دسته بندي علمی – پژوهشی : مبانی واحکام فقهی اهانت به مقدسات ادیان آسمانی (زرتشت، یهودیت و مسیحیت) …

و) «ما این کتاب [قرآن‏] را به حقّ به‌سوی تو فرو فرستادیم، درحالی‌که تصدیق‏کننده کتاب‌های پیشین و حاکم بر آن‌هاست. پس میان آنان طبق آنچه خدا نازل کرده حکم کن و از هواهایشان [با دور شدن‏] از حقّى که به‌سوی تو آمده، پیروى مکن. براى هر یک از شما [امّت‌ها] شریعت و راه روشنى قرار داده‏ایم؛ و اگر خدا مى‏خواست شما را یک امّت قرار مى‏داد، ولى [خواست‏] تا شما را در آنچه به شما داده است بیازماید. پس در کارهاى نیک بر یکدیگر سبقت‌گیرید. بازگشت [همه‏] شما به‌سوی خداست آنگاه در باره آنچه در آن اختلاف مى‏کردید آگاهتان خواهد کرد.»
ز) «و میان آنان به موجب آنچه خدا نازل کرده، داورى کن و از هواهایشان پیروى مکن و از آنان بر حذر باش مبادا تو را در بخشى ازآنچه خدا بر تو نازل کرده به فتنه دراندازند. پس اگر پشت کردند، بدان که خدا مى‏خواهد آنان را فقط به [سزاى‏] پاره‏اى از گناهانشان برساند و در حقیقت بسیارى از مردم نافرمانند.»[۳۰۸]
ح) «در حقیقت، خدا از مؤمنان، جان و مالشان را به [بهاى‏] اینکه بهشت براى آنان باشد، خریده است همان کسانى که درراه خدا مى‏جنگند و مى‏کُشند و کشته مى‏شوند. [این‏] به‌عنوان وعده حقّى در تورات و انجیل و قرآن بر عهده اوست؛ و چه کسى از خدا به عهد خویش وفادارتر است؟ پس به این معامله‏اى که با او کرده‏اید شادمان باشید و این همان کامیابى بزرگ است.»[۳۰۹]
این آیات دلالت دارد بر این که کتب مقدس سایر ادیان نیز قابل احترام بوده و توهین به آن‌ها جایز نمی‌باشد؛ چراکه قرآن کریم تصدیق‌کننده کتب آسمانی دیگر ادیان می‌باشد، پس بر مسلمانان است که کتب آسمانی تحریف‌نشده سایر ادیان را نیز احترام کنند.

بند دوم: مبانی روایی

از تتبّع در زندگی و سیره فکری – عملی ائمه:؛ چنین برمی‌آید که نسبت به کتب سایر ادیان، با احترام برخورد کرده‌اند. استناد آنان به کتب ادیان در مناظرات با سران ادیان، مؤید این مطلب است.[۳۱۰]
بُعد دیگری از الگوی رفتار معصومین؛ را باید در اخلاق و آداب مناظرات آن‌ها با سران ادیان و مذاهب، کنکاش نمود. با تأمل در نوع بیان و ادبیات گفت‌وگوهای آن‌ها می‌توان دریافت که مذاکراتشان با سایر ادیان، فاقد هرگونه خودرأیی و چیره طلبی بوده، با مناظرات متداول- که به‌قصد تحقیر و اسکات خصم صورت می‌گرفت- کاملاً متفاوت است. روش آن‌ها، بیان روشنگرانه معارف الهی و آزاد گذاشتن طرف مقابل در پذیرش یا عدم پذیرش- و نه تحمیل عقیده شخصی- است.[۳۱۱] الگوی رفتار ارتباطی با دیگر ادیان در سیره ائمه؛ مبتنی بر اخلاق و بردباری و شناختن حق مخالفان است. آن‌ها نسبت به اهل عناد، سخت‌گیر بوده اما هرگز کسی را صرفاً به خاطر عقاید خاصی مورد توهین و استهزاء قرار نمی‌دادند.[۳۱۲]
معصومین؛ با توجه به موقعیّت زمانی و مکانی خاصّ خود، گامی مؤثّر در راستای رفع اختلافات، آشکار ساختن نواقص موجود در ادیان تحریف‌شده و اثبات حقانیّت اسلام برمی‌داشتند. نمودِ بارز این پدیده را می‌توان در مناظرات امام رضا۷با جاثلیق[۳۱۳] به نمایندگی از آیین مسیحیت، رأس الجالوت[۳۱۴] به نمایندگی از دین یهود، هیربد[۳۱۵] موبد بزرگ به نمایندگی از دین زردشت، عمران صابی[۳۱۶] به نمایندگی از صابئان و عده‌ای از علماء و سران برهمن، مشاهده کرد.[۳۱۷] به‌عنوان نمونه: امام رضا ۷در پاسخ به درخواست رأس الجالوت برای اثبات نبوّت حضرت محمد۶بر اساس کتاب مقدس آنان به فرازی از تورات استناد کردند که دارای قراین روشنی بود و به‌خوبی بر مدّعای آن حضرت دلالت می‌کرد؛ این که امام خطاب به رأس الجالوت فرمودند: آیا می‌دانی که حضرت موسی به بنی‌اسرائیل وصیت کرد: پیامبری از میان برادرانتان به‌سوی شما خواهد آمد، او را تصدیق کنید و به سخنانش گوش فرا دهید! هنگامی که رأس الجالوت تأیید کرد، حضرت فرمودند: آیا بنی‌اسرائیل برادرانی غیر از بنی اسماعیل دارند و آیا از میان فرزندان اسماعیل پیامبری جز حضرت محمد مبعوث شده است؟ رأس الجالوت به هر دو پرسش پاسخ منفی داد.[۳۱۸] این فقره مورد استناد حضرت که با اندکی تفاوت در چند جای عهدین آمده، در نسخه‌های کنونی آن نیز موجود است در یکجا از قول حضرت موسی به بنی‌اسرائیل آمده است: یهوه، خدایت نبی از میان تو، از برادرانت مثل تو، برای تو مبعوث خواهد گردانید، او را بشنوید.[۳۱۹]
عبارت «از میان تو» که آمدن پیامبر موعود را به‌نوعی از میان خود بنی‌اسرائیل معرفی می‌کند، در ترجمه کتاب مقدس تحریف‌شده است.[۳۲۰]
بشارت آمدن پیامبر اکرم۶از زبان حضرت عیسی در انجیل در مناظره امام رضا ۷با جاثلیق نیز آمده است. امام ۷با استناد به سخنان حضرت عیسی:مبنی برآمدن فارقلیط پس از او، مراد از آن را پیامبر اکرم ۶دانستند. سخنان حضرت عیسی چنین گزارش‌شده است: «من به‌سوی پروردگار خود و شما می‌روم و فارقلیط می‌آید و او کسی است که به حقانیت من گواهی می‌دهد همان‌گونه که من به حقانیت او گواهی دادم. او هر چیز را تفسیر می‌کند و کردارهای زشت امت‌ها را آشکار کرده، ستون کفر را می‌شکند. جاثلیق به وجود این سخنان در انجیل گواهی داد.»[۳۲۱]
احترام گذاشتن و اهانت نکردن دو مقوله جدا هستند همان‌طور که توضیح داده شد کتب آسمانی تحریف‌نشده برای مسلمانان نه تنها قابل احترام هستند بلکه اهانت به آن‌ها جایز نمی‌باشد ولی کتب تحریف‌شده کنونی هیچ‌گونه احترامی ندارند؛ چون که پشت آن‌ها مثلاً تورات تفکرات صهیونیست می‌باشد که می‌گویند دنیا مال ماست و جهات شرعی دادن به تجاوزاتشان می‌باشد در عین حال نباید به آن‌ها توهین کرد.

مبحث دوم: مقدسات مختص ادیان دیگر

گفتار اول: شخصیت‌های مقدس ادیان

احترام انسان و کرامت او در جامعه به عنوان یک اصل اولی و یک قاعده فقهی[۳۲۲] موردپذیرش بوده و در این مورد تأکیدات فراوانی صورت گرفته است. اسلام اگرنه بیش از همه مکتب‌ها، دست کم در ردیف سایر مکتب‌ها حق کرامت و احترام اجتماعی انسان را معتبر و ضروری می‌داند.[۳۲۳] منظور از احترام گذاردن محترم داشتن چیزی است که نزد دیگران عزیز است و افراد به آن تعلق خاطر دارند. اهانت که منافی باکرامت اوست جایز نیست.
اصل بر ترک اهانت است، چراکه غالباً با اثر منفی همراه است؛ اینکه چه‌بسا طرف مخالف، مقابله‌به‌مثل کند و به مقدّسات توهین نماید. دشنام به مخالف یا کافر اگر سبب شود که برگردد و به او یا مؤمن دیگری دشنام دهد جایز نیست چنانچه دشنام به مقدسات دینی هر ملتی از ملل عالم جایز نیست؛ زیرا شنونده آن دشنام از آن ملت برمی‌گردد و به مقدسات دینی دشنام می‌دهد آنگاه وِزرش به عهده ابتدا کننده به دشنام است چنانچه در سوره انعام صریحاً از این موضوع نهی می‌گردد.[۳۲۴] از طرفی ممکن است این‌گونه بدگویی‌ها آن‌ها را تحریک کند و به‌اصطلاح روی دنده لج بیفتند و پافشاری آن‌ها در کفر و ضلالت بیشتر گردد.[۳۲۵]
دین مبین اسلام، به رعایت احترام نسبت به دیگران تأکید بسیار کرده، علی‌الخصوص در مورد احترام به مقدسات دینی- اعم از مقدسات اسلام یا سایر ادیان الهی – و هرگونه توهین، ناسزاگویی، مسخره کردن و سبک شماردن را غیر مشروع و اشخاص را از آن بر حذر داشته است؛ پس اهانت به سایر شخصیت‌های مقدس و مذهبی هر دین نیز نکوهش و مذمّت شده است.
فقهای اسلامی پاسداری از حرمت افراد را واجب می‌دانند، چنان که آمده است:
«هیچ کس حق ندارد … نسبت به فردی اهانت نموده و اعمال غیرانسانی مرتکب شود،…این‌ها جرم است و مرتکبین هر یک از امور فوق مجرم و مستحق تعزیر شرعی است و بعضی از آن‌ها موجب حد شرعی است.[۳۲۶] به‌تبع اسلام همیشه با جنگ مخالف است و میل دارد که بین همه کشورها آرامش و صلح باشد؛ لکن اگر جنگ را بر ما تحمیل کنند، همه ملت ما جنگ جو است»[۳۲۷]
به نظر می‌رسد ازآنجایی‌که لفظ فرد اعم است از مسلمان و غیر مسلمان، منظور این باشد که اهانت به غیر مسلمان هم جایز نیست و موجب تعزیر می‌شود.
حکم اهانت کننده به سایر شخصیت‌های مقدّس در هر دین با حکم سبّ انبیا تفاوت دارد و کسی که اهانت به سایر شخصیت‌های مذهبی و مقدس بکند فقط تعزیر و تنبیه می‌شود. پس به‌طریق‌اولی به شخصیت‌های مقدس آن‌ها نباید توهین کرد.

بند اول: مبانی قرآنی

الف) کرامت انسان در شمار مفاهیمی است که صراحتاً در آیات متعددی از قرآن به آن اشاره‌شده و از اهانت به انسان‌ها منع شده است:
«و به‌راستی ما فرزندان آدم را گرامى داشتیم و آنان را در خشکى و دریا [بر مرکب‌ها] برنشاندیم و از چیزهاى پاکیزه به ایشان روزى دادیم و آن‌ها را بر بسیارى از آفریده‏هاى خود برترى آشکار دادیم.»[۳۲۸]
«اى مردم، ما شمارا از مرد و زنى آفریدیم و شمارا ملّت ملّت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایى متقابل حاصل کنید. در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست. بى‏تردید، خداوند داناى آگاه است.»[۳۲۹]
خداوند همه انسان‌ها اعم از مسلمان و غیر مسلمان را گرامی معرفی کرده است چراکه همه انسان‌ها در انسانیّت مساوی بوده و هیچ یک بر دیگری جز به تقوا فضیلت و شرافت ندارد.
خداوند در مقام گرامی داشت جایگاه انسان، به فرشتگان فرمان داد که آدم، پدر بشر را سجده کنند.[۳۳۰] نعمت‌های نهان و آشکار خود را به انسان ارزانی داشته و در مقام بزرگداشت وی، تمام آنچه را در آسمان‌ها و زمین است، رام انسان‌ها کرده است.[۳۳۱] با عطف به این جایگاه بلند که خداوند به انسان اختصاص داده، رعایت کرامت انسان، اعم از مسلمان و غیر مسلمان، ناگزیر بود. اسلام تأکید دارد که تبار همه آدمیان یکی است و انسان را برتر از همه یا بسیاری از موجودات آفریده و دیگر موجودات آفریده‌شده را برای انسان می‌داند.[۳۳۲]
با تأمّل در مفهوم کرامت انسان به نظر می‌رسد آنچه از دید غالب مفسران مخفی نمانده، این است که: کرامت انسان نمی‌تواند مختص فرد یا گروه خاصی از انسان‌ها باشد؛ چراکه آیه در سیاق منّت نهادن است، البته منتّی آمیخته با عتاب. گویا خداوند پس از ذکر فراوانی نعمت‌ها و عنایات ویژه خود بر بشر، او را بر کفران این نعمات سرزنش می کند و از این جا مشخص می‌شود که مراد از آیه، حال جنس بشر است، صرف‌نظر از کرامت های خاص و فضایل روحی و معنوی که به عده‌ای اختصاص داده بنابراین آیه مشرکان، کفار و فاسقان را نیز در برمی‌گیرد.[۳۳۳]
یکی از اصول اخلاقی که در ارتباط با شخصیت‌های مقدس ادیان دیگر بایستی مورد توجه قرار گیرد، اصل کرامت انسان و احترام به وی می‌باشد.
ب) روش پیشنهادی قرآن در تعامل فرهنگی با اقلیت‌های دینی و گفت‌وگو بین ادیان، مناظره به نیکوترین شکل آن است؛ بنابراین، قاطعانه به پیامبر۶اعلام می‌نماید که: «… با آنان به [شیوه‏اى‏] که نیکوتر است مجادله نماى…»[۳۳۴]
اسلام اهانت و بی‌احترامی به انسان- چه مسلمان و چه غیر مسلمان- را جایز نمی‌شمارد و مرتکب را لایق تعزیر و مجازات می‌داند. نه‌تنها برای معتقدات و آیین پیروان کتاب‌های آسمانی احترام قائل است، بلکه اصولاً این حق را برای آنان محفوظ شمرده که بتوانند در چارچوب عقل و برهان در مورد عقاید مذهبی خویش با مسلمانان به گفت‌وگو و بحث بپردازند. به طور آزاد و دور از تعصّب از معتقدات خویش دفاع نمایند و در مقام بحث و مجادله نسبت به عقاید اسلامی برآیند.[۳۳۵] از آن رو که خداوند گفت‌وگو با اهل کتاب را مقیّد به جدال أحسن کرده است، مفسّران قرآنی نکاتی را یادآور گردیده اند:
– «جدال أحسن آن است که با بهترین شیوه مناظره و مجادله که دارای مدارا و نرمی در سخن و انتخاب راه آسان‌تر است صورت گیرد.»[۳۳۶]
– «مجادله زمانی أحسن می‌شود که شدت در سخن و اهانت و طعنه زدن به طرف در آن نباشد. حسن مجادله این است که همراه با مدارا و نرمی در گفتار باشد. دشمن از آن سخت اذیت نگردد و جدل کننده به دشمن خودش نزدیک شود تا اینکه اتفاق نظری حاصل گردد و به همدیگر برای آشکار شدن حق کمک نمایند، بدون هیچ گونه لجاج و دشمنی.»[۳۳۷]
– «مناظره کن با معاندان به بهترین شیوه مناظره و مجادله که برخوردار از رفق و نرمی طریقه آسان‌تر باشد و همین طور از مقدمات مشهور استفاده گردد تا آتش کینه آنها فروکش کند.»[۳۳۸]
ازاین‌رو، هنگام گفت‌وگو و مناظره با شخصیت‌های مقدس از ادیان دیگر باید سخن حق به‌گونه‌ای مطرح گردد که طرف مقابل توانایی دریافت آن را داشته باشد و احساس نماید همگان در پی کشف حقیقت اند.
«پس به [برکتِ‏] رحمت الهى، با آنان نرم‌خو [و پُر مِهر] شدى و اگر تندخو و سخت‌دل بودى قطعاً از پیرامون تو پراکنده مى‏شدند. پس از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه، …»[۳۳۹]
همان‌طور که بیان شد یکی از صفات پیامبر گذشت و نرمش و رفق و مدارا در برابر کسانی که تخلفی از آن‌ها سر زده و سپس پشیمان شده اند و این ویژگی پیامبر موجب پیشرفت دین در صدر اسلام شده بود اطلاق آیه بیانگر این است که با پیروان ادیان دیگر هم با رفق و مدارا برخورد کنید.
ج) مقتضای فطرت انسان با دیگران حالت صلح و همزیستی و برخورد دوستانه است. از منظر اسلامی جنگ و ستیز یا جنبه دفاعی دارد یا جنبه مانع زدایی زمینه‌های منفی و موانع هدایتی، آن‌هم پس از تبیین حق و باطل. آیات متعددی اصل صلح و همزیستی مسالمت آمیز را برای پیروان خود مطرح کرده است:
«و اگر به صلح گراییدند، تو [نیز] بدان گراى و بر خدا توکّل نما که او شنواى داناست.»[۳۴۰]

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

سایت مقالات فارسی – رابطه فلسفه اخلاقی و رفتار فرانقش کارکنان شرکت گاز استان گیلان- قسمت …

فورسیت (۱۹۸۰) دسته بندی شامل دو بعد ایده آل گرایی و اقتضا گرایی را مطرح کرد :
۲-۲-۴-۳-۱) فلسفه ایده آل گرایی :
ایده آل گرایی حاکی از عقیده راسخ یک فرد نسبت به این است که قضاوت اخلاقی از نظر وجدانی با ید کاملا طبق اصول ، هنجارها و قوانین اخلاقی صورت گبرد افراد ایده آل گرا عقیده دارند که اصول ، هنجارها و قوانین اخلاقی همیشه و بدون توجه به موقعیته ای مختلف صادق هستند و آسیب رساندن به دیگران همیشه اجتناب پذیر است .
۲-۲-۴-۳-۲) اقتضاگرایی :
از طرف دیگر اقتضا گرایی میزانی است که فرد از قوانین اخلاقی برای گرفتن تصمیم مقتضی تر با توجه شرایط رد می گذرد از نظر اقتضا گرایان تمام استانداردهای اخلاقی به جامعه و فرهنگ و ماهیت وضعیت و نتایج بستگی دارد و تفسیرهای زیادی برای نگرش به موضوع اخلاقی وجود دارد بر اساس دیدگاه اقتضا گرایی اخلاقی امکان تعریف برای رفتار درست و غلط وجود ندارد و نمی توان رفتاری را به طور صریح درست و یا غلط ارزیابی کرد (میرشاهی و همکاران ، ۱۳۸۹) .
۲-۲-۴-۴) دسته بندی قاری سید فاطمی
برخی دسته بندی های تخصصی در حوزه اخلاق وجود دارند که یا در دسته بندی های فوق قرار نداشته و یا به صورت کامل با موارد مطرح شده فوق همپوشانی ندارند . برای نمونه دریک تقسیم بندی در حوزه بیوتکنولوژی به شرح ذیل است :
۲-۲-۴-۴-۱) اصل لاضرر
این اصل بویژه در تنظیم روابط اجتماعی کارآیی فراوان دارد . برمبنای این اصل هیچ کس حق ندارد بدون توجیه اخلاقی ضرری به دیگران وارد کند . توجه داشته باشیم که لاضرر یک اصل مطلق نیست . به این معنی که در برخی موارد ممکن است اضرار به غیر موجه باشد . بنابراین می توان گفت لاضرر یک اصل نهایی نیست . لاضرر در پرتو سایر اصول و ارزشها‏ی اخلاقی بایستی تفسیر شود . برای مثال مسأله تعارض دو ضرر خود از بحثهای قابل توجه درمورد «لاضرر» است . در صورتی که پیشگیری و یا رفع ضرر از دیگری و یا جامعه موکول به اضرار به غیر باشد باز هم اضرار ، ناموجه و غیر اخلاقی است با این توضیح که اضرار غیر موجه به دیگران از نظر اخلاقی ناپسند است و باید از آن اجتناب کرد .
۲-۲-۴-۴-۲) اصل سودمندی
برخی فیلسوفان این اصل و اصل لاضرر را اصل واحدی به شمار آورده‏اند. از نظر برخی فیلسوفان اخلاق ، اصل سودمندی به چهار آموزه و تعهد عمومی اخلاقی قابل تقسیم است :
۱- انسان نباید ضرر و یا شری را به دیگری تحمیل کند ، ۲- انسان بایستی از ورود ضرر و شر نسبت به دیگران جلوگیری کند ، ۳- انسان باید ضرر موجود را مرتفع کند ، ۴- انسان نه تنها نباید ضرر و شری به دیگران تحمیل کند ، بلکه باید از ورود ضرر و شر به دیگران جلوگیری و شر و ضرر موجود را مرتفع و باید در راستای ارتقاء و توسعه خیر و نیکی گام بردارد. چنان که ملاحظه می‏شود ، اولین اصل از این اصول چهارگانه همان اصل «لاضرر» به معنای مضیق آن است.
۲-۲-۴-۴-۳) اصل غایت بودن انسان و منع استفاده ابزاری از انسان
اصل غایت‏بودن انسان را می‏توان بنیادی‏ترین اصل هنجاری در نظام اخلاقی انسان مدار به شمار آورد. منع استفاده ابزاری از انسان در واقع روی دیگر سکه این است. استفاده ابزاری از انسان به معنای نفی غایت‏بودن انسان است . برمبنای این اصل ، انسانها همه غایت بالذات بوده و از حیثیت انسانی یکسان برخوردارند. این اصل اخلاقی در حوزه‏های گوناگون هنجاری پیامدهای عمیقی درپی دارد. حق تعیین سرنوشت در حوزه سیاست و حقوق ، انعکاسی از ا‏ین اصل است.
۲-۲-۴-۴-۴) اصل استقلال انسان
یکی از فروع اصل غایت‏بودن انسان این است که انسان عاقل و بالغ در تصمیم‎گیری‏های مربوط به خود آزاد است. این اصل هرگونه قیم مآبی را نسبت به افراد بالغ نفی می‏کند.
۲-۲-۴-۵) دسته بندی الوانی (در حوزه مدیریت) :
الوانی (۱۳۹۱) فلسفه های اخلاقی را به چهار دسته اصلی تقسیم کرد :
۲-۲-۴-۵-۱) دیدگاه نتیجه گرایی و وظیفه گرایی
برخی دسته بندی دیگری فلسفه های اخلاقی مفروضات اخلاقی را به دو دسته وظیفه گرایی و نتیجه گرایی تقسیم می کند نتیجه گراها عقیده دارند که قضاوت اخلاقی باید بر اساس نتایج حاصل از عمل باشد در طرف دیگر فلسفه وظیفه گرایی وجود دارد و توجه به نتایج را به طور صریح رد می کند و بجای آن بر وجود قوانین جهان شمول تمرکز دارند و این قوانین استثنا ندارند یا بسیار کم است (امیر شاهی و همکاران ۱۳۸۹) .
۲-۲-۴-۵-۲) دیدگاه تعهد اخلاقی نسبت به رعایت حقوق افراد (انسان گرایی)
در این دیدگاه ، تمرکز بر رعایت حقوق افراد [۶۷]و نیت و قصد آنان در اعمال و رفتارشان می باشد . در این دیدگاه باید برای تمامی افراد انسانی حرمت و ارزش قائل بود و نمی توان حقیک انسان را به خاطر نتیجه ای که برای جمع دارد پایمال نمود . از این رو این دیدگاه را حرمت انسانی نیز نامیده اند . حقوقی چون آزادی بیان ، آزادی انتخاب حرفه ، آزادی در حریم زندگی خصوصی و شخصی ، آزادی در دریافت اطلاعات برای افراد همیشه محفوظ است و سازمان ها باید این حقوق را محترم شمرده و در احقاق آن برای اعضاء خود تلاش کنند . از سوی دیگر قصد و نیت فرد نیز در این دیدگاه از اهمیت فراوانی برخوردار است ، بدین معنی که نیت فرد در رفتار او باید مبتنی بر مصلحت و خیرخواهی باشد و قصد او ضایع ساختن حقوق دیگران نباشد ، تنها در این صورت است که حقوق تمامی افراد در جامعه حفظ خواهد شد .
۲-۲-۴-۵-۳) دیدگاه نسبی گرایی (اجتما گرایی)
د

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

ر این دیدگاه اخلاق تابع شرایط می شود و گزاره های اخلاقی در هر وضعیتی متفاوت خواهند بود . فرضاً در دوره ای تبلیغات برای حرفه های معلمی و پزشکی مردود و غیراخلاقی شمرده می شد ، اما امروزه این گروه ها نیز به تبلیغ می پردازند و این موضوع غیراخلاقی محسوب نمی شود . نسبی گرایان معتقدند سازمان ها و جوامع در حال تغییرند و مقتضیات و شرایط دائما در حال دگرگونی اند و بنابراین باید دید در هر دوره و شرایطی در چه موردی اجماع وجود دارد و همان نظر اجماعی را به عنوان اصل اخلاقی پذیرفت . طرفداران این دیدگاه نظر جمع را ملاک اخلاقی بودن اعمال می دانند و جامعه را عامل مهمی در شکل گیری اصول اخلاقی می دانند . (الوانی به نقل از فرل و فردریش ، ۱۳۹۱) .
۲-۲-۴-۵-۴) دیدگاه اخلاق مبتنی بر تقوی و پرهیزگاری (فضیلت گرایی)
در این دیدگاه اصول اخلاقی حالتی مطلق به خود می گیرند و ارزش هائی چون راستگوئی ، صداقت ، درستکاری و امانت ، اخلاقی محسوب می شوند و در مقابل آنها دروغگوئی ، فریبکاری ، نادرستی و پیمان شکنی ، ضدارزش به شمار می آیند . پرهیزکاری و تقوی در افراد موجب می شود تا ارزش ها را پاس دارند و فراتر از هنجارها و نرم های جامعه و سازمان قدم برنداشته و خوب و بدهای پرهیزکارانه را ملاک عمل خود قرار دهند اصول اخلاقی مذاهب در این دیدگاه نقش عمده و اصلی را ایفا می کنند .
۲-۲-۴-۶) دسته بندی رحمان سرشت
مباحث اخلاق کسب وکار غالبا در چارچوب سه رویکرد کانتی ، منفعت گرا و فضیلت اخلاقی ، جای می گیرند (رحمان سرشت و بدر آبادی ، ۱۳۹۱) :
۲-۲-۴-۶ -۱) نظریه اخلاقی فضیلت اخلاقی
مسأله اصلی اخلاق فضیلت مدار این است که چگونه انسانی باید بود ؟ این که چگونه شخصی باید بود و چه ویژگیهای شخصی را به عنوان فضایل اخلاقی باید در درون خود جای داد . این اخلاق حداقل تاریخی به قدمت تاریخ فلسفه یونان دارد . و در عصر حاضر نیز به عنوان رقیبی جدی در برابر نظریات اخلاقی عمل مدار و بویژه رویکرد اخلاقی حق مدار عرض اندام کرده است (قاری سید فاطمی ، ۱۳۷۱) .
۲-۲-۴-۶ -۲) نظریه اخلاق عمل مدار
این بنیاد اخلاقی بر این باور بود که میزان و معیار کردار ، یعنی عمل نیک و بد و موجبات آنچه در عالم اخلاق و چه در عالم سیاست ، رنج ، خوشی و لذت است. لذا می بایست عملی را اختیار و اتخاذ نمود که خوشی و لذت حاصل از آن بیشتر ، بادوام تر و مؤثرتر و شامل حال جماعت بیشتری باشد. عمل شر و عملی که باید از آن دوری جست آن است که رنجی از آن برآید و فایده و لذتی را برای انسان در پی نداشته باشد.
۲-۲-۴-۶ -۲) نظریه اخلاق کانتی
انسان مداری کانتی در قالب اصل غایت‏بودن انسان چارچوب اخلاقی عقلانی و در عین حال منسجم را در اختیار قانونگذاران و سیاست‏گزاران قرار خواهد داد. اصل برابری انسانها و لزوم احترام به حیثیت انسانها به صورتی برابر و آن هم تنها به دلیل انسان بودن آنها محور گفتمان بشر معاصر است.
۲-۲-۴-۷) دسته بندی لدبتر[۶۸]
سیلمانی به نقل از لدبتر (۱۳۹۰) چهار سیستم اخلاقی را بر می شمرد :
۲-۲-۴-۷-۱)اخلاق شخصی
اشاره به ویژگی ها و خصوصیاتی دارد که در افراد وجود دارد و بر اساس آنها ارزش ها و احساساتی در مورد آنچه درست یا نادرست می یاشد ، در آنها شکل گرفته است . میزان پایبندی فرد به ارزشهایی نظیر صداقت ، تعهد و … می باشد .
۲-۲-۴-۷-۱)اخلاق سودمندی
میزان تاکید برا اقداماتی است که برای همگان آثار مثبت ، منفعت و سود داشته باشد . بنابراین یک عمل وقتی صحیح است که حداکثر منافع را برای جامعه داشته باشد .
۲-۲-۴-۷-۱)اخلاق اجتماعی
میزان پایبندی و تعهدات و مسئولیتها در قبال جامعه به هنگام تصمیم گیری ها و رفتارهای مدیریتی است . در واقع فرهنگ ناشی از روابط اجتماعی است که نقش مهمی را در تصمیم گیری و قضاوت اخلاقی افراد ایفا می کند .

فایل دانشگاهی – رابطه فلسفه اخلاقی و رفتار فرانقش کارکنان شرکت گاز استان گیلان- قسمت ۵

منابع و مأخذ ………………………………………………………………………………………………………………………………..۸۴
پیوستها……………………………………………………………………………………………………………………………………………۹۰
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول۳-۲) ابعاد متغیرها ، سوالات مربوطه و ضریب پایائی متغیرها ………………………………………………………………۶۰
جدول ۴-۱) جدول فراوانی جنسیت……………………………………………………………………………………………………………….۶۲
جدول ۴-۲) جدول فراوانی سن…………………………………………………………………………………………………………………….۶۳
جدول ۴-۳) جدول فراوانی تحصیلات……………………………………………………………………………………………………………۶۳
جدول ۴-۴) جدول فراوانی ارتباط رشته………………………………………………………………………………………………………….۶۴
جدول ۴-۵) جدول فراوانی سابقه خدمت ………………………………………………………………………………………………………۶۴
جدول ۴-۶) جدول فراوانی نوع شغل……………………………………………………………………………………………………………..۶۵
جدول ۴-۷) جدول توصیفی قانون طلایی………………………………………………………………………………………………………۶۵
جدول ۴-۸) جدول توصیفی منفعت گرایی……………………………………………………………………………………………………..۶۶
جدول ۴-۹) جدول توصیفی وظیفه گرایی………………………………………………………………………………………………………۶۶
جدول ۴-۱۰) جدول توصیفی عدالت گرایی……………………………………………………………………………………………………۶۶
جدول ۴-۱۱) جدول توصیفی آزادی فردی……………………………………………………………………………………………………..۶۷
جدول ۴-۱۲) جدول توصیفی نوع دوستی………………………………………………………………………………………………………۶۷
جدول ۴-۱۳) جدول توصیفی فضلیت مدنی……………………………………………………………………………………………………۶۷
جدول ۴-۱۴) جدول توصیفی وجدان کاری…………………………………………………………………………………………………….۶۸
جدول ۴-۱۵) جدول توصیفی جوانمردی………………………………………………………………………………………………………..۶۸
جدول ۴-۱۶) جدول توصیفی ادب و نزاکت……………………………………………………………………………………………………۶۸
جدول ۴-۱۷) جدول توصیفی رفتار فرانقش……………………………………………………………………………………………………۶۹
جدول ۴-۱۸) جدول همبستگی فلسفه اخلاقی و رفتار فرانقش…………………………………………………………………………۶۹
جدول ۴-۱۹) جدول همبستگی فلسفه منفعت گرایی و رفتار فرانقش کارکنان ………………………………………………….۷۰
جدول ۴-۲۰) جدول همبستگی وظیفه گرایی و رفتار فرانقش کارکنان …………………………………………………………….۷۱
جدول ۴-۲۱) جدول همبستگی قانون طلایی و رفتار فرانقش………………………………………………………………………….۷۲
جدول ۴-۲۲) جدول همبستگی عدالت گرایی و رفتار فرانقش………………………………………………………………………….۷۳
جدول ۴-۲۳) جدول همبستگی آزادی فردی و رفتار فرانقش کارکنان ……………………………………………………………..۷۴
جدول ۵-۱) توصیف عوامل جمعیت شناختی………………………………………………………………….۷۶
جدول ۵-۲) توصیف متغیر های تحقیق………………………………………………………………………۷۷
فهرست اشکال
عنوان صفحه
شکل ۱ – ۱ ) مدل تحلیلی تحقیق………………………………………………………………………………………………………………………..۶
فصل اول
کلیات تحقیق
۱-۱)مقدمه
دنیای امروز دنیایی پر از رقابت است و سازمانها بدلیل نیاز به انعطاف پذیری در مواجهه با رقبا بدنبال یافتن شیوه هایی برای حداکثر نمودن عملکرد و تلاش کارکنانشان هستند و یکی از مهم ترین موضوعاتی که سازمانها با آن مواجه هستند ، چگونگی انگیزش کارکنان است به اینکه نقش ها و وظایف خود را به خوبی انجام می دهند تا این اطمینان حاصل شود که سازمان اثربخشی خود را حفظ خواهد کرد ( بهاری فر ، جواهری کامل و احمدی ،۱۳۹۰ ) . در واقع ، مجموعه ای ویژه از رفتارهای کارکنان می تواند تاثیر قابل توجهی بر موفقیت سازمان داشته باشد . به ویژه رفتارهایی که فراتر از الزامات تعریف شده نقش باشد ( صنوبری ، ۱۳۸۷) . در این تحقیق به رابطه بین فلسفه اخلاقی و رفتار فرا نقش کارکنان پرداخته شده است.
فصل اول این تحقیق به بیان چارچوب و محدوده پژوهش اختصاص دارد. در این فصل محقق با بیان کلیات تحقیق انجام شده، شرح مختصری در مورد کلیه مراحل انجام شده ارائه می‌دهد، که بدین ترتیب زمینه برقراری ارتباط با مخاطب و در جریان قرار دادن او در مورد چگونگی ایجاد و انجام تحقیق را فراهم می‌سازد.
۱ – ۲) بیان مساله
مسئله این تحقیق که محقق به دنبال دستیابی به راه حل آن می باشد عبارت است از بررسی رابطه فلسفه اخلاقی کارکنان در بروز رفتار های خارج از نقش و فرا وظیفه ای در آنان. به عبارت دیگر دو نفر که در یک سازمان و یک واحد همزمان و با شرایط یکسانی کار می کنند رفتارهای شغلی و وظیفه ای متفاوتی از خود نشان می دهند: یکی از آنها در حد انجام وظایف سازمانی محوله و بر اساس شرح شغل عمل می نماید و دیگری رفتارهای خارج از وظیفه نظیر کمک به همکاران و … نشان می دهد ، که در این صورت

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

می بایست به شناسایی عوامـل تأثیرگذار بر تمایل به ماندگاری و میزان تاثیر آنها پرداخته شود. بنابراین محققان مختلفی به دنبال علل موثر بر بروز این پدیده در سازمان بوده اند و علل مختلفی از جمله وی‍ژگی های شغل،‌ ویژگی های فردی، عوامل رهبری و … را شناسایی کرده اند. با اینکه توجه به موضوع اخلاق بعنوان یکی از ویژگی ها در سطح فردی ، ‌سازمانی و اجتماعی در سازمانها مسئله جدیدی محسوب نمی شود؛ لیکن در سال های اخیر تجربه موفق شرکت های اخلاق مداری در کنار افول شرکت هایی که اصول اخلاقی را نادیده می گرفتند، بیش از پیش اثربخشی راهکارهای اخلاق مدار را در سازمان ها آشکار کرده است .
شرکت گاز، از جمله سازمانهایی است که با عموم شهروندان از طبقات اجتماعی مختلف سر و کار دارد . با توجه به طیف وسیع مخاطبان، هرگونه نارسایی کمی و کیفی در خدمات شرکت فوق منجر به بازخوردی مستقیم در شهروندان می شود ازجمله از دست رفتن زمان و هزینه های اضافی و خستگیهای روحی و جسمی مضاعف ناشی از دریافت نامناسب خدمات می شود. گسترده بودن طیف فعالیتهای این شرکت و وجود بحرانهایی نظیر برف و لزوم مدیریت بیش از پیش انر‍ژی در سالهای اخیر نیاز این شرکت را در بروز رفتارهای خارج از وظیفه بیش از پیش مشخص می کند . در شرایط کاملاً متحول و حاکم بر سازمان ها و لزوم اثربخشی آن ها در چنین شرایطی، نیاز آن ها را به نسل ارزشمندی از کارکنان، بیش از پیش آشکار نموده است، نسلی که از آن ها به عنوان سربازان سازمانی[۱] یاد می شود . این کارکنان بی تردید، وجه ممیز سازمان های اثربخش از غیراثربخش هستند چراکه سازمان را موطن خود می دانند و برای تحقق اهداف آن، بی هیچ چشم داشتی افزون بر نقش رسمی خود عمل نموده و از هیچ تلاشی دریغ نمی کنند .
چنانچه مطالعات مختلف نشان می دهد که مسائل اخلاقی بعنوان یک نیاز در سازمانها و شرکتهای کشور ما مورد بحث بوده و بررسی ارتباط آن با رفتار شهروندی سازمانی [۲] بعنوان نوعی رفتار فرانقش منجر به شناخت ابعاد تاثیر گذار اخلاق بر رفتار شهروندی در سازمان خواهد شد (طاهری دمنه ، زنجیر چی و نجاتیان قاسمیه ، ۱۳۹۰) . چنانکه ترنیپسید[۳] (۲۰۰۲) نیز پی برد ، افرادی که رفتار اخلاقی بالاتر و بیشتری دارند ، رفتار شهروندی بیشتری نیز از خود نشان می دهند . بنابراین می توان اینگونه مطرح کرد که فلسفه اخلاقی فرد به طور مثبتی با رفتارهای شهروندی سازمانی وی رابطه دارد و عدم توجه به اخلاق در جوامعی مانند ایران که دارای ارزشهای اخلاقی غنی بوده و با کشورهای توسعه یافته اختلاف قابل توجهی دارند می تواند معضلات بزرگی برای سازمانها بوجود آورد امروز رعایت اخلاق و حفظ ارزش های اخلاقی به صورت یکی از مهمترین پدیده هایی در آمده است که در بیشتر سازمان ها مورد توجه قرار می گیرد . اصول اخلاقی به صورت بخشی از سیاستهای رسمی و فرهنگ غیر رسمی سازمان در آمده است و فلسفه های اخلاقی ، که باید ها و نباید های ارزشی – فلسفی و ملاک معیار سنجش و درستی و نادرستی رفتار شخص نسبت به خود ، دیگران و جامعه هستند ؛ از عواملی است که بر نگرش ، رفتار و عملکرد کارکنان تاثیر گذار می باشد (سلیمانی ، ۱۳۹۰) .