناقضی بین این دو نوع از هویت وجود ندارد.
:
عثمان حسین بر در ۱۳۸۱ به بررسی عوامل موثر بر نگرش دانشجویان بلوچ به هویت ملی میپردازد و با استفاده از روش پیمایش و تکنیک پرسشنامه به این نتایج می رسد که نگرش دانشجویان به ملت و سرزمین متوسط اما نسبت به دولت بی تفاوت بوده اند. در سطح هویت ملی حاکم بی تفاوتی منتج شده که دلیل ان عدم تخصیص امکانات به طور مساوی بین اقوام و علی الخصوص اقلی تهای مذهبی بوده است
است .
مهرداد فرخی در سال ۱۳۸۲ به بررسی رابطه الگوی مصرف پوشاک و ارتباطش با هویت اجتماعی پرداخته است وی با استفاده از نظریات بوردیو و گیدنز به این نتیجه رسیده است که الگوی خریددر چهار فضای اجتماعی مختلف که حاصل تقاطع دو محور سرمایه.فرهنگی و سرمایه اقتصادی شکل می گیرد. افر اد قرار گرفته در داخل هر یک ا ز این چهار فضای اجتماعی دارای سلایق نزدیک به هم در خرید. لباس و شکلگیریهای شود.
متف
انی.
پزوهشهای اخیر د رمورد انواع هویت همواره ارتباط واضحی را بین هویت های پیشرفته ومقیاسهای مختلف رشد نشان داده اند به خصوص هویت موفق با سطح رشد خود تئوری عملیات صوری یا انتزاعی قضاوت اخلاقی ومتبع کنبرل ارتباط مثبتی را نشان داده است همچنین افرادی با این نوع هویتها از لحاظ روانی حال خوبی داشته وسازگاری روانی سالمی دارند از لحاظ کنار امدن با مسائل به نحو مناسب عمل نموده وکارامدی شخصی بالاتری را نشان داده واضطراب کمتری دارند .پژوهشهای دیگر نشان داده اند که دانشجویان باهویت زود رس د رارتباطات فردی خود به شدت کلیشه ای رفتار کرده ودر بیان فردی کارامدی فردی ضعیف واز پیچیدگی شناختی پایین تری دارن دوبرعکس دانشجویانی که هویت موفقی دارند مشخصاتی از قبیل احترام به خود در سطح بالا داشته ودر مقابل استرس انعطاف پذیری داشته واقدام به تصمیم گیریهای سنجیده ومتفکرانه ای مینماید ونسبت به ان متعهد میباشد پژوهشهای انجام شده توسط ارشر ۱۹۹۲ حاکی است که بین دختران وپسران در نوع هویت تفاوت معنادار وجود دارد ارشر خاطر نشان میسازد که جریان تشکیل هویت در دختران امکان دارد به علت موانع خارجی یا محیطی مشکل تر ودردناکتر از پسران باشد همچنین ارشر د ر ۱۹۹۲ به این نتیجه رسید که پسران د رکلاسهای ۱۰ ۸ ۶ ۱۲ تقریبا هیج ارتباطی بین هویت شغلی وخانواده نمیبیند .پزوهش انجام شده توسط المال ۱۳۷۵ حاکی است که از بین عوامل جامعه پذیری دوعا مل خانواده ومدرسه بیش از سایر عوامل درشکل گیری هویت فرهنگی موثر است ضمنا موقعیت اجتماعی دانش اموزان در این جامعه اماری تاثیر مهم ی در هویت فرهنگی ندارد
رد .
پژوهش انجام شده توسط رزازی فر ۱۳۷۶ پیرامون هویت ملی در شهرستان مشهد حاکی از ان است که احساس عدالت وعام گرایی از عوامل موثر بر هویت ملی هستند این پژهش برروی ۳۰۳ نفر از جوانان ۱۸ سال یه بالای مشهدی انجام گرفته است در بررسی جامعه شناختی ابعاد هویت د انشجویان دانشگاه علامه طباطبایی یافته ها نشان میدهد که بین وضعیت اقتصادی اجتماعی میزان تبعیضات میزان دین داری وهویت ملی دابطه معنادار وجود دارد دربررسی تعیین کنندهای هویت یابی والگوگزینی در میان دانش اموزان دبیرستانی شیراز که تعدادشان ۶ ۲۳ نفر بوده است مشخص شد که مهمترین وعمده ترین الگوهای رفتاری نوجوانان والدین انها دوستانشان ومعلمین بوده وپس ازان شخصیت های مذهبی هنرمندان ورزشکاران نویسندگان دانشمندان ودر اخر نیز شخصیت های تاریخی مطرح میباشد.
اشد
سوالاتی که دراین پایان نامه بدان پاسخ داده می شود چنین است : ۱ – میزان گرایش به هویت قومی در بین جوانان ترک چقدر است ؟ ۲- میزان گرایش به هویت ملی در بین جوانان ترک چقدر است ؟ ۳ – آیا بین میزان هویت قومی و میزان هویت ملی جوانان رابطه ای وجود دارد؟
نتایج نشان می دهد : که افراد دارای هویتهای گوناگونی هستند و این هویتها لزوما در مقابل همدیگر قرار نمی گیرند. افراد از هویتهای گوناگون خود به عنوان بسته های اطلاعاتی استفاده کرده و در موقعیتهای کنشی مقتضی از آنها سود می جویند. هویت ملی و هویت قومی نیز دو نوع هویت جمعی هستند که افراد در طی اجتماعی شدن آنها را درونی کرده و جزئی از شخصیت خود را می سازند و از آنان در موقعیتهای مقتضی استفاده می کنند. بنابراین افراد تناقضی بین این دو نوع هویت درک نمی کنند.
بررسی هویت ملی و ابعاد آن به عنوان نوعی هویت از بعد جامعه‌شناسی هدف این تحقیق است همچون شناخت عوامل موثر بر هویت جمعی و تاثیر دو عامل عمده عامگرایی و عدالت توزیعی پرداخته شده است . برای سنجش فرضیات تحقیق تعداد ۳۰۳ نفر پاسخگو در مطقه شهر مشهد به روش نمونه‌گیری تصادفی سیستماتیک انتخاب و مرود مصاحبه قرار گرفته‌و داده‌های بدست آمده در این بررسی با استفاده از روشهای آماری همبستگی دو متغیری، رگرسیون چند متغیری، آنالیز واریانس ، آزمون I – lest و تحلیل مسیر تحلیل شده‌اند. یافته‌های تحقیق نش
ان می‌دهد چهار بعد هویت ملی (ارزشهای ملی – دینی – جامعه‌ای – انسانی) همبستگی بالایی با یکدیگر داشته و احساس عدالت توزیعی و عام‌گرایی در سطح معنی‌داریی بالایی با هویت ملی همبستگی دارند، نتایج حاصله نشان می‌دهد دو عنصر پایبندی ملی (نظری) تعهد ملی (عملی) با همبستگی بالا با یکدیگر بعنوان عناصر تشکیل دهنده هویت ملی مورد تایید می‌باشد
هدف از این تحقیق بررسی هویت ملی و مذهبی جوانان مشهدی (سن ۱۸-۲۴ سال) و تاثیر روابط اجتماعی بر آن می‌باشد. که جواب دادن به دو سئوال زیر را دنبال کرده است : -۱ میزان پایبندی نظری و علمی جوانان به مذهب و ملیت چقدر است ؟ -۲ روابط اجتماعی چه تاثیری بر هویت ملی و مذهبی جوانان دارد؟ بدین منظور تیپ ایده‌آل هویت ملی و مذهبی ساخته شد. (مجموعا چهار تیپ ایده‌آل، پایبندی نظری به مذهب ، پایبندی عملی به مذهب ، پایبندی نظری به ملیت و پایبندی عملی به ملیت) فرضیات اساسی تحقیق عبارتند از: نوع روابط اجتماعی جوانان در خانواده، مدرسه، جمع دوستان و اماکن مذهبی و ویژگیهای شخصی و تماشای تلویزیون بر هویت مذهبی و ملی تاثیر مستقیم دارند. روش تحقیق پیماشی و تکنیک جمع‌آوری از طریق مصاحبه‌های عمیق و پرسشنامه بوده است . جامعه آماری تمام جوانان (زن و مرد) سن ۱۸-۲۴ سال ساکن مشهد می‌باشد. نمونه‌گیری، طبقه‌ای و تصادفی ساده با حجم نمونه ۴۶۴ نفر در سطح مناطق ده‌گانه مشهد می‌باشد. نتایج بدست آمده عبارتند از: الف) ۵۲ درصد کل پاسخگویان بیش از ۶۰ درصد با تیپ ایده‌آل هویت مذهبی و ۶۱/۸ درصد کل پاسخگویان بیش از ۶۰ درصد با تیپ ایده‌آل هویت ملی، هماهنگی دارند. همچنین پایبندی نظری به مذهب و ملیت بیش از پایبندی عملی به آنها است . ب) با انجام تحلیل رگرسیونی و تحلیل مسیر داده‌ها، روشن شد حرکت جوانان و اعضاء خانواده‌هایشان در مراسم ملی و مذهبی، گفتگو پیرامون مذهب و تایید مستمر آن در خانواده، اهمیت دادن به نظرات خانواده و دوستان، مشورت با خانواده و تماشای برنامه‌های ایرانی تلویزیون، بر هویت ملی و مذهبی تاثیر مستقیم دارند. همچنین وضعیت اقتصادی جوانان، تماشای فیلم و سریالهای خارجی تلویزیون و تماشای فیلمهای سینمایی از طریق ویدئو و… تاثیر معکوس بر هویت ملی و مذهبی دارند
ابراهیم حاجیانی نیز با توجه به دغدغه ها و نگرانی های موجود در خصوص تنوع فرهنگی و قومی در جامعه ایران و پیامدهای ناشی از آن، این مقاله که براساس یک طرح پژوهشی ملی تنظیم شده است به بررسی رابطه و نسبت گرایش به هویت قومی و گرایش به هویت ملی در میان اقوام ایرانی پرداخته است. براساس چارچوب تحلیلی انتخاب شده که نظریه کنش متقابل نمادین و مشخصات آرای مید و بلومر می باشد، فرض اصلی این نوشتار آن است که هویت ایرانیان چندبعدی با ترکیبی است و میان ابعاد یا منابع هویت بخش جامعه ایرانی تناقض، تعارض و ناسازگاری وجود ندارد، بلکه هویت جمعی فرهنگی جامعه ایرانی همزمان از چند منبع مختلف سرچشمه گرفته و به دلیل خصلت تدریجی، تاریخی و استمراری بودن فرآیند تکوین هویت های مختلف، آن ها در شرایط سازگاری و انطباق با همدیگر قرار دارند.
برای آزمون این فرض محقق از روش تحقیق پیمایشی و ابزار پرسشنامه استفاده کرده است. واحد مشاهده فرد و واحد تحلیل ۶ گروه عمده قومی (ایرانی) شامل کردها، بلوچ ها، آذری ها، عرب ها، ترکمن ها و لرها بوده است. جمعیت آماری شامل افراد ۱۸ سال به بالا ساکن ۹ شهر بزرگ قوم نشین کشور بوده و با روش نمونه گیری چند مرحله ای، موارد نمونه انتخاب شده اند.
نتایج حاکی از آن است که هویت قومی و هویت ملی هر دو در میان اقوام ایرانی، به طور توامان، قوت و برجستگی دارند و میان آن ها رابطه تعارض آمیز و قطبی وجود ندارد. همچنین می توان گفت میان ابعاد فرهنگی و اجتماعی هویت قومی و ابعاد فرهنگی (و تا حدودی اجتماعی) هویت ملی رابطه مثبت و قوی برقرار است اما ابعاد سیاسی این دو نوع هویت رابطه منفی با یکدیگر دارند.
فرزین حاتمی دربررسی رابطه‌ میزان گرایش به هویت ملی و هویت قومی در بین بختیاری‌ها به این نتیجه میرسد که در جامعه‌ چند قومی ایران، هویت قومی یکی از مهم‌ترین هویت‌های جمعی است که سبب شناسایی و تمایز افراد از یکدیگر می‌شود. با این حال، برجسته شدن احساس هویت قومی، به ویژه برتری یافتن‌ آن بر احساس هویت ملی، همواره از مهم‌ترین دغدغه‌های مرتبط با انسجام و یکپارچگی ملی محسوب می‌شود. از این رو، مقاله‌ حاضر رابطه‌ هویت قومی و هویت ملی در بین بختیاری‌های سه استان خوزستان، لرستان و چهارمحال بختیاری را بررسی می¬کند. پرسش اصلی این است که آیا بین میزان گرایش به هویت ملی و میزان گرایش به هویت قومی بختیاری‌ها رابطه وجود دارد؟ برای پاسخ به این پرسش و نیز سنجش و بررسی این رابطه برای هویت ملی چهار بعد تاریخی، جغرافیایی، زبانی و فرهنگی در نظر گرفته است. همچنین، هویت قومی نیز بر اساس چهار بعد تاریخی، زبانی، فرهنگی و مذهبی سنجیده شده است.
نتایج تحقیق از نمونه برای ۳۸۵ نفری، با نمونه‌گیری خوشه‌ای و به شیوه پیمایش، با استفاده از فرمول کوکران به دست آمده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان می¬دهد میزان گرایش به هویت قومی و میزان گرایش به هویت ملی نزد پاسخگویان در حد بالا و بین هویت ملی و هویت قومی رابطه‌ مثبت و معناداری برقرار است.
حبیب احمدلود در سال ۱۳۸۱ تحقیقی را با عنوان بررسی رابطه هویت ملی و قومی در بین جوانان تبریز انجام داد. وی درصدد بود فرضیه‌ای بیانگر
رابطه معکوس بین هویت ملی و انسجام عام با هویت قومی است را مورد بررسی قرار دهد. وی با استفاده از روش پیمایش و با بهره‌گیری از پرسشنامه، شهر تبریز و جوانان آذری زبان ۳۰-۲۰ ساله را مورد مطالعه قرار داد. وی فرضیه‌های تحقیق را در دو بخش فرضیه‌های اصلی و فرعی نشان داد که در فرضیه‌های نوع اول پس از طرح یک فرضیه کلی به بررسی رابطه بین مولفه‌های هویت ملی و هویت قومی پرداخت مولفه‌های در نظر گرفته شده برای هویت ملی شامل: زبان و ادبیات فارسی، میراث فرهنگی، وابستگی ملی و گرایش‌های دینی و سیاسی بود و مولفه‌های قومی هم شامل: زبان و ادبیات ترکی، حافظه تاریخی، موسیقی سنتی ترکی و وابستگی قومی بود.
وی در قسمت نتایج تحقیق عنوان می‌کند که جوانان ترک زبان تبریز دارای گرایش‌ قومی به هویت ملی هستند و در عین حال به هویت قومی نیز گرایش دارند و نتیجه‌گیری می‌کند که بین هویت ملی و قومی نه تنها رابطه منفی وجود ندارد بلکه رابطه مثبتی نیز بین این دو نوع هویت جمعی وجود دارد.
فاتحی دهقانی در ۱۳۸۳ یه تاثیر سرمایه اجتماعی در هویت اجتماعی دانشجویان می پردازدوی با بهره گیری از آرای پوتنام، کلمن و فوکویاما و نظریه کنش متقابل نمادین هویت اجتماعی دانشجویان را اندازه گیری کرده است و ننیجه پژوهش بیانگر این است که بین سرمایه اجتماعی دانشجویان همبستگی مثبت وضعیفی برقرار است.
۲-۱۶-پیشینه خارجی:
در تحقیقی که کرچلر و پستی انجام داده اند در باب هویت ملی ،جایگاه آن در بین ملتها و کشورهای پولی عضو اتحادیه اروپا را بررسی کرده اند. نتایج مطالعه حاکی از ان است که افرادی که کشور خود را در جایگاه پایینی نسبت به دیگر کشورها می بینند نسبت به استفاده از یورو تمایل کمی دارند و بالعکس. در این تحقیق از نظریات انگیزش اجتماعی بهره گرفته شده است.(کرچلر و پستی،۲۰۰۳)
پیتر ایردر مقاله ای به بررسی تاثیر قواعد زبانی و تغیر انها در هویت اجتماعی و ملی پرداخته است . بر اساس مطالعات وی طبقات اجتماعی که بر اساس شاخصهایی مثل درامد و شغل مشخص میگردند دارای اصطلاحات زبانی خاص هستند و هویتهای ملی و قومی نیز در زبان تجلی مییابد. افراد در نشان دادن هویت خود خاص فرهنگی و اجتماعی زندگی خود را به کار میبرند.(ایر،۲۰۰۵)
۲-۱۷- چهارچوب نظری:
هویت ملی بالاترین و فراگیرترین سطح هویت جمعی است و به خصوص پس از شکل‌گیری دولت مدرن و واحدهای مستقل سیاسی به نام کشور اهمیت مضاعفی یافته است. هویت ملی شکل بنیادی هویت است که نه تنها مبنای دیگر هویت‌ها است بلکه در صورت بروز تضاد در بین سطوح مختلف هویت بر همه آنها تقدم دارد و تثبیت یک ملت یا خود ملی در مقابل غیرملی یا خارجی مطرح می‌شود (Smite, 1991: 8-14)