بررسی اثربخشی غنی سازی روابط بر بهبود کیفیت روابط زناشویی زوجین شهر اصفهان- …

  • یاد گرفتن اینکه چگونه هر یک از زوج ها مطمئن شوند که دیگری به حرفهایش گوش می دهد. استفاده از فرایند گوش کردن همدلانه و توافق درباره معنی.
  • برقراری ارتباط همراه با احساسات(مثل خشم) بدون اینکه عشق آسیب ببیند، از طریق یادگیری پذیرفتن و بیان آن احساسات به طور راحت، مستقیم و غیر مخرب.
  • تشخیص دادن و رویارویی با امور پنهان، همچون تظاهرات غیرمستقیم خشم،یا همسری که از دعوا ترس بیمارگونه یا پرخاشگری توام با خصومت دارد.
  • یادگیری اینکه چگونه جوترس، خشم یا دردشدید را قبل از حل مشکلات یا تعارضات روشن کنیم.
  • مبارزه به طریقی که شما واقعاً مشکلات فعلی همچون مسائل مربوط به جنس، پول، فرزندان، زمان مسئل حقوقی، همسر قبلی و خانه، کارهای منزل، وفاداری و حسادت را حل کنید.
  • اهداف مربوط به خود:

    1. ردیابی کردن تاریچه هیجانی خانواده تان و کشف اینکه کدام الگوهای خانواده بر میزان صمیمیت فعلی شما تاثیر می گذارند.
    2. آشکارکردن انتظارات پنهان و سبک های ارتباطی دفاعی که از پیام های والدین و الگوهای خانواده تان یاد گرفته اید و ممکن است به رابطه فعلی شما آسیب وارد کند.
    3. مشخص کردن نیازهای خودتان و رویارویی با آنها، احساس آزادی برای همدلی واقعی با همسرتان به جای اینکه در خفا خودتان را به عنوان یک مراقبت کننده یا اماده کننده در رنج قرار دهید.
    4. آشنایی صادقانه با توانایی ها و پیچیدگی های شخصیت منحصر به فرد خودتان.
    5. تشخیص دادن نقش های متفاوتی که شما و همسرتان بازی می کنید، نقاب هایی که می زنید، رفتارهایی که در حالات خلقی متفاوت و در شرایط مختلف دارید و یافتن چگونگی عملکرد خوب یا بد آنها.

    اهداف مربوط به لذت بردن شهوانی و جنسی

    1. یادگرفتن تفاوت های بین محبت، آسایش، پیوند، لذت جسمی و مسائل جنسی. بدان معنی که امور جنسی تنها راه نزدیک بودن شما نیست.
    2. ارضا کردن نیازهای زیست شناختی تان برای آنکه ترکیبی از نزدیکی جسمی و ازادی هیجانی را پیوند می نامیم.
    3. توانایی برقراری ارتباط باز و توام با صمیمیت درباره نیازهای جنسی و لذت جسمی و روبرو شدن با آنها.

    اهداف مربوط به روشن سازی انتظارات

    1. مذاکره کردن به طریقی که شخص بداند، در چه موقعیتی هر کدام از احساسات مورد توجه قرار می گیرند و یا مورد انتظار هستند بجای تلاش برای کنترل یا استفاده از قدرت که شخص بازنده را گوشه گیر می سازد.
    2. مذاکره کردن در رابطه ای که برای هر دوی شما زندگی لذت بخشی را بوجود میآورد(گوردون و دورانا، ۱۹۹۹).

    ۲-۳-۳-۲- چهارچوب عملی
    این برنامه به پنج بخش تقسیم می شود که برای زوج ها طراحی می شود تا با هدف آموزش مجدد نگرشها، هیجانات و رفتارها، روابط شان را بازآزمایی کنند. اولین بخش برنامه شامل موارد زیر است: رشد مهارت های گوش دادن همدلانه و یادگیری صحبت کردن از طرف خود شخصف شناسایی رفتارهای توجه آمیز، کشف سبک های ارتباطی نادرست و آشکار کردن انتظارات و باورهای پنهان مربوط به عشق و رابطه. به علاوه شناسایی سبک های مذاکره و رشد دادن مهارت های حل تعارض.
    بخش دوم شامل کشف خود است، شرکت کنندگان درباره پیام های اولیه و تصمیماتی که درباره عشق می گیرند، مطالبی یاد میگیرند. نقشه سه نسل خانوادگی (نسل نگار) مورد استفاده قرار میگیرد تا قواعد، اسطوره وفاداری های خانواده اصلی و نحوه تاثیر آن بر روابط فعلی مشخص شود. همچنین رهبران آموزش میدهند که چگونه ابعاد متفاوت خود، نقشها و الگوهای شخصیتی بر صمیمیت اثر میگذارند. این بخش ار برنامه با فرایند متمایزسازی خود[۵۷] شروع می شود که در بخش بعدی عمیق تر می گردد.
    بخش سوم شامل پیوند و بازآموزی هیجانی[۵۸] است، یعنی یادگیری و تجربه کردن پیوند، شدت هیجانی و تظاهر هیجانی. پذرفتن نیاز شخصی برای پیوند به عنوان یک عامل اساسی حفظ رابطه صمیمانه مورد توجه قرار می گیرد. شرکت کنندگان آموزش می بینند تا نیاز برای علاقه مندی را از نیاز جنسی متمایز کنند. همچنین از هیجانات سرکوب شده گذشته نزدیک و کودکی آزاد شوند، بطور نمادی برای نقش های والدی آماده شوند و رفتارهای دلبستگی را سهولت بخشند که اینها موجب افزایش همدلی برای همسر می شوند. این بخش نیز شامل سازماندهی مجدد نگرش های منفی با باورهای مثبت و تجدید نظر در تصمیمات اولیه ای است که به رابطه ها آسیب وارد میکند.
    بخش چهارم برنامه، افزایش صمیمیت جسمی همراه با طیف متنوعی از تظاهراتش همچون محبت، مهربانی و علاقمندی به امور شهوانی و جنسی را در بر میگیرد. در اینجا صحبت ها و بحث هایی درباره تصمیمات اولیه درباره جنس، اسطورههای جنسی، حسادت، ترجیح جنسی و جنسیت بعمل می آید. همچنین فیلمها، پیام ها و فنون دیگر نیز مورد استفاده قرار می گیرند.
    بخش پنجم شامل روشن سازی انتظارات و اهداف است. در این مرحله، شرکت کنندگان مهارتهای و بینش های کسب شده از برنامه ها را بکار می برند که به ایجاد یک تماس زوجی لذت بخش دو طرفه منجر میشود(برگر، ۱۹۹۹).
    ۲-۳-۴- برنامه پیشگیری و تقویت رابطه[۵۹] (P. R. E. P)
    ریشه های اختصاصی این برنامه به میانه های دهه ۱۹۷۰ بر می گردد، زمانی که محققان زیادی درماندگی زناشویی را مورد مطالعه قرار دادند. در دانشگاه ایندیانا هووارد مارکمن[۶۰] و جان گاتمن[۶۱] از افرادی بودند که در این زمینه مطالعه کردند. این محققان در زوج های درمانده نقص های ارتباطی را پیدا کردند و نهایتاً مارکمن به این نتیجه رسید که کیفیت ارتباط قبل از ازدواج و قبل از درماندگی یکی از مهمترین پیش بینی کنندههای درماندگی زناشویی آینده است. بر اساس این یافتهها مارکمن یک برنامه پیشگیری را بوجود آورد(استامن، ۲۰۰۰)
    (P. R. E. P) بر دیدگاه سنتی رفتاری- شناختی و زوج درمانی رفتاری مبتنی شده است. بنابراین بر روش های تفکر( نگرش ها و انتظارات) و رفتارهایی(ارتباط و کنترل تعارض) توجه دارد که با شکست یا موفقیت زناشویی همراه می باشند. رویکرد مهارت محور بر این پیش فرض تکیه می کند که زوج ها می توانند رفتارهای تازهایی را یاد بگیرند که به آنها کمک کند تا از زوال رابطه که به وفور در ازدواج دیده میشود، پیشگیری شود. این برنامه علاوه بر ریشه های رفتاری- شناختی بر طیف وسیعی از تحقیقات زناشویی متکی میباشد. اگر چه مسیر مشخصی برای درماندگی زناشویی و طلاق وجود ندارد، اما شکل(۲-۷) در بر گیرنده یک الگوی کلی است که بر پایه مطالعات مختلف مربوط به ازدواج و رابطه، مسیر شکست ازدواج را نشان می دهد.
    در این مدل دو نفر از طریق آمیختن شباهت ها و تفاوت ها جذب یکدیگر می شوند. و وقتی مدت زمانی را با هم می گذارانند در صورتی که زمان رضایتبخش باشد نسبت به هم احساس دلبستگی می کنند. در این میان یک احساس اضطراب برای از دست دادن عشق بالقوه بوجود می آید. در این زمینه تعهد رشد می کند و تا حد زیادی اضطراب از طریق پیمان با هم بودن، رفع می شود. برای بسیاری از زوج ها این تعهد در جریان ازدواج به اوج خود می رسد. قبل از عروسی، بیشتر زوجها برای اولین بار درباره تواناییشان برای دست بکار شدن با تعارض آزمون هایی کردهاند، اما آنها در جریان دوستیشان با بسیاری از موضوعات مهم و یا اختلاف ها روبرو نشدهاند. و این دلیلی است بر اینکه چرا در این مرحله رضایتمندی خیلی زیاد است.هنوز دلیل روشنی وجود ندارد که چگونگی زوج ها ارتباط برقرار می کنند و با تعارضات که داستان مهمی را درباره آینده شان خبر می دهد، دست بکار می شوند. فراتر از سطح رضایتمندی قبل از ازدواج، این زوج های متعهد باید در طی زمان به طور روز افزونی با مشکلات مربوط به باهم بودن روبرو شوند. همین امر توضیح می دهد که چرا بسیاری از زوج ها میتوانند تعهد را بوجود آورند و تا زمانی که دلبستگی را دارند همچنان خوشحال باقی بمانند و بتدریج با خشم های پایدار و تعارضات حل نشده فرسایش پیدا میکنند. اینکه آنها درباره چه چیزی بحث میکنند و چگونه بحث می کنند نتیجه انتظارات و توانایی شان برای برقراری ارتباط و مذاکره موثر است. بسیاری از این انتظارات و توانایی ها بر تجارب قبلی زندگی با خانواده اصلی، روابط گذشته و زمینه فرهنگی شان مبتنی است. الگوهای معینی از رویارویی نامناسب با تعارض که بر رابطه اثر تخریبی دارند، در بسیاری از ازدواج ها بطور تکراری ظاهر خواهد شد. علاوه بر این در طی زمان یک تغییر مهم در رابطه رخ خواهد داد، همسر فعلی بجای اینکه منشاء لذت یا حمایت باشد، بطور روز افزون با درد و ناکامی همراه می شود. برای بسیاری از زوج ها، این حالت پیش فرض اساسی مربوط به فلسفه باهم بودن را که ( داشتن یک دوست صمیمی و حمایت کننده در زندگی بود)، نقض می کند. ممکن است تعبیر های منفی تر از آنچه هست، تعبیر کنند، تدریجاً اطمینان کاهش می یابد و احساس دلبستگی که به تعهد منتهی می شد، شکننده می شود. و در واقع ما شاهد زوج هایی می شویم که باقربانی شدن تعهد در کوره داغ تعارض ها، آینده رابطه شان تهدید می شود. نهایتاً از ازدواج پوسته ای می ماند و هر یک از زوج ها انتظار تغییر از دیگری را دارد. در این حالت برقراری مجدد نقطه نظر اولیه دشوارتر می گردد. در اینجا کلید های حفظ ازدواج در گرو تعهد بعنوان فداکاری نیست بلکه بیشتر بعنوان یک اجبار است. به عیارت دیگر حالا تصمیم برای ماندن یا ترک کردن بیشتر بر اساس مقایسه بهای ترک کردن در برابر اشتیاق برای ماند انجام می گیرد. در اینجا با توجه به نقطه نظر زوج ها ممکن است آنها از همدیگر طلاق بگیرند و یا به یک زندگی زناشویی بدبخت گونه ادامه دهند. البته بعضی از زوج ها از این مکان توام با فشار زیاد و فداکاری کم، به رشد مجدد فداکاری، عشق و مثبت بودن در ازدواج، برمیگردند. این الگوی مربوط به شکست ازدواج اهدافی را برای مداخله مطرح میکند که عبارتند از: الگوهای معین ارتباط، کنترل تعارض، باورهای با کارکرد بد و شناخت ها و انگیزه های مربوط به تعهد. چیزهایی وجود دارد که زوج ها میتوانند یاد بگیرند و عمل کنند تا به آنها کمک شود که در مسیر شکست قرار نگیرند و در مسیر دوستی، حمایت و صمیمیت قرار بگیرند(برگرو هانا،۱۹۹۹).
    ۲-۳-۵- مدل رفتاری – ارتباطی
    رویکرد رفتاری- ارتباطی، ترکیبی نظری- عملی از سیستم ها و جهت گیرهای شناختی- رفتاری است. گرچه رفتار بر اساس تامین اهداف حقیقی و یا استعارهای مفهوم سازی میشود، اما تعدیلهایی که میان همسران روی می دهد همیشه دارای پیامد های ارتباطی است. به این معنا که رفتار یکی از همسران بر طرف مقابل اثراتی خواهد داشت. این موضوع به روشنی عقیده های نظام دار است. در عین حال مشخص شده است که اسنادهای فردی و تفسیرهای مربوط به رفتارهای همسر بسیار متنوع بوده و بر درک همسر و نوع پاسخی که بروز خواهد کرد اثر می گذارد. در حقیقت رفتار موجود در یک رابطه، به شکلی چشمگیر تحت تاثیر عوامل شناختی قرار می گیرد. مدل رفتار- ارتباطی نظامی مفهومی و بالینی ترکیب سه سیستم نظری بسیار مقبول دهه گذشته(تبادل اجتماعی، شناخت درمانی و رفتار درمانی) میباشد. رویکردهای رفتاری مربوط به مشکلات زناشویی، از زمان پیدایش خود در کمتر از دو دهه دستخوش تحول گستردهای شدهاند. در مداخلههای رفتاری نخستین، نظریه تبادل اجتماعی و قراردادی ساده مورد تاکید قرار میگرفتند. اخیراً نگرشهای مداخلهای با طیف گسترده ای طراحی شدهاند. هدف این نوع نگرش ها عبارتند از افزایش رفتارهای مثبت و خوشایند، بهبود در ارتباط، ایجاد مهارت های حل مسئله و حرکت در جهت حل مسائل جنسی، ایجاد تغییر در الگوهای زیان بخش یا مخدوش فکری که ممکن است زوج ها داشته باشند، پیدا کردن راههایی برای جلوگیری از تشدید تعارض و کوشش برای تغییر الگوهای وسیعتر رفتاری که به اختلافات زناشویی منجر میشوند. رویکردهای اولیه، رضایت زناشویی را افزایش در تعامل های مثبت بین زوجها تعریف میکردند و در نتیجه در مداخله های رفتاری سعی میشد به جای تعاملهای منفی، تعاملهای مثبت جایگزین شوند. این کار، از طریق تشخیص و افزایش رفتارهای مطلوب صورت می گرفت. در نگرش رفتاری که عمدتاً بر اساس نظریه های یادگیری برخاسته از آزمایشگاه استوار بود و با کارهای اسکینر قوت گرفته بود، کنشهای متقابل بین زوج های مشکل دار، تحت کنترل منفی تلقی می شد. یعنی این تعامل ها به وسیله تنبیه یا ترس از پیامد های منفی کنترل می شوند. بنابراین، هدف این نوع مداخلههای رفتاری اولیه، تغییر جهتگیری از کنترل منفی به کنترل مثبت بود. به این معنی که طرفین به علت اجتناب از تنبیه، مثبت عمل نکنند، بلکه به علت خوشحال کردن طرف مقابل، دست به این کار بزنند( و این خود، باعث می شود که طرف دوم، طرف اول را خوشحال کند). این مفاهیم، هنوز هم زیر بنای نظری قسمت اعظم رفتار درمانی زناشویی امروزی را تشکیل می دهند. اما امروزه هم نظریه و هم عمل، توسعه پیدا کرده اند به نحوی که بتوانند نوآوریهای مهمی را در خود جای دهند. نظریه یادگیری اجتماعی بندورا مخصوصاً در درک ما از فرایندهای شناختی- ادراکی، که در کار با زوج های مشکل دار اهمیت دارند، موثر بوده است. دلالت ضمنی و مهم این نگرش این است که متخصص بالینی باید اسنادهایی را که طرفین در مورد رفتار خود و رفتار طرف مقابل به کار می گیرند، مورد ارزیابی قرار دهند. اسنادها عبارتند از اعتقاد طرفین درباره علل و دلایل رفتارهای طرف مقابل. درمانگر زناشویی، علاوه بر ارزیابی علل مورد نظر رفتارها باید شیوه ای را که هر یک از طرفین در تفسیر تاثیر رفتار خود و رفتار طرف دیگر به کار می گیرند(سبک شناختی)مورد ارزیابی قرار دهد.(قاسم زاده، ۱۳۷۸).
    ۲-۳-۵-۱- جنبه های پیشگیری مدل رفتاری- ارتباطی
    جنبه های آموزشی – پیشگیری مدل رفتاری- ارتباطی در شش حوزه اساسی مورد بحث قرار می گیرند: ۱)فهم رفتار،۲) عینیت گرایی،۳) تبادل رفتاری،۴) مصالحه، ۵) ارتباطات، ۶) آموزش حل مساله.
    فهم رفتار:
    در رفتار دو هدف را می توان جستجو کرد: ۱- رفتار ممکن است فقط رفتار صرف باشد( یعنی تظاهر عملکرد شخص)؛۲- رفتار ممکن است ارزش رابطه ای داشته باشد(یعنی در درون رابطه معنی پیدا کند).

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

    دسترسي به منابع مقالات : بررسی اثربخشی غنی سازی روابط بر بهبود کیفیت روابط زناشویی زوجین شهر اصفهان- …

  • نشان دادن همکاری و مشارکت با همسر.
  • نشان دادن گرمی و توجه.
  • برقرار کردن ارتباط موثر و داشتن فهم و بینش به دیگران.
  • سهیم شدن تجارب زناشویی با دیدی باز.
  • نشان دادن حساسیت به نیازهای دیگران در گروه.
  • نشان دادن توانایی مقابله موثر با موقعیت مشکل در گروه.
  • نشان دادن برنامه ریزی موثر و مهارت های طراحی برنامه.
  • ۲-۳-۲- رویکرد ارتباط زوج (C. C) [۴۴]
    برنامه ارتباط زوج ها بیشتر تحت تاثیر نظریه های نظام های خانواده بوده است و چندین نفر در رشد این برنامه نقش اساسی داشته اند که از جمله می توان به افراد زیر اشاره کرد. روبن هیل[۴۵]، ویرجینیا ستیر و همکارانش، دان جکسون[۴۶]، پاول واتزلاویک[۴۷]، سیدنی جورارد[۴۸] و ویلیام هیل[۴۹].
    اهداف کلی برنامه ارتباط زوج برای کمک کردن به زوج ها در موارد زیر می باشد: ۱- در موضوعات روزانه به طور موثرتر ارتباط برقرار کنند.
    تعارضات را کنترل و حل کنند.
    یک رابطه زنده و رضایت بخش بوجود آورند(فقیرپور،۱۳۸۳).
    ۲-۳-۲-۱- کیفیت برنامه ارتباط زوج
    در برنامه یادگیری مهارت های موثر در ارتباط زوج ها ابعاد مهمی وجود دارد. این برنامه زوج ها را به موارد زیر مجهز می کند:
    ۱- نقشه های ادراکی برای فهم خود و همسر و اینکه آنها در چه حد به طور موثر ارتباط برقرار می کنند و یا بدون اثربخشی باهم ارتباط برقرار می کنند.
    ۲- یازده مهارت ویژه صحبت کردن و گوش دادن برای ارسال و دریافت روشن و صحیح پیام ها.
    ۳- ابزار و راهبرد هایی برای پردازش پیامدها و حل تعارضات.

    1. تسریع فنون مهارت آموزی برای کمک به زوجها تا مهارت ها و مفاهیم ارتباط زوج را به زندگی روزانه شان انتقال دهند.
    2. آگاهی از هر دو جنبه نگرشی و رفتاری حل تعارض و پایه ریزی رابطه.
    3. تمرینات ارتباطی برای بکارگیری مهارت ها با کودکان به منظور قوی کردن ارتباط خانوادگی شان.
    4. اعتماد به اینکه مفاهیم و مهارتهای اموزش داده شده از لحاظ نظری و تحقیقی دارای عملکرد مناسب هستند.
    5. یک نظام ارتباطی عملی و کامل که کوتاه ،ساخت دار، کم هزینه و اثربخش باشد(میلر و شرارد، ۱۹۹۹).

    ۲-۳-۲-۲- اهداف برنامه
    این برنامه از نظریه نظام ها بوجود آمده است و چهار هدف عمده دارد:
    ۱- افزایش اگاهی از خود، همسر و رابطه (صفات، فردیت،همبستگی درونی، مرزها و همکاری)
    ۲- آموزش مهارت های صحبت کردن و گوش دادن موثر ( متمایز سازی، پردازش اطلاعات)
    ۳- گسترش افکار برای غنی کردن رابطه (کنترل خود،خود جهت دهی ، خود بازنگری و اصلاح کردن خود)
    ۴- افزایش رضایتمندی در ارتباط با موضوعات و رابطه(برگر و هانا، ۱۹۹۹).
    ۲-۳-۲-۳- چهارچوب اجرایی
    این برنامه را هم می توان برای یک زوج در یک زمان و هم در یک چهارچوب گروهی آموزش داد. به صورت یک زوج (به صورت خصوصی) در شش جلسه ۵۰ دقیقه ای، گروه کوچک با دو یا چهار زوج در چهار جلسه ۲ ساعتی. گروه بزرگ با پنج تا دوازده زوج در چهار جلسه دو ساعتی. هر جلسه چهارچوب های مفهومی عملی( سازمان دهنده های شناختی)، مهارت های ارتباطی ویژه (ابعاد رفتاری) و فرایند های تعاملی (خطوط راهنما) را برای بحث و حل مسائل فراهم میکند. یادگیری از طریق موضوعات واقعی زندگی زوج ها که در جریان برنامه مورد بحث قرار می گیرند و همچنین از طریق پسخوراند و رهبری تعاملاتشان که از جانب آموزش دهنده و دیگر شرکت کنندگان، اتفاق می افتد.
    در اینجا چهارچوب هر جلسه به طور مختصر بررسی می شود.
    جلسه اول: مراقبت خود
    جلسه اول بر مراقبت خود، فردیت و عزت نفس تمرکز دارد. از آنجا که هر شخص منحصر به فرد است، بنابراین آنچه را که یک همسر در ارتباط با یک موضوع یا موقعیت مربوط به رابطه زناشویی تجربه می کند با آنچه که همسر دیگر تجربه می کند، به میزان زیادی تفاوت دارد. برنامه ارتباط زوج ها بر این عقیده تاکید دارد که تفاوت های فردی ممکن است منشاء تعارض یا همکاری باشد و وسیله ای برای ارتباط برقرار کردن منحصر به فرد همسران است و این تفاوت ها به عنوان یک منشاء مثبت برای همسران به حساب می آید. چرخه آگاهی[۵۰] که در اولین جلسه ارائه می شود به همسران کمک می کند تا برخودشان تمرکز کنند و از این طریق بتوانند:
    ۱- خودآگاهی شان را افزایش دهند.
    ۲- موضوعات و موقعیت ها را بهتر درک کنند.
    ۳- اطلاعات مربوط به خود را برای ارتباط موثر و رضایتبخش بکار برند.
    این اهداف از طریق زیر بدست می آیند:

      دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

    بررسی میزان مشارکت اجتماعی جوانان شهر جوانرود- قسمت ۹

    جنسیت:
    تعریف نظری: منظور از جنسیت، تمایزات ظاهری و باطنی میباشد که در زن و مرد وجود دارد. این تمایزات و ویژگیها و تمایلات و استعدادها، بالقوه و بالفعل مختلفی را در هر یک ایجاد میکند که میتواند برکنشهای فردی و اجتماعی آنها تاثیر گذار باشد.
    تعریف عملیاتی: در پژوهش حاضر منظور از جنسیت، بررسی میزان مشارکت زنان و مردان به تفکیک در جامعه است.
    سن
    تعریف نظری: عبارت است از تعداد سالهای که پاسخگویان از زمان تولد تا زمان پاسخگویی را سپری کرد.
    تعریف عملیاتی: در تحقیق حاضر منظور از سن، فاصله سنی ۱۸-۴۴ سال می باشد.
    وضعیت تاهل
    تعریف نظری: منظور تاهل، بررسی افراد، از لحاظ اینکه آیا ازدواج کردهاند و متاهل هستند یا ازدواج نکردهاند و مجرد هستند، است.
    تعریف عملیاتی: در پژوهش حاضر، منظور از وضعیت تاهل، بررسی افراد در دو حالت مجرد و متاهل میباشد.
    تحصیلات
    تعریف نظری: یک دوره رسمی آموزش که توسط یک نهاد آموزشی (مانند کالج یا دانشگاه و یا دبیرستان.. ..) ارائه میشود و عمدتا” به منظور آموزش و یاد دادن طراحی شده باشد و دارای درجات مختلف مانند سیکل، دیپلم، لیسانس و.. .باشد
    تعریف عملیاتی: عبارت است از بالاترین مدرک تحصیلی اخذ شده که نشان دهنده سپری کردن دورههای علمی و رسمی می باشد اعم از اینکه در داخل کشور اخذ شده باشد یا خارج کشور و اعم از اینکه مدرک تحصیلی از موسسات آموزشی دولتی باشد یا غیر انتفاعی.
    برای سنجش میزان تحصیلات، افراد را به ۵ گروه تحصیلات بیسواد، ابتدایی راهنمایی، دبیرستان دیپلم، فوق دیپلم و لیسانس، فوق لیسانس و بالاتر.
    درآمد
    تعریف نظری: در اصطلاح علم اقتصاد نظری بازده پولی یا دیگر منافع مادی را گویندکه بر اثر بکار انداختن ثروت یا از خدمات یک انسان آزاد بدست می آید و در اصطلاح حسابداری این واژه به معنی وسیع دخل یا دریافتی را میرساند و آن عبارت است از تمام دریافت های یک تصدی یا شخص است(فرهنگ، ص ۹۵۷، ۱۳۷۱).
    تعریف عملیاتی: عبارت است کلیه مبالغ نقدی دریافتی طی یک ماه که می تواند شامل درآمد حاصل از شغل های که در صورت شاغل بودن سرپرست خانوار می باشد برای سنجش میزان درآمد از شاخص زیر استفاده است:
    کلیه مبالغ دریافتی از از محل شغلهای سر پرست خانوار(برای سنجش مبلغ دریافتی به سه گروه در آمد بالا، متوسط و پایین تقسیم شدهاند که عبارتند از:۶۰۰۰۰۰ هزار و کمتر، ۶۰۰۰۰۱ تا ۱۲۰۰۰۰۰ هزار و ۱۲۰۰۰۰۱ به بالا.
    دسترسی و استفاده از وسایل ارتباط جمعی
    تعریف نظری : رسانه وسیله ای است که پیام را منتقل میرکند. رادیو، تلویزیون، اینترنت، مطبوعات، کتاب سینما، وسایلی هستند، که پیام را از سازنده پیام به مخاطب منتقل می کند و خود رسانه را پیام می داند. ( دادگران، ۱۳۷۴ ، ص ۲۱).
    تعریف عملیاتی : در این تحقیق منظور میزان زمانی است که پاسخگو صرف مطالعه روزنامه و جراید، تماشای تلویزیون، ماهواره، شنیدن رادیو و استفاده از اینترنت می نمایید. این مفهوم با ۵ گویه به صورت طیف لیکرت سنجیده می شود.
    نوع خانواده :
    تعریف خانواده:
    یک واحد زیستی است که تشکیل آن مبتنی بر پیوند زناشویی است و براساس آن افراد دارای روابط سببی و نسبی و نقشهای مقبول (براساس مبنای پذیرفته شده فرهنگی) بوده و با یکدیگر خویشاوند هستند.
    تعریف عملیاتی : در این تحقیق برای اندازه گیر نوع خانواده ان را به چهار گروه ( سنتی، در حال گذر، مدرن، پسامدرن) تقسیم نمودیم.
    فصل چهارم
    تجزیه و تحلیل داده ها
    ۴-۱ مقدمه:
    هدف تمام علوم، شناخت و درک دنیای پیرامون ما است. به منظور آگاهی از مسایل و مشکلات اجتماعی، روشهای علمی تغییرات قابل ملاحظهای پیدا کردهاند. این روندها و حرکتها سبب شده است که برای بررسی رشتههای مختلف علوم انسانی، از روش علمی استفاده شود. از جمله ویژگیهای مطالعه علمی که هدفش حقیقت یابی است، استفاده از یک روش تحقیق مناسب میباشد و انتخاب روش مناسب به هدفها، ماهیت و موضوع مورد تحقیق و امکانات اجرایی بستگی دارد و هدف از تحقیق دسترسی دقیق و آسان به پاسخ پرسشهای تحقیق است.
    همانطور که میدانیم پرسشنامه یکی از ابزارهای رایج تحقیق و کسب دادههای تحقیق است. از طریق سئوالهای پرسشنامه میتوان دانش، نگرش و علایق افراد را مورد ارزیابی قرار داد، به تجربیات قبلی آنها پی برده و به آنچه در حال حاضر انجام میدهند آگاهی یافت.
    در این فصل در پی تجزیه و تحلیل دادههای به دست آمده در رابطه با فرضیات پژوهش خواهیم بود و برای تجزیه و تحلیل این اطلاعات با استفاده از نرم افزار( Spss نسخه ۲۱) از آزمونهای آمار توصیفی و استنباطی بهره خواهیم برد.
    ۴- ۲ آمار توصیفی مربوط به نمونه تحقیق
    نمودار دایره ای ۴- ۱مربوط به متغیر سن نمونه تحقیق
    جدول۴-۱ مربوط به متغیر سن افراد حاضر در نمونه تحقیق

    درصد تعداد متغیر سن
    ۵۷٫۲۹
    منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است