بررسی رابطه میان خلاقیت مدیران و انگیزه کارکنان مورد مطالعه

نیروی انسانی مهمترین سرمایه سازمان است و هر چه این سرمایه از کیفیت مطلوب و بالاتری برخوردار گردد، احتمال موفقیت، بقا و ارتقاء سازمان بیشتر خواهد شد. با توجه به اینکه این نیروی انسانی دارای نگرش های شغلی متعددی هستند بررسی نگرش های کارمندان بدلیل نتایج قابل ملاحظه ای که می تواند بر بهبود رفتار سازمانی داشته باشد طی چند دهه مورد توجه پژوهشگران و صاحب نظران بوده است ( رابینز، استیفنز پی، 1387 ). یکی از این نگرش ها انگیزه شغلی کارکنان می باشد. موضوع انگیزش در سازمان­ها طی سال­های اخیر توجه زیادی را به خود جلب کرده است تا حدود دهه 1950 پژوهش ها در این قلمرو به کوشش های کلاسیک محدود می شد که در نظر داشتند تصمیم­های نظری بر پایه های پژوهشی پراکنده ارایه نمایند. از اوایل دهه 1960، مسایل انگیزشی در سازمان ها به طوری که اشاره گردید، فکر اندیمشندان را هرچه بیشتر به خود جلب کرد و در دوره های دیگر این مفهوم گسترش یافت ( هرسی بلانچارد، 1993).

انگیزش نقش مهمی در جذب افراد و سهیم کردن آنها درکارها دارد و سعی می نماید تا کارکنان نه تنها باحق وحقوق خود بلکه با مسئولیت های محوله نیز آشنا شوند و محیط مناسبی فراهم شود تا افراد از روی اعتقاد کار را دنبال کنند و پیوسته خلاقیت های خود را بروز دهند تا سازمان در دستیابی به اهداف خود سریع تر حرکت نماید؛ لذا آشنایی با کاربرد آن می تواند به مدیران کمک نماید تا کارکنان را درجهت ارضای نیازهای خود یاری دهند و نیروی کاری آگاه، فعال و خلاقی پرورش دهند ( پیترسون و زیمرمن، 2004 ).

از مهمترین اهداف آموزش و پرورش خلاقیت می باشد و جز مهمترین رسالت های سازمان های آموزشی می باشد. در توسعه و تقویت خلاقیت در سازمان های آموزشی، بیش از همه عامل مدیریت خلاق، موثر و اثر گذار است. زیرا نگرش و اعتقاد مدیران به خلاقیت در خود می تواند باعث ایجاد انگیزه در کارکنان شود و سازمان را به محیط آموزشی را به کانون تغییرات مبدل سازد ( سامخانیان، 2002). مدیر خلاق کسی است که بتواند در کارکنان تاثیر بگذارد ( زارعی، 1380)

یکی از وظایف مهم مدیران در سازمانها، شناسایی استعدادهای بالقوه کارکنان خود و فراهم کردن زمینه های رشد و شکوفایی آنان است که زمینه تحقق هدف مهم و اساسی ارتقای بهره وری را نیز فراهم می کند. به عبارت دیگر شناخت مسائل انگیزشی کارکنان جهت بهبود عملکرد و افزایش بهره وری سازمان بسیار حائز اهمیت است. همچنین کسب چنین شناختی می تواند به بهبود کاربرد منابع انسانی سازمانی کمک شایانی کند و در جلوگیری از مقاومت کارکنان در مقابل تغییرات، کاهش محدودیت در بازده و مبارزه با ستیز و مجادله کاری کارکنان بایکدیگر کمک کند و به ایجاد یک سازمان سودآور منتهی شود ( دک، 2014 )

1-2 بیان مسئله

جوامع پیشرفته و متمدن گذشته و حال، پیوسته به ارزش و اهمیت توانایی های ذهنی و فکری انسان توجه نموده و درصدد تقویت آن برآمده اند و از این طریق به توسعه، رفاه، ترقی و خوشبختی نائل آمده اند. در دنیای پیچیده ی کنونی که شاهد رقابتهای بسیار فشرده ی جوامع مختلف برای دستیابی به جدیدترین تکنولوژیها و منابع قدرت هستیم، افراد تیزهوش، خلاق و صاحبان اندیشه های نو و مبتکرانه، همانند گرانبهاترین سرمایه ها، از جایگاه بسیار والا و ارزشمندی بر خوردار هستند (گیشانی، 1377). خلاقیت را معادل تفکر واگرا و شامل قابلیت های شناختی چون سیال بودن، مبتکر، انعطاف پذیر بودن و بسط و شمول پذیری می باشد ( گیلفورد،959). خلاقیت به فرد کمک میکند بتواند  راه حلهایی خلاقانه برای مسأله ای دشواری بیابد که میتوان از زاویه های مختلف به آنها نگریست ( جینو و اریلی، 2009 ).

از میان همه مفاهیمی که متخصصان رفتار سازمانی، مدیریت و رو انشناسان سازمانی و صنعتی در موقعیت های سازمانی مختلف مورد مطالعه قرار داده اند، انگیزه از مهمترین زمینه های پژوهشی مؤثر در رفتار فرد در سازمان است ( ناگی، 1996 ). بنابر این فرآیند انگیزه به نیروهای پیچیده؛ سائق ها، نیازها، شرایط تنش زا یا مکانیزم های دیگر اطلاق می گردد که فعالیت فرد را برای تحقق هدفهای وی آغاز و به آن تداوم میبخشد ( رابینز، 2004). انگیزه  مدیران آموزشی و آموزشگاهی از جمله مضامینی است که خط فکری حاکم بر فرهنگ جامعه ما را در فرایند تعلیم و تربیت آشکار می سازد (نائلی، 1373). تحقیقات نشان داده است ثابت ماندن فرد در یک شغل باعث افزایش انگیزش شغلی می شود. همچنین انگیزه زمانی به وجود می آید که در کارکنان احساس امنیت و ثبات شغلی، مشارکت و نقش موثر در سازمان و همچنین شادابی و نشاط وجود داشته باشد ( خورشیدیان، 1377). درنظام آموزش و پرورش معاصر، تفکر خلاق و پرورش آن اهمیت به سزایی دارد و نظر بسیاری از محققان و نظریه پردازان در رشته ها و قلمروهای علمی مختلف را به خود جلب نموده است. تحقیقات و پژوه شهایی که در ده ههای اخیر به ویژه از اوایل دهه 80 در ایران پیرامون خلاقیت صورت گرفته است، حاکی از شناخت جایگاه آن در نظام آموزشی میباشد و ضرورت غیر قابل انکار آن از سوی معلمان متخصصان، برنامه ریزان و مسئولان تأیید شده است. بنابراین خلاقیت  عنصربا اهمیتی در این میان است. بر این اساس و با توجه به اهمیت دو عامل میزان خلاقیت مدیران تمایل آنها برای به بوجود آمدن انگیزه کارکنان در مشاغل مربوطه در سازمان، در این پژوهش به بررسی رابطه میان خلاقیت مدیران و انگیزه کارکنان در سازمان اداره آموزش پرورش پرداخته می شود. در واقع دغدغه ذهنی پژوهشگر پس از هفت سال فعالیت تجربی در سازمان آموزش و پرورش با افراد، کارشناس، مشخص شد که خلاقیت عنصر مهم و یکی از عوامل مؤثر انگیزه کارکنان می باشد. در پی این دغدغه ذهنی و مطالعه مقدماتی که انجام شد، این تحقیق به دنبال بررسی این مسئله است که آیا ارتباط معناداری بین میزان خلاقیت مدیران با انگیزه کارکنان شغلشان وجود دارد یا خیر؟

1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق

خلاقیت و نوآوری یکی از عالی ترین و پیچیده ترین فعالیتهای ذهن آدمی است که در تعلیم و تربیت باید به آن توجه نماید. از آنجایی که آموزش و پرورش وظیفه تعلیم و تربیت فرزندان و آینده سازان جامعه را بر عهده دارد باید از یک سو وظیفه فراهم آوردن زمینه رشد و پرورش خلاقیت و نوآوری و استفاده صحیح و جهت دار از استعدادها و توانایی های افراد را بر عهده بگیرد و از سوی دیگر برای پویایی خود نیازمند پرورش و بهره مندی از خلاقیت و نوآوری در سطوح سازمانی می باشد. خلاقیت موضوع بسیار پیچیده ای است و شناخت و شکوفا سازی آن به عنوان یک استعداد نیازمند فراهم آوردن روش های تربیتی نوین است و اهمیت این موضوع در جامعه صنعتی امروز به ویژه در دنیای آموزشی و پرورشی، مملوس تر می شود. نقش مدیران  خلاق در جهت پرورش افکار انگیزشی کارمندان و رشد توانایی های آنها از اهمیت بسزایی برخوردار است.

ضرورت و اهمیت هر تحقیقی از دو جنبه نظری و کاربردی می تواند مطرح باشد. این تحقیق در درجه اول سعی دارد، دانش نظری موضوع و جنبه های خلاقیت را در سازمان آموزش و پرورش راشناسایی کند. در رابطه خلاقت با انگیزش متون و گزارش و در کل اسناد مکتوب بسیار کمی در داخل ایران درباره برنامه خلاقیت در سازمان ها وجود دارد و انجام این پایان نامه می تواند خلاء موجود را پرکند و بر دانش نظری موضوع بیافزاید. و  در درجه دوم این تحقیق اصول و مولفه هایی را مشخص می کند که چنانچه در سازمان آموزش و پرورش  به کار برده شود؛ می تواند باعث افزایش انگیزه کارکنان، تاثیرگذاری بیشتر، و دستیابی به اهداف و سیاست های سازمان آموزش و پرورش مورد نظر شود. همچنین با توجه به مطالب فوق در این پژوهش برآنیم تا مشخص کنیم که خلاقیت چه ارتباطی با انگیزه کارکنان در آموزش و پرورش شهرستان قشم دارد؟

1-4 اهداف تحقیق

هدف اصلی

هدف از این تحقیق شناخت رابطه میان خلاقیت مدیران با انگیزه کارکنان اداره آموزش و پرورش قشم می باشد.

اهداف فرعی 

1-شناخت رابطه خلاقیت مدیران آموزش و پرورش از حیث بعد “سیالی” با انگیزه کارکنان

2-شناخت رابطه خلاقیت مدیران آموزش و پرورش از حیث بعد ” انعطاف” با انگیزه کارکنان

3- شناخت رابطه خلاقیت مدیران آموزش و پرورش از حیث بعد “ابتکار” با انگیزه کارکنان

4- شناخت رابطه خلاقیت مدیران آموزش و پرورش از حیث بعد “بسط” با انگیزه کارکنان

1- والات تحقیق

سوالات اصلی:

    • آیا بین خلاقیت مدیران با انگیزه کارکنان رابطه معناداری وجود دارد؟

سوالات فرعی:

    • آیا بین خلاقیت مدیران آموزش و پرورش قشم از حیث بعد سیالی با انگیزه کارکنان رابطه معناداری وجود دارد؟
    • آیا بین خلاقیت مدیران آموزش و پرورش قشم از حیث بعد انعطاف با انگیزه کارکنان رابطه معناداری وجود دارد؟
    • آیا بین خلاقیت مدیران آموزش و پرورش قشم از حیث بعد ابتکار با انگیزه کارکنان رابطه معناداری وجود دارد؟
    • آیا بین خلاقیت مدیران آموزش و پرورش قشم از حیث بعد بسط با انگیزه کارکنان رابطه معناداری وجود دارد؟

فرضیه تحقیق:

1-6 فرضیه تحقیق

فرضیه اصلی

بین خلاقیت مدیران با انگیزه کارکنان رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه فرعی

    • خلاقیت مدیران آموزش و پرورش قشم از حیث بعد “سیالی بودن”با انگیزه کارکنان رابطه معناداری دارد
    • خلاقیت مدیران آموزش و پرورش قشم از حیث بعد “انعطاف” با انگیزه کارکنان رابطه معنا داری دارد

بررسی ریسک و بازده در سرمایه گذاری های جایگزین طلا، ارز و سهام

امروزه مبحث سرمایه گذاری به یکی از مهم ترین مسائل زندگی انسان ها تبدیل شده است . افراد برای اینکه رفاه و آسایش فعلی و آتی خود را بهبود بخشند اقدام به سرمایه گذاری می کنند . وجوهی که سرمایه گذاری می شوند . می توانند ناشی از دارائیهای موجود فرد ، مبالغ وام گرفته شده یا پس انداز افراد باشد . سرمایه گذاران تلاش می کنند ثروت خود را به بهترین نحو سرمایه گذاری کنند . تا هم از عواملی مانند تورم مصون بمانند و هم ثروت خود را افزایش دهند .

بسیاری از اقتصاددانان معتقدند افزایش سرمایه­­­­­­­­­­­­­گذاری هر چند ­­­­­شرط کافی نیست،اما شرط لازم برای دستیابی به رشد و توسعه اقتصادی است.با توجه به کمبود منابع سرمایه­گذاری در اکثر کشورهای در حال توسعه،تخصیص بهینه این منابع محدود بین فعالیتهایی که حداکثر کارآمدی را داشته باشند از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.در این فرایند باید ضمن شناسایی مزیت­های نسبی یک کشور،نسبت به تخصیص بهینه منابع بین بخشهای مختلف اقتصادی اقدام نمود. با توجه به اهمیت موضوع، این پژوهش به دنبال یافتن این پرسش است که سرمایه­گذاری در چه بازارهایی از اقتصاد ایران کارآمدی بیشتری داشته است و اولویت سرمایه­گذاری در چه بازارهایی است.

1-2-بیان مسئله تحقیق

اصل ثابتی در فرهنگ سرمایه­گذاری وجود دارد مبنی بر این که سرمایه از ریسک و خطرگریزان است و به سوی بازده و سود تمایل دارد. به همین خاطر­است که سرمایه­گذاران ریسک­گریز از ورود سرمایه خود به جایی که خطر و ریسک وجود دارد یا افق نامشخصی در برابر سود و اصل سرمایه­شان هست، امتناع می­کنند. اما آیا می­توان جایی را پیدا کرد که سرمایه­گذاری در آن ریسک نداشته باشد؟ ریسک و خطر از دست دادن اصل و فرع سرمایه در همه جا هست، بعضی سرمایه­گذاری­ها پرخطرند و برخی کم خطر. سرمایه­گذار با توجه به میزان خطر و ریسک سرمایه­گذاری، انتظار سود و بازده متناسب را دارا می­باشد. معمولاً         سرمایه گذاران به وسیله تجزیه و تحلیل های مالی خود به دنبال بازده متناسب با توجه ریسک مربوط می باشند .

در یک بازار متعارف که در آن عوامل بازار واجد اطلاعات می باشند، بازده بالا همواره ریسک بالاتری را نیز به دنبال خواهد داشت.این موضوع موجب می­شود که همواره تصمیم­گیری جهت سرمایه­گذاری بر اساس روابط میان ریسک و بازده صورت گیرد و یک سرمایه­گذار همواره دو فاکتور ریسک و بازده را در تجزیه و تحلیل و مدیریت سبد سرمایه­گذاری های خود مدنظرقرار دهد. به عبارت دیگر، سرمایه­گذاری به عنوان یک تصمیم مالی همواره دارای دو مؤلفه ریسک و بازدهی بوده که مبادله این دو ترکیبهای گوناگون سرمایه­گذاری را عرضه می کند.از یک طرف،سرمایه­گذاران به دنبال بیشینه کردن عایدی خود از سرمایه­گذاری هستند و از طرف دیگر، باشرایط عدم اطمینان حاکم بر بازارهای مالی مواجه می باشند که عامل اخیر دستیابی به عواید سرمایه­گذاری را با عدم اطمینان مواجه می­سازد معمولاًدر اقتصاد و بخصوص در سرمایه­گذاری فرض براین است که ­سرمایه­گذاران منطقی عمل می­کنند. سرمایه­گذاران منطقی، اطمینان را به عدم اطمینان ترجیح می­دهند و طبیعی است که دراین حالت میجتوان گفت سرمایه­گذاران نسبت به ریسک علاقه­ای ندارند،به عبارت دقیقجتر سرمایه­گذاران ریسکجگریز هستند. یک سرمایه­گذار ریسک­گریز، کسی است که در ازای قبول ریسک،انتظار دریافت بازده مناسبی دارد.باید توجه داشت که در این حالت پذیرفتن ریسک یک کار غیر منطقی نیست،اگر چه میزان ریسک خیلی زیاد باشد،چون در این حالت انتظار بازده بالایی نیز وجود دارد.در واقع، سرمایه­گذاران به طور منطقی نمی توانند انتظار داشته باشندکه بدون قبول ریسک بالا، بازده بالایی کسب کنند. از طرف دیگر تحقیقات انجام شده حاکی از آن است که افراد در تصمیم­گیری های خود تحت شرایط ریسک به هیچ وجه به صورت منطقی و عقلایی عمل نمی­کنند.

1-3-اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

امروزه مبحث سرمایه­گذاری به یکی از مهم­ترین مسائل زندگی انسان­ها تبدیل شده است. افراد برای اینکه رفاه و آسایش فعلی و آتی خود را بهبود بخشند اقدام به سرمایه­گذاری می­کنند. وجوهی که سرمایه­گذاری می­شوند می توانند ناشی ازدارایی­های موجود فرد، مبالغ وام گرفته شده یا پس­انداز فرد باشد. سرمایه­گذاران تلاش می­کنند ثروت خود را به بهترین نحو سرمایه­گذاری کنند تا هم از عواملی مانند تورم مصون بمانند و هم ثروت خود را افزایش دهند.

سرمایه­گذاری به مفهوم ساده و فراگیر عبارت است از به تعویق انداختن مصرف فعلی برای دستیابی به مصرف بیشتردرآینده(جهانخانی و پارساییان،1376).اغلب اندیشمندان اقتصادی درتحقیقاتشان به این نتیجه دست یافتند که یکی از عوامل موثر بر رشد و توسعه پایدار سرمایه­گذاری موثر درکشور است.         سرمایه­گذاران را می­توان یکی از ارکان اساسی اقتصاد کشورها دانست.تردیدی نیست که افزایش تولید که یکی از نخستین گام­های فرایند توسعه محسوب می­گردد مستلزم افزایش سرمایه­گذاری خواهد بود و به همین دلیل نظریه­هایی در علم اقتصاد مطرح است که علت توسعه نیافتگی برخی کشورها را کمبود سرمایه و سرمایه­گذاری پنداشته و دور باطل کمبود تولید را ناشی از نبود سرمایه­گذاری می­داند(نخجوانی،1382و بید گلی و بیگدلو،1385(.

همواره فرصت­های مختلفی برای سرمایه­گذاری وجود دارد اما افراد به دنبال بهترین فرصت برای            سرمایه­گذاری اند،اما کدام یک از این فرصت­ها بهترینند؟آیا لزوما گزینه­ای که بیشترین بازدهی را فراهم    می سازد مطلوب­ترین گزینه است یا عوامل دیگری نیز در این زمینه دخیل هستند؟

برای پاسخ به این پرسش ابتدا می­بایست مشخص گردد عملکرد یک سرمایه­گذاری براساس چه معیارهایی تعیین می­شود ارزیابی عملکرد سرمایه­گذاری­ها بر مبنای ریسک و بازده صورت می­گیرد و این دو عامل(ریسک و بازده)از هم جدا نیستند. مقصود از بازده پاداشی است که سرمایه­گذار از سرمایه­گذاری خود به دست می­آورد.

تاکنون تحقیقات فراوانی دراکثرحوزه­های مرتبط با بازار سرمایه در ایران صورت گرفته،اما آنچه در این بین کمتر مورد توجه قرار گرفته،پرداختن به تحقیقات جدی در خصوص بررسی نگرش­های روانی برتشخیص تعصبات رفتاری و اثرات آن در بورس اوراق بهادار تهران میجباشد.در اکثر کشورها،شناخت فرآیند    تصمیم­گیری مشارکت کنندگان دربورس،همواره موضوعی مهم برای مشارکت­کنندگان و سرمایه گذاران دربازار بوده است.در اکثر این کشورها،محققان تلاش­های قابل توجهی جهت مطالعه و درک رفتار     سرمایه­گذاری مشارکت­کنندگان بازار و به دنبال آن تاثیر این عوامل برقیمت اوراق بهادار داشته­اند، چرا که رفتارهایی که بر تصمیمات سرمایه­گذاری مشارکت­کنندگان در بازار تاثیر می گذارند از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند.

رابطه بین متغیرهای جمعیت شناختی مختلف،عوامل رفتاری و رفتار فردی سرمایه­گذاران یکی از بحث­های کشف شده درمسائل اقتصادی مالی و محققان امور مالی کار­بردی در سراسر جهان است.در الگوی مالی سنتی در بازار کارآمد که بر اساس فرضیه بازار کارآمد است بر این فرض می باشد که تصمیم­گیرندگان به طور کاملا عقلایی رفتار می­کنند و همیشه به دنبال بیشینه­کردن مطلوبیت مورد انتظار خود هستند. به عبارت دیگر دو پایه اصلی در پارادایم سنتی مالی، عقلانیت کامل عوامل و نتیجه­گیری تصمیم­گیری های مبتنی بر بیشینه­سازی مطلوبیت مورد انتظار است. تا بعد از سال1980برخی از محققان رفتاری فهمیدند بطورکامل پدیده فوق­العاده­ای از بازار را توضیح دهد هرچند که تصمیم­های سرمایه­گذار به طورکامل عقلانی بودند(تیورسکی و کاهنمن، 1979). درحالی که در مالی رفتاری عنوان می­شود که برخی پدیده­های مالی را می­توان بابه کارگیری مدل­هایی توصیف کرد که در آنها عامل اقتصادی کاملا در نظر گرفته نمی­شود. در برخی از مدل­های مالی رفتاری، عوامل رفتاری دارند که بطور کامل عقلایی نیستند.

در برخی مدل ها نیز، عوامل اعتقادات درستی دارند ولی­انتخاب هایی انجام می دهند که با بیشینه­ سازی مطلوبیت مورد انتظار سازگار نیست(راعی و فلاح پور،1383،80).

هنگامی که سرمایه­گذاران باشرایط نامطمئن روبرو می­شوند،به احتمال زیاد درجهت منافع خودبه      تصمیم­گیرهای مختلف می­پردازند،یا ممکن است به دنبال توصیه­های سرمایه­گذاران حرفه ای یاجمع­آوری اطلاعات مربوط به سود حاصل از تصمیم­گیری سرمایه­گذاری بهینه باشند (تیورسکی و کاهنمن، 1979).گرچه سرمایه­گذاران حرفه ای اطلاعات بیشتری کسب خواهند نمود، اما به دلیل وجود تعصبات سرمایه­گذاری بیشتر تصمیمات خود کاملا منطقی نیست،در نتیجه این تعصبات منجر به کاهش بازگشت سرمایه­گذاری می­گردد (کایداک، 1987) .

هنگامی که مالی رفتاری بین فعالان بازار توسعه یابد،سرمایه­گذاران مزایای آن راخواهند دید وآنگاه انتظار می­رود که درک نحوه تاثیر ابعاد روانشناختی سرمایه­گذار بر پیامدهای سرمایه­گذاری،بینش های جدیدی فراهم سازد. نتیجه مورد انتظار از برقراری ارتباط مناسب با مالی رفتاری برای مدیران و مشاوران،پرتفویی است که یک مشاور می­تواند متناسب با اهداف و تمایلات هر سرمایه­گذار ایجاد کند.از دیگر فواید این پژوهش،نزدیک کردن مشاوران و سرمایه­گذاران به کاربردهای«مالی رفتاری»در مدیریت دارایی است.برای کسانی که نقش روانشناسی در دانش مالی را به عنوان یک عامل اثر گذار بر بازارها یا اوراق بهادار و تصمیمات سرمایه­گذاران بدیهی می دانند، قبول وجود تردید در مورد اعتبار « مالی رفتاری» دشوار است. در عین حال هنوز بسیاری از دانشگاهیان و حرفه­ای­های طرفدار مکتب «مالی کلاسیک » بررسی جنبه های رفتاری انسان و تاثیر آن در تصمیمات مالی را به عنوان یک شاخه مستقل مطالعاتی باور ندارند. در طرف مقابل، طرفداران دانش« مالی رفتاری»اعتقاد راسخی دارند که آگاهی از”تمایلات روانشناختی “در عرصه سرمایه­گذاری،کاملاً ضروری و نیازمند توسعه جدی دامنه مطالعاتی است (پمپین،1383؛ ترجمه بدری). بنابراین ما در این تحقیق می­توانیم به درک سابقه و تاثیر آنچه که باعث تعصبات سرمایه­گذاری شده است بپردازیم.

1-4-اهداف مشخص تحقیق (شامل اهداف کلی، ویژه و کاربردی)

1-4-1-اهداف کلی

هدف اصلی

1-بررسی ریسک و بازده سرمایه­گذاری­های جایگزین در ایران

2-رتبه بندی بازارها بر اساس ملاک بازدهی سرمایه­گذاری ها

1-4-2-اهداف فرعی

    1. بررسی رابطه ریسک در سرمایه­گذاری سهام با بازده سرمایه­گذاری.
    1. بررسی رابطه ریسک در سرمایه­گذاری طلا با بازده سرمایه­گذاری.
    1. بررسی رابطه ریسک در سرمایه­گذاری ارز با بازده سرمایه­گذاری.
    1. کدامیک از دارایی های ارز وطلا وسهام پوشش مناسبی در مقابل تورم دارند.

1-4-3- اهداف کاربردی

شناسایی ابزار جایگزین دارایی طلا، ارز و سهام برای مقابله تورم در اقتصاد ایران

1-5-فرضیه ها

    1. بین ریسک در سرمایه­گذاری سهام و بازده سرمایه­گذاری رابطه مثبت و معنی­داری وجود دارد.
    1. بین ریسک در سرمایه­گذاری طلا و بازده سرمایه­گذاری رابطه مثبت و معنی­داری وجود دارد.
    1. بین ریسک در سرمایه­گذاری ارز و بازده سرمایه­گذاری رابطه مثبت و معنی­داری وجود دارد.

1-6-حدود(دامنه تحقیق)به لحاظ قلمرو مکانی و زمانی

بررسی عوامل مؤثر بر رضایت­مندی و تعهد مشتری به برند

و پس ازآن به بیان مسئله و اهمیت و ضرورت پژوهش پرداخته خواهد شد. سپس اهداف، فرضیات و مدل مفهومی پژوهش بیان خواهد گردید و درنهایت استفاده کنندگان از پژوهش، قلمرو زمانی، مکانی و موضوعی پژوهش، تعاریف مفهومی و عملیاتی واژه ها ارائه خواهد شد.

1-2  بیان مسئله

دنیای امروز تجارت در عصر فرا رقابتی قرار دارد، دورانی که در آن برندهای قوی بین المللی وارد عرصه های گوناگون تولیدشده اند و بقای شرکت های بزرگ از سوی رقبا با تهدید مواجه شده است. برای برخورد با این مسئله شرکت های نامدار باید ضمن ارزیابی وضعیت فعلی جایگاه برند خود و چگونگی درک مصرف کنندگان از آن، در پی حفظ و تقویت جایگاه خود و ارتقای آگاهی مصرف کنندگان از برند خود باشند (محمدیان و همکاران، 1389).

برند به عنوان یکی از ارکان بازی رقابتی امروز، عنصری است که باید به دقت تعریف، ایجاد و مدیریت گردد تا سازمان ها و شرکت ها بتوانند از طریق آن به ایجاد ارتباط بلندمدت، دوجانبه و سودآور با مشتریان دست یابند. افرادی که نسبت به یک محصول خاص وفادارند، وسیله ای برای کسب سهم بازار بیشتر می باشند. همچنین این افراد دارایی های نامشهود شرکت هستند. وفاداری به علامت تجاری را می توان به عنوان میزانی که مشتری نسبت به یک علامت تجاری نگرش مثبت دارد، میزان پایبندی او به علامت تجاری مزبور و قصد ادامه خرید آن در آینده تعریف کرد. وفاداری به علامت تجاری مستقیماً متأثر از رضایت یا نارضایتی از آن در طول زمان و نیز کیفیت محصول می باشد؛ اما با تشدید رقابت در تجارت و تغییرات سریع تکنولوژیکی و نیز افزایش قدرت و حق انتخاب مشتریان، موفقیت از آن شرکت هایی خواهد بود که قادر باشند به نحو شایسته تری انتظارات و ارزش های موردنظر مشتریان را درک و شناسایی کرده و به نحو مطلوب به آن ها پاسخ دهند (ونگ، 2007: ص 171). تحقیقات نشان می دهد که هزینه نگهداری مشتری وفادار پنج تا ده برابر کمتر از هزینه جذب یک مشتری است (جوانمرد، 1388: ص 230).

در تحقیق حاضر که در صنعت بیمه و در بین مشتریان شرکت های بیمه ایران استان کرمانشاه انجام شده است، بررسی عوامل مؤثر بر رضایتمندی و تعهد مشتری به برند بر اساس نظریه هاتس یل دریم موردبررسی و آزمون قرار گرفته است.

صنعت بیمه اشخاصی را که متحمل لطمه، زیان یا حادثه ی ناخواسته ای شده اند قادر می سازد که مشتریان پیامدهای این وقایع ناگوار را جبران کنند. خسارت هایی که به این قبیل افراد پرداخت می شود از پول هایی تأمین می شود که برای خرید بیمه نامه می پردازند و با پرداخت آن در جبران خسارت یکدیگر مشارکت می کنند. بیمه گران خطرهای احتمالی را به خوبی می شناسند و احتمال وقوع آن ها را می دانند؛ بنابراین، می توانند میزان حق ­بیمه­هایی را که هر شخص باید بپردازد به نحوی محاسبه کنند که مبلغ جمع آوری شده، برای جبران خسارت هایی که پیش خواهد آمد، کافی باشد.

بدیهی است که تنها تعدادی از آنان که خود را بیمه کرده اند نیاز به جبران خسارت از محل مبلغ جمع آوری شده خواهند داشت. بر این اساس، مقدار حق بیمه ای مربوط به هر نفر متقاضی بیمه با توجه به دو عامل مهم محاسبه می شود: نخست، این که به طورکلی، احتمال بروز خسارت در آینده چقدر است و دوم، آن که احتمال وقوع حادثه برای بیمه گذار متقاضی بیمه بیشتر یا کمتر از میانگین احتمال خطر باشد. درواقع وظیفه ی «بیمه» فروش آرامش به بیمه گذار (مشتری) است.

1-3   اهمیت و ضرورت پژوهش

امروزه، عصر وفاداری است اعم از وفاداری مشتری، وفاداری کارکنان، وفاداری مدیریت، وفاداری به جامعه و اصول، آرمان ها و اعتقادات و … . تحقیقات بسیاری نشان داده اند که رضایتمندی به تنهایی، کلید نهایی موفقیت و سودآوری نیست. امروزه تنها مشتریانی که احساس تعهد نسبت به سازمان دارند برای سازمان به عنوان سرمایه هایی سودآور طولانی مدت به شمار می­روند (جی،2008).

اندیشمندان مختلف، تعاریف متعددی برای وفاداری ارائه کرده اند که این موضوع با توجه به مفهوم چندبعدی و پیچیده وفاداری قابل قبول است (سادرلند،2006).

معروف ترین تعریف قابل قبول برای وفاداری به تعریف یاکوبین و کینر (1973) برمی گردد که در آن وفاداری را به عنوان یک تعصب به برند و پاسخ رفتاری در طی زمان تعریف می کنند که در آن فرد یک برند خاص را نسبت به سایر برندها ترجیح داده و به صورت یک تعهد روانی در مورد آن تصمیم می گیرد (مولان و گیلمور،2008).

وفاداری، عامل مهمی در هر نوع از تصمیم گیری مدیریتی و تحلیل مالی است. نرخ برگشت مشتری (تمایل به استفاده مجدد از خدمات) جزء حیاتی در تحلیل ارزش دوره عمر و ابزاری برای فراهم کردن تصمیم گیری های کوتاه مدت است؛ بنابراین محاسبه سود هر مشتری برای سازمان بسیار مهم است، منتهی با توجه به فلسفه فعالیت نامحدود سازمان، بهتر است که این محاسبه در یک مفهوم بلندمدت موردتوجه قرار گیرد (هنری،2000).

صاحب نظران دانش بازاریابی، مزایای زیادی برای وفاداری و رضایتمندی مشتری شمرده که برخی از بارزترین آن ها عبارت اند از: کاهش هزینه های جذب مشتریان جدید، کاهش حساسیت مشتریان به تغییرات و قیمت ها، منافع حاصل از ارزش طول عمر مشتری، عملکرد مثبت از طریق افزایش قدرت پیش بینی و افزایش موانع برای ورود رقبای جدید (جی،2008).

نتایج مطالعات صورت گرفته نشان از تأثیر ویژه شخصیت برند بر روی ادراکات مشتریان از کیفیت محصولات در کنار اثرگذاری اعتبار شرکت روی ادراکات مشتری و وفاداری است (سیدجوادین و همکاران،1389. (در این تحقیقات نشان داده شده که مشتریان، ایجاد ارتباط با برندها را طبیعی دریافته اند و آن ها را با ویژگی های مختلف شخصیتی همچون درستکار، شاد، فریبا، یا محکم توصیف می نمایند (مایل و شنور،2010). تا جایی که کاپفرر معتقد است که یک برند قوی به شرکت این امکان را می دهد تا عملیات متمایزتری را نسبت به رقبا انجام دهد و به ارزش ها و شهرت برند خود بیفزاید) رز و هارادین،2010). مطالعات) نگیوین ولبلانس، 2001) نشان داد که درجه ی وفاداری مشتریان، زمانی که ادراک مشتریان از یک سازمان به شدت مطلوب است، به سمت بالا تمایل دارد) آنی سی موا، 2008). (بری،2000) نیز بیان داشته است ازآنجایی که ذهنیت ما بر اساس برند شکل می گیرد، بر اساس برند انتخاب می کنیم و درنهایت قضاوت ما نیز بر اساس برند است، پس در بسیاری از بازارها و کسب وکارهایی که به تکنولوژی تولید محصولات نیاز دارند، برند نقش اصلی ایفا می کند (جوانمرد و سلطان زاده، 1388).

با توجه به افزایش قدرت انتخاب مشتریان به دلیل وجود تعداد زیاد شرکت های فعال در صنعت بیمه اعم از دولتی و خصوصی، شناسایی عوامل مؤثر بر رضایتمندی و تعهد مشتریان به برند توسط این شرکت ها امری ضروری، مهم و اجتناب ناپذیر است.

1-4   اهداف پژوهش

1-4-1هدف کلی

بررسی عوامل مؤثر بر رضایتمندی و تعهد مشتری به برند بر اساس نظریه هاتس یل دریم.

1-4-2اهداف ویژه

    • شناخت سازه های تأثیرگذار عوامل مؤثر بر رضایتمندی و تعهد مشتری به برند بر اساس نظریه هاتس یل دریم.
    • اندازه گیری عوامل مؤثر بر رضایتمندی و تعهد مشتری به برند بر اساس نظریه هاتس یل دریم.
    • رتبه بندی عوامل مؤثر بر رضایتمندی و تعهد مشتری به برند بر اساس نظریه هاتس یل دریم.
    • طراحی مدل عوامل مؤثر بر رضایتمندی و تعهد مشتری به برند بر اساس نظریه هاتس یل دریم.

1-4-3هدف کاربردی

بررسی عوامل مؤثر بر رضایتمندی و تعهد مشتری به برند با توجه به ارزش کسب شده، سرمایه کسب شده و کیفیت کسب شده مشتریان از شرکت های بیمه ایران استان کرمانشاه انجام خواهد گرفت.

1-5  فرضیات پژوهش

1-5-1فرضیه اصلی

بین قابلیت های عوامل مؤثر بر رضایتمندی و تعهد مشتری به برند بر اساس نظریه هاتس یل دریم، تأثیر مثبت و معناداری وجود دارد.

1-5-2 فرضیات فرعی

رابطه بین مهارت‎های ارتباطی، هوش هیجانی و هوش معنوی در دانشجویان دانشگاه آزاد …

دلاور، علی (۱۳۷۹)، روش‌های تحقیق در روانشناسی و علوم تربیتی. انتشارات: نشر ویرایش
دلفان آذری، قنبر علی، (۱۳۸۶) بررسی رابطه بین هوش هیجانی و مهارت‌های مقابله با استرس دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن. فصلنامه علمی- پژوهشی تحقیقات مدیریت آموزشی، ۲(۲).
دواس، دی. ای. (۱۳۸۲) پیمایش در پژوهش‌های اجتماعی، ترجمه نایبی، نشر نی
دیکسون دیوید، هارجیکریستن (۱۳۸۷) مهارت‌های اجتماعی در روابط بین فردی. ترجمه خشایار بیگی. تهران.
رحیمی، اکرم؛ قربانی، محمود. (۱۳۸۳). بررسی رابطه میزان مهارتهای ارتباطی مدیران با میزان انگیزش کادر آموزشی در مدارس متوسطه شهرستان بجنورد. پژوهشنامه تربیتی، زمستان ۱۳۸۳،شماره ۱،ص ۵۳-۶۶٫
رقیبی، مهوش. قره چاهی، مریم. (۱۳۹۲). بررسی رابطه بین هوش هیجانی و هوش معنوی در زنان و مردان در شرف طلاق و سازگار. فصلنامه علمی – پژوهشی زن و جامعه، ۴(۱): ۱۴۰-۱۲۳٫
رقیب، مایده‌سادات. سیادت، سیدعلی. حکیمی نیا، بهزاد. احمدی، سید جعفر. (۱۳۸۹). اعتباریابی مقیاس هوش معنوی کینگ (SISRI-24) در دانشجویان دانشگاه اصفهان. دست آوردهای روان شناختی، ۱(۴): ۱۶۴-۱۴۱٫
رئیسی، م. (۱۳۸۸) همبستگی هوش هیجانی با مهارت‎های ارتباطی مدیران بیمارستان‌ها آموزشی قزوین، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی، دانشکده علوم تربیتی.
زارعی متین، خیراندیش، حسن، مهدی، جهانی ، حوریه. (۱۳۹۰). شناسایی و بخش مولفه های هوش معنوی در محیط کار، مطالعه موردی در بیمارستان لبافی نژاد تهران. نشریه پژوهشهای مدیریت عمومی،سال چهارم،شماره ۱۲ ،ص۹۴-۷۱
زمانی، احمدرضا. شمس، بهزاد. معظم، الهام. (۱۳۸۳). آموزش مهارت‌های ارتباطی به پزشکان به‌عنوان راهکاری برای افزایش رضایت بیماران: الگویی برای آموزش مداوم. مجله ایرانی آموزش در علوم پزشکی، ۱۱: ۲۳-۱۵٫
ساروخانی، باقر (۱۳۷۳) جامعه‌شناسی ارتباطات. تهران: اطلاعات.
ساروخانی، باقر، (۱۳۸۳) روش‌های پژوهش در علوم اجتماعی (جلد اول) اصول و مبانی. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
ساعتچی، محمود. (۱۳۸۲). روانشناسی بهره‌وری. تهران: موسسه نشر ویرایش.
سبحان نژاد، مهدی و همکاران. (۱۳۸۷) هوش هیجانی و مدیریت در سازمان. تهران. انتشارات سیطرون.
سکاران، اوما (۱۳۸۱)، روش‌های تحقیق در مدیریت، مترجم صاحبی. محمد و شیرازی، محمود. (چاپ دوم)، تهران: موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه‌ریزی.
سلیمانی، نادر، (۱۳۸۸) بررسی رابطه هوش هیجانی مدیران گروه‌های آموزشی با خود کارآمدی آنان در واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی منطقه ده کشور. فصلنامه رهبری و مدیریت آموزشی، ۳(۴).
سورین ورنر و تانکارد جیمز (۱۳۸۶). نظریه‌های ارتباطات. ترجمه: علیرضا دهقان، (چاپ سوم). تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
سهرابی، فرامرز. (۱۳۸۵). درآمدی بر هوش معنوی. فصلنامه معنا، ویژه‌نامه روانشناسی دین، (۲).
سهرابی، فرامرز. (۱۳۸۸). هوش معنوی، هوش انسانی. فصلنامه روانشناسی نظامی، ۱ (۱): ۶۶-۶۳٫
سید جوادین، سید رضا. (۱۳۸۳). مدیریت رفتار سازمانی، (چاپ اول). تهران: انتشارات نگاه.
شجاعی، آمنه. (۱۳۸۸). رابطه‌ی هوش هیجانی و مهارت‌های اجتماعی با بهزیستی روان‌شناختی در دانشجویان دختر دانشگاه شهید چمران. پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی.
صمدی، عباس. (۱۳۹۲). بررسی نقش هوش ‌هیجانی مدیران در برقراری ارتباطات اثربخش (مورد مطالعه مدیران شعب بانک ‌ملت در شهر تهران). مدیریت دولتی، ۵(۱): ۱۴۸-۱۲۹٫
فتحی، فاطمه. (۱۳۷۸). بررسی تأثیر دو روش گروهی مهارت‎های اجتماعی و شناخت درمانی بک برافزایش عزت‌نفس دانش آموزان دختر مقطع متوسطه، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علامه طباطبایی، دانشکده علوم تربیتی.
فرامرزی، سالار. (۱۳۸۸). بررسی رابطه هوش معنوی و هوش هیجانی دانشجویان. مطالعات اسلام و روان‌شناسی، ۵: ۲۴-۷٫
معین، محمد. (۱۳۵۶). فرهنگ فارسی معین. تهران: امیرکبیر.
فرهنگی، علی‌اکبر(۱۳۸۴). ارتباطات انسانی (مبانی).(چاپ هشتم). تهران: موسسه خدمات فرهنگی رسا.
فرهنگی، علی‌اکبر؛ صفر زاده، حسین؛ خادمی، مهدی(۱۳۸۳). نظریههای ارتباطات سازمانی. (چاپ اول). موسسه خدماتی فرهنگی رسا.
قاسمی، حمید. تجاری، فرشاد. کشکر، سارا. (۱۳۸۹). فعالیت‌های رسانه‌ای در ورزش. تهران: بامداد کتاب.
قربانی، نیما. (۱۳۸۳). معنویت؛ روی آوردی تجربه ای، گوهرشناختی، و مدرن به دین یا یک سازه‌ی روان شناختی. مقالات و بررسی های فلسفه، ۷۶(۲): ۹۸-۶۹٫
 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

رابطه بین مهارت‎های ارتباطی، هوش هیجانی و هوش معنوی در دانشجویان دانشگاه …

با توجه به هدف پژوهش که در فصل اول بیان شد، روش پژوهش حاضر همبستگی و از نظر هدف ، کاربردی است.
۳-۳ جامعه آماری
جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز می‌باشد که در نیمسال دوم سال تحصیلی ۹۴-۹۳ مشغول به تحصیل بودند.
۳-۴ برآورد حجم نمونه و روش نمونه‌گیری
در این پژوهش از روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای استفاده گردید و حجم نمونه با مراجعه به جدول مورگان ۲۶۰ نفر برآورد گردید.
روش کار در انتخاب نمونه بدین صورت بود که ابتدا به صورت تصادفی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز و سپس از این واحد دانشکده روانشناسی و در انتها ۳ کلاس ازاین دانشکده برای نمونه‌گیری به شیوه کاملاً تصادفی انتخاب شدند و پرسشنامه‌ها بین دانشجویان حاضر در آن کلاس‌ها توزیع گردید.
قبل از توزیع پرسشنامه‌ها در بین دانشجوها توضیحات لازم در ارتباط با نحوه پاسخ‌گویی به سوالات و این اطمینان خاطر به آنان داده شد که در ارتباط با اطلاعات کسب شده کاملاً جانب امانت رعایت می‌شود.
۳-۵ روش گرد‌آوری اطلاعات
در این پژوهش برای جمع‌آوری اطلاعات در بخش کتابخانه‌ای از کتاب‌ها، مقالات، رساله‌ها و پژوهش‌ها داخلی و خارجی و در بخش میدانی از پرسشنامه‌های استاندارد شده استفاده گردید.
در بخش میدانی نیز برای جمع‌آوری اطلاعات آزمودنی‌ها از سه پرسشنامه‌ی مهارت‌های ارتباطی، هوش هیجانی بار-اون و هوش معنوی کینگ و پرسشنامه اطلاعات فردی استفاده‌شده است.
۳-۶ ابزار اندازه‌گیری
با توجه به اینکه سه متغیر در این پژوهش موردبررسی قرار می‌گیرد، لذا از سه پرسشنامه استفاده گردیده است، که در ادامه به توضیحات هریک از پرسشنامه‌ها آورده شده است.
۳-۶-۱ پرسشنامه مهارت‌های ارتباطی
پرسشنامه مهارت‌های ارتباطی توسط بارتون جی. ای (۱۹۹۰) ساخته‌شده است که از ۱۸ گویه و ۳ خرده مقیاس مهارت کلامی (۶ سؤال)، مهارت شنودی (۶ سؤال) و مهارت بازخوردی (۶ سؤال) تشکیل‌شده است که به‌منظور شناسایی و سنجش مهارت‌های ارتباطی خود بکار می‌رود.
نمره‌گذاری پرسشنامه به‌صورت طیف لیکرت ۵ گزینه‌ای می‌باشد که برای گزینه‌های «کاملاً مخالفم»، «تا حدودی مخالفم»، «مطمئن نیستم»، «تا حدودی موافقم» و «کاملاً موافقم» به ترتیب امتیازات ۱، ۲، ۳، ۴ و ۵ در نظر گرفته می‌شود.

کاملاً مخالفم تا حدودی مخالفم مطمئن نیستم تا حدودی موافقم کاملاً موافقم
۱ ۲ ۳ ۴ ۵

جدول ۳- ۱ مؤلفه‌های مهارت‌های ارتباطی

ردیف خرده مقیاس سوالات تعداد سؤال
برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

رابطه بین مهارت‎های ارتباطی، هوش هیجانی و هوش معنوی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی …

جدول ۴-۳ توزیع فراوانی تحصیلات ۶۸
جدول ۴-۴ توزیع فراوانی وضعیت تأهل ۶۹
جدول ۴-۵ میزان آماره‌های گرایش به مرکز و پراکندگی متغیر مهارت‎های ارتباطی ۷۰
جدول ۴-۶ میزان آماره‌های گرایش به مرکز و پراکندگی متغیر هوش هیجانی ۷۱
جدول ۴-۷ میزان آماره‌های گرایش به مرکز و پراکندگی متغیر هوش معنوی ۷۲
جدول ۴-۸ ماتریس همبستگی رابطه بین مهارت‎های ارتباطی (کلامی، شنودی و بازخوردی) و هوش هیجانی ۷۳
جدول ۴-۹ خلاصه الگوی رگرسیون بین هوش هیجانی و (مهارت‎های کلامی، شنودی، بازخوردی) ۷۴
جدول ۴-۱۰ ماتریس همبستگی رابطه بین مهارت‎های ارتباطی و هوش معنوی ۷۵
جدول ۴-۱۱ ماتریس همبستگی رابطه بین مؤلفه‌های هوش هیجانی و مهارت‎های ارتباطی ۷۶
جدول ۴-۱۲ خلاصه الگوی رگرسیون بین مولفه‌های هوش هیجانی و مهارت کلامی ۷۷
جدول ۴-۱۳ خلاصه الگوی رگرسیون بین مولفه‌های هوش هیجانی و مهارت شنودی ۷۹
جدول ۴-۱۴ خلاصه الگوی رگرسیون بین مولفه‌های هوش هیجانی و مهارت بازخوردی ۸۰
جدول ۴-۱۵ ماتریس همبستگی رابطه بین مؤلفه‌های هوش معنوی و مهارت‎های ارتباطی ۸۱
جدول ۴-۱۶ خلاصه الگوی رگرسیون بین مولفه‌های هوش معنوی و مهارت کلامی ۸۲
فهرست نمودارها
نمودار ۴-۱ نمودار سن آزمودنی‌ها ۶۶
نمودار ۴-۲ نمودار جنسیت آزمودنی‎ها ۶۷
نمودار ۴-۳ نمودار میزان تحصیلات آزمودنی‎ها ۶۸
نمودار ۴-۴ نمودار وضعیت تأهل آزمودنی‎ها ۶۹
چکیده
هدف: این پژوهش باهدف بررسی رابطه بین مهارت‎های ارتباطی، هوش هیجانی و هوش معنوی در میان دانشجویان صورت پذیرفته است.
روش: روش تحقیق در پژوهش حاضر پیمایشی از نوع همبستگی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز بودند. در این پژوهش روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای بود و حجم نمونه با مراجعه به جدول مورگان ۲۶۰ نفر برآورد گردید. در این پژوهش سه متغیر موردبررسی قرار گرفتند، لذا به‌منظور جمع‌آوری داده‌ها از سه پرسشنامه مهارت‎های ارتباطی بارتون جی-ای (۱۹۹۰)، پرسشنامه هوش هیجانی بار-اون (۱۹۹۷) و پرسشنامه هوش معنوی کینگ (۲۰۰۸) استفاده‌شد.
یافته‌ها: نتایج پژوهش حاضر مبین آن است که بین مهارت کلامی با هوش هیجانی و مؤلفه‌های آن رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بین سایر مؤلفه‌های هوش هیجانی با مهارت‌های شنودی و بازخوردی ارتباط معناداری وجود ندارد و تنها بین مؤلفه بین فردی با مهارت شنودی و بازخوردی رابطه معنی‌داری وجود دارد. مؤلفه گسترش آگاهی هوش معنوی با مهارت کلامی رابطه معناداری داشت و هیچ‌یک از مؤلفه‌های دیگر هوش معنوی با مهارت‌های کلامی، شنودی و بازخوردی ارتباط معناداری نداشتند.
بحث: این مطالعه نشان داد افرادی که از هوش هیجانی بالاتری برخوردارند در شرایط برقراری ارتباطات انسانی از مهارت‎های کلامی بالاتری برخوردار هستند.
کلیدواژه‌ها: مهارت‎های ارتباطی، هوش هیجانی ، هوش معنوی، دانشجویان.
فصل یکم
کلیات پژوهش
۱-۱ مقدمه
شناخت مهارت‎های ارتباطی[۱] افراد و اعمال نفوذ بر آنان، به‌منظور تحقق اهداف سازمانی موضوعی اساسی در مطالعه رفتار انسانی است. انسان در پرتو تبادل اطلاعات و ارتباطات گسترده، می‌تواند با تفکر و اندیشه نو بر واقعیت‌های تازه دست یابد و بدین ترتیب در توسعه سازمانی و بالندگی جامعه نقش داشته باشد. ایجاد ارتباط، احساس اجتماعی بودن را در انسان برمی‌انگیزد و در برقراری این ارتباط فرد به مهارت‎های تازه و طرز فکرهای جدید دست می‌یابد تا جایی که هرچه سازمانها گسترده‌تر می‌شوند، ارتباطات انسانی شکل پیچیده‌تری به خود می‌گیرند. توانمندی‌ها و شایستگی‌های هیجانی از عوامل تعیین‌کننده و تأثیرگذار بر کیفیت ارتباطات انسانی به شمار می‌آید.
هوش هیجانی[۲] شامل توانایی ادراک، ابراز، فهم و کنترل هیجانات خود و دیگران است. به‌عبارت‌دیگر، هوش هیجانی عبارت است از پردازش مناسب اطلاعاتی که بار هیجانی دارند و استفاده از آن در جهت فکر کردن و برقراری ارتباط لازم است (اکبر زاده،۱۳۸۳).
مفهوم هوش هیجانی ژرفای تازه‌ای به هوش انسان بخشیده و آن را به توانایی ارزیابی هوش عمومی فرد از خود گسترش داده است. هوش هیجانی برای شناخت فرد از خودش و دیگران، ارتباط با دیگران

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.

و سازگاری و انطباق با محیط پیرامون که برای موفق شدن در برآوردن خواسته‌های اجتماعی لازم است. درواقع، می‌توان گفت هوش هیجانی در دستیابی فرد به موفقیت در حوزه‌های مختلف تحصیلی و شغلی نقش به‌مراتب مهم‌تری را دارا می‌باشد (ساولی و مایار[۳]، ۱۹۹۹).
هوش معنوی[۴]، بیانگر مجموعه‌ای از توانایی‌ها، ظرفیت‌ها و منابع معنوی می‌باشد که کاربست آن‌ها در زندگی روزانه می‌تواند موجب افزایش انطباق‌پذیری فرد شود. در تعریف‌های موجود بر نقش آن در حل مسائل وجودی و یافتن معنا و هدف در اعمال و رویدادها زندگی روزمره تأکید شده است ( زوهر و مارشال، ۲۰۰۰؛ سیسک، ۲۰۰۱؛ ولمن، ۲۰۰۱؛ نازل، ۲۰۰۴؛ ؛ ترجمه قربانی، ۱۳۸۳).
معنویت امری همگانی است (وگان،۲۰۰۲)، از طرفی یکی از ضرورت‌های طرح معنویت در عرصه روانشناسی بالینی ظهور دوباره گرایش معنوی و نیز جستجوی درک روشن‌تری از ایمان و کاربرد آن در زندگی روزانه است (سهرابی، ۱۳۸۸).
بر اساس نظر زوهر و مارشال (۲۰۰۰) به‌واسطه هوش معنوی به مشکلات معنا و ارزش می‌بخشیم و به حل آن‌ها می‌پردازیم و با استفاده از آن می‌توانیم اعمال و زندگی‌هایمان را در بافتی که ازلحاظ معنا دهی غنی‌تر و وسیع‌تر می‌باشد قرار دهیم و به کمک آن می‌توانیم بسنجیم که یک روش و یک‌راه زندگی از دیگر راه‌ها و روش‌ها از معناداری بیشتری برخوردار است (حمیدی و صداقت، ۱۳۹۱).
ازاین‌رو در این پژوهش، مهارت‌های ارتباطی، هوش هیجانی و هوش معنوی دانشجویان موردبررسی قرار خواهد گرفت. بدیهی است، دست‌یابی به پاسخی منطقی در این زمینه، امکان پیش‌بینی و توصیف رفتار را در شرایط مشابه فراهم می‌سازد.
پژوهش‌های صورت گرفته در ایران و سایر کشورهای جهان بیشتر به بررسی رابطه هریک از متغیرهای ذکر شده، بصورت مجزا پرداخته است .اما هیچ پژوهشی تاکنون رابطه هر ۳ عامل را با یکدیگر مورد بررسی قرار نداده است. خصوصا خویشتنداری که پژوهش کمتری روی آن صورت گرفته است.
۱-۲ بیان مساله
سال‌ها قبل، هوش شناختی[۵] و چگونگی سنجش آن موردتوجه اکثر متخصصین در جهان بود؛ اما در دهه‌ی کنونی در تمامی محیط‌های کاری به‌ویژه سازمان‎های آموزشی، هوش هیجانی به‌عنوان پارادایم فکری اکثر متخصصین منابع انسانی گردیده است؛ به‌طوری‌که  اظهار می‌دارند ۸۰ درصد موفقیت‌های افراد در سرکار به هوش هیجانی آن‌ها وابسته است و تنها ۲۰ درصد آن به بهره هوشی مربوط می‌شود. با این حساب، هوش هیجانی، اصطلاح فراگیری است که مجموعه گسترده‌ای از مهارت‌ها و خصوصیات فردی را در برگرفته و معمولاً به آن دسته مهارت‎های درون فردی و بین فردی اطلاق می‌گردد که فراتر از حوزه مشخصی از دانش‌های پیشین، چون هوشبهر و مهارت‎های فنی یا حرفه‌ای است (سبحانی نژاد،۱۳۸۷).
صاحب‌نظران نیز، هوش هیجانی را با توجه به ویژگی‎ها و کارکردهای آن به‌صورت زیر تعریف کرده‎اند، هوش هیجانی مهارتی است که دارنده آن می‌تواند از طریق خودآگاهی، روحیات خود را کنترل کند، از طریق خود مدیریتی آن را بهبود بخشد، از طریق همدلی، تأثیر آن‌ها را درک کند و از طریق مدیریت روابط به شیوه‌ای رفتار کند که روحیه خود و دیگران را بالا ببرد (خائف الهی و دوستار، ۱۳۸۳). یا اینکه هوش هیجانی شامل آگاهی داشتن نسبت به عواطف و چگونگی ارتباط و تعامل این عواطف با بهره هوشی می‌باشد؛ یعنی فردی که می‌خواهد در زندگی خود موفق بوده و جزء بهترین افراد باشد باید از عواطف و احساسات خود و دیگران آگاه بوده و از عواطف استفاده منطقی ببرد (کایرستد، ۱۹۹۹).
گلمن[۶] (۱۹۹۸) نیز هوش هیجانی را در چهار قالب دسته‌بندی نموده است: ۱-خودآگاهی[۷] ۲- خود مدیریتی[۸] ۳– آگاهی اجتماعی[۹] ۴- مدیریت روابط[۱۰]. او بیان می‌کند که چهار عنصر ذکرشده در دو مهارت اصلی قابلیت فردی و قابلیت اجتماعی پدیدار می‌شود که قابلیت فردی روی فرد تمرکز دارد و به دو قسمت خودآگاهی و خود مدیریتی تقسیم می‌شود و قابلیت اجتماعی که روی روابط فرد با دیگران تمرکز می‌کند و به آگاهی اجتماعی و مدیریت روابط تقسیم می‌شود (استایز و بران، ۲۰۰۴).
درهرحال هوش هیجانی را می‌توان به‌کارگیری قابلیت‌های هیجانی خود و دیگران، در رفتار فردی و گروهی برای کسب حداکثر نتایج تعریف کرد. ازنظر ویزینگر هوش هیجانی استفاده هوشمندانه از عواطف است. به این صورت که شما آگاهانه از عواطف خود استفاده می‌کنید و رفتار و تفکرات خود را در جهت اهداف خود هدایت می‌کنید تا به نتایج جالب‌توجهی دست‌یابید (ویسنگر[۱۱]، ۱۹۹۸).

بررسی ساختار مالکیت و جریان ‌های وجوه نقد در تعیین سیاست تقسیم …

نا برابری اطلاعاتی (‌علامت‌دهی و هزینه نمایندگی‌)
مدل‌های نظری و مشاهده‌ای (‌تجربی‌) سیاست تقسیم سود، اخیراً به گونه‌ای دیگر طبقه‌بندی شده‌اند. در این طبقه‌بندی، نظریه‌های یاد شده بر اساس وجود نقاط مشترک در یک طبقه قرار گرفته‌اند و تأکید اصلی بر توجه به روانشناسی سرمایه‌گذار، عوامل اقتصادی – اجتماعی و در نظر گرفتن طبقه جداگانه با عنوان مدل‌های رفتاری در ترکیب طبقه‌بندی نظریه‌های سیاست تقسیم سود می‌باشد. از این رو نظریه‌های سیاست تقسیم سود بر اساس مقاله فرانکفوتر و وود (۲۰۰۲) به سه دسته تقسیم می‌شوند:
مدل‌های اطلاعاتی کامل – عامل مالیات
مدل‌های نابرابری اطلاعاتی
مدل‌های رفتاری
۲-۲-۳- مدل‌های اطلاعاتی کامل – عامل مالیات (‌مدل‌های تعدیل شده مالیاتی‌)
مدل‌ههای تعدیل شده مالیاتی بر این باورند که سرمایه‌گذاران به بازده بالای سهام توجه می‌کنند تا سود سهام. در نظریه قیمت‌گذاری دارایی سرمایه‌ای، سرمایه‌گذاران قیمت پایین‌تر سهام را به سود سهام، به دلیل اثر مالیاتی آتی ترجیح می‌دهند. نتیجه اصلی مدل‌های تعدیل شده مالیاتی، تفکیک سرمایه‌گذاران بر اساس ترجیحات آنان در مورد پذیرش یا عدم پذیرش اثرات مالیاتی سود تقسیمی است.
اولین مدل توسط میلر و مودیگلیانی[۱۰] (۱۹۶۱) مطرح شد. افراد دیگری که با پرداخت سود به دلیل بار مالیاتی آن موافق نبوده و معتقد بودند که پرداخت سود اثری بر ارزش بازار سهام ندارد عبارتند از:
ماسولیز[۱۱] و ترومن[۱۲] (۱۹۸۸)، فارار[۱۳] و سلوین[۱۴] (۱۹۶۷)، اوربچ [۱۵](۱۹۷۹).
۲-۲-۴-مدل‌های نابرابری اطلاعاتی[۱۶]
وجود اطلاعات نابرابر میان مدیران و مالکان در بازار پایه و اساس تلاش‌های سه‌گانه و مجزا برای توضیح سیاست تقسیم سود را تشکیل می‌دهد. مدل‌های نا‌برابری اطلاعاتی به سه دسته تقسیم می‌شوند:
الف) مدل‌های علامت‌دهی یا انعکاسی[۱۷]
ب) هزینه نمایندگی[۱۸]
ج) فرض جریان نقدی آزاد[۱۹]
کاهش نابرابری اطلاعاتی میان مدیران و مالکان از طریق تغییرات غیر منتظره در سیاست تقسیم سود اساس مدل‌های علامت‌دهی را تشکیل می‌دهد. نظریه هزینه‌های نمایندگی از سیاست تقسیم سود برای هم سویی بهتر منافع سهامداران و مدیران استفاده میکندو فرضیه جریان نقدی آزاد ترکیب ویژه‌ای از نظریه‌های هزینه نمایندگی و علامت‌دهی است.
الف) مدل‌های علامت‌دهی یا انعکاسی
طرفداران نظریه علامت‌دهی معتقدند سیاست تقسیم سود شرکت علامت یا انعکاسی از عملکرد جاری و آتی شرکت می‌باشد. در این مدل فرض بر این است سود پرداختی یک شرکت زمانی افزایش می‌یابد که انتظار برود سودهای آتی افزایش یابد.
اثر سیاست تقسیم سود بر رفتار سرمایه‌گذاران، به این دلیل که اطلاعاتی درباره عملکرد جاری و آتی شرکت دارد، اثر محتوای اطلاعاتی نامیده می‌شود.
در آغاز دهه ۱۹۸۰، بار یوسف و هافمن مقاله‌ای با عنوان « اثر علامت‌دهی تقسیم سود روی قیمت سهام» منتشر کردند. آن‌ها بر این عقیده بودند که با افزایش غیر قابل انتظار سودهای تقسیمی قیمت سهام شرکت‌ها افزایش و در زمان قطع سودهای تقسیمی کاهش خواهد یافت (بار-یوسف و هافمن[۲۰]،۱۹۸۶). آمباریش[۲۱] و همکاران ( ۱۹۸۷ )، کیل و نو[۲۲] (۱۹۹۰ ) نیز با نظر بار یوسف و هافمن موافق بودند.
ب) هزینه نمایندگی
شناسایی هزینه‌های بالقوه نمایندگی، مربوط به جداسازی مدیریت و مالکیت، موضوعی است که سابقه آن به سه قرن برمی‌گردد. تضاد اطلاعاتی میان مدیریت و سهامداران هزینه‌ای به صورت تفاوت قیمت سهام را به دنبال دارد که این هزینه‌ها به «هزینه‌های نمایندگی» معروف است. هزینه‌های نمایندگی در شرکت‌هایی که مدیریت آن‌ها بر عهده مالکان است به دلیل هم سویی اهداف مدیران و سهامداران کمتر است. چنانچه در شرکتی تضاد نسبی یا جزئی میان سهامداران و مدیران وجود داشته باشد در این صورت مدیریت برای حفظ موقعیت خود ناچار است سیاست تقسیم سودی را اتخاذ کند که هزینه‌های نمایندگی را به حداقل برساند. در این صورت سود سهام نقش عمده‌ای در ارزش شرکت خواهد داشت، زیرا پرداخت سود سهام به طور غیر مستقیم مبین نتیجه فعالیت‌های سرمایه‌گذاری مدیریت قلمداد می‌شود (خادم مؤخر شهرضا، ۱۳۸۰ ).
ج) فرض جریان نقد آزاد[۲۳]
مدیر محافظه‌کاری که در جهت افزایش منافع سهامداران تلاش می‌کند، می‌بایست در فرصت‌های سود‌آور سرمایه‌گذاری کند. جدایی مالکیت و مدیریت ممکن است باعث اغوای مدیران شده و مبالغ (‌وجوه ) مازاد در راه‌هایی مصرف شود که موجب هدر دادن منابع شرکت شود.
جنسون نظریه نابرابری اطلاعات و نمایندگی

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

را با هم ترکیب کرده و فرضیه جریان نقدی آزاد را مطرح، که بر اساس آن وجوه باقی مانده پس از تأمین مالی تمام پروژه‌های دارای ارزش فعلی خالص (‌NPV‌) مثبت باعث به وجود آمدن تضاد میان منافع مدیران و سهامداران می‌شود. پرداخت‌های بهره بدهی و تقسیم سود و سرمایه‌گذاری در پروژه‌هایی با ارزش مورد انتظار مثبت توسط مدیران، از مصرف وجوه مازاد در اموری که در راستای اهداف شرکت نیست می‌کاهد.
۲-۲-۵- مدل‌های رفتاری[۲۴]
هیچ کدام از الگو‌های بحث شده، رفتار تقسیم سود شرکت مورد مشاهده را به دلیل عدم توجه به رفتار سرمایه‌گذار، به طور کامل توضیح نمی‌دهند. رفتار سرمایه‌گذار تحت تأثیر معیارهای جامعه قرار می‌گیرد و متأسفانه اغلب به وسیله نظریه‌پردازان مالی به دلیل مشکل معرفی آن، در مدل‌های قیمت‌گذاری مالی نادیده گرفته شده است. در واقع وارد کردن این اثرات در مدل منجر به بسط نظریه به منظور توضیح تداوم سیاست تقسیم سود شرکت می‌شود. فشار‌های اجتماعی می‌تواند منجر به اشتباه در قضاوت و اتخاذ تصمیمات غیر‌منطقی درباره خرید یا فروش سهام توسط سهامداران شود. از این رو تمرکز بر روانشناسی سرمایه‌گذار تأثیر بسزایی در مجموع فعالیت بازار دارد. سیاست تقسیم سود با افزایش ثروت سهامداران همخوانی و با افزودن الگوی رفتار اقتصادی- اجتماعی به مدل‌های اقتصادی بهتر توصیف می‌شود. مدیران می‌دانند که سهامداران مایل به گرفتن سود هستند، از این رو پرداخت یا افزایش سود پرداختی روشی برای کاهش اضطراب سرمایه‌گذار و آرام کردن او است. پرداخت‌های سود می‌تواند به عنوان انعکاس عوامل اقتصادی – اجتماعی در ارزیابی شرکت تلقی شود. توجه به روانشناسی سرمایه‌گذار و عوامل اقتصادی – اجتماعی منجر به مطرح شدن مدل‌های رفتاری شد.
مدل‌های رفتاری خود به دو بخش تقسیم می‌شوند:
الف : تحقیقات پیمایشی مدیریتی
ب : مدل‌های نظری رفتاری
الف : تحقیقات پیمایشی مدیریتی
لینتنر در سال ۱۹۵۶ مصاحبه‌هایی با مدیران مالی شرکت‌های سهامی انجام داد و دریافت که سیاست تقسیم سود به دلیل کاهش واکنش های منفی سرمایه‌گذاران، یک متغیر موثر تصمیم گیری است. دارلینگ[۲۵] (‌۱۹۵۷‌)، فاما وبابیاک[۲۶] (‌۱۹۶۸‌) و تورفسکی[۲۷] (‌۱۹۶۷‌) شواهد تجربی بر یافته‌های لینتنر یافتند. در این تحقیق کلاسیک لینتر بیان می‌کند که سیاست تقسیم سود هدف شرکت، بخش ثابتی از سودهای جاری است اما مدیران، سود تقسیمی سال قبل را بر اساس یک پارامتر تعدیل کرده و به تدریج به سطح سود تقسیمی مورد نظر یا هدف می‌رسند.
بر اساس مدل هموار‌سازی سود تقسیمی لینتنر ( ۱۹۵۶ ) و فاما و بابیاک ( ۱۹۶۸ ) سود تقسیمی بر مبنای سودهای جاری و گذشته تعیین می‌شود.
لینتنر در تحقیق خود محدودیت‌های قانونی، حجم سرمایه‌گذاری، بدهی و اندازه شرکت را در نظر نگرفت. والش و هور کینز (‌۱۹۷۱‌) دریافتند که میان تمایل سهامداران به سود تقسیمی و نیاز مدیران به سرمایه‌گذاری سودهای انباشته تضاد وجود دارد. مدیران به سودهای جاری و مورد انتظار، سابقه پرداخت سود، ثبات سود تقسیمی، جریانات نقدی، فرصت‌های سرمایه‌گذاری و خواسته‌های سهامداران در تعیین سطح پرداخت سود توجه می‌کنند. تحقیقات پیمایشی بیکر و همکاران (‌۱۹۸۵‌)، نتایج لینتنر (‌۱۹۵۶‌) را تأیید کرد.
ب : مدل‌های نظری رفتاری
گرین و فلدستین (‌۱۹۸۳‌) معتقدند تقسیم سود توسط شرکت پس از ارزیابی موارد زیر صورت می‌گیرد:
اول، سیاست تقسیم سود نتیجه نیازهای مصرفی سرمایه‌گذار است. اثر مالیاتی سود تقسیمی از هزینه‌های فروش سهام برای کسب درآمد (‌در زمان انباشته شدن سود‌) کم تر است.

علمی : بررسی راهکارهای پرهیز از خودمحوری و استبداد رأی از دیدگاه آیات و روایات۹۳- …

  • پایان نامه کارشناسی ارشد: مشاوره در سیره پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) واهل بیت(علیهم‌السلام) با تأکید بر امور سیاسی-اجتماعی، مریم حسین زاده صلاتی(۱۳۹۰)، دانشگاه معارف قرآن و عترت(علیهم السلام).
  • مقاله: بحثی مقدماتی دربارهی مقایسه اصول نظری راهنمایی ومشاوره در اسلام با اصول مشاوره انسان گرا، حسینی، سید علی اکبر(۱۳۷۷)، فصلنامه تعلیم و تربیت، شماره۵۳ و ۵۴٫
  • مقاله: ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها در نهج‌البلاغه، ساجدی، محمدهادی، مجله‌ی طوبی، شماره‌ی ۵، اردیبهشت ۱۳۸۵ ش.
  • کواکبی، عبدالرحمن، طبایع الاستبداد، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۲ش
  • مقاله: استبداد و خودکامگی در تحلیل قرآن، سید ابراهیم سجادی، فصلنامه پژوهش‌های قرآنی، بهار و تابستان ۸۳، شماره ۳۷ و ۳۸٫
  • ۱-۱-۵- سؤالات تحقیق
    الف. سؤال اصلی:
    راهکارهای اصلی پرهیز از استبداد رأی و خود محوری از دیدگاه آیات و روایات چیست؟
    ب. سؤالات فرعی:

    1. تأثیر خودمحوری و استبداد رأی در دستیابی به کمال انسانی چیست؟
    2. تأثیر تکیه بر عقل جمعی (مشورت) در مهار استبداد چیست؟

    ۱-۱-۶- فرضیات تحقیق

    1. با توجه به اهمیت بازتاب مسألهی توحید (خدا محوری) در رفتارهای فردی و خانوادگی و اجتماعی و همچنین اصل لزوم مشورت به عنوان ارزشی اخلاقی و دینی در اسلام میتوان به پرهیز و دوری از استبداد رأی و خودمحوری دست یافت. از دیگر راههای گریز از این خصیصه، پذیرش خرد جمعی، پذیرش نقش همیاری دیگران در توفیق و داشتن جنبهی نقد پذیری را میتوان نام برد.
    2. فرد خود محور و مستبد خود را معیار حق قرار داده و از خرد جمعی استفاده نکرده، در نتیجه زمینهی پیشرفت او در کنار دیگران به وجود نیامده و به نقاط ضعف خود پی نمیبرد و رشد او متوقف شده و این عدم رشد، عدم رسیدن او را به کمال در بردارد.
    3. مشورت، زمینهی پیشرفت افراد در کنار یکدیگر را فراهم کرده و عامل موفقیت انسانها در کارها و موجب افزایش نیروی فهم در آنان میگردد، در فرهنگ دینی «مشورت» به مثابهی راهکاری برای جلوگیری از استبداد و خودمحوری و دست یافتن به اندیشههای برتر، مورد تأکید قرار گرفته است؛ مشورت و شَور داشتن با فرهیختگان هر تخصص کاربردی در جامعه، عامل زیربنای استوار و پشتیبان محکمى برای مشورت پذیر خواهد بود و نمیگذارد انسان با «ندانمکاری»، خود را به نابودی بکشاند.

    ۱-۱-۷- روش تحقیق
    روش این پژوهش کتابخانهای و از طریق گردآوری اطلاعات از منابع مربوط، پردازش، ساماندهی و تدوین مطالب است. همچنین از فضای مجازی، و نرم افزارهای مرتبط با موضوع بسیار استفاده شده است. بهرهگیری از آیات قرآن، روایات اهل بیت(علیهم‏السلام) و مراجعه به تفاسیر مختلف و کتب اخلاقی و اجتماعی از دیگر روشهای جمع آوری نوشتار حاضر است.
    برای آنکه هر مسئله حل روشنی پیدا کند، باید مفاهیمی که در عنوان آن، ذکر میشود، کاملاً تبیین شود و اگر اشتراک و تشابهی وجود دارد، به کلی رفع گردد، به همین سبب پیش از ورود به مباحث دیگر، لازم است توضیحی پیرامون مفاهیم به‌کاررفته در این پایان‌نامه ارائه گردد. لذا در این فصل ابتدا به بررسی معنای واژههای استبداد و خود محوری پرداخته، سپس مفاهیم مترادف این واژهها که در قرآن، به کار رفته است، را بیان میکنیم.
    ۱-۲- مفاهیم
    ۱-۲-۱- واژه شناسی
    ۱-۲-۱-۱- معنای استبداد
    استبداد واژهی عربی و مصدر باب استفعال، که معادل انگلیسی آن Tiranny، Autocracy و Dictatorship میباشد. [۵]این واژه از ریشهی «بَدَدَ» و به معنای «کاری را بدون دخالت کسی انجام دادن و بدون توجه به دیدگاه دیگران به تصمیم و نظر خود عمل کردن»[۶] و «خودسری، خودرأیی و خودکامگی»[۷] و موارد به کارگیری آن جایی است که دخالت و اظهار نظر دیگران به دلیل پیچیدگی و دشواری کار یا همگانی بودن منافع، نتایج و پیامدهای آن، منطقی و بایسته بنماید.[۸]
    نویسندهی شهیر مسلمان «عبدالرحمن کواکبی» در اثر مشهور خود «طبایع الاستبداد» میگوید: «معنى کلى و دیرینهی آن: عبارت است از رأى یا تصمیم خودسرانه یک فرد بدون در نظر گرفتن دیدگاههاى دیگران. و چون مفهوم «رأى زنى‏» که نقطهی مقابل استبداد قرار گرفته، مورد پشتیبانى قرآن و حدیث است، بنابراین، استبداد همواره ‏مورد انتقاد نویسندگان اسلامى بوده است.»[۹] در قرآن کریم واژههایی مانند: «لأقطعن»، «جبار»، «رجم»، «طغی»، «عال»، «عنید»، «لیسجننه»، «یفرط»، «استکبار» بیانگر خودکامگی اشخاص است.[۱۰]
    استبداد به معنای یاد شده، نقطهی مقابل مشورت است و در سنت و روایات نیز به همین معنی به کار رفته است. امام علی(علیه‌السلام) میفرماید: «مَنِ استَبَدَّ بِرَأیِهِ زَلَّ: هر کس به رأى خود اکتفا کرد، دچار لغزش شده است.»[۱۱]
    خودرأیی، حوزهی وسیعی از صحنههای عمل را پوشش میدهد، نه تنها در فعالیتهای ملی که در کارهای خارج از دایرهی حکومت و کارهای فردی نیز زمینه دارد، ولی وقتی در فلسفهی سیاسی مطرح میشود، پذیرای محدودیتی شده و شاخصهای جدیدی پیدا میکند.
    ۱-۲-۱-۲- معنای خودمحوری
    «خودمحوری» به معنای همه چیز را برای خود خواستن، کارهای خود را درست و بیعیب دیدن و دیگران را نادیده گرفتن، است.[۱۲] از دیدگاه ژان پیاژه[۱۳] خودمحوری (خودمیان بینی) حالت روانی بهنجاری است که در آن نبود تمایز میان واقعیت شخصی (واقعیت از دیدگاه و در ذهن

    دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

    شخص) و واقعیت عینی قابل مشاهده می‌باشد.[۱۴] در نوع تربیت در دوران کودکی، وقتی در سالهای شکلگیری شخصیت به افکار فرد و اندیشههای کودک اهمیتی بیش از حد متعارف داده میشود، کودک تصور میکند که موجودی برتر از دیگران است یعنی یک نوع خودبرتربینی از همان ابتدا در شخصیت وی شکل میگیرد و تصور میکند باید اراده دیگران تابع اراده او و حتی نظر او بر نظر دیگران غالب باشد. وقتی لایه های اولیه شخصیت چنین شکل بگیرد، طبیعتاً در سالهای نوجوانی و جوانی، تجلی آن روحیات و خصوصیات، منجر به خود شیفتگی و در نهایت خودمحوری میشود. اینکه انسان خودش را دوست بدارد و به ارزش‌هایش احترام بگذارد، از منظر روانشناسی فردی سالم به شمار می‌رود، زیرا تا زمانی‌که فرد خودش را نخواهد و دوست نداشته باشد، قادر نیست دیگران را دوست داشته باشد. آنچه مهم است مرز باریکی بین خود‌دوست‌داشتن و خودبزرگ‌بینی و خود محوری است. لذا کسانی که به مرحلهای میرسند که رضای فردی را بر رضای الهی ترجیح میدهند گرفتاری اغلبشان خودشیفتگی و خودمحوری است که باید بر این احساس فائق شوند تا به رشد کامل خود برسند و این رابطه را تغییر دهند[۱۵] زیرا علاوه بر رسیدن به کمال، یکی از راههای نفوذ در دلها، احترام به اندیشهها و نظرهای دیگران و پرهیز از هرگونه غرور و خودمحوری است و بسیاری از درگیریها بر اثر خودخواهی و خودمحوری به وجود میآید.[۱۶]خداوند در قرآن مجید می فرماید: «وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ: خدا هیچ یک از خودخواهان و فخرفروشان را دوست ندارد».[۱۷]
    انانیت و خودمحوری، به عنوان ناهنجاری اخلاقی، در تربیت علوی نیز مردود است به طوری که طرد انانیت معرفت شناسی در نهج البلاغه را میتوان هنگامی به خوبی مشاهده کرد که امام در توبیخ و تقبیح افرادی که به تحمیل فکر خود بر قرآن می پردازند، میفرماید: «پنداری آنان پیشوای قرآن اند و قرآن پیشوای آنان نیست.»[۱۸] امام علیه السلام همچنین در جای دیگر وقتی میخواهد مهمترین تحولات پس از ظهور موعود را برشمارد، به طرد خودمحوری معرفتی اشاره میکند و میفرماید: «یَعْطِفُ الْهَوَى عَلَى الْهُدَى إِذَا عَطَفُوا الْهُدَى عَلَى الْهَوَى وَ یَعْطِفُ الرَّأْیَ عَلَى الْقُرْآنِ إِذَا عَطَفُوا الْقُرْآنَ عَلَى الرَّأْی‏: او کسی است که خواستهها را تابع هدایت وحی میکند، هنگامی که مردم هدایت را تابع هوسها کردهاند و در حالیکه مردم نگرشها را بر قرآن تحمیل میکنند، اندیشهها را تابع قرآن می کند.»[۱۹]
    ۱-۲-۲- قرآن و خاستگاه استبداد
    قرآن به مصالح مردم و حقوق آنها بسیار اهمیت میدهد و مبارزه با استبداد و استبداد پذیری را رسالت خود میشناسد، ولی اصطلاح استبداد و خودمحوری، در آن به طور مستقیم به‌کار نرفته، لذا خداوند در قرآن مفهوم و منش خودکامگی را در قالب واژه استبداد یا کلمه هم خانواده با آن، محور مطالعه قرار نمیدهد، بلکه به طور عمده واژههای مورد بهره برداری قرآن را در رابطه با تبیین نظام استبدادی «طاغوت»، «جبّاریّت» و «استکبار» تشکیل میدهد و تمام سؤالهای مربوط به چگونگی شکلگیری و رفتار حاکمیت مستبد را با استفاده از این کلید واژهها که از نظر معنی کمال همخوانی را با واژه استبداد دارد؛ پاسخ می گوید؛ بنابراین در ذیل به بیان مفهوم و کاربرد این واژهها در قرآن میپردازیم:
    ۱-۲-۲-۱- معنی شناسی واژهی «جبّار»
    «کلمهی جبّار که وصف خداوند است و در مورد انسان نیز به کار میرود، ده بار در قرآن تکرار شده؛ یک مورد درباره خداوند و نُه مورد آن درباره افراد ظالم، گردن کش و فاسد میباشد. کاربرد «جبّاریت» دربارهی خداوند به معناى «عظمت در ملک و سلطنت» است»[۲۰]. در قرآن این کلمه در دو مورد همراه با واژه «متکبّر» به ‌کار رفته که دربارهی خداوند به‌ صورت «الجبّار المتکُبّر» و «هُوَ اللّهُ الَّذى لا اِلـهَ اِلاّ هُوَ … الجَبّارُ المُتَکَبِّرُ»[۲۱] آمده است و دربارهی انسان به معناى واداشتن دیگران بر عمل به خواسته‌هاى خود[۲۲] و تداعى کنندهی استبداد است. «لذا جبّار وقتی نام خدا واقع میشود، معنایش این است که او بندگانش را بر آنچه از او در قالب امر و نهی خواسته است، ملزم میکند»[۲۳] و «وقتی دربارهی انسان گفته شود، منظور کسی است که میخواهد نقصان و کمبود خود را با ادعای مقام والایی که سزاوارش نیست، جبران کند. بدان دلیل جبّار گفته میشود که مردم را مجبور میکند؛ یعنی ناگزیر میسازد به برآوردن آنچه میخواهد».[۲۴] انسان جبّار، دارای نفوذی است که طرف مقابلش را به گونه ای تحت سلطه قرار می دهد که مجالی برای انتخاب نداشته باشد.[۲۵]با این رویکرد در برخى از آیات از زمامداران مستبد به «جبّار» تعبیر شده است. چون جبّار بودن غیر خدا به معناى ادعاى منزلتى بالاتر از شأن و خلاف واقع جهت رفع نقصان[۲۶] است، کاربرد این واژه در این مورد، دربردارندهی نکوهش و سرزنش است.[۲۷]
    دربارهی انسانهاى مستبد و اعراض کنندگان از حق نیز، ترکیب «متکبّر جبّار» آمده است: «یَطبَعُ اللّهُ عَلى کُلِّ قَلبِ مُتَکَبِّر جَبّار: این گونه، خدا بر دل هر متکبّر و زورگویى مُهر مى‏نهد.»[۲۸] از این آیه برمى‌آید که بر دل افراد مستبد، مهر زده شده و از این ‌رو هیچ برهانى را نمى‌فهمند. [۲۹]واژه جبّار، درباره مستبدان قوم عاد[۳۰] و شعیب[۳۱] نیز به‌کار رفته است.
    «معنای این واژه در نگاه مفسرانstrong>: مفسران قرآن در تفسیر واژهی جبّار تقریباً به تکرار سخنان علمای لغت بسنده نموده جبّار را کسی میدانند که با استفاده از روشهایی، خواستههای خویش را بر دیگران تحمیل میکند؛ بدون اینکه برای دیگران حقی قائل باشد و خود را ملزم به رعایت آن بشناسد»[۳۲]. نمونه‌هایی چند از اظهارات مفسران را می بینیم: «جبار کسی است که دیگری را نسبت به خود ذی حق نمی شناسد… و منش تکبر و برتری جویی بر خلق دارد.»[۳۳]
    معنای جبار به این باز میگردد که او (انسان) برتری طلب است که خواستههای خویش را بر دیگران تحمیل میکند و نسبت به آنها تکلیفی را در ذمهی خود احساس نمیکند.[۳۴] «جبّار یعنی چیره دست سلطه طلب، پادشاه مردم آزار و کسی که اراده اش را بر دیگری تحمیل میکند.»[۳۵]
    «جبّار کسی است که به دیکتاتوری و استبداد به رأی پای میفشارد، بر اساس مشورت فرمان نمیراند و در مسیر هدایت نمیباشد»[۳۶]؛ «جبار کسی است که از روی خشم و غضب میزند، میکشد، نابود میکند و پیرو عقل نیست، و به تعبیری جبّار کسی است که دیگری را مجبور به پیروی از خود میکند، یا میخواهد نقص خود را با ادعای عظمت و تکبر ظاهری برطرف سازد.»[۳۷] جبّار به کسی میگویند که برای خود هرگونه حقوق برمردم قائل است، ولی هیچ حقی برای کسی نسبت به خود قائل نیست».[۳۸]همانگونه که در سخنان علمای لغت و تفسیر به روشنی دیده میشود معنای جبّار بر رفتار مستبدانه حاکمان و فرمانروایان قابل تطبیق است. به همین دلیل بعضی از مفسران در توضیح معنای آن از کلمهی دیکتاتور استفاده کرده اند که در رأس حکومت استبدادی قرار دارد.

    مقاله علمی با منبع : بررسی راهکارهای پرهیز از خودمحوری و استبداد رأی از دیدگاه آیات و روایات۹۳- …

    ۱-۱-۵- سؤالات تحقیق
    ۱-۱-۶- فرضیات تحقیق
    ۱-۱-۷- روش تحقیق
    ۱-۲- مفاهیم
    ۱-۲-۱- واژه شناسی
    ۱-۲-۲- خاستگاه استبداد در قرآن

      1. کلیات تحقیق

    ۱-۱-۱- بیان مسئلهی پژوهش
    بیانات و دیدگاههای حضرت علی(علیه السلام)، اقیانوس بی پایان و گنجینهی تمام نشدنی از معارف والای حکمتها وآموزشهای متعالی است.
    در سخنان حضرت علی(علیه السلام) تأکیدهای زیادی بر ارزشهای اجتماعی و اخلاقی و سیاسی و به تبع آن آسیبهای پیرامون آنها شده است. یکی از این آسیبها که مد نظر ایشان است مبحث استبداد رأی در امور مختلف و پرهیز از خودمحوری و تأکید بر مشورت در امور میباشد. حضرت علی(علیه السلام) میفرمایند: «مَن مَّلَکَ استَأثَرَ وَ مَنِ استَبَدَّ بِرَأیِهِ هَلَکَ، وَ مَن شاوَرَ الرِّجالَ شارَکَها فِی عُقُولِها: هر که (بر چیزی) دست یافت خودرأی میشود و هر که خودرأیی نمود تباه گشت، و هر که بامردان (باتجربه) شور نماید با خردهایشان شرکت میکند.»[۱]
    هر انسانی در جهان پیرامون خود تجربیاتی کسب میکند، ذهن انسان در هنگام تصمیم گیری با توجه به تجربیات به دست آمده در گذشته، راه حلی را انتخاب میکند اما رخدادهای روزانه آنقدر گسترده است که ممکن است در کل تجربیات یک فرد نگنجد، پیچیده شدن روز به روز مباحث سیاسی، اجتماعی و اخلاقی، فرهنگی و اقتصادی و تخصصی شدن تمامی مسائل باعث شده که درک تمامی آنها با هم دشوار گردد و فهم همه جانبه از مسائل برای یک شخص ناممکن شود.
    استبداد رأی نتیجهی خود بزرگ بینی است وآن نیز گویای جهل و ناآگاهی انسان است که باعث خشنودی فرد از خود میشود، از این رو پرهیز از خود محوری و استبداد رأی برای رسیدن به راه حل صحیح و اتخاذ تصمیم درست و مصون ماندن از لغزش ضرورت دارد و انسان عاقل خودرأی نیست و به عقل خود به تنهایی اعتماد نمیکند.
    در صورت خود محوری و استبداد رأی فرد وجامعه با دشواریها و مشکلات زیادی روبرو میشود و اضمحلالشان حتمی است، مانند اینکه: خودرأیی اشعث بن قیس، فرمانده سپاه امام علی(علیه‌السلام) در جنگ صفین، باعث ایجاد سستی در سپاه امام در مقابل سپاه معاویه شد.
    اگر انسان به رأى و عقل و علم خود عجب و غرور داشته باشد از پرسیدن و استفاده علمی و مشورت کردن با دیگران باز مىماند، پند کسى را نمىشنود و نصیحت هیچ نصیحت کنندهای را نمىپذیرد و در نتیجه اگر در عقیدهاش اشتباه کرده باشد، به اشتباه خود پی نمیبرد و گمراه باقی میماند. به خصوص در مورد عقاید دینی که اشتباه در آنها موجب خروج از جاده هدایت میشود. بنابراین عجب به عقل و زیرکی از بدترین اقسام عجب میباشد.[۲]
    و چنانچه از پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) روایت شده: عُجب بر عقل و زیرکی (خودمحوری و استبداد رأی) بر اهل آخرالزمان بر این امت، غالب خواهد شد.[۳]
    در قرآن کریم آمده است: «کُلُّ حِزبِ بِما لَدَیهِم فَرِحُونَ: و هر گروهی به راهی رفتند، هر گروه به آنچه نزد خود دارند شادمانند.»[۴]
    با توضیحات ارائه شده، در این راستا هدف پژوهش حاضر، بررسی راهکارهای پرهیز از خودمحوری و استبدادرأی با توجه به آیات الهی و نگرش های موحدانه امام علی(علیه‌السلام) میباشد، در این بین سعی شده این مقوله در ابعاد اجتماعی و اخلاقی مورد توجه قرار گیرد.
    ۱-۱-۲- تبیین ضرورت و فایدهی تحقیق
    استبداد رأی و خود محوری از جمله رذائل اخلاقی است که ابتلای به آن موجب تباهی فرد و جامعه میباشد. فرد خود رأی و مستبد، انسانی متکبر است که به دلیل دوری از هم نوعان خویش در انزوا و تنهایی دردآوری زندگی میکند. چنین فردی اگر در عرصهی سیاسی- اجتماعی دارای مقام و منصبی باشد موجبات زوال آن جامعه را نیز فراهم میکند. لذا دوری از خود محوری زمینهی پیشرفت افراد در کنار یکدیگر را فراهم میکند و عامل موفقیت انسانها در کارها و موجب افزایش نیروی فهم و در آنان میگردد.
    پیروی از استبداد رأی موجب شکست در ادارهی امور میشود در حالیکه فردی که کارها را بر پایهی مشارکت و مشورت قرار میدهد و در تصمیم گیریهای مهمی که میگیرد، رأی و نظر دیگران را نیز پذیرفته و در صورت بروز لغزش و اشتباه، روحیهی انتقاد پذیری دارد، مورد بازخواست اطرافیان و سرزنش دیگران قرار نمیگیرد. بنابراین تحقیق و پژوهش در این زمینه بسیار ضروری و لازم به نظر می‌رسد تا مسیر وصول به تعالی و کمال طی شود.
    ۱-۱-۳- اهداف تحقیق

    1. بررسی عوامل به وجود آمدن استبداد رأی و خود محوری.
    2. بررسی نقش مشورت در زندگی فردی و اجتماعی.
    3. بیان آثار منفی و زیانبار استبداد رأی.
    4. یافتن راهکارهای مقابله با خود محوری.

    ۱-۱-۴- سابقه و پیشینهی تحقیق
    درمان و اصلاح رفتار، سابقهای به قدمت تاریخ حیات بشری دارد. انسان از ابتدای خلقت، به عنوان موجودی فراگیرنده و دارای عقل و فهم برای اصلاح، تغییر و بهبود رفتار و عملکرد اجتماعی خویش تلاش کرده است ودر این راستا به دنبال استفاده از تجربیات و بصیرت افراد مختلف بوده است.
    مباحث دوری از خود محوری و روی آوردن به مشورت و استفاده از مشاوران و راهنمایان در علوم مختلف بالاخص مباحث روانشناسی بسیار مورد توجه قرار گرفته است. اما بررسی استبداد به رأی به لحاظ اخلاقی و علل به وجود آمدن آن و همچنین راههای پیشگیری و درمان این صفت، مورد بررسی و پژوهش مستقل قرار نگرفته است، لذا لازم است تا چنین مقولاتی از دید آیات الهی و معارف اهل‏بیت(ع) مورد

    دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

    بررسی قرار گیرد تا به الگویی منسجم بر پایهی اصول متقن دست یابیم.
    در رابطه با موضوع مشورت و شوراها با توجه به دیدگاههای اسلامی نیز کتب و مقالاتی به رشته تحریر در آمده که در ذیل به چند نمونه از آنها اشاره میشود:

    1. کتاب: شورا و مسئولیت، جعفری تبریزی، محمدتقی(۱۳۷۸)، تهران: فرهنگ اسلامی.
    2. کتاب: مشورت و مشاوران در سنت و سیرهی پیشوایان، سامانی، سید محمود (۱۳۸۷)، قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
    3. کتاب: معراج السّعاده، نراقی، ملااحمد(۱۳۸۸)، قم: انتشارات علویون.