مبانی واحکام فقهی اهانت به مقدسات ادیان آسمانی (زرتشت، یهودیت و مسیحیت) در …

شامبیاتی، هوشنگ، حقوق کیفری اختصاصی،تهران: ویستار، چاپ سوم، ۱۳۷۶، ج ۱٫
شجاعی، محمد، اسماءالحسنی،تهران: سروش، ۱۳۸۲٫
شریف کاشانی، حبیب‌الله، اسماء الله الحسنی، ترجمه محمد رسول دریایی، تهران: انتشارات صائب،۱۳۸۴

  1. شیخ‌الاسلامی،عباس، جرائم مطبوعاتی (بررسی تطبیقی سیاست جنایت جمهوری اسلامی ایران و انگلستان)،مشهد: انتشارات جهاد دانشگاهی، ۱۳۸۰٫

طباطبایی مؤتمنی، منوچهر، آزادی‌های عمومی و حقوق بشر،[بی‌جا]: دانشگاه تهران، ۱۳۷۰٫

  1. طباطبایی، محمدحسین، قرآن در اسلام، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم،۱۳۷۵٫

…………………………..، المیزان فی تفسیر القرآن، قم‏: دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم، ۱۴۱۷، ج ۲ و ۵ و ۷ و ۱۳ و ۱۴ و ۱۶٫
ظهیری، عباسی، حدود آزادی از نگاه فقه، عرفان و کلام فصل‌نامه حکومت اسلامی، حوزه علمیه قم، شماره ۳، سال پنجم.
علی دوست، ابوالقاسم، فقه و عقل، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چاپ سوم،۱۳۸۵٫

  1. علیخانی، علی‌اکبر، «مبانی آزادی و آزادگی در اندیشه سیاسی امام»، فصل‌نامه حکومت اسلامی، شماره ۳٫

عمید، حسن، فرهنگ فارسی،تهران: امیرکبیر چاپ اول،۱۳۶۳٫
عمید زنجانی، عباس علی، اسلام و حقوق ملل، تهران: آخوندی، ۱۳۴۶٫
………………………………، فقه سیاسی،تهران: امیرکبیر، چاپ چهارم، ۱۴۲۱، ج ۲٫
فراهانی، ابوالفضل، آزادی معنای انسانیت، تهران: نشرپشوتن، چاپ اول،۱۳۸۲٫
فیروزآبادی،مجدالدین محمد بن یعقوب، القاموس المحیط،بیروت: دار الفکر، ۱۴۱۵، ج ۲ و ۴ و ۷٫
فیض کاشانی،محسن، تفسیر الصافی،تهران: انتشارات الصدر، چاپ دوم، ۱۴۱۵، ج ۲٫
قاضی‌زاده، کاظم، اندیشه‌های فقهی سیاسی امام خمینی،تهران: مرکز تحقیقات و استراتژیک، چاپ اول،۱۳۷۷٫
قرشی، علی اکبر، قاموس قرآن،تهران: دار الکتب الاسلامیه، چاپ ششم، ۱۴۱۲، ج ۲٫
قمی، عباس، سفینه البحار، بیروت: دارالاسوه، ۱۴۱۴، ج ۱٫
کاتوزیان، ناصر، کلیات حقوق، نظریه عمومی، تهران: شرکت سهامی انتشار، چاپ اول، ۱۳۷۹٫
کتاب مقدس (عهد عتیق و عهد جدید)، ترجمه انجمن کتاب مقدس، انجمن کتاب مقدس ایران،، چاپ دوم،۱۹۷۸٫
کهن، راب.اُ.، گنجینه‌ای از تلمود، ترجمه امیر فریدون گرگانی [بی‌جا]، [بینا]،۱۳۵۰٫
گرنستون، مورس، تحلیلی نوین از آزادی، ترجمه جلال‌الدین اعلم، تهران:،سروش،۱۳۷۵٫
گلدوزیان، ایرج، حقوق جزای اختصاصی، تهران: دانشگاه تهران، چاپ سیزدهم،۱۳۸۶٫
لگنهاوزن، محمد، اسلام و کثرت‌گرایی دینی، ترجمه نرجس جواندل، تهران: طه، [بی‌تا].
لنگرودی، محمدجعفر جعفری، مبسوط در ترمینولوژی حقوق،تهران: انتشارات کتابخانه گنج دانش، چاپ اول، ۱۳۷۸٫
محمدی، ابوالحسن، مبانی استنباط حقوق اسلامی،تهران: انتشارات دانشگاه تهران، چاپ ششم،۱۳۶۸٫
محمودی، حسن، مسائل جدید، ورامین: انتشارات علمی فرهنگی صاحب‌الزمان (عج)، ۱۳۸۰، ج ۲٫
مرتضوی، محمد، نهضت کلامی در عصر امام رضا ۷، مشهد: آستان قدس رضوی، ۱۳۷۵٫
مرعشی نجفی، محمدحسن، دیدگاه‌های نو در حقوق کیفری اسلام، تهران: نشر میزان، چاپ دوم، ۱۳۷۶٫
مشکور، محمدجواد، گفتاری درباره دینکرد، طهران: چاپخانه پاکت چی، چاپ اول،۱۳۲۵٫
‌مصباح یزدی، محمدتقی، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، قم: مؤسسه آموزشی امام خمینی، چاپ اول،۱۳۷۷٫

دسته بندي علمی – پژوهشی : مبانی واحکام فقهی اهانت به مقدسات ادیان آسمانی (زرتشت، یهودیت و مسیحیت) در فقه …

– انتخاب بهترین اندیشه‌ها و داوری درباره آن‌ها
– دفاع از عقیده به عنوان یک حق
– شنیدن صدای مخالف و تبادل فکری.[۵۰۱]
بدون آزادی بیان تبادل، تقابل و تفاهم فکری و علمی ممکن نبوده و نیست.

بند دوم: رابطه اهانت به مقدسات با آزادی بیان

اگر صاحبان هر عقیده‌ای حق‌دارند بر علیه دیگر عقاید، سخن گفته و اندیشه‌های خودشان را بیان کنند آیا حق‌دارند به مقدسات یکدیگر توهین کرده و حرمت‌شکنی کنند؟
مسلماً اگر آزادی بیان عقیده هیچ حدومرزی نداشته باشد، حداقل یک خط قرمز دارد و آن «توهین به مقدسات» است؛ نه صاحبان عقیده رسمی جامعه حق توهین به مقدسات دیگران را دارند و نه دیگران اجازه توهین و اهانت به مقدسات آن‌ها را دارند. آزادی بیان حدومرزهایی دارد که ممیز آن از توهین به مقدسات محسوب می‌شود؛ تا زمانی که نقدها و مخالفت‌ها از روی فکر و دلیل و منطق باشد، توهین نیست، اما اگر پای استهزاء، فحش، سخره و … به میان آید توهین است.
اگر روح نقدپذیری یا تساهل و تسامح در جامعه به صورت فرهنگ درنیامده و نهادینه نشده باشد، در بطن جامعه نیز صرف‌نظر از حاکمیت آن جایگاهی برای آزادی بیان وجود ندارد، هر فکر یا بیان نو را با حربه توهین بدنام و سرکوب می‌کنند.[۵۰۲] آنان را از هر نوع تحقیق و تتبع آزاد فکری و برخورد آراء می‌ترسانند و بیم از انحراف و انعطاف از اصل ایمان یا سلوک دینی یا مکتبی را به بهانه توهین به ایشان تلقی می‌کنند تا خودبه‌خود به تقلید روی‌آورند و از تحقیق روی گردانند.[۵۰۳]
منشأ این حق، کرامت انسان است؛ یعنی انسان ازآنجاکه دارای عقل است، پس می‌فهمد و چون می‌فهمد پس کرامت دارد (فرق آدمی با حیوان درواقع با لحاظ این دو حیث شخصیت انسانی او است) و سپس گفته می‌شود چون انسان می‌فهمد و کرامت دارد، پس حق دارد فهمیده خویش را بازگو کند. پس متعلق آزادی بیان، فکر است که یک دستاورد متعالی انسانی می‌‌باشد. فکر ارزشمندترین دستاورد و محصولی است که از انسان باکرامت و دارای جایگاه رفیع صادر می‌شود. پس در حقیقت آزادی بیان ازآن‌جهت مجاز است که متعلق آن محترم است. چون فکر ارزشمند است، بیان آن نیز مجاز بلکه لازم است اما اگر کسی به‌جای بیان اندیشه و فکر که بالاترین فرآورده کرامت و کمال آدمی است، فحش و ناسزا و طعن و لعن اظهار و اشاعه دهد، آیا این هم محترم و مجاز است؟ اگر اظهار هر چیزی ازآن‌جهت که اظهار کردنی است، محترم قلمداد شود، پس اظهار و صدور هر قول و فعلی باید آزاد باشد! آیا آن‌ها به همه لوازم آزادی بدین معنا تن در می‌دهند؟ آیا اگر کسی در مقابل خود آن‌ها بایستد و عبارات و واژه‌های رکیک به زبان آورد و دشنام‌های قبیحی را بدهد، آیا برای آنها قابل قبول خواهد بود و به روی فرد اهانت کننده و فحاش لبخند خواهند زد؟ آیا در قوانین کشورهای غربی ضابطه‌ای وجود ندارد که اگر کسی به دیگری دشنام داد، آن فرد بتواند شکایت کند؟ قطعا این رفتارها جرم محسوب می‌شود؛ اما چگونه است که ارتکاب این اعمال شنیع را نسبت به پیامبری که علاوه بر پیامبر بودن، منشأ خدمات بزرگی برای بشریت بوده؛ خدماتی که هیچ انسانی نمی‌تواند آن‌ها را انکار کند، جرم تلقی نمی‌کنند؟! آن‌ها از مقدس‌ترین ارزش‌ها برای دفاع و توجیه نامقدس‌ترین رفتارها استفاده می‌کنند. غرب مغرور ارتکاب هر جنایتی را آزادی می‌نامد و از هر جرمی به نام دموکراسی دفاع می‌کند. آن‌ها در هر جای عالم جنگ و خونریزی و قتل و غارت راه می‌اندازند و این اعمال خود را دفاع از دموکراسی و حفاظت از منافع می‌نامند، اما آیا اگر کسی در خیابان به یکی از آن‌ها رسید و سیلی به گوش آن‌ها نواخت، خواهند پذیرفت که این نیز اقتضای آزادی است و آیا به‌جای اعتراض، به فرد مذکور با این ‌توجیه که از آزادی استفاده کرده است، لبخند خواهند زد؟ آیا لطمه زدن به وجود مادی آدمی جرم بزرگی است یا خدشه واردکردن به شخصیت باطنی فرد که نفس او است؟ انسان تعجب می‌کند که چطور مدعیان تمدن و دفاع از حقوق بشر، کرامت انسان، آزادی، دموکراسی و صلح، چنین حرفهای بی‌پایه و مایه بلکه سخیف را می‌زنند!

گفتار دوم: آزادی عقیده

آزادی عقیده این است که «هر شخصی هر فکری اعم از اجتماعی،‌ فلسفی، ‌سیاسی یا مذهبی را که می‌پسندد و یا آن را عین حقیقت می‌پندارد آزادانه انتخاب کند بی‌آنکه مواجه با نگرانی یا بیم یا تجاوزی شود.»[۵۰۴]
دین اسلام آزادی عقیده را مشروع دانسته و از آن حمایت کرده است. بر طبق شریعت اسلامی هر انسانی حق دارد به هر عقیده‌ای که بخواهد گردن نهد و هیچ کس حق ندارد او را به ترک عقیده یا پذیرفتن عقیده‌ای دیگر مجبور کند.[۵۰۵] قرآن نمی‌گوید مسلمانان و یهودیان و مسیحیان از نظر اعتقاد یکی هستند بلکه آنان در بعضی جا‌ها عقاید متفاوتی دارند. خداوند نخواسته که همه به زور مسلمان شوند که این اراده خداوند نیست. «و اگر خدا مى‏خواست آنان شرک نمى‏آوردند و ما تو را بر ایشان نگهبان نکرده‏ایم و تو وکیل آنان نیستى.»[۵۰۶]

بند اول: جنبه‌های گوناگون آزادی عقیده:

الف) آزادی از تفتیش عقاید:
واژه تفتیش عقاید بازمانده قدرت و سلطه ارباب کلیسا و پدران روحانی قرون وسطی است، آنان برای تحکیم مبانی مذهبی و به خاطر استقرار سلطه خویش،‌ محاکمی سرّی به منظور تفتیش عقاید مردم در سراسر اروپا به‌ویژه اسپانیا پدید آوردند.[۵۰۷] در این محاکم کسانی که به الحاد و کفر متهم بودند و یا افکار و آرای علمی جدیدی در کتب مذهبی آن‌ها سابقه نداشت، ابراز می‌کردند به وسیله قضات متعصب مسیحی مورد بازجویی قرارگرفته و مجازات‌های غیر انسانی و شکنجه‌های وحشت‌آوری در مورد آن‌ها به اجرا درمی‌آمد. در این محاکم بر خلاف تمام اصول انسانی تنها اتهام را برای مجرم شمردن و محکوم کردن افراد کافی می‌دانستند.[۵۰۸]
ب) آزادی از تحمیل عقیده:
شخصیت متعالی انسان به عنوان موجودی مختار و دارای حق انتخاب ایجاب می‌کند که هیچ مقامی نتواند عقیده و طرز تفکر خاصی را به او اجباراً بقبولاند. در جوامع امروزی پدیده تحمیل عقیده به صورت رسمی و صریح کمتر به چشم می‌خورد و بعضاً به گونه غیر مستقیم از طریق القائات قابل تصوّر می‌باشد؛ اما این امر در گذشته سابقه زیادی داشته و سلاطین و فرمانروایان مردم را وادار به تبعیت از دین و عقیده خود می‌کردند.[۵۰۹]
ج) آزادی داشتن عقیده و ابراز آن
ظاهراً میان داشتن عقیده و ابراز آن تفکیک وجود دارد. در اصل ۲۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده است: «تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمی‌توان به‌صرف داشتن عقیده‌ای مورد تعرّض و مؤاخذه قرارداد.»
از این تصریح دو نتیجه به دست می آید: اول اینکه منظور از عقیده، هر نوع عقیده اعم از مذهبی و الحادی متصور است، دوم آنکه در کلمه (صرف) منظور فقط داشتن عقیده است نه بیشتر بدین ترتیب که داشتن عقیده (لااقل در متفکر الحادی) در حیطه تفکر و اندیشه محدود می‌گردد و بیان هر گونه عقیده نظیر عقاید الحادی در جمهوری اسلامی ایران جایی ندارد.[۵۱۰]
داشتن عقیده یک عمل درونی است و بدون ابراز کردن فاقد ارزش است. باید توجه داشت که آزادی ابراز عقیده به‌تنهایی نشانه وجود آزادی در جامعه نیست،‌آزادی واقعی ابراز عقیده زمانی تحقق می‌یابد که اندیشمندان بلکه مخالفان به ابراز عقاید خویش پرداخته و نهادهای قانونی جامعه، ‌سلامت و صیانت آنان و تشکل‌های منعکس‌کننده نظراتشان را در برابر گروه های غیر رسمی فشار و ارعاب تضمین نموده و از کنار آن تعرضات و فشارها بی تفاوت و آسان نگذرند؛[۵۱۱] اما انسان در ابراز هر عقیده‌ای- ولو خرافه و باطل- آزاد نیست. اسلام اجازه نمی‌دهد که انسان، اسیر خرافات باشد. بلکه اساساً مبارزات اسلام و همه انبیا الهی برای از میان بردن عقاید انحرافی و باطل بوده است. عقیده وقتی محترم است که از راه فکر آزاد پدید آمده باشد، نه از روی تقلید، تعصّب، جهل، عادت و امثال آن.[۵۱۲]
نمود آزادی عقیده را می‌توان در نهضت کلامی و حضور فعّال فرقه‌های اعتقادی در عصر امام رضا ۷جستجو کرد. با این وجود، امام در عین به رسمیت شناختن حقّ آزادی داشتن عقیده برای مخالفان و پیروان ادیان، هدف عمده‌ای که از مناظرات کلامی خود دنبال می‌کند، اثبات حقانیت و برتری اسلام و عقیدهی بر حقّ تشیّع با اتّکا به منطق و برهان است.[۵۱۳] چنانکه در مناظرهی حضرت رضا۷با پیروان مذاهب و مکاتب مختلف از یهود، نصاری، مجوس، صابئین و سایر فِرَق و نِحَل، هر کس در برابر آن حضرت، ایراد شبهه و ابراز عقیده می‌نمود، اما در عین حال با پاسخ منطقی و دندان‌شکن و به دور از هرگونه توهین و تحقیری روبرو می‌گردید.[۵۱۴]

بند دوم: رابطه اهانت به مقدسات با آزادی عقیده:

در عقیده، آزادی مطلق است. به این معنا که برای انتخاب یک عقیده یا ترک و تغییر آن نباید هیچ گونه جبر و تحمیل و یا منع و محدودیتی باشد.[۵۱۵]
اگر کسی قائل به آزادی مطلق تفکر شد نمی‌تواند آزادی عقیده را مقیّد به قیودی کند؛ ‌چون از لوازم حتمی و ضروری عدم محدودیت در تفکر این است که در هر عقیده و مذهبی به شک و تردید برسد و در نتیجه آن را رد کرده و به دنبال عقیده‌ای دیگر برود. اگر به هر دلیلی به عقیده‌ای و لو شرک و کفر باشد، ‌ایمان آورد و آن را برای خود برگزید اگر میدان برای تفکر باز بود و هیچ مانعی بر سر راه نبود باید یکی از لوازم آن‌که گرایش به هر عقیده‌ای است نیز پذیرفته شود.
وقتی سخن از عقیده به میان می آید معنایش این است که صاحب آن عقیده به مسلک و مکتبی جزم پیداکرده و به آن عمیقاً دل‌بسته است، هر چند این عقیده از نظر ما باطل و شرک و خرافه باشد یا از روی تقلید و تبعیت از دیگران و یا به خاطر نفرت از عقیده قبلی خود به آیین جدید گرایش پیداکرده باشد.
ازاین‌رو هیچ کس نمی‌تواند عقیده‌ای را بر دیگری تحمیل یا او را بر ترک آن اجبار کند. اگر کسی با عقیده دیگری مخالف است باید او را با سخنی بهتر قانع سازد و وجه اشتباه عقیده‌اش را برای او روشن کند، اگر با این کار عقیده‌اش را با رضایت خاطر تغییر داد بر هیچ کدام باکی نیست و اگر تغییر نداد، اجبار او جایز نیست و نمی‌توان به عقیده او توهین کرد. برای صاحب عقیده مخالف همین امر کافی است که وظیفه‌اش را انجام داده و اشتباه را روشن ساخته و به حق هدایت کرده است. این معانی به صورت صحیح و روشن در قول خداوند آمده است.‏[۵۱۶]
‏صاحب عقیده ملزم است از عقیده‌اش حمایت کند و موضع منفی نگیرد[۵۱۷] و اگر از حمایت آن ناتوان شود باید از سرزمینی که در آنجا به عقیده‌اش توهین می شود به سرزمینی که عقیده‌اش مورد احترام مردم است و می‌تواند عقیده‌اش را آشکار سازد،‌ مهاجرت کند. اگر با وجود قدرت، مهاجرت نکند پیش از آن‌که دیگران به او ستم کنند به خود ستم کرده است و مرتکب گناهی بزرگ و سزاوار کیفر شده است؛ ‌اما اگر قادر به هجرت نباشد، ‌خداوند هیچ کس را جز به‌اندازه توانایی‌اش تکلیف نمی‌کند.[۵۱۸]
شریعت اسلامی هنگامی که آزادی عقیده را برای مردم اعم از مسلمان و غیر مسلمان (پیروان ادیان) مقرّر داشته و عهده‌دار حمایت از این آزادی برای غیر مسلمانان در سرزمین اسلامی‌شده، آن را به عالی ترین وجه مقرّر داشته است و اجازه توهین به آن را نداده است. «هر گروهی که به دینی معتقدند، احکام آن دین بر آنان ثابت خواهد شد.» در نتیجه هر دینی می تواند، دین، مذهب و عقیده‌اش را آشکار سازد و به روش های دینی خود عمل کند و برای اجرای مراسم دینی بدون هیچ مانعی عبادت گاه بنا کند.
طبیعتاً وقتی نتوان عقاید خاصی را به کسی تحمیل کرد، تنوع آئین‌ها و اعتقادات دینی پدید می‌آید و صاحبان ادیان مختلف، با حفظ حقوق و احترام به عقاید یکدیگر، با روا داری و مدارا در کنار هم به سر می‌برند.[۵۱۹] بنا بر قرآن، نه تنها اصل ادیان و شرایع که مناسک دینی هم متعدّد و متنوع است؛ و ما برای هر امتی، شریعت و معبدی مقرر کردیم.[۵۲۰] بنابراین ادب مسلمانی حکم می‌کند که پیروان دین حق، بی‌مورد به اهانت، خشونت و انتقاد از آداب و مناسک دیگران نپردازند و بی‌دلیل تخم نفاق و دشمنی را در قلوب آنان نکارند که «متاع کفر و دین، بی‌مشتری نیست.» به هر جهت از آیات قرآن برمی‌آید که صاحبان ادیان مختلف می‌توانند با پذیرش خطوط کلی و مواضع مشترک دینی، در کنار یکدیگر زندگی توأم با مدارا و تسامح داشته باشند.[۵۲۱]
به موجب آزادی عقیده،‌ حرمت و کرامت انسان‌ها حفظ می‌شود و استقلال آن‌ها به رسمیّت شناخته می‌شود و این در مسیر خدا و کمال انسانی گام نهادن است؛ زیرا خداوند به انسان کرامت بخشیده و او را خلیفه و نماینده خود در زمین و مسجود ملائکه قرار داده است.[۵۲۲] انسانی که مجبور است فرمان‌های بی اساس را اطاعت کند و عقاید ناپسند و خرافی را بپذیرد و… چه‌بسا انسان بودن خویش را فراموش کند چه برسد به حرمت و کرامت انسانی.
طبق اصل قرآنی «عدم اکراه در دین»، این توهم پیش می آید که اگر در دین اکراهی نیست چرا حاکم شرع با توهین‌کننده به مقدسات با حد و تعزیر برخورد می‌کند و چه توجیهی دارد؟ برای پاسخ به این توهم ابتدا باید روشن شود که این آیه در مقام انشاء است یا اخبار.
در این که معنای آیه «لَا إِکْرَاهَ فىِ الدِّین…»[۵۲۳] خبری است؛ یعنی در دین اکراهی وجود ندارد، یا انشائی است؛ یعنی کسی را در پذیرش اعتقادات دینی مجبور نکنید، اختلاف نظر وجود دارد.
به عقیده بعضی، «لَا إِکْرَاهَ فىِ الدِّین» از سنخ جمله‌های انشائی نیست و از پیام تشریعی برخوردار نخواهد بود و هرگز در مقام آزادی انسان در حوزه اجرای احکام فردی و اجتماعی برای انتخاب برنامه زندگی طبق خواسته خویش، نیست، بلکه از نوع اخبار و در صدد حکایت از یک واقعیت تکوینی و خارجی به نام آزادی تکوینی انسان در قلمرو باورهای ذهنی و اعتقادی و تفهیم این که دین اکراه بردار نیست و تکویناً جبر در آن راه ندارد، است.
اساساً انسان همچنان که در اعمال و تلاش های جسمی خود مختار است، در باورهای ذهنی و اعتقادی نیز از آزادی تکوینی برخوردار است، بلکه در این امور آزادی و اختیار انسان به صورت شفاف‌تر و دقیق‌تر نمایان است؛ زیرا در قلمرو افعال جسمانی و ظاهری انسان، جبر، محال نخواهد بود به این معنا که ممکن است انسانی بر اثر معارضه یا عامل قوی‌تر بر خلاف خواسته‌اش، از انجام کاری بازداشته شود و یا به ترک کاری اجبار گردد ولی در مسائل اعتقادی جبر و زور عقلاً راه نخواهد داشت و هرگز نمی‌توان انسانی را بر تصدیق قلبی و باور اعتقادی نسبت به چیزی اجبار کرد. بر این اساس مسائل اعتقادی چه حق و چه باطل، جبر بردار نخواهد بود و اعمال جبر در باورهای قلبی محال است و همواره ممکن است آن مقدمات قرین ضعف بوده و اذعان حاصل از آن صحیح و مطابق با واقع باشد و ممکن است که مقدمات آن ناتمام و تصدیق حاصل از آن باطل باشد. بدین ترتیب باید گفت منظور از «دین» در آیه شریفه مجموعه مسائل اعتقادی (توحید، نبوت و …) است نه همه قوانین شرعی، مثلاً کسی که بر اثر شبهاتی وجود خداوند متعال را نپذیرفته و به آن اعتقاد نیافته نمی‌توان او را بر تصدیق و باور قلبی به وجود او اجبار کرد، گرچه ممکن است بر اثر جبر قوه غالبی به زبان به وجود خدا اعتراف کند ولی در درون محال است بدان اذعان یابد.[۵۲۴]
البته به نظر می‌رسد که «لَا إِکْرَاهَ فىِ الدِّین» هم اخبار از واقعیت تکوینی است و هم متضمن نهی تشریعی است؛ زیرا بین تکوین و تشریع پیوستگی وجود دارد و تشریع بر پایه و واقعیات تکوینی است. وقتی تکوین اکراه نمی‌پذیرد شریعت نیز نمی تواند حکمی انشاء کند، در غیر این صورت نا همسویی پدید می آید که پذیرفته نیست. باید و نباید ها، صفت‌ها و نسبت‌ها همگی بر واقعیات تکوینی است. از طرفی قانونگذاری چون خداوند متعال که به واقعیات انسان اگاه است چگونه اکراه را تشریح می‌فرماید؟ در باب اکراه پذیری قوانین باید گفت در رعایت قوانین مصلحت اجتماعی و در عدم رعایت آن فساد جامعه در کار است و قوانین باز دارنده و کیفری برای تضییع حقوق اجتماعی است.
در پایان باید متذکر شد که هیچ‌کسی حق عبور از خط قرمزهای دینی و مقدسات و نیز حق توهین به آن‌ها را ندارد؛ چراکه توهین به مقدسات و تحریک و تشویق بر علیه آن‌ها تخصصاً از اصل آزادی بیان خارج است.

گفتار سوم: آزادی سیاسی

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

متن کامل – مبانی واحکام فقهی اهانت به مقدسات ادیان آسمانی (زرتشت، یهودیت و مسیحیت) …

از روایت استفاده می‌شود که همان‌طور که توهین به بت‌های مشرکین جایز نمی‌باشد توهین به معابد ادیان به‌طریق‌اولی جایز نیست.
اسلام داعیه جهانی دارد و برنامه خود را سعادت آفرین برای همه ملت ها، گروه ها و … می‌داند و این مهم بدون تعامل و گفتگوی ادیان در جهت کم کردن فاصله‌های موجود بین ادیان، تألیف قلوب پیروان آن‌ها و یکسو نمودن حرکت انسان‌ها به‌سوی سعادت میسور نیست. اهانت به مقدسات هر یک از ادیان الهی، از جانب پیروان آن‌ها، گفت‌وگوی ادیان را به بن‌بست می‌کشاند؛ ولی احترام و تکریم آنان، زمینه را برای برقراری ارتباط، تقریب ادیان و تفاهم در راه شناخت حق فراهم می‌آورد و آثار سازنده‌ای دارد.
اسلام دارای اصول و ارزش‌های متعالی است و هر گونه احترام و عدم تعرض به ادیان دیگر را با حفظ آن ارزش‌ها مجاز می‌شمارد و در صورت تجاوز به مقابله برمی‌خیزد اما این به معنای اهانت نیست بلکه دفاع از حریم خود می‌باشد ضرورتی نیست در چنین شرایطی ما به دنبال ایجاد روابط و مناسبات گسترده باشیم. اگر ما واقع‌گرایانه عمل کنیم، آنان با ما برخورد متقابل انسانی می‌کنند و احترام متقابل به ملت ما و اسلام و مسلمین می‌گذارند. امروز همه مصیبت و عزای غرب در این است که نه تنها ملت ایران از تحت‌الحمایگی آنان خارج‌شده است که دیگران را هم به خروج از سلطه جباران دعوت می‌کند.
البته آن‌ها تا وقتی تحت حمایت و مورد احترام مسلمانان هستند که پیمان‌شکنی نکنند و تجاوزاتی که امروزه به دنیای اسلام دارند، نداشته باشند. اگر صهیونیست‌ به عنوان حزب افراطی از یهود پا به تجاوز نمی‌گذاشت این همه نفرت و جنگ علیه صهیونیست در دل مسلمانان ایجاد نمی‌شد. پیمان‌شکنی‌ها زیست مسالمت‌آمیز ادیان در کنار هم را از بین می‌برد. هر گلوله‌ای که از طرف صهیونیست‌ها شلیک می‌شود و جوان فلسطینی دستگیر و هر بمبی که در غزه بر سر مسلمانان ریخته می‌شود این‌ها پیمان زیست مسالمت‌آمیز بین معاهدان را نقض می‌کند و مسلمان حق‌دارند به دفاع برخیزند. برخورد خشونت‌آمیز و قهرآلود پیامبر با برخی از اهل کتاب و خصوصاً یهودیان، از حقایق غیرقابل انکار است. به‌عبارت‌دیگر، اسلام هم دین رحمت است و هم دین خشونت؛ اما سخن آنجا است که از این دو، کدام نقش کلیدی تر و محوری‌تری دارند؟ ازآنجاکه پیامبر، بارزترین خلیفه خدا در روی زمین و مظهر جمال و جلال الهی است و خداوند نیز هم رحمان است و هم منتقم، هم رحیم است و هم جبار؛ پیامبر نیز به عنوان جانشین خدا باید هم اهل رأفت باشد و هم [اهل] شمشیر؛ ولی مهم آن است که کدام یک از این دو بر دیگری سیطره و سبقت دارد و کدام یک در خدمت آن دیگری است؟ پاسخ این پرسش درباره خداوند بنا به آنچه در دعای جوشن کبیر آمده، این است که رحمت خدا واسعه و فراگیر است و رحمت خداوند بر غضبش تقدم و پیشی گرفته است.[۴۵۷] ازاین‌رو پیامبر۶ نیز باید ابتدا و بالاصاله مظهر رحمت خدا باشد و در صورت ضرورت اهل غضب باشد. به‌عبارت‌دیگر، شیوه برخورد عطوفانه و مشفقانه پیامبر۶با اهل کتاب از یک مبنای محکم اعتقادی برخوردار بوده و تعامل اخلاقی و تربیتی پیامبر، دارای مبانی و اصولی است که می‌بایست مورد توجه و اهتمام مسلمانان قرار گیرد.

فصل سوم:

مبانی عقلی عدم اهانت به مقدسات ادیان در فقه اسلامی

منبعی که عملاً هیچ فقیهی نمی‌تواند با آن مخالفت کند؛ عقل است. منبع بودن عقل برای استنباط برخی احکام را، شیعه و سنّی پذیرفته‌اند. افزون بر این، عقل در تفسیر صحیح سایر منابع و برداشت منطقی از آنها، تبیین بسیاری از موضوعات وابسته به مصلحت و مفسده و سنجش رابطه منابع با یکدیگر کار آیی دارد، البته بهره‌برداری از عقل، گاه در کشاکش افراط‌وتفریط قرارگرفته است.[۴۵۸] اسلام که مکتبی عقلانی و مبتنی بر پایه های خرد است در عین حالی که عواطف پاک و احساسات درست را تأیید می‏کند بیش از هر آیینی به نقش و حضور عقل ارج نهاده است و به همین دلیل احکامی را که تشریع کرده، بر اساس عقل آنان را تقویت نموده است و در سپردن اموری که مربوط به تدبیر مسائل اجتماعی است کوشیده تا نقش عقل را پر رنگ گرداند و از عقل به عنوان حجت باطنی[۴۵۹] یادکرده است، به‌گونه‌ای که اگر دین اسلام را دین تعقّل و شریعت آن را شریعت عقل بنامیم، کلامی گزاف نگفتهایم. براین اساس در این فصل دلایل عقلی عدم اهانت به مقدسات ادیان بررسی می‌شود.
عقل ضرورت کیفر توهین به مقدسات را تأیید می‌کند و بر لزوم مبارزه با دشنام و اهانت به مقدسات تأکید می‌نماید. در واقع شرع و عقل هماهنگ با هم متشرعان و خردمندان را به مبارزه با اهانت به مقدسات فرامی‌خوانند. در متن نصوص قرآن و حدیث استدلال عقلی وجود دارد و زشتی جرم اهانت به مقدسات با براهین و دلایل عقلی تبیین گردیده است. از طرفی اهانت و دشنام به مقدسات از جهات متعدد غیر عقلانی است و از راه‌های متعدد به حکم عقل سلیم زشت و محکوم است. اهانت و توهین از عقل بر‌نمی‌خیزد و در زمان دشنام خردورزی و اندیشه وری تعطیل و چراغ عقل خاموش است. از سوی دیگر همین عقل است که انسان‌ها را به مبارزه با اهانت و سبّ برمی‌انگیزاند و به کیفر دادن و مجازات آنان فرامی‌خواند. توهین به مقدسات با عقل تضاد دارد از این‌روست که اسلام، مسلمین را از دشنام به خدایان دروغین و معبودهای باطل مشرکان و مقدسات کفار بازداشته است.[۴۶۰] هر کس ذره‌ای عقل داشته باشد به مقدسات دشنام نمی‌دهد و تنها کسی که از عقل محروم است و انتظار خوبی و خیر از او نمی‌رود به مقدسات توهین می کند؛ پس مرگ چنین فردی بهتر از حیات اوست.[۴۶۱]
«عدم گفتگوی مسالت آمیز»، «عدم تساهل و بردباری مذهبی»، «اخلال در نظم، امنیّت و وحدت ملی» برخی از دلایل عقلی ضرورت مبارزه با اهانت به مقدسات ادیان در اسلام می‌باشد.

مبحث اول: اهانت مانع گفتگوی مسالمت آمیز

از پدیده‌های نوین در دوران معاصر حرکت به‌سوی جهانی‌شدن فرهنگ بر اساس گفت‌وگو بین پیروان ادیان به همراه تبادل افکار، اندیشه‌ها و مواجهه دیدگاه‌ها با یکدیگر است. این بهترین راه برای ایجاد همزیستی مسالمت آمیز و بستر مناسبی برای رشد و تعالی انسان هاست. یکی از مسائل مهم در گفتگوی بین ادیان، اهتمام به انتقال دستاوردهای بین ادیان می‌باشد. گذر از پوسته دین و رسیدن به مغز دین جزء اهداف اصلی انبیا در تبلیغ رسالت بوده است. همه اندیشمندان واقع‌بین بر این اندیشه‌اند که سلسله ابلاغ رسالت انبیا در طول هم قرار داشته است. انبیا توحید را عمل کردن بر مبنای فطرت پاک انسانی می‌دانسته‌اند. در جوامع بشری، ادیان مختلف که در اعتقادات خود خدا را مد نظر قرار می‌دهند و درعین‌حال دین خود را دارای کمال می‌دانند ادیان دیگر را تخطئه و انکار نمی‌کنند؛ لذا در اینجا عقل بهتر می‌داند به جای پرداختن به اختلافات ادیان، به روش‌ها و اهداف ادیان بیشتر نظر داشته باشد تا بتواند با بررسی این اهداف به مطلوب مورد نظر دست یابد.
گفتگوی میان ادیان تنها در بستر شناخت منطقی، عقلانی، نظری و به دور از هرگونه توهین و تحقیر امکان‌پذیر می‌باشد. شناخت و معرفت صحیح لازمه تعامل سازندهی بین ادیان می‌باشد. جهانی‌شدن مقوله‌ای انحصاری در زمینه خاصی از فرایندها را شامل نمی‌شود بلکه همه جنبه‌های فرهنگی، اقتصادی، نظامی، سیاسی، ورزشی و … را شامل می‌گردد. بشر بر اساس فطرت خود که جهانی بودن انسان است در مسیر انتقال و توسعه افکار و اندیشه خود در جهان تلاش می‌کند و باید این خصیصه انسان را یکی از آثار جهانی‌شدن دانست، درعین‌حال باید جهان‌شمولی ادیان را مدنظر قرارداد؛ زیرا صلح، عدالت، مبارزه با تبعیض، مخالفت با ظلم و… موضوعاتی است که ادیان آسمانی آن را دنبال می‌کنند و همه انسان‌ها نیز به لحاظ فطری و همچنین دارا بودن عقل سلیم خواهان این مواهب می‌باشند.
جهانی‌شدن در طول هدف انبیا الهی است باید در نظر داشت که زرتشت، یهودیت، مسیحیت و اسلام هر کدام به دنبال تشکیل حکومت جهانی و ایجاد امت واحده بوده اند. از جهانی‌شدن می‌توان به عنوان یک فرصت حیاتی برای انتقال دستاوردهای گفتگوهای بین ادیان نام برد.
اسلام نه‌تنها برای معتقدات و آیین پیروان کتاب‌های آسمانی احترام قایل است، بلکه اصولاً این حق را برای آنان محفوظ شمرده که بتوانند در چارچوب عقل و برهان در مورد عقاید مذهبی خویش با مسلمانان به گفت‌وگو و بحث بپردازند و به طور آزاد و دور از تعصب از معتقدات خویش دفاع نمایند و در مقام بحث و مجادله نسبت به عقاید اسلامی برآیند.[۴۶۲]
رعایت اصول ادب، عفت و نزاکت در بیان، حتی در برابر خرافی ترین ادیان بستری برای گفتگوی مسالمت آمیز است.

مبحث دوم: اهانت مانع تساهل و بردباری مذهبی

از اصول گفتگوی تمدن و تعامل سازنده پیروان دین، پیشگیری از توهین به مقدسات یکدیگر است. توهین به مقدسات از سوی ادیان دیگر باعث ایجاد محدودیت‌ و عامل محرومیت از آزادی مذهبی و از بین رفتن حلم و کرامت پیروان ادیان در روابط و معاشرت‌های اجتماعی است و بستری برای نقض و سرکوب کردن آزادی‌های مذهبی پیروان ادیان و نفی همزیستی مسالمت‌آمیز است.

مبحث سوم: اخلال در نظم، امنیّت و وحدت ملی

از بنیادی ترین مسئولیت‌های جامعه اسلامی در برابر ادیان، گسترش امنیّت و حمایت از کسانی است که در تابعیت حکومت اسلامی بوده اند. قوانین اسلامی تعرّض و آزار را به هر شکل منع کرده، تجاوز به شخصیت، جان، عرض و مقدسات را جایز نمی‌داند.[۴۶۳]
اسلام از هر فرصتی بهره می‌گیرد تا با برقراری رابطه دوستی با پیروان دیگر ادیان، بر مشترکات دینی – مذهبی تأکید نماید. صلح مبنای روابط طبیعی اسلام با دیگر ملل دانسته شده و با تأکید بر وحدت بشری و برابری همه انسان‌ها در وظایف و حقوق می‌گوید: اسلام سیاست صلح‌جویانه را به مسلمانان توصیه کرده تا هم بر روابط خودشان با یکدیگر حاکم باشد و هم بر روابطشان با دیگر ملت ها. بدین لحاظ، صلح به عنوان حالت اصلی رابطه میان انسان‌ها، زمینه همکاری و آشنایی شان را فراهم می‌آورد.[۴۶۴]
انسان در پرتو آزادی مذهبی و احترام به مقدسات، آرامش روحی روانی دارد و توهین، امنیّت روانی را به هم می‌ریزد. توهین و ناسزا به مقدسات انسان‌هایی که به مقدسات خود عشق می‌ورزند و با آن‌ها زندگی می‌کنند، ایجاد یک جنگ روانی خطرناک است و زیان‌های زیادی به بار می‌آورد. احترام متقابل بین صاحبان اندیشه، اساسی ترین اصل برای ایجاد محیطی امن و آسوده، به شمار می‌آید. احترام به ادیان و پیروان آن‌ها چنانچه همراه با اعتراف به واقعیت آنان باشد ارزشمند خواهد بود.
پیروان ادیان آسمانی از احترام برخوردارند، واقعیت وجودی آنان به رسمیت شناخته‌شده و آزار و اذیت ایشان جایز نیست. اسلام هرگز به دنبال براندازی آنان نبوده است. رعایت همین اصول احترام متقابل بین صاحبان اندیشه در ادیان توحیدی، گامی به سوی اتحاد بین ادیان به شمار می‌آید.[۴۶۵]
همزیستی مسالمت آمیز و زندگی توأم با آرامش و امنیت آرزوی همه انسان‌ها و واقعیتی است که دنیای معاصر بیش از هر زمان دیگر بدان نیازمند است. ادیان و پیروان نیک اندیش آن‌ها همواره در طول تاریخ به عنوان منادیان صلح و آرامش برای نیل به این حقیقت پیشگام بوده اند. در این میان، اسلام نیز همزیستی مسالمت آمیز در کنار دیگر ادیان آسمانی را به رسمیّت شناخته و به نیکی از آن دفاع نموده است. از نظر اسلام، صلح و تعامل میان انسان‌ها با آراء و اندیشه‌های گوناگون ارزشمند تلقّی گردیده است. ازاین‌رو، دعوت به اصول مشترک، پرهیز از تعصبات مذهبی، دوری گزیدن از تحمیل عقاید و احترام به حقوق ادیان از جمله نکاتی است که قرآن بدان‌ها سفارش نموده است. اسلام در عین توجه به حقوق انسانی همه انسان‌ها، بر به حق بودن خویش نیز اصرار ورزیده و راه‌های نفوذ و حاکمیت غیرمسلمانان بر مسلمانان را بسته است. رعایت اصول همزیستی مسالمت آمیز در زندگی با حضور پیروان ادیان تنها در سایه کرامت انسانی ممکن است. اسلام برای تحقق زندگی اجتماعی مسالمت آمیز و ایجاد اتحاد و همبستگی بین جامعه مسلمانان با غیرمسلمانان در داخل قلمرو اسلامی، گفتگوی بین ادیان را پیشنهاد نموده است که مهم ترین تأثیر آن بر روابط بین مسلمانان و دیگران، قطع مخاصمات مسلحانه بین آن‌ها و ایجاد روابط صلح‌آمیز است.[۴۶۶] برای برقراری وحدت ملی نیاز است.
اسلام ناب، مکتب وحدت و زندگی مسالمت‌آمیز است؛ توهین و دشنام را نمی‌پسندد و مورد انزجار خداوند قرارگرفته است.[۴۶۷] نگاه اسلام به حقوق بشر- مسلمانان و غیرمسلمانان- نگاهی عمیق و ژرف است؛ باید نسبت به همه انسان‌ها احترام و تسامح داشت. هنگامی که خداوند مردمان را به دادگری فرمان داده، آن را با نیکوکاری (احسان) مقارن ذکر کرده است.[۴۶۸]
بنا بر قاعده «کلما حکم به العقل حکم به الشرع» تعارضی میان احکام عقل و شرع وجود ندارد. در اینجا نیز عقل به‌خوبی قباحت اهانت به مقدسات دیگر ادیان را می‌پذیرد و آن را موجب جریحه‌دار شدن احساسات مذهبی بشریت و به‌تبع آن تزلزل و اختلال در آرامش فکری و روحی آنسان می‌داند و به شدت، این عمل قبیح را نکوهش می‌کند. در خصوص میزان و کیفیت مجازات اهانت کننده بایستی از ادله دیگر استنباط احکام کمک گرفت و به استناد مقدمات عقلی صرف نمی‌توان حکم اهانت کننده را مشخص نمود.
عقل حکم به این موضوع می‌دهد که آنچه نزد مولا دارای احترام است و به شکلی احترام آن، احترام مولا محسوب می‌شود، اگر مورد اهانت واقع گردد، مولا محق است که او را عقاب کند[۴۶۹] و عقاب نیز بی‌دلیل ممکن نخواهد بود؛ زیرا مولای حکیم، فعل قبیح انجام نمی‌دهد. عقاب بی‌دلیل قبیح است و از او صادر نخواهد شد، پس دلیل بر عقاب، انجام حرام یا ترک واجب است که آن نیز حرام است. پس‌ازاین طریق، نتیجه بر عدم جواز توهین به مقدسات ادیان گرفته می‌شود و این طریق، طریق إنّی یا «برهان إنّ» است.[۴۷۰]
 

فصل چهارم:

رابطه اهانت به مقدسات با آزادی بیان، آزادی عقیده و آزادی سیاسی

آزادی، گذشته از این که مورد توجه عقلا و هر انسانی می‌باشد، برداشت‌های غلط و ناصحیحی از آن می‌شود. چندی است توهین به مقدسات الهی ادیان به بهانه آزادی رواج یافته است. عدم اهانت به مقدسات مذهبی امری طبیعی و حتی ضروری خواهد بود؛ زیرا تعدّی به مقدسات در هر دین موجب جریحه‌دار شدن افکار و احساسات عمومی پیروان آن می‌گردد. همگان می‌بایست از حق عدم هتک حرمت و شرافت برخوردار باشند، لکن در مواردی افراد از محدوده آزادی خود خارج‌شده از آزادی‌های موجود سوء استفاده می‌نمایند و به این وسیله به حرمت و شرافت سایرین تعرّض روا می‌دارند.
در این بخش به بیان آزادی، انواع آن و رابطه اهانت به مقدسات با آزادی پرداخته می‌شود.

مبحث اول: آزادی و اقسام آن

آزادی از مفاهیم بسیار مأنوس و رایجی است که می‌توان آن را از جهتی جزء سلسله مفاهیم بدیهی معرفی کرد؛ اما اگر با تأمل و نگاه تحلیلی به آن نگریسته شود، چهره‌ای ناشناخته به خود می‌گیرد. به همین دلیل تعاریف مختلفی از آن ارائه‌شده که با تتبع در تعاریف آزادی، مواردی از قبیل قدرت و نیرویی که آدمی برای انجام یا ترک عمل خاصی از آن برخوردار است،[۴۷۱] دنبال کردن مصلحت خویش بدون آسیب رساندن به مصالح دیگران،[۴۷۲] رها شدن از بردگی و اطاعت غیر خدا،[۴۷۳] نبودن غل و زنجیر و رداع و مانع به معنای امنیّت داشتن پس از ابراز عقاید و اندیشه‌ها،[۴۷۴] استقلال انسان از هر چیز جز قانون اخلاقی[۴۷۵] و … در سخنان بزرگان به چشم می‌خورد.
جایگاه آزادی بسیار رفیع است چنانکه خلاقیت و نوآوری انسان در سایه آزادی ظهور می‌کند.[۴۷۶] اگر جامعه‌ای آزادی فرد را محدود کند، افراد جامعه را کم عقل، کم جرأت و کم استعداد بار می آورد.[۴۷۷] رشد و شکوفایی استعدادهای قوی و همه جانبه انسان در شرایطی امکان‌پذیر است که اولاً افراد بتوانند از تمام امکانات و فرصت‌های موجود استفاده کنند ثانیاً هیچ مانعی در پیش روی نداشته باشند ثالثاً از هر گونه دغدغه و نگرانی رها باشند.
آزادی یکی از بزرگ‌ترین و متداول ترین آرمان ها و آرزوهای بشر بوده است.[۴۷۸] بشر در طول تاریخ به دنبال کشف حقیقت بوده و رقابت آزاد تنها راه دستیابی به حقیقت است، بنابراین کشفی صورت نمی‌گیرد مگر اینکه فعالیت و تلاش آزاد باشد.
کمالات معنوی نیز با آزادی قابل حصول است. «انسان باید آزاد باشد تا به کمالات خویش برسد»[۴۷۹] انسان تنها موجودی است که خود راه خود را انتخاب می‌کند.
آزادی گوهر انسانیت است و سرشت آدمی، بزرگ‌ترین هدیه خدا به انسان است. «ملتها در طول تاریخ برای بدست آوردن آزادی قیام کرده‌اند. فلسفه همه قیام‌ها، رهایی از عبودیت پادشاهان و قدرتمندان خود سر بوده است و پیشوای آزادی پیامبران بوده اند.»[۴۸۰]
سخنان حضرت علی۷در موارد متعددی نیز حاکی از آن است که آن حضرت برای انسان آزادی و اختیار قائل است، ایشان با استناد به برخی آیات قرآن[۴۸۱] به بندگان خدا هشدار می‌دهد که شیطان شما را نشانه رفته است و قسم‌خورده شما را گمراه نماید و دین و دنیایتان را نابود سازد.[۴۸۲] این سخنان در شرایطی معنا پیدا می‌کند که انسان از آزادی عمل برخوردار باشد، اگر چنین نباشد بشارت و تهدید برای عواقب کردار بندگان امری باطل خواهد بود.

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

متن کامل – مبانی واحکام فقهی اهانت به مقدسات ادیان آسمانی (زرتشت، یهودیت و مسیحیت) در …

در باب حمایت کیفری از توهین به مقدسات مذهبی در اسناد حقوق بشر مطلبی ذکر نشده است ولی حقوق و آزادی‌هایی برای اشخاص ذکرشده است که می‌تواند مبنای لزوم احترام به مقدسات و ممنوع شدن توهین بدان‌ها باشد و دولت‌ها ملزم به رعایت و ایجاد بستر مناسب جهت تحقق بخشیدن به این حقوق شده اند؛ در ادامه به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود:
– اعلامیه جهانی حقوق بشر (۱۹۴۸ م)
ماده ۱۸ این اعلامیه در ارتباط با حق آزادی اندیشه و مذهب و وجدان بیان می‌دارد: «هر کس حق دارد از آزادی اندیشه، وجدان و مذهب بهره‌مند گردد، این حق شامل آزادی تغییر مذهب یا باور و نیز آزادی اظهار مذهب یا باور به شکل آموزش، عمل به شعائر، نیایش و به جا آوردن آیین‌ها چه به‌تنهایی و چه به‌صورت جمعی نیز می‌گردد.»
در ماده ۱۹ در ارتباط با حق آزادی عقیده و بیان، می‌گوید: «هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد؛ این حق دربرگیرنده آزادی داشتن عقیده بدون مداخله و آزادی در جستجو، دریافت و انتقال اطلاعات و عقاید از طریق هر نوع رسانه‌ای بدون در نظر گرفتن مرزها می‌شود.»
ماده ۳۰ اعلامیه مذکور مقرر می‌دارد: «هیچ‌یک از مقررات اعلامیه حاضر نباید طوری تفسیر شود که متضمن حقی برای دولتی یا جمعیتی یا فردی باشد که به‌موجب آن بتواند هر یک از حقوق و آزادی‌های مندرج در این اعلامیه را از بین ببرند یا در آن راه فعالیتی بنمایند.»[۲۱۵]
– اعلامیه حقوق بشر اسلامی
ماده ۲۲ اعلامیه مزبور در حقوق آزادی بیان مقرر دارد:
الف) هر انسانی حق دارد که نظر خود را به هر شکلی که مغایر با اصول شرعی نباشد آزادانه بیان دارد.
ب) هر انسانی حق دارد برای خیر و نهی از منکر بر طبق ضوابط شریعت اسلامی دعوت کند.
ج) تبلیغات یک ضرورت حیاتی برای جامعه است و سوءاستفاده و سوء استعمال آن و حمله به مقدسات و کرامت انبیا یا به‌کارگیری هر چیزی که منجر به ایجاد اختلال ارزش‌ها یا مشتت شدن جامعه یا زیان یا متلاشی شدن اعتقاد شود، ممنوع است.
د) برانگیختن احساسات قومی یا مذهبی و یا هر چیزی که منجر به برانگیختن هر نوع حس تبعیض نژادی گردد، جایز نیست.[۲۱۶]
– میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی (۱۹۶۶ م):
ماده ۱۸ این میثاق مقرر می‌دارد:

  1. هر کس حق آزادی فکر، وجدان و مذهب دارد، این حق شامل آزادی داشتن یا قبول یک مذهب یا معتقدات به انتخاب خود، همچنین آزادی ابراز مذهب یا معتقدات خودخواه به طور افراد یا جماعت خواه به‌طور علنی یا در خفا در عبادات و اجرای آداب و اعمال و تعلیمات مذهبی است.
  2. هیچ‌کس نباید مورد اکراه واقع شود که به آزادی او در داشتن یا قبول یک مذهب یا معتقدات به انتخاب خودش لطمه وارد آورد.
  3. آزادی ابراز مذهب یا معتقدات را نمی‌توان تابع محدودیت‌هایی نمود مگر آنچه منحصراً به‌موجب قانون پیش‌بینی‌شده و برای حمایت از امنیت، نظم، سلامت یا اخلاق عمومی یا حقوق و آزادی‌های اساسی دیگران ضرورت داشته باشد.
  4. کشورهای طرف این میثاق معتقد می‌شوند که آزادی والدین «برحسب مورد» سرپرستان قانونی کودکان را در تأمین آموزش مذهبی و اخلاقی کودکان مطابق معتقدات خودشان محترم بشمارند.

ماده ۱۹ میثاق بر آزادی بیان تأکید دارد و بند ۲ ماده ۲۰ هرگونه دعوت به کمیته ملی یا نژادی یا مذهبی که محرک تبعیض یا مخاصمه یا اعمال زور باشد را ممنوع اعلام کرده است. ماده ۲ میثاق دولت‌های عضو را متعهد به رعایت احترام و تضمین اجرای این حقوق نموده است.[۲۱۷]

با این بیان، مى‏توان ادعا نمود که جرم انگارى توهین به مقدسات در حقوق اسلام و ادیان به دلیل برخورد آن با نظم و اخلاق عمومى، موردحمایت‏ قرارگرفته و توهین به آن از جرائم به شمار مى‏رود. ولی توهین به مقدسات در نظام «کامن لا» صرفاً شامل مقدسات مربوط به دین مسیحیت است‏.

فصل سوم:

اهانت به مقدسات و ارتداد

در دین اسلام هنگامی‌که یک فرد با پذیرش این دین خود را ملتزم به آن می‎نماید، خواه‌ناخواه حقوق و تکالیفی را متوجه خویش می‎سازد که نمی‌تواند در قبال آن‌ها بی‎تفاوت بماند. ارتداد از دین درواقع بی‎توجهی به همان اصول پذیرفته‌شده شرعی و تکالیف مدون الهی است که مطابق عقل و منطق بشری و قوانین الهی، سزاوار است تا فرد خاطی به‌طور معمول تبعات آن را پذیرا گردد.
در برخی موارد توهین به مقدسات تخفیف و تحقیر نیست بلکه انکار است حال سؤال این است که آیا ارتداد است یا خیر؟ لذا لازم است به بیان آن پرداخته شود:

مبحث اول: ارتداد

ارتداد در لغت به معنای بازگشت و رجوع می‌باشد.[۲۱۸]
در اصطلاح فقهی، به معنای خروج از اسلام و داخل شدن در کفر است. حقیقت ارتداد کفر بعد از ایمان است، به این‌که اقرار کند من از دین اسلام خارج شدم، یا کاری کند که صریحاً دلالت بر خروج از اسلام و عدم اعتقاد به آن کند.[۲۱۹]
فقهای امامیه مرتد را به لحاظ اختلاف حکم به دو قسم فطری[۲۲۰] و ملّی[۲۲۱] تقسیم کرده‌اند که این دو واژه برگرفته از روایات مأثوره می‌باشند و در قرآن به آن‌ها اشاره نشده است.
برای مرتد احکام فراوانی در بخش‌های مختلف فقه ذکرشده است، اما آنچه در اینجا موردنظر است مجازات مرتد می‌باشد. قبل از بیان مجازات ذکر این نکته که ارتداد حدّ است یا تعزیر ضروری به نظر می‌رسد.
در تعریف حد و تعزیر در کلام فقها گفته‌شده است: هر جرمی که مجازات آن از قبل مشخص‌شده باشد «حد» نام دارد و هر جرمی که چنین نباشد «تعزیر» است.[۲۲۲] تعزیر کیفر تغییری است که با عنایت به شرایط خاص جرم از سوی حاکم اسلامی مشخص می‌شود و میزان و نیز اجرای آن به نظر حاکم واگذارشده است. در شرایطی که مصلحتی در تعزیر وجود نداشته باشد از آن صرف‌نظر می‌شود.
به نظر می‌رسد بر طبق این ضابطه فقهی مجازات مرتد حد است نه تعزیر؛ زیرا مجازات حدی یک مجازات ثابت و غیرقابل تغییر است.
فقها درباره حدی بودن یا تعزیری بودن ارتداد اختلاف دیدگاه دارند؛ برخی از فقها[۲۲۳] ارتداد را از اسباب حدود به‌حساب آورده‌اند. برخی دیگر[۲۲۴] مجازات مرتد را حکم حکومتی دانسته‌اند و چنین استدلال آورده‌اند:
– با توجه به اصول محکم قرآن در ارتباط با احترام به جان انسان‌ها به‌گونه‌ای که کشتن یک انسان (در غیر مورد قاتل یا مفسد) با قتل همه انسان‌ها برابر شمرده است[۲۲۵]
– عدم جواز اکراه در حوزه عقیده و ایمان[۲۲۶]
– این‌که ایمان و عقیده افراد خارج از حوزه اختیار دخالت رسول خدا دانسته شده[۲۲۷]
و باملاحظه زمان و مکان و عصر صدور احکام ارتداد و با عنایت به مصالح در عصر حاضر باید گفت احکام ارتداد حکم حکومتی بوده و جنبه تعزیری دارد.

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

دسته بندي علمی – پژوهشی : انطباق اقدامات گروه های تکفیری با موازین حقوق بین الملل- قسمت ۲

(در سال ۱۹۹۳ م.، مرکز ثبت جنایات جنگى و نسل‏کشى زنیکا، ۴۰۰۰۰ مورد تجاوز به عنف در زمان جنگ را در بوسنى هزرگوین ثبت کرد.
در یک مطالعه که در سال ۱۹۹۹ م. درباره زنان رواندا انجام شد، ۳۹ درصد گزارش کردند که در جریان نسل‏کشى سال ۱۹۹۴ م. در روندا، به آن‏ها تجاوز شده و ۷۲ درصد اظهار داشتند که آن‏ها افراد دیگرى را مى‏شناسند که مورد تجاوز قرار گرفته بودند. به طور تقریبى تخمین زده شده است که ۲۳۲۰۰ تا ۴۵۶۰۰ نفر از زنان آلبانى کوزو بیان داشته اند بین آگوست ۱۹۹۸ م. تا آگوست ۱۹۹۹ م. در اوج جنگ با صربستان، مورد تجاوز قرار گرفته‏اند.
در سال ۲۰۰۳ م.، از یک نمونه تصادفى از ۳۸۸ زن پناهنده لیبریا که در کمپ سیرالئون ساکن بودند ۷۴ درصد اظهار داشتند که پیش از آوارگى، در لیبریا مورد آزار و اذیت جنسى قرار گرفته بودند و ۵۵ درصد نیز اظهار داشتند که درطى این جابه‏جایى مورد آزار و اذیت جنسى واقع شده‏اند. به دنبال حمله شورشیان در سال ۱۹۹۸ م. در پایتخت برازاویل در جمهورى کنگو، از میان حدودا ۲۰۰۰ زن که به دلیل خشونت‏هاى جنسى، به دنبال درمان‏هاى پزشکى بودند، ۱۰ درصد حامگى ناشى از تجاوز را گزارش کردند. براساس تخمین مقامات رسمى سازمان ملل متحد، تعداد واقعى زنانى که در پى این موج از خشونت در برازاویل مورد تجاوز واقع شدند، نزدیک به ۵۰۰۰ نفر بودند. براساس نتایج یک پژوهش که در سال ۲۰۰۰ م. صورت گرفت، محققان نتیجه‏گیرى کردند که ۵۰۰۰۰ تا ۶۴۰۰۰ زن آواره داخلى در منازعات مسلحانه طولانى در سیرالئون، قربانى آزارهاى جنسى شده‏اند.
۱۹ درصد از ۱۵۷۵ زن بوروندى در مطالعه‏اى که به‏وسیله صندوق جمعیت سازمان ملل صورت گرفت، به آن‏ها تجاوز شده است و ۴۰ درصد از این جمعیت، درباره تجاوز به دیگران شنیده بودند و یا شاهد آن بوده‏اند. از ۴۱۰ زن کلمبیایى آواره در کارتاهنا (ناحیه‏اى واقع در اسپانیاى جنوبى) که در سال ۲۰۰۳م. مورد بررسى قرار گرفتند، ۸ درصد بعضى از اشکال آزار جنسى قبل از جابه‏جایى و ۱۱ درصد آزارهاى جنسى در طى جابه‏جایى را گزارش کردند. سازمان پزشکان بدون مرز بین اکتبر ۲۰۰۴ م. و فوریه ۲۰۰۵ م.، پانصد قربانى تجاوز در دارفور در سودان را درمان کردند. از آن زمان، موارد تجاوز ادامه یافته و این سازمان معتقد است تعداد زنانى که به آن‏ها تجاوز شده، بسیار بیشتر از زنانى است که براى درمان پزشکى دررابطه با تجاوز قرار گرفتند.)[۲۴۰]
این آمار همگى نشان‏دهنده فاجعه انسانى تعرض و تجاوز به زنان در جریان منازعات و مخصامات مسلحانه است. اصولا از تجاوز جنسى به عنوان روشى براى تضعیف دشمن نیز استفاده مى‏شود.
با توسعه حقوق بین الملل در حوزه مخاصمات بین الملل اقدامات بسیار موثری در جلوگیری از اقسام خشونت علیه زنان (بلاخص در حوزه جلوگیری از تجاوز به زنان) مورد تصویب کشورها قرار گرفته است. در جولای ۱۹۹۸ رسماً دیوان بین المللی کیفری جرم تجاوز به عنف علیه زنان را جرم نگاری و مورد تعقیب قرار داد. شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه های متعددی در خصوص ممنوعیت ارتکاب جرایم جنسی علیه زنان در مخاصمات بین المللی صادر نموده است که به عنوان مثال می توان به قطعنامه شماره ۱۳۲۵ مصوب ۳۱ اکتبر سال ۲۰۰۰ اشاره نمود. در بند ۱۰ این قطعنامه بیان می دارد:«اقدامات خاصی در خصوص زنان و دختران در جرایم جنسی مبتنی بر خشونت علی الخصوص تجاوز به عنف و سایر سوء استفاده های جنسی در وضعیت های مخاصمه می بایست طرفین به عمل آورند. شورای امنیت بر مسئولیت کلیه کشورها در پایان دادن به مصونیت ها و تعقیب و رسیدگی به چنین جرایمی به دلیل نسل زدایی، جنایت علیه بشریت، جنایات جنگی به دلیل جرایم خشن جنسی علیه زنان و دختران مورد تاکید است»[۲۴۱]
در تعریفی در قضیه فروندزیجا[۲۴۲] در ۱۰ دسامبر ۱۹۹۸ دادگاه بین المللی کیفری؛ تجاوز به عنف را اینچنین تعریف نموده است:« دخول جنسی هرچند جزیی:
الف- در دبر و یا قبل شخص قربانی به وسیله آلت تناسلی مرتکب یا به وسیله هر شی دیگر توسط مرتکب.
ب- قرار دادن آلت تناسلی در دهان قربانی
ج- با زور و ارعاب علیه شخص قربانی ».[۲۴۳]
به عنوان مثال دادگاه بین المللی رسیدگی به جرایم یوگسلاوی سابق، برای ۱۶۳ نفر کیفر خواست صادر نمود که که تعداد ۵۳ نفر از آنها که در واقع یک سوم کل افراد متهم به ارتکاب جنایت بودند، متهم به ارتکاب جرم تجاوز به عنف به زنان تشخیص داده شدند.[۲۴۴] ممنوعیت تجاوز به عنف در ماده ۴۶ کنوانسیون چهارم لاهه در سال ۱۹۰۷تصویب شده است و بند «ج» ماده ۶ منشور نورنبرگ؛ تجاوز به عنف را ذیل عنوان جرایم علیه بشریت مطرح نموده است.
دیده‌بان حقوق بشر در گزارش خود موارد متعددی از تجاوزهای سازمان یافته و آزار و اذیت جنسی، بردگی جنسی و ازدواج اجباری زنان و دختران توسط تروریست‌های داعش را به ثبت رسانده است. این اعمال جرایم جنگی و شاید جنایات علیه بشریت به شمار آیند. بسیاری از زنان و دختران قربانی هنوز ناپدید هستند و اغلب نجات یافتگان در منطقه کردستان عراق با مشکلات جسمی و روانی دست و پنجه نرم می‌کنند. بر اساس گزارش پایگاه اینترنتی دیده‌بان حقوق بشر، که در این گزارش با ۱۱ زن و ۹ دختر که د
ر ماه‌های بین سپتامبر ۲۰۱۴ تا ژانویه ۲۰۱۵ از دست داعشی‌ها فرار کردند، گفتگو کرده است. در میان آن‌ها دو دختربچه ۱۲ ساله وجود دارند که می‌گویند بارها مورد تجاوز قرار گرفته و به دیگران فروخته شده‌اند.[۲۴۵] همچنین در قسمت دیگری از این گزارش به اظهارات یک پزشک محلی اشاره شده است که بیان داشته: «تاکنون ۱۰۵ زن و دختر را معاینه کرده که حدود ۷۰ تن از آن‌ها از سوی تروریست‌های داعش مورد تجاوز قرار گرفته‌اند».[۲۴۶]
به گفته وی تمام این زنان پس از این حوادث از ناراحتی‌های روحی و استرس رنج می‌برند و تاکنون بسیاری از آن‌ها برای فرار از این خشونت‌ها اقدام به خودکشی کرده‌اند.
بر اساس این گزارش از زمان آغاز حملات داعش به عراق از سه اوت ۲۰۱۴ بیش از ۷۳۶ هزار نفر که اغلب از اقلیت‌های مذهبی به ویژه ایزدی‌ها هستند، از خانه‌های خود گریخته‌اند.
این سازمان در ادامه به برخی از جرائم داعش در عراق از جمله آدم‌ربایی و بازداشت غیرقانونی، خشونت جنسی و دیگر آزار و اذیت ها، ازدواج اجباری زنان و دختران ربوده شده، اجبار افراد ربوده شده برای گرویدن به دیگر ادیان اشاره و تاکید کرد اگر تجاوز و دیگر انواع خشونت‌های جنسی، بردگی جنسی،‌ رفتارهای خشونت آمیز و دیگر آزار و اذیت‌ها در جریان جنگ مسلحانه انجام شود، نقض قوانین جنگ محسوب می‌شود؛ بنابراین دادگاه‌های کیفری بین المللی می‌توانند به آن ورود پیدا کنند. دیده‌بان حقوق بشر همچنین از شورای امنیت سازمان ملل خواست تا هر چه سریع‌تر برای جلوگیری از خشونت‌های جنسی در جریان جنگ‌های مسلحانه اقدام و به جرائم انجام شده توسط داعش رسیدگی کند. بان کی مون دبیرکل سازمان ملل در ۱۳ آوریل ۲۰۱۵ گزارشی منتشر کرد که نشان می‌داد در سال ۲۰۱۴ در ۱۹ کشور که در آن درگیری‌های نظامی وجود دارد، خشونت‌های جنسی علیه زنان و دختران روی داده است که تاکنون به درستی به آن‌ها رسیدگی نشده، هیچ فردی مسئول شناخته نشده و خدمات مناسب به قربانیان ارائه نشده است.[۲۴۷]
برابر گزارش زنان سازمان ملل، آمار تجاوزات جنسی به زنان در استان های نجف، نینوا و موصل رو به افزایش است.[۲۴۸] اگرچه آمارهای دقیق و رسمی در خصوص تجاوز به زنان به صورت دقیق وجود ندارد ولی سازمان ملل متحد در آماری تعداد تجاوزات جنسی در استان موصل عراق را فاجعه خواند که به دلایلی این آمار مخفی نگه داشته می شود.[۲۴۹] متاسفانه گروه های تکفیری برای ایجاد ارعاب در مردم به تجاوز به زنان در ملا عام و برهنه ساختن آنان در شوارع اقدام می نمایند. این امر در زمانی که موصل مجدداً از سلطه تکفیریان خارج شد مشاهده گردید دو زن که آثار تجاوز متعدد و خشن بر روی بدن آن ها مشاهده می شد به صورت عریانی در منطقه رها شده بودند.[۲۵۰]
گفتار پنجم: بردگی جنسی
برده ساختن از زمان های بسیار قدیم و قبل از منشور لندن در قوانین اکثر کشورها جرم شناخته شده بوده است در سال ۱۸۱۵ اعلامیه وین اعلام کرد که بردگی مخالف ارزش های جامعه متمدن بین المللی است از آن زمان تاکنون در اسناد بین المللی زیادی به جرم بودن این عمل اشاره شده است. مهمترین سند در این زمینه کنوانسیون برده داری ۱۹۲۶ است. در فاصله سال های ۱۸۲۵ تا ۱۹۴۵ کشورهای مختلف اروپایی شروع به وضع قوانینی در مخالفت با بردگی کردند. جنایت بردگی جنسی به عنوان جنایت علیه بشریت در بند «ج» ماده ۶ منشور نورنبرگ؛ جزء «ج» بند ا ماده ۲ قانون شماره ۱۰ شورای متفقین، بند ج ماده ۵ منشور توکیو، بند ج ماده ۵ اساسنامه دادگاه بین المللی کیفری، بند ج ماده ۳ اساسنامه دادگاه بین المللی روآندا مورد شناسایی قرار گرفته است. ولیکن متاسفانه تعریف دقیقی از بردگی جنسی ارائه نشده است. گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در خصوص وضعیت بردگی جنسی، با اقتباس از اولین تعریف بردگی که در کنوانسیون بردگی ۱۹۲۶ انعکاس یافته بود؛ بردگی جنسی را بدین شرح تعریف نموده است:«بردگی جنسی عبارت است از وضعیت یا شرایط فردی که هر یا تمامی اختیارات مربوط به حق مالکیت من جمله دسترسی جنسی از طریق تجاوز به عنف یا دیگر اشکال خشونت نسبت به وی اعمال شده است. بردگی جنسی جنایت بین المللی است که مستلزم دخالت دولت یا اقدامات دولتی نیست. لذا مرتکب آن می تواند کارگزار دولتی یا فرد غیر دولتی باشد. بردگی مستلزم آن است که با فرد به مثابه شی رفتار شود. مع الوصف این ادعا که فرد خریداری یا فروخته و یا مورد معامله قرار نگرفته است؛ سبب رد ادعای بردگی نخواهد شد».[۲۵۱]
همچنین تعریف شده است :«بردگی جنسی می بایست به عنوان وضعیت و شرایط یک فرد تلقی شود که تمامی اختیارات خود یا بخشی از آن را در ارتباط با حق مالکیت بر شخصی اعمال نموده است.از جمله دستیابی جنسی از طریق عنف یا هر شکل دیگر».[۲۵۲]
شاید بتوان تعریف ارائه شده در جزء ج بند ۲ ماده ۷ اساسنامه دیوان بین المللی کیفری که بر مبنای کمیسیون منع بردگی آمده است را به عنوان تعریف ارائه شده بردگی بپزیریم. در ماده مذکور تعریف بردگی این چنین بیان شده است:«هرگونه اقدامی ناشی
از اختیار یا تملک شخص که در مالکیت قرار گیرد و انجام اعمالی در اجرای حق مالکیت در اجرای داد و ستد و معامله تجاری».[۲۵۳]
متاسفانه گروه تکفیری داعش به نحو سیستمی و سازمان یافته اقدام به بردگی زنان و دختران اسیر شده در سرزمین های تحت سلطه می نماید.
قانون جدید داعش در خصوص تعیین قیمت فروش دختران و زنان ایزدی و مسیحی، موجب نگرانی جامعه جهانی، علمای دینی و سازمان های غیر دولتی و مدافع حقوق زنان شد و این اقدام را می توان اقدامی غیرانسانی نامید. قیمت فروش زنان توسط داعش برای دختران و زنان ایزدی و مسیحی است که ربوده شده اند و در بازارها به فروش می رسند، رسماً اعلام شد.
بر اساس بیانیه داعش اعلام شده است: «قیمت فروش این زنان و دختران اعلام می شود تا هر کسی مطابق این قانون خریدها را انجام دهد و متخلفین نیز به دار آویخته می شوند. قیمت زنان به شرح ذیل است:
زن میانسال ۳۰ تا ۴۰ سال(ایزدی و مسیحی):۷۵ هزار دینار
زن جوان ۲۰ تا ۳۰ سال(ایزدی و مسیحی) :۱۰۰ هزار دینار
دختر به سن تکلیف رسیده ۱۰ تا ۲۰ سال(ایزدی و مسیحی):۱۵۰ هزار دینار
زن مسن ۴۰ تا ۵۰ سال(ایزدی و مسیحی) :۵۰ هزار دینار
کودک یک تا ۹ سال(ایزدی و مسیحی):۲۰۰ هزار دینار
در پایان آمده است که اجازه داده نمی شود هیچ کسی از سه غنیمت بیشتر بخرد،به غیر از خارجی هایی که ترک و سوری هستند». شبکه های مجازی و اجتماعی تصاویر زنان در بند و زنجیر را به تصویر کشیده اند که در خیابان های عراق توسط اعضای داعش فروخته می شوند. تصویر حکم حکومتی و تصویر فروش بردگان آورده خواهد شد.
تصویر حکم حکومتی فروش بردگان به همراه قیمت فروش
.
 
تصاویر زنان در بند و زنجیر را به تصویر کشیده اند که در خیابان های عراق توسط اعضای داعش فروخته می شوند
بر اساس اخبار منتشر شده، تکفیریان به هتک حرمت ۱۴ زن موصلى اقدام نموده اند. گزارش‏هاى دیگرى نیز از اجبار زنان این شهر به‏ جهاد نکاح با تروریست‏هاى داعش انتشار یافته بود.[۲۵۴] در همین خصوص گفتنی است که بر اساس، بند ۲ از ماده ۱۶ اعلامیه جهانى حقوق بشر مقرر داشته است: «ازدواج باید با آزادى و رضایت کامل مرد و زن انجام گیرد».[۲۵۵] به‏علاوه در ماده ۱۰ میثاق حقوق اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى نیز به این مسئله تصریح شده که ازدواج باید با رضایت آزادانه طرفین که قصد آن را دارند، واقع شود. هم‏چنین، بر اساس ماده شانزدهم کنوانسیون، محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان، زنان از حقوق برابر در امر ازدواج برخوردار هستند و دولت‏هاى عضو، متعهد به فراهم‏کردن شرایط لازم براى استیفاى این حقوق هستند. این ماده بیان مى‏دارد: «دولت‏هاى عضو به منظور رفع تبعیض از زنان در کلیه امور مربوط به ازدواج و روابط خانوادگى کلیه اقدامات مقتضى به عمل‏ خواهند آورد و به‏ویژه براساس تساوى مردان و زنان موراد ذیل را تضمین خواهند کرد:
الف) حق یکسان براى ورود به ازدواج ب) حق یکسان در انتخاب آزادانه همسر و صورت‏گرفتن ازدواج تنها با رضایت کامل و آزدانه دو طرف ازدواج».[۲۵۶]
بر این اساس، جهاد النکاح که براساس آن زنان که با اعمال زور و بدون رضایت به عقد مردى در مى‏آیند ناقض حق آن‏ها براى ازدواج آزادانه و از این جهت ناقض حقوق بشر است.
مبحث چهارم: قاچاق انسان
زنان آواره، به ویژه زنان بیوه و خانواده های تحت سرپرستی زنان، به قاچاق آسیب پذیر هستند. بر اساس اعلام سازمان دیده بان آوارگان، در حال حاضر حداقل ۳۰۶۷۰۰۰ نفر آواره در عراق وجود دارد این رقم شامل ۱،۹۶۷،۰۰۰ آواره بین دسامبر ۲۰۱۳ و تا نوامبر ۲۰۱۴ می باشد. علاوه بر این، اخیرا آمارها حاکی از آن است که تعداد ۲۲۸۴۸۴ نفر در لیست پناهندگان ثبت شده سوریه می باشند. وضعیت وخیم اقتصادی؛ زنان بیوه بدان معنی است که بسیاری از آنها تحت فشار قرار دادند که به ازدواج موقت یا بهره کشی جنسی تن می دهند.[۲۵۷] گزارش ها حاکی از آنان است که گروه های تکفیری در مناطق تحت سلطه به شکل گسترده ای مبادرت به قاچاق زنان می نمایند. که بر اساس گزارش ایالات متحده؛ تعداد ۴۰۰۰ هزار زن در فاصله ۷ ساله وارد کشور سوریه شده اند.[۲۵۸] قاچاق زنان عموماً برای استفاده جنسی است که این امر در بین گروها تکفیری به امری عادی تبدیل گردیده است. بر اساس گزارشات؛ فحشا به عنوان یک کسب و کار پر سود در کشورهای تحت سلطه تکفیریان قرار گرفته است. زنان و دختران قاچاق در خارج از عراق و سوریه و لیبی در قیمت های مختلف از ۱۰۰۰۰ $ به فروش می رسد و باستفاده جنسی برای مدت محدود، به ارزش کلی ۱۰۰ دلار به فروش می رسند. که البته قیمت دختران باکره از ۲۰۰ تا ۵۰۰ دلار در هر جلسه قیمت گذاری می گردد که دلالان قاچاق انسان جهت دست یابی به سود بیشتر به کرات عملیات ترمیم پرده بکارت را انجام می دهند.[۲۵۹]
گروه تکفیری بوکوحرام نیز بیش از ۲۵۰ دانش‏آموز دبیرستان را در ۱۴ آوریل از یک روستاى دورافتاده در شمال شرقى نیجریه ربود[۲۶۰] و ابوبکر شیکاو، رهبر این گروه پس از ربودن دختران دانش‏آموز از مدرسه شبانه‏روزى، در یک پیام ویدیویى
ظاهر شده و با پذیرش مسئولیت این حمله، اعلام کرد که این دختران را به‏عنوان برده معامله خواهد کرد و یا به زور به ازدواج مردان درخواهد آورد. وى هم‏چنین در این ویدیو گفته است که خودش نیز با دو تن از این دختران، یکى ۹ ساله و دیگرى ۱۲ ساله ازدواج خواهد کرد. این دختران با قیمتى حدود ۱۲ دلار در کشورهاى همسایه فروخته مى‏شوند.[۲۶۱]
مبحث پنجم: نسل کشی[۲۶۲]
نسل کشی یا ژنوساید یکی از قدیمی ترین جنایات علیه بشریت است که در قرون و اعصار مختلف به وقوع پیوسته است.کنوانسیون نسل زدایی مورخ ۱۹۴۷؛ گروه های نژادی وملی ، زبانی، مذهبی وسیاسی رابه عنوان گروه های در معرض نسل کشی معرفی نموده است.[۲۶۳]
اصطلاح ژنوسید در سال ۱۹۴۵ میلادی در دادگاه نظامی بین‌المللی نورنبرگ به کار گرفته شد. دادستان دادگاه نورنبرگ، جنایتکاران جنگی نازی را به چیزی تحت عنوان «ژنوسید» متهم کرد. اما این اصطلاح در مقررات اساسنامه دادگاه به کار گرفته نشده بود و لذا دادگاه، آنها را به دلیل سبعیت‌های ارتکابی علیه یهودیان اروپا به «جنایت علیه بشریت» محکوم کرد.[۲۶۴] در واقع نسل‌کشی در منشور محکمه نظامی نورنبرگ برای محاکمه جنایتکاران جنگی دول محور، یک جرم علیه بشریت محسوب گشته بود. مطابق ماده ۶ «جرایم علیه بشریت عبارتند از: قتل عمد، نابودسازی (تصفیه)، برده کردن، اخراج و سایر اعمال غیر انسانی که قبل یا در حین جنگ علیه یک جمعیت غیر نظامی ارتکاب می‌یابد یا اعمال اذیت و ‌آزار بنا به دلایل سیاسی، نژادی یا مذهبی در اجرا یا در رابطه با هر جرمی که رسیدگی به آن در صلاحیت محکمه قرار دارد، اعم از این که این اعمال نقض قانون کشور محل ارتکاب محسوب گردند یا خیر».

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

انطباق اقدامات گروه های تکفیری با موازین حقوق بین الملل- قسمت ۶

تروریسم از واژه «إرهاب» و در زبان عربى از مادّه (ر ه- ب) به معناى ترساندن آمده است. «إرهاب» صداى ترسیدن شتر است. «إرهابیون» (تروریست‏ها) ویژگى‏اى است که بر افرادى اطلاق مى‏شود که براى جامه عمل پوشیدن به اهداف سیاسى خودشان گام در راه‏هاى خشن مى‏گذارند. «إرهاب» در لغت به معناى تاکتیک یا ابزارى است که گروه‏هاى مطرود جامعه تلاش مى‏کنند تا از این راه به دنبال کسب قدرت و دفاع از خود بروند. هم‏چنین این واژه در لغت به معناى ترساندن و گرفتن امنیت به معناى گسترده‏اش با هدف محقّق ساختن منافع مشخّصى آمده است. معادل این واژه در زبان انگلیسى «terror» به معناى وحشت و هراس است.[۳۲۲] واژه «إرهاب» در قرآن کریم در چندین آیه و با معانى متفاوت آمده است. در آیه ۴۰ از سوره بقره به معناى «ترس از خداوند متعال» آمده است: وَ أَوْفُواْ بِعَهْدِى أُوفِ بِعَهْدِکُمْ‏ وَ إِیَّاىَ فَارْهَبُون‏.[۳۲۳] در آیه ۶۰ سوره انفال به معناى ایجاد هیبت و ترساندن آمده است: وَ أَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّهٍ وَ مِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ ءَاخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَ مَا تُنفِقُواْ مِن شىْ‏ءٍ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنتُمْ لَا تُظْلَمُون‏[۳۲۴]. هم‏چنین در آیه ۲۶ سوره انفال مبارزه اسلام با آدم‏ربایى ذکر شده است: وَ اذْکُرُواْ إِذْ أَنتُمْ قَلِیلٌ مُّسْتَضْعَفُونَ فىِ الْأَرْضِ تخَافُونَ أَن یَتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ فَاوَئکُمْ وَ أَیَّدَکُم بِنَصْرِهِ وَ رَزَقَکُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُون‏[۳۲۵]؛ و آدم‏ربایى را از مظاهر خشن تروریسم شمرده است؛ زیرا مشتمل بر ایجاد رعب و وحشت و ترساندن دیگران است‏[۳۲۶]. حال که فهمیدیم «إرهاب» به معناى تجاوزگرى است؛ باید به این مطلب اشاره کنیم که این کار در شریعت اسلامى از دو حالت خارج نیست؛ یا به حقّ است که در نتیجه جایز، و یا ناحقّ است که حرام است.
قلمرو معنایى این واژه (إرهاب) در بستر زمان نزد دانشمندان مسلمان اهل سنّت گسترش یافت؛ تا آنجایى‏که این تعبیر بر مخالفت با حکمرانان (اولى الأمر) منطبق شد. خلفاى اموى و عبّاسى و پس از آن‏ها پادشاهان و حکمرانان دیگر از این واژه سوء استفاده کردند تا مخالفین آن‏ها و یا به تعبیر شناخته شده امروزین، معارضین سیاسى را در بر بگیرد. بر این اساس ضرورى است که به دنبال واژه‏اى باشیم که با دقّت بیشترى از ترساندن بر اساس فهم اسلامى تعبیر مى‏کند[۳۲۷].
معجم الوسیط، «إرهاب» را این‏گونه تعریف کرده است: ویژگى‏اى است که بر افرادى اطلاق مى‏شود که براى محقّق ساختن اهداف سیاسى خود راه خشونت و ترساندن را برمى‏گزینند[۳۲۸]. فرهنگ لغت آکسفورد واژه «terrorism» یا «الإرهاب» را این‏گونه شرح داده است: کاربرد غیر قانونى و غیر مجاز خشونت و ایجاد رعب و وحشت در راه تحقّق اهداف سیاسى‏[۳۲۹]. تروریسم از طریق خشونت‏[۳۳۰] یا تهدید به خشونت و سپس اجبار، نیروى قهرى و ربایش جهت نابودى دشمنان قوى و خفه کردن صداهاى اعتراضى آن‏ها و ترساندن بیشتر مردم تحقّق پیدا مى‏کند. تروریسم، یکى از بزرگ‏ترین ابزارهاى فشار اجتماعى است‏[۳۳۱].
مجمع عمومى سازمان ملل در سال ۱۹۳۷ این واژه را این‏گونه تعریف کرده است: همه اعمال مجرمانه ضدّ کشورها که به حکم ماهیت یا هدف این اعمال، کارش برانگیختن ترس در جان شخصیت‏هاى مشخّص یا گروهى از افراد جامعه و یا توده مردم است‏[۳۳۲].
قانون تصویب شده توسّط مجمع عمومى سازمان ملل در سال ۱۹۹۹ در مورد اقدامات مقابله با تروریسم بین‏المللى دربردارنده این تاکید است که اقدامات مجرمانه که طبیعت آن‏ها برانگیختن ترس در جان عموم مردم یا گروهى از اشخاص به خاطر اهداف سیاسى است؛ در هیچ شرایطى و با هیچ دیدگاه و راهبردى توجیه‏پذیر نیست؛ فرقى نمى‏کند که دیدگاه و نظریاتى که براى این توجیه به کار گرفته مى‏شود سیاسى باشد یا فلسفى یا ایدئولوژیک یا رادیکالى یا نژادپرستانه یا دینى و یا هر دیدگاه دیگر.
تروریسم بین‏المللى، عبارت است از اقدامات و ابزار ناموجّهى که سازمان‏ها یا کشورها براى برانگیختن ترس عموم مردم یا گروهى از آن‏ها به علل سیاسى بدون توجّه به انگیزه‏هاى گوناگون آن از آن‏ها بهره مى‏برند. در سایت فرهنگ لغت «لاروس» به زبان فرانسوى در کنار چند سطر نخست تعریف واژه «ارهاب» (تروریسم) تصویرى از «مناحم بیگن»، نخست‏وزیر اسبق رژیم صهیونیستى قرار داده شده که پشت‏سر او پرچم اسرائیل نمایان است‏[۳۳۳]. فرهنگ لغت لاروس که مرجع و ضامن علمیت و بى‏طرفى براى میلیون‏ها فرانسوى و همه ملّت‏هاى فرانسوى‏زبان در گوشه و کنار دنیا (فرانکفونى)[۳۳۴] به حساب مى‏آید؛ مناحم بیگن و اسرائیل را به عنوان نماد برجسته ارهاب معرّفى مى‏کند؛ نه مواردى مانند: سازمان‏هاى تروریستى القاعده، یا «پرچم‏هاى سرخ» در ایتالیا، یا «راه درخشان» در پرو، یا ارتش سرّى فرانسه و یا سازمان‏هاى تروریستى پیرامون اسرائیل؛ بلکه برعکس، لاروس تروریسم را این‏گونه تعریف مى‏کند: اقدامات خشنى که با هدف ایجاد فضایى از ناامنى، تصرّف حکومت یا با انگیزه ایجاد نفرت نسبت به یک جامعه یا حکومت و یا باورهاى دینى صورت مى‏پذیرد. در کتاب معجم مصطلحات العلوم الإجتماعیه مقصود از ارهاب انتشار ترسى دانسته شده که جسم و عقل را برمى‏انگیزد؛ یعنى روشى که گروه‏هاى سازمان‏یافته یا احزاب تلاش مى‏کنند تا بوسیله آن، اهداف خود را از راه به کارگیرى خشونت و متوجّه کردن فعّالیت‏هاى تروریستى به سمت ضدّیت با افراد عادّى یا نمایندگان حکومت که با اهداف این گروه مخالف و معارض هستند؛ محقّق سازند. تخریب مستغلّات و املاک و از بین بردن محصولات کشاورزى در برخى از اوقات، نمادهاى فعّالیت تروریستى به شمار مى‏روند[۳۳۵].
جامعه‏شناسى سیاسى تروریسم را این‏گونه تعریف کرده است: هر حرکت یا رفتار بشرى که در تعامل با مدیریت روابط انسانى به هنگام اختلافات آن‏ها در زمینه‏هاى فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى و سیاسى به سراغ به کارگیرى مقدارى از قوه قهریه شامل اجبار و آزار جسمى و به کارگیرى غیر قانونى اسلحه و تکنولوژى‏هاى سنّتى و مدرن شکنجه که مخالف با حقوق اساسى بشر مورد تاکید و تایید ادیان آسمانى و پیمان‏هاى بین‏المللى مى‏رود. هدف آن‏ها از این کار محقّق ساختن اهدافى در آن زمینه‏ها و عرصه‏ها است که بین مقهورسازى، فشار، اصلاح، به حاشیه راندن و تبعید کردن در نوسان است. گاهى افراد دیگرى غیر از گروه هدف هم مورد تجاوز و ستم قرار مى‏گیرند[۳۳۶]. قانون عراقى مقابله با تروریسم مصوّب سال ۲۰۰۵، تروریسم را این‏گونه تعریف کرده است: هر اقدام مجرمانه توسّط یک فرد یا گروه سازمان‏یافته که در آن فرد یا مجموعه‏اى از افراد یا گروه‏ها یا نهادهاى رسمى یا غیر رسمى را با هدف‏هاى تروریستى مانند: اختلال در وضعیت امنیتى یا ثبات یا وحدت ملّى یا وارد کردن رعب و وحشت بین مردم و یا ایجاد هرج و مرج مورد هدف خود قرار داده و باعث وارد آمدن زیان‏هایى به دارایى‏هاى عمومى یا خصوصى شود[۳۳۷]. الکس اشمید در اثر خود به نام راهنماى تحقیق درباره مفاهیم، نظریه‏ها، اطلاعات پایه و تألیفات در باب تروریسم بیش از صد تعریف از تروریسم گردآورى کرده است. در مجموع به عناصرى مشترک در تعاریف رسیده است که عبارتند از: «خشونت، جنبه سیاسى پدیده، وحشت و ترس».[۳۳۸] عمومى‏ترین ویژگى تروریسم، خشونت یا تهدید به خشونت مى‏باشد.[۳۳۹] هر اقدام تروریستى نوعى اقدام خشونت‏آمیز نیز مى‏باشد، اما هر عمل خشونت‏آمیز، اقدامى تروریستى نیست. اقدام خشونت‏آمیز دو وجهى است: قاتل و مقتول یا ضارب و مجروح، درحالى‏که اقدام تروریستى یک وجه آن انجام «خشونت و تهدید»، وجه دوم آن «انتقال پیام خشونت» و وجه سوم آن «احساس وحشت جدى» مى‏باشد. از نظر اشمید بین هدف خشونت و هدف ترور و بین قربانى و حریف تفاوت وجود دارد؛ در یک‏ قتل تروریستى قربانى به راحتى مى‏تواند تغییر کند، زیرا هدف غایى تأثیر بر افکار عمومى است.[۳۴۰] الکس اشمید، چهار دلیل اصلى براى مشکلات موجود بر سر راه ارائه تعریف قابل قبولى براى همگان از واژه «تروریسم» مى‏آورد:

  1. تروریسم، مفهومى اختلافى است؛ زیرا تروریست از دیدگاه برخى، پیکارگرى است که براى آزادى مى‏جنگد و از دیدگاه فرد دیگر، تروریست، افرادى مانند بن‏لادن است و بس.
  2. تروریسم مرتبط با مجرمانه دانستن یا نداستن برخى از فعّالیت‏ها و مجموعه‏ها است؛ مانند لوایح سازمان‏هاى تروریستى در ایالات متّحده آمریکا، سازمان ملل و اتّحادیه اروپا به عنوان نمونه. شاخصه ها و اجزای مفهومی تروریسم به شرح زیر ترسیم گردیده است :

خشونت: عمومی ترین ویژگی تروریسم خشونت یا تهدید به استفاده از خشونت می باشد . با این وجود این واژه نمی تواند مفهوم اختصاصی از خشونت تروریستی ارائه دهد و بسیاری از دیگراقدامات که نمی تواند مفهوم اختصاصی از خشونت تروریستی ارائه دهد و بسیاری از دیگر اقدامات که نمی توان آنها را تروریسم نامید از قبیل شورش ، جنایت سازماندهی شده جنگ را در بر می گیرد.
قربانی : انتخاب تصادفی یااز روی هدف غیر نظامیان یکی از ویژگیها و معیارهای اقدامات تروریستی است. در این خصوص برخی گروه ها ی تروریستی نظیر ارتش جمهوری خواه ایرلند قبل از حملات خود به مردم هشدار می دهند تا از شما قربانیان کاسته شود و برخی نظیر القاعده به دنبال بیشرین قربانی می باشد.
هدف : هدف تروریسم ایجاد وحشت و ترس در قربانی است که این قربانی می توانند حکومت کل جامعه یا گروهی از اعضای جامعه باشد.
انگیزه : اقدامات تروریستی ممکن است برای رسیدن به اهداف سیاسی یا مذهبی انجام شود و یا ممکن است بر اساس کسب منافع شخصی صورت گیرد. اگر سارقی به بانک حمله کند و پس از
کشتن رئیس بانک با مقداری پول فرار کند نمی توان او را تروریست نامید ولی اگر انگیزه همین شخص در سرقت از بانک ایجاد ترس و وحشت در مردم با مقاصدی مانند بی اعتقاد کردن مردم به بانکها و بی ثبات کردن اقتصاد باشد این کار یک اقدام تروریستی به حساب می آید.
قانونمندی : غیر قانونی بودن یکی از ویژگی های بارز تروریسم است .
قبول مسئولیت: صدور بیانیه پس از اقدام تروریستی یکی از ویژگیهای تروریسم است. این بیانیه می تواند ضمن قبول مسئولیت اقدام ترویج کننده مواضع عقیدتی ، سیاسی یا ملی تروریست ها نیز باشد.
عامل اقدام تروریستی: بسیاری از تعاریف تروریسم اقدامات حکومتهای قانونی را به عنوان اقدام تروریستی در نظر نمی گیرند مگر آنکه کار آن ها پنهانی و در زمانی غیر از جنگ انجام شود.
پلیس اتّحادیه اروپا (یوروپل) بر اساس دانش نامه های مربوط به تروریسم، تروریسم را بر اساس ایدئولوژى تعریف کرده است: تروریسم ملی گرا، تروریسم سیاسی، نارکو تروریسم، تروریسم مذهبی، تروریسم تحت حمایت حکومت ها، تروریسم دولتی، سایبر تروریسم، تروریسم آزاد، تروریسم هسته ایی، تروریسم شیمیایی، تروریسم کشاورزی، تروریسم جنایی و تروریسم انتحاری.
تروریسم ملی گرا: گونه ای از تروریسم معرفی گردیده که به واسطه آن تروریست ها به دنبال یک حکومت مستقل و پایان دادن به اشغال کشور و یا حرکت ضد استعماری برای پایان دادن به استعمار کشور و کسب استقلال آن می باشند. این واژه همچنین برای توصیف گروه هایی که به دنبال ایجاد یک حکومت مستقل در یک منطقه قومی و مذهبی می باشند نیز بکار رفته است. با وجود معرفی تروریسم ملی گرا به عنوان یکی از انواع تروریسم ویژگیهای آن محل مناقشه است و هنوز مشخص نیست چه نوع جنگ یا خشونت مشروع تلقی می گردد. از سوی دیگر این گونه گروه ها بیشتر خود را مبارزان راه آزادی درگیر در یک جنگ نا متقارن معرفی می کنند.
تروریسم سیاسی: نوعی از تروریسم معرفی شده که برای تحت تاثیر قرار دادن تحولات اجتماعی سیاسی که احتمال وقوع آنها به طرق مسالمت آمیز میسر نمی باشدبه کار می رود و گفته می شود این نوع از تروریسم از سوی گروههای کوچک فاقد پایگاه قدرت مورد استفاده قرار می گیرد و زمانی بیشترین تاثیر را دارد که علیه یک حکومت ظالم یا استبدادی به کار گرفته شود.
نارکو تروریسم: تروریسم و اقدامات تروریستی ای معرفی شده که از سوی سوداگران مواد مخدر به کار گرفته می شود. این نوع تروریسم اولین بار از سوی رئیس جمهور پرو در سال ۱۹۸۳ میلادی برای توصیف حملات تروریست گونه علیه پلیس مبارزه با مواد مخدر این کشور بکار برده شد. نارکو تروریسم برای توصیف حملات سوداگران مواد مخدر برای تاثیر گذاری بر سیاست های دولت و عدم اجرای قانون به واسطه تهدیدات منظم و استفاده از خشونت استفاده می شود.
تروریسم مذهبی : نوعی از خشونت مذهبی است که اقدامات آن به واسطه مذهب توجیه می شود. در این چارچوب تروریسم مسیحی ،تروریسم اسلامی، تروریسم یهودی و هندو به عنوان تروریسم مذهبی معرفی شده است.
تروریسم تحت حمایت حکومت ها : نوعی از تروریسم معرفی شده که برای توصیف حمایتها خصوصا حمایت مالی از سازمانهای تروریستی توسط حکومتها بکار می رود. این کمکها اغلب به عنوان پاداش حملات تروریستی توسط کشور یا کشورها به گروه های تروریستی اعطا می گردد. تروریست تحت حمایت حکومتها دارای نتایج استراتژیک معرفی شده و در مواقعی بکارگرفته میشود که امکان استفاده از نیروهای نظامی و متعارف وجود ندارد . در غرب تروریسم تحت حمایت حکومتها اغلب برای نشان دادن و توصیف سیاستهای مشخص و تامین منابع مالی گروه های تروریستی توسط کشور های غربی و اسلامی بکارگرفته شده است. کشورهای کوبا ،پاکستان ،ایران ،برتانیا، ایالات متحده به عنوان حامیان تروریسم تحت حمایت حکومتها معرفی شده اند.
تروریسم دولتی: به استفاده دولتها از خشونت و سرکوب علیه گروه ها یا مردم آن کشور یا یک کشور دیگر اطلاق می گردد. این نوع از تروریسم می تواند توسط خود نیروهای رسمی حکومت مانند پلیس یا ارتش انجام شود مانند اسرائیل علیه مردم فلسطین یا انجام آن به گروه های تروریستی و شبه نظامی مورد حمایت دولت سپرده شود.
سایبر تروریسم: یکی دیگراز انواع تروریسم معرفی شده که به تلاقی تروریسم و فضایی سایبر اقدام به از کاراندازیسیستم های اطلاعاتی می نماید.
تروریسم آزاد :تروریسم آزاد به اقدامات تروریستی لقب داده شده که بدون حمایت یا وابستگی به سازمانهای تروریستی توسط افراد یا گروه های کوچک با هدف شخصی ،بشر دوستانه ، یا حمایت از حمایت محیط زیست انجام می شود.
تروریسم هسته ایی : این نوع تروریسم به اقداماتی گفته می شود که در آن از تسلیحات هسته ای علیه مردم و غیر نظامیان استفاده می شود این نوع اقدام شامل استفاده از بمب ها و موشکهای هسته ایی علیه اهداف غیر نظامی و همچنین اقدام علیه راکتورها یا مخازن و انبارها و زاغه های محل نگهداری تجهیزات و سلاح های هسته ای و در نتیجه ایجاد فاجعه در یک منطقه یا کشور می گردد.
بیو تروریسم: به اقدامات تروریستی اطلاق می شود که در آن از تسلیحات یا مواد کشنده بیولوژیک برای اهداف غیر نظامی استفاده می شود که نمونه های معروف آن پاکت های حاوی میکروب آنتراکس در ایالات متحده در سال ۲۰۰۱ و حمله فرقه امریکایی راج نیش آمریکایی با استفاده از باکتری سالمنلادر بارهای شهر آریگان در سال ۱۹۸۴ می باشد.
تروریسم شیمیایی : به اقدامات تروریستی اطلاق می شود که از مواد و
عوامل شیمیایی در بمب ها و یا موشک ها از این نوع حمله بیشتر در جنگ های میان کشورها استفاده شده است .
تروریسم کشاورزی : با استفاده از تاکتیک های بیو تروریسم با هدف نابودی مزارع مواد غذایی نظیر غلات انجام می گیرد . این نوع تروریسم تاکنون نمونه ای نداشته اما تاکید شده این تروریسم پاشنه آشیل کشورهای غربی است و به آن توجه خاص دارند.
تروریسم جنایی : ناظر به اقدامات تروریستی تشکیلاتی با مطامع مشخص می باشد.
تروریسم انتحاری : فعالیت آنها به سوی فرهنگ ها و دانش نامه ها است. تروریسم انتحاری به معنای قربانی شدن خود خواسته فرد برای یک حمله تروریستی است. وبیشتر از اواخر قرن بیستم رایج گردیده اقدامات تکفیریان می تواند مصداق بارز تروریسم دینی یا مذهبی باشد. در این قسمت به بررسی موضوع تروریسم و میزان مسئولیت تکفیریان و کشورهای حامی آنان در قبال اعمال خود در عرصه بین المللی خواهیم پرداخت. کشورهای جهان سوم ضمن اصرار بر اولویت تعریف تروریسم بین المللی تاکید داشتند که باید جامعه بین المللی به مفهوم مشخص از این واژه دست یابد و سپس برای مقابله با آن راهکارهایی مناسب اتخاذ نماید. آن ها بر این اساس خواهان برگزاری یک کنفرانس بین المللی برای تعریف و تبیین واژه تروریسم و تفاوت آن با جنبش های رهایی بخش بر اساس قطعنامه ۳۰۳۴ مجمع عمومی که از مشروعیت مبارزات نهضت های آزادی بخش ملی حمایت می نمود شدند. قطعنامه مذکور منشاء اختلاف نظر بین نمایندگان شرق و غرب بود . بیشترین هراس کشورهای در حال توسعه محدود شدن فعالیت جنبش های رهایی بخش بود. به اعتقاد این کشورها هر گونه تلاش برای تعریف تروریسم نبایستی خللی بر فعالیت گروههای رهایی بخش دارد می آورد.لذا این کشورها در احلاس چهل و ششم اعلام نمودند که تشکیل یک کنفرانس جهانی به پایان دادن به اختلافات نظرهای موجود بر سر تعیین اعمال تروریستی و تداخل عمدی تروریسم با مبارزات آزادی بخش کمک خواهد کرد. مشکل ناشی از فقدان تعریف شناخته شده و دقیقی از نهضتهای آزادی بخش و تروریسم بود . تعدادی از کشورهای جهان سوم توسل این نهضتها به خشونت را در مقوله تدابیر دفاع مشروع از خود در مقابل استعمار تلقی می نمودند ولی نگرش تعدادی دیگر از آنها بر مبنای لزوم رعایت حقوق بشر در مبارزات کسب استقلال بود یعنی کشتار ، بدون تمایز افراد نظامی و غیر نظامی در کنار مبارزات رهایی بخش را در محدوده تروریسم قرار می دادند. خواسته کشورهای جهان سوم در قطعنامه ۱۹۹۱ در مجمع عمومی به تصویب رسید تجلی یافت . در این قطعنامه بر اصل غیر قابل انکار حق تعیین سرنوشت مردمی که تحت استعمار بودند و مشروعیت جنبش های رهایی بخش تاکید شده بود. پس از اجلاس چهل و ششم به دلیل گسترش اقدامات خشونت آمیز در کشورهای در حال توسعه موضع کشورهای مدافع تشکیل یک کنفرانس بین المللی برای تعریف تروریسم تضعیف و به غرب نزدیکتر گردید. همچنین اصرار بر تمایز بین اعمال تروریستی و مبارزات رهایی بخش کمرنگ شد. این موضوع در بیانیه ای تحت عنوان «اقدام برای محو تروریسم بین المللی» که به تصویب مجمع عمومی رسییدانعکاس یافت. در بیانیه مذکور به تفاوت میان تروریسم و مبارزات رهایی بخش اشاره ای نشده و تروریسم به هر شکل و انگیزه ای محکوم گردیده بود. و ضمن شناسایی کلیه شیوه ها و رفتارهای تروریستی به مثابه اعمال جنایی و غیر قابل توجیه در قسمت اجرایی از دولتها خواسته شده بود که بطور هماهنگ برای حل معضل تروریسم اقدام نمایند. مواضع کشورهای غربی :این کشورها تعریف تروریسم را نه مثبت و نه عملی میدانستند. از دیدگاه آنها معضل تروریسم چنان حاد بوده که اتخاذ تدابیری برای مبارزه با آن بر تعریف این واژه اولویت داشت و موثرترین و بهترین راه مقابله با تروریسم برخورد موردی یعنی روبهرو شدن با موارد مختلف تروریسم و تصویب کنوانسیونهایی برای مقابله با آن بود .دولتهای غربی عضو شورای امنیت از تعمیم مفهوم تروریسم فارغ از علل و انگیزه ارتکاب آن حمایت می نمودند. این امر کاملا قابل درک است زیرا به این ترتیب بستری مناسب برای ارتباط دادن مسئله تروریسم با تهدید صلح فراهم می شد و شورای امنیت این امکان را می یافت که بطور سلیقه ای با تاکید بر فصل هفتم منشور با بحرانهای بین المللی رو به رو گردد.تروریسم در هنگام تصویب کنوانسیون‏هاى چهارگانه ژنو به اندازه امروز نه وجود داشت و نه جدى گرفته مى‏شد. از این‏رو در چهار کنوانسیون مفصل تصویب‏شده، تنها یک ماده از کنوانسیون چهارم حاوى مقرراتى در خصوص تروریسم است. ماده ۳۳ این کنوانسیون مقرر مى‏دارد: «هیچ شخص مورد حمایتى را براى جرمى‏ که او شخصاً مرتکب نشده نمى‏توان مجازات کرد. مجازات‏هاى دسته جمعى همچنین تمامى تدابیر رعب‏آور و تروریسم ممنوع است».
بر اساس ماده ۳۳، تروریسم نه به خودى خود، بلکه به عنوان یکى از آثار مجازات‏هاى دسته‏جمعى قرار گرفته است و اینکه این‏گونه مجازات‏ها از سوى دولت نسبت به افراد اعمال شود. پس در حقیقت این ماده اشاره‏اى به تروریسم دولتى دارد.[۳۴۱] اگرچه کنوانسیون‏هاى ژنو با شناسایى نقض‏هاى شدید مقررات خود به عنوان جنایت جنگى، چنین نقض‏هایى را قابل پیگرد دانسته‏اند، ولى متأسفانه کنوانسیون چهارم ژنو نقض مقررات ماده ۳۳ خود را جزء نقض‏هاى شدید یا فاحش در نظر نگرفته است؛ ازاین‏رو مطابق با این کنوانسیون، اعمال تروریستى مندرج در ماده مذکور قابل تعقیب‏ کیفرى در سطح بین‏المللى
نیست.[۳۴۲] اما در بند ۲ ماده ۵۱ پروتکل اول الحاقى ۱۹۷۷ به کنوانسیون‏هاى چهارگانه ژنو که مربوط به حمایت از قربانیان در درگیرى‏هاى مسلحانه است، ارتکاب اعمال تروریستى علیه سکنه و افراد غیرنظامى ممنوع اعلام شده است. این ماده با عنوان حمایت از سکنه غیرنظامى چنین مقرر مى‏کند: «سکنه غیرنظامى فى‏نفسه و همچنین افراد غیرنظامى نباید هدف حمله قرار گیرند. اعمال و تهدیدهاى خشونت‏آمیزى که هدف اولیه آنها ایجاد جو ترور در میان سکنه غیرنظامى باشد ممنوع است».
پروتکل علاوه بر این ماده، در ماده ۳۷ خود نیز به نحو ضمنى اعمال و روش‏هاى تروریستى را محکوم کرده است. به موجب بند یک این ماده: قتل، مجروح یا اسیر کردن یکى از افراد دشمن با توسل به نیرنگ ممنوع است. اعمالى که باعث برانگیختن حس اعتماد یکى از افراد دشمن گردیده و او را متقاعد سازد که طبق حقوق بین‏الملل قابل اعمال در مخاصمات مسلحانه حق دارد از حمایت برخوردار شود یا وظیفه دارد حمایت خود را اعطا نماید و منظور آن باشد که به این حس اعتماد خیانت شود، نیرنگ محسوب مى‏شود. عمل ذیل از مصادیق نیرنگ مى‏باشد: «تظاهر به غیرنظامى بودن و برخوردارى از وضعیت غیررزمنده». برخى از فعالان کمیته بین‏المللى صلیب سرخ همچون «هانس پیتر گاسر» معتقدند به استناد این ماده نیز مى‏توان تروریسم را در درگیرى‏هاى مسلحانه ممنوع دانست. بنا به نظر «گاسر» سیاست حمله و اختفا یا فرار تروریست‏ها در حقیقت نه یک اقدام جنگى که یک عمل تروریستى است که در قالب نیرنگ علیه نیروهاى نظامى ارتکاب شده و ممنوع است. این استدلال «گاسر» ریشه در اصل تفکیک در حقوق بشردوستانه دارد.[۳۴۳]
پروتکل الحاقى اول برخلاف کنوانسیون چهارم ژنو نقض مقررات مندرج در مواد ۵۱ و ۳۷ خود را صراحتاً جزء نقض‏هاى شدیدى دانسته که جنایت جنگى در نظر گرفته خواهند شد. بند ۴ ماده ۵۱ پروتکل اول الحاقى نیز حملات کورکورانه را ممنوع مى‏کند. حملاتى که علیه یک هدف نظامى خاص صورت نمى‏گیرد یا با استفاده از روش‏ها و وسایل جنگى انجام مى‏شود که نمى‏توان آنها را به یک هدف نظامى خاص محدود کرد، کورکورانه تلقى مى‏شوند. تردیدى نیست که «اعمال تروریستى» مشمول ممنوعیت‏هاى مقرر در این ماده هستند، زیرا هدف اصلى از این اعمال ایجاد وحشت در بین سکنه غیرنظامى است. نمونه بارز تروریسم در درگیرى‏هاى مسلحانه بین‏المللى را مى‏توان جنگ ایالات متحده آمریکا با القاعده در کشور افغانستان دانست که با فروپاشى حکومت طالبان فعالیت‏هاى خود را آغاز کردند و البته عقاید و معیارهاى آنها متفاوت با تکفیرى‏هاست. این گروه، برخلاف تکفیرى‏ها، داعیه تشکیل حکومت و امت اسلامى نداشتند.
قواعدى که اقدامات تروریستى را در چارچوب مخاصمه مسلحانه غیربین‏المللى ممنوع مى‏کند اساساً مشابه آن قواعدى است که این اقدامات را در مخاصمه مسلحانه بین‏المللى ممنوع مى‏کند. ماده ۳ مشترک در یک عبارت‏پردازى کلى بدون اشاره مستقیم‏ به تروریسم، بسیارى از اقدامات تروریستى را عملًا ممنوع مى‏کند. بر طبق آن، با غیرنظامیان باید با اصول انسانیت رفتار شود. گروگان‏گیرى، رفتار بى‏رحمانه، آزار، شکنجه و … ممنوع است. متأسفانه ماده ۳ مشترک کنوانسیون‏هاى چهارگانه ژنو هیچ تعریفى از درگیرى‏هاى مسلحانه غیربین‏المللى ارائه نمى‏دهد و صرفاً به احصاى حداقل حقوق حاکم در حین درگیرى بسنده مى‏کند. با این حال، خوش‏بختانه بند ۱ ماده ۱ پروتکل دوم الحاقى ۱۹۷۷ به تعریف چنین درگیرى‏اى اهتمام ورزیده است. بر اساس این ماده، درگیرى مسلحانه غیربین‏المللى درگیرى‏اى است که در سرزمین یک دولت عضوِ پروتکل، بین نیروهاى مسلح آن دولت و گروه‏هاى مسلح مخالف یا میان چنین گروه‏هایى با هم (سوریه و عراق با داعش یا جبهه النصره، نیجریه با بوکوحرام) تحت فرماندهى مسئول صورت مى‏گیرد و آنچنان کنترلى را بر بخشى از سرزمین آن دولت اعمال مى‏کنند که آنها را قادر به اجراى عملیات هماهنگ و پایدار نظامى مى‏کند. دقت در این ماده، سه شرط را براى شناسایى یک درگیرى مسلحانه لازم مى‏داند:

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

  1. وجود درگیرى مسلحانه؛
  2. داشتن فرماندهى مسئول؛
  3. اعمال کنترل مؤثر بر بخشى‏هایى از سرزمین دولتى که در آن درگیرى داخلى در جریان است.