رابطه بین مهارت‎های ارتباطی، هوش هیجانی و هوش معنوی در دانشجویان دانشگاه آزاد …

دلاور، علی (۱۳۷۹)، روش‌های تحقیق در روانشناسی و علوم تربیتی. انتشارات: نشر ویرایش
دلفان آذری، قنبر علی، (۱۳۸۶) بررسی رابطه بین هوش هیجانی و مهارت‌های مقابله با استرس دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن. فصلنامه علمی- پژوهشی تحقیقات مدیریت آموزشی، ۲(۲).
دواس، دی. ای. (۱۳۸۲) پیمایش در پژوهش‌های اجتماعی، ترجمه نایبی، نشر نی
دیکسون دیوید، هارجیکریستن (۱۳۸۷) مهارت‌های اجتماعی در روابط بین فردی. ترجمه خشایار بیگی. تهران.
رحیمی، اکرم؛ قربانی، محمود. (۱۳۸۳). بررسی رابطه میزان مهارتهای ارتباطی مدیران با میزان انگیزش کادر آموزشی در مدارس متوسطه شهرستان بجنورد. پژوهشنامه تربیتی، زمستان ۱۳۸۳،شماره ۱،ص ۵۳-۶۶٫
رقیبی، مهوش. قره چاهی، مریم. (۱۳۹۲). بررسی رابطه بین هوش هیجانی و هوش معنوی در زنان و مردان در شرف طلاق و سازگار. فصلنامه علمی – پژوهشی زن و جامعه، ۴(۱): ۱۴۰-۱۲۳٫
رقیب، مایده‌سادات. سیادت، سیدعلی. حکیمی نیا، بهزاد. احمدی، سید جعفر. (۱۳۸۹). اعتباریابی مقیاس هوش معنوی کینگ (SISRI-24) در دانشجویان دانشگاه اصفهان. دست آوردهای روان شناختی، ۱(۴): ۱۶۴-۱۴۱٫
رئیسی، م. (۱۳۸۸) همبستگی هوش هیجانی با مهارت‎های ارتباطی مدیران بیمارستان‌ها آموزشی قزوین، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی، دانشکده علوم تربیتی.
زارعی متین، خیراندیش، حسن، مهدی، جهانی ، حوریه. (۱۳۹۰). شناسایی و بخش مولفه های هوش معنوی در محیط کار، مطالعه موردی در بیمارستان لبافی نژاد تهران. نشریه پژوهشهای مدیریت عمومی،سال چهارم،شماره ۱۲ ،ص۹۴-۷۱
زمانی، احمدرضا. شمس، بهزاد. معظم، الهام. (۱۳۸۳). آموزش مهارت‌های ارتباطی به پزشکان به‌عنوان راهکاری برای افزایش رضایت بیماران: الگویی برای آموزش مداوم. مجله ایرانی آموزش در علوم پزشکی، ۱۱: ۲۳-۱۵٫
ساروخانی، باقر (۱۳۷۳) جامعه‌شناسی ارتباطات. تهران: اطلاعات.
ساروخانی، باقر، (۱۳۸۳) روش‌های پژوهش در علوم اجتماعی (جلد اول) اصول و مبانی. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
ساعتچی، محمود. (۱۳۸۲). روانشناسی بهره‌وری. تهران: موسسه نشر ویرایش.
سبحان نژاد، مهدی و همکاران. (۱۳۸۷) هوش هیجانی و مدیریت در سازمان. تهران. انتشارات سیطرون.
سکاران، اوما (۱۳۸۱)، روش‌های تحقیق در مدیریت، مترجم صاحبی. محمد و شیرازی، محمود. (چاپ دوم)، تهران: موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه‌ریزی.
سلیمانی، نادر، (۱۳۸۸) بررسی رابطه هوش هیجانی مدیران گروه‌های آموزشی با خود کارآمدی آنان در واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی منطقه ده کشور. فصلنامه رهبری و مدیریت آموزشی، ۳(۴).
سورین ورنر و تانکارد جیمز (۱۳۸۶). نظریه‌های ارتباطات. ترجمه: علیرضا دهقان، (چاپ سوم). تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
سهرابی، فرامرز. (۱۳۸۵). درآمدی بر هوش معنوی. فصلنامه معنا، ویژه‌نامه روانشناسی دین، (۲).
سهرابی، فرامرز. (۱۳۸۸). هوش معنوی، هوش انسانی. فصلنامه روانشناسی نظامی، ۱ (۱): ۶۶-۶۳٫
سید جوادین، سید رضا. (۱۳۸۳). مدیریت رفتار سازمانی، (چاپ اول). تهران: انتشارات نگاه.
شجاعی، آمنه. (۱۳۸۸). رابطه‌ی هوش هیجانی و مهارت‌های اجتماعی با بهزیستی روان‌شناختی در دانشجویان دختر دانشگاه شهید چمران. پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی.
صمدی، عباس. (۱۳۹۲). بررسی نقش هوش ‌هیجانی مدیران در برقراری ارتباطات اثربخش (مورد مطالعه مدیران شعب بانک ‌ملت در شهر تهران). مدیریت دولتی، ۵(۱): ۱۴۸-۱۲۹٫
فتحی، فاطمه. (۱۳۷۸). بررسی تأثیر دو روش گروهی مهارت‎های اجتماعی و شناخت درمانی بک برافزایش عزت‌نفس دانش آموزان دختر مقطع متوسطه، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علامه طباطبایی، دانشکده علوم تربیتی.
فرامرزی، سالار. (۱۳۸۸). بررسی رابطه هوش معنوی و هوش هیجانی دانشجویان. مطالعات اسلام و روان‌شناسی، ۵: ۲۴-۷٫
معین، محمد. (۱۳۵۶). فرهنگ فارسی معین. تهران: امیرکبیر.
فرهنگی، علی‌اکبر(۱۳۸۴). ارتباطات انسانی (مبانی).(چاپ هشتم). تهران: موسسه خدمات فرهنگی رسا.
فرهنگی، علی‌اکبر؛ صفر زاده، حسین؛ خادمی، مهدی(۱۳۸۳). نظریههای ارتباطات سازمانی. (چاپ اول). موسسه خدماتی فرهنگی رسا.
قاسمی، حمید. تجاری، فرشاد. کشکر، سارا. (۱۳۸۹). فعالیت‌های رسانه‌ای در ورزش. تهران: بامداد کتاب.
قربانی، نیما. (۱۳۸۳). معنویت؛ روی آوردی تجربه ای، گوهرشناختی، و مدرن به دین یا یک سازه‌ی روان شناختی. مقالات و بررسی های فلسفه، ۷۶(۲): ۹۸-۶۹٫
 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

رابطه بین مهارت‎های ارتباطی، هوش هیجانی و هوش معنوی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران …

۲۸۷/۰

۰۸۲/۰

۸۲۴/۸

۲۷۷/۰

۳۲۵/۱۷

۴۲۶/۱۵

۰۰۰/۰

گسترش حالت هشیاری

۳۴۵/۰

۷۸۸/۳

۰۰۰/۰

ایجاد معنای شخصی

۲۲۳/۰-

۲۸۳/۰-

۰۴۹/۳-

۰۰۳/۰

در گام اول مولفه گسترش حالت هشیاری هوش معنوی وارد معادله گردید و به تنهایی با مقدار (f=8.014) حدود ۹/۳ درصد از تغییرات مهارت کلامی را تبیین می‌کند. مقدار بتا نیز نشان می‌دهد که با هر واحد تغییر در مولفه گسترش حالت هشیاری به میزان ۱۹۷/۰ واحد در مهارت کلامی تغییر ایجاد می‌گردد. در گام‌های بعدی ایجاد معنای شخصی وارد معادله شد و با مقدار (f=8.824) حدود ۲/۸ درصد از تغییرات مهارت کلامی را تبیین می‌کند. مقدار بتا نیز نشان می‌دهد که با هر واحد تغییر در مولفه ایجاد معنای شخصی به میزان ۲۲۳/۰- واحد در مهارت کلامی تغییر ایجاد می‌گردد. مولفه‌های تفکر وجودی انتقادی و آگاهی متعالی نیز به دلیل اینکه نقشی در تبیین مهارت کلامی نداشتند از معادله کنار گذاشته شدند.
در نهایت می‌توان بیان نمود بین متغیرهای پیش‌بینی کننده و متغیر ملاک یک رابطه خطی برقرار است و در کل مولفه‌های گسترش حالت هشیاری و ایجاد معنای شخصی (متغیرهای مستقل) بر متغیر وابسته (مهارت کلامی) تأثیرگذاراند و نتایج با آزمون t تائید می‌شود که در مدل رگرسیونی باقی می‌مانند؛ اما مولفه‌های تفکر وجودی انتقادی و آگاهی متعالی هوش معنوی بر مهارت کلامی تاثیری نداشته‌اند و وارد معادله نشدند(P<0/05).
در زیر معادله خط رگرسیون آورده شده است.
۴-۳-۹-۱ معادله خط رگرسیون مولفه‌های هوش معنوی و مهارت کلامی

مهارت کلامی =۸۸۴/۱۴+(۲۴۵/۰) گسترش حالت هشیاری+(۲۸۳/۰-) ایجاد معنای شخصی

مولفه‌های هوش معنوی به دلیل اینکه همبستگی معناداری با مهارت‌های شنودی و بازخوردی نداشتند شرایط ورود به معادله رگرسیون را دارا نبودند.
فصل پنجم
بحث و نتیجه‌گیری
۵-۱ مقدمه
این پژوهش باهدف بررسی رابطه بین مهارت‎های ارتباطی، هوش هیجانی و هوش معنوی در دانشجویان دانشگاه آزاد تهران انجام پذیرفته است. این پژوهش بر آن بود که رابطه معناداری میان مؤلفه‌های مهارت‎های ارتباطی، هوش هیجانی و هوش معنوی ارتباطی بیابد. هدف اصلی از این بررسی کشف رابطه‌ی متغیرهای تأثیرگذار بر مهارت‎های ارتباطی خاصه در دانشجویان شهر تهران می‌باشد. هوش هیجانی و هوش معنوی ازجمله متغیرهای تأثیرگذار بر ابعاد مختلف زندگی افراد می‌باشد و در این پژوهش سعی شد میزان تأثیرگذاری و پیش‌بینی کنندگی این دو متغیر بر مهارت‎های ارتباطی موردبررسی قرار گیرد. در این پژوهش فرضیه‌ها بر اساس وجود رابطه بین این سه متغیر، پیش‌بینی و تأثیرگذاری آن‌ها تنظیم شد و سپس مورد آزمون قرار گرفتند. در زیر نتایج حاصل از این پژوهش به‌تفصیل آورده شده است.
۵-۲ تبیین نتایج حاصل از فرضیات پژوهش
فرضیه اول این پژوهش مبنی بر این که بین مهارت‎های ارتباطی (کلامی، شنودی و بازخوردی) و هوش هیجانی رابطه معنادار وجود دارد. توسط یافته پژوهش، تایید نشده است. یافته مذکور نشان داد که تنها بین مهارت کلامی با هوش هیجانی رابطه معناداری وجود داشت که این رابطه مستقیم و مثبت است و هرچه هوش هیجانی در افراد افزایش یابد ۲۳% بر مهارت‎های کلامی آنان افزوده می‌شود (P<0/05). اما بین هوش هیجانی با مهارت های شنودی و مهارت های بازخوردی رابطه معناداری وجود نداشت. همچنین نتایج نشان داد که در تحلیل رگرسیون هوش هیجانی با مهارت کلامی وارد معادله شده و به تنهایی در سطح معناداری حدود ۷/۵ درصد از تغییرات معنای زندگی را تبیین می‌کند. مهارت‌های شنودی و بازخوردی به دلیل اینکه نقشی در تبیین مهارت های ارتباطی نداشتند از معادله کنار گذاشته شدند. نتایج برآمده از پژوهش حاضر با پژوهش‌های صمدی (۱۳۹۲)، محمودی (۱۳۹۱)، یوسفی (۱۳۸۸) یوسفی (۱۳۸۵)،بشارت (۱۳۸۴)، بلکر و تاپچیک (۲۰۰۹) و کارسون و همکاران (۲۰۰۹) همسو می‌باشد. در تبیین این یافته می‌توان گفت که توانایی در رمزگردانی، درک و مدیریت عواطف با سازش یافتگی اجتماعی و عاطفی همراه است. افراد دارای هوش هیجانی بالاتر از تعامل‌های اجتماعی مثبت‌تری برخوردارند، رابطه با دوستان و افراد خانواده را ارج می‌نهند و در روابط بین فردی موفق‌ترند.

رابطه بین مهارت‎های ارتباطی، هوش هیجانی و هوش معنوی در دانشجویان دانشگاه آزاد …

۳۲۸/۰

۴۷۹/۰

* ضریب همبستگی در سطح (۰۵/۰) معنادار است. ** ضریب همبستگی در سطح (۰۱/۰) معنادار است.
داده‌های جدول (۴-۱۱) نشان می‌دهد که بین مؤلفه‌های درون فردی، بین فردی، سازگاری و خلق عمومی هوش هیجانی با مهارت کلامی رابطه معناداری وجود دارد و این رابطه به صورت مثبت و مستقیم می‌باشد بدین معنا که با افزایش میزان هریک از ۴ مولفه ذکر شده در بالا مهارت کلامی نیز افزایش و با کاهش این مولفه‌ها متغیر وابسته نیز کاهش می‌یابد؛ تنها بین مولفه مدیریت استرس با مهارت کلامی ارتباط معناداری وجود ندارد (P<0/01).
میزان ضریب همبستگی پیرسون بین مؤلفه‌های درون فردی، سازگاری، مدیریت استرس و خلق عمومی هوش هیجانی با مهارت شنودی محاسبه‌شده نشان می‌دهد که رابطه معناداری وجود ندارد و تنها بین مولفه بین فردی با مهارت‎ شنودی رابطه معنادار وجود دارد، که رابطه به صورت منفی و معکوس می‌باشد و این بدان معنا است که هرچه میزان این مولفه افزایش یابد میزان مهارت‎های شنودی در افراد کاهش می‌یابد و بالعکس (P<0/05).
میزان ضریب همبستگی پیرسون بین مؤلفه‌های درون فردی، سازگاری، مدیریت استرس و خلق عمومی هوش هیجانی با مهارت بازخوردی محاسبه‌شده نشان می‌دهد که رابطه معناداری وجود ندارد و تنها بین مؤلفه بین فردی با مهارت‎ بازخوردی رابطه معنادار وجود دارد، که رابطه به صورت منفی و معکوس می‌باشد و این بدان معنا است که هرچه میزان این مولفه افزایش یابد میزان مهارت بازخوردی در افراد کاهش می‌یابد و بالعکس (P<0/05).
در ادامه برای بررسی اینکه مولفه‌های هوش هیجانی چند درصد از واریانس مهارت‌های کلامی، شنودی و بازخوردی را پیش‌بینی می‌کند از تحلیل رگرسیون استفاده کردیم.
۴-۳-۵ پیش‌بینی تغییرات مهارت کلامی بر اساس مولفه‌های هوش هیجانی
برای بررسی این که مولفه‌های هوش هیجانی چند درصد از مهارت‌ کلامی را تبیین می‌کنند، از رگرسیون چند متغیره به شیوه گام به گام استفاده شده است؛ نتایج الگوی رگرسیون بین مولفه‌های هوش هیجانی و مهارت کلامی که در جدول (۴-۱۲) خلاصه شده است.
جدول ۴-۱۲ خلاصه الگوی رگرسیون بین مولفه‌های هوش هیجانی و مهارت کلامی

مدل r r2 F Beta b T sig
گام اول مقدار ثابت ۲۶۶/۰ ۰۷۱/۰ ۰۸۷/۱۵ ۲۶۶/۰ ۰۹۸/۱۱ ۱۶۶/۷ ۰۰۰/۰
درون فردی ۰۹۹/۰ ۸۸۴/۳ ۰۰۰/۰
برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

مقاله دانشگاهی – رابطه بین مهارت‎های ارتباطی، هوش هیجانی و هوش معنوی در دانشجویان دانشگاه …

مدیریت استرس

۲۳۶/۰-

۱۳۰/۰-

۷۳۴/۲-

۰۰۷/۰

سازگاری

۱۹۲/۰

۱۰۸/۰

۰۰۱/۲

۰۴۷/۰

در گام اول مولفه درون فردی هوش هیجانی وارد معادله گردید و به تنهایی با مقدار (f=15.087) حدود ۱/۷ درصد از تغییرات مهارت کلامی را تبیین می‌کند. مقدار بتا نیز نشان می‌دهد که با هر واحد تغییر در مولفه درون فردی به میزان ۲۶۶/۰ واحد در مهارت کلامی تغییر ایجاد می‌گردد. در گام‌های بعدی به ترتیب مدیریت استرس و سازگاری وارد معادله شدند و هرکدام به تنهایی با مقدار (f=9.823) و (f=7.983) به ترتیب حدود ۱/۹ و ۹/۱۰ درصد از تغییرات مهارت کلامی را تبیین می‌کنند. مقدار بتا نیز نشان می‌دهد که با هر واحد تغییر در مولفه مدیریت استرس به میزان ۱۶۴/۰ واحد و در مولفه سازگاری به میزان ۱۹۲/۰ واحد در مهارت کلامی تغییر ایجاد می‌گردد. مولفه‌های بین فردی و خلق عمومی نیز به دلیل اینکه نقشی در تبیین مهارت کلامی نداشتند از معادله کنار گذاشته شدند.
در نهایت می‌توان بیان نمود بین متغیرهای پیش‌بینی کننده و متغیر ملاک یک رابطه خطی برقرار است و در کل مولفه‌های درون فردی، مدیریت استرس و سازگاری (متغیرهای مستقل) بر متغیر وابسته (مهارت کلامی) تأثیرگذاراند و نتایج با آزمون t تائید می‌شود که در مدل رگرسیونی باقی می‌مانند؛ اما مولفه‌های بین فردی و خلق عمومی هوش هیجانی بر مهارت کلامی تاثیری نداشته‌اند و وارد معادله نشدند(P<0/05).
در زیر معادله خط رگرسیون آورده شده است.
۴-۳-۵-۱ معادله خط رگرسیون مولفه‌های هوش هیجانی و مهارت کلامی
مهارت کلامی =۰۹۸/۱۱+(۰۹۹/۰) درون فردی+(۰۹۱/۰-)مدیریت استرس+(۱۰۸/۰)سازگاری
۴-۳-۶ پیش‌بینی تغییرات مهارت شنودی بر اساس مولفه‌های هوش هیجانی
برای بررسی این که مولفه‌های هوش هیجانی چند درصد از مهارت‌ شنودی را تبیین می‌کنند، از رگرسیون ساده خطی استفاده شده است؛ از آنجا که تنها بین مولفه بین فردی هوش هیجانی با مهارت شنودی رابطه معناداری وجود داشت اما بین سایر مولفه‎های هوش هیجانی با مهارت شنودی رابطه معناداری وجود نداشت، در این مرحله فقط رگرسیون خطی ساده بین مولفه بین فردی هوش هیجانی با مهارت شنودی گرفته شد. نتایج خلاصه الگوی رگرسیون بین مولفه بین فردی هوش هیجانی با مهارت شنودی که در جدول (۴-۱۳) آمده است نشان می‌دهد که مولفه بین فردی وارد معادله رگرسیون شد و به تنهایی با مقدار (f=5.524) حدود ۷/۲ درصد از تغییرات مهارت شنودی را تبیین می‌کند. مقدار بتا نیز نشان می‌دهد که با هر واحد تغییر در مولفه بین فردی هوش هیجانی به میزان ۱۶۵/۰ واحد در مهارت شنودی تغییر ایجاد می‌گردد (P<0.05).
جدول ۴-۱۳ خلاصه الگوی رگرسیون بین مولفه‌های هوش هیجانی و مهارت شنودی

مدل r r2 F Beta b T sig
مقدار ثابت ۱۶۵/۰ ۰۲۷/۰
برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

رابطه بین مهارت‎های ارتباطی، هوش هیجانی و هوش معنوی در دانشجویان دانشگاه آزاد …

مهارت‌های ارتباطی (نمره کلی)

r

۰۵۸/۰

sig

۴۱۲/۰

* ضریب همبستگی در سطح (۰۵/۰) معنادار است.
با توجه به داده‌های جدول (۴-۸) میزان ضریب همبستگی پیرسون (r=0.239) محاسبه‌شده نشان می‌دهد بین مهارت‎های کلامی و هوش هیجانی دانشجویان رابطه معناداری وجود دارد که این رابطه مستقیم و مثبت است و هرچه هوش هیجانی در افراد افزایش یابد ۲۳% بر مهارت‎های کلامی آنان افزوده می‌شود (P<0/05).
با توجه به داده‌های جدول (۴-۸) میزان ضریب همبستگی پیرسون (r=0.051) محاسبه‌شده نشان می‌دهد بین مهارت‎های شنودی و هوش هیجانی دانشجویان رابطه معناداری وجود ندارد (P<0/05).
با توجه به داده‌های جدول (۴-۸) میزان ضریب همبستگی پیرسون (r=0.093) محاسبه‌شده نشان می‌دهد بین مهارت‎های بازخوردی و هوش هیجانی دانشجویان رابطه معناداری وجود ندارد (P<0/05).
در نهایت نتایج ضریب همبستگی پیرسون (r=0.058) بین نمره کلی مهارت‌های ارتباطی و هوش هیجانی نشان داد که این رابطه معنادار نبود و بین این دو متغیر پژوهش رابطه معناداری وجود ندارد (P<0/05).
در ادامه برای بررسی اینکه مهارت‌های ارتباطی چند درصد از واریانس هوش هیجانی را پیش‌بینی می‌کند از تحلیل رگرسیون استفاده کردیم.
۴-۳-۲ پیش‌بینی تغییرات مهارت‌های ارتباطی بر اساس هوش هیجانی
برای بررسی این که هوش هیجانی چند درصد از مهارت‌های ارتباطی را تبیین می‌کنند، از رگرسیون استفاده شده است؛ اما از آنجا که تنها بین مهارت کلامی با هوش هیجانی رابطه معناداری وجود داشت اما بین هوش هیجانی با سایر مهارت‌ها و نمره کلی مهارت‌های ارتباطی رابطه معناداری وجود نداشت، در این مرحله فقط رگرسیون بین هوش هیجانی و مهارت کلامی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج خلاصه الگوی رگرسیون بین هوش هیجانی و مهارت‎های کلامی که در جدول (۴-۹) آمده است نشان می‌دهد که هوش هیجانی وارد معادله رگرسیون شد و به تنهایی با مقدار (f=11.950) حدود ۷/۵ درصد از تغییرات مهارت کلامی را تبیین می‌کند. مقدار بتا نیز نشان می‌دهد که با هر واحد تغییر در هوش هیجانی به میزان ۲۳۹/۰ واحد در مهارت کلامی تغییر ایجاد می‌گردد (P<0.05).
جدول ۴-۹ خلاصه الگوی رگرسیون بین هوش هیجانی و (مهارت‎های کلامی، شنودی، بازخوردی)

مدل r r2 F Beta b T sig
مقدار ثابت ۲۳۹/۰ ۰۵۷/۰ ۹۵۰/۱۱ ۲۳۹/۰ ۳۵۳/۱۰ ۳۱۴/۵ ۰۰۰/۰
برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

رابطه بین مهارت‎های ارتباطی، هوش هیجانی و هوش معنوی در دانشجویان دانشگاه …

با توجه به هدف پژوهش که در فصل اول بیان شد، روش پژوهش حاضر همبستگی و از نظر هدف ، کاربردی است.
۳-۳ جامعه آماری
جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز می‌باشد که در نیمسال دوم سال تحصیلی ۹۴-۹۳ مشغول به تحصیل بودند.
۳-۴ برآورد حجم نمونه و روش نمونه‌گیری
در این پژوهش از روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای استفاده گردید و حجم نمونه با مراجعه به جدول مورگان ۲۶۰ نفر برآورد گردید.
روش کار در انتخاب نمونه بدین صورت بود که ابتدا به صورت تصادفی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز و سپس از این واحد دانشکده روانشناسی و در انتها ۳ کلاس ازاین دانشکده برای نمونه‌گیری به شیوه کاملاً تصادفی انتخاب شدند و پرسشنامه‌ها بین دانشجویان حاضر در آن کلاس‌ها توزیع گردید.
قبل از توزیع پرسشنامه‌ها در بین دانشجوها توضیحات لازم در ارتباط با نحوه پاسخ‌گویی به سوالات و این اطمینان خاطر به آنان داده شد که در ارتباط با اطلاعات کسب شده کاملاً جانب امانت رعایت می‌شود.
۳-۵ روش گرد‌آوری اطلاعات
در این پژوهش برای جمع‌آوری اطلاعات در بخش کتابخانه‌ای از کتاب‌ها، مقالات، رساله‌ها و پژوهش‌ها داخلی و خارجی و در بخش میدانی از پرسشنامه‌های استاندارد شده استفاده گردید.
در بخش میدانی نیز برای جمع‌آوری اطلاعات آزمودنی‌ها از سه پرسشنامه‌ی مهارت‌های ارتباطی، هوش هیجانی بار-اون و هوش معنوی کینگ و پرسشنامه اطلاعات فردی استفاده‌شده است.
۳-۶ ابزار اندازه‌گیری
با توجه به اینکه سه متغیر در این پژوهش موردبررسی قرار می‌گیرد، لذا از سه پرسشنامه استفاده گردیده است، که در ادامه به توضیحات هریک از پرسشنامه‌ها آورده شده است.
۳-۶-۱ پرسشنامه مهارت‌های ارتباطی
پرسشنامه مهارت‌های ارتباطی توسط بارتون جی. ای (۱۹۹۰) ساخته‌شده است که از ۱۸ گویه و ۳ خرده مقیاس مهارت کلامی (۶ سؤال)، مهارت شنودی (۶ سؤال) و مهارت بازخوردی (۶ سؤال) تشکیل‌شده است که به‌منظور شناسایی و سنجش مهارت‌های ارتباطی خود بکار می‌رود.
نمره‌گذاری پرسشنامه به‌صورت طیف لیکرت ۵ گزینه‌ای می‌باشد که برای گزینه‌های «کاملاً مخالفم»، «تا حدودی مخالفم»، «مطمئن نیستم»، «تا حدودی موافقم» و «کاملاً موافقم» به ترتیب امتیازات ۱، ۲، ۳، ۴ و ۵ در نظر گرفته می‌شود.

کاملاً مخالفم تا حدودی مخالفم مطمئن نیستم تا حدودی موافقم کاملاً موافقم
۱ ۲ ۳ ۴ ۵

جدول ۳- ۱ مؤلفه‌های مهارت‌های ارتباطی

ردیف خرده مقیاس سوالات تعداد سؤال
برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

رابطه بین مهارت‎های ارتباطی، هوش هیجانی و هوش معنوی در دانشجویان دانشگاه آزاد …

مدیریت استرس: تحمل فشار روانی، کنترل تکانش

۷۹-۸۶-۷۱-۶۴-۵۶-۴۹-۴۱-۳۴-۲۶-۱۹-۱۱-۴

خلق عمومی: خوش‌بینی، شادمانی

۸۴-۷۷-۶۹-۶۲-۵۴-۴۷-۳۹-۳۳-۲۴-۱۷-۹-۲

ابزار (EQ) برای سنجش هوش هیجانی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد این ابزار متشکل از عباراتی است که احساس، طرز تفکر و نحوه رفتار را در موقعیت‌های گوناگون توصیف می‌کند. آزمودنی با خواندن هر عبارت، میزان هماهنگی یا عدم هماهنگی خود را با خصوصیات توصیف‌شده بر روی مقیاس ۵ درجه‌ای لیکرت از ۵ به ۱ (کاملاً موافقم و کاملاً مخالفم) و در بعضی سؤالات با محتوای منفی یا معکوس از ۱ به ۵ (کاملاً موافقم و کاملاً مخالفم) انجام می‌شود. ۹ نمره کل هر مقیاس برابر مجموع نمرات هر یک از سؤالات آن مقیاس و نمره کل آزمون برابر با مجموع نمرات ۱۵ مقیاس می‌باشد. کسب امتیاز بیشتر در این آزمون، نشانگر موقعیت برتر فرد در مقیاس موردنظر یا در کل آزمون و برعکس می‌باشد. مثلاً کسب امتیاز بالاتر در مقیاس خود ابرازی نشان‌دهنده، خود ابرازی بیشتر در فرد است. این پرسشنامه برای گروه‌های هدف از سن ۱۸ سال تا سنین بالاتر، مشروط به این‌که از حد متعارفی از تحصیلات (حداقل دیپلم) برخوردار باشند قابل‌اجراست و در دو جنس زن و مرد کاربرد دارد. بیشتر آزمودنی‌ها (تقریباً ۶۸%) ۱۵ نمره بالاتر و پایین از میانگین کسب کنند (نمره بین ۸۵ تا ۱۱۵) اکثریت آن‌ها (تقریباً ۹۵%) ۳۰ نمره بالاتر و پایین‌تر از میانگین کسب می‌کنند (بین ۵۵ و ۱۴۵) آزمودنی‌هایی که نمره کار آن‌ها پایین‌تر از ۷۰ یا بالاتر از ۱۳۰ است به‌طور مشخص غیرعادی هستند و باید با دقت بیشتری موردبررسی قرار گیرند (بار-اون، ۱۹۹۷). پایایی آزمون از طریق محاسبه آلفای کرونباخ برای کل آزمون ۹۳% گزارش گردید این میزان (آلفای محاسبه‌شده در مرحله سوم) با آلفای محاسبه‌شده در مرحله دوم آزمون یکسان به‌دست‌آمده است.
در این پژوهش از فرم کوتاه شده ۹۰ سوالی استفاده شده است و پایایی پرسشنامه نیز سنجیده شد که مقدار آلفای کرونباخ ۸۶% به دست آمد.
۳-۶-۳ پرسشنامه هوش معنوی
پرسشنامه هوش معنوی کینگ[۱۰۲] (SISRI) در سال ۲۰۰۸ توسط کینگ طراحی و ساخته شد. این پرسشنامه دارای ۲۴ گویه است و چهار زیر مقیاس دارد: تفکر وجودی انتقادی، آگاهی متعالی ،تولید معنای شخصی، و گسترش حالت هشیاری. هر چه فرد نمره بالاتری در این پرسشنامه بگیرد دارای هوش معنوی بیشتری است.
پرسشنامه هوش معنوی کینگ (SISRI) دارای ۲۴ ماده بوده و هدف آن سنجش میزان هوش معنوی از ابعاد مختلف (تفکر وجودی انتقادی، آگاهی متعالی، تولید معنای شخصی، گسترش حالت هشیاری،) می‌باشد. طیف نمره دهی آن بر اساس لیکرت پنج گزینه‌ای بوده که در جدول زیر گزینه‌ها و نیز امتیاز مربوط به هر گزینه ارائه گردیده است:
جدول ۳- ۳ جدول نمره‌گذاری طیف لیکرت پرسشنامه هوش معنوی

گزینه کاملاً درست بسیار درست تا حدودی درست نادرست کاملاً نادرست
امتیاز ۴ ۳ ۲ ۱ ۰

البته این شیوه نمره‌گذاری در مورد سؤال شماره ۶ معکوس خواهد می‌باشد.
همچنین زیر مقیاس‌های این پرسشنامه به‌صورت زیر محاسبه می‌شود:
تفکر وجودی انتقادی[۱۰۳]این زیر مقیاس دارای ۷ سؤال است و نمره کل آن بین ۰ تا ۲۸ است. سوالات این زیر مقیاس عبارت‌اند از: ۱، ۳، ۵، ۹، ۱۳، ۱۷، ۲۱
آگاهی متعالی[۱۰۴]این زیر مقیاس دارای ۷ گویه است و نمره کل آن بین ۰ تا ۲۸ است. سوالات این زیر مقیاس عبارت‌اند از: ۲، ۶، ۱۰، ۱۴، ۱۸، ۲۰، ۲۲
تولید معنای شخصی[۱۰۵]این زیر مقیاس دارای ۵ سؤال است و نمره کل آن بین ۰ تا ۲۰ است. سوالات این زیر مقیاس عبارت‌اند از: ۷، ۱۱، ۱۵، ۱۹، ۲۳
گسترش حالت هشیاری[۱۰۶]این زیر مقیاس دارای ۵ آیتم است و نمره کل آن بین ۰ تا ۲۰ است. سوالات این زیر مقیاس عبارت‌اند از: ۴، ۸، ۱۲، ۱۶، ۲۴

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.

رابطه بین مهارت‎های ارتباطی، هوش هیجانی و هوش معنوی در دانشجویان دانشگاه آزاد …

۲-۳-۸-۱ مؤلفه‌های خودآگاهی
خودآگاهی، توانایی شناخت و فهم حالات روحی و هیجانات خود و تأثیر آن‌ها بر روی دیگران است هر فرد نیاز دارد که درک مفهومی دقیق از هیجانات خود داشته باشد و برای سازگاری موقعیت‌های فردی و اجتماعی با روشی صحیح از آن‌ها استفاده کند.
«خودآگاهی مبنای اعتمادبه‌نفس است، افرادی که نسبت به شناخت هیجانات خود اطمینان بیشتری دارند، ضعف‌ها و قوت‌های خود را می‌شناسند خودارزیابی واقعی دارند و دارای حس قوی از شایستگی خود هستند، لذا بهتر می‌توانند هیجانات خویش را هدایت نموده و در زمینه اتخاذ تصمیمات شخصی، احساس اعتمادبه‌نفس بیشتری دارند.»
۲-۳-۸-۲ مؤلفه خود تدبیری
خود تدبیری هیجانی یا کنترل هیجانات، توانایی تنظیم احساسات خود و به کار بردن درست هیجانات و هدایت آن‌ها در جهت رسیدن به اهداف است که متکی بر توانایی خودآگاهی است. افرادی که میزان بالایی از این توانایی برخوردار هستند، با سرعت بیشتری ناملایمات زندگی را پشت سر می‌گذارند و در تسکین دادن خود، در جلوگیری از عکس‌العمل‌های سریع و شتاب‌زده هیجانی و تعدیل اضطراب و افسردگی ناشی از ناکامی، موفق‌ترند (گلمن ۱۹۹۵) خودکنترلی هیجانی به این معنا نیست که افراد، احساسات واقعی خود را انکار یا سرکوب نمایند و همچنین به معنای کنترل بیش‌ازاندازه و پنهان کردن همه احساسات هم نیست، بلکه مدیریت خود به این معناست که افراد انتخاب می‌کنند که احساساتشان را چگونه و در چه زمانی بروز دهند. مدیریت خود، سرمایه بزرگی است که به فرد این امکان را می‌دهد که چگونه، چه زمان و در چه مکانی هیجانات خود را ابراز کند و بدین ترتیب فرد را قادر می‌سازد به‌گونه‌ای که به روابط با دیگران آسیب نرسد به اهداف نائل شود و هیجانات خود را اظهار کند.
۲-۳-۸-۳ مؤلفه خود انگیزی
ایجاد انگیزش در خود برای حرکت به‌سوی اهداف توانایی است که فرد را در جهت کانالیزه و هدایت کردن هیجانات یاری می‌دهد، اشتیاق، انگیزه درونی میل رسیدن به هدف و به‌کارگیری نیرو و پشت‌کار همراه امیدواری و خوش‌بینی، به فرد در مقابله با موقعیت‌های دشوار زندگی، نیرو می‌دهد. توانایی ایجاد انگیزش و وا‌داشتن خود به برنامه‌ریزی و پیگیری آن تا انتها در جهت نیل به مقصود، هسته‌ی مرکزی اثربخش بودن است. افرادی که از این توانایی برخوردارند، در کارهای محوله بسیار مولد و مؤثر می‌باشند.
۲-۳-۸-۴ مؤلفه همدلی
به توانایی درک احساسات دیگران، درک نیازهای هیجانی آنان و مهارت در بر خود با افراد بر اساس عکس‌العمل‌های هیجانی آن‌ها، همدلی گفته می‌شود هماهنگی بااحساست دیگران، با هشیاری نسبت به هیجانات فرد دیگر آغازشده و سپس با حساس بودن نسبت به احساسات آنان ادامه ‌می‌یابد. فردی با توانایی همدلی بالا به‌خوبی می‌داند که نباید احساسات افراد را از طریق تحقیر، قضاوت انکار یا بی‌توجهی، بی‌ارزش نمودن همچنین برای درک دیدگاه دیگران و برقراری ارتباط مؤثر با آن‌ها باید از ارزش‌گذاری و برچسب زدن به آن‌ها پرهیز نمود.
گلمن (۱۹۹۵) همدلی را ریشه نوع‌دوستی و ترمزی برای خشونت بشر می‌داند به اعتقاد او همدلی را می‌توان یاد گرفت و یادگیری انسان از مهروموم‌های اولیه زندگی شروع می‌شود. حتی کودکان خردسال خانواده‌ای مهربان که فرزندانشان را ازنظر عاطفی موردتوجه قرار می‌دهند، غالباً برای آرام کردن و تسکین دوست غمگین و ناراحت خود تلاش می‌کنند.
دانستن اینکه افراد دیگر چگونه احساس می‌کنند دربرگیرنده درک و ارزیابی رفتارهای هیجانی و غیر گفتاری است که شامل جنبه‌های بدنی، حالات چهره، تن صدا و حرکات دیگران می‌شود. در توانایی‌های اشخاص برای درک و پردازش این نوع اطلاعات هیجانی، تفاوت‌های فردی وجود دارد .
(سالووی ۱۹۹۳، سالووی و مایر ۱۹۹۰).
بدین ترتیب افرادی با همدلی بالا توانایی شنیدن و پذیرفتن حالات هیجانی دیگران (آشفتگی، ناراحتی و یا شور و اشتیاق و …) را دارند و در برقراری ارتباط مؤثر را دیگران موفق‌اند.
۲-۳-۹ هوش هیجانی از دیدگاه بار-اون
ریون بار- اون «هوش هیجانی را نوعی از هوش غیر شناختی می‌داند که شامل یک دسته از توانایی‌ها و مهارت‎های اجتماعی و هیجانی است و این توانمندی‌ها فرد را جهت سازگاری مؤثر با فشارهای موقعیت‌های دشوار اجتماعی، یاری می‌رساند» (بار- اون ۲۰۰۰) از دیدگاه او «هوش هیجانی در طول زمان قابل‌تغییر و رشد است و می‌توان با برنامه‌های ویژه‌ای این مهارت‎های هیجانی را آموزش داد.» (بار- اون ۲۰۰۰).
او هوش هیجانی را مشتمل بر پانزده مؤلفه می‌داند که با استفاده از خرده مقیاس‌های «پرسشنامه هوش هیجانی بار-اون» سنجیده می‌شوند.
ابعاد هوش هیجانی از دیدگاه بار-اون

۱-خودآگاهی هیجانی ۲-قاطعیت ۳-حرمت نفس ۴-خود شکوفایی
۵-استقلال ۶-همدلی ۷-روابط بین فردی ۸-مسئولیت‌پذیری اجتماعی
۹-حل مسئله ۱۰-واقعیت سنجی ۱۱-انعطاف‌پذیری ۱۲-تحمل فشار
۱۳-کنترل تکانه ۱۴-شادکامی ۱۵-خوش‌بینی
برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

رابطه بین مهارت‎های ارتباطی، هوش هیجانی و هوش معنوی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد …

ازنظر سالووی و مایر اصطلاح هوش هیجانی به‌عنوان شکلی از هوش اجتماعی شامل توانایی در کنترل احساسات و عواطف خود و دیگران و توانایی تمایز قائل شدن بین آن‌ها و استفاده از این اطلاعات به‌عنوان راهنمایی برای فکر و عمل فرد به کارمی‌رود (چرنیس[۱۲]، ۲۰۰۰).
یکی دیگر از ابعاد هوش تحت عنوان «هوش معنوی» جزو عرصه‌هایی است که پژوهش‌های چندان منسجم و نظام‌مندی در جهت شناخت و تبیین ویژگی‌های آن و همچنین اثرات آن صورت نپذیرفته است. هوش معنوی عبارت است از مجموعه‌ای از ظرفیت‌های ذهنی انطباقی که بر جنبه‌های غیرمادی و متعالی  و امنیت استوار می‌شوند. به‌ویژه آن‌هایی که در ارتباط با ماهیت هستی فرد، تعالی و حالت‌های اوج گرفته  هوشیاری باشند. در عمل این فرایندها با توجه به توانایی‌شان در تسهیل شیوه‌های منحصربه‌فرد حل مسئله، استدلال انتزاعی، کنار آمدن با مشکلات زندگی و انطباقی تقسیم‌بندی می‌شود (کینگ[۱۳]، ۲۰۰۷).
داشتن هوش معنوی در زندگی می‌تواند باعث رشد و شکوفایی انسان شود افرادی که هوش معنوی بالایی دارند، ظرفیت تعالی داشته و تمایل بالایی نسبت به هشیاری دارند. آنان این ظرفیت رادارند که بخشی از فعالیت‌های روزانه خود را به اعمال روحانی و معنوی اختصاص بدهند و فضایلی مانند بخشش، سپاسگزاری، فروتنی، دلسوزی و خرد از خود نشان می‌دهند (ایمونز[۱۴]،۲۰۰۰).
هوش معنوی ذهن را روشن و روان انسان را با بستر زیربنایی وجود مرتبط می‌سازد، به فرد کمک می‌کند تا واقعیت را از خیال (خطای  حسی) تشخیص دهد. این مفهوم در فرهنگ‎های مختلف به‌عنوان عشق، خردمندی و خدمت مطرح است (وگان[۱۵]، ۲۰۰۴).
اسمیت (۲۰۰۳) در مطالعه‌ای نشان داد که هوش معنوی لازمه سازگاری بهتر با محیط است و افرادی که از هوش معنوی بالاتری برخوردارند تحمل آنان در مقابل فشارهای زندگی بیشتر  بوده و توانایی بالاتری را در جهت سازگاری با محیط از خود بروز می‌دهند. معنویت موجب می‌شود که انسان با ملایمت و عطوفت بیشتری به مشکلات نگاه کند و سختی‌های زندگی را بهتر تحمل کند و به زندگی خود پویایی و حرکت بدهد (الکینز و کاوندیش[۱۶]،۲۰۰۴) و همچنین معنویت باعث افزایش قدرت انعطاف‌پذیری و خودآگاهی و سازگاری فرد با محیط می‌شود درنتیجه کمبود معنویت در زندگی، می‌تواند انسان را دچار سردرگمی، پوچی و انعطاف‌ناپذیری کندو مانع از این می‌شود که فرد در زندگی بتواند به‌درستی تصمیم‌گیری کند و با مشکلات خود به‌درستی کنار بیاید (مک شری و همکاران[۱۷]، ۲۰۰۲).
شواهد پژوهش‌های به‌طورکلی از ارتباط مثبت و معنادار هوش هیجانی با شاخص‌های مختلف سازش یافتگی اجتماعی، نظیر رفتار مناسب اجتماعی، همدلی افراد با یکدیگر و گشودگی در برابر احساس‌ها (سیاروچی، چان و کاپوتی[۱۸]، ۲۰۰۰؛ مه یر[۱۹]، کاروسو و سالووی ۱۹۹۹)، عدم تعامل منفی با دوستان (براکت، مه یر و وارنر ۲۰۰۴). برقراری ارتباط مثبت با دیگران و رضایت از این ارتباط (لوپز، سالووی و استراس، ۲۰۰۳)، گرم بودن و احساس همدردی با دیگران (کنستانتین و گینور، ۲۰۰۱). پذیرش دیدگاه همدلانه و توانایی خود نظارت گری در موقعیت‌های اجتماعی (شات[۲۰] و دیگران ۲۰۰۱) خبر می‌دهد. هوش هیجانی می‌تواند چارچوب مناسبی برای بررسی سازش یافتگی اجتماعی و عاطفی افراد در مهارت‎های ارتباطی آن‌ها محسوب شود، (سالووی، مه یر و کارسو، ۲۰۰۲) و در ایجاد روابط بین فردی و کیفیت آن نقش داشته باشد، (گلمن، ۱۹۹۵، سارنی، ۱۹۹۹؛ لوپز، براکت، نزلت، شوتز، سلین و سالووی ۲۰۰۴).
در این رابطه می‌توان گفت مهارت‎های ارتباطی بخشی از مهارت‎های زندگی هستند (پورشریفی، بهرامی و طایفه، ۱۳۸۵). بخش عمده‌ای  از مهارت‎های اجتماعی را روابط بین افراد و به بیان دقیق‌تر مهارت‎های ارتباطی افراد تشکیل می‌دهند. درواقع اجتماعی شدن هر فرد دستاوردهای مهارت‎های ارتباطی است که قبلاً آموخته است (چاری، ۱۳۸۵)؛ و توفیق در اکثر حوزه‌های زندگی از طریق توانایی ایجاد ارتباط قابل پیش‌بینی است. در متون پژوهشی مفهوم مهارت‎های ارتباطی به‌صورت‌های گوناگون تعریف‌شده است، ماتسون (۱۹۹۰) معتقد است که مهارت‎های ارتباطی رفتارهایی است که تحول آن‌ها می‌تواند بر روابط بین افراد از یک‌سو و بهداشت روانی آن‌ها و نیز عملکرد مفید و مؤثر در اجتماع از سوی دیگر مؤثر باشد. اشنایدر، رابین و لدینگهام نیز مهارت‎های ارتباطی را به‌عنوان وسیله ارتباط بین فرد و محیط، تعریف می‌کنند و معتقدند این وسیله برای شروع و ادامه یک ارتباط سازنده و سالم باهمسالان، به‌عنوان بخش مهمی از بهداشت روانی، مورداستفاده واقع می‌شود.
زیمباردو مهارت‎های اجتماعی و ارتباطی را برای ایجاد سازمان‌دهی و حفظ یک رابطه انسانی لازم می‌دانند. (چاری، ۱۳۸۵). این مهارت‌ها مشتمل بر مهارت‎های فرعی یا خرده مهارت‎های مربوط به «مهارت‎های کلامی[۲۱]»، «مهارت‎های شن

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

ودی[۲۲]» و «مهارت‎های بازخوردی[۲۳]» است که اساس مهارت‎های ارتباطی را تشکیل می‌دهد (چاری و فداکار، ۱۳۸۴). این مهارت‌ها از چنان اهمیتی برخوردارند که نارسایی آن‌ها می‌تواند بااحساس تنهایی اضطراب اجتماعی، افسردگی، حرمت خود پایین و عدم موفقیت‌های شغلی و تحصیلی همراه باشد (یوسفی،۱۳۸۵).
بنابراین مسئله اساسی پژوهش حاضر این است که آیا بین مهارت‌های ارتباطی، هوش هیجانی و هوش معنوی رابطه وجود دارد؟
۱-۳ اهمیت و ضرورت پژوهش
آنچه ضرورت انجام پژوهش حاضر را برای پژوهشگر تبیین می‌کند این است که با توجه به اینکه دانشجویان هر جامعه دسترنج معنوی و انسانی آن جامعه بوده و از سرنوشت سازان فردای کشور خویش‌اند با پیشرفت صنعت و فن‌آوری جدید و مشکلات مربوط به آن اختلالات و بیماری‌های روانی همانند مشکلات جسمانی و روانی، افزایش چشمگیری یافته و ازآنجاکه سلامت قشر دانشجو اهمیت فراوانی دارد، لازم است که مسائل عاطفی و روانی این قشر عظیم جدی تلقی شود و مورد رسیدگی قرار گیرد. اهمیت معنویت برای زندگی انسان‎ها خاصه برای دانشجویان با توجه به اینکه آن‌ها به دنبال هدف، معنا و هویت در زندگی خود هستند و ازآنجاکه در این دوره قدرت تصمیم‌گیری، آرامش درونی، خودآگاهی، سازگاری اجتماعی و اخلاقی برای آن‌ها دارای اهمیت است، این مسئله باعث شده که تقویت مهارت‌های ارتباطی، هوش هیجانی و هوش معنوی برای دانشجویان اهمیتی دوچندان داشته باشد، زیرا که با تقویت معنویت دانشجویان می‌توانند معنای زندگی خود را به‌درستی درک کرده و زندگی هدفمندی را داشته باشند و به‌منظور برقراری ارتباط با جامعه و اهمیت کنترل عواطف و هیجانات بررسی ارتباط این سه مؤلفه ضرورت و اهمیت پژوهش در این زمینه بیش‌ازپیش برای پژوهشگر آشکار می‌گردد.
و آنچه ضرورت کاربردی انجام پژوهش حاضر را تبیین می کند این است که تاکنون پژوهشی با این عنوان صورت نپذیرفته است ازاین‌رو پژوهش حاضر برای پر کردن خلاء پژوهشی در این حیطه انجام شده است.
۱-۴ اهداف پژوهش
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی رابطه بین مهارت‎های ارتباطی، هوش هیجانی و هوش معنوی درمیان دانشجویان دانشگاه آزاد تهران می‌باشد.
۱-۴-۱ اهداف فرعی
بررسی رابطه بین مهارت‎های ارتباطی (کلامی، شنودی و بازخوردی) و هوش هیجانی در میان دانشجویان.
بررسی رابطه بین مهارت‎های ارتباطی (کلامی، شنودی و بازخوردی) و هوش معنوی در میان دانشجویان.
بررسی رابطه بین مؤلفه‌های مهارت‎های ارتباطی و مؤلفه‌های هوش هیجانی در میان دانشجویان.
بررسی رابطه بین مؤلفه‌های مهارت‎های ارتباطی و مؤلفه‌های هوش معنوی در میان دانشجویان.
۱-۵ فرضیه‌های پژوهش
بین مهارت‎های ارتباطی، هوش هیجانی و هوش معنوی رابطه معنادار وجود دارد.
۱٫بین مهارت‎های ارتباطی (کلامی، شنودی و بازخوردی)و هوش هیجانی رابطه معنادار وجود دارد.

  1. بین مهارت‎های ارتباطی (کلامی، شنودی و بازخوردی) وهوش معنوی رابطه معنادار وجود دارد.
  2. بین مؤلفه‌های مهارت‎های ارتباطی و مؤلفه‌های هوش هیجانی رابطه معنادار وجود دارد.
  3. بین مؤلفه‌های مهارت‎های ارتباطی و مؤلفه‌های هوش معنوی رابطه معنادار وجود دارد.

۱-۶ متغیرهای پژوهش
متغیرهای مستقل
۱٫هوش هیجانی.
۲٫هوش معنوی.
متغیر وابسته
مهارت‌های ازتباطی (کلامی، شنودی و بازخوردی).
۱-۷ تعریف متغیرها
۱-۷-۱ تعاریف نظری
مهارت‎های ارتباطی: عبارت است از توانایی انتقال و ارسال اطلاعات، عقاید و احساسات از فرد یا منبعی به فرد یا منبع دیگر، به‌منظور ایجاد تغییر در دانش، نگرش یا رفتار می‌باشد (ساعتچی،۱۳۸۲).
هوش هیجانی: هوش هیجانی صورت ترکیبی از توانایی‌های ذهنی ورگه‌های شخصیتی، نظیر خوش‌بینی، خودآگاهی، مهار احساسات برانگیخته، مقاومت، اشتیاق و خود انگیزشی تعریف می‌شود (یوسفی، ۱۳۸۵).
هوش معنوی: آمرام هوش معنوی را توانایی به کار گیری و بروز ارزش های معنوی تعریف می کند، به گونه ای که موجب ارتقای کارکرد روزانه و سلامت جسمی و روحی فرد می شود (آمرام، ۲۰۰۹؛ نقل از زارعی، خیر اندیش، جهانی ۱۳۹۰).
۱-۷-۲ تعاریف عملیاتی
مهارت‌های ارتباطی: در پژوهش حاضر منظور از مهارت‌های ارتباطی نمره‌ای است که آزمودنی‌های پژوهش از پاسخگویی به ۱۸ سؤال پرسشنامه مهارت‌های ارتباطی بارتون (۱۹۹۰) به‌دست می‌آورند و این پرسشنامه با مقیاس ۵ گزینه‌ای لیکرت سنجیده می گردد.
هوش هیجانی: منظور از هوش هیجانی در این پژوهش نمره‌ای است که دانشجویان از پاسخ‌گویی به ۹۰ سوال مقیاس هوش هیجانی بارو-آن (۱۹۷۷) کسب می‌کنند.

رابطه بین مهارت‎های ارتباطی، هوش هیجانی و هوش معنوی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی …

جدول ۴-۳ توزیع فراوانی تحصیلات ۶۸
جدول ۴-۴ توزیع فراوانی وضعیت تأهل ۶۹
جدول ۴-۵ میزان آماره‌های گرایش به مرکز و پراکندگی متغیر مهارت‎های ارتباطی ۷۰
جدول ۴-۶ میزان آماره‌های گرایش به مرکز و پراکندگی متغیر هوش هیجانی ۷۱
جدول ۴-۷ میزان آماره‌های گرایش به مرکز و پراکندگی متغیر هوش معنوی ۷۲
جدول ۴-۸ ماتریس همبستگی رابطه بین مهارت‎های ارتباطی (کلامی، شنودی و بازخوردی) و هوش هیجانی ۷۳
جدول ۴-۹ خلاصه الگوی رگرسیون بین هوش هیجانی و (مهارت‎های کلامی، شنودی، بازخوردی) ۷۴
جدول ۴-۱۰ ماتریس همبستگی رابطه بین مهارت‎های ارتباطی و هوش معنوی ۷۵
جدول ۴-۱۱ ماتریس همبستگی رابطه بین مؤلفه‌های هوش هیجانی و مهارت‎های ارتباطی ۷۶
جدول ۴-۱۲ خلاصه الگوی رگرسیون بین مولفه‌های هوش هیجانی و مهارت کلامی ۷۷
جدول ۴-۱۳ خلاصه الگوی رگرسیون بین مولفه‌های هوش هیجانی و مهارت شنودی ۷۹
جدول ۴-۱۴ خلاصه الگوی رگرسیون بین مولفه‌های هوش هیجانی و مهارت بازخوردی ۸۰
جدول ۴-۱۵ ماتریس همبستگی رابطه بین مؤلفه‌های هوش معنوی و مهارت‎های ارتباطی ۸۱
جدول ۴-۱۶ خلاصه الگوی رگرسیون بین مولفه‌های هوش معنوی و مهارت کلامی ۸۲
فهرست نمودارها
نمودار ۴-۱ نمودار سن آزمودنی‌ها ۶۶
نمودار ۴-۲ نمودار جنسیت آزمودنی‎ها ۶۷
نمودار ۴-۳ نمودار میزان تحصیلات آزمودنی‎ها ۶۸
نمودار ۴-۴ نمودار وضعیت تأهل آزمودنی‎ها ۶۹
چکیده
هدف: این پژوهش باهدف بررسی رابطه بین مهارت‎های ارتباطی، هوش هیجانی و هوش معنوی در میان دانشجویان صورت پذیرفته است.
روش: روش تحقیق در پژوهش حاضر پیمایشی از نوع همبستگی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز بودند. در این پژوهش روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای بود و حجم نمونه با مراجعه به جدول مورگان ۲۶۰ نفر برآورد گردید. در این پژوهش سه متغیر موردبررسی قرار گرفتند، لذا به‌منظور جمع‌آوری داده‌ها از سه پرسشنامه مهارت‎های ارتباطی بارتون جی-ای (۱۹۹۰)، پرسشنامه هوش هیجانی بار-اون (۱۹۹۷) و پرسشنامه هوش معنوی کینگ (۲۰۰۸) استفاده‌شد.
یافته‌ها: نتایج پژوهش حاضر مبین آن است که بین مهارت کلامی با هوش هیجانی و مؤلفه‌های آن رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بین سایر مؤلفه‌های هوش هیجانی با مهارت‌های شنودی و بازخوردی ارتباط معناداری وجود ندارد و تنها بین مؤلفه بین فردی با مهارت شنودی و بازخوردی رابطه معنی‌داری وجود دارد. مؤلفه گسترش آگاهی هوش معنوی با مهارت کلامی رابطه معناداری داشت و هیچ‌یک از مؤلفه‌های دیگر هوش معنوی با مهارت‌های کلامی، شنودی و بازخوردی ارتباط معناداری نداشتند.
بحث: این مطالعه نشان داد افرادی که از هوش هیجانی بالاتری برخوردارند در شرایط برقراری ارتباطات انسانی از مهارت‎های کلامی بالاتری برخوردار هستند.
کلیدواژه‌ها: مهارت‎های ارتباطی، هوش هیجانی ، هوش معنوی، دانشجویان.
فصل یکم
کلیات پژوهش
۱-۱ مقدمه
شناخت مهارت‎های ارتباطی[۱] افراد و اعمال نفوذ بر آنان، به‌منظور تحقق اهداف سازمانی موضوعی اساسی در مطالعه رفتار انسانی است. انسان در پرتو تبادل اطلاعات و ارتباطات گسترده، می‌تواند با تفکر و اندیشه نو بر واقعیت‌های تازه دست یابد و بدین ترتیب در توسعه سازمانی و بالندگی جامعه نقش داشته باشد. ایجاد ارتباط، احساس اجتماعی بودن را در انسان برمی‌انگیزد و در برقراری این ارتباط فرد به مهارت‎های تازه و طرز فکرهای جدید دست می‌یابد تا جایی که هرچه سازمانها گسترده‌تر می‌شوند، ارتباطات انسانی شکل پیچیده‌تری به خود می‌گیرند. توانمندی‌ها و شایستگی‌های هیجانی از عوامل تعیین‌کننده و تأثیرگذار بر کیفیت ارتباطات انسانی به شمار می‌آید.
هوش هیجانی[۲] شامل توانایی ادراک، ابراز، فهم و کنترل هیجانات خود و دیگران است. به‌عبارت‌دیگر، هوش هیجانی عبارت است از پردازش مناسب اطلاعاتی که بار هیجانی دارند و استفاده از آن در جهت فکر کردن و برقراری ارتباط لازم است (اکبر زاده،۱۳۸۳).
مفهوم هوش هیجانی ژرفای تازه‌ای به هوش انسان بخشیده و آن را به توانایی ارزیابی هوش عمومی فرد از خود گسترش داده است. هوش هیجانی برای شناخت فرد از خودش و دیگران، ارتباط با دیگران

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.

و سازگاری و انطباق با محیط پیرامون که برای موفق شدن در برآوردن خواسته‌های اجتماعی لازم است. درواقع، می‌توان گفت هوش هیجانی در دستیابی فرد به موفقیت در حوزه‌های مختلف تحصیلی و شغلی نقش به‌مراتب مهم‌تری را دارا می‌باشد (ساولی و مایار[۳]، ۱۹۹۹).
هوش معنوی[۴]، بیانگر مجموعه‌ای از توانایی‌ها، ظرفیت‌ها و منابع معنوی می‌باشد که کاربست آن‌ها در زندگی روزانه می‌تواند موجب افزایش انطباق‌پذیری فرد شود. در تعریف‌های موجود بر نقش آن در حل مسائل وجودی و یافتن معنا و هدف در اعمال و رویدادها زندگی روزمره تأکید شده است ( زوهر و مارشال، ۲۰۰۰؛ سیسک، ۲۰۰۱؛ ولمن، ۲۰۰۱؛ نازل، ۲۰۰۴؛ ؛ ترجمه قربانی، ۱۳۸۳).
معنویت امری همگانی است (وگان،۲۰۰۲)، از طرفی یکی از ضرورت‌های طرح معنویت در عرصه روانشناسی بالینی ظهور دوباره گرایش معنوی و نیز جستجوی درک روشن‌تری از ایمان و کاربرد آن در زندگی روزانه است (سهرابی، ۱۳۸۸).
بر اساس نظر زوهر و مارشال (۲۰۰۰) به‌واسطه هوش معنوی به مشکلات معنا و ارزش می‌بخشیم و به حل آن‌ها می‌پردازیم و با استفاده از آن می‌توانیم اعمال و زندگی‌هایمان را در بافتی که ازلحاظ معنا دهی غنی‌تر و وسیع‌تر می‌باشد قرار دهیم و به کمک آن می‌توانیم بسنجیم که یک روش و یک‌راه زندگی از دیگر راه‌ها و روش‌ها از معناداری بیشتری برخوردار است (حمیدی و صداقت، ۱۳۹۱).
ازاین‌رو در این پژوهش، مهارت‌های ارتباطی، هوش هیجانی و هوش معنوی دانشجویان موردبررسی قرار خواهد گرفت. بدیهی است، دست‌یابی به پاسخی منطقی در این زمینه، امکان پیش‌بینی و توصیف رفتار را در شرایط مشابه فراهم می‌سازد.
پژوهش‌های صورت گرفته در ایران و سایر کشورهای جهان بیشتر به بررسی رابطه هریک از متغیرهای ذکر شده، بصورت مجزا پرداخته است .اما هیچ پژوهشی تاکنون رابطه هر ۳ عامل را با یکدیگر مورد بررسی قرار نداده است. خصوصا خویشتنداری که پژوهش کمتری روی آن صورت گرفته است.
۱-۲ بیان مساله
سال‌ها قبل، هوش شناختی[۵] و چگونگی سنجش آن موردتوجه اکثر متخصصین در جهان بود؛ اما در دهه‌ی کنونی در تمامی محیط‌های کاری به‌ویژه سازمان‎های آموزشی، هوش هیجانی به‌عنوان پارادایم فکری اکثر متخصصین منابع انسانی گردیده است؛ به‌طوری‌که  اظهار می‌دارند ۸۰ درصد موفقیت‌های افراد در سرکار به هوش هیجانی آن‌ها وابسته است و تنها ۲۰ درصد آن به بهره هوشی مربوط می‌شود. با این حساب، هوش هیجانی، اصطلاح فراگیری است که مجموعه گسترده‌ای از مهارت‌ها و خصوصیات فردی را در برگرفته و معمولاً به آن دسته مهارت‎های درون فردی و بین فردی اطلاق می‌گردد که فراتر از حوزه مشخصی از دانش‌های پیشین، چون هوشبهر و مهارت‎های فنی یا حرفه‌ای است (سبحانی نژاد،۱۳۸۷).
صاحب‌نظران نیز، هوش هیجانی را با توجه به ویژگی‎ها و کارکردهای آن به‌صورت زیر تعریف کرده‎اند، هوش هیجانی مهارتی است که دارنده آن می‌تواند از طریق خودآگاهی، روحیات خود را کنترل کند، از طریق خود مدیریتی آن را بهبود بخشد، از طریق همدلی، تأثیر آن‌ها را درک کند و از طریق مدیریت روابط به شیوه‌ای رفتار کند که روحیه خود و دیگران را بالا ببرد (خائف الهی و دوستار، ۱۳۸۳). یا اینکه هوش هیجانی شامل آگاهی داشتن نسبت به عواطف و چگونگی ارتباط و تعامل این عواطف با بهره هوشی می‌باشد؛ یعنی فردی که می‌خواهد در زندگی خود موفق بوده و جزء بهترین افراد باشد باید از عواطف و احساسات خود و دیگران آگاه بوده و از عواطف استفاده منطقی ببرد (کایرستد، ۱۹۹۹).
گلمن[۶] (۱۹۹۸) نیز هوش هیجانی را در چهار قالب دسته‌بندی نموده است: ۱-خودآگاهی[۷] ۲- خود مدیریتی[۸] ۳– آگاهی اجتماعی[۹] ۴- مدیریت روابط[۱۰]. او بیان می‌کند که چهار عنصر ذکرشده در دو مهارت اصلی قابلیت فردی و قابلیت اجتماعی پدیدار می‌شود که قابلیت فردی روی فرد تمرکز دارد و به دو قسمت خودآگاهی و خود مدیریتی تقسیم می‌شود و قابلیت اجتماعی که روی روابط فرد با دیگران تمرکز می‌کند و به آگاهی اجتماعی و مدیریت روابط تقسیم می‌شود (استایز و بران، ۲۰۰۴).
درهرحال هوش هیجانی را می‌توان به‌کارگیری قابلیت‌های هیجانی خود و دیگران، در رفتار فردی و گروهی برای کسب حداکثر نتایج تعریف کرد. ازنظر ویزینگر هوش هیجانی استفاده هوشمندانه از عواطف است. به این صورت که شما آگاهانه از عواطف خود استفاده می‌کنید و رفتار و تفکرات خود را در جهت اهداف خود هدایت می‌کنید تا به نتایج جالب‌توجهی دست‌یابید (ویسنگر[۱۱]، ۱۹۹۸).