بررسی میزان مشارکت اجتماعی جوانان شهر جوانرود- قسمت ۴

مرحلهی سوم: مشارکت: از انسانها، دادهها و اندیشهها خواسته میشود.
مرحلهی چهارم، اشتراک مساعی: انسانها در برنامهریزی، اجرا، حساب پسدهی و پاداشها سهیم میگردند(عبدالهی، ۱۳۸۵، صص ۸۹-۸۸).
۲-۵ انواع مشارکت
سه نوع مشارکت وجود دارد:
الف. مشارکت بین افراد که به آن«مشارکت دو جانبه» میگویند و خود بخود بوجود میآید.
ب. مشارکت بین افراد خیر و افراد آسیب دیده که از طریق کمک به افراد آسیب دیده همچون دادن صدقه، کمک رسانی و دادن هدایا انجام میگیرد.
ج. مشارکت بین مردم و دولت یا مشارکت قراردادی که موثرترین شکل مشارکت در فرایند توسعه است. البته بیشترین مشکلات را نیز با خود دارد(مقصودی، ۱۳۸۵).
۲-۶ تاریخچه مشارکت در ایران
در بررسی تاریخچه در دو بعد رسمی و غیر رسمی (سنتی و مدرن) میتوان گفت: در ایران مشارکتهای سنتی از دیرباز وجود داشته است و با وجود دگرگونیها و تحولاتی که جامعه طی صد سال اخیر به خود دیده است، هنوز هم با قدرت در بسیاری از شهرهای این کشور حیات دارد. عزاداریهای مذهبی برگزار شده در ماهها و ایام خاص و ساختن مسجد که با مشارکت مردمی انجام میگیرد، نمونهای از مشارکتهای سنتی به شمار میرود(پیگولوسکایا، ۱۳۶۷، ص ۵۰). از جمله رسوم متداول و ریشهدار همیاری در بین مردم که از دیرباز تاکنون کارکرد مهمی در زندگی آنها داشته، مربوط به کمکهایی است که حداقل، در دو واقعۀ (ازدواج و مرگ) صورت میپذیرد.
تشکلهای و سازمانهای غیردولتی در ایران به چهار دسته تقسیم میشوند:
تلاشهایی که منشأ آنها دولت بوده است، مثل ستاد شهر سالم و پروژه رابطین بهداشت.
همکاری تخصصی سازمانهای ایرانی با ایرانیان متخصص مقیم خارج از کشور بنیاد دانش و هنر و.. .
تشکلهای مردمی، مثل سازمان خیریۀ فروغ حضرت خدیجه و.. . این تشکلها و به ویژه سازمانهای خیریه، سابقهای پربار و طولانی در ارائه خدمات اجتماعی و پرداخت مستمری و کارهای خیریه در ایران دارند. این تشکلها در سراسر ایران مستقرند و اعضای آنها نیکوکارانی هستند که به کار خیریه اشتغال دارند.
تشکلهای غیردولتی نوین مثل انجمن تنظیم خانواده جمهوری اسلامی ایران، مربیان سیار و جمعیت آفتاب و.. . سازمانهای غیردولتی مشهور به (NGO ) میباشند، تنوع سازمانهای غیردولتی هر نوع تعریف ساده از آن را دشوار میکند. از نظر بانک جهانی این نوع سازمانها، گروهها و نهادهایی را شامل میشود که کلاً و یا تا حدود زیادی از حکومت یا دولت مستقل هستند و اهداف انسان دوستانه و تعاونی را دنبال میکنند تا اهداف تجاری.
در ایران در قوانین مدنی، ماده خاصی جهت تعریف سازمانهای غیردولتی و ثبت قانونی آن وجود ندارد، به همین دلیل سازمانهای غیردولتی در قالب قوانین موجود با اشکال مختلفی ثبت می شوند. به عنوان نمونه جمعیتهای خیریه، تعاونیها، مراکز فرهنگی، بنیاد، مؤسسات مطالعاتی و تحقیقاتی، شرکتها، انجمن ها و مطبوعات را میتوان نام برد(انجمن تنظیم خانواده جمهوری اسلامی، ۱۳۷۹: ۶).
۲-۷ تبیین نظری مشارکت اجتماعی از منظر جامعه شناختی به طور اختصار:
نظریهها و تئوریهای متعددی در باب تبیین موضوع مشارکت اجتماعی وجود دارد که با رهیافتهای مختلف و مبتنی بر بینش و متدلوژی خاص خود به شرح و تفسیر موضوع پرداختهاند. نظریههای عمل جمعی، تفسیرگرایی، ساختارگرایی و کارکرد گرایی، نظریه همراه ساختن، نظریه مشورتی نظریه درمان، آموزشی، نظریه قدرت جامعه و. .. هرکدام از منظری به کالبد شکافی مشارکت پرداخته اند.
طرفداران (تئوری عمل جمعی) قائل به نوعی تناقض میان عقلانیت فردی و عمل جمعی هستند. آنان محصول عمل جمعی را از نوع ” کالاهای همگانی” (کالاهایی که غیر قابل قسمت کردن است و کسی را نمی توان از استفاده کردن از آن محروم کرد مثل آب و هوا) می دانند و معتقدند که انسانهای عاقل و نفع طلب بدنبال منافع عمومی گروه خود نیستند آنها از جمله مکنون اولوسن بر این باور هستند که در رفتار گروهی و مشارکتی، انگیز های عقلانی برای طفیلی گری و سربار دیگران شدن وجود دارد. بدین صورت که هریک از مشارکت کنندگان که می توانند در تامین نفع مشترک سهیم شوند ترجیح میدهند که خودشان سربار دیگران شوند اما دیگران چنین تصمیمی نگیرند.
«کارکردگرایان» نهادهای مشارکتی را بر حسب آثاری که بر نظام اجتماعی می گذارند تبیین میکنند، سازمانها، گروهها و تشکل ها، نهادهایی هستند که از مشارکت کنندگان تاثیر میپذیرند و از سویی دیگر بر همدیگر و به نوبه خود بر جامعه تاثیر میگذارند از این دیدگاه مشارکت و نهادهای مشارکتی زمانی در جامعه گسترش می یابد که در بقا و تعادل جامعه اثرگذار باشد.
از نظر « ساختارگرایان» ساختارهای اجتماعی و نظام ها، رفتارهای مشارکتی را هدایت یا محدود می کنند و عامل مشارکت را در نظامهای مدیریتی جستجو می کنند و این گروه ساختار ها و چارچوبهای قانونی را دارای نقش اساسی در گسترش مشارکت می دانند و به همین دلیل بر نهادینه شدن مشارکت و وجود چارچوب های قانونی تاکید می نمایند.
نظریه « قدرت محله ای» به بعد اعمال قدرت در محله توجه می کند و قدرت محوری ترین موضوع در این تئوری است.
نظریه « همراه ساختن» معتقد است که اصولا ساکنین محلی و مردم قادر نیستند که نقش سازنده ای در جهت انجام پروژه ایفا نمایند لذا مشارکت آنها تنها در جهت کاهش ضدیت آنها با انجام پروژه ها از طریق دخالت صوری

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت ۴۰y.ir مراجعه نمایید.

آنها می تواند باشد.
« نظریه مشورتی» ارتباط با مردم و شهروندان جهت آشنایی با افکار و ارزشهای آنها را یکی از مقتضیات برنامه ریزی می داند و بر سه روند تاکید دارد: اطلاع رسانی به ساکنین در مورد گزینه های موجود، اخذ نظرات شهروندان و لحاظ نمودن افکار جامعه در طرحها و برنامه های نهائی (علوی تبار، ۱۳۸۰ ، ۸۹ ).
نظریه « درمان – آموزشی اجتماعی» معتقد است که مشارکت مردمی زمینه آموزش و تربیت شهروندان را مهیا می سازد و بر این اصل استوار است که تنها با مشارکت دادن و دخیل کردن ساکنین محلی شهروندان می توانند قدرت بهبود بخشیدن به وضعیت خود را به دست بیاورند.
مشارکت اجتماعی نوعی ادراک اجتماعی است که مک میلیان و چیوز ( ۱۹۸۶) در چهار بعد در نظر گرفته اند: عضویت به معنی احساس تعلق به بخشی از جامعه، فرصت برای تأثیر گذاشتن و سهیم شدن دو جانبه در تأثیرگذاری، ارضا ی نیازهای مردم در رابطه ی همکاری با دیگران و سهیم شدن در ارتباطات عاطفی که به روابط مثبت منجر می شود.
گاارد و بیسر مشارکت را تعهد مشترک در پرداختن به مسائل توسعه بر مبنی تقسیم توافقی وظایف و مسؤولیت ها تعریف کرده است(به نقل از مظلوم خراسانی و همکاران، ۱۳۹۱).
لرنر همدلی افراد را باعث تقویت مشارکت اجتماعی دانسته، معتقد است که شهرنشینی، سواد، مشارکت رسانه ای و انتخاباتی در تعامل متقابل اند. گسترش نهادهای اجتماعی باعث افزایش فعالیت افراد در جامعه می شود و از نظر روانی، شخصیت مدرن در مقایسه با شخصیت سنتی مشارکت بیشتری دارد (به نقل از مظلوم خراسانی و همکاران، ۱۳۹۱).
۲-۸ نظریهی نیاز
نظریهی نیازها و انگیزش، نیازهای انسان را به اولیه (مادی) و ثانویه (اجتماعی) تقسیم میکند. در نیاز ثانویه همنشینی با دیگران یا مورد علاقهی دیگران قرار گرفتن را میتوان ذکر کرد. از بین صاحبنظران نظریهی مازلو را میتوان نام برد. مدل مازلو سلسله مراتب نیازها را به ترتیب فیزیولوژی، امنیت، تعلق به اجتماع، احترام و خودیابی میداند که زمینهی انگیزش را فراهم میکند و نیازهای اولیه باید برطرف شوند تا نیازهای بعدی ظاهر گردند(مازلو، ۱۳۶۷: ۷۴).
۲-۹ نظریهی منابع
رندال کالینز مشارکت اجتماعی را فرصتی برای کنش متقابل بین افراد و جزئی از رفتار اجتماعی میداند(ریتزر، ۱۳۷۹: ۶۰۹). از نظر کالینز (۲۰۰۳) افرادی واجد داشتن قدرت بیشتر نسبت به دیگران هستند که منابع بیشتری نیز در بازار کنش های متقابل در اختیار داشته باشند. همچنین، دارای سرمایه ی فرهنگی و انرژی احساسی باشند که باعث نوعی قدرت انگیزشی می شود و آنها را به صحبت با برخی وادار کرده از برقراری ارتباط با برخی دیگر باز می دارد (همان: ۳۶۱).
۲-۱۰ نظریه ی توسعه ی اقتصادی – اجتماعی
بنا به نظریهی هانتینگتون و نلسون، مشارکت سیاسی و اجتماعی از فرایند توسعه ی اقتصادی و اجتماعی پیروی میکند. این فرآیند از طریق تحرک اجتماعی و کسب منزلتهای بالاتر اجتماعی، احساس توانایی را در فرد تقویت کرده، و نگرش فرد را نسبت به تصمیم گیری ها فراهم می سازد و زمینهی مشارکت در سیاست و فعالیت های اجتماعی را تقویت می کند. همچنین فرایند توسعه از طریق سازمانی بر مشارکت اثر می گذارد. عضویت فرد در سازمان ها ، احتمال مشارکت در فعالیت اجتماعی و سیاسی را بیشتر میکند و در جوامعی که تحرک اجتماعی محدود است، بی قدرتی به عنوان متغیر مداخله گر بر مشارکت اثر می گذارد(علوی تبار، ۱۳۸۰: ۴۶). همچنین هانتینگتون بر تحصیلات و درآمد به عنوان عامل مؤثر بر مشارکت اجتماعی تأکید کرده است(علوی تبار، ۱۳۸۰: ۴۶).
۲-۱۱ نظریه ی انتظار
کلندرمن در خصوص مشارکت مدل ارزش انتظار را مطرح می کند و آن را به دو مؤلفه ی بسیج آگاهی و بسیج کنش تقسیم می کند. کلندرمن برای مشارکت در کنش جمعی به سه انگیزه اشاره می کند:
انگیزه ی هدف؛ ۲- انگیزه ی اجتماعی؛ ۳- انگیزه ی پاداش.
وی انگیزه های اجتماعی را در چارچوب واکش دیگران در عمل مشارکت مهم می بیند(کلی و برین لینگر، ۱۹۹۶: ۳-۳۴).
۲-۱۲ نظریه ی مبادله
از نظریات دیگر می توان به نظریه ی پیتر بلاو اشاره کرد: پیتر بلاو به نظریه ی مبادله جنبه ی اجتماعی بیشتری داده است و اصل عقلانیت را با اقدام سودآور مرتبط دانسته و گفته است اقدام با فایده احتمال تکرار بیشتر ی دارد. اصل داد و ستد بدین معنی که هر اندازه پاداش های بیشتری رد و بدل شوند، احتمال داد و ستد هم بیشتر می شود و اصل مجازات در راستای این است که فردی که به هنجار مبادله توجه نمی کند، مورد مجازات طرف مقابل قرار می گیرد و اگر اصل عدالت در مبادله رعایت شود، طرفین از مبادله راضی بوده، آن را بر حق تلقی می کنند و نظریه ی مبادله کل نظام اجتماعی را در قدرت، اقتصاد، نمادها و فرهنگ در بر می گیرد (تورنر، ۱۹۹۸: ۲۷۵-۲۷۱). از نظر بلاو ، مشارکت اجتماعی باید براساس سیستم روابط اجتماعی و قواعد رفتاری بررسی شود. وی به دنبال یافتن این پرسش هاست که ملاک هایی که افراد به عنوان سودمند بودن همکاری و مشارکت در عرصه ی عمومی در نظر می گیرند، چیست؟ چه رفتاری تجاوز به قواعد و آداب اجتماعی تصور می شود؟ رعایت قوانین از طریق شهرداری و شوراها انجام می شود یا نه؟ و آیا همکاری با شهرداری و شورای شهر سودمند است یا خیر؟
۲-۱۳ جایگاه خانواده در جامعه
خانواده، نهادی مقدس است که میتواند بهترین مکان برای آسایش و آرامش جسم و روان آدمی باشد. خانواده، سنگ بنای جامعه و سازمان نظام
یافته اجتماعی است که در همه جوامع ارزش و اهمیت بسیار دارد. نخستین و پایدارترین نهاد انسانی و بخشی کوچک و مؤثر از جامعه است که عناصر آن بر یکدیگر اثرگذارند. هر بحرانی که اجتماع را فرا گیرد، خانواده نیز از آن تأثیر میگیرد و در مقابل، هرگاه خانواده گرفتار تزلزل و کاستی شود، آینده جامعه نیز به خطر میافتد. البته هر چه بنیان اخلاقی و معنوی خانواده محکم تر باشد، بحران های احتمالی جامعه، کمتر متوجه آن میشود. بنا براین، نقش خانواده در حیات اجتماعی انسانها، انکارناپذیر است.
استواری و تحکیم روابط خانوادگی، نقش مؤثر و مثبتی در بهبود روابط اجتماعی و کم شدن مشکلات جامعه دارد و اساسا برای تحقق یک جامعه پویا و معنوی، پیش از هر چیز باید خانواده ای سالم و معنوی داشته باشیم؛ زیرا اجتماع سالم، در گرو خانوادههای سالم است. نهاد خانواده، در حیات اجتماعی انسان ها و تکوین هویت جامعه، نقش محوری و بنیادی دارد.

بررسی میزان مشارکت اجتماعی جوانان شهر جوانرود- قسمت ۶

ازکیا و غفاری (۱۳۸۰) در تحقیقی تحت عنوان “بررسی رابطه بین اعتماد و مشارکت اجتماعی در نواحی روستایی شهر کاشان”، پیوند بین اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی را مورد بررسی و تحلیل قرار داده اند. داده های جمع آوری شده از جامعه مورد مطالعه، دلالت بر وجود رابطه معنادار در سطح اطمینان ۹۹ درصد بین دو متغیر میزان اعتماد اجتماعی و میزان مشارکت اجتماعی دارد. یعنی با افزایش میزان اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی نیز افزایش پیدا کرده است. البته این تاثیربخشی صورتی یک جانبه ندارد بلکه حالتی چند جانبه و متعامل دارد و نوعی رابطه تعاملی بین دو متغیر اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی وجود دارد که هر یک مقوم دیگری است و برآیند این رابطه متعامل، گسترش فضای عمومی است که با تنوع نهادهای مشارکتی و جمعی شناخته می شود.
در پژوهش های شرفخانی و شیانی (۱۳۸۱) و شفیعی (۱۳۸۵) به سن، جنس، شغل، تحصیلات، احساس تعلق اجتماعی، احساس مالکیت بر امور شهری، سنت گرایی، رضایت از خدمات شهری و عضویت در تشکل ها، به عنوان عوامل مؤثر بر مشارکت اجتماعی اشاره شده است.
در پژوهش متین (۱۳۷۸) مشارکت را چند بعدی دانسته، معتقد است که مبانی روان شناختی، رضایتمندی، رفع نیازهای انسان، نیاز انسان به مشارکت و سلامت روانی و انگیزش، به شکل علاقه و نفرت در مشارکت تأثیرگذار است.
اکبری (۱۳۷۵) تحقیقی تحت عنوان ” موانع مشارکت زنان در اجتماع” انجام داده است، موانع موجود را به دو دسته برونزا و درونزا تقسیم می کند. موانع درونزا شامل ساختار جنسی زنان، دوره های زایمان و تربیت کودکان و.. . می باشد که باعث محدودیت و کناره گیری زنان از فعالیتهای اجتماعی می گردد. به همین ترتیب، موانع برونزا شامل عدم تخصص و سواد، عدم خودباوری و اعتماد به نفس می باشد. وی در نهایت نتیجه می گیرد که موانع و مسائل موجود بر سر راه مشارکت زنان در جامعه، بیشتر یک پدیده برونزا است و به زنان از شرایط پیرامون تحمیل گردیده است. بنابراین با حذف این موانع و اصالت دادن به نقش زنان می توان بسیاری از موانع و مشکلات موجود را برداشته و زنان نیز سهمی در فعالیتهای اجتماعی داشته باشند.
۲-۱۴-۲ تحقیقات خارجی
ایوان اسکوفر و ناریون گوریناس (۲۰۰۴) در مقاله ای با عنوان “زمینه های ساختاری مشارکت مدنی: مطالعه عضویت در انجمنهای داوطلبانه با دیدگاهی تطبیقی” عضویت در انجمنها را در ۳۲ کشور، با استفاده از روش تحلیل داده های ثانویه آزمون کرده اند و آنرا تحت تاثیر تفاوت بین ساختار دولتها، نهادهای سیاسی و فرهنگ سیاسی ملتها دانسته اند. این متغیرها، هم میزان مشارکت و هم نوع انجمنهایی که افراد در آن فعالیت می کنند (جنبشهای جدید یا قدیمی) تعیین می نمایند.
رنه بکر (۲۰۰۳) در مقاله خود با عنوان “عضویت در انجمنهای داوطلبانه، منابع اجتماعی شخصیت یا هر دو” با تحلیل داده های ثانویه به بررسی سهم عوامل جامعه شناختی مانند تحصیلات، درآمد، وابستگی مذهبی و سرمایه اجتماعی و عوامل روانشناختی مانند نوع شخصیت در توضیح فعالیت در انجمن های داوطلبانه می پردازد و در پایان نتیجه می گیرد که عوامل روانشناختی در صورتی قادر به تبیین این مسأله هستند که تاثیر عوامل جامعه شناختی در آنها مورد بررسی قرار گیرد.
باب پرایس (۲۰۰۲) در تحقیقی با عنوان “سرمایه اجتماعی و عوامل تاثیرگذار بر مشارکت مدنی” با انجام مصاحبه های عمیق با ۳۲ نفر از رهبران انجمنهای داوطلبانه در تگزاس، نتیجه گرفته که علیرغم تأکیدات بر نقش فرهنگ و ارزشها در چنین فعالیتهایی، متغیرهای اقتصادی در متاثر ساختن درگیری و فعالیت افراد در این انجمنها اهمیت بسیاری دارد.
۲-۱۵ چارچوب نظری تحقیق
شکلی از تفکر عقلانی منجر به رشد مشارکت شده که رسالت آن سهیم نمودن انسان در سرنوشت خویش است. شکلگیری و استمرار این فرآیند در جامعه، مستلزم وجود عوامل و شرایط بسیاری است.
مبنای نظری این تحقیق بر اساس نظریه های اندیشمندان مکتب نوسازی و روانشناسان اجتماعی بنا شده است .
صاحبنظران مکتب نوسازی بر تفکیک و تمایز دو نوع جا معه سنتی و مدرن تأکید می ورزند. بنابراین تقسیم بندی، جوامع مدرن دارای ویژگی هایی از قبیل داشتن اقتصاد پیشرفته، انواع تکنولوژی های جدید، سازمان های اجتماعی تمایز یافته، ثبات و توسعه سیاسی، بالا بودن سطح تحصیلات، بهداشت و درمان و … میباشد. لذا بر اساس این ویژگی های عینی و بیرونی، رفتار اجتماعی و طرز تفکر افراد نیز متناسب با آن شکل گرفته است که یکی از مهمترین آنها مشارکت افراد در امور سیاسی و اجتماعی میباشد. از سوی دیگر در مقابل این جوامع، جامعه سنتی قرار دارد که به سطح توسعه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی نرسیده است و مجموعه مسائل و مشکلات ناشی از عدم توسعه در زمینههای یاد شده، موجب کم رنگ بودن مشارکت در معنای واقعی در زندگی اجتماعی و سیاسی افرد در این گونه جوامع می باشد. تحقیقات انجام شده در قالب این مکتب گویای آن است که در بین جوامع، جوامع برخوردار از عناصر توسعه یافتگی و به تبع آن از میان افراد هر جامعه، افراد
برخوردار از سطوح بالای اقتصادی و اجتماعی دارای زمینهها و انگیزههای بالاتری برای مشارکت در ابعاد اجتماعی و سیاسی هستند.
لرنر[۱] در نظریه نوسازی خود، با تکیه بر چهار متغیر شهرنشینی، سواد، دسترسی به رسانهها و مشارکت، این عوامل را به یکدیگر وابسته میداند و معتقد است هر چه از شخصیت سنتی به

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.

طرف شخصیت متجدد و مدرن حرکت کنیم، همبستگی این چهار متغیر رو به افزایش میگذارد. روند رو به تزاید شهرنشینی، افزایش سواد را به دنبال داشته که به تبع آن باعث افزایش میزان تماس با رسانهها شده و در نهایت تقویت مشارکت را در پی دارد. بنابراین به عقیده لرنر، جامعه جدید، جامعه مشارکتی است و فراگرد نوسازی، حرکت از جامعه سنتی به جامعه مشارکتی میباشد(غفاری و نیازی، ۱۳۸۶، ۵۰).
اینکلس[۲] در قالب نظریه نوسازی، با اشاره به نه ملاک برای انسان مدرن، معتقد است، متغیرهایی نظیر شهرنشینی، تعلیم و تربیت، ارتباط رسانهای صنعتی شدن، سیاسی شدن و زمینه های عقیدتی، ارزشی، فکری، احساسی و رفتاری، بر انسان مدرن دخیلاند و او را بر خلاف اسلاف سنتی، به مشارکت بیشتر وا میدارند. (محسنی تبریزی، ۱۳۶۹، ۱۲).
دال[۳]، در کتاب « تجزیه و تحلیل جدید سیاست» مشارکت سیاسی را مورد تحلیل قرار داده و عوامل تسهیل کننده ورود به مشارکت سیاسی را مطرح نموده که به مدل دال در مشارکت سیاسی معروف است. وی عوامل مؤثر و زیربنایی در شکل گیری مشارکت را این گونه بر میشمرد. فرد برای پاداشهای حاصله از مشارکت ارزش بالایی قائل باشد، مکانیسم مشارکت را در نیل به هدف در قیاس با سایر مکانیسم ها مؤثرتر بداند، نسبت به نتایج اطمینان لازم را داشته باشد، در ورود به فرآیند مشارکت و در جریان مشارکت خود را مواجه با مشکلات و موانع زیاد نبیند. بنا بر نظر دال، وقتی فرد از فعالیت، انتظار دریافت پاداش کلان را داشته باشد، تمایل به غلبه بر مشکلات و موانع در او زیاد میشود و حتی هزینههای آن را تحمل میکند(دال، ۱۳۶۴، ۳۵).
گائوتری[۴]، جهت ایجاد بسترساز یهای مناسب برای مشارکت مردم، حداقل چهار شرط عمده را لازم مداند. این شروط عبارت اند از: ایدئولوژی مشارکت (بعد هنجاری)، نهادهای مشارکتی (بعد سازمانی)، اطلاعات کافی و امکانات مادی و تخصصی لازم. وجود این شروط به عقیده گائوتری، به نهادینه کردن و تثبیت فرآیند مشارکت در جامعه منجر میشود(پناهی، ۱۳۸۳: ۷۵-۷۶).
آلموند و پاول[۵]، ضمن تأکید بر تحصیلات، درآمد و رتبه شغلی افراد در تعیین پایگاه اقتصادی و اجتماعی آنان معتقدند که شهروندان تحصیلکرده، ثروتمند و بهرهمند از مهارتهای حرفهای بالاتر، احتمال بیشتری دارد که واجد ایستارهای مشارکت جویانه باشند. منابع و مهارتهایی که این گونه افراد در زندگی خصوصی خود به دست میآورند، در موار دی که وظیفه یا ضرورت حکم کند، میتواند این شهروندان را به سهولت به مشارکت سیاسی بکشاند(آلموند و پاول، ۱۳۸۰، ۱۳۸).
از دیدگاه روانشناسان اجتماعی مشارکت افراد در جامعه، برآیند ارتباط متقابل عوامل اجتماعی و روانشناختی می باشد. در این راستا به نظر سیمن «ساختار بوروکراسی جامعه مدرن، شرایطی را ایجاد کرده است که در آن از یک سو ، انسان ها نمی توانند علاقه و نتایج اعمال و رفتارهای خود را کنترل کنند
و از سوی دیگر ، کنترل جمعی و سیستم پاداش اجتماعی نیز به گونه ای است که فرد بین رفتار خود و پاداش حاصل از جامعه نمی تواند ارتباطی برقرار کند. در چنین شرایطی، احساس انفصال و بیگانگی بر فرد مستولی می شود و او را به کنشی منفصل و ناسازگار در قبال جامعه سوق می دهد»(محسنی تبریزی، ۱۳۷۵: ۹۷).
لوین[۶] با رویکرد روانشناختی به توضیح انفعال، بیگانگی و نیز تعیین حدود آسیب شناختی مشارکت، در یکی از انتخابات شهرداری بوستون آمریکا پرداخته است. وی معتقد است که گروه های اجتماعی مختلف از نظر احساس، هر یک از جنبه های چهارگانه بی قدرتی، بی معنایی، بی هنجاری و از خود بیزاری در شرایط متفاوتی به سر می برند. لوین بیگانگی سیاسی و اجتماعی را حالتی می داند که بر اساس آن، فرد خود را به عنوان بخشی از روند سیاسی و اجتماعی جامعه به شمار نمی آورد. (لوین به نقل از دهقان، ۱۳۸۴، ۵۷).
سیلز، از منظر روانشناختی – اجتماعی در پی بیان عوامل تأثیرگذار بر مشارکت است. به نظر وی، افراد در بطن نیروهای اجتماعی (منزلت، تعلیم، تربیت، مذهب و. .. )، محاط شده اند. سیلز معتقد است که سه دسته متغیر نیروهای اجتماعی ، تفاوت های شخصیتی و محیط های اجتماعی به شدت با هم مرتبط و به یکدیگر آمیخته شده اند و هر تغییری در هریک از آنها، مشارکت را کاهش یا افزایش می دهد، لذا اگر تحلیلی صرفاً مبتنی بر یکی از آنها باشد، گمراه کننده و ناقص است (محسنی تبریزی، ۱۳۶۹، ۱۲).
کولین جامعشناس توسعهگرا، توسعه را برآمده از ساختار اجتماع می داند، وی بر آمادگی ذهنی و وجود انگیزه های شخصی برای تحقق مشارکت و توسعه تأکید می ورزد. مشارکت مؤثر مستلزم وجود انگیزه های شخصی است. به عبارتی مشارکت، قبل از اینکه نمود عینی بیابد، پدیده ای ذهنی است که باید آن را در افکار، عقاید، رفتار و فرهنگ مردم جستجو کرد. برای درونی سازی فرهنگ مشارکت، باید بسیاری از قالب های پیش ساخته ذهنی را دگرگون ساخت و این امر بدون کار فرهنگی میسر نمیشود(وطنی، ۱۳۸۶، ص ۳۲).
باتوجه به این که مشارکت اجتماعی فعالیتی عملی میباشد، پس از بررسی نظریات و مفاهیم مرتبط با مشارکت اجتماعی، به بررسی نظریه کنش اجتماعی پارسونز پرداخته میشود تافضای مفهومی مشارکت روشنتر گردد. یکی از زیر سیستمهای نظری
ه پارسونز، نظام شخصیت میباشد که در تعامل با دیگر زیرسیستمها، به پیشبرد کنش اجتماعی یاری میرساند. نظریه پارسونز درباره کنش اجتماعی به دلیل جامعیت و توانایی بالایی که برای تبیین مشارکت اجتماعی دارد، به عنوان یکی از پایههای نظری اصلی این پژوهش انتخاب شد. پارسونز با مطالعه و ترکیب افکار و آرای صاحب نظران قبل از خود سعی در ارائه مدلی عام نموده که بتواند در قالب آن،
کنش اجتماعی را در رابطه با تمام عوامل ممکن، از جمله محیط طبیعی، نظام ارگانیستی، نظام شخصیتی، نظام اجتماعی، ارزشهای غایی، ساختارهای اقتصادی، ساختارهای سیاسی و نهادهای فرهنگی در سطح خرد و کلان تحلیل کند.
با بکارگیری نظریه پارسونز، در مورد تبیین مشارکت اجتماعی، باید اثر نظام فرهنگی غالب را (که در نظریه پارسونز بالاترین سطح اطلاعات را دارد) در ساختن شخصیت افراد، از طریق فرآیند اجتماعی کردن در خانواده و مدرسه و غیره بررسی کرد، که آیا در فرهنگ غالب و خرده فرهنگ یک خانواده، ار شهای مناسب مشارکتهای اجتماعی به افراد منتقل میشود یا خیر. مثلاً، شخصیت افراد خاصگراست یا عامگرا؟ آیا افراد با هم همسو هستند یا خیر؟ براساس نظریه پارسونز هرچه عامگرایی و همسویی در فرهنگ و شخصیت مردم بیشتر باشد باید انتظار مشارکت اجتماعی بیشتری داشت. لذا اگر ما بتوانیم مجموع های از ارزشها و قوانین و باورهای عام داشته باشیم، میتوانیم در انتظار داشتن شخصیت عام گرا نیز باشیم. بنابراین برای بالا بردن سطح مشارکت افراد باید قوانینی بوجود آید و تعمیم پیدا کند تا سبب پیوند افراد گردد، هرچه همفکری، همدلی و همگامی افراد در خانواده بیشتر باشد، مشارکت اجتماعی بیشتر خواهد بود.
پارسونز متغیرهای الگویی خود را درباره سطح تکامل جوامع شامل مواردی چون علاقهمند بودن در برابر بی علاقگی، جهت گیری جمعی در برابر جهت گیری فردی، عام گرایی در برابر خاص گرایی، عقل گرایی در برابر سنتگرایی، فعال گرایی در برابر انفعال گرایی، مساواتطلبی در مقابل سلسله مراتب می داند. هرچه جوامع به طرف صنعتی شدن پیش بروند، باید گرایش بیشتری به طرف اول طیف داشته باشند، که تناسب با مشارکت اجتماعی رسمی فعال دارد. به عبارت دیگر پارسونز خصوصیات جوامع مدرن را وجود عناصری چون هنجارهای عام، فعال گرایی، آزادی و عقلگرایی میداند(توسلی، ۱۳۸۰؛ اسکیدمور، ۸۳-۸۷).
از این رو، در خانواده هایی که ویژگی های مدرنیسم را پذیرفتهاند، یعنی سطح تحصیلات بالاتر است و زنان در عرصه های اجتماعی حضور دارند، ساختار قدرت افقیتر بوده و افراد آزادی بیشتری در تصمیمات شخصی دارند و در تصمیمات خانوادگی نیز از نظرات آنها استفاده می شود. تجربهی مشارکت در تصمیم گیریهای خانوادگی، منجر به شکل گیری نگرش خاصی در افراد نسبت به حضور در فعالیتهای اجتماعی میشود(ساروخانی و دودمان، ۱۳۸۸).
همچنین در این تحقیق از مبانی نظریه ساختاربندی گیدنز استفاده شد. نظریه ی ساختاربندی گیدنز در فهم مشارکت اجتماعی، از اهمیت برخوردار است. گیدنز بر قوانین و منابع در اختیار کنشگران در کنش متقابل تأکید می کند. افراد از قوانین روزمره استفاده کرده، از آنها به عنوان ابزار در رسیدن به هدف سود میجویند. منابع می تواند درآمد، شغل، مسکن، محل سکونت در شهر و یا وضعیت تأهل و سن باشد. رضایتمندی مردم از مسؤولان در شهر، اعتقاد به حقوق شهروندی، وابسته به برداشت ها و تفاسیر مردم نسبت به قوانین موجود در جامعه و کارآمدی آنهاست (گیدنز، ۱۳۷۳).
در دورهی اخیر، با توجه به اهمیت مشارکت در عرصههای حیات اجتماعی و مدنی و نیز برای تبیین این رفتار جمعی، چهارچوبهای نظری متنوعی در اشکال مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، و فرهنگی مطرح شده است، که وان آنها ر ا به دو دسته تقسیم کرد: دستهی اول نظریه هایی که مستقیماً به بحث در مورد مشارکت پرداختهاند و عوامل مؤثر بر مشارکت سیاسی و اجتماعی را بیان کردهاند(نظریههای معاصر مشارکت)؛ و دستهی دیگر که برای تبیین مشارکت به عنوان نوعی رفتار هدف دار به کار میروند و میتوان از آنها به عنوان نظریههای کنش نیز یاد کرد.
اینگل هارت[۷] افزایش مشارکت در مغرب زمین را با سه عامل ارتقای سطح تحصیلات و اطلاعات سیاسی، دسترسی به رسانه ها و تغییر هنجارهای حاکم بر مشارکت زنان، و تغییردر اولویت های ارزشی مردم (از ارزش های مادی به ارزش های فرامادی) هم بسته میداند(قانعی راد و حسینی، ۱۳۸۴).
برتون[۸](۱۹۹۷) معتقد است که در میان عوامل مؤثر بر مشارکت اجتماعی، دو عامل به طور خاص ارزشمند است؛ ویژگیهای شخصی و فرصت های ساختاری. مقداری از مشارکت به وسیلهی عواملی چون سطح سواد، طبقهی اجتماعی فرد، علائق مذهبی، و انگیزههای شخصی تبیین میشود و فرصت مشارکت نیز، به دلیل آن که برای افراد متعلق به گروههای مختلف متفاوت است، میزان مشارکت را تعیین میکند(برتون ۱۹۹۷).
هلی[۹](۱۹۹۷) مشارکت اجتماعی افراد را با چند دسته از عوامل تبیین میکند:
۱ – عوامل مرتبط با ویژگی های فردی، مانند پایگاه اجتماعی- اقتصادی فرد در جامعه، که باعث میشود وی هر فعالیت اجتماعی، یا به طور عادی هر راه برد شخصی را که باعث پیشرفت نسبت به والدین، امید به اشتغال، آموزش، و امید به آینده می شود مفید تلقی کند؛
۲– سطح تحصیلات؛
۳– گروه سنی؛
۴ – جنسیت و سویه گیری جنسی؛
۵– زمین
ه ی خانوادگی، شامل محل اقامت، میزان مشارکت والدین، وضعیت تأهل، و محیط اجتماعی شدن.
او همچنین در مورد محرک های اجتماعی، به عواملی چون شناخت عامه از مهاجران، تنوع فرهنگی گروههایی که با جامعه همکاری می کنند، پیکار با تبعیض، وسعت گروههای مرجع در ساختارهای اجتماعی، خط مشی های حمایت کننده، و برنامههایی برای فعالیت مؤسسه های قومی اشاره می کند. به عقیده ی او، به دلیل آن که این فرصت ها برای وابستگی و فعالیت هایی مانند همیاری چندجانبه و کارهای داوطلبانه تعیین کننده است، می تواند خط مشی هایی را برای فعالیت های اجتماعی محلی و مخصوصاً افراد جوان فراهم کند.
۲-۱۶ مدل مفهومی تحقیق

مشارکت
اجتماعی

نمودار ۲-۳ مدل مفهومی تحقیق
فصل سوم
روششناسی پژوهش
۳-۱ مقدمه
پژوهش به فرآیندی اشاره دارد که برای گردآوری و تحلیل داده استفاده شود، تا فهم ما نسبت به موضوع مورد مطالعه افزایش یابد؛ بنابراین پژوهش فعالیتی نظامند و سازمان یافته برای بررسی مساله ای خاص که مستلزم راحلی است، میتوان تعریف کرد(دانایی فرد، الوانی و آذر، ۱۳۸۸).
هر پژوهشی دارای سلسله مراحلی است که به هدف یافتن پاسخ برای مشکلات در سازمان انجام می شود. جهت رسیدن به هر هدف و مقصدی، دانستن راه رسیدن به آن و چگونگی رسیدن به هدف از مهمترین مراحل کار پیرامون آن هدف است. نخستین گام پژوهش، شناخت زمینه های مشکل در سازمان و تعیین واضح و روشن مشکلاتی است که نیازمند بررسی و اصلاح است، وقتی مشکلی یا مشکلاتی که نیازمند بررسی است، مشخص شد، گام بعدی یعنی جمع آوری اطلاعات، تجزیه و تحلیل داده ها و تشریح عواملی که مرتبط با مشکلاند، در پیش گرفته می شود. برای اینکه بتوان نتایج درستی از یک پژوهش بدست آورد، لازم است از یک روش پژوهش علمی مناسب، متناسب با موضوع استفاده شود، تا با هزینه کمتر و سرعت و دقت بیشتر، نتیجه مطلوب حاصل آید. انتخاب روش انجام پژوهش بستگی به هدفها و ماهیت موضوع پژوهش و امکانات اجرایی آن دارد(بست، ۱۳۸۴).
در این پژوهش روش اصلی پژوهش، توصیفی- پیمایشی است. در این روش محقق یک رویکرد را دنبال مینماید. در این فصل ابتدا به تشریح روش این پژوهش پرداخته می شود و سپس به جامعه آماری و روش گزینش نمونه اشاره می شود. در ادامه به روش جمع آوری اطلاعات و روشهای مورد استفاده جهت تعیین روایی و پایایی پرسشنامه پرداخته و متغیرهای مستقل و وابسته پژوهش بیان میشود و در نهایت روشهای آماری مورد استفاده جهت آزمون فرضیه های پژوهش بیان خواهد شد.
۳-۲- روش شناسی پژوهش
به طور کلی روشهای پژوهش را میتوان با توجه به دو ملاک تقسیم کرد: اول هدف پژوهش و دوم، نحوه گردآوری دادهها. بر این اساس پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات، پژوهشی توصیفی از نوع پیمایشی است. هدف از پژوهشهای کاربردی توسعه دانش کاربردی در یک زمینه خاص است. به عبارت دیگر پژوهشهای کاربردی به سمت کاربرد علمی دانش هدایت می شود(بازرگان، سرمد، حجازی، ۱۳۸۰).
با توجه به اینکه هدف از انجام این تحقیق بررسی میزان مشارکت اجتماعی جوانان شهر جوانرود (۱۸ـ ۴۴ سال) است، بنابراین می توان این پژوهش را کاربردی به حساب آورد. براساس ماهیت و روش، پژوهشهای علمی را می توان به پنج گروه توصیفی، تاریخی، همبستگی، تجربی و علمی تقسیم نمود. در پژوهشهای توصیفی محقق به دنبال چگونه بودن موضوع است و میخواهد بداند وضع موجود چگونه است و سعی می کند به توصیف نظاممند وضعیت فعلی بپردازد، ویژگیها و صفات آن را مطالعه کرده و ارتباط بین متغیرها را بررسی کند(دانایی فرد، الوانی و آذر، ۱۳۸۸، ۳۴).
با توجه به اینکه در این پژوهش از مطالعه اسناد، مدارک، مقالات، پایاننامه ها و کتابهای مختلف استفاده شده و همچنین از روش میدانی و پرسشنامه بهره گرفته شده، و هدف آن بررسی میزان مشارکت اجتماعی جوانان شهر جوانرود (۱۸ـ ۴۴ سال) است ؛ و این هدف از طریق بهره گیری از نقطه نظرات آنان دنبال شده است، بنابراین این پژوهش توصیفی- پیمایشی است.
۳-۳- جامعه ی آماری
جامعه شامل گروهی از افراد است که یک یا چند صفت مشترک دارند که این صفات مورد توجه محقق میباشند(بست، ۱۳۸۴). در هر بررسی آماری، جامعه شامل عناصری است که میخواهیم درباره آن استنباطهایی به عمل ‌آوریم. کار مهم پژوهش این است که با دقت و به صورت کامل حجم جامعه را تعریف کند. تعریف جامعه باید به صورت توصیف دقیق عناصری باشد که به جامعه تعلق دارند و آن را می سازند. بر این اساس در پژوهش حاضر جامعه شامل تمام افراد ۱۸تا ۴۴ ساله ساکن شهر جوانرود می باشد که تعداد کل افراد در این سنین ۲۲۷۷۲ نفر هستند که این طلاعات از مرکز آمار کشور بدست آمده است.
۳-۴- تعیین حجم نمونه
نمونه زیر مجموعه ای از جامعه می باشد و در برگیرنده ی برخی از اعضای منتخب جامعه است(دانایی فرد، الوانی و آذر، ۱۳۸۸، ۳۰۸). جهت برآورد حجم نمونه در این پژوهش از فرمول کوکران استفاده شده که به شکل زیر محاسبه شده است:
۲۲۷۷۲ = N: جامعه آماری
۱٫۹۶= t : ضریب مشخص کننده حد بحرانی
۰٫۵ = p : احتمال وقوع صفت
۰٫۵ = q : عدم احتمال وقوع صفت
۰٫۰۵= d : مقدار خطای مجاز
n = تعداد حجم نمونه
براساس فرمول نمونه گیری فوق، تعداد کل نمونه ها برابر با ۳۸۴ نفر است.
۳-۴-۱ روش نمونه گیری:
هنگامی که ساختار جمعیت از صفات و ویژگیهای متعدد و متنوعی شکل گرفته باشد که نتوان صفت بارز آن را براحتی تعیین کرد در این صورت با ساختاری مختلط سروکار داریم. در این ساختار جمعیت از پارمترها و صفات گوناگونی برخوردار است و این صفات و مشخصه ها بطور گسترده و پراکنده در بین افراد جمعیت تقسیم و توزیع شده است، معمولا” برای سهولت امر نمونه گیری جمعیت اصلی را به مناطق، دستهها، گروهها و یا خوشهها (clusters) چندی تقسیمبندی میکنند مثل تقسیمبندی شهر به مناطق پستی، راهنمایی و رانندگی، آموزشی، شهرداری و غیره. در چنین وضعی مناسب ترین روش نمونه گیری به روش نمونه مختلط یا خوشه ای می باشد. در ساختار مختلط توجه به این نکته لازم است که ویژگیهای دسته یا خوشه

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

مشابه بوده ولی مشخصات افراد خوشه متفاوت می باشد و شیوه نمونه گیری در این تحقیق نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و نمونه گیری تصادفی ساده به این ترتیب که نخست کل شهر جوانرود به پنج منطقه شمال، جنوب، غرب، شرق و مرکز تقسیم شده است و در هر منطقه چهار بلوک به شکل تصادفی انتخاب نموده و از هر بلوک بطور تصادف ۷ کوچه و از هرکوچه ۱۰ نفر افراد ۴۴-۱۸ سال را بطور تصادفی برگزیده می شوند و پرسشنامه را در اختیار آنها قرار داده شد.
۳-۵- روش گردآوری اطلاعات
روشهای گردآوری اطلاعات را به طور کلی می توان به دو طبقه روشهای کتابخانه ای و روشهای میدانی تقسیم نمود(دانایی فرد، الوانی و آذر، ۱۳۸۸). در این پژوهش برای جمع آوری اطلاعات مربوط به پاسخگویی به سوالات به طور عمده(روش اصلی جمع آوری داده ها) از روش میدانی استفاده شده است و همچنین در تدوین فرضیه ها، جمع آوری ادبیات موضوع و ارائه مدل اولیه، روشهای کتابخانه ای(مطالعه کتابها، مقالات، مجلات و بانکهای اطلاعاتی اینترنتی) بکار گرفته شده است.
۳-۶- ابزار گردآوری اطلاعات
ابزار مورد استفاده در این پژوهش مصاحبه حضوری توأم با پرسشنامه می باشد که محقق ساخته شده.
ابزار لازم برای گردآوری اطلاعات به شکل اسنادی و میدانی به این صورت بوده که بخشهای مرتبط با فصول اول و دوم و بخشی از فصل سوم از روش پژوهش اسنادی (کتاب، مقالات، مجلات معتبر و مرتبط، پایاننامه ها و …) اعم از فارسی و انگلیسی استفاده شده است و بخشی مربوط به فصل سوم و چهارم و پنجم با استفاده از روش پژوهش پیمایشی و از طریق پرسشنامه و برای جمعآوری دادهها و اطلاعات لازم از پرسشنامه کتبی استفاده شده است،
در بخش نگرش سنجی، ابزارگردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه ای می باشد که روایی آن توسط متخصصین و پایایی آن برای پی بردن به سطح اعتبار آن از ضریب آلفای کرونباخ ، تعیین گردیده و توسط پژوهشگر تحقیق، بین افراد مورد نظر توزیع می گردد.
۳-۷- نحوه سنجش متغیر ها:
جدول ۳- ۱- سطح سنجش متغیر ها در پژوهش حاضر

سطح سنجش