تحقیق – عنوان ارزیابی شرایط جغرافیایی و امکانات موجود توسعه قایقرانی در شهرستان مراغه از منظر …

ب- بررسی ادبیات تحقیق و مطالعاتی که پیش از این در مورد این پیست صورت گرفته است.
ج- از طریق مصاحبه با کارشناسان مرتبط با پیست و همچنین نظرخواهی از تعدادی از مسئولین ذیربط با استفاده از تکنیک دلفی.

  1. ارزش گذاری و تعیین وزن نهایی هر یک از این عوامل با استفاده از طیف لیکرت و مدل فرآیندتحلیل سلسله مراتبی:

بدین منظور، همه عوامل تعیین شده در قالب یک پرسشنامه طیف لیکرتی از مدیران وکارشناسان ارزش گذاری میگردند. پس از تکمیل پرسشنامه از ۶۰ کارشناس خبره ومدیر، میانگین نتایج محاسبه میشود. سپس بر اساس میزان اثرگذاری که هر عامل در آینده قایقرانی مراغه و گردشگری در این شهرستان دارد، از ۱ تا ۵ ارزش دهی میشود.
همچنین بر اساس محاسبات و ارزشهای تخصیصی ساعتی، جهت بدست آوردن امتیاز هر یک از عوامل و میزان تاثیر گذاری هر یک از عوامل در شرایط کنونی قایقرانی و گردشگری ورزشی مراغه(پس از نرمال سازی آنها)، از مدل AHPو نرم افزار اکسپرت چویس استفاده میگردد و در نهایت وزن نهایی هر عامل مشخص میگردد.

  1. در مرحله سوم، پس از تعیین وزن نهایی عوامل درونی و عوامل بیرونی، از طریق تقاطع دو ارزش عوامل درونی و بیرونی در نمودار مربوط به برنامه ریزی راهبردی، موقعیت گردشگری ورزشی شهرستان مراغه، مشخص میگردد. این نمودار نشان میدهد که قایقرانی شهرستان مراغه از منظر گردشگری ورزشی در چه وضعیتی قرار دارد و در آینده به چه مسیری حرکت میکند. در نهایت اینکه چه نوع راهبردهایی برای توسعه پایدار در آینده ضرورت دارد.
  2. در مرحله پایانی، باید از طریق عوامل درونی و بیرونی، راهبردهای موثر بر گردشگری ورزشی مشخص و اولویت بندی گردند.

راهبردها به منظور دستیابی به موقعیتی مطلوبتر تدوین میشوند. بخش زیادی از بررسیهای آکادمیک برنامه ریزی و مدیریت در سازمانها ریشه در استدلالهای علمی و قسمت مفهومی آن دارد. سازمانها نیز به این نتیجه رسیدهاند که لازمه رشد و حفظ بقا در گرو درک و توجه به محیط داخلی، بیرون سازمان و تدوین استراتژیهای اثربخش میباشد (کردنائیج و همکاران، ۱۳۸۹: ۹۲-۹۳). لذا بر این اساس، راهبردهایی که تعیین میگردند در قالب چهار نوع راهبرد تدوین میگردند:

  • راهبردهای SO (راهبردهای تهاجمی): با بهره گیری از قوت ها، درصدد بهره برداری از فرصتها میباشد.
  • راهبردهای ST (راهبردهای تنوع): برای دوری از تهدیدها، از نقاط قوت استفاده میکند.
  • راهبردهای WO (راهبردهای بازنگری): با بهره جستن از فرصت ها، نقاط ضعف را کاهش میدهد.
  • راهبردهای WT (راهبردهای تدافعی): نقاط ضعف را کاهش و از تهدیدها دوری میکند.

در نهایت این راهبردها از ترکیب عوامل مختلف برای توسعه قایقرانی تعیین میگردد و برنامه ریزی گردشگری ورزشی برای این منظور صورت میگیرد.
پس از تعیین راهبردهای موثر و تعیین نوع راهبردها، از آنجاییکه همه راهبردها از ارزش و اهمیت و اثرگذاری یکسانی برخوردار نیستند، جهت اولویت بندی راهبردها و انتخاب راهبردهای برتر، از ماتریس کمی QSPM استفاده میشود.
ماتریس برنامه ریزی راهبردی کمی روشی تحلیلی است که با آن جذابیت نسبی راهبردها مشخص میشود. با این روش میتوان به صورت عینی راهبردهای گوناگونی که در زمره بهترین راهبردها هستند، مشخص کرد.
برای تهیه این ماتریس از ماتریس ارزیابی عوامل داخلی و خارجی و نتیجه ماتریس SWOT استفاده میشود. در این روش ابتدا فرصتها و تهدیدهای خارجی و نقاط قوت و ضعف در ستون سمت راست ماتریس برنامه ریزی کمی نوشته شده، سپس ضریب بدست آمده در ماتریس ارزیابی، در ستون مقابل آن نوشته میشود.
در مرحله بعد نمره جذابیت تعیین میشود. برای تعیین نمره جذابیت باید عوامل داخلی و خارجی را که در موفقیت سازمان نقش داشتند، تعیین کرد و میزان جذابیت آن به راهبردها را تعیین نمود. نمره جذابیت از ۱ (بدون جذابیت) تا ۴ (بسیار جذاب) میباشد. سپس نمره جذابیت در ضریب ضرب شده و مجموع جمع امتیاز جذابیت اولویت راهبرد را مشخص میکند (قدیری معصوم و همکاران، ۱۳۹۰، عابدین زاده و همکاران، ۱۳۹۰، ۹۵). با تعیین نمره جذابیت برای هر راهبرد برای هر عامل و جمع نمره جذابیت، راهبردهای موثر و برتر تعیین میگردند.
الگوریتم برنامه ریزی راهبردی توسعه گردشگری ورزشی شهرستان مراغه با توجه به بخش قایقرانی در آبهای خروشان و با تاکید بر عوامل جغرافیایی و امکانات قایقرانی موجود در شهرستان
۱۰٫۳٫ تکنیک دلفی
دلفی یک نظر خواهی تخصصی برای پیش بینی آینده است که بر اساس آن میتوان نتایج مختلف را استخراج کرد. این روش ضمن سادگی، از اطمینان بالایی نیز برخوردار است، به طوری که برای جمع‌آوری و تلخیص نظرات و قضاوت‌های افراد( در یک حیطه معین) به کار می‌رود (فتحی، ۱۳۸۱، ۱۲۴). این تکنیک در مواردی که محدودیت‌هایی از لحاظ کاربرد قوانین، فرمول‌ها و مدل‌های ریاضی مشاهده می‌گردد، کاربرد عمده‌ای دارد (احمدی، ۱۳۷۹، ۱۲).
این روش برای اولین‌بار توسط «دارکلی و هلمرد» در سال ۱۹۵۰ برای موسسه راند تدوین گردید(فتحی، ۱۳۸۱، ۱۲۸). این تکنیک به منظور بررسی نگرش‌ها و قضاوت‌های افراد و گروه‌های متخصص، بدون‌الزام حضور افراد در محل معینی، با استفاده از پرسشنامه طی چندین مرحله، و ایجاد هماهنگی بین دیدگاهها، به جمع‌آوری نظرات این افراد می‌پردازد. در پایان جمع‌بندی، ارزش گذاری و تحلیل مجموعه دیدگاهها و نظرات افراد، مبنای هدف گذاری، تدوین

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

برنامه و یا تصمیم‌گیری قرار می‌گیرد. روش دلفی راهکاری جهت ایجاد یک فرایند ارتباط گروهی است، به طوری که این فرایند به گروهی که شامل اجزای جداگانه و مستقل است، اجازه می‌دهد که در حل مسائل پیچیده شرکت کنند( علی‌احمدی، ۱۳۷۶: ۳۸۶). در روش دلفی پرسشگری در دو دور یا بیشتر انجام می‌شود و در هر دور از نتایج به دست آمده از دور یا دورهای قبل استفاده میشود. بنابراین، از دور دوم، متخصصان و کارشناسان تحت تاثیر نظریات و عقاید هم ترازان خود و نتایج به دست آمده از دور قبل به سوالات پاسخ می‌دهند(Kerstin Cuhls, 2001,96).
طبق تعریف هادر و همکاران، روش دلفی یک فرآیند قوی مبتنی بر ساختار ارتباطی گروهی است، به طوری که در مواردی که دانشی ناکامل و نامطمئن در دسترس است، مورد استفاده قرار میگیرد و قضاوت به متخصصان آن امر سپرده می‌شود(Hader,1995). طبق نظر وچ‌اسلر یک روش دلفی استاندارد روش تحقیقی است که توسط یک گروه ناظر اداره می‌شود و در چندین دور توسط یک گروه متخصص که برای یکدیگر ناشناس هستند، اجرا میشود و هدف آن اجماع نظر در رابطه با یک موضوع است. بعد از هر دور، نتایج به دست آمده براساس امارگیری از قضاوت گروه، محاسبه شده و در دورهای بعدی از آنها استفاده میشود و نتایج در اختیار گروه قرار می‌گیرد(Wechsler,1987, 23)
۱۱٫۳٫ روش آنالیز سلسله مراتب(AHP)
این روش سازگاری بیشتری با نحوه تفکر و فرایندهای ذهنی انسان دارد و میتواند از نظرها و قضاوتهای شفاهی افراد در جریان تصمیم‌گیری بهره گیرد و تصمیم گیری را به صورت فردی یا گروهی انجام دهد(امینی، ۱۳۸۱: ۴۲). تکنیک AHP توسط پروفسور توماس ال ساعاتی محقق عراقی تبار در ۱۹۷۰ مطرح شد(اصغرپور، ۱۳۷۷: ۲۹۸).
فرایند تحلیل سلسله مراتبی یکی از روشهای تصمیم گیری با معیارهای چندگانه است، که به منظور تصمیم‌گیری و انتخاب یک گزینه از میان گزینه‌های متعدد تصمیم، با توجه به شاخصهایی که تصمیم گیرنده تعیین میکند، بکار میرود.
برای سنجش شایستگی نسبی هر یک از گزینهها و درنتیجه اولویت بندی معیارهای مربوط به توسعه قایقرانی درشهرستان مراغه استفاده میشود. روال کار مدل AHP با مشخص کردن عناصر و تصمیم گیری و اولویت دادن به آنها آغاز میشود، این عناصر شامل شیوههای مختلف انجام کار و اولویت دادن به سنجهها یا ویژگی هاست(Changa,2007, 310).
۱٫۱۱٫۳٫ ساختن سلسله مراتب
در اولین اقدام، ساختار سلسله مراتبی مربوط به این موضوع مشخص که در آن سلسله مراتب چهار سطحی شامل هدف ها، معیار ها، زیر معیار مواجه هستیم. (Bowen1990، ۱۳۳). تبدیل موضوع یا مسئله مورد بررسی به ساختار سلسله مراتبی، مهمترین قسمت فرآیند تحلیل سلسله مراتبی محسوب میشود(Cimren, 2007, 362). زیرا در این قسمت با تجزیه مسایل مشکل و پیچیده، فرایند تحلیل سلسله مراتبی آنها را به شکل ساده، که با ذهن وطبیعت انسان مطابقت داشته باشد، تبدیل کند. به عبارت دیگر، فرایند تحلیل سلسله مراتبی مسائل پیچیده را از طریق تجزیه آن به عناصر جزئی که به صورت سلسله مراتبی به هم مرتبط بوده و ارتباط هدف اصلی مسئله با پایین ترین سطح سلسله مراتبی را به شکل ساده تری در میآورد. معیارها و زیر معیارها، شامل عواملی هستند که باعث ایجاد تفاوت در گزینهها میشوند. (Bowen, 1990,136). بایست توجه نمود که در عمل، تمامی معیارها دارای اهمیت یکسانی نیستند، در این روش نیز هر معیار دارای وزن خاصی است که باید با نظر خبرگان، متخصصین امر در بخش مدیریت گردشگری، مدیریت ورزشی توسط کاربر، به طرق مختلف اعمال شود. همچنین، میتوان هر معیار را به چند جزء کوچکتر (زیر معیار) تقسیم کرده و آنها را با یکدیگر مقایسه و وزن دهی کرد(Sanaei, 2002,116).
۲٫۱۱٫۳٫ تعیین ضریب اهمیت معیارها و زیر معیار ها
برای تعیین ضریب اهمیت (وزن) معیارها و زیر معیار ها، چند روش وجود دارد که معمولترین آنها، مقایسه دو دویی است. در این روش، معیارها دو به دو با هم مقایسه میشوند و درجه اهمیت هر معیار نسبت به دیگری مشخص میشود. برای این کار میتوان از یک روش استاندارد استفاده کرد. روش کار به این ترتیب است که، به هر مقایسه دو دویی، یک عدد از ۱ تا ۹ نسبت داده میشود. معنی هر عدد در جدول شماره (۱٫۳) مشخص شده است. پس از وزن دهی باید وزنها را نرمالیزه کرد. به منظور نرمالیزه کردن روشهای مختلفی وجود دارد، در این مدل از تقسیم هر وزن بر مجموع وزنهای همان ستون استفاده شده است(Cimren,2007,365).
جدول ۱٫۳: مقایسه ۹ کمیتی ساعتی برای مقایسه دو دویی
منبع: (مالچفسکی، ۱۳۸۵، ۹۵)
۳٫۱۱٫۳٫ تعیین ضریب اهمیت گزینه ها
بعد از تعیین ضرایب اهمیت معیارها و زیر معیار ها، ضریب اهمیت گزینهها را باید تعیین کرد. در این مرحله، ارجحیت هر یک از گزینهها در ارتباط با هر یک از زیر معیارها و اگر معیاری زیر معیار نداشته باشد مستقیما با خود آن معیار، مورد قضاوت و داوری قرار میگیرد. وزن (ضریب اهمیت) گزینهها نسبت به هر یک از معیارها شبیه تعیین ضریب اهمیت معیارها نسبت به هدف است. در هر دوحالت، قضاوت هابرمبنای مقایسه دو دویی معیارها، یا گزینهها و بر اساس مقیاس ۹ کمیتی ساعتی صورت میپذیرد و در نتیجه در ماتریس مقایسه دو دویی معیارها، یا گزینهها ثبت میشود و از طریق نرمالیزه کردن ردیفهای این ماتریس ها، ضرایب اهمیت مورد نظر به دست میآید. با این حال، باید به تفاوتی عمده در این مقایسهها اشاره شود(Bowen, 1990,136). مقایسه گزینههای مختلف، نسبت به زیر معیارها، ویا معیارها (اگر معیاری زیر معیار نداشته باشد) صورت میپذیرد؛ در صورتی که مقایسه معیارها با یکدیگر، نس
بت به هدف مطالعه صورت میگیرد. بنابراین، به جای اینکه سوال شود معیار i، در دستیابی به هدف، چه قدر از معیارj مهمتر است؟ در مقایسه گزینهها سوال به این ترتیب مطرح میشود که گزینه Iدر ارتباط با زیر معیار x چه قدر بر گزینه j ارجحیت دارد؟(Bertolini,2006,178). زیر معیارها هم کمی وهم کیفی اند، این مطلب، نشان دهنده مزیت دیگر فرایند تحلیل سلسله مراتبی است که با ترکیبی از معیارهای کمی و کیفی سر و کار دارد(Ma,2005,598).
۴٫۱۱٫۳٫ محاسبه وزن عوامل
وزنهای معیار برای استفاده در روش AHP میباشد. فرایند سلسله مراتبی تحلیلی AHPبر مبنای سه اصل میباشد: تجزیه، قضاوت تطبیقی و سنتز اولویتها (دارابی، ۱۳۷۳، ۲۰). این روش سه مرحله دارد: (الف) ایجاد یک ماتریس مقایسه در هر سطح سلسله مراتب، آغاز از بالا و کار به سمت پایین، (ب) محاسبه وزنها برای هر عنصر سلسله مراتب و (ج) تخمین نسبت توافق(قدسی پور، ۱۳۷۹، ۸۷). چنانچه این نسبت کمتر از ۰٫ ۱ باشد مقایسههای قابل قبول و وزنهای محاسبه شده را استخراج گردید. درصورتی که نسبت توافق از ۰٫ ۱ بیشتر باشد آنگاه با اعمال تغییراتی در ماتریس مقایسه دوتایی آن را برای حد قابل قبول تنظیم میکنیم. شایان ذکر است که روش AHP قابلیت استفاده در تصمیمگیریهای گروهی، فازی و روشهای برنامهریزی خطی را نیز دارد و نشانگر این مطلب است که AHP تکنیک بسیار انعطافپذیری است. در عمل، همه پسند بودن AHPبه علت انعطافپذیری، سهولت کاربرد و نیز دسترسی به بستههای نرمافزاری متعدد میباشد. اما نکته با اهمیتتر قابلیت تلفیق روش AHP با محیط GIS است. علیرغم وسعت کاربرد AHP، این روش بدون انتقاد نمیباشد. این انتقادات عبارتند از: ابهام در مفهوم اهمیت نسبی هر عنصر از سلسله مراتب تصمیمگیری وقتی با دیگر عناصر مقایسه میشود، تعداد مقایسهها برای مسائل بزرگ واستفاده از مقیاس ۱ تا ۹ از این موارد میباشد (پرهیزکار و غفاری، ۱۳۸۵؛ ۲۰۴).