بررسی عوامل موثر بر تصویر برند بانک مسکن و ارائه راهبردها در جهت بهبود آن

1-3 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

امروزه اهمیت مفهوم برند در خرید مشتریان به حدی است که برخی از صاحبنظران از آن به عنوان یک محصول کامل یاد کرده و معتقدند بسیاری اوقات مشتریان در عوض آنکه محصولی را خریداری نمایند، برندها را میخرند. از این رو شناخت عوامل موثر بر این انتخاب و بررسی ویژگیهای خاص برند اهمیتی دو چندان یافته و انجام تحقیقات متنوعی را در این زمینه ضرورت می بخشد (سمیعی نصر و دیگران، 1390).

فیرکلوت و همکاران (2001) نشان دادند که هرچقدر تصویر برند مثبت تر باشد مصرف کنندگان اشتیاق بیشتری به پرداخت برای تولیدات آن برند خواهند داشت که این مساله موجب افزایش ارزش برند خواهد شد.  اخیرا مشخص شده است که بانکداری از نوعی بحران هویت متاثر گردیده است. بنابراین مطالعات تحقیقاتی مرتبط با تصویر ذهنی می بایست با هدف مرتبط با عملکرد مالی حایز اهمیت اند، انجام گیرد. تصویر ذهنی بخشی است که عمدتا در ادبیات علمی بحث شده است، افراد می توانند تصاویر ذهنی را درباره مایملک های مختلف مانند محصولات، برندها و سازمانها شکل بدهند. تصاویر به اشخاص کمک میکند تا درباره آن مایملک فکر کند و بر روی اقدامات بعدی آنها تاثیر خواهد گذاشت.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

ضرورت نفوذ در اذهان، در صنعت بانکداری مشهود است. بانک های بزرگ جهانی، نشان دادند که نفوذی قدرتمند، مطلوب و منحصر به فرد در ذهن مشتریان، تأثیر شگف ت انگیزی بر جذب منابع مالی بین المللی دارد. این نکته، در صنعت بانکداری ایران، بعد از ورود بان ک های خصوصی به عرصه بانکداری، به نقطه اوج خود رسید. امروزه شاهد این نکته هستیم که بانک های خصوصی(بانک هایی که از بدو شروع فعالیت به صورت خصوصی بود ه اند)  از نبودن ذهنیت و برند در بانک های دیگر استفاده کرده و با سرعت هرچه بیشتر سهم بازار خود را افزایش می دهند (دیواندری و دیگران، 1388).

با توجه به اهمیت موضوع تصویر برند و نقشی که این عامل بر حوزه بازاریابی بانکی دارد، ضرورت دارد که عوامل مهم و تاثیر گذار بر تصویر بانک مسکن شناسایی و بررسی شوند. در تحقیق حاضر سعی می شود با مطالعه گسترده ادبیات و پیشینه تحقیق به شناسایی عوامل مذکور بپردازیم و تاثیر آنها را بر بهبود تصویر برند در بین شهروندان کرمانشاهی مورد بررسی قرار دهیم و درنهایت راهکارهایی را برای بهبود تصویر برند بانک مسکن ارائه دهیم.

1-4 جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیق

با توجه به اهمیت توجه به رضایت مشتریان در بازار رقابتی و با توجه به اهمیتی که سازمان ها به نوع تصوری که مشتریان به آن سازمان دارند  و با توجه به فقدان تحقیقات در زمینه تصویر برند در داخل کشور و حوزه بانکداری، در این تحقیق سعی داریم تا عواملی را که بر تصویر برند بانک مسکن تاثیر گذار هستند را مورد بررسی قرار دهیم. لذا می توان ادعا کرد که در این تحقیق یک موضوع جدید و تازه مورد بررسی قرار می گیرد. از جنبه های جدید این تحقیق علاوه برقلمرو موضوعی ( تصویر برند) که کمتر در مورد آن تحقیق شده، قلمرو مکانی تحقیق است. یعنی تاکنون تحقیقی با این عنوان برای هیچ کدام از بانک ها و سازمان ها در شهر کرمانشاه انجام نگرفته است.

1-5 قلمرو تحقیق

    • قلمرو موضوعی :بررسی عوامل موثر بر تصویر بانک مسکن
    • قلمرو مکانی : شهر کرمانشاه
    • قلمرو زمانی : مطالعات اولیه این پژوهش از ابتدای دی 1392 کلید خورد و پایان فرآیند تحقیق و تکمیل آن اواخر خرداد 1393 می باشد.

1-6 اهداف مشخص تحقیق

    • اهدف کلی :
    1. بررسی عوامل تاثیر گذار بر تصویر برند بانک مسکن.
    1. رتبه بندی عوامل تاثیر گذار بر تصویر برند بانک مسکن.
    1. ارائه راهکارهایی در جهت بهبود تصویر برند بانک باتوجه به نتایج تحقیق.
    • اهداف ویژه : هدف ویژه از انجام این تحقیق بررسی عواملی مانند (تنوع خدمات، ارتباط موفق با مشتری، کیفیت خدمات، مزیت های کارکردی و غیر کارکردی) بر تصویر برند بانک مسکن در شهر کرمانشاه است.
    • هدف کاربردی : توسعه و بهبود برند بانک مسکن از طریق شناسایی عوامل موثر بر تصویر نام تجاری بانک مسکن  در اذهان مشتریان در جهت کمک به مدیران بازاریابی بانک و ارتباط موثر با مشتریان.

1-7  فرضیه‏های تحقیق:

با توجه به اهداف تحقیق، برای پژوهش پیش رو فرضیه های زیر در نظر گرفته شده اند:

دسترسی به منابع مقالات : بررسی مقایسه ای رابطه سرمایه اجتماعی با هویت ملی در دو شهر کرمانشاه و جوانرود- …

  1. بعد دینی و مذهبی

یکی از ابعاد مهم و حساس در بحث از هویت ملی، بعد دینی است. یعنی نحوه اهم مهم قرار دادن ملی بودن بر دینی بودن یا بالعکس همواره جزء مناقشات قرن اخیر در تاریخ ایران است یعنی تا پیش از انقلاب اسلامی برجستگی با ملیت و ایرانیت بود اما پس از انقلاب عنصر اسلامی و دینی در کنار ایرانی بودن و کاها اولویت با دین بود و ملیت تا زمانیکه موجب تفرقه دینی در ایران و جهان و در بین امت اسلامی نشود پذیرفته است و پرداختن افراطی به ملیت حقی مورد نکوهش هم واقع شده است.
در مجموع می‌توان دینداری را به عنوان کیفیتی در انسان دانست که معرف آگاهی از، تعلق خاطر، غلیان احساسات و دلبستگی عاطفی و پایبندی و تقید و تعهد به مجموعه‌ای از اعتقادات و اعمال دینی و اجتماعی مربوط به ملت است. (دوران، ۱۳۸۷: ۱۲۴)
هویت دینی را می‌توان متعالی‌ترین بعد از هویت ملی دانست که در مقایسه با بسیاری از کشورهای غربی متمایز است و به سبب وجود همین تفاوت می‌توان با اهمیت و اولویت‌دهی بیشتر عنصر این را مورد توجه قرار داد.
هویت ملی که به مفهوم جدید پس از انقلاب مشروطه و تماس با غرب در ایران رواج گرفت بنابر نظر نویسندگان معاصر از سه حوزه تاثیر گرفته که شامل: ایران- اسلام و غرب است(داوودی-۱۳۷۹: ۵۵) و در سده اخیر تعارضاتی بین این سه منبع هویتی به وجود امده است به طوریکه مثلا بحران هویتی که در سالهای اخیر با عنوان تهاجم فرهنگی در ادبیات سیاسی و اجتماعی بیان می شود برگرفته از غرب است شیخاوندی هویت ملی را تقریبا اخرین هویت اکتسابی میداند که فرد طی فرایند جامعه پذیری از طریق خانواده – مدرسه و رسانه کسب می کنند(شیخاوندی-۱۳۷۹-۱۳)و هویت ملی بالاترین سطح هویت جمعی در هر کشوری و هویت یابی در این سطح (یعنی با یک ملت) موجد هویت جمعی(و در نتیجه نوعی احساس خود جمعی)است که هویت ملی خوانده می شود(woodward-2000-10).
ضمنا با توجه به جوانی جمعیت ایران و موج هویت جویی که به خصوص از انقلاب مشروطه اغاز شده و با انقلاب اسلامی در ۱۳۵۷ تشدید پیدا کرده است و همچنین گسترش شهرنشینی و پیچیده تر شدن روابط انسانی و تحولات پر شتاب جهانی لزوم پرداختن به سرمایه اجتماعی و اثرات ان روی هویت ملی در جهت ارتقا و تثبیت نظم اجتماعی در کشور را ضروری می سازد.
در این محدوده پیمایشهای متعددی صورت گرفته که در حوزه سرمایه اجتماعی به عنوان نمونه در پیمایش سنجش سرمایه اجتماعی جوانان که توسط موسوی مدیریت شده نتایج حاصله نشان از سرمایه اجتماعی پایین و روبه متوسط در میان جوانان اشاره دارد و شکل سرمایه هم به صورت درون گروه یا قدیم است که بیشتر مشارکت و اعتماد در محدوده دوستان – فامیل و اشنایان است.و بالاترین نمره را اعتماد بین فردی کسب کرده است.
همچنین سرمایه اجتماعی و هویت ملی هر دو به عنوان لوازم توسعه ضروری به نظر می رسند و در صورت ارتقای هر دو روند توسعه شکل مناسبتری به خود گرفته و تهدیدات به خصوص بیرونی کمتر می تواند در این مسیر خلل ایجاد کند.
بنابراین شناسایی انواع هویت فردی و جمعی همانند هویت ملی و همچنین سرمایه اجتماعی به عنوان ایجاد کننده اعتماد در جامعه – تسری بخش مشارکت در نهادهای مدنی و در نهایت در استقرار همبستگی اجتماعی می تواند در مقابل تهدیدهای روزافزون داخلی و خارجی برای نظم موجود در جامعه موثر افتد.
سنجش میزان سرمایه اجتماعی و رابطه آن با هویت ملی حوزه نسبتا تازه ای از مطالعات در این زمینه را به نمایش میگذارد .در تحقیق حاضر با بررسی دو شاخص ذکر شده می توان به ازمون تعدادی از نظریه های موجود پرداخت و ادبیات این حوزه را غنی تر ساخت.و با نتایج حاصله از این تحقیق می توان برنامه ریزان حوزه سیاسی و اجتماعی کشور را نسبت به تعلق خاطر به ایران و اثرات سرمایه اجتماعی بر آن در جهت انجام آسیب شناسی از وضعیت موجود آگاه کرد.
هویت ملی یا جامعه ای بالاترین سطح هویت جمعی در هر کشوری است و هویت یابی در این سطح(ملت) موجد هویتی جمعی و در نتیجه نوعی احساس خود جمعی است که هویت ملی خوانده میشود(woodward.2000.10).
چلپی با مرور بر این مفهوم آنرا یک جمع تعریف شده انتشاری می داند که دارای انسجام بوده و مرجعی برای تعریف اعضای خود است (چلپی: ۱۳۷۷- ۲۲) در واقع آنچه ملت نام می گیرد و اساس شکل گیری هویت ملی است می توان از درون چنین مفهومی استخراج شود.
چلپی اجتماع مدرن را محصول توازن میان دو عنصر حیاتی سنت و پیمان اجتماعی می داند به گونه ای که برخی از روابط و احساس ها را سنت تعیین می نماید و برخی را قواعد و نهادهای اجتماعی اجتماع جامعه ای جمعیت نسبتا معینی از اعضا را برای خود مفروض می گیرد که در جامعه مدرن از این اعضا به شهروندان یاد می شود . دومین عنصر عمده این است که اجتماع جامعه ای در هر سطحی توسط یک سنت فرهنگی مشترک مشخص می شود.(همان- ۲۳)
وی به نقل از اومن آورده است که مفهوم ملت زمانی شکل می گیرد که قلمرو و فرهنگ بر هم منطبق شوند یعنی باید سرزمین و قلمرو جغرافیایی مشخص داشته باشند که افراد ساکن آن دارای فرهنگ مشترکی باشند.
چلپی در بحث از وفاق اجتماعی و نظم اجتماعی به پیروی از پارسونز نظم اجتماعی را در دو دسته جای می دهد :

  1. نظم بیرونی که با پشتوانه قدرت اعمال می شود و افراد جامعه با توجه بر منافع خویش به سازگاری با آن تن میدهد .در چنین نظمی همبستگی اجتماعی ضعیف است اعتماد اجتماعی متقابل تعمیم یافته تعهد درونی تعمیم یافته و وابستگی عاطفی تعمیم یافته
    منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

    ضعیف و یا وجود ندارد.

  2. نظم درونی که در آن اعتماد اجتماعی تعهد درونی و همدلی ملی برقرار است و وفاق اجتماعی عام به وجود می آید بر این اساس همه کنشگران از اجتماع عام هستند نه ماهای کوچکتر مثل خانواده .

چلپی دو عنصر نمادی را در ساختار فرهنگی اجتماع جامعه معرفی می نماید:
سنن فرا نسلی که تداوم یافته است و مختص یک نسل نیست مثل زبان مشترک – تاریخ فرهنگی مشترک و تداوم زمانی سنت بین اعضای یک اجتماع جامعه ای که موجب احساس همبستگی بین افراد یک اجتماع جامعه ای با پیشینیان و آیندگان می گردد( همان – ۲۵).
چلپی نظام جامعه ای را بالاترین سطح جامعه کل می داند که شامل چهار خرده نظام است:

نظام اقتصادی نظام سیاسی
رابطه: مبادله ای و معیشتی
تولید: کالا وخدمات
وسیله مبادله : پول
تضاد: بین فرد و جمع
رابطه: اقتدار
تولید: قدرت
وسیله مبادله : قدرت
تضاد: بین طبقات اجتماعی
نظام فرهنگی
ایران فردیت عارفانه
تاهل و باز بودن
صوفیگری زاهدانه
تعصب و غیرسازی
اسلام خداپرستی و وحدانیت
عدالت و برابری در مقابل قانون
اصولگری خدا همیشه با من است
شریعتگری ظاهر اصول
سنت اعتدال و میانه روی
فتوت و جوانمردی
بی‌حمیتی و تندکرداری
به کردار بازی (ادای کار را در آوردن)
تجدد فردیت مسئول
آزادی معقول
خود گرایی تند روانه
بی‌مرزی و بی‌حجابی

(همان: ۲۴۳)
فرهنگ رجایی در کتاب مشکله هویت ایرانیان امروز با عنوان تجدد به این امر می پردازد . رجایی در این گفتار مهمترین چالشهای هویتی ایرانیان را برمی شمارد . ازنظر رجایی مهمترین چالشهای هویتی ایرانیان ارایه قرائتی بومی از تجدد است . دومین چالش ایرانیان قبول ذهنی ، روانی و فکری این واقعیت است که آنها در شکل گیری این اسوه بشری نقش مستقیم و فعالانه ای نداشته اند . از نظررجایی سومین چالش ایرانیان برای سوارشدن برمرکب تجدد این است که بیگانگی خود نسبت به ابزارهای دستیابی به این اسوه جدید غلبه کنند . ازنظر رجایی تجدد به عنوان راهی برای بازیابی هویت ملی ایرانیان است . رجایی دراین گفتار چگونگی رسیدن به تجدد را دراروپا و ایران مقایسه می کند . ارنظراوعمل تجدد پاسخی بود به بحران همه جانبه ای که اروپا به آن دچارشده بود . درتجدد اروپایی دو مفهوم فردیت مسئول و آزادی معقول قراردارد . منظورازفردیت مسئول این است که انسان مختار است و هیچ منبعی ورای خودش صاحب او نمی باشد و لذا احترام آدمی قائم به ذات خودش است و نه وابسته به فر ایزدی و بعد دیگرفردیت رعایت مسئولانه حد و حدودی است که انسان با اراده و توافق خویش به آن گردن می نهد و به همین دلیل است که قانون اساسی دردنیای جدید بسیار گرانقدر است . به نظررجایی ایرانیان درانطباق زندگی خود با بعضی از جنبه های فردیت مسئول و آزادی خیلی موفق نبوده اند.
علی اکبری در کتاب تبارشناسی هویت جدید ایرانی معتقد است که بررسی وضعیت اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ایران در دوره ی قاجار نشان می دهد که جامعه ی ایرانی در معنای وسیعش، مجموعه ی مینیاتوری را تشکیل می داد و در هیچ یک از وجوه یاد شده یکپارچگی به چشم نمی خورد نکته ی در خور تامل دیگر در بازشناسی احوال جامعه ی ایرانی در این عصر این است که موزاییک متنوع و رنگارنگ قومی، زبانی، اجتماعی و سیاسی تنها به واسطه ی صرف ویژگی ها از یکدیگر متمایز نمی شود بلکه در بین این قطعات مینیاتوری همواره نوعی منازعه و درگیری وجود داشت، به طوریکه غالبا روابط این قطعات موزاییکی مبتنی بر نزاع و جنگ بود.
این امر به نوبه ی خود بر تعمیق شکاف های موجود می افزود و قلمروهای موزاییکی را برای سایر موزاییک ها غیر قابل نفوذ می کرد و از پیدایش هرگونه همسانی و یکپارچگی کوچک و بزرگ جلوگیری می کرد. نویسنده برای این درگیری ها شواهدی را بیان می کند به طور مثال جان ملکم پس از ذکر احوال ایلات خراسان می گوید: (( خلق خراسان مردمی سلحشور و جنگجو و مختلف التباع و الانساب اند و نسب از اعراب به کردها و افاغنه دارند که به اختلاف ازمنه و اسباب متفرقه در آن ملک راه یافته اند. لکن با وجود طول زمان و عموم مخاطره هنوز عداوت بالطبع این طوایف مختلفه با یکدیگر کم نشده است و مصلحت سلاطین ایران نیز اقتضای آن می کرده که در ازدیاد این اختلاف بکوشند.
تا ملک را در تصرف بر آرند از آن رو که اتفاق ایشان به هر جهت خطرناک بود.(علی اکبری ،۱۳۸۴: ص ۴۱)
چالش دیگر در این زمینه عدم سازگاری ماخوذات غربی با ارزشهای جامعه ایرانی بود دولت مطلقه پهلوی، دولتی نوساز بود. نوسازی ایران به شیوه ی مدرن، در عصر مشروطه خواهی و در دوره ی قانونگذاری اول و دوم مجلس به خواست اکثر قریب به اتفاق نخبگان و گروه های پیرامونی آنها مبدل شد.
در ممالک غربی نخست، پروژه ی ملت سازی به انجام رسید، به تبع آن ایجاد دولت جدید نیز ضرورت یافت. در پروژه ی ملت سازی، تغییرات زیر بنایی و بنیادی صورت گرفت و این باطن، صورت سیاست را نیز با خود همراه ساخت و اسباب فروپاشی ساخت سنتی و پیش مدرن حکومت و تاسیس ساخت دولت مدرن را فراهم آورد. اما این فرآیند درایران از چنین الگویی پیروی نکرد و تقریبا عکس آن رخ داد. حکومت قاجار در برخورد با قدرت و سرپنجه ی توانمند اروپاییان، به فکر اصلاحات به سبک اروپایی برآمد و از آن زمان، حکومت عهده دار نوسازی گردیده و نوسازی حکومت در تقدم قرار گرفت.(احمدی-۱۳۸۳-۹۸)
دولت مطلقه ی پهلوی به ترتیبی پروژه های ملت سازی را پیش برد که با اصول و مبانی دولت مطلقه و تداوم تاریخی اش در تعارض قرار نگیرد. بدین ترتیب متعاقب تبدیل پروژه ی دولت سازی، پروژه ی ملت سازی نیز دگرگون شد و تابع الزامات دولت مطلقه مدرن گردید پروژه ی نوسازی ایران در دوره ی رضاشاه، پروژه ای تجددگرا بود. ویژگی های عمومی پروژه ی تجدد در دوره رضاشاه دولت گرایی، ایجاد جامعه ای شبه غربی، پهلویسم (ایران گرایی و شاه پرستی) بود.
ابوالحسنی هم پنج دلیل عمده را در باب بحران هویت در ایران بر می شمرد البته عوامل ذکر شده همچون سکه دورویی است که هم تهدید است و هم می تواند فرصت ساز باشد:
در حال گذار بودن جامعه ایرانی و عدم سازگاری بین ارزشهای بومی و ارزشهای وارداتی
ضعف در عوامل هویت سازی جوان و پیامدآن مثل: بیکاری- مسایل خانوادگی- تاخیر در ازدواج

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

بررسی مقایسه ای رابطه سرمایه اجتماعی با هویت ملی در دو شهر کرمانشاه …

ابعاد سرمایه اجتماعی…………………………………. ۸۵
بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و هویت ملی…… ۸۶
فصل سوم:روش اجرای تحقیق…………….. ۱۰۳
مقدمه…………………………………………………………. ۱۰۴
جامعه آماری نمونه‌گیری …………………………… ۱۰۴
بر آورد حجم نمونه…………………………………… ۱۰۵
واحد مشاهده………………………………………… . ۱۰۶
واحد تحلیل……………………………………………. .۱۰۶
شیوه نمونه گیری…………………………………….. .۱۰۶
تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها ………………. ۱۰۷
منزلت شغلی………………………………………….. .۱۱۵
ابزار تحقیق …………………………………………….. ۱۱۶
متغیر وابسته: هویت ملی………………………….. ۱۱۶
متغیر مستقل :سرمایه اجتماعی ………………. ۱۲۱
پایگاه اقتصادی و اجتماعی ……………………….. .۱۲۴
منغیرهای زمینه ای ……………………………………. ۱۲۴
اعتبار و پایایی ………………………………………….. ۱۲۵
روش های تجزیه و تحلیل داده ها ……………….. .۱۲۹
فصل چهارم: نتایج و یافته‌های تحقیق……… ۱۳۱
مقدمه…………………………………………………………. ۱۳۲
تحلیل توصیفی داده ها……………………………….. ۱۳۲
تحلیل های استنباطی…………………………………. ۱۵۱
فصل پنجم: بحث و پیشنهادات……………… ۱۶۲
نتایج حاصل از تحلیل های آمار استنباطی …… ۱۶۴
محدودیت ها………………………………………………. ۱۶۹
پیشنهادات…………………………………………………. .۱۷۰
منابع……………………………………… ۱۷۱
پیوستها و ضمایم…………………………… ۱۷۳
فصل اول:
مقدمه و کلیات
۱-۱-مقدمه:
همانطور که قابل مشاهده است با توجه به تنوع قومی که در ایران وجود دارد و یکی از نمونه های استثنایی در میان کشورهای دنیا است و نیاز به حفظ نظم موجود که از لوازم اصلی آن تقویت هرچه بیشتر هویت ملی است که بتوان از تهدیدهای روزافزون فرهنگی ، سیاسی و اجتماعی و اثرات آن را تا حدودی کاهش داد تا این قومیتها قابلیت ها و تلاش های خود را معطوف به مای ایرانی و کشور با سابقه شان کنند. در این عرصه تاکید بر داشته های فرهنگ خودی میتواند از مناسبترین راه حل ها باشد.
اندیشمندان علوم اجتماعی هر کدام از نقطه نظری به تعریف هویت پرداخته اند مثلا گیدنز هویت را عبارت میداند از: خود شخص آن طور که شخص خودش را تعریف می کند.از نظر او هویت انسان در کنش متقابل با دیگران ایجاد شده و در جریان زندگی پیوسته تغییر می کند.
کشور ما در حال گذار است و با تحول و مسایل خاصی روبه روست مساله اساسی این است که امروزه مردم با مشکلات موجود در جامعه که خود برگرفته از نابسامانی هویتی ناشی از عدم جدایی کامل از هویت گذشته و اتصال به هویت جدید است این امر در میان اقلیتها به خصوص موجب می شود تا نسبت به فرهنگ حال و گذشته خویش احساس تعلق کمتری داشته باشند و موجب بحران هویتی شود.
از دید برخی صاحبنظران شواهد بسیاری دلالت دارد که شتاب و گستردگی تحولات جهان معاصر سبب شده تا هویت جوانان به خصوص دایما در حال تغییر و بحران باشد و زمینه ای در جهت سردرگمی ها –نابسامانیهای هویتی- عدم تعهد- پایمالی منافع ملی و پیدایش بحران هویت گردد(عبدالهی- ۱۳۷۵: ۱۵۸).
با توجه به مطالبی که گفته شد مشاهده می شود که هویت ملی را میتوان یکی از مهمترین شاخص هایی دانست که موجب همبستگی اجتماعی می شودو هویت ملی در اینجا به معنای مجموعه به هم پیوسته ای از ویژگیهای فرهنگی – سیاسی –تاریخی و جغرافیایی است که طی آن افراد در قبالش احساس همبستگی –تعهد و وفاداری میابد.
مقوله هویت ملی و ابعاد آن یکی از مهمترین مسایل و چالشهای فرهنگی می باشد که از دوران گذشته بویژه در سده های اخیر یعنی پس از آشنایی ایرانیان با مغرب زمین همواره وجود داشته است و غالبا به صورت تعارض بین هویت ملی و مذهبی بوده است.
در حقیقت هویت ملی همچون شمشیر دو لبه ای است که هم جنبه های مثبت و هم منفی دارد . تاکید بیش از حد بر ملیت در دوره هایی از تاریخ به شدت مطرح بوده و حتی باعث بروز جنگهای مختلفی بوده است و چگونگی رشد هویت ملی به صورت یک مساله است و مساله ای عام که شامل حال ایران هم میشود(شمشیری- ۱۳۸۷ :۱۶).
در مورد زمینه تاریخی هویت ملی باید اشاره کرد که پرداختن به هویت ایرانی از دوره ساسانیان تا دوره اسلامی و دوره صفویه تا انقلاب مشروطه کاربردی درست است چون مفهوم هویت ملی ایرانی نتیجه مراودات ایرانیان با کشورهای غربی – هند – ترکیه و اعراب است. در واقع هویت ملی در عصر جدید که دولتهای ملی ابتدا در اروپا و آنگاه در آمریکا و آسیا و آفریقا سر بر آوردند و مفاهیم جدید ملت و دولت رونق پیدا کرد و در ایران هم مفهوم نوین ملت وارد کلام سیاسی روشنفکران عصر روشنگری ایران شد و در انقلاب مشروطه و پس از آن رواج پیدا کرد(احمدی-۱۳۸۳: ۱۵۷ ).
اما در بعد سرمایه اجتماعی باید خاطر نشان کرد که این مفهوم در ادبیات توسعه در دهه ۱۹۹۰ به بعد اوج گرفت وبه عنوان یکی از عوامل عمده در توسعه محلی و ملی مطرح شده است.
دغدغه تنزل روابط اجتماعی از جمله موضوعاتی است که به کرات در جامعه شناسی کلاسیک و م
عاصر به چشم می خورد. جامعه شناسان اولیه درباره انتقال از گمین شافت به گزل شافت و رسمی شدن روابط و یا تاثیر زندگی شهری بر حیات انسانی نظرات فراوانی داشته اند. به نظر زیمل فرایندهایی مثل تقسیم کار فزاینده- عقلانیت مفرط و سلطه روزافزون سبب پیدایش دلزدگی و احتیاط در روابط اجتماعی در شهرها شده است.به موازات افزایش افراد روابط چهره به چهره کارکرد خود را از دست داده و جای خود را به نوع دیگری از روابط می دهد. به اعتقاد زیمل نتیجه چنین وضعی ناپایداری روابط و کاهش اعتماد اجتماعی است(شارع پور-۱۳۷۹ : ۱۵).
پس سرمایه اجتماعی را می توان ویژگیهای زندگی اجتماعی –شبکه ها – هنجارها و اعتقاد دانست که مد نظر پوتنام است و اعتقاد دارد که مشارکت کنندگان در این گروهها را قادر به کار موثرتر باهمدیگر برای تعقیب اهداف مشترک می کند(putnam-1993a: 56).

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.