انطباق اقدامات گروه های تکفیری با موازین حقوق بین الملل- قسمت ۶

تروریسم از واژه «إرهاب» و در زبان عربى از مادّه (ر ه- ب) به معناى ترساندن آمده است. «إرهاب» صداى ترسیدن شتر است. «إرهابیون» (تروریست‏ها) ویژگى‏اى است که بر افرادى اطلاق مى‏شود که براى جامه عمل پوشیدن به اهداف سیاسى خودشان گام در راه‏هاى خشن مى‏گذارند. «إرهاب» در لغت به معناى تاکتیک یا ابزارى است که گروه‏هاى مطرود جامعه تلاش مى‏کنند تا از این راه به دنبال کسب قدرت و دفاع از خود بروند. هم‏چنین این واژه در لغت به معناى ترساندن و گرفتن امنیت به معناى گسترده‏اش با هدف محقّق ساختن منافع مشخّصى آمده است. معادل این واژه در زبان انگلیسى «terror» به معناى وحشت و هراس است.[۳۲۲] واژه «إرهاب» در قرآن کریم در چندین آیه و با معانى متفاوت آمده است. در آیه ۴۰ از سوره بقره به معناى «ترس از خداوند متعال» آمده است: وَ أَوْفُواْ بِعَهْدِى أُوفِ بِعَهْدِکُمْ‏ وَ إِیَّاىَ فَارْهَبُون‏.[۳۲۳] در آیه ۶۰ سوره انفال به معناى ایجاد هیبت و ترساندن آمده است: وَ أَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّهٍ وَ مِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ ءَاخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَ مَا تُنفِقُواْ مِن شىْ‏ءٍ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنتُمْ لَا تُظْلَمُون‏[۳۲۴]. هم‏چنین در آیه ۲۶ سوره انفال مبارزه اسلام با آدم‏ربایى ذکر شده است: وَ اذْکُرُواْ إِذْ أَنتُمْ قَلِیلٌ مُّسْتَضْعَفُونَ فىِ الْأَرْضِ تخَافُونَ أَن یَتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ فَاوَئکُمْ وَ أَیَّدَکُم بِنَصْرِهِ وَ رَزَقَکُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُون‏[۳۲۵]؛ و آدم‏ربایى را از مظاهر خشن تروریسم شمرده است؛ زیرا مشتمل بر ایجاد رعب و وحشت و ترساندن دیگران است‏[۳۲۶]. حال که فهمیدیم «إرهاب» به معناى تجاوزگرى است؛ باید به این مطلب اشاره کنیم که این کار در شریعت اسلامى از دو حالت خارج نیست؛ یا به حقّ است که در نتیجه جایز، و یا ناحقّ است که حرام است.
قلمرو معنایى این واژه (إرهاب) در بستر زمان نزد دانشمندان مسلمان اهل سنّت گسترش یافت؛ تا آنجایى‏که این تعبیر بر مخالفت با حکمرانان (اولى الأمر) منطبق شد. خلفاى اموى و عبّاسى و پس از آن‏ها پادشاهان و حکمرانان دیگر از این واژه سوء استفاده کردند تا مخالفین آن‏ها و یا به تعبیر شناخته شده امروزین، معارضین سیاسى را در بر بگیرد. بر این اساس ضرورى است که به دنبال واژه‏اى باشیم که با دقّت بیشترى از ترساندن بر اساس فهم اسلامى تعبیر مى‏کند[۳۲۷].
معجم الوسیط، «إرهاب» را این‏گونه تعریف کرده است: ویژگى‏اى است که بر افرادى اطلاق مى‏شود که براى محقّق ساختن اهداف سیاسى خود راه خشونت و ترساندن را برمى‏گزینند[۳۲۸]. فرهنگ لغت آکسفورد واژه «terrorism» یا «الإرهاب» را این‏گونه شرح داده است: کاربرد غیر قانونى و غیر مجاز خشونت و ایجاد رعب و وحشت در راه تحقّق اهداف سیاسى‏[۳۲۹]. تروریسم از طریق خشونت‏[۳۳۰] یا تهدید به خشونت و سپس اجبار، نیروى قهرى و ربایش جهت نابودى دشمنان قوى و خفه کردن صداهاى اعتراضى آن‏ها و ترساندن بیشتر مردم تحقّق پیدا مى‏کند. تروریسم، یکى از بزرگ‏ترین ابزارهاى فشار اجتماعى است‏[۳۳۱].
مجمع عمومى سازمان ملل در سال ۱۹۳۷ این واژه را این‏گونه تعریف کرده است: همه اعمال مجرمانه ضدّ کشورها که به حکم ماهیت یا هدف این اعمال، کارش برانگیختن ترس در جان شخصیت‏هاى مشخّص یا گروهى از افراد جامعه و یا توده مردم است‏[۳۳۲].
قانون تصویب شده توسّط مجمع عمومى سازمان ملل در سال ۱۹۹۹ در مورد اقدامات مقابله با تروریسم بین‏المللى دربردارنده این تاکید است که اقدامات مجرمانه که طبیعت آن‏ها برانگیختن ترس در جان عموم مردم یا گروهى از اشخاص به خاطر اهداف سیاسى است؛ در هیچ شرایطى و با هیچ دیدگاه و راهبردى توجیه‏پذیر نیست؛ فرقى نمى‏کند که دیدگاه و نظریاتى که براى این توجیه به کار گرفته مى‏شود سیاسى باشد یا فلسفى یا ایدئولوژیک یا رادیکالى یا نژادپرستانه یا دینى و یا هر دیدگاه دیگر.
تروریسم بین‏المللى، عبارت است از اقدامات و ابزار ناموجّهى که سازمان‏ها یا کشورها براى برانگیختن ترس عموم مردم یا گروهى از آن‏ها به علل سیاسى بدون توجّه به انگیزه‏هاى گوناگون آن از آن‏ها بهره مى‏برند. در سایت فرهنگ لغت «لاروس» به زبان فرانسوى در کنار چند سطر نخست تعریف واژه «ارهاب» (تروریسم) تصویرى از «مناحم بیگن»، نخست‏وزیر اسبق رژیم صهیونیستى قرار داده شده که پشت‏سر او پرچم اسرائیل نمایان است‏[۳۳۳]. فرهنگ لغت لاروس که مرجع و ضامن علمیت و بى‏طرفى براى میلیون‏ها فرانسوى و همه ملّت‏هاى فرانسوى‏زبان در گوشه و کنار دنیا (فرانکفونى)[۳۳۴] به حساب مى‏آید؛ مناحم بیگن و اسرائیل را به عنوان نماد برجسته ارهاب معرّفى مى‏کند؛ نه مواردى مانند: سازمان‏هاى تروریستى القاعده، یا «پرچم‏هاى سرخ» در ایتالیا، یا «راه درخشان» در پرو، یا ارتش سرّى فرانسه و یا سازمان‏هاى تروریستى پیرامون اسرائیل؛ بلکه برعکس، لاروس تروریسم را این‏گونه تعریف مى‏کند: اقدامات خشنى که با هدف ایجاد فضایى از ناامنى، تصرّف حکومت یا با انگیزه ایجاد نفرت نسبت به یک جامعه یا حکومت و یا باورهاى دینى صورت مى‏پذیرد. در کتاب معجم مصطلحات العلوم الإجتماعیه مقصود از ارهاب انتشار ترسى دانسته شده که جسم و عقل را برمى‏انگیزد؛ یعنى روشى که گروه‏هاى سازمان‏یافته یا احزاب تلاش مى‏کنند تا بوسیله آن، اهداف خود را از راه به کارگیرى خشونت و متوجّه کردن فعّالیت‏هاى تروریستى به سمت ضدّیت با افراد عادّى یا نمایندگان حکومت که با اهداف این گروه مخالف و معارض هستند؛ محقّق سازند. تخریب مستغلّات و املاک و از بین بردن محصولات کشاورزى در برخى از اوقات، نمادهاى فعّالیت تروریستى به شمار مى‏روند[۳۳۵].
جامعه‏شناسى سیاسى تروریسم را این‏گونه تعریف کرده است: هر حرکت یا رفتار بشرى که در تعامل با مدیریت روابط انسانى به هنگام اختلافات آن‏ها در زمینه‏هاى فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى و سیاسى به سراغ به کارگیرى مقدارى از قوه قهریه شامل اجبار و آزار جسمى و به کارگیرى غیر قانونى اسلحه و تکنولوژى‏هاى سنّتى و مدرن شکنجه که مخالف با حقوق اساسى بشر مورد تاکید و تایید ادیان آسمانى و پیمان‏هاى بین‏المللى مى‏رود. هدف آن‏ها از این کار محقّق ساختن اهدافى در آن زمینه‏ها و عرصه‏ها است که بین مقهورسازى، فشار، اصلاح، به حاشیه راندن و تبعید کردن در نوسان است. گاهى افراد دیگرى غیر از گروه هدف هم مورد تجاوز و ستم قرار مى‏گیرند[۳۳۶]. قانون عراقى مقابله با تروریسم مصوّب سال ۲۰۰۵، تروریسم را این‏گونه تعریف کرده است: هر اقدام مجرمانه توسّط یک فرد یا گروه سازمان‏یافته که در آن فرد یا مجموعه‏اى از افراد یا گروه‏ها یا نهادهاى رسمى یا غیر رسمى را با هدف‏هاى تروریستى مانند: اختلال در وضعیت امنیتى یا ثبات یا وحدت ملّى یا وارد کردن رعب و وحشت بین مردم و یا ایجاد هرج و مرج مورد هدف خود قرار داده و باعث وارد آمدن زیان‏هایى به دارایى‏هاى عمومى یا خصوصى شود[۳۳۷]. الکس اشمید در اثر خود به نام راهنماى تحقیق درباره مفاهیم، نظریه‏ها، اطلاعات پایه و تألیفات در باب تروریسم بیش از صد تعریف از تروریسم گردآورى کرده است. در مجموع به عناصرى مشترک در تعاریف رسیده است که عبارتند از: «خشونت، جنبه سیاسى پدیده، وحشت و ترس».[۳۳۸] عمومى‏ترین ویژگى تروریسم، خشونت یا تهدید به خشونت مى‏باشد.[۳۳۹] هر اقدام تروریستى نوعى اقدام خشونت‏آمیز نیز مى‏باشد، اما هر عمل خشونت‏آمیز، اقدامى تروریستى نیست. اقدام خشونت‏آمیز دو وجهى است: قاتل و مقتول یا ضارب و مجروح، درحالى‏که اقدام تروریستى یک وجه آن انجام «خشونت و تهدید»، وجه دوم آن «انتقال پیام خشونت» و وجه سوم آن «احساس وحشت جدى» مى‏باشد. از نظر اشمید بین هدف خشونت و هدف ترور و بین قربانى و حریف تفاوت وجود دارد؛ در یک‏ قتل تروریستى قربانى به راحتى مى‏تواند تغییر کند، زیرا هدف غایى تأثیر بر افکار عمومى است.[۳۴۰] الکس اشمید، چهار دلیل اصلى براى مشکلات موجود بر سر راه ارائه تعریف قابل قبولى براى همگان از واژه «تروریسم» مى‏آورد:

  1. تروریسم، مفهومى اختلافى است؛ زیرا تروریست از دیدگاه برخى، پیکارگرى است که براى آزادى مى‏جنگد و از دیدگاه فرد دیگر، تروریست، افرادى مانند بن‏لادن است و بس.
  2. تروریسم مرتبط با مجرمانه دانستن یا نداستن برخى از فعّالیت‏ها و مجموعه‏ها است؛ مانند لوایح سازمان‏هاى تروریستى در ایالات متّحده آمریکا، سازمان ملل و اتّحادیه اروپا به عنوان نمونه. شاخصه ها و اجزای مفهومی تروریسم به شرح زیر ترسیم گردیده است :

خشونت: عمومی ترین ویژگی تروریسم خشونت یا تهدید به استفاده از خشونت می باشد . با این وجود این واژه نمی تواند مفهوم اختصاصی از خشونت تروریستی ارائه دهد و بسیاری از دیگراقدامات که نمی تواند مفهوم اختصاصی از خشونت تروریستی ارائه دهد و بسیاری از دیگر اقدامات که نمی توان آنها را تروریسم نامید از قبیل شورش ، جنایت سازماندهی شده جنگ را در بر می گیرد.
قربانی : انتخاب تصادفی یااز روی هدف غیر نظامیان یکی از ویژگیها و معیارهای اقدامات تروریستی است. در این خصوص برخی گروه ها ی تروریستی نظیر ارتش جمهوری خواه ایرلند قبل از حملات خود به مردم هشدار می دهند تا از شما قربانیان کاسته شود و برخی نظیر القاعده به دنبال بیشرین قربانی می باشد.
هدف : هدف تروریسم ایجاد وحشت و ترس در قربانی است که این قربانی می توانند حکومت کل جامعه یا گروهی از اعضای جامعه باشد.
انگیزه : اقدامات تروریستی ممکن است برای رسیدن به اهداف سیاسی یا مذهبی انجام شود و یا ممکن است بر اساس کسب منافع شخصی صورت گیرد. اگر سارقی به بانک حمله کند و پس از
کشتن رئیس بانک با مقداری پول فرار کند نمی توان او را تروریست نامید ولی اگر انگیزه همین شخص در سرقت از بانک ایجاد ترس و وحشت در مردم با مقاصدی مانند بی اعتقاد کردن مردم به بانکها و بی ثبات کردن اقتصاد باشد این کار یک اقدام تروریستی به حساب می آید.
قانونمندی : غیر قانونی بودن یکی از ویژگی های بارز تروریسم است .
قبول مسئولیت: صدور بیانیه پس از اقدام تروریستی یکی از ویژگیهای تروریسم است. این بیانیه می تواند ضمن قبول مسئولیت اقدام ترویج کننده مواضع عقیدتی ، سیاسی یا ملی تروریست ها نیز باشد.
عامل اقدام تروریستی: بسیاری از تعاریف تروریسم اقدامات حکومتهای قانونی را به عنوان اقدام تروریستی در نظر نمی گیرند مگر آنکه کار آن ها پنهانی و در زمانی غیر از جنگ انجام شود.
پلیس اتّحادیه اروپا (یوروپل) بر اساس دانش نامه های مربوط به تروریسم، تروریسم را بر اساس ایدئولوژى تعریف کرده است: تروریسم ملی گرا، تروریسم سیاسی، نارکو تروریسم، تروریسم مذهبی، تروریسم تحت حمایت حکومت ها، تروریسم دولتی، سایبر تروریسم، تروریسم آزاد، تروریسم هسته ایی، تروریسم شیمیایی، تروریسم کشاورزی، تروریسم جنایی و تروریسم انتحاری.
تروریسم ملی گرا: گونه ای از تروریسم معرفی گردیده که به واسطه آن تروریست ها به دنبال یک حکومت مستقل و پایان دادن به اشغال کشور و یا حرکت ضد استعماری برای پایان دادن به استعمار کشور و کسب استقلال آن می باشند. این واژه همچنین برای توصیف گروه هایی که به دنبال ایجاد یک حکومت مستقل در یک منطقه قومی و مذهبی می باشند نیز بکار رفته است. با وجود معرفی تروریسم ملی گرا به عنوان یکی از انواع تروریسم ویژگیهای آن محل مناقشه است و هنوز مشخص نیست چه نوع جنگ یا خشونت مشروع تلقی می گردد. از سوی دیگر این گونه گروه ها بیشتر خود را مبارزان راه آزادی درگیر در یک جنگ نا متقارن معرفی می کنند.
تروریسم سیاسی: نوعی از تروریسم معرفی شده که برای تحت تاثیر قرار دادن تحولات اجتماعی سیاسی که احتمال وقوع آنها به طرق مسالمت آمیز میسر نمی باشدبه کار می رود و گفته می شود این نوع از تروریسم از سوی گروههای کوچک فاقد پایگاه قدرت مورد استفاده قرار می گیرد و زمانی بیشترین تاثیر را دارد که علیه یک حکومت ظالم یا استبدادی به کار گرفته شود.
نارکو تروریسم: تروریسم و اقدامات تروریستی ای معرفی شده که از سوی سوداگران مواد مخدر به کار گرفته می شود. این نوع تروریسم اولین بار از سوی رئیس جمهور پرو در سال ۱۹۸۳ میلادی برای توصیف حملات تروریست گونه علیه پلیس مبارزه با مواد مخدر این کشور بکار برده شد. نارکو تروریسم برای توصیف حملات سوداگران مواد مخدر برای تاثیر گذاری بر سیاست های دولت و عدم اجرای قانون به واسطه تهدیدات منظم و استفاده از خشونت استفاده می شود.
تروریسم مذهبی : نوعی از خشونت مذهبی است که اقدامات آن به واسطه مذهب توجیه می شود. در این چارچوب تروریسم مسیحی ،تروریسم اسلامی، تروریسم یهودی و هندو به عنوان تروریسم مذهبی معرفی شده است.
تروریسم تحت حمایت حکومت ها : نوعی از تروریسم معرفی شده که برای توصیف حمایتها خصوصا حمایت مالی از سازمانهای تروریستی توسط حکومتها بکار می رود. این کمکها اغلب به عنوان پاداش حملات تروریستی توسط کشور یا کشورها به گروه های تروریستی اعطا می گردد. تروریست تحت حمایت حکومتها دارای نتایج استراتژیک معرفی شده و در مواقعی بکارگرفته میشود که امکان استفاده از نیروهای نظامی و متعارف وجود ندارد . در غرب تروریسم تحت حمایت حکومتها اغلب برای نشان دادن و توصیف سیاستهای مشخص و تامین منابع مالی گروه های تروریستی توسط کشور های غربی و اسلامی بکارگرفته شده است. کشورهای کوبا ،پاکستان ،ایران ،برتانیا، ایالات متحده به عنوان حامیان تروریسم تحت حمایت حکومتها معرفی شده اند.
تروریسم دولتی: به استفاده دولتها از خشونت و سرکوب علیه گروه ها یا مردم آن کشور یا یک کشور دیگر اطلاق می گردد. این نوع از تروریسم می تواند توسط خود نیروهای رسمی حکومت مانند پلیس یا ارتش انجام شود مانند اسرائیل علیه مردم فلسطین یا انجام آن به گروه های تروریستی و شبه نظامی مورد حمایت دولت سپرده شود.
سایبر تروریسم: یکی دیگراز انواع تروریسم معرفی شده که به تلاقی تروریسم و فضایی سایبر اقدام به از کاراندازیسیستم های اطلاعاتی می نماید.
تروریسم آزاد :تروریسم آزاد به اقدامات تروریستی لقب داده شده که بدون حمایت یا وابستگی به سازمانهای تروریستی توسط افراد یا گروه های کوچک با هدف شخصی ،بشر دوستانه ، یا حمایت از حمایت محیط زیست انجام می شود.
تروریسم هسته ایی : این نوع تروریسم به اقداماتی گفته می شود که در آن از تسلیحات هسته ای علیه مردم و غیر نظامیان استفاده می شود این نوع اقدام شامل استفاده از بمب ها و موشکهای هسته ایی علیه اهداف غیر نظامی و همچنین اقدام علیه راکتورها یا مخازن و انبارها و زاغه های محل نگهداری تجهیزات و سلاح های هسته ای و در نتیجه ایجاد فاجعه در یک منطقه یا کشور می گردد.
بیو تروریسم: به اقدامات تروریستی اطلاق می شود که در آن از تسلیحات یا مواد کشنده بیولوژیک برای اهداف غیر نظامی استفاده می شود که نمونه های معروف آن پاکت های حاوی میکروب آنتراکس در ایالات متحده در سال ۲۰۰۱ و حمله فرقه امریکایی راج نیش آمریکایی با استفاده از باکتری سالمنلادر بارهای شهر آریگان در سال ۱۹۸۴ می باشد.
تروریسم شیمیایی : به اقدامات تروریستی اطلاق می شود که از مواد و
عوامل شیمیایی در بمب ها و یا موشک ها از این نوع حمله بیشتر در جنگ های میان کشورها استفاده شده است .
تروریسم کشاورزی : با استفاده از تاکتیک های بیو تروریسم با هدف نابودی مزارع مواد غذایی نظیر غلات انجام می گیرد . این نوع تروریسم تاکنون نمونه ای نداشته اما تاکید شده این تروریسم پاشنه آشیل کشورهای غربی است و به آن توجه خاص دارند.
تروریسم جنایی : ناظر به اقدامات تروریستی تشکیلاتی با مطامع مشخص می باشد.
تروریسم انتحاری : فعالیت آنها به سوی فرهنگ ها و دانش نامه ها است. تروریسم انتحاری به معنای قربانی شدن خود خواسته فرد برای یک حمله تروریستی است. وبیشتر از اواخر قرن بیستم رایج گردیده اقدامات تکفیریان می تواند مصداق بارز تروریسم دینی یا مذهبی باشد. در این قسمت به بررسی موضوع تروریسم و میزان مسئولیت تکفیریان و کشورهای حامی آنان در قبال اعمال خود در عرصه بین المللی خواهیم پرداخت. کشورهای جهان سوم ضمن اصرار بر اولویت تعریف تروریسم بین المللی تاکید داشتند که باید جامعه بین المللی به مفهوم مشخص از این واژه دست یابد و سپس برای مقابله با آن راهکارهایی مناسب اتخاذ نماید. آن ها بر این اساس خواهان برگزاری یک کنفرانس بین المللی برای تعریف و تبیین واژه تروریسم و تفاوت آن با جنبش های رهایی بخش بر اساس قطعنامه ۳۰۳۴ مجمع عمومی که از مشروعیت مبارزات نهضت های آزادی بخش ملی حمایت می نمود شدند. قطعنامه مذکور منشاء اختلاف نظر بین نمایندگان شرق و غرب بود . بیشترین هراس کشورهای در حال توسعه محدود شدن فعالیت جنبش های رهایی بخش بود. به اعتقاد این کشورها هر گونه تلاش برای تعریف تروریسم نبایستی خللی بر فعالیت گروههای رهایی بخش دارد می آورد.لذا این کشورها در احلاس چهل و ششم اعلام نمودند که تشکیل یک کنفرانس جهانی به پایان دادن به اختلافات نظرهای موجود بر سر تعیین اعمال تروریستی و تداخل عمدی تروریسم با مبارزات آزادی بخش کمک خواهد کرد. مشکل ناشی از فقدان تعریف شناخته شده و دقیقی از نهضتهای آزادی بخش و تروریسم بود . تعدادی از کشورهای جهان سوم توسل این نهضتها به خشونت را در مقوله تدابیر دفاع مشروع از خود در مقابل استعمار تلقی می نمودند ولی نگرش تعدادی دیگر از آنها بر مبنای لزوم رعایت حقوق بشر در مبارزات کسب استقلال بود یعنی کشتار ، بدون تمایز افراد نظامی و غیر نظامی در کنار مبارزات رهایی بخش را در محدوده تروریسم قرار می دادند. خواسته کشورهای جهان سوم در قطعنامه ۱۹۹۱ در مجمع عمومی به تصویب رسید تجلی یافت . در این قطعنامه بر اصل غیر قابل انکار حق تعیین سرنوشت مردمی که تحت استعمار بودند و مشروعیت جنبش های رهایی بخش تاکید شده بود. پس از اجلاس چهل و ششم به دلیل گسترش اقدامات خشونت آمیز در کشورهای در حال توسعه موضع کشورهای مدافع تشکیل یک کنفرانس بین المللی برای تعریف تروریسم تضعیف و به غرب نزدیکتر گردید. همچنین اصرار بر تمایز بین اعمال تروریستی و مبارزات رهایی بخش کمرنگ شد. این موضوع در بیانیه ای تحت عنوان «اقدام برای محو تروریسم بین المللی» که به تصویب مجمع عمومی رسییدانعکاس یافت. در بیانیه مذکور به تفاوت میان تروریسم و مبارزات رهایی بخش اشاره ای نشده و تروریسم به هر شکل و انگیزه ای محکوم گردیده بود. و ضمن شناسایی کلیه شیوه ها و رفتارهای تروریستی به مثابه اعمال جنایی و غیر قابل توجیه در قسمت اجرایی از دولتها خواسته شده بود که بطور هماهنگ برای حل معضل تروریسم اقدام نمایند. مواضع کشورهای غربی :این کشورها تعریف تروریسم را نه مثبت و نه عملی میدانستند. از دیدگاه آنها معضل تروریسم چنان حاد بوده که اتخاذ تدابیری برای مبارزه با آن بر تعریف این واژه اولویت داشت و موثرترین و بهترین راه مقابله با تروریسم برخورد موردی یعنی روبهرو شدن با موارد مختلف تروریسم و تصویب کنوانسیونهایی برای مقابله با آن بود .دولتهای غربی عضو شورای امنیت از تعمیم مفهوم تروریسم فارغ از علل و انگیزه ارتکاب آن حمایت می نمودند. این امر کاملا قابل درک است زیرا به این ترتیب بستری مناسب برای ارتباط دادن مسئله تروریسم با تهدید صلح فراهم می شد و شورای امنیت این امکان را می یافت که بطور سلیقه ای با تاکید بر فصل هفتم منشور با بحرانهای بین المللی رو به رو گردد.تروریسم در هنگام تصویب کنوانسیون‏هاى چهارگانه ژنو به اندازه امروز نه وجود داشت و نه جدى گرفته مى‏شد. از این‏رو در چهار کنوانسیون مفصل تصویب‏شده، تنها یک ماده از کنوانسیون چهارم حاوى مقرراتى در خصوص تروریسم است. ماده ۳۳ این کنوانسیون مقرر مى‏دارد: «هیچ شخص مورد حمایتى را براى جرمى‏ که او شخصاً مرتکب نشده نمى‏توان مجازات کرد. مجازات‏هاى دسته جمعى همچنین تمامى تدابیر رعب‏آور و تروریسم ممنوع است».
بر اساس ماده ۳۳، تروریسم نه به خودى خود، بلکه به عنوان یکى از آثار مجازات‏هاى دسته‏جمعى قرار گرفته است و اینکه این‏گونه مجازات‏ها از سوى دولت نسبت به افراد اعمال شود. پس در حقیقت این ماده اشاره‏اى به تروریسم دولتى دارد.[۳۴۱] اگرچه کنوانسیون‏هاى ژنو با شناسایى نقض‏هاى شدید مقررات خود به عنوان جنایت جنگى، چنین نقض‏هایى را قابل پیگرد دانسته‏اند، ولى متأسفانه کنوانسیون چهارم ژنو نقض مقررات ماده ۳۳ خود را جزء نقض‏هاى شدید یا فاحش در نظر نگرفته است؛ ازاین‏رو مطابق با این کنوانسیون، اعمال تروریستى مندرج در ماده مذکور قابل تعقیب‏ کیفرى در سطح بین‏المللى
نیست.[۳۴۲] اما در بند ۲ ماده ۵۱ پروتکل اول الحاقى ۱۹۷۷ به کنوانسیون‏هاى چهارگانه ژنو که مربوط به حمایت از قربانیان در درگیرى‏هاى مسلحانه است، ارتکاب اعمال تروریستى علیه سکنه و افراد غیرنظامى ممنوع اعلام شده است. این ماده با عنوان حمایت از سکنه غیرنظامى چنین مقرر مى‏کند: «سکنه غیرنظامى فى‏نفسه و همچنین افراد غیرنظامى نباید هدف حمله قرار گیرند. اعمال و تهدیدهاى خشونت‏آمیزى که هدف اولیه آنها ایجاد جو ترور در میان سکنه غیرنظامى باشد ممنوع است».
پروتکل علاوه بر این ماده، در ماده ۳۷ خود نیز به نحو ضمنى اعمال و روش‏هاى تروریستى را محکوم کرده است. به موجب بند یک این ماده: قتل، مجروح یا اسیر کردن یکى از افراد دشمن با توسل به نیرنگ ممنوع است. اعمالى که باعث برانگیختن حس اعتماد یکى از افراد دشمن گردیده و او را متقاعد سازد که طبق حقوق بین‏الملل قابل اعمال در مخاصمات مسلحانه حق دارد از حمایت برخوردار شود یا وظیفه دارد حمایت خود را اعطا نماید و منظور آن باشد که به این حس اعتماد خیانت شود، نیرنگ محسوب مى‏شود. عمل ذیل از مصادیق نیرنگ مى‏باشد: «تظاهر به غیرنظامى بودن و برخوردارى از وضعیت غیررزمنده». برخى از فعالان کمیته بین‏المللى صلیب سرخ همچون «هانس پیتر گاسر» معتقدند به استناد این ماده نیز مى‏توان تروریسم را در درگیرى‏هاى مسلحانه ممنوع دانست. بنا به نظر «گاسر» سیاست حمله و اختفا یا فرار تروریست‏ها در حقیقت نه یک اقدام جنگى که یک عمل تروریستى است که در قالب نیرنگ علیه نیروهاى نظامى ارتکاب شده و ممنوع است. این استدلال «گاسر» ریشه در اصل تفکیک در حقوق بشردوستانه دارد.[۳۴۳]
پروتکل الحاقى اول برخلاف کنوانسیون چهارم ژنو نقض مقررات مندرج در مواد ۵۱ و ۳۷ خود را صراحتاً جزء نقض‏هاى شدیدى دانسته که جنایت جنگى در نظر گرفته خواهند شد. بند ۴ ماده ۵۱ پروتکل اول الحاقى نیز حملات کورکورانه را ممنوع مى‏کند. حملاتى که علیه یک هدف نظامى خاص صورت نمى‏گیرد یا با استفاده از روش‏ها و وسایل جنگى انجام مى‏شود که نمى‏توان آنها را به یک هدف نظامى خاص محدود کرد، کورکورانه تلقى مى‏شوند. تردیدى نیست که «اعمال تروریستى» مشمول ممنوعیت‏هاى مقرر در این ماده هستند، زیرا هدف اصلى از این اعمال ایجاد وحشت در بین سکنه غیرنظامى است. نمونه بارز تروریسم در درگیرى‏هاى مسلحانه بین‏المللى را مى‏توان جنگ ایالات متحده آمریکا با القاعده در کشور افغانستان دانست که با فروپاشى حکومت طالبان فعالیت‏هاى خود را آغاز کردند و البته عقاید و معیارهاى آنها متفاوت با تکفیرى‏هاست. این گروه، برخلاف تکفیرى‏ها، داعیه تشکیل حکومت و امت اسلامى نداشتند.
قواعدى که اقدامات تروریستى را در چارچوب مخاصمه مسلحانه غیربین‏المللى ممنوع مى‏کند اساساً مشابه آن قواعدى است که این اقدامات را در مخاصمه مسلحانه بین‏المللى ممنوع مى‏کند. ماده ۳ مشترک در یک عبارت‏پردازى کلى بدون اشاره مستقیم‏ به تروریسم، بسیارى از اقدامات تروریستى را عملًا ممنوع مى‏کند. بر طبق آن، با غیرنظامیان باید با اصول انسانیت رفتار شود. گروگان‏گیرى، رفتار بى‏رحمانه، آزار، شکنجه و … ممنوع است. متأسفانه ماده ۳ مشترک کنوانسیون‏هاى چهارگانه ژنو هیچ تعریفى از درگیرى‏هاى مسلحانه غیربین‏المللى ارائه نمى‏دهد و صرفاً به احصاى حداقل حقوق حاکم در حین درگیرى بسنده مى‏کند. با این حال، خوش‏بختانه بند ۱ ماده ۱ پروتکل دوم الحاقى ۱۹۷۷ به تعریف چنین درگیرى‏اى اهتمام ورزیده است. بر اساس این ماده، درگیرى مسلحانه غیربین‏المللى درگیرى‏اى است که در سرزمین یک دولت عضوِ پروتکل، بین نیروهاى مسلح آن دولت و گروه‏هاى مسلح مخالف یا میان چنین گروه‏هایى با هم (سوریه و عراق با داعش یا جبهه النصره، نیجریه با بوکوحرام) تحت فرماندهى مسئول صورت مى‏گیرد و آنچنان کنترلى را بر بخشى از سرزمین آن دولت اعمال مى‏کنند که آنها را قادر به اجراى عملیات هماهنگ و پایدار نظامى مى‏کند. دقت در این ماده، سه شرط را براى شناسایى یک درگیرى مسلحانه لازم مى‏داند:

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

  1. وجود درگیرى مسلحانه؛
  2. داشتن فرماندهى مسئول؛
  3. اعمال کنترل مؤثر بر بخشى‏هایى از سرزمین دولتى که در آن درگیرى داخلى در جریان است.