بررسی میزان مشارکت اجتماعی جوانان شهر جوانرود- قسمت ۶

ازکیا و غفاری (۱۳۸۰) در تحقیقی تحت عنوان “بررسی رابطه بین اعتماد و مشارکت اجتماعی در نواحی روستایی شهر کاشان”، پیوند بین اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی را مورد بررسی و تحلیل قرار داده اند. داده های جمع آوری شده از جامعه مورد مطالعه، دلالت بر وجود رابطه معنادار در سطح اطمینان ۹۹ درصد بین دو متغیر میزان اعتماد اجتماعی و میزان مشارکت اجتماعی دارد. یعنی با افزایش میزان اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی نیز افزایش پیدا کرده است. البته این تاثیربخشی صورتی یک جانبه ندارد بلکه حالتی چند جانبه و متعامل دارد و نوعی رابطه تعاملی بین دو متغیر اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی وجود دارد که هر یک مقوم دیگری است و برآیند این رابطه متعامل، گسترش فضای عمومی است که با تنوع نهادهای مشارکتی و جمعی شناخته می شود.
در پژوهش های شرفخانی و شیانی (۱۳۸۱) و شفیعی (۱۳۸۵) به سن، جنس، شغل، تحصیلات، احساس تعلق اجتماعی، احساس مالکیت بر امور شهری، سنت گرایی، رضایت از خدمات شهری و عضویت در تشکل ها، به عنوان عوامل مؤثر بر مشارکت اجتماعی اشاره شده است.
در پژوهش متین (۱۳۷۸) مشارکت را چند بعدی دانسته، معتقد است که مبانی روان شناختی، رضایتمندی، رفع نیازهای انسان، نیاز انسان به مشارکت و سلامت روانی و انگیزش، به شکل علاقه و نفرت در مشارکت تأثیرگذار است.
اکبری (۱۳۷۵) تحقیقی تحت عنوان ” موانع مشارکت زنان در اجتماع” انجام داده است، موانع موجود را به دو دسته برونزا و درونزا تقسیم می کند. موانع درونزا شامل ساختار جنسی زنان، دوره های زایمان و تربیت کودکان و.. . می باشد که باعث محدودیت و کناره گیری زنان از فعالیتهای اجتماعی می گردد. به همین ترتیب، موانع برونزا شامل عدم تخصص و سواد، عدم خودباوری و اعتماد به نفس می باشد. وی در نهایت نتیجه می گیرد که موانع و مسائل موجود بر سر راه مشارکت زنان در جامعه، بیشتر یک پدیده برونزا است و به زنان از شرایط پیرامون تحمیل گردیده است. بنابراین با حذف این موانع و اصالت دادن به نقش زنان می توان بسیاری از موانع و مشکلات موجود را برداشته و زنان نیز سهمی در فعالیتهای اجتماعی داشته باشند.
۲-۱۴-۲ تحقیقات خارجی
ایوان اسکوفر و ناریون گوریناس (۲۰۰۴) در مقاله ای با عنوان “زمینه های ساختاری مشارکت مدنی: مطالعه عضویت در انجمنهای داوطلبانه با دیدگاهی تطبیقی” عضویت در انجمنها را در ۳۲ کشور، با استفاده از روش تحلیل داده های ثانویه آزمون کرده اند و آنرا تحت تاثیر تفاوت بین ساختار دولتها، نهادهای سیاسی و فرهنگ سیاسی ملتها دانسته اند. این متغیرها، هم میزان مشارکت و هم نوع انجمنهایی که افراد در آن فعالیت می کنند (جنبشهای جدید یا قدیمی) تعیین می نمایند.
رنه بکر (۲۰۰۳) در مقاله خود با عنوان “عضویت در انجمنهای داوطلبانه، منابع اجتماعی شخصیت یا هر دو” با تحلیل داده های ثانویه به بررسی سهم عوامل جامعه شناختی مانند تحصیلات، درآمد، وابستگی مذهبی و سرمایه اجتماعی و عوامل روانشناختی مانند نوع شخصیت در توضیح فعالیت در انجمن های داوطلبانه می پردازد و در پایان نتیجه می گیرد که عوامل روانشناختی در صورتی قادر به تبیین این مسأله هستند که تاثیر عوامل جامعه شناختی در آنها مورد بررسی قرار گیرد.
باب پرایس (۲۰۰۲) در تحقیقی با عنوان “سرمایه اجتماعی و عوامل تاثیرگذار بر مشارکت مدنی” با انجام مصاحبه های عمیق با ۳۲ نفر از رهبران انجمنهای داوطلبانه در تگزاس، نتیجه گرفته که علیرغم تأکیدات بر نقش فرهنگ و ارزشها در چنین فعالیتهایی، متغیرهای اقتصادی در متاثر ساختن درگیری و فعالیت افراد در این انجمنها اهمیت بسیاری دارد.
۲-۱۵ چارچوب نظری تحقیق
شکلی از تفکر عقلانی منجر به رشد مشارکت شده که رسالت آن سهیم نمودن انسان در سرنوشت خویش است. شکلگیری و استمرار این فرآیند در جامعه، مستلزم وجود عوامل و شرایط بسیاری است.
مبنای نظری این تحقیق بر اساس نظریه های اندیشمندان مکتب نوسازی و روانشناسان اجتماعی بنا شده است .
صاحبنظران مکتب نوسازی بر تفکیک و تمایز دو نوع جا معه سنتی و مدرن تأکید می ورزند. بنابراین تقسیم بندی، جوامع مدرن دارای ویژگی هایی از قبیل داشتن اقتصاد پیشرفته، انواع تکنولوژی های جدید، سازمان های اجتماعی تمایز یافته، ثبات و توسعه سیاسی، بالا بودن سطح تحصیلات، بهداشت و درمان و … میباشد. لذا بر اساس این ویژگی های عینی و بیرونی، رفتار اجتماعی و طرز تفکر افراد نیز متناسب با آن شکل گرفته است که یکی از مهمترین آنها مشارکت افراد در امور سیاسی و اجتماعی میباشد. از سوی دیگر در مقابل این جوامع، جامعه سنتی قرار دارد که به سطح توسعه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی نرسیده است و مجموعه مسائل و مشکلات ناشی از عدم توسعه در زمینههای یاد شده، موجب کم رنگ بودن مشارکت در معنای واقعی در زندگی اجتماعی و سیاسی افرد در این گونه جوامع می باشد. تحقیقات انجام شده در قالب این مکتب گویای آن است که در بین جوامع، جوامع برخوردار از عناصر توسعه یافتگی و به تبع آن از میان افراد هر جامعه، افراد
برخوردار از سطوح بالای اقتصادی و اجتماعی دارای زمینهها و انگیزههای بالاتری برای مشارکت در ابعاد اجتماعی و سیاسی هستند.
لرنر[۱] در نظریه نوسازی خود، با تکیه بر چهار متغیر شهرنشینی، سواد، دسترسی به رسانهها و مشارکت، این عوامل را به یکدیگر وابسته میداند و معتقد است هر چه از شخصیت سنتی به

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.

طرف شخصیت متجدد و مدرن حرکت کنیم، همبستگی این چهار متغیر رو به افزایش میگذارد. روند رو به تزاید شهرنشینی، افزایش سواد را به دنبال داشته که به تبع آن باعث افزایش میزان تماس با رسانهها شده و در نهایت تقویت مشارکت را در پی دارد. بنابراین به عقیده لرنر، جامعه جدید، جامعه مشارکتی است و فراگرد نوسازی، حرکت از جامعه سنتی به جامعه مشارکتی میباشد(غفاری و نیازی، ۱۳۸۶، ۵۰).
اینکلس[۲] در قالب نظریه نوسازی، با اشاره به نه ملاک برای انسان مدرن، معتقد است، متغیرهایی نظیر شهرنشینی، تعلیم و تربیت، ارتباط رسانهای صنعتی شدن، سیاسی شدن و زمینه های عقیدتی، ارزشی، فکری، احساسی و رفتاری، بر انسان مدرن دخیلاند و او را بر خلاف اسلاف سنتی، به مشارکت بیشتر وا میدارند. (محسنی تبریزی، ۱۳۶۹، ۱۲).
دال[۳]، در کتاب « تجزیه و تحلیل جدید سیاست» مشارکت سیاسی را مورد تحلیل قرار داده و عوامل تسهیل کننده ورود به مشارکت سیاسی را مطرح نموده که به مدل دال در مشارکت سیاسی معروف است. وی عوامل مؤثر و زیربنایی در شکل گیری مشارکت را این گونه بر میشمرد. فرد برای پاداشهای حاصله از مشارکت ارزش بالایی قائل باشد، مکانیسم مشارکت را در نیل به هدف در قیاس با سایر مکانیسم ها مؤثرتر بداند، نسبت به نتایج اطمینان لازم را داشته باشد، در ورود به فرآیند مشارکت و در جریان مشارکت خود را مواجه با مشکلات و موانع زیاد نبیند. بنا بر نظر دال، وقتی فرد از فعالیت، انتظار دریافت پاداش کلان را داشته باشد، تمایل به غلبه بر مشکلات و موانع در او زیاد میشود و حتی هزینههای آن را تحمل میکند(دال، ۱۳۶۴، ۳۵).
گائوتری[۴]، جهت ایجاد بسترساز یهای مناسب برای مشارکت مردم، حداقل چهار شرط عمده را لازم مداند. این شروط عبارت اند از: ایدئولوژی مشارکت (بعد هنجاری)، نهادهای مشارکتی (بعد سازمانی)، اطلاعات کافی و امکانات مادی و تخصصی لازم. وجود این شروط به عقیده گائوتری، به نهادینه کردن و تثبیت فرآیند مشارکت در جامعه منجر میشود(پناهی، ۱۳۸۳: ۷۵-۷۶).
آلموند و پاول[۵]، ضمن تأکید بر تحصیلات، درآمد و رتبه شغلی افراد در تعیین پایگاه اقتصادی و اجتماعی آنان معتقدند که شهروندان تحصیلکرده، ثروتمند و بهرهمند از مهارتهای حرفهای بالاتر، احتمال بیشتری دارد که واجد ایستارهای مشارکت جویانه باشند. منابع و مهارتهایی که این گونه افراد در زندگی خصوصی خود به دست میآورند، در موار دی که وظیفه یا ضرورت حکم کند، میتواند این شهروندان را به سهولت به مشارکت سیاسی بکشاند(آلموند و پاول، ۱۳۸۰، ۱۳۸).
از دیدگاه روانشناسان اجتماعی مشارکت افراد در جامعه، برآیند ارتباط متقابل عوامل اجتماعی و روانشناختی می باشد. در این راستا به نظر سیمن «ساختار بوروکراسی جامعه مدرن، شرایطی را ایجاد کرده است که در آن از یک سو ، انسان ها نمی توانند علاقه و نتایج اعمال و رفتارهای خود را کنترل کنند
و از سوی دیگر ، کنترل جمعی و سیستم پاداش اجتماعی نیز به گونه ای است که فرد بین رفتار خود و پاداش حاصل از جامعه نمی تواند ارتباطی برقرار کند. در چنین شرایطی، احساس انفصال و بیگانگی بر فرد مستولی می شود و او را به کنشی منفصل و ناسازگار در قبال جامعه سوق می دهد»(محسنی تبریزی، ۱۳۷۵: ۹۷).
لوین[۶] با رویکرد روانشناختی به توضیح انفعال، بیگانگی و نیز تعیین حدود آسیب شناختی مشارکت، در یکی از انتخابات شهرداری بوستون آمریکا پرداخته است. وی معتقد است که گروه های اجتماعی مختلف از نظر احساس، هر یک از جنبه های چهارگانه بی قدرتی، بی معنایی، بی هنجاری و از خود بیزاری در شرایط متفاوتی به سر می برند. لوین بیگانگی سیاسی و اجتماعی را حالتی می داند که بر اساس آن، فرد خود را به عنوان بخشی از روند سیاسی و اجتماعی جامعه به شمار نمی آورد. (لوین به نقل از دهقان، ۱۳۸۴، ۵۷).
سیلز، از منظر روانشناختی – اجتماعی در پی بیان عوامل تأثیرگذار بر مشارکت است. به نظر وی، افراد در بطن نیروهای اجتماعی (منزلت، تعلیم، تربیت، مذهب و. .. )، محاط شده اند. سیلز معتقد است که سه دسته متغیر نیروهای اجتماعی ، تفاوت های شخصیتی و محیط های اجتماعی به شدت با هم مرتبط و به یکدیگر آمیخته شده اند و هر تغییری در هریک از آنها، مشارکت را کاهش یا افزایش می دهد، لذا اگر تحلیلی صرفاً مبتنی بر یکی از آنها باشد، گمراه کننده و ناقص است (محسنی تبریزی، ۱۳۶۹، ۱۲).
کولین جامعشناس توسعهگرا، توسعه را برآمده از ساختار اجتماع می داند، وی بر آمادگی ذهنی و وجود انگیزه های شخصی برای تحقق مشارکت و توسعه تأکید می ورزد. مشارکت مؤثر مستلزم وجود انگیزه های شخصی است. به عبارتی مشارکت، قبل از اینکه نمود عینی بیابد، پدیده ای ذهنی است که باید آن را در افکار، عقاید، رفتار و فرهنگ مردم جستجو کرد. برای درونی سازی فرهنگ مشارکت، باید بسیاری از قالب های پیش ساخته ذهنی را دگرگون ساخت و این امر بدون کار فرهنگی میسر نمیشود(وطنی، ۱۳۸۶، ص ۳۲).
باتوجه به این که مشارکت اجتماعی فعالیتی عملی میباشد، پس از بررسی نظریات و مفاهیم مرتبط با مشارکت اجتماعی، به بررسی نظریه کنش اجتماعی پارسونز پرداخته میشود تافضای مفهومی مشارکت روشنتر گردد. یکی از زیر سیستمهای نظری
ه پارسونز، نظام شخصیت میباشد که در تعامل با دیگر زیرسیستمها، به پیشبرد کنش اجتماعی یاری میرساند. نظریه پارسونز درباره کنش اجتماعی به دلیل جامعیت و توانایی بالایی که برای تبیین مشارکت اجتماعی دارد، به عنوان یکی از پایههای نظری اصلی این پژوهش انتخاب شد. پارسونز با مطالعه و ترکیب افکار و آرای صاحب نظران قبل از خود سعی در ارائه مدلی عام نموده که بتواند در قالب آن،
کنش اجتماعی را در رابطه با تمام عوامل ممکن، از جمله محیط طبیعی، نظام ارگانیستی، نظام شخصیتی، نظام اجتماعی، ارزشهای غایی، ساختارهای اقتصادی، ساختارهای سیاسی و نهادهای فرهنگی در سطح خرد و کلان تحلیل کند.
با بکارگیری نظریه پارسونز، در مورد تبیین مشارکت اجتماعی، باید اثر نظام فرهنگی غالب را (که در نظریه پارسونز بالاترین سطح اطلاعات را دارد) در ساختن شخصیت افراد، از طریق فرآیند اجتماعی کردن در خانواده و مدرسه و غیره بررسی کرد، که آیا در فرهنگ غالب و خرده فرهنگ یک خانواده، ار شهای مناسب مشارکتهای اجتماعی به افراد منتقل میشود یا خیر. مثلاً، شخصیت افراد خاصگراست یا عامگرا؟ آیا افراد با هم همسو هستند یا خیر؟ براساس نظریه پارسونز هرچه عامگرایی و همسویی در فرهنگ و شخصیت مردم بیشتر باشد باید انتظار مشارکت اجتماعی بیشتری داشت. لذا اگر ما بتوانیم مجموع های از ارزشها و قوانین و باورهای عام داشته باشیم، میتوانیم در انتظار داشتن شخصیت عام گرا نیز باشیم. بنابراین برای بالا بردن سطح مشارکت افراد باید قوانینی بوجود آید و تعمیم پیدا کند تا سبب پیوند افراد گردد، هرچه همفکری، همدلی و همگامی افراد در خانواده بیشتر باشد، مشارکت اجتماعی بیشتر خواهد بود.
پارسونز متغیرهای الگویی خود را درباره سطح تکامل جوامع شامل مواردی چون علاقهمند بودن در برابر بی علاقگی، جهت گیری جمعی در برابر جهت گیری فردی، عام گرایی در برابر خاص گرایی، عقل گرایی در برابر سنتگرایی، فعال گرایی در برابر انفعال گرایی، مساواتطلبی در مقابل سلسله مراتب می داند. هرچه جوامع به طرف صنعتی شدن پیش بروند، باید گرایش بیشتری به طرف اول طیف داشته باشند، که تناسب با مشارکت اجتماعی رسمی فعال دارد. به عبارت دیگر پارسونز خصوصیات جوامع مدرن را وجود عناصری چون هنجارهای عام، فعال گرایی، آزادی و عقلگرایی میداند(توسلی، ۱۳۸۰؛ اسکیدمور، ۸۳-۸۷).
از این رو، در خانواده هایی که ویژگی های مدرنیسم را پذیرفتهاند، یعنی سطح تحصیلات بالاتر است و زنان در عرصه های اجتماعی حضور دارند، ساختار قدرت افقیتر بوده و افراد آزادی بیشتری در تصمیمات شخصی دارند و در تصمیمات خانوادگی نیز از نظرات آنها استفاده می شود. تجربهی مشارکت در تصمیم گیریهای خانوادگی، منجر به شکل گیری نگرش خاصی در افراد نسبت به حضور در فعالیتهای اجتماعی میشود(ساروخانی و دودمان، ۱۳۸۸).
همچنین در این تحقیق از مبانی نظریه ساختاربندی گیدنز استفاده شد. نظریه ی ساختاربندی گیدنز در فهم مشارکت اجتماعی، از اهمیت برخوردار است. گیدنز بر قوانین و منابع در اختیار کنشگران در کنش متقابل تأکید می کند. افراد از قوانین روزمره استفاده کرده، از آنها به عنوان ابزار در رسیدن به هدف سود میجویند. منابع می تواند درآمد، شغل، مسکن، محل سکونت در شهر و یا وضعیت تأهل و سن باشد. رضایتمندی مردم از مسؤولان در شهر، اعتقاد به حقوق شهروندی، وابسته به برداشت ها و تفاسیر مردم نسبت به قوانین موجود در جامعه و کارآمدی آنهاست (گیدنز، ۱۳۷۳).
در دورهی اخیر، با توجه به اهمیت مشارکت در عرصههای حیات اجتماعی و مدنی و نیز برای تبیین این رفتار جمعی، چهارچوبهای نظری متنوعی در اشکال مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، و فرهنگی مطرح شده است، که وان آنها ر ا به دو دسته تقسیم کرد: دستهی اول نظریه هایی که مستقیماً به بحث در مورد مشارکت پرداختهاند و عوامل مؤثر بر مشارکت سیاسی و اجتماعی را بیان کردهاند(نظریههای معاصر مشارکت)؛ و دستهی دیگر که برای تبیین مشارکت به عنوان نوعی رفتار هدف دار به کار میروند و میتوان از آنها به عنوان نظریههای کنش نیز یاد کرد.
اینگل هارت[۷] افزایش مشارکت در مغرب زمین را با سه عامل ارتقای سطح تحصیلات و اطلاعات سیاسی، دسترسی به رسانه ها و تغییر هنجارهای حاکم بر مشارکت زنان، و تغییردر اولویت های ارزشی مردم (از ارزش های مادی به ارزش های فرامادی) هم بسته میداند(قانعی راد و حسینی، ۱۳۸۴).
برتون[۸](۱۹۹۷) معتقد است که در میان عوامل مؤثر بر مشارکت اجتماعی، دو عامل به طور خاص ارزشمند است؛ ویژگیهای شخصی و فرصت های ساختاری. مقداری از مشارکت به وسیلهی عواملی چون سطح سواد، طبقهی اجتماعی فرد، علائق مذهبی، و انگیزههای شخصی تبیین میشود و فرصت مشارکت نیز، به دلیل آن که برای افراد متعلق به گروههای مختلف متفاوت است، میزان مشارکت را تعیین میکند(برتون ۱۹۹۷).
هلی[۹](۱۹۹۷) مشارکت اجتماعی افراد را با چند دسته از عوامل تبیین میکند:
۱ – عوامل مرتبط با ویژگی های فردی، مانند پایگاه اجتماعی- اقتصادی فرد در جامعه، که باعث میشود وی هر فعالیت اجتماعی، یا به طور عادی هر راه برد شخصی را که باعث پیشرفت نسبت به والدین، امید به اشتغال، آموزش، و امید به آینده می شود مفید تلقی کند؛
۲– سطح تحصیلات؛
۳– گروه سنی؛
۴ – جنسیت و سویه گیری جنسی؛
۵– زمین
ه ی خانوادگی، شامل محل اقامت، میزان مشارکت والدین، وضعیت تأهل، و محیط اجتماعی شدن.
او همچنین در مورد محرک های اجتماعی، به عواملی چون شناخت عامه از مهاجران، تنوع فرهنگی گروههایی که با جامعه همکاری می کنند، پیکار با تبعیض، وسعت گروههای مرجع در ساختارهای اجتماعی، خط مشی های حمایت کننده، و برنامههایی برای فعالیت مؤسسه های قومی اشاره می کند. به عقیده ی او، به دلیل آن که این فرصت ها برای وابستگی و فعالیت هایی مانند همیاری چندجانبه و کارهای داوطلبانه تعیین کننده است، می تواند خط مشی هایی را برای فعالیت های اجتماعی محلی و مخصوصاً افراد جوان فراهم کند.
۲-۱۶ مدل مفهومی تحقیق

سایت مقالات فارسی – بررسی مقایسه ای رابطه سرمایه اجتماعی با هویت ملی در دو شهر …

جاناتان ترنر به نقل از دورکیم می‌گوید انسجام وقتی رخ می‌دهد که عواطف افراد به وسیله نمادهای فرهنگی تنظیم شوند، جاییکه افراد متصل به جماعت، اجتماعی شده باشند، جاییکه کنش‌ها تنظیم شده و به وسیله هنجارها هماهنگ شده‌اند و جاییکه نابرابریها قانونی تصور می‌شود(اکبری ؛۱۷:۱۳۸۳).
بنابراین جوامع مادامیکه جمعیت آنها اندک بوده و جوامعی ساده با باورها و ارزشهای محدود و ساده بودند انسجام در آنها مکانیکی بوده است اما دورکیم معتقد است جوامع سنتی در روند تکاملی خود تحت تاثیر عواملی، تغییراتی را در خود پذیرا می‌شوند مهمترین این عوامل از نظر دورکیم پیشرفت تقسیم کار است که باعث تحولی عظیم در این جوامع گشته و در حقیقت بدلیل تقسیم کار است که جامعه سنتی مبتنی بر انسجام مکانیکی به جامعه صنعتی مبتنی بر همبستگی ارگانیکی تبدیل می‌گردد(همان :۱۸).
لذا وجود تقسیم کار است که جامعه‌ای با ماهیتی سنتی را به جامعه‌ای دگرگون شده و با ماهیتی صنعتی بدل می‌کند. تقسیم کار هر چه پیچیده‌تر و تخصصی‌تر می‌شود توافق روی دایره‌‌های اخلاقی کاهش می‌یابد و تمایزات بین افراد رشد میکند وفاق حاصل از انسجام مکانیکی جای خود را به وفاق جدیدی می‌دهد که برخاسته از انسجام ارگانیکی نظم جدید است (همان :۱۸). اما در این زمینه که چه چیزی تقسیم کار را ایجاد و تشدید می‌کند دورکیم می‌گوید «بین تراکم مادی و تراکم اخلاقی پیوند نزدیکی وجود دارد به گونه‌ای که با افزایش تراکم مادی دورکیم به عناصری چون افزایش تراکم جمعیت، افزایش و تشکیل شهرنشینی، تعداد و سرعت راه‌‌های ارتباطی و حمل و نقل اشاره دارد». دورکیم معتقد است وقتی جامعه‌ای افزایش یافته متنوع می‌گردد. رشد و افزایش تعاملات افراد به پیچیدگی و تخصصی‌تر شدن تقسیم کار و تراکم اخلاقی می‌انجامد و به تعبیر گی‌روشه از این جریان متحرک عمومی، لاجرم درجه بسیار بالایی از فرهنگ حاصل خواهد شد. و بنا براین همین شدت روابط است که تمدن را در جوامعی می‌سازد که انسجامش دیگر از نوع ارگانیکی است.(همان :۱۸-۱۹).
۳-مشارکت اجتماعی:
واژه مشارکت یک کلمه‌ی عربی و بر وزن مفاعله است. مشارکت در فرهنگ معین به معنای شرکت دادن، انبازی کردن و همین طور به معنای تعیین سود یا زیان دو یا چند تن که با سرمایه ی‌‌های معین در زمانهای مشخص به بازرگانی پرداخته‌اند آمده است .دهخدا نیز در لغت نامه‌ی خود این مفهوم را مأخوذ از تازی و به معنی شراکت و انبازی کردن و حصه‌داری و بهره‌برداری میداند.(اکبری؛ ۲۷:۱۳۸۳) همچنین عده‌ای مشارکت را از لحاظ لغوی به معنی کمک فعال و واقعی مشخص به یک عمل می‌دانند. آلن بیرو می‌گوید: «مشارکت به معنای سهمی در چیزی یافتن و از آن سود بردن و یا در گروهی شرکت جستن و بنابراین با آن همکاری داشتن است، به همین جهت از دیدگاه جامعه شناسی باید بین مشارکت بعنوان حالت یا وضع (امر شرکت کردن) و مشارکت بعنوان عمل و تعهد مشارکت) تمیز قائل شده واژه مشارکت معادل واژه «participation» لاتین است که از حیث لغوی به معنای درگیری و تجمع برای منظور خاص می‌باشد. در فرهنگ بین‌المللی و بستر معانی زیر برای اصطلاح «participation» آمده است: عمل یا وضعیت شرکت جستن، بهره‌وری در چیزی، مشارکت بر اساس رابطه خویشاوندی که بیش از یک نفر در آن شرکت داشته باشند.(همان :۲۸-۲۷)
امامفهوم مشارکت قدمتی به درازای تاریخ زندگی اجتماعی بشر دارد که در طول حیات طولانی خود روند تکامل و دگرگونی را پشت سرگذاشته و به اقتضای شرایط زمانی و مکانی خود تعاریف مختلفی به خود دیده است. کائوتری اعتقاد دارد که مشارکت به قدمت تاریخ بشری پیشینه دارد چرا که نظر و عمل مشارکت در بطن هر جامعه و در مفاهیمی چون دلبستگی، اتحاد، همکاری، انجمن و مانند آنها نهفته است و از قدیم شالوده پیدایش اجتماعی ـ انسان شناختی نوع بشر تلقی شده است(اکبری؛ ۲۸:۱۳۸۳). به نظر هال تعارض بین دیدگاههای عمل گرایانه و دیدگاههای عمدتا فلسفی از مشارکت موجب شده است که مفهوم مشارکت تبدیل به یک مفهوم چند وجهی شود و در طی زمان با معنای متفاوتی هویدا شود.(ازکیا و غفاری؛ ۱۸۳:۱۳۸۰).
به دلیل همین پیچیدگی است که تعریف واحدی از مفهوم مشارکت نمی‌توان یافت که همه صاحبنظران روی آن توافق داشته باشند، لذا تعاریف گوناگونی از مشارکت در حوزه‌‌های مختلف علوم انسانی وجود دارد که به ذکر تعدادی از آنها مبادرت خواهیم کرد:
همچنین در تعریف مشارکت گفته شده: «مشارکت مردمی به معنای کوشش و تلاش جمعی در یک چارچوب سازمانی است که اعضا با ائتلاف منابع در صدد دستیابی به اهداف خودشان هستند. در نتیجه، مشارکت فرایندی فعال است که هر یک از مشارکت‌کنندگان به واسطه اندیشه، تأمل و نظارت فعالشان به اقدام و عمل مشارکتی ترغیب می‌شوند».
بنابراین مشارکت اجتماعی را می‌توان فرایند سازمان یافته‌ای دانست که از سوی افراد جامعه به صورت آگاهانه، داوطلبانه و جمعی با در نظر داشتن هدف‌‌های معین و مشخص به منظور سهیم شدن در منابع قدرت انجام می‌گیرد. شهود چنین مشارکتی، وجود نهادهای مشارکتی چون انجمن‌ها، گروه‌ها، سازمان‌‌های محلی و غیر دولتی است .(همان، ۲۹۳).
۲-۱۵-پیشینه تحقیقات داخلی:
حبیب احمدلودر پژوهشی با عنوان بررسی رابطه میزان هویت ملی و هویت قومی در بین جوانان تبریز درصدد پاسخگویی به این سوالات است :
۱- میزان گرایش به هویت قومی در بین جوانان چقدر است ؟
۲- میزان گرایش به هویت ملی چقدر است ؟

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

/>۳- آیا بین میزان هویت قومی و میزان هویت ملی جوانان رابطه ای برقرار است؟
نتایج پژوهش نشان میدهد افراد دارای هویت های گوناگونی هستند و این هویت ها لزوما در مقابل یکدیگر قرار نمی گیرند افراد از هویت های گوناگون خود به عنوان بسته های اطلاعاتی استفاده کرده و در موقعیت های کنشی مقتضی از آنها سود می جویند . هویت ملی و هویت قومی نیز دو نوع هویت جمعی هستند که افراد در طی اجتماعی شدن آنها را درونی کرده و جزئی از شخصیت خود را می سازند و از آنان در موقعیت های خاصی استفاده میکنند . بنابراین تناقضی بین این دو نوع از هویت وجود ندارد.
:
عثمان حسین بر در ۱۳۸۱ به بررسی عوامل موثر بر نگرش دانشجویان بلوچ به هویت ملی میپردازد و با استفاده از روش پیمایش و تکنیک پرسشنامه به این نتایج می رسد که نگرش دانشجویان به ملت و سرزمین متوسط اما نسبت به دولت بی تفاوت بوده اند. در سطح هویت ملی حاکم بی تفاوتی منتج شده که دلیل ان عدم تخصیص امکانات به طور مساوی بین اقوام و علی الخصوص اقلی تهای مذهبی بوده است
است .
مهرداد فرخی در سال ۱۳۸۲ به بررسی رابطه الگوی مصرف پوشاک و ارتباطش با هویت اجتماعی پرداخته است وی با استفاده از نظریات بوردیو و گیدنز به این نتیجه رسیده است که الگوی خریددر چهار فضای اجتماعی مختلف که حاصل تقاطع دو محور سرمایه.فرهنگی و سرمایه اقتصادی شکل می گیرد. افر اد قرار گرفته در داخل هر یک ا ز این چهار فضای اجتماعی دارای سلایق نزدیک به هم در خرید. لباس و شکلگیریهای شود.
متف
انی.
پزوهشهای اخیر د رمورد انواع هویت همواره ارتباط واضحی را بین هویت های پیشرفته ومقیاسهای مختلف رشد نشان داده اند به خصوص هویت موفق با سطح رشد خود تئوری عملیات صوری یا انتزاعی قضاوت اخلاقی ومتبع کنبرل ارتباط مثبتی را نشان داده است همچنین افرادی با این نوع هویتها از لحاظ روانی حال خوبی داشته وسازگاری روانی سالمی دارند از لحاظ کنار امدن با مسائل به نحو مناسب عمل نموده وکارامدی شخصی بالاتری را نشان داده واضطراب کمتری دارند .پژوهشهای دیگر نشان داده اند که دانشجویان باهویت زود رس د رارتباطات فردی خود به شدت کلیشه ای رفتار کرده ودر بیان فردی کارامدی فردی ضعیف واز پیچیدگی شناختی پایین تری دارن دوبرعکس دانشجویانی که هویت موفقی دارند مشخصاتی از قبیل احترام به خود در سطح بالا داشته ودر مقابل استرس انعطاف پذیری داشته واقدام به تصمیم گیریهای سنجیده ومتفکرانه ای مینماید ونسبت به ان متعهد میباشد پژوهشهای انجام شده توسط ارشر ۱۹۹۲ حاکی است که بین دختران وپسران در نوع هویت تفاوت معنادار وجود دارد ارشر خاطر نشان میسازد که جریان تشکیل هویت در دختران امکان دارد به علت موانع خارجی یا محیطی مشکل تر ودردناکتر از پسران باشد همچنین ارشر د ر ۱۹۹۲ به این نتیجه رسید که پسران د رکلاسهای ۱۰ ۸ ۶ ۱۲ تقریبا هیج ارتباطی بین هویت شغلی وخانواده نمیبیند .پزوهش انجام شده توسط المال ۱۳۷۵ حاکی است که از بین عوامل جامعه پذیری دوعا مل خانواده ومدرسه بیش از سایر عوامل درشکل گیری هویت فرهنگی موثر است ضمنا موقعیت اجتماعی دانش اموزان در این جامعه اماری تاثیر مهم ی در هویت فرهنگی ندارد
رد .
پژوهش انجام شده توسط رزازی فر ۱۳۷۶ پیرامون هویت ملی در شهرستان مشهد حاکی از ان است که احساس عدالت وعام گرایی از عوامل موثر بر هویت ملی هستند این پژهش برروی ۳۰۳ نفر از جوانان ۱۸ سال یه بالای مشهدی انجام گرفته است در بررسی جامعه شناختی ابعاد هویت د انشجویان دانشگاه علامه طباطبایی یافته ها نشان میدهد که بین وضعیت اقتصادی اجتماعی میزان تبعیضات میزان دین داری وهویت ملی دابطه معنادار وجود دارد دربررسی تعیین کنندهای هویت یابی والگوگزینی در میان دانش اموزان دبیرستانی شیراز که تعدادشان ۶ ۲۳ نفر بوده است مشخص شد که مهمترین وعمده ترین الگوهای رفتاری نوجوانان والدین انها دوستانشان ومعلمین بوده وپس ازان شخصیت های مذهبی هنرمندان ورزشکاران نویسندگان دانشمندان ودر اخر نیز شخصیت های تاریخی مطرح میباشد.
اشد
سوالاتی که دراین پایان نامه بدان پاسخ داده می شود چنین است : ۱ – میزان گرایش به هویت قومی در بین جوانان ترک چقدر است ؟ ۲- میزان گرایش به هویت ملی در بین جوانان ترک چقدر است ؟ ۳ – آیا بین میزان هویت قومی و میزان هویت ملی جوانان رابطه ای وجود دارد؟
نتایج نشان می دهد : که افراد دارای هویتهای گوناگونی هستند و این هویتها لزوما در مقابل همدیگر قرار نمی گیرند. افراد از هویتهای گوناگون خود به عنوان بسته های اطلاعاتی استفاده کرده و در موقعیتهای کنشی مقتضی از آنها سود می جویند. هویت ملی و هویت قومی نیز دو نوع هویت جمعی هستند که افراد در طی اجتماعی شدن آنها را درونی کرده و جزئی از شخصیت خود را می سازند و از آنان در موقعیتهای مقتضی استفاده می کنند. بنابراین افراد تناقضی بین این دو نوع هویت درک نمی کنند.
بررسی هویت ملی و ابعاد آن به عنوان نوعی هویت از بعد جامعه‌شناسی هدف این تحقیق است همچون شناخت عوامل موثر بر هویت جمعی و تاثیر دو عامل عمده عامگرایی و عدالت توزیعی پرداخته شده است . برای سنجش فرضیات تحقیق تعداد ۳۰۳ نفر پاسخگو در مطقه شهر مشهد به روش نمونه‌گیری تصادفی سیستماتیک انتخاب و مرود مصاحبه قرار گرفته‌و داده‌های بدست آمده در این بررسی با استفاده از روشهای آماری همبستگی دو متغیری، رگرسیون چند متغیری، آنالیز واریانس ، آزمون I – lest و تحلیل مسیر تحلیل شده‌اند. یافته‌های تحقیق نش
ان می‌دهد چهار بعد هویت ملی (ارزشهای ملی – دینی – جامعه‌ای – انسانی) همبستگی بالایی با یکدیگر داشته و احساس عدالت توزیعی و عام‌گرایی در سطح معنی‌داریی بالایی با هویت ملی همبستگی دارند، نتایج حاصله نشان می‌دهد دو عنصر پایبندی ملی (نظری) تعهد ملی (عملی) با همبستگی بالا با یکدیگر بعنوان عناصر تشکیل دهنده هویت ملی مورد تایید می‌باشد
هدف از این تحقیق بررسی هویت ملی و مذهبی جوانان مشهدی (سن ۱۸-۲۴ سال) و تاثیر روابط اجتماعی بر آن می‌باشد. که جواب دادن به دو سئوال زیر را دنبال کرده است : -۱ میزان پایبندی نظری و علمی جوانان به مذهب و ملیت چقدر است ؟ -۲ روابط اجتماعی چه تاثیری بر هویت ملی و مذهبی جوانان دارد؟ بدین منظور تیپ ایده‌آل هویت ملی و مذهبی ساخته شد. (مجموعا چهار تیپ ایده‌آل، پایبندی نظری به مذهب ، پایبندی عملی به مذهب ، پایبندی نظری به ملیت و پایبندی عملی به ملیت) فرضیات اساسی تحقیق عبارتند از: نوع روابط اجتماعی جوانان در خانواده، مدرسه، جمع دوستان و اماکن مذهبی و ویژگیهای شخصی و تماشای تلویزیون بر هویت مذهبی و ملی تاثیر مستقیم دارند. روش تحقیق پیماشی و تکنیک جمع‌آوری از طریق مصاحبه‌های عمیق و پرسشنامه بوده است . جامعه آماری تمام جوانان (زن و مرد) سن ۱۸-۲۴ سال ساکن مشهد می‌باشد. نمونه‌گیری، طبقه‌ای و تصادفی ساده با حجم نمونه ۴۶۴ نفر در سطح مناطق ده‌گانه مشهد می‌باشد. نتایج بدست آمده عبارتند از: الف) ۵۲ درصد کل پاسخگویان بیش از ۶۰ درصد با تیپ ایده‌آل هویت مذهبی و ۶۱/۸ درصد کل پاسخگویان بیش از ۶۰ درصد با تیپ ایده‌آل هویت ملی، هماهنگی دارند. همچنین پایبندی نظری به مذهب و ملیت بیش از پایبندی عملی به آنها است . ب) با انجام تحلیل رگرسیونی و تحلیل مسیر داده‌ها، روشن شد حرکت جوانان و اعضاء خانواده‌هایشان در مراسم ملی و مذهبی، گفتگو پیرامون مذهب و تایید مستمر آن در خانواده، اهمیت دادن به نظرات خانواده و دوستان، مشورت با خانواده و تماشای برنامه‌های ایرانی تلویزیون، بر هویت ملی و مذهبی تاثیر مستقیم دارند. همچنین وضعیت اقتصادی جوانان، تماشای فیلم و سریالهای خارجی تلویزیون و تماشای فیلمهای سینمایی از طریق ویدئو و… تاثیر معکوس بر هویت ملی و مذهبی دارند
ابراهیم حاجیانی نیز با توجه به دغدغه ها و نگرانی های موجود در خصوص تنوع فرهنگی و قومی در جامعه ایران و پیامدهای ناشی از آن، این مقاله که براساس یک طرح پژوهشی ملی تنظیم شده است به بررسی رابطه و نسبت گرایش به هویت قومی و گرایش به هویت ملی در میان اقوام ایرانی پرداخته است. براساس چارچوب تحلیلی انتخاب شده که نظریه کنش متقابل نمادین و مشخصات آرای مید و بلومر می باشد، فرض اصلی این نوشتار آن است که هویت ایرانیان چندبعدی با ترکیبی است و میان ابعاد یا منابع هویت بخش جامعه ایرانی تناقض، تعارض و ناسازگاری وجود ندارد، بلکه هویت جمعی فرهنگی جامعه ایرانی همزمان از چند منبع مختلف سرچشمه گرفته و به دلیل خصلت تدریجی، تاریخی و استمراری بودن فرآیند تکوین هویت های مختلف، آن ها در شرایط سازگاری و انطباق با همدیگر قرار دارند.
برای آزمون این فرض محقق از روش تحقیق پیمایشی و ابزار پرسشنامه استفاده کرده است. واحد مشاهده فرد و واحد تحلیل ۶ گروه عمده قومی (ایرانی) شامل کردها، بلوچ ها، آذری ها، عرب ها، ترکمن ها و لرها بوده است. جمعیت آماری شامل افراد ۱۸ سال به بالا ساکن ۹ شهر بزرگ قوم نشین کشور بوده و با روش نمونه گیری چند مرحله ای، موارد نمونه انتخاب شده اند.
نتایج حاکی از آن است که هویت قومی و هویت ملی هر دو در میان اقوام ایرانی، به طور توامان، قوت و برجستگی دارند و میان آن ها رابطه تعارض آمیز و قطبی وجود ندارد. همچنین می توان گفت میان ابعاد فرهنگی و اجتماعی هویت قومی و ابعاد فرهنگی (و تا حدودی اجتماعی) هویت ملی رابطه مثبت و قوی برقرار است اما ابعاد سیاسی این دو نوع هویت رابطه منفی با یکدیگر دارند.
فرزین حاتمی دربررسی رابطه‌ میزان گرایش به هویت ملی و هویت قومی در بین بختیاری‌ها به این نتیجه میرسد که در جامعه‌ چند قومی ایران، هویت قومی یکی از مهم‌ترین هویت‌های جمعی است که سبب شناسایی و تمایز افراد از یکدیگر می‌شود. با این حال، برجسته شدن احساس هویت قومی، به ویژه برتری یافتن‌ آن بر احساس هویت ملی، همواره از مهم‌ترین دغدغه‌های مرتبط با انسجام و یکپارچگی ملی محسوب می‌شود. از این رو، مقاله‌ حاضر رابطه‌ هویت قومی و هویت ملی در بین بختیاری‌های سه استان خوزستان، لرستان و چهارمحال بختیاری را بررسی می¬کند. پرسش اصلی این است که آیا بین میزان گرایش به هویت ملی و میزان گرایش به هویت قومی بختیاری‌ها رابطه وجود دارد؟ برای پاسخ به این پرسش و نیز سنجش و بررسی این رابطه برای هویت ملی چهار بعد تاریخی، جغرافیایی، زبانی و فرهنگی در نظر گرفته است. همچنین، هویت قومی نیز بر اساس چهار بعد تاریخی، زبانی، فرهنگی و مذهبی سنجیده شده است.
نتایج تحقیق از نمونه برای ۳۸۵ نفری، با نمونه‌گیری خوشه‌ای و به شیوه پیمایش، با استفاده از فرمول کوکران به دست آمده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان می¬دهد میزان گرایش به هویت قومی و میزان گرایش به هویت ملی نزد پاسخگویان در حد بالا و بین هویت ملی و هویت قومی رابطه‌ مثبت و معناداری برقرار است.
حبیب احمدلود در سال ۱۳۸۱ تحقیقی را با عنوان بررسی رابطه هویت ملی و قومی در بین جوانان تبریز انجام داد. وی درصدد بود فرضیه‌ای بیانگر
رابطه معکوس بین هویت ملی و انسجام عام با هویت قومی است را مورد بررسی قرار دهد. وی با استفاده از روش پیمایش و با بهره‌گیری از پرسشنامه، شهر تبریز و جوانان آذری زبان ۳۰-۲۰ ساله را مورد مطالعه قرار داد. وی فرضیه‌های تحقیق را در دو بخش فرضیه‌های اصلی و فرعی نشان داد که در فرضیه‌های نوع اول پس از طرح یک فرضیه کلی به بررسی رابطه بین مولفه‌های هویت ملی و هویت قومی پرداخت مولفه‌های در نظر گرفته شده برای هویت ملی شامل: زبان و ادبیات فارسی، میراث فرهنگی، وابستگی ملی و گرایش‌های دینی و سیاسی بود و مولفه‌های قومی هم شامل: زبان و ادبیات ترکی، حافظه تاریخی، موسیقی سنتی ترکی و وابستگی قومی بود.
وی در قسمت نتایج تحقیق عنوان می‌کند که جوانان ترک زبان تبریز دارای گرایش‌ قومی به هویت ملی هستند و در عین حال به هویت قومی نیز گرایش دارند و نتیجه‌گیری می‌کند که بین هویت ملی و قومی نه تنها رابطه منفی وجود ندارد بلکه رابطه مثبتی نیز بین این دو نوع هویت جمعی وجود دارد.
فاتحی دهقانی در ۱۳۸۳ یه تاثیر سرمایه اجتماعی در هویت اجتماعی دانشجویان می پردازدوی با بهره گیری از آرای پوتنام، کلمن و فوکویاما و نظریه کنش متقابل نمادین هویت اجتماعی دانشجویان را اندازه گیری کرده است و ننیجه پژوهش بیانگر این است که بین سرمایه اجتماعی دانشجویان همبستگی مثبت وضعیفی برقرار است.
۲-۱۶-پیشینه خارجی:
در تحقیقی که کرچلر و پستی انجام داده اند در باب هویت ملی ،جایگاه آن در بین ملتها و کشورهای پولی عضو اتحادیه اروپا را بررسی کرده اند. نتایج مطالعه حاکی از ان است که افرادی که کشور خود را در جایگاه پایینی نسبت به دیگر کشورها می بینند نسبت به استفاده از یورو تمایل کمی دارند و بالعکس. در این تحقیق از نظریات انگیزش اجتماعی بهره گرفته شده است.(کرچلر و پستی،۲۰۰۳)
پیتر ایردر مقاله ای به بررسی تاثیر قواعد زبانی و تغیر انها در هویت اجتماعی و ملی پرداخته است . بر اساس مطالعات وی طبقات اجتماعی که بر اساس شاخصهایی مثل درامد و شغل مشخص میگردند دارای اصطلاحات زبانی خاص هستند و هویتهای ملی و قومی نیز در زبان تجلی مییابد. افراد در نشان دادن هویت خود خاص فرهنگی و اجتماعی زندگی خود را به کار میبرند.(ایر،۲۰۰۵)
۲-۱۷- چهارچوب نظری:
هویت ملی بالاترین و فراگیرترین سطح هویت جمعی است و به خصوص پس از شکل‌گیری دولت مدرن و واحدهای مستقل سیاسی به نام کشور اهمیت مضاعفی یافته است. هویت ملی شکل بنیادی هویت است که نه تنها مبنای دیگر هویت‌ها است بلکه در صورت بروز تضاد در بین سطوح مختلف هویت بر همه آنها تقدم دارد و تثبیت یک ملت یا خود ملی در مقابل غیرملی یا خارجی مطرح می‌شود (Smite, 1991: 8-14)