بررسی عوامل موثر بر ایجاد تمایل به خرید الکترونیکی در فضای مجازی

:

اینترنت پدیده ای است که در عصر کنونی جایگاه ویژه ای را  به خود اختصاص داده است و شمار کاربران آن در سطح جهان افزایش چشم گیری داشته است.  این رسانه جدید ، موجب تغییر رفتارهایی شده است که مشتری در هنگام خرید از خود بروز می دهد.  بررسی فرایند خرید و رفتار مصرف کننده در اینترنت، برای شرکت های تجارت الکترونیکی در جهت جذب مشتری، بالابردن فروش و افزایش سودآوری، اهمیت فوق العاده ای دارد)عزیزی و نگهداری، 1391 ). مطالعات در ایالات متحده آمریکا نشان می دهد که 81 درصد کسانی که وب سایت ها را برای محصولات و خدمات جست وجو می کنند، به صورت اینترنتی خرید نمی کنند و با وجودی که بسیاری از کاربران وب برای آغاز خرید از وب تحریک شده اند، 75 درصد آنها تراکنش را لغو می کنند. این امر نشان می دهد که کاربران وب، فرصت های جذاب خرید از وب را می شناسند، اما موانع و عواملی موجب می شود که از انجام خرید جلوگیری کنند )سوپرامانین و رابرتسون، 2007 (. پذیرش خرید اینترنتی و انجام آن، تا حد زیادی به ارتباطات مصرف کننده و چگونگی تعامل افراد با رایانه بستگی دارد. برای جذب مشتری باید فعالیت های اینترنتی شرکت برای او سودآور باشد، هم چنین باید خدمات متنوعی به او ارائه شود. بنابراین محتوای وب سایت و خدماتی که در وب سایت ارائه می شوند، باید خواسته ها و علایق شخصی مشتری را در نظر گرفته و حتی امکاناتی برای ایجاد بخش های شخصی او فراهم آورد. مطالعات پیشین زمینه تجارت الکترونیک نشان داده اند که خصوصیات مصرف کنندگان، یکی از مهمترین عوامل در پذیرش خرید اینترنتی از سوی آنان است. البته اکثر مطالعات در این حوزه، روی یک محصول یا محصولات مشابه تمرکز داشته اند و تأثیر تنوع محصولات در پذیرش خرید اینترنتی نادیده گرفته شده است. برای مقابله با چنین محدودیتی، پژوهش پیش رو در نظر دارد تا به بررسی تأثیر انواع مختلفی از محصولات بپردازد.

1-2تشریح و بیان موضوع

با توجه به اینکه 31 درصد ایرانی ها کاربر اینترنت هستند، نرخ خریدهای اینترنتی در کشور نمی تواند در حد قابل قبولی باشد(عابدی، 1388 .( خرید اینترنتی براساس تجربه واقعی از خرید کالا صورت نمی گیرد، بلکه براساس ظواهری مانند تصویر، شکل، اطلاعات کیفی و تبلیغات از کالا استوار است؛ به همین دلیل جلب اعتماد مشتری برای انجام مبادلات از طریق اینترنت، مورد توجه بسیاری از سازمان ها و مشتریان قرار گرفته است )ساجدیفر و دیگران، 1391  .(درواقع تا زمانی که کاربران یک فناوری ازآن استفاده نکنند، هدف از طراحی آن، یعنی تسهیل انجام امور مربوطه و دست یابی به صرفه جویی های زمانی و هزینه ای، محقق نخواهد شد. چِئونگ و همکاران معتقدند که پذیرش فناوری از جانب مصرف کننده، به موفقیت کلی منجر خواهد شد و شرکت های الکترونیکی که در پذیرش اولی موفق بوده اند، می توانند روابط بلندمدتی با مشتریان ایجاد کرده و آن را حفظ کنند(یون،2007 .( فرایند پذیرفته شدن فناوری از سوی کاربران شامل آگاه شدن، ایجاد علاقه، ارزیابی، امتحان کردن و پذیرش است. پذیرش اینترنت برای خرید نیز، در آغاز توسط پذیرش عمومی مصرف کننده از اینترنت، به منزله رسانه جدید ارتباطی و تعاملی متأثر می شود. هم چنین نگرش به محیط خرید برخط، به ادراکات مصرف کننده از فعالیت خرید اینترنتی در مقایسه با خرید در مغازه، بستگی دارد. چارچوب متعارفی که پذیرفته شده است، فرض می کند که قبل از خرید محصولات، مصرف کنندگان منافع و ریسک های ادراک شده از راه های خرید را مقایسه می کنند(وانگ وهمکاران، 2003). با توجه به مشکل عمده محیط مجازی که نمی توان از نزدیک آن ها را لمس کرد و دید تعامل چهره به چهره با کارکنان فروش امکان پذیر نیست و ارزیابی وضعیت و کیفیت محصول مقدور نیست، می توان انتظار داشت که در یک محیط اینترنتی، نسبت به یک محیط فیزیکی، اعتماد کمتر و  احساس خطر بیشتری حاکم باشد) سان مارتین وهمکاران، 2009.( اگر چه رضایت حاصل از برخوردهای گذشته بر اعتماد، تاثیر قابل توجهی دارد، اما فروشندگان برخط، می توانند به واسطه ارائه خدمات با کیفیت، ضمانت محصولات، ایجاد امنیت، حفظ حریم شخصی، پشتیبانی از طراحی مناسب و یک وب سایت جذاب، اعتماد مصرف کنندگان را جلب کنند)همان منبع(. با توجه به توسعه خرید های الکترونیکی و موسسات و فروشگاه هایی که این خدمات را ارائه می دهند افزایش رقابت بین آنها امری اجتناب ناپذیر است . افزایش رقابت بین فروشگاه های الکترونیکی اهمیت پذیرش این تکنولوژی از سوی مشتریان را بیش از پیش برای مدیران این موسسات نمایان ساخته است و اهمیت عواملی را که موجب می شوند که مشتریان تمایل به خرید الکترونیکی داشته باشند را برای آن ها افزایش داده است. در نتیجه بهتر است مشخص شود که به چه دلایلی مشتریان تمایل به خرید الکترونیکی دارند چراکه تمایل و پذیرش مشتریان عامل کلیدی در توسعه ساختار الکترونیکی خدمات است)بیر و لدر، 2001). و در صورت عدم استقبال مشتریان، این گونه خدمات الکترونیکی با شکست مواجه خواهند شد (الادوانی ، 2001).

1-3اهمیت موضوع پژوهش:

در دنیای کسب وکار الکترونیکی، عوامل بسیاری در تصمیم و قصد خرید از اینترنت مؤثر هستند .  خرید از اینترنت، فرایند تصمیم گیری پیچیده ای است که مشتریان با آن روبه رو می شوند. تأثیرات  اجتماعی، سبک زندگی، عادت ها، نگرش ها و باورها، عوامل موقعیتی و ویژگی های فروشنده و  خریدار، از دسته مواردی شمرده می شو ند که در این تصمیم گیری دخیل هستند . از سوی دیگر، نوع محصولات ارائه شده در اینترنت نیز، عاملی اساسی در تعیین میزان گرایش به خرید برخط به شمار می رود. مطالعات نشان می دهد که یکی از عوامل مؤثر در خریداینترنتی، نوع محصول و ویژگی هایی همچون، ارزش و قیمت محصول، میزان تنوع و ملموس یا ناملموس بودن آن است. با توجه به ماهیت کانال های الکترونیکی، تمام کالاها و خدمات برای بازاریابی الکترونیکی مناسب نیستند(لیانگ و هوانگ، 1998). مدل پذیرش تکنولوزی(TAM) یکی ازموثرترین رویکردها جهت پذیرش تکنولوژی های اطلاعاتی جدید ، توسط کاربران است (بیر و استابر،  1998). بر اساس تعریف دیویس (1989 ) مدل پذیرش تکنولوژی درجستجوی توضیح و پیش بینی پذیرش از کاربران فناوری اطلاعات در محیط های کاری ( IT )می باشد. پذیرش خرید اینترنتی و انجام آن، تا حد زیادی به ارتباطات مصرف کننده و چگونگی تعامل افراد با رایانه بستگی دارد . برای جذب مشتری باید فعالیت های اینترنتی شرکت برای او سودآو رباشد، هم چنین باید خدمات متنوعی به او ارائه شود. بنابراین محتوای وب سایت و خدماتی که در وب سایت ارائه می شوند، باید خواسته ها و علایق شخصی مشتری را در نظر گرفته و حتی امکاناتی برای ایجاد بخش های شخصی او فراهم آورد. بخشی از پژوهش های انجام گرفته در این زمینه به بررسی تأثیر خصویات مشتریان بر پذیرش خرید اینترنتی پرداخته اند. بر اساس یافته های لیان و هوآنگ) 1988 (باید دقت کرد که کدام محصولات برای عرضه در بازارهای الکترونیکی مناسب تر است؛ چراکه انواع گوناگون محصولات بر پذیرش خرید اینترنتی تأثیر می گذارد. خرید اینترنتی در کشورهای در حال توسعه،  به دلیل عقب بودن آنها در زمینه تجارت الکترونیک  نسبت به کشورهای توسعه یافته ، یک کاربرد خلاقانه و جدید از فناوری اطلاعات به شمار می رود و طبیعی است که میزان خرید از وب در حد قابل قبول نباشد. با در نظر گرفتن نسبت خرید اینترنتی به حجم استفاده از اینترنت ، استنباط می شود که یکی از چالش های اساسیِ کسب وکار در ایران، تمایل اندک مصرف کنندگان به خرید اینترنتی است. پژوهش حاضر سعی دارد تا با مطالعه عوامل موثر بر ایجاد انگیزه جهت خرید الکترونیکی وبررسی مزایا و مشکلات اهمیت استفاده از این پدیده مهم  ضرورت و پیاده سازی این امر را بررسی نماید.

1-4 روش پژوهش:

تحقیق حاضر بر حسب هدف کاربردی و بر حسب شیوه گردآوری -داده ها توصیفی از نوع همبستگی است. ضمن اینکه برای آزمون فرضیات تحقیق، تاثیر متغیر های مستقل بر متغیرهای وابسته از طریق تحلیل رگرسیون بررسی شده است.

از نظر مکانی در طبقه ی پژوهشهای میدانی و کتابخانه ای قرار می گیرد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه و مصاحبه استفاده شده است.روش نمونه گیری، تصادفی ساده است و برای تعیین حجم نمونه از فرمول محاسبه ی تعداد نمونه از جامعه ی نامحدود استفاده می شود. برای آنالیز آماری فرضیه ها، پس از تعیین حجم نمونه، با استفاده از شاخص های آمار استنباطی علاوه بر آزمون فرضیه ها، به توصیف و تحلیل آن ها می پردازیم.

1-5 اهداف تحقیق:

1-5-1هدف اصلی تحقیق:

بررسی عوامل موثر بر ایجاد تمایل به خرید الکترونیکی درفضای مجازی توسط کاربران اینترنتی

اهداف ویژه تحقیق:

    1. تعیین نوآوری شخصی کاربر در به کارگیری فناوری اطلاعات ، بر نگرش وی نسبت به خرید اینترنتی
    1. تعیین خودکفایتی کاربر در استفاده از اینترنت، بر نگرش وی نسبت به خرید اینترنتی.
    1. تعیین ادراک شخصی کاربر از امنیت وب، بر نگرش وی نسبت به خرید اینترنتی.
    1. تعیین نگرانی های کاربر در رابطه با حریم خصوصی، بر نگرش وی نسبت به خرید اینترنتی.
    1. تعیین تناسب محصول یا خدمت ارائه شده در وب با نیازها و ارزش های مشتری، بر نگرش وی نسبت به خرید اینترنتی .

1-6فرضیات تحقیق:

1-6-1فرضیه اصلی تحقیق:

عوامل موثر بر ایجاد تمایل به خرید و خرید الکترونیکی تاثیر مثبت ومعناداری وجود دارد.

انطباق اقدامات گروه های تکفیری با موازین حقوق بین الملل- قسمت ۶

تروریسم از واژه «إرهاب» و در زبان عربى از مادّه (ر ه- ب) به معناى ترساندن آمده است. «إرهاب» صداى ترسیدن شتر است. «إرهابیون» (تروریست‏ها) ویژگى‏اى است که بر افرادى اطلاق مى‏شود که براى جامه عمل پوشیدن به اهداف سیاسى خودشان گام در راه‏هاى خشن مى‏گذارند. «إرهاب» در لغت به معناى تاکتیک یا ابزارى است که گروه‏هاى مطرود جامعه تلاش مى‏کنند تا از این راه به دنبال کسب قدرت و دفاع از خود بروند. هم‏چنین این واژه در لغت به معناى ترساندن و گرفتن امنیت به معناى گسترده‏اش با هدف محقّق ساختن منافع مشخّصى آمده است. معادل این واژه در زبان انگلیسى «terror» به معناى وحشت و هراس است.[۳۲۲] واژه «إرهاب» در قرآن کریم در چندین آیه و با معانى متفاوت آمده است. در آیه ۴۰ از سوره بقره به معناى «ترس از خداوند متعال» آمده است: وَ أَوْفُواْ بِعَهْدِى أُوفِ بِعَهْدِکُمْ‏ وَ إِیَّاىَ فَارْهَبُون‏.[۳۲۳] در آیه ۶۰ سوره انفال به معناى ایجاد هیبت و ترساندن آمده است: وَ أَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّهٍ وَ مِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ ءَاخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَ مَا تُنفِقُواْ مِن شىْ‏ءٍ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنتُمْ لَا تُظْلَمُون‏[۳۲۴]. هم‏چنین در آیه ۲۶ سوره انفال مبارزه اسلام با آدم‏ربایى ذکر شده است: وَ اذْکُرُواْ إِذْ أَنتُمْ قَلِیلٌ مُّسْتَضْعَفُونَ فىِ الْأَرْضِ تخَافُونَ أَن یَتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ فَاوَئکُمْ وَ أَیَّدَکُم بِنَصْرِهِ وَ رَزَقَکُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُون‏[۳۲۵]؛ و آدم‏ربایى را از مظاهر خشن تروریسم شمرده است؛ زیرا مشتمل بر ایجاد رعب و وحشت و ترساندن دیگران است‏[۳۲۶]. حال که فهمیدیم «إرهاب» به معناى تجاوزگرى است؛ باید به این مطلب اشاره کنیم که این کار در شریعت اسلامى از دو حالت خارج نیست؛ یا به حقّ است که در نتیجه جایز، و یا ناحقّ است که حرام است.
قلمرو معنایى این واژه (إرهاب) در بستر زمان نزد دانشمندان مسلمان اهل سنّت گسترش یافت؛ تا آنجایى‏که این تعبیر بر مخالفت با حکمرانان (اولى الأمر) منطبق شد. خلفاى اموى و عبّاسى و پس از آن‏ها پادشاهان و حکمرانان دیگر از این واژه سوء استفاده کردند تا مخالفین آن‏ها و یا به تعبیر شناخته شده امروزین، معارضین سیاسى را در بر بگیرد. بر این اساس ضرورى است که به دنبال واژه‏اى باشیم که با دقّت بیشترى از ترساندن بر اساس فهم اسلامى تعبیر مى‏کند[۳۲۷].
معجم الوسیط، «إرهاب» را این‏گونه تعریف کرده است: ویژگى‏اى است که بر افرادى اطلاق مى‏شود که براى محقّق ساختن اهداف سیاسى خود راه خشونت و ترساندن را برمى‏گزینند[۳۲۸]. فرهنگ لغت آکسفورد واژه «terrorism» یا «الإرهاب» را این‏گونه شرح داده است: کاربرد غیر قانونى و غیر مجاز خشونت و ایجاد رعب و وحشت در راه تحقّق اهداف سیاسى‏[۳۲۹]. تروریسم از طریق خشونت‏[۳۳۰] یا تهدید به خشونت و سپس اجبار، نیروى قهرى و ربایش جهت نابودى دشمنان قوى و خفه کردن صداهاى اعتراضى آن‏ها و ترساندن بیشتر مردم تحقّق پیدا مى‏کند. تروریسم، یکى از بزرگ‏ترین ابزارهاى فشار اجتماعى است‏[۳۳۱].
مجمع عمومى سازمان ملل در سال ۱۹۳۷ این واژه را این‏گونه تعریف کرده است: همه اعمال مجرمانه ضدّ کشورها که به حکم ماهیت یا هدف این اعمال، کارش برانگیختن ترس در جان شخصیت‏هاى مشخّص یا گروهى از افراد جامعه و یا توده مردم است‏[۳۳۲].
قانون تصویب شده توسّط مجمع عمومى سازمان ملل در سال ۱۹۹۹ در مورد اقدامات مقابله با تروریسم بین‏المللى دربردارنده این تاکید است که اقدامات مجرمانه که طبیعت آن‏ها برانگیختن ترس در جان عموم مردم یا گروهى از اشخاص به خاطر اهداف سیاسى است؛ در هیچ شرایطى و با هیچ دیدگاه و راهبردى توجیه‏پذیر نیست؛ فرقى نمى‏کند که دیدگاه و نظریاتى که براى این توجیه به کار گرفته مى‏شود سیاسى باشد یا فلسفى یا ایدئولوژیک یا رادیکالى یا نژادپرستانه یا دینى و یا هر دیدگاه دیگر.
تروریسم بین‏المللى، عبارت است از اقدامات و ابزار ناموجّهى که سازمان‏ها یا کشورها براى برانگیختن ترس عموم مردم یا گروهى از آن‏ها به علل سیاسى بدون توجّه به انگیزه‏هاى گوناگون آن از آن‏ها بهره مى‏برند. در سایت فرهنگ لغت «لاروس» به زبان فرانسوى در کنار چند سطر نخست تعریف واژه «ارهاب» (تروریسم) تصویرى از «مناحم بیگن»، نخست‏وزیر اسبق رژیم صهیونیستى قرار داده شده که پشت‏سر او پرچم اسرائیل نمایان است‏[۳۳۳]. فرهنگ لغت لاروس که مرجع و ضامن علمیت و بى‏طرفى براى میلیون‏ها فرانسوى و همه ملّت‏هاى فرانسوى‏زبان در گوشه و کنار دنیا (فرانکفونى)[۳۳۴] به حساب مى‏آید؛ مناحم بیگن و اسرائیل را به عنوان نماد برجسته ارهاب معرّفى مى‏کند؛ نه مواردى مانند: سازمان‏هاى تروریستى القاعده، یا «پرچم‏هاى سرخ» در ایتالیا، یا «راه درخشان» در پرو، یا ارتش سرّى فرانسه و یا سازمان‏هاى تروریستى پیرامون اسرائیل؛ بلکه برعکس، لاروس تروریسم را این‏گونه تعریف مى‏کند: اقدامات خشنى که با هدف ایجاد فضایى از ناامنى، تصرّف حکومت یا با انگیزه ایجاد نفرت نسبت به یک جامعه یا حکومت و یا باورهاى دینى صورت مى‏پذیرد. در کتاب معجم مصطلحات العلوم الإجتماعیه مقصود از ارهاب انتشار ترسى دانسته شده که جسم و عقل را برمى‏انگیزد؛ یعنى روشى که گروه‏هاى سازمان‏یافته یا احزاب تلاش مى‏کنند تا بوسیله آن، اهداف خود را از راه به کارگیرى خشونت و متوجّه کردن فعّالیت‏هاى تروریستى به سمت ضدّیت با افراد عادّى یا نمایندگان حکومت که با اهداف این گروه مخالف و معارض هستند؛ محقّق سازند. تخریب مستغلّات و املاک و از بین بردن محصولات کشاورزى در برخى از اوقات، نمادهاى فعّالیت تروریستى به شمار مى‏روند[۳۳۵].
جامعه‏شناسى سیاسى تروریسم را این‏گونه تعریف کرده است: هر حرکت یا رفتار بشرى که در تعامل با مدیریت روابط انسانى به هنگام اختلافات آن‏ها در زمینه‏هاى فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى و سیاسى به سراغ به کارگیرى مقدارى از قوه قهریه شامل اجبار و آزار جسمى و به کارگیرى غیر قانونى اسلحه و تکنولوژى‏هاى سنّتى و مدرن شکنجه که مخالف با حقوق اساسى بشر مورد تاکید و تایید ادیان آسمانى و پیمان‏هاى بین‏المللى مى‏رود. هدف آن‏ها از این کار محقّق ساختن اهدافى در آن زمینه‏ها و عرصه‏ها است که بین مقهورسازى، فشار، اصلاح، به حاشیه راندن و تبعید کردن در نوسان است. گاهى افراد دیگرى غیر از گروه هدف هم مورد تجاوز و ستم قرار مى‏گیرند[۳۳۶]. قانون عراقى مقابله با تروریسم مصوّب سال ۲۰۰۵، تروریسم را این‏گونه تعریف کرده است: هر اقدام مجرمانه توسّط یک فرد یا گروه سازمان‏یافته که در آن فرد یا مجموعه‏اى از افراد یا گروه‏ها یا نهادهاى رسمى یا غیر رسمى را با هدف‏هاى تروریستى مانند: اختلال در وضعیت امنیتى یا ثبات یا وحدت ملّى یا وارد کردن رعب و وحشت بین مردم و یا ایجاد هرج و مرج مورد هدف خود قرار داده و باعث وارد آمدن زیان‏هایى به دارایى‏هاى عمومى یا خصوصى شود[۳۳۷]. الکس اشمید در اثر خود به نام راهنماى تحقیق درباره مفاهیم، نظریه‏ها، اطلاعات پایه و تألیفات در باب تروریسم بیش از صد تعریف از تروریسم گردآورى کرده است. در مجموع به عناصرى مشترک در تعاریف رسیده است که عبارتند از: «خشونت، جنبه سیاسى پدیده، وحشت و ترس».[۳۳۸] عمومى‏ترین ویژگى تروریسم، خشونت یا تهدید به خشونت مى‏باشد.[۳۳۹] هر اقدام تروریستى نوعى اقدام خشونت‏آمیز نیز مى‏باشد، اما هر عمل خشونت‏آمیز، اقدامى تروریستى نیست. اقدام خشونت‏آمیز دو وجهى است: قاتل و مقتول یا ضارب و مجروح، درحالى‏که اقدام تروریستى یک وجه آن انجام «خشونت و تهدید»، وجه دوم آن «انتقال پیام خشونت» و وجه سوم آن «احساس وحشت جدى» مى‏باشد. از نظر اشمید بین هدف خشونت و هدف ترور و بین قربانى و حریف تفاوت وجود دارد؛ در یک‏ قتل تروریستى قربانى به راحتى مى‏تواند تغییر کند، زیرا هدف غایى تأثیر بر افکار عمومى است.[۳۴۰] الکس اشمید، چهار دلیل اصلى براى مشکلات موجود بر سر راه ارائه تعریف قابل قبولى براى همگان از واژه «تروریسم» مى‏آورد:

  1. تروریسم، مفهومى اختلافى است؛ زیرا تروریست از دیدگاه برخى، پیکارگرى است که براى آزادى مى‏جنگد و از دیدگاه فرد دیگر، تروریست، افرادى مانند بن‏لادن است و بس.
  2. تروریسم مرتبط با مجرمانه دانستن یا نداستن برخى از فعّالیت‏ها و مجموعه‏ها است؛ مانند لوایح سازمان‏هاى تروریستى در ایالات متّحده آمریکا، سازمان ملل و اتّحادیه اروپا به عنوان نمونه. شاخصه ها و اجزای مفهومی تروریسم به شرح زیر ترسیم گردیده است :

خشونت: عمومی ترین ویژگی تروریسم خشونت یا تهدید به استفاده از خشونت می باشد . با این وجود این واژه نمی تواند مفهوم اختصاصی از خشونت تروریستی ارائه دهد و بسیاری از دیگراقدامات که نمی تواند مفهوم اختصاصی از خشونت تروریستی ارائه دهد و بسیاری از دیگر اقدامات که نمی توان آنها را تروریسم نامید از قبیل شورش ، جنایت سازماندهی شده جنگ را در بر می گیرد.
قربانی : انتخاب تصادفی یااز روی هدف غیر نظامیان یکی از ویژگیها و معیارهای اقدامات تروریستی است. در این خصوص برخی گروه ها ی تروریستی نظیر ارتش جمهوری خواه ایرلند قبل از حملات خود به مردم هشدار می دهند تا از شما قربانیان کاسته شود و برخی نظیر القاعده به دنبال بیشرین قربانی می باشد.
هدف : هدف تروریسم ایجاد وحشت و ترس در قربانی است که این قربانی می توانند حکومت کل جامعه یا گروهی از اعضای جامعه باشد.
انگیزه : اقدامات تروریستی ممکن است برای رسیدن به اهداف سیاسی یا مذهبی انجام شود و یا ممکن است بر اساس کسب منافع شخصی صورت گیرد. اگر سارقی به بانک حمله کند و پس از
کشتن رئیس بانک با مقداری پول فرار کند نمی توان او را تروریست نامید ولی اگر انگیزه همین شخص در سرقت از بانک ایجاد ترس و وحشت در مردم با مقاصدی مانند بی اعتقاد کردن مردم به بانکها و بی ثبات کردن اقتصاد باشد این کار یک اقدام تروریستی به حساب می آید.
قانونمندی : غیر قانونی بودن یکی از ویژگی های بارز تروریسم است .
قبول مسئولیت: صدور بیانیه پس از اقدام تروریستی یکی از ویژگیهای تروریسم است. این بیانیه می تواند ضمن قبول مسئولیت اقدام ترویج کننده مواضع عقیدتی ، سیاسی یا ملی تروریست ها نیز باشد.
عامل اقدام تروریستی: بسیاری از تعاریف تروریسم اقدامات حکومتهای قانونی را به عنوان اقدام تروریستی در نظر نمی گیرند مگر آنکه کار آن ها پنهانی و در زمانی غیر از جنگ انجام شود.
پلیس اتّحادیه اروپا (یوروپل) بر اساس دانش نامه های مربوط به تروریسم، تروریسم را بر اساس ایدئولوژى تعریف کرده است: تروریسم ملی گرا، تروریسم سیاسی، نارکو تروریسم، تروریسم مذهبی، تروریسم تحت حمایت حکومت ها، تروریسم دولتی، سایبر تروریسم، تروریسم آزاد، تروریسم هسته ایی، تروریسم شیمیایی، تروریسم کشاورزی، تروریسم جنایی و تروریسم انتحاری.
تروریسم ملی گرا: گونه ای از تروریسم معرفی گردیده که به واسطه آن تروریست ها به دنبال یک حکومت مستقل و پایان دادن به اشغال کشور و یا حرکت ضد استعماری برای پایان دادن به استعمار کشور و کسب استقلال آن می باشند. این واژه همچنین برای توصیف گروه هایی که به دنبال ایجاد یک حکومت مستقل در یک منطقه قومی و مذهبی می باشند نیز بکار رفته است. با وجود معرفی تروریسم ملی گرا به عنوان یکی از انواع تروریسم ویژگیهای آن محل مناقشه است و هنوز مشخص نیست چه نوع جنگ یا خشونت مشروع تلقی می گردد. از سوی دیگر این گونه گروه ها بیشتر خود را مبارزان راه آزادی درگیر در یک جنگ نا متقارن معرفی می کنند.
تروریسم سیاسی: نوعی از تروریسم معرفی شده که برای تحت تاثیر قرار دادن تحولات اجتماعی سیاسی که احتمال وقوع آنها به طرق مسالمت آمیز میسر نمی باشدبه کار می رود و گفته می شود این نوع از تروریسم از سوی گروههای کوچک فاقد پایگاه قدرت مورد استفاده قرار می گیرد و زمانی بیشترین تاثیر را دارد که علیه یک حکومت ظالم یا استبدادی به کار گرفته شود.
نارکو تروریسم: تروریسم و اقدامات تروریستی ای معرفی شده که از سوی سوداگران مواد مخدر به کار گرفته می شود. این نوع تروریسم اولین بار از سوی رئیس جمهور پرو در سال ۱۹۸۳ میلادی برای توصیف حملات تروریست گونه علیه پلیس مبارزه با مواد مخدر این کشور بکار برده شد. نارکو تروریسم برای توصیف حملات سوداگران مواد مخدر برای تاثیر گذاری بر سیاست های دولت و عدم اجرای قانون به واسطه تهدیدات منظم و استفاده از خشونت استفاده می شود.
تروریسم مذهبی : نوعی از خشونت مذهبی است که اقدامات آن به واسطه مذهب توجیه می شود. در این چارچوب تروریسم مسیحی ،تروریسم اسلامی، تروریسم یهودی و هندو به عنوان تروریسم مذهبی معرفی شده است.
تروریسم تحت حمایت حکومت ها : نوعی از تروریسم معرفی شده که برای توصیف حمایتها خصوصا حمایت مالی از سازمانهای تروریستی توسط حکومتها بکار می رود. این کمکها اغلب به عنوان پاداش حملات تروریستی توسط کشور یا کشورها به گروه های تروریستی اعطا می گردد. تروریست تحت حمایت حکومتها دارای نتایج استراتژیک معرفی شده و در مواقعی بکارگرفته میشود که امکان استفاده از نیروهای نظامی و متعارف وجود ندارد . در غرب تروریسم تحت حمایت حکومتها اغلب برای نشان دادن و توصیف سیاستهای مشخص و تامین منابع مالی گروه های تروریستی توسط کشور های غربی و اسلامی بکارگرفته شده است. کشورهای کوبا ،پاکستان ،ایران ،برتانیا، ایالات متحده به عنوان حامیان تروریسم تحت حمایت حکومتها معرفی شده اند.
تروریسم دولتی: به استفاده دولتها از خشونت و سرکوب علیه گروه ها یا مردم آن کشور یا یک کشور دیگر اطلاق می گردد. این نوع از تروریسم می تواند توسط خود نیروهای رسمی حکومت مانند پلیس یا ارتش انجام شود مانند اسرائیل علیه مردم فلسطین یا انجام آن به گروه های تروریستی و شبه نظامی مورد حمایت دولت سپرده شود.
سایبر تروریسم: یکی دیگراز انواع تروریسم معرفی شده که به تلاقی تروریسم و فضایی سایبر اقدام به از کاراندازیسیستم های اطلاعاتی می نماید.
تروریسم آزاد :تروریسم آزاد به اقدامات تروریستی لقب داده شده که بدون حمایت یا وابستگی به سازمانهای تروریستی توسط افراد یا گروه های کوچک با هدف شخصی ،بشر دوستانه ، یا حمایت از حمایت محیط زیست انجام می شود.
تروریسم هسته ایی : این نوع تروریسم به اقداماتی گفته می شود که در آن از تسلیحات هسته ای علیه مردم و غیر نظامیان استفاده می شود این نوع اقدام شامل استفاده از بمب ها و موشکهای هسته ایی علیه اهداف غیر نظامی و همچنین اقدام علیه راکتورها یا مخازن و انبارها و زاغه های محل نگهداری تجهیزات و سلاح های هسته ای و در نتیجه ایجاد فاجعه در یک منطقه یا کشور می گردد.
بیو تروریسم: به اقدامات تروریستی اطلاق می شود که در آن از تسلیحات یا مواد کشنده بیولوژیک برای اهداف غیر نظامی استفاده می شود که نمونه های معروف آن پاکت های حاوی میکروب آنتراکس در ایالات متحده در سال ۲۰۰۱ و حمله فرقه امریکایی راج نیش آمریکایی با استفاده از باکتری سالمنلادر بارهای شهر آریگان در سال ۱۹۸۴ می باشد.
تروریسم شیمیایی : به اقدامات تروریستی اطلاق می شود که از مواد و
عوامل شیمیایی در بمب ها و یا موشک ها از این نوع حمله بیشتر در جنگ های میان کشورها استفاده شده است .
تروریسم کشاورزی : با استفاده از تاکتیک های بیو تروریسم با هدف نابودی مزارع مواد غذایی نظیر غلات انجام می گیرد . این نوع تروریسم تاکنون نمونه ای نداشته اما تاکید شده این تروریسم پاشنه آشیل کشورهای غربی است و به آن توجه خاص دارند.
تروریسم جنایی : ناظر به اقدامات تروریستی تشکیلاتی با مطامع مشخص می باشد.
تروریسم انتحاری : فعالیت آنها به سوی فرهنگ ها و دانش نامه ها است. تروریسم انتحاری به معنای قربانی شدن خود خواسته فرد برای یک حمله تروریستی است. وبیشتر از اواخر قرن بیستم رایج گردیده اقدامات تکفیریان می تواند مصداق بارز تروریسم دینی یا مذهبی باشد. در این قسمت به بررسی موضوع تروریسم و میزان مسئولیت تکفیریان و کشورهای حامی آنان در قبال اعمال خود در عرصه بین المللی خواهیم پرداخت. کشورهای جهان سوم ضمن اصرار بر اولویت تعریف تروریسم بین المللی تاکید داشتند که باید جامعه بین المللی به مفهوم مشخص از این واژه دست یابد و سپس برای مقابله با آن راهکارهایی مناسب اتخاذ نماید. آن ها بر این اساس خواهان برگزاری یک کنفرانس بین المللی برای تعریف و تبیین واژه تروریسم و تفاوت آن با جنبش های رهایی بخش بر اساس قطعنامه ۳۰۳۴ مجمع عمومی که از مشروعیت مبارزات نهضت های آزادی بخش ملی حمایت می نمود شدند. قطعنامه مذکور منشاء اختلاف نظر بین نمایندگان شرق و غرب بود . بیشترین هراس کشورهای در حال توسعه محدود شدن فعالیت جنبش های رهایی بخش بود. به اعتقاد این کشورها هر گونه تلاش برای تعریف تروریسم نبایستی خللی بر فعالیت گروههای رهایی بخش دارد می آورد.لذا این کشورها در احلاس چهل و ششم اعلام نمودند که تشکیل یک کنفرانس جهانی به پایان دادن به اختلافات نظرهای موجود بر سر تعیین اعمال تروریستی و تداخل عمدی تروریسم با مبارزات آزادی بخش کمک خواهد کرد. مشکل ناشی از فقدان تعریف شناخته شده و دقیقی از نهضتهای آزادی بخش و تروریسم بود . تعدادی از کشورهای جهان سوم توسل این نهضتها به خشونت را در مقوله تدابیر دفاع مشروع از خود در مقابل استعمار تلقی می نمودند ولی نگرش تعدادی دیگر از آنها بر مبنای لزوم رعایت حقوق بشر در مبارزات کسب استقلال بود یعنی کشتار ، بدون تمایز افراد نظامی و غیر نظامی در کنار مبارزات رهایی بخش را در محدوده تروریسم قرار می دادند. خواسته کشورهای جهان سوم در قطعنامه ۱۹۹۱ در مجمع عمومی به تصویب رسید تجلی یافت . در این قطعنامه بر اصل غیر قابل انکار حق تعیین سرنوشت مردمی که تحت استعمار بودند و مشروعیت جنبش های رهایی بخش تاکید شده بود. پس از اجلاس چهل و ششم به دلیل گسترش اقدامات خشونت آمیز در کشورهای در حال توسعه موضع کشورهای مدافع تشکیل یک کنفرانس بین المللی برای تعریف تروریسم تضعیف و به غرب نزدیکتر گردید. همچنین اصرار بر تمایز بین اعمال تروریستی و مبارزات رهایی بخش کمرنگ شد. این موضوع در بیانیه ای تحت عنوان «اقدام برای محو تروریسم بین المللی» که به تصویب مجمع عمومی رسییدانعکاس یافت. در بیانیه مذکور به تفاوت میان تروریسم و مبارزات رهایی بخش اشاره ای نشده و تروریسم به هر شکل و انگیزه ای محکوم گردیده بود. و ضمن شناسایی کلیه شیوه ها و رفتارهای تروریستی به مثابه اعمال جنایی و غیر قابل توجیه در قسمت اجرایی از دولتها خواسته شده بود که بطور هماهنگ برای حل معضل تروریسم اقدام نمایند. مواضع کشورهای غربی :این کشورها تعریف تروریسم را نه مثبت و نه عملی میدانستند. از دیدگاه آنها معضل تروریسم چنان حاد بوده که اتخاذ تدابیری برای مبارزه با آن بر تعریف این واژه اولویت داشت و موثرترین و بهترین راه مقابله با تروریسم برخورد موردی یعنی روبهرو شدن با موارد مختلف تروریسم و تصویب کنوانسیونهایی برای مقابله با آن بود .دولتهای غربی عضو شورای امنیت از تعمیم مفهوم تروریسم فارغ از علل و انگیزه ارتکاب آن حمایت می نمودند. این امر کاملا قابل درک است زیرا به این ترتیب بستری مناسب برای ارتباط دادن مسئله تروریسم با تهدید صلح فراهم می شد و شورای امنیت این امکان را می یافت که بطور سلیقه ای با تاکید بر فصل هفتم منشور با بحرانهای بین المللی رو به رو گردد.تروریسم در هنگام تصویب کنوانسیون‏هاى چهارگانه ژنو به اندازه امروز نه وجود داشت و نه جدى گرفته مى‏شد. از این‏رو در چهار کنوانسیون مفصل تصویب‏شده، تنها یک ماده از کنوانسیون چهارم حاوى مقرراتى در خصوص تروریسم است. ماده ۳۳ این کنوانسیون مقرر مى‏دارد: «هیچ شخص مورد حمایتى را براى جرمى‏ که او شخصاً مرتکب نشده نمى‏توان مجازات کرد. مجازات‏هاى دسته جمعى همچنین تمامى تدابیر رعب‏آور و تروریسم ممنوع است».
بر اساس ماده ۳۳، تروریسم نه به خودى خود، بلکه به عنوان یکى از آثار مجازات‏هاى دسته‏جمعى قرار گرفته است و اینکه این‏گونه مجازات‏ها از سوى دولت نسبت به افراد اعمال شود. پس در حقیقت این ماده اشاره‏اى به تروریسم دولتى دارد.[۳۴۱] اگرچه کنوانسیون‏هاى ژنو با شناسایى نقض‏هاى شدید مقررات خود به عنوان جنایت جنگى، چنین نقض‏هایى را قابل پیگرد دانسته‏اند، ولى متأسفانه کنوانسیون چهارم ژنو نقض مقررات ماده ۳۳ خود را جزء نقض‏هاى شدید یا فاحش در نظر نگرفته است؛ ازاین‏رو مطابق با این کنوانسیون، اعمال تروریستى مندرج در ماده مذکور قابل تعقیب‏ کیفرى در سطح بین‏المللى
نیست.[۳۴۲] اما در بند ۲ ماده ۵۱ پروتکل اول الحاقى ۱۹۷۷ به کنوانسیون‏هاى چهارگانه ژنو که مربوط به حمایت از قربانیان در درگیرى‏هاى مسلحانه است، ارتکاب اعمال تروریستى علیه سکنه و افراد غیرنظامى ممنوع اعلام شده است. این ماده با عنوان حمایت از سکنه غیرنظامى چنین مقرر مى‏کند: «سکنه غیرنظامى فى‏نفسه و همچنین افراد غیرنظامى نباید هدف حمله قرار گیرند. اعمال و تهدیدهاى خشونت‏آمیزى که هدف اولیه آنها ایجاد جو ترور در میان سکنه غیرنظامى باشد ممنوع است».
پروتکل علاوه بر این ماده، در ماده ۳۷ خود نیز به نحو ضمنى اعمال و روش‏هاى تروریستى را محکوم کرده است. به موجب بند یک این ماده: قتل، مجروح یا اسیر کردن یکى از افراد دشمن با توسل به نیرنگ ممنوع است. اعمالى که باعث برانگیختن حس اعتماد یکى از افراد دشمن گردیده و او را متقاعد سازد که طبق حقوق بین‏الملل قابل اعمال در مخاصمات مسلحانه حق دارد از حمایت برخوردار شود یا وظیفه دارد حمایت خود را اعطا نماید و منظور آن باشد که به این حس اعتماد خیانت شود، نیرنگ محسوب مى‏شود. عمل ذیل از مصادیق نیرنگ مى‏باشد: «تظاهر به غیرنظامى بودن و برخوردارى از وضعیت غیررزمنده». برخى از فعالان کمیته بین‏المللى صلیب سرخ همچون «هانس پیتر گاسر» معتقدند به استناد این ماده نیز مى‏توان تروریسم را در درگیرى‏هاى مسلحانه ممنوع دانست. بنا به نظر «گاسر» سیاست حمله و اختفا یا فرار تروریست‏ها در حقیقت نه یک اقدام جنگى که یک عمل تروریستى است که در قالب نیرنگ علیه نیروهاى نظامى ارتکاب شده و ممنوع است. این استدلال «گاسر» ریشه در اصل تفکیک در حقوق بشردوستانه دارد.[۳۴۳]
پروتکل الحاقى اول برخلاف کنوانسیون چهارم ژنو نقض مقررات مندرج در مواد ۵۱ و ۳۷ خود را صراحتاً جزء نقض‏هاى شدیدى دانسته که جنایت جنگى در نظر گرفته خواهند شد. بند ۴ ماده ۵۱ پروتکل اول الحاقى نیز حملات کورکورانه را ممنوع مى‏کند. حملاتى که علیه یک هدف نظامى خاص صورت نمى‏گیرد یا با استفاده از روش‏ها و وسایل جنگى انجام مى‏شود که نمى‏توان آنها را به یک هدف نظامى خاص محدود کرد، کورکورانه تلقى مى‏شوند. تردیدى نیست که «اعمال تروریستى» مشمول ممنوعیت‏هاى مقرر در این ماده هستند، زیرا هدف اصلى از این اعمال ایجاد وحشت در بین سکنه غیرنظامى است. نمونه بارز تروریسم در درگیرى‏هاى مسلحانه بین‏المللى را مى‏توان جنگ ایالات متحده آمریکا با القاعده در کشور افغانستان دانست که با فروپاشى حکومت طالبان فعالیت‏هاى خود را آغاز کردند و البته عقاید و معیارهاى آنها متفاوت با تکفیرى‏هاست. این گروه، برخلاف تکفیرى‏ها، داعیه تشکیل حکومت و امت اسلامى نداشتند.
قواعدى که اقدامات تروریستى را در چارچوب مخاصمه مسلحانه غیربین‏المللى ممنوع مى‏کند اساساً مشابه آن قواعدى است که این اقدامات را در مخاصمه مسلحانه بین‏المللى ممنوع مى‏کند. ماده ۳ مشترک در یک عبارت‏پردازى کلى بدون اشاره مستقیم‏ به تروریسم، بسیارى از اقدامات تروریستى را عملًا ممنوع مى‏کند. بر طبق آن، با غیرنظامیان باید با اصول انسانیت رفتار شود. گروگان‏گیرى، رفتار بى‏رحمانه، آزار، شکنجه و … ممنوع است. متأسفانه ماده ۳ مشترک کنوانسیون‏هاى چهارگانه ژنو هیچ تعریفى از درگیرى‏هاى مسلحانه غیربین‏المللى ارائه نمى‏دهد و صرفاً به احصاى حداقل حقوق حاکم در حین درگیرى بسنده مى‏کند. با این حال، خوش‏بختانه بند ۱ ماده ۱ پروتکل دوم الحاقى ۱۹۷۷ به تعریف چنین درگیرى‏اى اهتمام ورزیده است. بر اساس این ماده، درگیرى مسلحانه غیربین‏المللى درگیرى‏اى است که در سرزمین یک دولت عضوِ پروتکل، بین نیروهاى مسلح آن دولت و گروه‏هاى مسلح مخالف یا میان چنین گروه‏هایى با هم (سوریه و عراق با داعش یا جبهه النصره، نیجریه با بوکوحرام) تحت فرماندهى مسئول صورت مى‏گیرد و آنچنان کنترلى را بر بخشى از سرزمین آن دولت اعمال مى‏کنند که آنها را قادر به اجراى عملیات هماهنگ و پایدار نظامى مى‏کند. دقت در این ماده، سه شرط را براى شناسایى یک درگیرى مسلحانه لازم مى‏داند:

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

  1. وجود درگیرى مسلحانه؛
  2. داشتن فرماندهى مسئول؛
  3. اعمال کنترل مؤثر بر بخشى‏هایى از سرزمین دولتى که در آن درگیرى داخلى در جریان است.

سامانه پژوهشی – ادغام پویای ماشین های مجازی در مراکز داده- قسمت ۷

الگوریتم ۳-۳ انتخاب روند آگاه VM

Input: MigratableVmList
Output: VmToMigrate
۱: foreachin MigratableVmList)
۲: if(vm.isInMigration())
۳: continue
۴: end if
۵: if ( > Max )
۶: Max=
۷: VmToMigrate=
۸: end if
۹: end foreach
۱۰:return VmToMigrate

در رابطه بالا بهرهوری پردازنده ماشین مجازی i ام است و مقدار j ام از تاریخچه میزان بهرهوری پردازنده ماشین مجازی i ام میباشد. پارامتر WS نیز (اندازه پنجره[۴۴]) برابر با تعداد عناصر تاریخچه میزان بهرهوری پردازنده ماشین مجازی است. مقدار اندازه پنجره توسط الگوریتم تپه نوردی بهینه شده و با مقدار ۱۵ تنظیم شده است.
تشخیص میزبانان فرابار
در این روش نیز مانند همه روشهای پیشین ارائه شده هر میزبان به صورت دورهای یک متد تشخیص میزبان فرابار را فراخوانی میکند. به منظور جلوگیری از تخطی از توافقات سطح سرویس و کاهش افت سرویس کیفی[۴۵] از این متد استفاده میشود. برای این بخش، روش رگرسیون محلی(LR) را بهبود داده؛ به شکلی که رگرسیون محلی را به منظور تخمین وضعیت آینده نه تنها برای بهرهوری پردازنده میزبان و بلکه برای تخمین آینده وضعیت آینده بهرهوری حافظه اصلی استفاده میشود. روش LR استفاده شده بر اساس روش Loess [46] میباشد.
الگوریتم پیشنهادی مدیریت سلسله مراتبی مراکز داده با در نظر گرفتن معماری مراکز داده و تجهیزات شبکه
مصرف انرژی که در کنار میزان تخطی از توافقات سطح سرویس یکی از دو معیار اصلی به منظور بررسی عملکرد مدیریت منابع مراکز داده مورد استفاده قرار میگیرد. آخرین بررسی های انجام شده درباره میزان مصرف انرژی مراکز داده نشان میدهد که مراکز داده، مسئولیت مصرف انرژی ۱٫۳ درصد از الکتریسیته کل جهان و ۲ درصد از الکتریسیته مصرفی ایالات متحده آمریکا را دارد[۴۷].
در حال حاضر حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد از مصرف انرژی مراکز داده جهان(۳۰ میلیارد وات[۴۶]) توسط مراکز داده قرار گرفته در ایالات متحده مصرف میشود[۴۷]. علاوه بر این به طور تخمینی میزان توان مورد تقاضای مراکز داده به صورت سالیانه ۱۵ تا ۲۰ درصد افزایش مییابد[۴۸]. در اکثر روشهای ارائه شده مدیریت منابع با هدف کاهش مصرف انرژی تا حال حاضر، کوچ زنده ماشینهای مجازی در بین گرههای محاسباتی به عنوان یک استراتژی کارا و موثر مورد استفاده قرار گرفته است.
استراتژی استفاده شده با بررسی معیارهای ماشینهای مجازی و میزبانان و تخمین آینده آنها با توجه به وضعیت حال حاضر و تاریخچه خصیصههای آنها اقدام به اجرای سناریویی با محوریت کوچ ماشینهای مجازی و خاموش سازی میزبانان فروبار در راستای کاهش مصرف انرژی میکند.
 
 
 
 
 
 
تشریح مسئله
در کارهای پیشین ارائه شده مدیریت منابع و ماشینهای مجازی، کاملا یکپارچه و بی ساختار مورد استفاده قرار گرفته شده است. در اینجا به برخی از ابهامات و ساده سازیهای انجام گرفته در کارهای ارائه شده تا حال حاضر میپردازیم. مراکز داده در محیط رایانش ابری نقشی اساس را ایفا میکنند به شکلی که هر چه مرتبط به محیط رایانش ابری باشد بی ارتباط با مراکز داده درون آن نخواهد بود. بدین رو مراکز داده بویژه در مدیریت منابعی که خود جزئی از مراکز داده هستند بسیار حائز اهمیت هستند. اما در کارهای پیشین ارائه شده بدون در نظر گرفتن مفهوم مراکز داده و تجهیزات آن و ساختار مراکز داده، اندازه و توپولوژی انتقالات درون مراکز داده و تنها با در نظر گرفتن مدیریت میزبانان درون آن اقدام به مدیریت کلیه منابع کرده ایم که این به معنی القای مفهوم جزء به کل را داراست که فرض نادرستی میباشد. پس از این رو به منظور مدیریت منابع در لغت به معنای مدیریت کلیه منابع درون مرکز داده است و نه مدیریت تنهای میزبانان. پس به منظور کاهش مصرف انرژی و اثبات نادرستی فرضیات قبلی اقدام به مدیریت منابع مراکز داده با هدف کاهش مصرف انرژی و انجام مدیریتی جامع برای مراکز داده انجام خواهد شد.
یکی از مهمترین مسائلی که در کارهای پیشین اصلا توجهی به آن نشده است ساختار فیزیکی مراکز داده است که در مدیریت پویای منابع بسیار حائز اهمیت است. ساختار فیزیکی شامل تعداد لایه های قرار گیری، سوئیچها و تعداد آنها در هر لایه، کابل های ارتباط و سرعت آنها در بین لایه های مختلف و در نهایت تعداد میزبانان و نحوه قرار گیری آنها در قفسه[۴۷]ها است.
در این پایان نامه به منظور کاهش مصرف انرژی از کوچ زنده ماشینهای مجازی [۲۸] استفاده شده است. در کلیه کارهای ارائه شده میزان هزینهی مصرفی کوچ زنده[۴۸] هر ماشین مجازی را به اندازه ۱۰ درصد هزینه مازاد بر هزینه کلی ماشین مجازی در نظر گرفته اند که فرضی کلی و ناقص است؛ زیرا توجهی به ساختار فیزیکی مراکز داده نشده است. به عنوان مثال اگر یک مرکز داده دارای چندین ماژول و هر ماژول دارای چندین قفسه باشد (شکل ۳-۳)، انتقال یک ماشین مجازی از میزبانی به میزبان دیگر، شامل یکی از حالات زیر باشد:
– هر دو میزبان درون یک قفسه هستند.
– هر دو میزبان درون دو قفسه مختلف یک ماژول هستند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

– هر دو میزبان درون دو ماژول مختلف هستند.
انتقالات فوق الذکر از لحاظ هزینه، زمان انتقال و مصرف انرژی متفاوت خواهند بود زیرا که تعداد سوئیچ های درگیر در انتقالات با یکدیگر متفاوت خواهند بود.
 

بررسی خدا از دید یونیتارین ها با تاکید بر نظرات میخائیل سروتوس۹۲- قسمت …

فردریک دانیل ارنست شلایر ماخر در سال ۱۷۶۸ در برسلو واقع در لهستان کنونی متولد شد. هر دو پدر بزرگ او مسیحی بودند و پدر او که داری اعتقادات عمیق نسبت به کلیسای اصلاح شده بود، او را به دانشکده الهیّات موراوی‌ها فرستاد؛ تا اعتقادات او تقویت شود. در آن زمان، بازار فروش آثار کانت که به‌شدت مسیحیت را مورد تاخت و تاز قرار داده بود، داغ بود. پدرش برای این‌که او بتواند به لیبرال‌هایی مثل کانت پاسخ گوید، او را تشویق به خواندن آثارشان کرد؛ اما این کار نتیجه عکس داد و شلایرماخر جوان را برای راست‌ایمانی مصمم‌تر کرد و او علیه پاک ‌دینی خود نیز جبهه گرفت. بنابراین فردریک بر آن شد؛ تا میان مسیحیت مورد قبول روشنفکران و سنتی تلفیق کند. شلایرماخر در همین دوره برای تکمیل تحصیلات الهیاتی‌اش به دانشگاه‌ هال و دانشگاه برلین رفت. پس از مدت کوتاهی به برلین آمد و پس از کشیشی بیمارستان چاریتی، به مکتب رمانتیک وارد شد. این مکتب با عقائد عقل‌گرایانه مخالفت و بر نقش احساس، تخیل و تصور تأکید می‌کرد. پس از مدت کوتاهی به یکی از برجسته‌ترین اعضای حلقه‌ی اولیه‌ی رمانتیک بین سال‌های ۱۷۹۶ تا ۱۸۰۶ تبدیل شد. بعد از مدت کوتاهی به‌عنوان استاد در دانشگاه‌ هال پذیرفته شد و بزودی مقدمات تأسیس دانشگاه برلین را فراهم کرد و سرپرستی بخش الهیّات را به عهده گرفت. در این هنگام شلایر ماخر بر نیّت مؤلف تأکید بسیاری داشت. البته این مسأله را خود پایه‌گذاری نکرده بود؛ بلکه آن را از مارتین کلادنیوس وام گرفته بود. مارتین کلادنیوس در قطعه‌ی ۱۴۸ کتاب در آمدی به تاویل صحیح از سخن‌ها و کتابهای خردمندانه که به‌سال ۱۷۴۲ نوشته بود چنین گفته است: “آثار نوشته‌شده و گفته‌های مردمان یک نیّت دارند: خواننده یا شنونده؛ به‌گونه‌ای کامل آن‌چه را که نوشته یا گفته شده است را دریابند “. سر انجام شلایر ماخر در اثر التهاب ریه‌ها در سال ۱۸۳۴ در ۶۶ سالگی در گذشت.( وورست،۱۳۸۴ ،۴۴۱-۴۴۵)
مجموعه آثار شلایر ماخر که بعد از وفاتش به‌زبان آلمانی انتشار یافت، سی جلد است. از آخرین آثار وی، کتاب “ایمان مسیحی” به‌عنوان برداشت جدید شلایر ماخر از مسیحیت است. در واقع آراء و اندیشه‌های او را می‌توان در دو اثر برتر وی مشاهده کرد:
دین(سخنرانی‌هایی خطاب به منکران اندیشمند)؛ او در این سخنرانی‌ها، سعی دارد تا از دین، در برابر شک‌گرایی دفاع کند. شلایرماخر در این کتاب می‌کوشد، تا جایی را برای دین در میان روشنفکران فرهیخته آلمان که بیشتر آنان از ایمان رسمی روی گردانده بودند، پیدا کند. او به نقش عاطفه در دین تأکید می‌کرد و امیدوار بود به‌علاقه رایج در نهضت رمانتیک متوسل شود. در قسمتی از کتاب می‌گوید:” شما به شنیدن سخنان کشیشان، کمتر از سخنان دیگران میل دارید … من همه اینها را می‌دانم … اگر به نظام‌های الهیاتی بنگریم، آیا آن‌ها جز صنایع دست‌ساخته هستند” این کتاب در واقع آغاز الهیات لیبرال است.
ایمان مسیحی؛ در این کتاب ماخر رویکرد خود را در قالب اصلاحات الهیات بیان و برخلاف کتاب قبلی، اظهار نظر‌های تندی را برای اصلاحات مطرح کرد. (همان منبع، ۴۴۸-۴۵۰)
شلایرماخر معتقد بود که کتاب مقدس، به‌عنوان شرح مداخلات خدا در زندگی بشر پذیرفتنی نیست.کتاب مقدس ، ثبت تجربیات دینی بود؛ یعنی همان چیزی که می‌توانست، تمام مسائل الهیات را حل کند. شلایرماخر الهیات مبتنی بر تجربه را گریزگاهی از بن‌بست عقل‌گرایی جنبش روشن‌گری یا از دشواری‌های مربوط به اختصاصی بودن ادعایی دین مسیح می‌دانست. قبل از شلایرماخر، آگوستین نیز در جهان مسیحیت الهیاتی را بنا گذاشته بود، که مبتنی بر تجربه خودش بود. (براون، ۱۳۷۵، ۱۰۹)
البته رویکرد تجربه‌گرایی در الهیات، مخالفان بسیاری را برانگیخته است. مثلا باخ که مخالف جدی این نوع الهیات است، تأکید می‌کند که تجربه بشری چیزی نیست مگر تجربه کردن خودمان؛ نه خدا. ما تجربه‌های خودمان را فرا می‌افکنیم و نتیجه را خدا می‌نامیم؛ در حالی‌که باید دریابیم که آن‌ها تنها تجربیات همان ماهیت بشریمان هستند. (مک گراث،۱۳۸۴، ۳۷۷-۳۷۶)
در کتاب ایمان مسیحی شلایرماخر جوهر دین را احساس توکل محض می‌داند … و طبق همین مبنا گناه را خدشه‌ای می‌داند که در احساس توکل محض، ایجاد می‌گردد. (براون، ۱۳۷۵،۱۱۰)
عده‌ای از متألهان با هر کسی که آموزه‌های پذیرفته‌شده را رد کند، مخالفند؛ هرچند ردی مبتنی بر دلیل باشد و آموزه پذیرفته‌شده بی‌دلیل باشد. نمونه این افراد کالین براون پروتستان است؛ که او نیز در معرفی لیبرال‌هایی که تثلیث را رد کرده‌اند می‌گوید که در ارزیابی آثار ایشان مهم این است که نه فقط بدانیم چه چیز‌هایی از مسیحیت را حفظ کردند؛ بلکه بدانیم چه چیز‌هایی را کنار گذاردند. ولی در دل تمام این مخالفت‌ها، تعریف‌هایی باور نکردنی نیز از او می‌بینیم؛ زیرا قابل قبول‌ترین تمجیدها را معمولا مخالفان بیان می‌کنند. توانمندترین مخالف او می‌گوید: جایگاه نخست در تاریخ الهیّات دوران اخیر به شلایر ماخر تعلق دارد و همواره خواهد داشت و وی هیچ هماوردی ندارد …. کارل بارت[۷۲] ادامه می‌دهد: شأن شلایر ماخر فراتر از رقم زدن یک مکتب به‌نام وی است … آن‌چه درباره شلایرماخر گفت شامل خود او نیز می‌شود او نه مکتبی را بلکه عصری را بنیان نهاد .ما با یک قهرمان سر و کار داریم؛ که مانند او به‌ندرت در عرصه الهیات وجود داشته ا

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.

ست. هانس کونگ نیز در مورد او می‌گوید: او عالمی چند بعدی و بسیار دقیق و در عین حال نویسنده و واعظی ممتاز برای نخبگان بود. (کونگ،۱۳۸۶،۲۳۴-۲۳۵)
اما با این‌همه، تاریخ نشان داده، هر وقت متفکر آزاداندیشی نخواهد با کلیسا و آموزه‌های تولیدی آن سازش کند، مطرود‌شده (مثل آریوس) و یا سوزانده می‌شود (مثل سروتوس و…).
شلایرماخر می نویسد: “مسیحیت، ایمانی مبتنی بر یکتاپرستی است، که به نوع الاهیاتی دین تعلق دارد، و آنچه آن را اساساً از دیگرادیان متمایز می کند این حقیقت است که در آن دین، هر چیزی با رستگاری که به دست عیسای ناصری تحقق می یابد، پیوند دارد. به عقیده شلایرماخر تنها مسیحیت است که می تواند به طورشایسته حقیقت خدا – آگاهی را بیان و تفسیر کند زیرا عیسی مسیح تنها فردی بود که به خدا – آگاهی مطلق نائل آمد. مضمون اصلی الاهیات شلایرماخر، رستگاری به واسطه مسیح است،با این تفاوت که نگرش او به این آموزه از دیدگاه سنتی کفاره [۷۳]فراترمی رود. شک شلایرماخر نسبت به برخی از آموزه های کلیدی آیین پروتستان سنتی، تقریباً در اوایل دوره تحصیل او شکل گرفت. در نامه ای به پدرش به اظهار شکاکیت در باب آموزه جانشین سازی[۷۴] کفاره-مبنی بر اینکه مسیح به خاطرعقوبت عادلانه گناه بشری از جانب خداوندمتحمل رنج شد – می پردازد. در باب تأثیر شلایرماخر بر الاهیات نوین، نباید بیش از حد اغراق نمود. تفسیر جانانه او از اعتبار دین که بر پویایی خدا آگاهی مبتنی بود، بربسیاری از الهیدانان پس از وی او از جمله سورن کرکگور[۷۵] تأثیر گذاشته است . پس از شلایرماخر الاهیات باید آنچه را که در حقیقت بعنوان تجربه فعل خداوند در آگاهی انسان احساس می شود مورد توجه قرار دهد. فعالیت خداوند در آگاهی انسان نیروی انگیزشی اصلی در بسیاری از جنبش های الاهیاتی معاصر ازجمله فمینیسم، پنجاهه گرایی[۷۶] الاهیات آزادی بخش بوده است. از دیدگاه این جنبش های معاصر، اگر شلایرماخر پدر الاهیات مبتنی بر میانجی گری نباشد، اما اغلب از او به بعنوان نوعی میانجی یاد می شود. شلایرماخر سعی داشت آگاهی دینی را در دنیایی پساکانتی که نسبت به چنین طرحی شکاک بود، دوباره بیان کند. درحالی که شلایرماخر پذیرای محدودیت هایی است که کانت برای عقل قائل است، اما الاهیات شلایرماخر تاحدی تلاشی برای پاسخ به انتقادات کانت از دین بود. طرح شلایرماخر در قالب های اندیشه این زمان تمامی الاهیدانان نظام مند را در طرح و ارائه گونه خلاق الاهیاتشان به چالش می کشد. (ماهنامه اطلاعات حکمت ومعرفت،شماره ۶،۵۹)
۲-۹ کارل بارت [۷۷](۱۸۸۶-۱۹۶۸م)
کارل بارت در دهم ماه مه سال ۱۸۸۶ میلادی در خانواده ای مذهبی در شهر بازل سوئیس به دنیا آمد. پدر کارل کشیش بود. بنابراین او را به دانشکده الهیات در شهرهای برن، برلین، توبینگن و ماربورگ فرستاد تا در این زمینه آموزش ببیند. بارت پس از فراغت از تحصیل در یک کلیسای اصلاح شده در سوییس مشغول خدمت شبانی شد و در آنجا تفسیر رساله به رومیان را نوشت که در دنیای لیبرال آن زمان سر و صدای زیادی بپا کرد. بارت با نوشتن این کتاب عملا به رهبر جنبش لیبرالی قرن نوزده تبدیل شد. از این پس فصل جدیدی در زندگی بارت شروع شد. زیرا اندکی بعد از اینکه به شهرت رسید ابتدا استاد افتخاری الهیات اصلاح شده در دانشگاه گوتینگن شد و پس از آن به عنوان استاد اصول اعتقادات قطعی و الهیات عهد جدید در دانشگاه مونستر پذیرفته شد و بعد به عنوان استاد الهیات نظام مند در برن مشغول به تدریس شد. در سال ۱۹۳۴و با به قدرت رسیدن هیتلر و حزب نازی گروهی در میان پروتستان های آلمان پیدا گشت که مسیحیان آلمانی خوانده می شدند. مسیحیان آلمانی با پیروزی بزرگی که در سال ۱۹۳۳در انتخابات رهبران کلیسا به دست آورده بودند در پی آن بودند تا نازیسم یا ملی گرایی آلمانی را با مسیحیت تلفیق کنند و می خواستند کلیسا از نظر مذهبی، نازیسم را تایید کند. در این هنگام بارت که به رهبر اصلی کلیسای معترف آلمان تبدیل شده بود با مسیحیان آلمانی به مخالفت برخاست و اعلامیه بارمن را منتشر کرد. به همین علت نازیسم در سال ۱۹۳۵ اجبارا او را از کار برکنار کرد و پس از مدتی تمام فعالیت های او در آلمان تعلیق شد. پس از این جریان بارت به سویس بازگشت و در بازل به عنوان استاد اصول اعتقادات قطعی مشغول به کار شد. بارت ۱۳ سال بعدی را در انزوا و به تدریس الهیات پرداخت تا اینکه در سال ۱۹۴۸ ناقوس نهضت وحدت کلیساها برای اولین بار نواخته شد و از او نیز برای شرکت در این شورای جهانی در آمستردام دعوت به عمل آمد.( ناس، ۱۳۸۲، ۷۰۲-۷۰۱)
بارت وقتی با امتناع پاپ رم و پاتریارک مسکو از شرکت در این نشست مواجه شد به شدت ناراحت شد و در واکنشی تند آنها را مؤاخذه کرد. او در قسمتی از سخنرانی مهم خود گفت: «امیدوارم این آزادی و استقلال نشانه آن باشد که خشم و اندوه حاصل از پاسخ های منفی ای که از سوی کلیساهای رم یا مسکو دریافت کرده ایم کمترین تاثیر را در بحث و گفت و گوهای اولین نشست ما داشته باشد ! … آنها نخواستند در جنبش همه کلیساها شرکت کنند… رم و مسکو مخصوصا متحد شدند که کاری به کار ما نداشته باشند… انتظارات آنقدر گزاف است که نمی توانیم برآورده سازیم؛ می خواهید بی
هیچ قید و شرطی، دعوی برتری و تقدم شما را به جد بپذیریم و در همان حال، مشتاقانه حضورتان را انتظار بکشیم !» . (کونگ،۱۳۸۶، ۲۴۰-۲۴۳)
پس از این بارت با تجربه سلسله سخنرانی هایی را در مورد الاهیات انجیلی آغاز کرد. در سال ۱۹۶۲بارت برای اولین بار از ایالات متحده آمریکا دیدار کرد و پس از چند سال در ۱۹۶۶ برای آخرین بار سفری به رم داشت تا به گفته خودش آرامگاه رسولان را زیارت کرده باشد. سرانجام کارل بارت که بزرگترین عالم الهی پس از توماس آکویناس بود در سال ۱۹۶۸ در گذشت و در بازل به خاک سپرده شد.
بارت با آثار و اندیشه هایش به قدری در الهیات غرب تاثیرگذار بود که حتی جدی ترین منتقدان او نیز لب به تحسین او گشوده اند. از این میان می توان به پاپ پیوس دوازدهم اشاره کرد که بارت را پس از توماس آکویناس بزرگترین عالم الهی می دانست. گزیده ای از مهم ترین آراء بارت از این قرار است:
نقد کتاب مقدس : کالین براون فیلسوف و الهی دان مسیحی در این زمینه می گوید: «بارت در این مورد از یک طرف می گوید که تمام کتاب مقدس دارای الهام الهی است و باید برای تمام قسمت های آن احترام یکسان قائل شویم. از طرف دیگر به نویسندگان کتاب مقدس اشتباهاتی نسبت می دهد. این موضع او نشان دهنده دو طرز فکر متفاوت و متضاد است. زیرا کتاب مقدس را در عین حال هم صحیح می داند و هم غلط…» (براون ، ۱۳۷۵، ۲۶۲)
الهیات دیالکتیکی: بارت با ارائه نوین اصطلاحات فلسفی برگرفته از افلاطون و دیگر فلاسفه در اثبات وجود خدا الهیات دیالکتیک را به شکل جدیدی عرضه کرد. او با ارائه این اصطلاح توجه می دهد که میان خدا و بشر نوعی تضاد و دیالکتیک (جدل)وجود دارد نه پیوستگی.
علم الهیات: در مورد الهیات باید گفت که بارت آن را بر خلاف تفکر حاکم بر قرن نوزده، علم می دانست و برای این نظر خود ادله ای ارائه کرد. (همان منبع، ۲۶۴)
شناخت خدا: بارت بر خلاف اکثر متفکران قرن نوزده که خدا را با الهیات طبیعی اثبات می کردند می گفت که دلیل خارجی عینی برای این امر کافی نیست بلکه فقط رویت شهودی کلام خداست که وجود او را اثبات می کند.
مسیح شناسی و نقش آن در تقدیر: از نظر بارت همه آموزه های مسیحی باید بر بنیان مسیح شناختی تفسیر و تعبیر شوند. این اصل باعث بازنگری اساسی برخی آموزه های سنتی شده است. از نظر بارت این باور که برخی افراد را در مسیح و برخی افراد را در آدم یا خارج از مسیح می بیند باوری نادرست است. از نظر او خدا همه انسانها را در عیسی مسیح بخشیده شده می بیند. تونی لین در این مورد می گوید: «اهمیت این اصلی که بارت بنا نهاد در این است که الهیات طبیعی را نفی می کند…بارت این تصور که مسیح به خاطر این جسم شد که انسان مرتکب گناه شد را نادرست می داند…». (لین ،۱۳۸۶، ۴۳۵)
کلام خدا : بارت کلام خدا را واقعه تکلم خدا با انسان و مکشوف شدن او توسط عیسی مسیح می داند. او راه شناخت این واقعه را از طریق کلام مکتوب خدا می داند که شهادتی در مورد مکاشفه خداست.
تغییر نظر در مورد لیبرال ها : بارت در ابتدا دشمنی قابل ملاحظه ای با لیبرال های قرن نوزده داشت اما اندکی بعد تغییر رویه داد و از ایشان تقدیر بسیاری کرد.
تعمید کودکان: یکی از مواردی که بارت در آن تغییر موضعی علنی داده است مسأله تعمید کودکان است. زیرا در جلد سیزدهم از اصول ایمانی کلیسا صریحاً علیه تعمید کودکان موضع گیری کرده، در حالی که قبل از این به شدت از آن دفاع می کرد.
خطای کلیسا : بارت معتقد بود که کلیسای کاتولیک و نوپروتستانتیسم از خطای اساسی یکسانی رنج می برند. آنها به گونه ای وحی الهی را تصاحب کرده و چنان بر فیض تکیه کرده بودند که دیگر نه خدا می توانست خدا باشد و نه انسان می توانست انسان باشد. (کونگ،۱۳۸۶، ۲۴۲)
نو ارتدکسی: یکی از مهم ترین نظریات بارت که گرچه در ضمن موارد سابق به آن اشاره شد اما جداگانه نیاز به طرح دارد نوارتدکسی پروتستان است که بارت طلایه دار آن بود. (مک گراث ،۱۳۸۴، ۲۱۲ -۲۱۵)
از بارت آثار تاثیر گذار فراوانی در زمینه الهیات باقی مانده که هر یک محور مباحثات زیادی واقع شده اند. از مهم ترین این آثار می توان به این کتب اشاره کرد:
تفسیر رساله به رومیان: این کتاب در سال ۱۹۱۹ منتشر شد و به گفته نویسنده ای کاتولیک «مانند بمبی در زمین عالمان الهی فرود آمد» ، زیرا بارت با نوشتن این کتاب رسما به مخالفت با الهیات متداول دوره اش پرداخت و بیان کرد که باید با گذر از انسان مداری مدرن به خدا مداری نوین روی آورد.
آموزه خداوند: این کتاب در سال ۱۹۴۲ تالیف شد و بیانگر نگاه خاص بارت به شخصیت خدا و تعالیمی در مورد کلیساست.
آموزه آفرینش: بارت این کتاب را در سال ۱۹۵۱ تالیف کرد و در آن الهیات طبیعی رایج که از قرن نوزده و تفکر لیبرالی باقی مانده بود را در بوته نقد قرار داد.
خیر Neni: امیل برونر، همکار بارت در جریان نازیسم با ارائه کتاب طبیعت و فیض موجبات حمایت از نازیسم را فراهم کرد و استدلال می کرد که دیدگاه او به دیدگاه اصلاح گران کلیسا نزدیک تر است.
آموزه آشتی: این کتاب که در زمره آخرین مکتوبات مهم بارت است در عمده مباحثاتش به بررسی کلیسا می پردازد.
اصول اعتقادات قطعی کلیسا : نام این اثر که مهم ترین نوشته بارت است در ابتدا اصول اعتقادات قطعی مسیحی بود. این کتاب را برخی به ۱۳ جلد و برخی به ۵ جلد تقسیم می کنند. نکته مهم در مورد این کتاب این مساله است که فصل آخر کتاب ناتمام مانده و به پایان نرسیده است. برخی از الهی دانان معتقدند که این اثر مهم ترین دستاورد الهیاتی قرن بیستم
است. موضوعات این کتاب به گفته الهی دانان همان موضوعاتی است که مارتین لوتر و ژان کالون بیان کرده اند اما در قالبی جدید. (مک گراث ،۱۳۸۴،۲۱۳)
البته از بارت آثار دیگری نیز بجای مانده که در جای خود بررسی شده اند.
در آخر باید گفت که کارل بارت از جمله اشخاصی است که مورد اظهار نظرهای متفاوت و گاهی متضاد واقع شده است. مثلا تونی لین در بحث انسان و خدا می گوید که بارت را به سبب اینکه انسان را موجودی عمیقاً ملحد می انگارد مورد انتقاد قرار داده اند. (لین، ۱۳۸۶، ۴۳۴)
بارت با طرح یک «الهیات تنزیهی[۷۸]» و معرفی خدا به‌عنوان«کاملا دیگر[۷۹]»و مسیح به‌عنوان مظهر و تجلّی‌ خداوند،یعنی کسی که خدا را در او مکشوف‌[۸۰] ساخته و واسطه فیض حق تعالی است روح تازه‌ای در کالبد بی‌جان ایمان مسیحی دمید.
بعد از«بارت»هیچ‌کدام از شاگردان او که بعضا از چهره‌های شاخص حوزه الهیات قرن بیستم هستند، نتوانستند به مکتبی که وی تأسیس کرده بود عمق تازه‌ای‌ ببخشند یا با حفظ موازنی موردنظر او،آن را حتی در سطح گسترش دهند و این نشانه‌ای است از عظمت مکتب‌ فکری بارت‌.
فصل سوم