بررسی میزان مشارکت اجتماعی جوانان شهر جوانرود- قسمت ۹

جنسیت:
تعریف نظری: منظور از جنسیت، تمایزات ظاهری و باطنی میباشد که در زن و مرد وجود دارد. این تمایزات و ویژگیها و تمایلات و استعدادها، بالقوه و بالفعل مختلفی را در هر یک ایجاد میکند که میتواند برکنشهای فردی و اجتماعی آنها تاثیر گذار باشد.
تعریف عملیاتی: در پژوهش حاضر منظور از جنسیت، بررسی میزان مشارکت زنان و مردان به تفکیک در جامعه است.
سن
تعریف نظری: عبارت است از تعداد سالهای که پاسخگویان از زمان تولد تا زمان پاسخگویی را سپری کرد.
تعریف عملیاتی: در تحقیق حاضر منظور از سن، فاصله سنی ۱۸-۴۴ سال می باشد.
وضعیت تاهل
تعریف نظری: منظور تاهل، بررسی افراد، از لحاظ اینکه آیا ازدواج کردهاند و متاهل هستند یا ازدواج نکردهاند و مجرد هستند، است.
تعریف عملیاتی: در پژوهش حاضر، منظور از وضعیت تاهل، بررسی افراد در دو حالت مجرد و متاهل میباشد.
تحصیلات
تعریف نظری: یک دوره رسمی آموزش که توسط یک نهاد آموزشی (مانند کالج یا دانشگاه و یا دبیرستان.. ..) ارائه میشود و عمدتا” به منظور آموزش و یاد دادن طراحی شده باشد و دارای درجات مختلف مانند سیکل، دیپلم، لیسانس و.. .باشد
تعریف عملیاتی: عبارت است از بالاترین مدرک تحصیلی اخذ شده که نشان دهنده سپری کردن دورههای علمی و رسمی می باشد اعم از اینکه در داخل کشور اخذ شده باشد یا خارج کشور و اعم از اینکه مدرک تحصیلی از موسسات آموزشی دولتی باشد یا غیر انتفاعی.
برای سنجش میزان تحصیلات، افراد را به ۵ گروه تحصیلات بیسواد، ابتدایی راهنمایی، دبیرستان دیپلم، فوق دیپلم و لیسانس، فوق لیسانس و بالاتر.
درآمد
تعریف نظری: در اصطلاح علم اقتصاد نظری بازده پولی یا دیگر منافع مادی را گویندکه بر اثر بکار انداختن ثروت یا از خدمات یک انسان آزاد بدست می آید و در اصطلاح حسابداری این واژه به معنی وسیع دخل یا دریافتی را میرساند و آن عبارت است از تمام دریافت های یک تصدی یا شخص است(فرهنگ، ص ۹۵۷، ۱۳۷۱).
تعریف عملیاتی: عبارت است کلیه مبالغ نقدی دریافتی طی یک ماه که می تواند شامل درآمد حاصل از شغل های که در صورت شاغل بودن سرپرست خانوار می باشد برای سنجش میزان درآمد از شاخص زیر استفاده است:
کلیه مبالغ دریافتی از از محل شغلهای سر پرست خانوار(برای سنجش مبلغ دریافتی به سه گروه در آمد بالا، متوسط و پایین تقسیم شدهاند که عبارتند از:۶۰۰۰۰۰ هزار و کمتر، ۶۰۰۰۰۱ تا ۱۲۰۰۰۰۰ هزار و ۱۲۰۰۰۰۱ به بالا.
دسترسی و استفاده از وسایل ارتباط جمعی
تعریف نظری : رسانه وسیله ای است که پیام را منتقل میرکند. رادیو، تلویزیون، اینترنت، مطبوعات، کتاب سینما، وسایلی هستند، که پیام را از سازنده پیام به مخاطب منتقل می کند و خود رسانه را پیام می داند. ( دادگران، ۱۳۷۴ ، ص ۲۱).
تعریف عملیاتی : در این تحقیق منظور میزان زمانی است که پاسخگو صرف مطالعه روزنامه و جراید، تماشای تلویزیون، ماهواره، شنیدن رادیو و استفاده از اینترنت می نمایید. این مفهوم با ۵ گویه به صورت طیف لیکرت سنجیده می شود.
نوع خانواده :
تعریف خانواده:
یک واحد زیستی است که تشکیل آن مبتنی بر پیوند زناشویی است و براساس آن افراد دارای روابط سببی و نسبی و نقشهای مقبول (براساس مبنای پذیرفته شده فرهنگی) بوده و با یکدیگر خویشاوند هستند.
تعریف عملیاتی : در این تحقیق برای اندازه گیر نوع خانواده ان را به چهار گروه ( سنتی، در حال گذر، مدرن، پسامدرن) تقسیم نمودیم.
فصل چهارم
تجزیه و تحلیل داده ها
۴-۱ مقدمه:
هدف تمام علوم، شناخت و درک دنیای پیرامون ما است. به منظور آگاهی از مسایل و مشکلات اجتماعی، روشهای علمی تغییرات قابل ملاحظهای پیدا کردهاند. این روندها و حرکتها سبب شده است که برای بررسی رشتههای مختلف علوم انسانی، از روش علمی استفاده شود. از جمله ویژگیهای مطالعه علمی که هدفش حقیقت یابی است، استفاده از یک روش تحقیق مناسب میباشد و انتخاب روش مناسب به هدفها، ماهیت و موضوع مورد تحقیق و امکانات اجرایی بستگی دارد و هدف از تحقیق دسترسی دقیق و آسان به پاسخ پرسشهای تحقیق است.
همانطور که میدانیم پرسشنامه یکی از ابزارهای رایج تحقیق و کسب دادههای تحقیق است. از طریق سئوالهای پرسشنامه میتوان دانش، نگرش و علایق افراد را مورد ارزیابی قرار داد، به تجربیات قبلی آنها پی برده و به آنچه در حال حاضر انجام میدهند آگاهی یافت.
در این فصل در پی تجزیه و تحلیل دادههای به دست آمده در رابطه با فرضیات پژوهش خواهیم بود و برای تجزیه و تحلیل این اطلاعات با استفاده از نرم افزار( Spss نسخه ۲۱) از آزمونهای آمار توصیفی و استنباطی بهره خواهیم برد.
۴- ۲ آمار توصیفی مربوط به نمونه تحقیق
نمودار دایره ای ۴- ۱مربوط به متغیر سن نمونه تحقیق
جدول۴-۱ مربوط به متغیر سن افراد حاضر در نمونه تحقیق

درصد تعداد متغیر سن
۵۷٫۲۹
منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

بررسی میزان مشارکت اجتماعی جوانان شهر جوانرود- قسمت ۴

مرحلهی سوم: مشارکت: از انسانها، دادهها و اندیشهها خواسته میشود.
مرحلهی چهارم، اشتراک مساعی: انسانها در برنامهریزی، اجرا، حساب پسدهی و پاداشها سهیم میگردند(عبدالهی، ۱۳۸۵، صص ۸۹-۸۸).
۲-۵ انواع مشارکت
سه نوع مشارکت وجود دارد:
الف. مشارکت بین افراد که به آن«مشارکت دو جانبه» میگویند و خود بخود بوجود میآید.
ب. مشارکت بین افراد خیر و افراد آسیب دیده که از طریق کمک به افراد آسیب دیده همچون دادن صدقه، کمک رسانی و دادن هدایا انجام میگیرد.
ج. مشارکت بین مردم و دولت یا مشارکت قراردادی که موثرترین شکل مشارکت در فرایند توسعه است. البته بیشترین مشکلات را نیز با خود دارد(مقصودی، ۱۳۸۵).
۲-۶ تاریخچه مشارکت در ایران
در بررسی تاریخچه در دو بعد رسمی و غیر رسمی (سنتی و مدرن) میتوان گفت: در ایران مشارکتهای سنتی از دیرباز وجود داشته است و با وجود دگرگونیها و تحولاتی که جامعه طی صد سال اخیر به خود دیده است، هنوز هم با قدرت در بسیاری از شهرهای این کشور حیات دارد. عزاداریهای مذهبی برگزار شده در ماهها و ایام خاص و ساختن مسجد که با مشارکت مردمی انجام میگیرد، نمونهای از مشارکتهای سنتی به شمار میرود(پیگولوسکایا، ۱۳۶۷، ص ۵۰). از جمله رسوم متداول و ریشهدار همیاری در بین مردم که از دیرباز تاکنون کارکرد مهمی در زندگی آنها داشته، مربوط به کمکهایی است که حداقل، در دو واقعۀ (ازدواج و مرگ) صورت میپذیرد.
تشکلهای و سازمانهای غیردولتی در ایران به چهار دسته تقسیم میشوند:
تلاشهایی که منشأ آنها دولت بوده است، مثل ستاد شهر سالم و پروژه رابطین بهداشت.
همکاری تخصصی سازمانهای ایرانی با ایرانیان متخصص مقیم خارج از کشور بنیاد دانش و هنر و.. .
تشکلهای مردمی، مثل سازمان خیریۀ فروغ حضرت خدیجه و.. . این تشکلها و به ویژه سازمانهای خیریه، سابقهای پربار و طولانی در ارائه خدمات اجتماعی و پرداخت مستمری و کارهای خیریه در ایران دارند. این تشکلها در سراسر ایران مستقرند و اعضای آنها نیکوکارانی هستند که به کار خیریه اشتغال دارند.
تشکلهای غیردولتی نوین مثل انجمن تنظیم خانواده جمهوری اسلامی ایران، مربیان سیار و جمعیت آفتاب و.. . سازمانهای غیردولتی مشهور به (NGO ) میباشند، تنوع سازمانهای غیردولتی هر نوع تعریف ساده از آن را دشوار میکند. از نظر بانک جهانی این نوع سازمانها، گروهها و نهادهایی را شامل میشود که کلاً و یا تا حدود زیادی از حکومت یا دولت مستقل هستند و اهداف انسان دوستانه و تعاونی را دنبال میکنند تا اهداف تجاری.
در ایران در قوانین مدنی، ماده خاصی جهت تعریف سازمانهای غیردولتی و ثبت قانونی آن وجود ندارد، به همین دلیل سازمانهای غیردولتی در قالب قوانین موجود با اشکال مختلفی ثبت می شوند. به عنوان نمونه جمعیتهای خیریه، تعاونیها، مراکز فرهنگی، بنیاد، مؤسسات مطالعاتی و تحقیقاتی، شرکتها، انجمن ها و مطبوعات را میتوان نام برد(انجمن تنظیم خانواده جمهوری اسلامی، ۱۳۷۹: ۶).
۲-۷ تبیین نظری مشارکت اجتماعی از منظر جامعه شناختی به طور اختصار:
نظریهها و تئوریهای متعددی در باب تبیین موضوع مشارکت اجتماعی وجود دارد که با رهیافتهای مختلف و مبتنی بر بینش و متدلوژی خاص خود به شرح و تفسیر موضوع پرداختهاند. نظریههای عمل جمعی، تفسیرگرایی، ساختارگرایی و کارکرد گرایی، نظریه همراه ساختن، نظریه مشورتی نظریه درمان، آموزشی، نظریه قدرت جامعه و. .. هرکدام از منظری به کالبد شکافی مشارکت پرداخته اند.
طرفداران (تئوری عمل جمعی) قائل به نوعی تناقض میان عقلانیت فردی و عمل جمعی هستند. آنان محصول عمل جمعی را از نوع ” کالاهای همگانی” (کالاهایی که غیر قابل قسمت کردن است و کسی را نمی توان از استفاده کردن از آن محروم کرد مثل آب و هوا) می دانند و معتقدند که انسانهای عاقل و نفع طلب بدنبال منافع عمومی گروه خود نیستند آنها از جمله مکنون اولوسن بر این باور هستند که در رفتار گروهی و مشارکتی، انگیز های عقلانی برای طفیلی گری و سربار دیگران شدن وجود دارد. بدین صورت که هریک از مشارکت کنندگان که می توانند در تامین نفع مشترک سهیم شوند ترجیح میدهند که خودشان سربار دیگران شوند اما دیگران چنین تصمیمی نگیرند.
«کارکردگرایان» نهادهای مشارکتی را بر حسب آثاری که بر نظام اجتماعی می گذارند تبیین میکنند، سازمانها، گروهها و تشکل ها، نهادهایی هستند که از مشارکت کنندگان تاثیر میپذیرند و از سویی دیگر بر همدیگر و به نوبه خود بر جامعه تاثیر میگذارند از این دیدگاه مشارکت و نهادهای مشارکتی زمانی در جامعه گسترش می یابد که در بقا و تعادل جامعه اثرگذار باشد.
از نظر « ساختارگرایان» ساختارهای اجتماعی و نظام ها، رفتارهای مشارکتی را هدایت یا محدود می کنند و عامل مشارکت را در نظامهای مدیریتی جستجو می کنند و این گروه ساختار ها و چارچوبهای قانونی را دارای نقش اساسی در گسترش مشارکت می دانند و به همین دلیل بر نهادینه شدن مشارکت و وجود چارچوب های قانونی تاکید می نمایند.
نظریه « قدرت محله ای» به بعد اعمال قدرت در محله توجه می کند و قدرت محوری ترین موضوع در این تئوری است.
نظریه « همراه ساختن» معتقد است که اصولا ساکنین محلی و مردم قادر نیستند که نقش سازنده ای در جهت انجام پروژه ایفا نمایند لذا مشارکت آنها تنها در جهت کاهش ضدیت آنها با انجام پروژه ها از طریق دخالت صوری

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت ۴۰y.ir مراجعه نمایید.

آنها می تواند باشد.
« نظریه مشورتی» ارتباط با مردم و شهروندان جهت آشنایی با افکار و ارزشهای آنها را یکی از مقتضیات برنامه ریزی می داند و بر سه روند تاکید دارد: اطلاع رسانی به ساکنین در مورد گزینه های موجود، اخذ نظرات شهروندان و لحاظ نمودن افکار جامعه در طرحها و برنامه های نهائی (علوی تبار، ۱۳۸۰ ، ۸۹ ).
نظریه « درمان – آموزشی اجتماعی» معتقد است که مشارکت مردمی زمینه آموزش و تربیت شهروندان را مهیا می سازد و بر این اصل استوار است که تنها با مشارکت دادن و دخیل کردن ساکنین محلی شهروندان می توانند قدرت بهبود بخشیدن به وضعیت خود را به دست بیاورند.
مشارکت اجتماعی نوعی ادراک اجتماعی است که مک میلیان و چیوز ( ۱۹۸۶) در چهار بعد در نظر گرفته اند: عضویت به معنی احساس تعلق به بخشی از جامعه، فرصت برای تأثیر گذاشتن و سهیم شدن دو جانبه در تأثیرگذاری، ارضا ی نیازهای مردم در رابطه ی همکاری با دیگران و سهیم شدن در ارتباطات عاطفی که به روابط مثبت منجر می شود.
گاارد و بیسر مشارکت را تعهد مشترک در پرداختن به مسائل توسعه بر مبنی تقسیم توافقی وظایف و مسؤولیت ها تعریف کرده است(به نقل از مظلوم خراسانی و همکاران، ۱۳۹۱).
لرنر همدلی افراد را باعث تقویت مشارکت اجتماعی دانسته، معتقد است که شهرنشینی، سواد، مشارکت رسانه ای و انتخاباتی در تعامل متقابل اند. گسترش نهادهای اجتماعی باعث افزایش فعالیت افراد در جامعه می شود و از نظر روانی، شخصیت مدرن در مقایسه با شخصیت سنتی مشارکت بیشتری دارد (به نقل از مظلوم خراسانی و همکاران، ۱۳۹۱).
۲-۸ نظریهی نیاز
نظریهی نیازها و انگیزش، نیازهای انسان را به اولیه (مادی) و ثانویه (اجتماعی) تقسیم میکند. در نیاز ثانویه همنشینی با دیگران یا مورد علاقهی دیگران قرار گرفتن را میتوان ذکر کرد. از بین صاحبنظران نظریهی مازلو را میتوان نام برد. مدل مازلو سلسله مراتب نیازها را به ترتیب فیزیولوژی، امنیت، تعلق به اجتماع، احترام و خودیابی میداند که زمینهی انگیزش را فراهم میکند و نیازهای اولیه باید برطرف شوند تا نیازهای بعدی ظاهر گردند(مازلو، ۱۳۶۷: ۷۴).
۲-۹ نظریهی منابع
رندال کالینز مشارکت اجتماعی را فرصتی برای کنش متقابل بین افراد و جزئی از رفتار اجتماعی میداند(ریتزر، ۱۳۷۹: ۶۰۹). از نظر کالینز (۲۰۰۳) افرادی واجد داشتن قدرت بیشتر نسبت به دیگران هستند که منابع بیشتری نیز در بازار کنش های متقابل در اختیار داشته باشند. همچنین، دارای سرمایه ی فرهنگی و انرژی احساسی باشند که باعث نوعی قدرت انگیزشی می شود و آنها را به صحبت با برخی وادار کرده از برقراری ارتباط با برخی دیگر باز می دارد (همان: ۳۶۱).
۲-۱۰ نظریه ی توسعه ی اقتصادی – اجتماعی
بنا به نظریهی هانتینگتون و نلسون، مشارکت سیاسی و اجتماعی از فرایند توسعه ی اقتصادی و اجتماعی پیروی میکند. این فرآیند از طریق تحرک اجتماعی و کسب منزلتهای بالاتر اجتماعی، احساس توانایی را در فرد تقویت کرده، و نگرش فرد را نسبت به تصمیم گیری ها فراهم می سازد و زمینهی مشارکت در سیاست و فعالیت های اجتماعی را تقویت می کند. همچنین فرایند توسعه از طریق سازمانی بر مشارکت اثر می گذارد. عضویت فرد در سازمان ها ، احتمال مشارکت در فعالیت اجتماعی و سیاسی را بیشتر میکند و در جوامعی که تحرک اجتماعی محدود است، بی قدرتی به عنوان متغیر مداخله گر بر مشارکت اثر می گذارد(علوی تبار، ۱۳۸۰: ۴۶). همچنین هانتینگتون بر تحصیلات و درآمد به عنوان عامل مؤثر بر مشارکت اجتماعی تأکید کرده است(علوی تبار، ۱۳۸۰: ۴۶).
۲-۱۱ نظریه ی انتظار
کلندرمن در خصوص مشارکت مدل ارزش انتظار را مطرح می کند و آن را به دو مؤلفه ی بسیج آگاهی و بسیج کنش تقسیم می کند. کلندرمن برای مشارکت در کنش جمعی به سه انگیزه اشاره می کند:
انگیزه ی هدف؛ ۲- انگیزه ی اجتماعی؛ ۳- انگیزه ی پاداش.
وی انگیزه های اجتماعی را در چارچوب واکش دیگران در عمل مشارکت مهم می بیند(کلی و برین لینگر، ۱۹۹۶: ۳-۳۴).
۲-۱۲ نظریه ی مبادله
از نظریات دیگر می توان به نظریه ی پیتر بلاو اشاره کرد: پیتر بلاو به نظریه ی مبادله جنبه ی اجتماعی بیشتری داده است و اصل عقلانیت را با اقدام سودآور مرتبط دانسته و گفته است اقدام با فایده احتمال تکرار بیشتر ی دارد. اصل داد و ستد بدین معنی که هر اندازه پاداش های بیشتری رد و بدل شوند، احتمال داد و ستد هم بیشتر می شود و اصل مجازات در راستای این است که فردی که به هنجار مبادله توجه نمی کند، مورد مجازات طرف مقابل قرار می گیرد و اگر اصل عدالت در مبادله رعایت شود، طرفین از مبادله راضی بوده، آن را بر حق تلقی می کنند و نظریه ی مبادله کل نظام اجتماعی را در قدرت، اقتصاد، نمادها و فرهنگ در بر می گیرد (تورنر، ۱۹۹۸: ۲۷۵-۲۷۱). از نظر بلاو ، مشارکت اجتماعی باید براساس سیستم روابط اجتماعی و قواعد رفتاری بررسی شود. وی به دنبال یافتن این پرسش هاست که ملاک هایی که افراد به عنوان سودمند بودن همکاری و مشارکت در عرصه ی عمومی در نظر می گیرند، چیست؟ چه رفتاری تجاوز به قواعد و آداب اجتماعی تصور می شود؟ رعایت قوانین از طریق شهرداری و شوراها انجام می شود یا نه؟ و آیا همکاری با شهرداری و شورای شهر سودمند است یا خیر؟
۲-۱۳ جایگاه خانواده در جامعه
خانواده، نهادی مقدس است که میتواند بهترین مکان برای آسایش و آرامش جسم و روان آدمی باشد. خانواده، سنگ بنای جامعه و سازمان نظام
یافته اجتماعی است که در همه جوامع ارزش و اهمیت بسیار دارد. نخستین و پایدارترین نهاد انسانی و بخشی کوچک و مؤثر از جامعه است که عناصر آن بر یکدیگر اثرگذارند. هر بحرانی که اجتماع را فرا گیرد، خانواده نیز از آن تأثیر میگیرد و در مقابل، هرگاه خانواده گرفتار تزلزل و کاستی شود، آینده جامعه نیز به خطر میافتد. البته هر چه بنیان اخلاقی و معنوی خانواده محکم تر باشد، بحران های احتمالی جامعه، کمتر متوجه آن میشود. بنا براین، نقش خانواده در حیات اجتماعی انسانها، انکارناپذیر است.
استواری و تحکیم روابط خانوادگی، نقش مؤثر و مثبتی در بهبود روابط اجتماعی و کم شدن مشکلات جامعه دارد و اساسا برای تحقق یک جامعه پویا و معنوی، پیش از هر چیز باید خانواده ای سالم و معنوی داشته باشیم؛ زیرا اجتماع سالم، در گرو خانوادههای سالم است. نهاد خانواده، در حیات اجتماعی انسان ها و تکوین هویت جامعه، نقش محوری و بنیادی دارد.

بررسی میزان مشارکت اجتماعی جوانان شهر جوانرود- قسمت ۶

ازکیا و غفاری (۱۳۸۰) در تحقیقی تحت عنوان “بررسی رابطه بین اعتماد و مشارکت اجتماعی در نواحی روستایی شهر کاشان”، پیوند بین اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی را مورد بررسی و تحلیل قرار داده اند. داده های جمع آوری شده از جامعه مورد مطالعه، دلالت بر وجود رابطه معنادار در سطح اطمینان ۹۹ درصد بین دو متغیر میزان اعتماد اجتماعی و میزان مشارکت اجتماعی دارد. یعنی با افزایش میزان اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی نیز افزایش پیدا کرده است. البته این تاثیربخشی صورتی یک جانبه ندارد بلکه حالتی چند جانبه و متعامل دارد و نوعی رابطه تعاملی بین دو متغیر اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی وجود دارد که هر یک مقوم دیگری است و برآیند این رابطه متعامل، گسترش فضای عمومی است که با تنوع نهادهای مشارکتی و جمعی شناخته می شود.
در پژوهش های شرفخانی و شیانی (۱۳۸۱) و شفیعی (۱۳۸۵) به سن، جنس، شغل، تحصیلات، احساس تعلق اجتماعی، احساس مالکیت بر امور شهری، سنت گرایی، رضایت از خدمات شهری و عضویت در تشکل ها، به عنوان عوامل مؤثر بر مشارکت اجتماعی اشاره شده است.
در پژوهش متین (۱۳۷۸) مشارکت را چند بعدی دانسته، معتقد است که مبانی روان شناختی، رضایتمندی، رفع نیازهای انسان، نیاز انسان به مشارکت و سلامت روانی و انگیزش، به شکل علاقه و نفرت در مشارکت تأثیرگذار است.
اکبری (۱۳۷۵) تحقیقی تحت عنوان ” موانع مشارکت زنان در اجتماع” انجام داده است، موانع موجود را به دو دسته برونزا و درونزا تقسیم می کند. موانع درونزا شامل ساختار جنسی زنان، دوره های زایمان و تربیت کودکان و.. . می باشد که باعث محدودیت و کناره گیری زنان از فعالیتهای اجتماعی می گردد. به همین ترتیب، موانع برونزا شامل عدم تخصص و سواد، عدم خودباوری و اعتماد به نفس می باشد. وی در نهایت نتیجه می گیرد که موانع و مسائل موجود بر سر راه مشارکت زنان در جامعه، بیشتر یک پدیده برونزا است و به زنان از شرایط پیرامون تحمیل گردیده است. بنابراین با حذف این موانع و اصالت دادن به نقش زنان می توان بسیاری از موانع و مشکلات موجود را برداشته و زنان نیز سهمی در فعالیتهای اجتماعی داشته باشند.
۲-۱۴-۲ تحقیقات خارجی
ایوان اسکوفر و ناریون گوریناس (۲۰۰۴) در مقاله ای با عنوان “زمینه های ساختاری مشارکت مدنی: مطالعه عضویت در انجمنهای داوطلبانه با دیدگاهی تطبیقی” عضویت در انجمنها را در ۳۲ کشور، با استفاده از روش تحلیل داده های ثانویه آزمون کرده اند و آنرا تحت تاثیر تفاوت بین ساختار دولتها، نهادهای سیاسی و فرهنگ سیاسی ملتها دانسته اند. این متغیرها، هم میزان مشارکت و هم نوع انجمنهایی که افراد در آن فعالیت می کنند (جنبشهای جدید یا قدیمی) تعیین می نمایند.
رنه بکر (۲۰۰۳) در مقاله خود با عنوان “عضویت در انجمنهای داوطلبانه، منابع اجتماعی شخصیت یا هر دو” با تحلیل داده های ثانویه به بررسی سهم عوامل جامعه شناختی مانند تحصیلات، درآمد، وابستگی مذهبی و سرمایه اجتماعی و عوامل روانشناختی مانند نوع شخصیت در توضیح فعالیت در انجمن های داوطلبانه می پردازد و در پایان نتیجه می گیرد که عوامل روانشناختی در صورتی قادر به تبیین این مسأله هستند که تاثیر عوامل جامعه شناختی در آنها مورد بررسی قرار گیرد.
باب پرایس (۲۰۰۲) در تحقیقی با عنوان “سرمایه اجتماعی و عوامل تاثیرگذار بر مشارکت مدنی” با انجام مصاحبه های عمیق با ۳۲ نفر از رهبران انجمنهای داوطلبانه در تگزاس، نتیجه گرفته که علیرغم تأکیدات بر نقش فرهنگ و ارزشها در چنین فعالیتهایی، متغیرهای اقتصادی در متاثر ساختن درگیری و فعالیت افراد در این انجمنها اهمیت بسیاری دارد.
۲-۱۵ چارچوب نظری تحقیق
شکلی از تفکر عقلانی منجر به رشد مشارکت شده که رسالت آن سهیم نمودن انسان در سرنوشت خویش است. شکلگیری و استمرار این فرآیند در جامعه، مستلزم وجود عوامل و شرایط بسیاری است.
مبنای نظری این تحقیق بر اساس نظریه های اندیشمندان مکتب نوسازی و روانشناسان اجتماعی بنا شده است .
صاحبنظران مکتب نوسازی بر تفکیک و تمایز دو نوع جا معه سنتی و مدرن تأکید می ورزند. بنابراین تقسیم بندی، جوامع مدرن دارای ویژگی هایی از قبیل داشتن اقتصاد پیشرفته، انواع تکنولوژی های جدید، سازمان های اجتماعی تمایز یافته، ثبات و توسعه سیاسی، بالا بودن سطح تحصیلات، بهداشت و درمان و … میباشد. لذا بر اساس این ویژگی های عینی و بیرونی، رفتار اجتماعی و طرز تفکر افراد نیز متناسب با آن شکل گرفته است که یکی از مهمترین آنها مشارکت افراد در امور سیاسی و اجتماعی میباشد. از سوی دیگر در مقابل این جوامع، جامعه سنتی قرار دارد که به سطح توسعه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی نرسیده است و مجموعه مسائل و مشکلات ناشی از عدم توسعه در زمینههای یاد شده، موجب کم رنگ بودن مشارکت در معنای واقعی در زندگی اجتماعی و سیاسی افرد در این گونه جوامع می باشد. تحقیقات انجام شده در قالب این مکتب گویای آن است که در بین جوامع، جوامع برخوردار از عناصر توسعه یافتگی و به تبع آن از میان افراد هر جامعه، افراد
برخوردار از سطوح بالای اقتصادی و اجتماعی دارای زمینهها و انگیزههای بالاتری برای مشارکت در ابعاد اجتماعی و سیاسی هستند.
لرنر[۱] در نظریه نوسازی خود، با تکیه بر چهار متغیر شهرنشینی، سواد، دسترسی به رسانهها و مشارکت، این عوامل را به یکدیگر وابسته میداند و معتقد است هر چه از شخصیت سنتی به

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.

طرف شخصیت متجدد و مدرن حرکت کنیم، همبستگی این چهار متغیر رو به افزایش میگذارد. روند رو به تزاید شهرنشینی، افزایش سواد را به دنبال داشته که به تبع آن باعث افزایش میزان تماس با رسانهها شده و در نهایت تقویت مشارکت را در پی دارد. بنابراین به عقیده لرنر، جامعه جدید، جامعه مشارکتی است و فراگرد نوسازی، حرکت از جامعه سنتی به جامعه مشارکتی میباشد(غفاری و نیازی، ۱۳۸۶، ۵۰).
اینکلس[۲] در قالب نظریه نوسازی، با اشاره به نه ملاک برای انسان مدرن، معتقد است، متغیرهایی نظیر شهرنشینی، تعلیم و تربیت، ارتباط رسانهای صنعتی شدن، سیاسی شدن و زمینه های عقیدتی، ارزشی، فکری، احساسی و رفتاری، بر انسان مدرن دخیلاند و او را بر خلاف اسلاف سنتی، به مشارکت بیشتر وا میدارند. (محسنی تبریزی، ۱۳۶۹، ۱۲).
دال[۳]، در کتاب « تجزیه و تحلیل جدید سیاست» مشارکت سیاسی را مورد تحلیل قرار داده و عوامل تسهیل کننده ورود به مشارکت سیاسی را مطرح نموده که به مدل دال در مشارکت سیاسی معروف است. وی عوامل مؤثر و زیربنایی در شکل گیری مشارکت را این گونه بر میشمرد. فرد برای پاداشهای حاصله از مشارکت ارزش بالایی قائل باشد، مکانیسم مشارکت را در نیل به هدف در قیاس با سایر مکانیسم ها مؤثرتر بداند، نسبت به نتایج اطمینان لازم را داشته باشد، در ورود به فرآیند مشارکت و در جریان مشارکت خود را مواجه با مشکلات و موانع زیاد نبیند. بنا بر نظر دال، وقتی فرد از فعالیت، انتظار دریافت پاداش کلان را داشته باشد، تمایل به غلبه بر مشکلات و موانع در او زیاد میشود و حتی هزینههای آن را تحمل میکند(دال، ۱۳۶۴، ۳۵).
گائوتری[۴]، جهت ایجاد بسترساز یهای مناسب برای مشارکت مردم، حداقل چهار شرط عمده را لازم مداند. این شروط عبارت اند از: ایدئولوژی مشارکت (بعد هنجاری)، نهادهای مشارکتی (بعد سازمانی)، اطلاعات کافی و امکانات مادی و تخصصی لازم. وجود این شروط به عقیده گائوتری، به نهادینه کردن و تثبیت فرآیند مشارکت در جامعه منجر میشود(پناهی، ۱۳۸۳: ۷۵-۷۶).
آلموند و پاول[۵]، ضمن تأکید بر تحصیلات، درآمد و رتبه شغلی افراد در تعیین پایگاه اقتصادی و اجتماعی آنان معتقدند که شهروندان تحصیلکرده، ثروتمند و بهرهمند از مهارتهای حرفهای بالاتر، احتمال بیشتری دارد که واجد ایستارهای مشارکت جویانه باشند. منابع و مهارتهایی که این گونه افراد در زندگی خصوصی خود به دست میآورند، در موار دی که وظیفه یا ضرورت حکم کند، میتواند این شهروندان را به سهولت به مشارکت سیاسی بکشاند(آلموند و پاول، ۱۳۸۰، ۱۳۸).
از دیدگاه روانشناسان اجتماعی مشارکت افراد در جامعه، برآیند ارتباط متقابل عوامل اجتماعی و روانشناختی می باشد. در این راستا به نظر سیمن «ساختار بوروکراسی جامعه مدرن، شرایطی را ایجاد کرده است که در آن از یک سو ، انسان ها نمی توانند علاقه و نتایج اعمال و رفتارهای خود را کنترل کنند
و از سوی دیگر ، کنترل جمعی و سیستم پاداش اجتماعی نیز به گونه ای است که فرد بین رفتار خود و پاداش حاصل از جامعه نمی تواند ارتباطی برقرار کند. در چنین شرایطی، احساس انفصال و بیگانگی بر فرد مستولی می شود و او را به کنشی منفصل و ناسازگار در قبال جامعه سوق می دهد»(محسنی تبریزی، ۱۳۷۵: ۹۷).
لوین[۶] با رویکرد روانشناختی به توضیح انفعال، بیگانگی و نیز تعیین حدود آسیب شناختی مشارکت، در یکی از انتخابات شهرداری بوستون آمریکا پرداخته است. وی معتقد است که گروه های اجتماعی مختلف از نظر احساس، هر یک از جنبه های چهارگانه بی قدرتی، بی معنایی، بی هنجاری و از خود بیزاری در شرایط متفاوتی به سر می برند. لوین بیگانگی سیاسی و اجتماعی را حالتی می داند که بر اساس آن، فرد خود را به عنوان بخشی از روند سیاسی و اجتماعی جامعه به شمار نمی آورد. (لوین به نقل از دهقان، ۱۳۸۴، ۵۷).
سیلز، از منظر روانشناختی – اجتماعی در پی بیان عوامل تأثیرگذار بر مشارکت است. به نظر وی، افراد در بطن نیروهای اجتماعی (منزلت، تعلیم، تربیت، مذهب و. .. )، محاط شده اند. سیلز معتقد است که سه دسته متغیر نیروهای اجتماعی ، تفاوت های شخصیتی و محیط های اجتماعی به شدت با هم مرتبط و به یکدیگر آمیخته شده اند و هر تغییری در هریک از آنها، مشارکت را کاهش یا افزایش می دهد، لذا اگر تحلیلی صرفاً مبتنی بر یکی از آنها باشد، گمراه کننده و ناقص است (محسنی تبریزی، ۱۳۶۹، ۱۲).
کولین جامعشناس توسعهگرا، توسعه را برآمده از ساختار اجتماع می داند، وی بر آمادگی ذهنی و وجود انگیزه های شخصی برای تحقق مشارکت و توسعه تأکید می ورزد. مشارکت مؤثر مستلزم وجود انگیزه های شخصی است. به عبارتی مشارکت، قبل از اینکه نمود عینی بیابد، پدیده ای ذهنی است که باید آن را در افکار، عقاید، رفتار و فرهنگ مردم جستجو کرد. برای درونی سازی فرهنگ مشارکت، باید بسیاری از قالب های پیش ساخته ذهنی را دگرگون ساخت و این امر بدون کار فرهنگی میسر نمیشود(وطنی، ۱۳۸۶، ص ۳۲).
باتوجه به این که مشارکت اجتماعی فعالیتی عملی میباشد، پس از بررسی نظریات و مفاهیم مرتبط با مشارکت اجتماعی، به بررسی نظریه کنش اجتماعی پارسونز پرداخته میشود تافضای مفهومی مشارکت روشنتر گردد. یکی از زیر سیستمهای نظری
ه پارسونز، نظام شخصیت میباشد که در تعامل با دیگر زیرسیستمها، به پیشبرد کنش اجتماعی یاری میرساند. نظریه پارسونز درباره کنش اجتماعی به دلیل جامعیت و توانایی بالایی که برای تبیین مشارکت اجتماعی دارد، به عنوان یکی از پایههای نظری اصلی این پژوهش انتخاب شد. پارسونز با مطالعه و ترکیب افکار و آرای صاحب نظران قبل از خود سعی در ارائه مدلی عام نموده که بتواند در قالب آن،
کنش اجتماعی را در رابطه با تمام عوامل ممکن، از جمله محیط طبیعی، نظام ارگانیستی، نظام شخصیتی، نظام اجتماعی، ارزشهای غایی، ساختارهای اقتصادی، ساختارهای سیاسی و نهادهای فرهنگی در سطح خرد و کلان تحلیل کند.
با بکارگیری نظریه پارسونز، در مورد تبیین مشارکت اجتماعی، باید اثر نظام فرهنگی غالب را (که در نظریه پارسونز بالاترین سطح اطلاعات را دارد) در ساختن شخصیت افراد، از طریق فرآیند اجتماعی کردن در خانواده و مدرسه و غیره بررسی کرد، که آیا در فرهنگ غالب و خرده فرهنگ یک خانواده، ار شهای مناسب مشارکتهای اجتماعی به افراد منتقل میشود یا خیر. مثلاً، شخصیت افراد خاصگراست یا عامگرا؟ آیا افراد با هم همسو هستند یا خیر؟ براساس نظریه پارسونز هرچه عامگرایی و همسویی در فرهنگ و شخصیت مردم بیشتر باشد باید انتظار مشارکت اجتماعی بیشتری داشت. لذا اگر ما بتوانیم مجموع های از ارزشها و قوانین و باورهای عام داشته باشیم، میتوانیم در انتظار داشتن شخصیت عام گرا نیز باشیم. بنابراین برای بالا بردن سطح مشارکت افراد باید قوانینی بوجود آید و تعمیم پیدا کند تا سبب پیوند افراد گردد، هرچه همفکری، همدلی و همگامی افراد در خانواده بیشتر باشد، مشارکت اجتماعی بیشتر خواهد بود.
پارسونز متغیرهای الگویی خود را درباره سطح تکامل جوامع شامل مواردی چون علاقهمند بودن در برابر بی علاقگی، جهت گیری جمعی در برابر جهت گیری فردی، عام گرایی در برابر خاص گرایی، عقل گرایی در برابر سنتگرایی، فعال گرایی در برابر انفعال گرایی، مساواتطلبی در مقابل سلسله مراتب می داند. هرچه جوامع به طرف صنعتی شدن پیش بروند، باید گرایش بیشتری به طرف اول طیف داشته باشند، که تناسب با مشارکت اجتماعی رسمی فعال دارد. به عبارت دیگر پارسونز خصوصیات جوامع مدرن را وجود عناصری چون هنجارهای عام، فعال گرایی، آزادی و عقلگرایی میداند(توسلی، ۱۳۸۰؛ اسکیدمور، ۸۳-۸۷).
از این رو، در خانواده هایی که ویژگی های مدرنیسم را پذیرفتهاند، یعنی سطح تحصیلات بالاتر است و زنان در عرصه های اجتماعی حضور دارند، ساختار قدرت افقیتر بوده و افراد آزادی بیشتری در تصمیمات شخصی دارند و در تصمیمات خانوادگی نیز از نظرات آنها استفاده می شود. تجربهی مشارکت در تصمیم گیریهای خانوادگی، منجر به شکل گیری نگرش خاصی در افراد نسبت به حضور در فعالیتهای اجتماعی میشود(ساروخانی و دودمان، ۱۳۸۸).
همچنین در این تحقیق از مبانی نظریه ساختاربندی گیدنز استفاده شد. نظریه ی ساختاربندی گیدنز در فهم مشارکت اجتماعی، از اهمیت برخوردار است. گیدنز بر قوانین و منابع در اختیار کنشگران در کنش متقابل تأکید می کند. افراد از قوانین روزمره استفاده کرده، از آنها به عنوان ابزار در رسیدن به هدف سود میجویند. منابع می تواند درآمد، شغل، مسکن، محل سکونت در شهر و یا وضعیت تأهل و سن باشد. رضایتمندی مردم از مسؤولان در شهر، اعتقاد به حقوق شهروندی، وابسته به برداشت ها و تفاسیر مردم نسبت به قوانین موجود در جامعه و کارآمدی آنهاست (گیدنز، ۱۳۷۳).
در دورهی اخیر، با توجه به اهمیت مشارکت در عرصههای حیات اجتماعی و مدنی و نیز برای تبیین این رفتار جمعی، چهارچوبهای نظری متنوعی در اشکال مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، و فرهنگی مطرح شده است، که وان آنها ر ا به دو دسته تقسیم کرد: دستهی اول نظریه هایی که مستقیماً به بحث در مورد مشارکت پرداختهاند و عوامل مؤثر بر مشارکت سیاسی و اجتماعی را بیان کردهاند(نظریههای معاصر مشارکت)؛ و دستهی دیگر که برای تبیین مشارکت به عنوان نوعی رفتار هدف دار به کار میروند و میتوان از آنها به عنوان نظریههای کنش نیز یاد کرد.
اینگل هارت[۷] افزایش مشارکت در مغرب زمین را با سه عامل ارتقای سطح تحصیلات و اطلاعات سیاسی، دسترسی به رسانه ها و تغییر هنجارهای حاکم بر مشارکت زنان، و تغییردر اولویت های ارزشی مردم (از ارزش های مادی به ارزش های فرامادی) هم بسته میداند(قانعی راد و حسینی، ۱۳۸۴).
برتون[۸](۱۹۹۷) معتقد است که در میان عوامل مؤثر بر مشارکت اجتماعی، دو عامل به طور خاص ارزشمند است؛ ویژگیهای شخصی و فرصت های ساختاری. مقداری از مشارکت به وسیلهی عواملی چون سطح سواد، طبقهی اجتماعی فرد، علائق مذهبی، و انگیزههای شخصی تبیین میشود و فرصت مشارکت نیز، به دلیل آن که برای افراد متعلق به گروههای مختلف متفاوت است، میزان مشارکت را تعیین میکند(برتون ۱۹۹۷).
هلی[۹](۱۹۹۷) مشارکت اجتماعی افراد را با چند دسته از عوامل تبیین میکند:
۱ – عوامل مرتبط با ویژگی های فردی، مانند پایگاه اجتماعی- اقتصادی فرد در جامعه، که باعث میشود وی هر فعالیت اجتماعی، یا به طور عادی هر راه برد شخصی را که باعث پیشرفت نسبت به والدین، امید به اشتغال، آموزش، و امید به آینده می شود مفید تلقی کند؛
۲– سطح تحصیلات؛
۳– گروه سنی؛
۴ – جنسیت و سویه گیری جنسی؛
۵– زمین
ه ی خانوادگی، شامل محل اقامت، میزان مشارکت والدین، وضعیت تأهل، و محیط اجتماعی شدن.
او همچنین در مورد محرک های اجتماعی، به عواملی چون شناخت عامه از مهاجران، تنوع فرهنگی گروههایی که با جامعه همکاری می کنند، پیکار با تبعیض، وسعت گروههای مرجع در ساختارهای اجتماعی، خط مشی های حمایت کننده، و برنامههایی برای فعالیت مؤسسه های قومی اشاره می کند. به عقیده ی او، به دلیل آن که این فرصت ها برای وابستگی و فعالیت هایی مانند همیاری چندجانبه و کارهای داوطلبانه تعیین کننده است، می تواند خط مشی هایی را برای فعالیت های اجتماعی محلی و مخصوصاً افراد جوان فراهم کند.
۲-۱۶ مدل مفهومی تحقیق

مشارکت
اجتماعی

نمودار ۲-۳ مدل مفهومی تحقیق
فصل سوم
روششناسی پژوهش
۳-۱ مقدمه
پژوهش به فرآیندی اشاره دارد که برای گردآوری و تحلیل داده استفاده شود، تا فهم ما نسبت به موضوع مورد مطالعه افزایش یابد؛ بنابراین پژوهش فعالیتی نظامند و سازمان یافته برای بررسی مساله ای خاص که مستلزم راحلی است، میتوان تعریف کرد(دانایی فرد، الوانی و آذر، ۱۳۸۸).
هر پژوهشی دارای سلسله مراحلی است که به هدف یافتن پاسخ برای مشکلات در سازمان انجام می شود. جهت رسیدن به هر هدف و مقصدی، دانستن راه رسیدن به آن و چگونگی رسیدن به هدف از مهمترین مراحل کار پیرامون آن هدف است. نخستین گام پژوهش، شناخت زمینه های مشکل در سازمان و تعیین واضح و روشن مشکلاتی است که نیازمند بررسی و اصلاح است، وقتی مشکلی یا مشکلاتی که نیازمند بررسی است، مشخص شد، گام بعدی یعنی جمع آوری اطلاعات، تجزیه و تحلیل داده ها و تشریح عواملی که مرتبط با مشکلاند، در پیش گرفته می شود. برای اینکه بتوان نتایج درستی از یک پژوهش بدست آورد، لازم است از یک روش پژوهش علمی مناسب، متناسب با موضوع استفاده شود، تا با هزینه کمتر و سرعت و دقت بیشتر، نتیجه مطلوب حاصل آید. انتخاب روش انجام پژوهش بستگی به هدفها و ماهیت موضوع پژوهش و امکانات اجرایی آن دارد(بست، ۱۳۸۴).
در این پژوهش روش اصلی پژوهش، توصیفی- پیمایشی است. در این روش محقق یک رویکرد را دنبال مینماید. در این فصل ابتدا به تشریح روش این پژوهش پرداخته می شود و سپس به جامعه آماری و روش گزینش نمونه اشاره می شود. در ادامه به روش جمع آوری اطلاعات و روشهای مورد استفاده جهت تعیین روایی و پایایی پرسشنامه پرداخته و متغیرهای مستقل و وابسته پژوهش بیان میشود و در نهایت روشهای آماری مورد استفاده جهت آزمون فرضیه های پژوهش بیان خواهد شد.
۳-۲- روش شناسی پژوهش
به طور کلی روشهای پژوهش را میتوان با توجه به دو ملاک تقسیم کرد: اول هدف پژوهش و دوم، نحوه گردآوری دادهها. بر این اساس پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات، پژوهشی توصیفی از نوع پیمایشی است. هدف از پژوهشهای کاربردی توسعه دانش کاربردی در یک زمینه خاص است. به عبارت دیگر پژوهشهای کاربردی به سمت کاربرد علمی دانش هدایت می شود(بازرگان، سرمد، حجازی، ۱۳۸۰).
با توجه به اینکه هدف از انجام این تحقیق بررسی میزان مشارکت اجتماعی جوانان شهر جوانرود (۱۸ـ ۴۴ سال) است، بنابراین می توان این پژوهش را کاربردی به حساب آورد. براساس ماهیت و روش، پژوهشهای علمی را می توان به پنج گروه توصیفی، تاریخی، همبستگی، تجربی و علمی تقسیم نمود. در پژوهشهای توصیفی محقق به دنبال چگونه بودن موضوع است و میخواهد بداند وضع موجود چگونه است و سعی می کند به توصیف نظاممند وضعیت فعلی بپردازد، ویژگیها و صفات آن را مطالعه کرده و ارتباط بین متغیرها را بررسی کند(دانایی فرد، الوانی و آذر، ۱۳۸۸، ۳۴).
با توجه به اینکه در این پژوهش از مطالعه اسناد، مدارک، مقالات، پایاننامه ها و کتابهای مختلف استفاده شده و همچنین از روش میدانی و پرسشنامه بهره گرفته شده، و هدف آن بررسی میزان مشارکت اجتماعی جوانان شهر جوانرود (۱۸ـ ۴۴ سال) است ؛ و این هدف از طریق بهره گیری از نقطه نظرات آنان دنبال شده است، بنابراین این پژوهش توصیفی- پیمایشی است.
۳-۳- جامعه ی آماری
جامعه شامل گروهی از افراد است که یک یا چند صفت مشترک دارند که این صفات مورد توجه محقق میباشند(بست، ۱۳۸۴). در هر بررسی آماری، جامعه شامل عناصری است که میخواهیم درباره آن استنباطهایی به عمل ‌آوریم. کار مهم پژوهش این است که با دقت و به صورت کامل حجم جامعه را تعریف کند. تعریف جامعه باید به صورت توصیف دقیق عناصری باشد که به جامعه تعلق دارند و آن را می سازند. بر این اساس در پژوهش حاضر جامعه شامل تمام افراد ۱۸تا ۴۴ ساله ساکن شهر جوانرود می باشد که تعداد کل افراد در این سنین ۲۲۷۷۲ نفر هستند که این طلاعات از مرکز آمار کشور بدست آمده است.
۳-۴- تعیین حجم نمونه
نمونه زیر مجموعه ای از جامعه می باشد و در برگیرنده ی برخی از اعضای منتخب جامعه است(دانایی فرد، الوانی و آذر، ۱۳۸۸، ۳۰۸). جهت برآورد حجم نمونه در این پژوهش از فرمول کوکران استفاده شده که به شکل زیر محاسبه شده است:
۲۲۷۷۲ = N: جامعه آماری
۱٫۹۶= t : ضریب مشخص کننده حد بحرانی
۰٫۵ = p : احتمال وقوع صفت
۰٫۵ = q : عدم احتمال وقوع صفت
۰٫۰۵= d : مقدار خطای مجاز
n = تعداد حجم نمونه
براساس فرمول نمونه گیری فوق، تعداد کل نمونه ها برابر با ۳۸۴ نفر است.
۳-۴-۱ روش نمونه گیری:
هنگامی که ساختار جمعیت از صفات و ویژگیهای متعدد و متنوعی شکل گرفته باشد که نتوان صفت بارز آن را براحتی تعیین کرد در این صورت با ساختاری مختلط سروکار داریم. در این ساختار جمعیت از پارمترها و صفات گوناگونی برخوردار است و این صفات و مشخصه ها بطور گسترده و پراکنده در بین افراد جمعیت تقسیم و توزیع شده است، معمولا” برای سهولت امر نمونه گیری جمعیت اصلی را به مناطق، دستهها، گروهها و یا خوشهها (clusters) چندی تقسیمبندی میکنند مثل تقسیمبندی شهر به مناطق پستی، راهنمایی و رانندگی، آموزشی، شهرداری و غیره. در چنین وضعی مناسب ترین روش نمونه گیری به روش نمونه مختلط یا خوشه ای می باشد. در ساختار مختلط توجه به این نکته لازم است که ویژگیهای دسته یا خوشه

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

مشابه بوده ولی مشخصات افراد خوشه متفاوت می باشد و شیوه نمونه گیری در این تحقیق نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و نمونه گیری تصادفی ساده به این ترتیب که نخست کل شهر جوانرود به پنج منطقه شمال، جنوب، غرب، شرق و مرکز تقسیم شده است و در هر منطقه چهار بلوک به شکل تصادفی انتخاب نموده و از هر بلوک بطور تصادف ۷ کوچه و از هرکوچه ۱۰ نفر افراد ۴۴-۱۸ سال را بطور تصادفی برگزیده می شوند و پرسشنامه را در اختیار آنها قرار داده شد.
۳-۵- روش گردآوری اطلاعات
روشهای گردآوری اطلاعات را به طور کلی می توان به دو طبقه روشهای کتابخانه ای و روشهای میدانی تقسیم نمود(دانایی فرد، الوانی و آذر، ۱۳۸۸). در این پژوهش برای جمع آوری اطلاعات مربوط به پاسخگویی به سوالات به طور عمده(روش اصلی جمع آوری داده ها) از روش میدانی استفاده شده است و همچنین در تدوین فرضیه ها، جمع آوری ادبیات موضوع و ارائه مدل اولیه، روشهای کتابخانه ای(مطالعه کتابها، مقالات، مجلات و بانکهای اطلاعاتی اینترنتی) بکار گرفته شده است.
۳-۶- ابزار گردآوری اطلاعات
ابزار مورد استفاده در این پژوهش مصاحبه حضوری توأم با پرسشنامه می باشد که محقق ساخته شده.
ابزار لازم برای گردآوری اطلاعات به شکل اسنادی و میدانی به این صورت بوده که بخشهای مرتبط با فصول اول و دوم و بخشی از فصل سوم از روش پژوهش اسنادی (کتاب، مقالات، مجلات معتبر و مرتبط، پایاننامه ها و …) اعم از فارسی و انگلیسی استفاده شده است و بخشی مربوط به فصل سوم و چهارم و پنجم با استفاده از روش پژوهش پیمایشی و از طریق پرسشنامه و برای جمعآوری دادهها و اطلاعات لازم از پرسشنامه کتبی استفاده شده است،
در بخش نگرش سنجی، ابزارگردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه ای می باشد که روایی آن توسط متخصصین و پایایی آن برای پی بردن به سطح اعتبار آن از ضریب آلفای کرونباخ ، تعیین گردیده و توسط پژوهشگر تحقیق، بین افراد مورد نظر توزیع می گردد.
۳-۷- نحوه سنجش متغیر ها:
جدول ۳- ۱- سطح سنجش متغیر ها در پژوهش حاضر

سطح سنجش متغیر
اسمی NOMINAL جنسیت، وضعیت تاهل، نوع خانواده
ترتیبیORDINAL سن، تحصیلات، درآمد
فاصله ایSCALE دسترسی به رسانه

۳-۸- پایایی پرسشنامه
پایایی، ثبات و سازگاری مفهوم مورد سنجش را نشان میدهد و از ویژگیهای فنی ابزار اندازه گیری است. در واقع نشان می دهد که ابزارهای اندازه گیری برای سنجش متغیر و منفعتی خاص ساخته شده است، تا چه حد اندازه نتایج یکسانی را در شرایط مشابه به دست میدهد، یعنی ابزار پایا، ابزاری است که به خاصیت تکرارپذیری نتایج آزمون اشاره می کند(حافظ نیا، ۱۳۸۹). پایایی به دقت، اعتمادپذیری، ثبات یا تکرارپذیری و سنجش آزمون اشاره می کند. برای محاسبه پایایی شیوه های مختلفی به کار می رود. از آن جمله می توان به اجرای دوباره(روش بازآزمایی)، روش موازی(همتا)، روش تصنیف یا دو نیمه کردن سؤالها و ضریب آلفای کرونباخ اشاره کرد. روش آلفای کرونباخ برای محاسبه هماهنگی درونی ابزار اندازه گیری از جمله پرسشنامهها یا آزمونهایی که خصیصههای مختلف را اندازهگیری میکنند، به کار میرود.
در این پژوهش برای تعیین پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است که میزان آن برای هر یک از خرده آزمونهای پرسشنامه محاسبه گردید. پرسشنامه تهیه شده بین پاسخدهندهگان توزیع گردید و پس از جمع آوری، دادههای آن مورد تحلیل قرار گرفت. آلفای کرونباخ کل پرسشنامه محاسبه گردید که برابر ۸۳/۰ شد. پس میتوان نتیجه گرفت از پایایی خوبی برخوردار است.
۳-۹- روایی پرسشنامه
منظور از روایی این است که محتوای ابزار گردآوری اطلاعات یا سؤالات مندرج در ابزار دقیقاً متغیرها و موضوع مورد مطالعه را بسنجد. یعنی اینکه هم دادههای گردآوری شده از طریق ابزار مازاد بر نیاز پژوهش نباشد و هم اینکه دادههای مورد نیاز در رابطه با سنجش متغیرها در محتوی ابزار حذف نشده باشد، به عبارت دیگر ابزارهای گردآوری اطلاعات، عین واقعیت را به خوبی نشان دهد(حافظ نیا، ۱۳۸۹). اعتبار در اندازهگیری را روایی و قابلیت اعتماد را پایایی اندازه گیری مینامند. آزمونی دارای روایی است که برای اندازهگیری آنچه مورد نظر است کافی و مناسب باشد. اگر آزمون آنچه را قصد دارد بسنجد اندازه نگیرد، نتایج حاصل شده از آن هیچ گونه ارزش و اعتباری نخواهد داشت. جهت تعیین روایی صوری، پرسشنامه تهیه شده در اختیار اساتید راهنما و مشاور قرار گرفت و از آنها در مورد سؤالات پژوهش نظرخواهی گردید. پس از اعمال نظر آنان و انجام اصلاحات لازم، فرم نهایی پرسشنامه، تدوین و مورد استفاده قرار گرفت.
زمان گردآوری داده ها:
زمان گردآوری دادهها در فصل بهار ۱۳۹۳ میباشد.
۳-۱۰- روشهای آماری مورد استفاده
در این پژوهش برای مقایسه اطلاعاتی که از طریق پرسشنامه جمعآوری شده است، از روشهایی که در آمار توصیفی به کار برده میشود، مانند جدول توزیع فراوانی مطلق، درصد، میانگین و انحراف معیار، استفاده گردیده است و در بخش آمار استنباطی از آزمونهای آماری که شامل آزمون کولموگروف- اسمیرنوف، آزمون همبستگی جهت بررسی فرضیهها استفاده شده است.
۳-۱۱- آزمون کولموگروف- اسمیرنوف
آزمون کولموگروف- اسمیرنوف به عنوان یک آزمون تطابق توزیع برای بررسی توزیع دادههای کمی است. از این آزمون برای آزمون نرمال بودن توزیع جامعه استفاده میشود.
برای استفاده از تکنیکهای آماری ابتدا باید مشخص شود که دادههای جمعآوری شده از توزیع نرمال برخوردار میباشند یا غیر نرمال میباشد. چون درصورت نرمال بودن توزیع دادههای جمعآوری شده برای آزمون فرضیها از آزمونهای پارامتریک استفاده میشود و در صورت غیرنرمال بودن از آزمونهای ناپارامتریک استفاده میشود. بدین منظور در این مرحله به بررسی نتایج حاصل از ازمون کولموگروف-اسمیرنوف در مورد هریک از متغیرهای مستقل و وابسته میپردازیم و بر اساس نتایج حاصل، آزمونهای مناسب برای بررسی صحت و سقم فرضیه های تحقیق را انتخاب میکنیم.
۳ -۱۱ مراحل انجام پژوهش
تهیه طرح پژوهش
مطالعه و جمعآوری مبانی نظری پژوهش
طراحی الگوی مفهومی پژوهش
طراحی پرسشنامه
توزیع و جمعآوری پرسشنامه ها
تجزیه و تحلیل دادههای حاصل از پرسشنامه
نتیجه گیری و پیشنهادها
شکل(۳- ۱) مراحل انجام پژوهش
۳-۱۲- تعاریف
۳-۱۲-۱ متغیر وابسته:
تعریف نظری مشارکت اجتماعی: مشارکت اجتماعی عبارت است از آن دسته فعالیتهای ارادی که از طریق آنها اعضای یک جامعه، در امور محله شهر و روستا شرکت کرده و به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در شکل دادن به حیات اجتماعی مشارکت دارند(محسنی تبریزی، ۱۳۶۹؛۱۰۸).
تعریف عملیاتی مشارکت اجتماعی: شرکت ارادی و آگاهانه افراد در فعالیتهای مدنی(شرکت در انجمنهای صنفی، کارگری، تعاونیها و.)، فرهنگی و تفریحی(شرکت در فعالیتهای هنری، علمی، ورزشی…)، مذهبی(شرکت در هیئتهای مذهبی و…)، محلی(همکاری با همسایگان، انجمن اولیاء و مربیان، فعالیتهای عمرانی محلی و…) میباشد. در این پژوهش حضور فرد در هر کدام از گروههای بالا بعنوان درجه مشارکت او درنظر گرفته میشود.
۳-۱۲-۲ متغیر مستقل:

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

متن کامل – بررسی میزان مشارکت اجتماعی جوانان شهر جوانرود

۵-۴ پیشنهادات کاربردی……………………………………………………………………………………………………………۹۵
۵-۵ محدودیتهای تحقیق…………………………………………………………………………………………………………..۹۷
منابع……………………………………………………………………………………………………………………………………….۹۸
چکیده انگلیسی……………………………………………………………………………………………………………………….۱۰۷
فهرست نمودار و شکل ها
نمودار ۲-۱ نردبان مشارکت پیشنهادی ارنشتاین(۱۹۶۹)……………………………………………………………………..۱۸
نمودار ۲-۲٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫۳۴
نمودار ۲-۳ مدل مفهومی تحقیق …………………………………………………………………………………………………..۴۹
شکل(۳- ۱) مراحل انجام پژوهش…………………………………………………………………………………………………….۵۸
نمودار ستونی ۴- ۱مربوط به متغیر سن نمونه تحقیق……………………………………………………………………………۶۴
نمودار ستونی۴- ۲- مربوط به متغیر جنسیت افراد نمونه………………………………………………………………………۶۵
نمودار ستونی ۴ -۳ مربوط به متغیر تحصیلات افراد نمونه تحقیق………………………………………………………….۶۶
نمودار ستونی ۴- ۴ مربوط به متغیر وضعیت تاهل افراد حاضر در نمونه تحقیق………………………………………۶۷
نمودار ستونی ۴- ۵ مربوط به متغیر میزان درآمد افراد حاضر در نمونه تحقیق……………………………………….۶۸
نمودار ستونی ۴-۶ مربوط به متغیر نوع خانواده افراد حاضر در نمونه تحقیق…………………………………………۶۹
نمودار ستونی ۴-۷ مربوط به متغیر دسترسی به رسانه افراد حاضر در نمونه تحقیق…………………………………۷۰
فهرست جداول
جدول ۳- ۱- سطح سنجش متغیر ها در پژوهش حاضر……………………………………………………………………..۵۵
جدول۴-۱ مربوط به متغیر سن افراد حاضر در نمونه تحقیق………………………………………………………………….۶۴
جدول۴- ۲ توزیع فراوانی نمونه تحقیق بر حسب جنسیت……………………………………………………………………۶۵
جدول ۴- ۳ مربوط به متغیر تحصیلات افراد حاضر در نمونه تحقیق……………………………………………………..۶۶
جدول ۴- ۴ مربوط به متغیر وضعیت تاهل افراد نمونه تحقیق………………………………………………………………..۶۷
جدول ۴- ۵ مربوط به متغیر میزان درآمد افراد نمونه تحقیق…………………………………………………………………..۶۸
جدول ۴- ۶ مربوط به متغیر نوع خانواده افراد حاضر در نمونه تحقیق…………………………………………………….۶۹
جدول ۴- ۷ مربوط به متغیر دسترسی به رسانه(ماهواره، تلویزیون و رادیو، اینترنت و مطبوعات……………….۷۰
جدول ۴- ۸ آزمون نرمالیتی برای متغیر اصلی تحقیق……………………………………………………………………………۷۱
جدول شماره ۴- ۹٫ تحلیل واریانس یک عاملی ارزیابی مشارکت اجتماعی جوانان بر حسب سن……………..۷۲
جدول ۴- ۱۰ سن جوانان و مشارکت اجتماعی…………………………………………………………………………………..۷۲
جدول۴- ۱۱- مقدار ضریب همبستگی بین دو متغیر مشارکت اجتماعی و سن……………………………………….۷۳
جدول ۴- ۱۲ تحلیل واریانس یک عاملی ارزیابی مشارکت اجتماعی جوانان بر حسب وضعیت تاهل………..۷۳
جدول ۴- ۱۳ تحلیل واریانس یک عاملی ارزیابی مشارکت اجتماعی جوانان بر حسب جنسیت………………..۷۴
جدول ۴- ۱۴٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫۷۴
جدول ۴-۱۵ آزمون مقایسه میانگین دو جامعه……………………………………………………………………………………۷۵
جدول ۴- ۱۶٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫۷۶
جدول ۴- ۱۷٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫۷۶
جدول ۴-۱۸٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫۷۷
جدول ۴-۱۹ آزمون آنوا برای بررسی تاثیر درآمد افراد بر مشارکت اجتماعی…………………………………………..۷۸
جدول ۴-۲۰- آزمون همبستگی بین دسترسی به رسانه های جمعی و مشارکت اجتماعی…………………………۷۹
جدول ۴-۲۱ تحلیل واریانس یک عاملی ارزیابی میزان مشارکت اجتماعی بر حسب نوع خانواده………………۷۹
جدول ۴- ۲۲ نوع خانواده و میزان مشارکت افراد………………………………………………………………………………۸۰
تقدیر:
پس از پایان این پژوهش و در واقع پایان تحصیلات دوره کارشناسی ارشد برنامه ریزی و رفاه اجتماعی ابتدا بر خود واجب می دانم مراتب حمد و سپاس خود را به درگاه یزدان پاک ابراز دارم چرا که صحت جسمی و روانی عطا فرموده تا بخوانم و بنویسم سپس کمال تقدیر و تشکر دارم از خانواده ام که در طول تحصیل از هیچ کوشش وتلاشی دریغ ننمودند. و در عرصه محیط های علمی و آموزشی از زحمات و

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

تلاش های عارفانه و فرزانه تمامی آموزگارانم و استادانم از اول ابتدایی تا پایان مقطع فوق لیسانس مخصوصاً جناب آقای عزت اله سام آرا در این تحقیق، که به من آموختند که چگونه فکر کنم، چگونه بخوانم و چگونه بنویسم، کمال تشکر و قدردانی را دارم و سلامتی و سعادت همه این معلمان عزیزم را از درگاه ایزد منان خواستارم.

بررسی خدا از دید یونیتارین ها با تاکید بر نظرات میخائیل سروتوس۹۲- …

کارل بارت می گوید : مسیح آن طور که در کتاب مقدس به ما معرفی می شود، تنها کلمه خدا است که ما می شنویم و در زندگی و مرگ باید به او تکیه و از او اطاعت کنیم. ما این آموزه نادرست را که کلیسا می تواند و باید فراتر و بالاتر از این کلمه واحد خدا برود و دیگر حوادث ، قدرت ها، چهره ها و حقایق را به مثابه وحی خدا و منبع اظهارات خود تصدیق کند ، انکار می کنیم. (کونگ ،۱۳۸۹،۱۵۶)
۳-۲ خدا قائم به ذات است:
«هستم آن که هستم. » (خروج، ۳: ۱۴ )توماس آکوئیناس مى گوید: «خدا عله العلل است و خودش علت ندارد.». وجود خدا به هیچ علت خارج از خودش متکی نیست. قائم به ذات بودن خدا مربوط به خواست او نمی باشد بلکه ذاتی است. او بر اثر ذات خود وجود دارد و وجود او را علتی نیست.
قائم به ذات در الاهیات متعارف عبارتست از خصیصه خود_خاستگی در مقابل غیرخاستگی یا وابستگی به غیر، از این رو تنها قابل اطلاق بر خدا است. قیام به ذات اصطلاحی است فنی که حکم می کند وجود خدا واجب است نه ممکن. کارل بارت قیام به ذات را همان اختیار خداوند تفسیر می کند. (هاروی،۱۳۹۰،۲۴)
یونیتارین ها در این مسئله دیدگاههایی دارند که به آن می پردازیم :
اوریگن(۱۸۵-۲۵۴م) برای اینکه پسر را تابع پدر سازد ، خدای پدر را « خدای قائم به ذات»autotheos با حرف تعریف the نامید، در حالیکه پسر مولود را که به صورت و شبیه خداست ، صرفاً « خدای » بدون حرف تعریف the نامید. با این وصف ، با اینکه پسر تنها « خدا » بدون حرف تعریف است، زیرا « یگانگی خدای بی نظیر» نیست ، او « یگانه کلمه» است، زیرا لوگوس[۸۳] بی نظیر است. به عبارت دیگر ، نسبت کلمه با چیزی که بعد از او می آید ، همچون نسبت پدر با اوست. شاید اگر بگوییم مقصود اوریگن این بود که کلمه الوهی است اما خدا نیست ،منظور او را روشن کرده باشیم. (ژیلسون،۱۳۸۹،۵۷)
اوریگن می گوید خدای قائم به ذات خدایی است که پسر از او تبیعیت می کند. در واقع خدا علتی برای پسر است چون پسر مخلوق پدر است.
اوریگن می گوید:” فهم این مسئله که چگونه کسی می تواند به گونه ای از «کلمه» سخن بگوید که از «پسر» سخن می راند، مشکل است. از این رو واژه کلمه می باید در پیوند با عنوان «پسر» تفسیر شود، عنوانی که متضمن معنای «مستقل حیات» است. هر چند حیات بچه از مادرش است اما به صورت انسانی مستقل از مادر حیات دارد.” اگر واژه های «کلمه» و «پسر» مثل هم معنا شوند، روشن است که «کلمه» متمایز از خدا (پدر) و دارای وجودی مختص به خود است. اوریگن به مخاطب خود یادآور می شود که در مطالعه کتاب مقدس باید «معنای» واژه های به کار رفته را به خوبی دریافت کند. کلمه متعلق به خدا، باید به مثابه چیزی فهمیده می شد که شبیه کلمه متعلق به انسانها است امّا نه خود آن. اوریگن می نویسد «کلمه خدا» فردیت خاص خود را دارد، یعنی حیات مستقلی دارد; و بدین ترتیب از کلمه یا عقلی «که درون انسانهاست یعنی از کلمه یا عقلی که فردیتی مستقل از ما ندارد»، تمیز داده خواهد شد. اوریگن می گوید متون مقدس تعلیم می دهند که «پسر غیر از پدر است» یعنی: دارای وجودی مخصوص به خود است. (کارمدی،۱۳۸۳، ۲۴۱)
ترتولیان(۱۶۰-۲۲۰م) به نتیجه مشابهی رسیده بود، اگرچه دلایلش اندکی متفاوت است. او مانند اوریگن مدعی بود که این عنوان در متون مقدس نباید به تنهایی در نظر گرفته شود، هیچ عنوانی، چه کلمه، چه پسر و چه حکمت، نمی تواند به تنهایی یا با اتکا به خودش معنا شود. متون مقدس همه جا از یک «قدرت» سخن به میان می آورند… گاه با نام حکمت، و گاه با عنوان کلمه; عناوین مختلفی که مکمل یکدیگرند. از این رو، ترتولیان در پاسخ به کسانی که گمان می کردند «قلبم کلمه نیکی را ذکر می کند» مستلزم تمایز بین خدا و «کلمه»اش نیست، عبارات دیگری را می آورد که در مورد مسیح به کار رفته اند و از او به عنوان «پسر» یاد می کنند. اگر کسی ادعا کند که کلمه ای که توسط پدر گفته شده است نمی تواند با پدر فرقی داشته باشد، به نظر او پسر در مزمور ۲:۷ «تو پسر منی اینک من پدر تو شده ام»، باید همان پدر باشد، ولی این حرف نامعقول است.
تحلیل ترتولیان در مورد واژه «کلمه» یا «عقل» و واژه logos در یونانی و ratioدر لاتین به یک اندازه دارای اهمیت است. او مدعی است که به یک معنا می توان عقل در انسانها، و در نتیجه در خدا را چنین معنا کرد که برای خود دارای وجودی خاص است. ترتولیان توجه می دهد که بشر به شکل خدا و همانند او آفریده شده است. تو در درون خود عقل داری… توجه کن که چگونه هنگامی که در درون خود به وسیله عقل و در سکوت به تأمل می پردازی، عین همان عمل [که در خدا رخ می دهد] در تو نیز پیدا می شود، اما در عین حال عقلِ توأم با بیان است دو گونه بیان را در کنار هم می یابی به عبارت دیگر، بیانی که در خود، همان عقلی را جای داده است که وقت فکر کردن به وسیله آن سخن می گویی، و بیانی که در سخنی که به وسیله آن فکر می کنی موجود است.( همان منبع،۲۴۲)
آریوس(۲۵۰-۳۳۶م) قائل شد که پسر لوگوس نام گرفت، به خاطر همان لوگوس اوّل که درونی(صفت ذاتی)است این لوگوس دوم که منبعث از رحمت و لطف(grace ) خداست، یکی از نیروهای بی‏شماری است که خدا آفریده است.او به خاطر طبیعت متغیّرش مثل سایر انسانها می‏تواند گناه بکند، امّا چون خدا می‏دانست که او پاک و خوب خواهد بود، به او شکوه جلال بخشید. بنابراین اگر چه پسر را خدا می‏نامند، امّا او حقیقتا خدا نیست، خدای واقعی پدر است که مولود نیست .( تیسن، ۲۲) پسر حتی پدر را به طور کامل نمی‏شناسد.سخن

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

اساسی آریوس بیان مخلوق و انسان‏ بودن عیسی موسوم به لوگوس و پسر بود.
البته تابعیت پسر نسبت به پدر قبل از او توسط اوریگن(۱۸۵-۲۵۴) اظهار شده بود و نیز شروع وجودی لوگوس در زمان از لسان ترتولیانوس (۱۶۰-۲۲۰)صادر شده بود.محور کلام آریوس این بود که اگر مسیح آفریده شده است که همین طور هم هست، باید از عدم پدید آمده باشد و در نتیجه مخلوق و پدیده است و نمی‏تواند در ابدیت هم ذات خدا باشد.
سروتوس(۱۵۱۱-۱۵۵۳م) میگوید که خدا گفته است : هستم آنکه هستم . موسی نیز در سرود خود او را یاه ، ال و الوهیم می نامد . چون پدر را یهوه می نامد؛ به او وجود خواهد داد تا وجود داشته باشد و یا او را مسیح خواهد ساخت. مسیح همین ذات را برای خود نام می برد، آنجا که می گوید: هستم آنکه هستم . و مسیح پس از آن که تبدیل به جسم شد، خود گفت: من بوده‌ام و هستم ، زیرا پدر باعث شد که او یاه باشد، این یک ذات از ابتدای خلقت است. و مسیح جاشب کِدِم نامیده می شود ، یعنی کسی که از قدیم بوده است و از ابتدا مانده است. Wilbur,1531,6))
سروتوس در اینجا به این مسئله اشاره می کند که چون مسیح بخشی از ذات خداست ، می تواند قائم به ذات باشد. یعنی همان طور که گفته شد «من بوده ام وهستم » اشاره به ذات خدایی دارد نه جنبه ی انسان بودن مسیح.
در نظر شلایر ماخر(۱۷۶۸-۱۸۳۴م)، «مفهوم متداول خدا به عنوان وجودی منفرد در خارج و در ورای جهان» تمام روایت دین نیست. این فقط یکی از راههای بیان چیستی خداوند است؛ راهی که اغلب مغشوش و همیشه ناقص است. «او می خواهد معنای متداول خدا را به چیزی تبدیل کند که در تجربه های روزمره انسان بیشتر مرکزیت دارد. شلایرماخر هرگز موقعیت خود را به عنوان متکلمی که از دیدگاه وحدت بخش مسیحیت سخن می گوید ترک نکرد. گواه این مدعا نقش چشمگیر مفهوم وساطت ،شفاعت در مباحث کلامی اوست. او معتقد است به طور کلی برای بحث درباره خداوند باید کسانی باشند که تفسیر طرق الی الله برای بشر، کارشان به شمار آید. ( N.Tice, 1969,60-61)
بخشی از کار این مفسران آن است که به جهان نظم و وحدت دهند. قانونگذاران، مخترعان ، قهرمانان و چیره شوندگان بر طبیعت در این گروه جای دارند؛ البته در این راه وجود افراد روحانی تر نیز ضرورت دارد. این افراد می کوشند بذر انسانیتی بهتر را پرورش دهند، عشق به امور متعالی تر را شعله ور سازند، زندگی روزمره را به زندگی ای شریف تر تبدیل کنند، فرزندان زمین را با آسمان آشتی دهند و دلبستگی عصر ما را به ارزشهای خشک و بی روح متعادل سازند.» I bid,45 ).)
چنین کسانی پیامبران و مبلغان انسانیت خوانده می شوند و مأموریت آنها وساطت بین موجود متناهی و موجود نامتناهی است… در حالی که شلایرماخر از «انکشاف ذات خداوند»[۸۴] سخن به میان می آورد بعضی معاصر انش چون کانت انکشاف را با نظام الهیات یکی گرفتند و تا حد ضامنی که برای استحکام قوانین اخلاقی ضرورت دارد تقلیل دادند. شلایرماخر بخصوص تقلیل دوم را اهانت آمیز می داند.
۳-۳ خدا نامحدود است:
خدا از نظر مکان نامحدود است. برتر از مکان است. خدا به عنوان روح در همه جا و همه وقت حاضر وناظر می باشد وحد وحدودی ندارد.
در کتاب مقدس آمده است :
« من خدایی نیستم که فقط در یکجا باشم ،بلکه در همه جا حاضر هستم ،پس آیا کسی می تواند خود را از نظر من پنهان سازد؟ مگر نمی دانید که حضور من آسمان و زمین را فرا گرفته است؟ » (ارمیا ۲۴:۲۳)
تصور نامتناهی بودن خداوند مشکل است. برخی از فلاسفه نامتناهی بودن را فراتر از درک ما می دانند.
(هیک،۱۳۷۶،۲۸)
اوریگن(۱۸۵-۲۵۴م) معتقد است که یک موجود مطلق وغیر مادی که حتی فراتر از وجود تصور می شود، ناگزیر باید کامل باشد. بر همین اساس به روشنی دریافته است که کمال ذاتی خدا مانع از آن می شود که او علت شر باشد. اما او ظاهراً متوجه شد که سازگار کردن دو مفهوم قدرت الاهی و کمال الاهی با یکدیگر مشکل است . دلیل آن این است که تصور امر «نامتناهی» برای یک ذهن که شکل و قالب یونانی به خود گرفته بسیار مشکل است. ( ژیلسون۱۳۸۹،۵۶)
اوریگن معتقد است خداوند که موجودی غیر مادی است و مطلق که باید کامل باشد. این کامل بودن تبعاً باعث می شود که خدا از علت شر بودن به دور باشد. افکار فلسفی اوریگن باعث شده بود که نتواند به راحتی این مطلب را که خدا نامتناهی است را قبول کند.
اوریگن در کتاب مقدس خوانده بود که خدا تمام چیزها را به اندازه و شمار و وزن معین، یعنی برحسب دلایل کاملاً معین، مقرر وتننظیم کرده است ، اما او در آنجا نخوانده بود که خدا نامتناهی است، به این معنا که اصل صفت نامتناهی بودن وجود به او تعلق دارد.(همان منبع، ۵۷ )
در واقع در اینجا می شود این استنباط را داشت که همه چیز در دنیا اندازه و شماره دارد به غیر از ذات خداوند که نامحدود است وغیرقابل شمارش. تصور نامحدود بودن خداوند از فهم انسان خارج است. بنابراین نمی توان تعریف کامل و متقنی از آن داشته باشیم . همانطور که می بینید یکتاپرستان مسیحی نیز به سختی در مورد آن بحث کرده اند و یا اصلاً عده ای وارد این بحث ها نشده اند.
در این خصوص سروتوس(۱۵۱۱-۱۵۵۳م) بیان می کند که من درکی از خدا دارم، و این درک چشم اندازی از وحی اوست؛ و خود چشم انداز است که با دیدنِ آن، پدر در آینه ای در تاریکی دیده می شود. و اینجا ایمان واقعی مسیحیان به مسیح مشخص می شود، که نشانه ای از چیزهایی که دیده نمی شوند، نامیده می شود .با این حال، فیلسوفان، که همه چیز را می دانند، و از همه چیز درکی دارند
، نیازی به ایمان ندارند. در واقع، مسیح واقعا برای آنها زیادی و غیر ضرروری شده است، چرا که آنها امروز خدا را نسبت به قبل متفاوت نمی‌دانند. اما ما می دانیم که یک نمودِ قابل مشاهده از این رمز و راز ساخته شده است، ما می دانیم که خداوند از طریق مسیح دیده می شود. خدا به این ترتیب شناخته شد، و خواست تا خود را در آن آینه نشان دهد، چنانچه قبلاَ از طریق وحی این کار را کرده بود. Wilbur,1531,7))
نامحدود بودن خدا توسط ادراک و فهم انسان ها نمی تواند فهمیده شود چون این درک وفهم محدود است و خدا نامحدود. سروتوس می گوید درکش از خدا توسط وحی کامل می شود ، اما باز هم خود خدا در حاله ای از ابهام قرار می گیرد. اما فلاسفه می گویند ما درک بیشتری نسبت به خدای نامحدود داریم و نیازی نداریم تا وحی یا مسیح ، خدا را برای ما بشناسانند.
فلاسفه به نظر خود شان به سه مفهوم ریاضی با حواس خود رسیده اند، اگر چه هیچ چیز وجود ندارد که آنها نسبت به آن تا این اندازه بی اطلاع باشند. آنها می گویند، ادراک، نوعی نهادِ انتزاعی از تخیل است که در پاشنه هایشان واقع شده است. اما خدا گاهی اوقات به این چرندیات پایان می دهد. اینکه، مساله نه تنها یک توهم ریاضی از تخیل نیست ، بلکه تهمت وحشتناک علیه تعالیم مسیح است، مرا اندهگین و پریشان می کند،. اجازه دهید که تظاهر به داشتن تصور در سر شان، برایشان کافی باشد، بدون اینکه به دنبال مفاهیم در پاشنه شان باشند! Ibid,7))
فلاسفه ادراک را امری تخیلی و دهنی میدانندو آنها در این امر بسیار قوی هستند و نیازی به راهنما ندارند. این قوت را در پاشنه هایشان میدانند یعنی می توانند با قدرت درباره آن به بحث و تحلیل بپردازند. سروتوس می گوید این گفته ی فلاسفه توهینی به آموزه های مسیح و مسخره گرفتن آن است که مرا ناراحت می کند.
کسانی که در راه مسیح هستند ، به آنها اجازه ندهید چشم انداز هایی که در مورد خدا هستند را سرسری بگیرند. حتی اگر آنها همه ی فرشتگان را در آسمان با چشم باز ببینند، با این حال خدا هنوز هم در جایی عمیق تر، پوشیده در جامه ی فرشتگان، مانند پوستی که گسترش می یابد، پنهان است،. و اجازه نمی دهم که فلاسفه در اینجا من را درباره ی طبیعت و ماهیت فرشتگان مورد هجوم قرار دهند، که در موردش هیچ دانشی ندارم؛ زیرا منظور من هرگز گسترش در یک مفهوم محلی نیست، برای اینکه مهارت خدا فراتر از مکان است. افراد احمق، آنها را به نقطه ای در خارج از بدن خود فرو می کاهد. به این نقطه از حماقت رسیده اند که می گویند خدا خودش است، همان طور که بود، نکته ای که بارها تکرار شد. آیا این مفهوم خداست که آنها به رخ می کشند؟ من به در گاه خداوند دعا می کنم که روح او آنها را به هنگام خواندن این چیزها لمس کند، تا مبادا آنها برای خود بوی هراس انگیز مرگ و هلاکت باشند.Ibid,8))
همچنین سروتوس می گوید که باید این فرض منطقی را داشته باشیم که خدا از همه ی جهات نامحدود و تصور نکردنی است.اینکه ما نمی توانیم هیچ تصویری از خدا داشته باشیم مگر اینکه او خود را با شکلی سازگار کند که برای ما قابل درک باشد و این را استاد در یوحنا [۵:۳۷] به ما نشان می‌دهد. Ibid,8))
سروتوس در ادامه اظهار ناراحتی می کند که فلاسفه ، مطالبی که در مورد خدا است را ساده از کنارش می گذرند و همین سرسری گذشتن باعث فهم غلط می شود. نامحدود بودن خدا واینکه خدا فرا تر از مکان است باعث شده تا فلاسفه از تبیین این مسائل زبانی قاصر داشته باشند. سروتوس می گوید نامحدود بودن خدا را عده ای فقط به اندازه ی جایی خارج از بدن خود محدود می کنند وفقط می توانند نکات تکراری را بیان کنند ، چون درک بیشتری از این مطلب ندارند و حتی راههای شناخت خدا ، که وحی و مسیح هست را نیز قبول ندارند.
نتیجه ای که می شود از سخنان سروتوس گرفت این است که، حد خدا نمی تواند در درک و فهم ما بگنجد اما ، می توانیم با نشانه هایی که داریم آنرا برای خود ملموس کنیم ولی باز هم به طور کامل نمی شود به این مفهوم دسترسی پیدا کرد . در واقع خود خدا باید بخواهد تا ما بتوانیم او را درک کنیم.
۳-۴ خدا ازلی و ابدى است:
خدا بارها در کتاب مقدس وجودى بى آغاز و بى انتها و سرمدى وازلى و ابدى خوانده شده است.

بررسی خدا از دید یونیتارین ها با تاکید بر نظرات میخائیل سروتوس۹۲- قسمت ۵

۲-مارکیون؛ یکی از کشیشان شهر رم، ادعا کرد که متن مقدس عبری نسخ شده و خدای مذکور در آن نیز غیر از خدای مسیحیت بوده، بی‌رحم و تجاوزکار است. خدای حقیقی که خالق عالم ارواح است، بر انبیاء بنی‌اسرائیل مجهول مانده و عیسی نخستین کسی است که او را بر انسان‌ها هویدا کرد. او می‌گفت: انسان در زنجیر اسارت جسم که خدای تورات، یهوه، بر وجود او نهاده است، باقی بود؛ تا آن‌که عیسی ظاهر شد و از آن پس انسان می‌باید به‌یاری خدای متعال، که معبود عیسی است، خود را از حبس تن رها سازد. او به این دعاوی اکتفا نکرد و انجیل نوینی را برای پیروان پرشمارش تحریر و با این‌گونه اقدامات، کلیسایی جدید مخصوص پیروان خویش تأسیس کرد. روند رو به‌ رشد پیروان او به‌حدی بود که ترتولیان در کتاب برضد مارکیونی‌ها در این‌باره گفت: مارکیونی‌ها همان‌طور که زنبورها لانه می‌سازند، کلیسا ایجاد می کنند. (گریدی، ۱۳۸۴،۱۰۹)
ترتولیان با جدیت سعی در رد مارکیون کرد و از آنجا که مارکیون معتقد بود که کتاب مقدس مسیحی و یهودی به خدایان متفاوتی مربوطند، آموزه تثلیث را بنیان گذارد.( البته منظور، واژه تثلیث است نه اعتقاد به سه خدا؛ زیرا اعتقاد به سه خدا قبلا در مسیحیت از یونان وارد شده بود).( مک‌گراث ، ۱۳۸۴،۴۰ )هرچند تثلیث ترتولیان با تثلیث امروزی متفاوت است؛ زیرا وی به سه شخص متمایز و تفکیک‌ناپذیر معتقد بود؛ برخلاف امروز که به سه شخصیت متمایز و مستقل معتقدند. کلمه “تثلیث” Trinity از ابداعات ترتولیان است.
همان‌گونه که ذکر گردید در سه قرن نخست میلادی فشار روزافزونی بر علیه مسیحیت در جریان بود و این باعث پیدایش شایعاتی به‌ضرر ایشان می‌شد. این مسئله سبب شکوفایی دفاعیه‌نویسان بزرگی مثل ژوستین شهید و ترتولیان شد؛ تا علاوه‌بر دفاع از تهمت‌های مخالفان، آموزه‌های راست‌کیشی مسیحی را نیز تبیین کنند. در این زمینه نامه‌هایی از ایشان موجود است؛ مثل نامه‌ای که ترتولیان به امپراتور نوشته و در آن علاوه‌بر دعا برای سلامتی امپراتور، عقاید مسیحیان را نیز بیان کرده است. (ناردو، ۱۳۸۶،۶۰ تا ۶۴)
ترتولیان به‌شدت مخالف این بود که الهیات یا مدافعه‌نویسی مسیحی، متکی بر منابع غیر از کتاب مقدس شود. وی الهیات مبتنی بر سنّت مسیحی را می‌پذیرفت . (مک‌گراث، ۱۳۸۴، ص۴۰)
اوایل قرن دوم و اندک زمانی، قبل از ترتولیان، ژوستین شهید، دفاعیه‌نویس بزرگ، که توجه خاصی به شباهت‌های میان مسیحیت و مکتب نوافلاطونی برای ابلاغ بشارت داشت، مدعی شده بود، که بذرهای حکمت در سراسر جهان کاشته شده و مسیحیان، باید ابعادی از بشارت را در بیرون از کلیسا بیابند. اما این دیدگاه، مخالفانی را در پی داشت که از سرسخت‌ترین ایشان می‌توان از ترتولیان نام برد. اساس پرسش او این بود که: آتن را چه به اورشلیم؟ آکادمی افلاطونی چه ربطی به کلیسا دارد؟ بنابراین یکی از نمادهای علم‌گریزی کلیسا را می‌توان در ترتولیان مشاهده کرد. آلیستر مک‌گراث نیز در این زمینه می‌گوید: «به عقیده ترتولیان، مسیحیت، اساسا یک جنبش ضد فرهنگی است؛ که به‌هیچ شکلی به‌خود اجازه نمی‌دهد که با محیط فکری یا اخلاقی که در آن ریشه دوانده مخلوط شود. با این‌حال این رویکرد یک‌پارچه منفی، با مشکلاتی روبروست …. بسیاری از نویسندگان اولیه مسیحی به مطالعه فنون کلاسیک، به‌مثابه ابزاری برای ارتقای موعظه‌ها و نوشته‌های خود می‌نگریستند … آیا ترتولیان با این هم مخالف بود؟ به‌نظر می‌رسد که ترتولیان در پاسخ به این پرسش‌ها چیز زیادی نداشته باشد». (مک‌گراث، ۱۳۸۴، ۵۰-۵۱)
کلیسا در مورد آثار ترتولیان تقریبا تسلیم شد؛ زیرا همانند او با بدعت‌ها به‌شدت مبارزه کرد و از نوشته‌های دفاعی استقبال کرد؛ در حالی که در برخی مواقع این نوشته‌ها علم‌گریز بودند(مثل آموزه تثلیث).اما همیشه این‌گونه نبود و ترتولیان در مواردی نیز به انتقاد از کلیسا پرداخت و از جریان‌های خارج از کلیسا دفاع کرد . (لین، ۱۳۸۶، ۲۱)
او از جمله عالمان ربانی و متعهدی بود که آوازه او شهره آفاق گشت و تا امروز به‌ عنوان دانشمند مدافع راست کیش ناصری از او یاد می‌شود مشخصات بارز او چنین‌ بوده است:
اعتقاد به یگانگی خداوند.
اعتقاد به بشریت حضرت عیسی،
مخالفت با مسأله بهشت فروشی کلیسا
ترتولیان میگوید که مسیحیان به رستاخیز مردگان معتقدند و ما به این اعتقاد زنده ایم. (وحیدی ، ۱۳۸۹، ۱۴۹)
۲-۳ اوریگن [۴۰](۱۸۵-۲۵۴م)
تاریخ دقیق تولد اوریگن مشخص نیست؛ ولی نظر کارشناسان این است که حدودا در سال ۱۸۵ و به احتمال زیاد در اسکندریّه متولد شده است. پدر اوریگن یک مسیحی متعصب و ثروتمند بود و هفت فرزند داشت که اوریگن ارشد آنان به‌حساب می‌آمد. در هفده سالگی برایش حادثه‌ای پیش آمد که سرنوشت زندگی او را برای همیشه عوض کرد. پدرش که امکان آموختن علوم را برای او مهیا ساخته بود، زندانی شد و پس از مدتی شکنجه به‌سبب تعصب زیاد کشته شد. اما اقبال او این بود که در خانه یک زن ثروتمند مسیحی پذیرفته شد و از آنجا به تحصیلاتش زیر نظر کلمنت، الهی‌دان بزرگ اسکندریه ادامه داد؛ تا اینکه به معلّمی برای آموزش نوکیشان تبدیل گشت. در همین دوران جوانی بود که این کلمات مسیح را خواند؛ که عده‌ای برای رسیدن به ملکوت آسمان، خود را اخته می‌کنند تا پیرو این دستور باشند:” هرکس که می‌تواند دریابد، بگذار تا دریابد، کرد.” (فانینگ، ۱۳۸۴،۶۵)
پس از مدتی

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

با کمک خانواده‌اش یک مدرسه تخصصی زبان را دایر کرد تا از طریق آن امرار معاش کند. در سی سالگی و پس از سفری دو ساله به رم، در بازگشت به اسکندریه با مسیحی نوکیش و ثروتمندی به‌نام آمبروز[۴۱] آشنا شد. او با حمایت مالی آمبروز شروع به تحریر کتاب مقدس شش ستونی(که نخستین تفسیر بر کتاب مقدس است) و نخستین آثار مختصرش کرد. در سال ۲۲۹ رهسپار جزیرهالعرب شد و در بازگشت به اسکندریه کتاب “درباره اصول مسیحی” را برای نظام‌مند کردن الهیّات تدوین کرد. با نشر این کتاب مجادلات اوریگن شروع شد؛ زیرا برخی از آموزه‌های این کتاب، با اصول کلیسای جامع در تضاد بود. (همان منبع، ۶۶)
او به‌دعوت مادر امپراتور جولیا مامایا[۴۲] و برای موعظه، به انطاکیه و پس از اقامتی کوتاه از طریق فلسطین به یونان رفت و در آنجا توسط کشیشان و اسقف‌های اورشلیم و قیصریه به اسقفی اسکندریه منصوب شد. دراین میان دیمتریوس، اسقف اسکندریه، که بر اعتبار و شهرت اوریگن حسد می‌ورزید،با آراء و عقائد اوریگن به مخالفت برخاست و مدعی شد که اوریگن دوره نظام کشیشی را نگذرانده و علاوه بر این با عقیم ساختن خود، از نظامات اسقفی سرپیچی کرده است. وی اسقفان قیصریه و اورشلیم را متّهم کرد؛ که به قلمرو اسقفی وی تجاوز کرده‌اند. از این‌رو اوریگن برای همیشه از اسکندریّه خارج شد تا منصبی مشابه را در قیصریّه به‌عهده بگیرد. او در قیصریه شروع به نوشتن تفاسیر و دفاعیه‌ها کرد و کتاب در باب شهادت را نوشت. اوریگن بیست سال آخر عمر خویش را زیر شکنجه‌های امپراتور دکیوس و دیگر امپراتوران بود و به‌دفعات دستگیر شد و اگرچه زنده ماند، ولی سلامتش را به‌کلی از دست داد و حدودا در سال ۲۵۳ در شهر تیره[۴۳] وفات یافت. (همان منبع، ۶۶)
آثار اوریگن

  1. درباره اصول؛ یکی از آثار مهم اوریگن کتاب “درباره اصول” است؛ که در آن به اصول اساسی هستی، معرفت و آموزه مسیحی می‌پردازد.
  2. کتاب مقدس شش ستونی؛ اثر بسیار مهم و در عین حال ماهرانه دیگرش نقد و تفسیر متن کتاب مقدس است، که در شش ستون تنظیم شده و نه بر اساس روش متداول تاریخی؛ بلکه به روش تمثیلی انجام شده است؛ زیرا علاوه بر تبحر در الهیات؛ او را ‌بسزا می‌توان بزرگترین زبان‌شناس مسیحیت باستان لقب داد.
  3. علیه کلوسوس؛ اوریگن در این کتاب، مطالب”کلسوس را جمله به جمله نقل کرده و سپس محترمانه، جمله به جمله آن را رد می‌کند. کلوسوس، فیلسوف اسکندرانی بود که می‌خواست دین حکومتی چندخدایی روم را در یک رساله فلسفی الهیاتی توجیح کند.

از اوریگن آثار بسیار دیگری نیز به‌جا مانده، البته تمام آثار او به‌دست ما نرسیده. چنان که اوزبیوس مورخ کلیسا می‌گوید:” گفته شده اوریگن دوهزار کتاب نوشته است”. (کونگ، ۱۳۸۶، ۵۸)
علی‌رغم اینکه تعلیمات اوریگن در بسیاری از متفکرین مسیحی تاثیر داشت، برخی از عقائد او بدعت‌آمیز شمرده شده و در شوراهای اسکندریه در سال ۴۰۰و قسطنطنیه در سال ۵۴۳ محکوم شد. او تا قرن‌ها جایگاهی فرعی در تاریخ الهیات داشت، چنانکه اغلب در شرق محکوم شده و در غرب، تحت‌الشعاع آگوستین و توماس آکویناس بود. اما با شروع نهضت اصلاح دینی اوریگن به‌جایگاه شایسته خود باز گشت. علت این مسأله را هانس کونگ این‌گونه بیان می‌کند: «متفکران بزرگی مثل بالتازار[۴۴] با الهیّات او توانستند، سلطه تقریبا کامل کلیسای کاتولیک از طریق فلسفه نومدرسی را تضعیف کنند … و اکثر
شخصیت‌های بزرگ شیفته او شده بودند.» (همان منبع،ص ۵۲)
ایشان پس از ده‌ها سال تبلیغ و ترویج مسیحیت صحیح و تحمل مرارت‌ها و سختی‌های بی‌شمار دست آخر توسط شورای اسکندریه محکوم به زندان و در اثر شکنجه‌های مستمر جان باخت.
۲-۴ آریوس[۴۵](۲۵۰-۳۳۶م)
آریوس در سال ۲۵۰م ، در لیبی به دنیا آمد. نام پدر او آمونیس [۴۶]بود. وی در سال ۳۰۶ م ، تعالیم مسیحی را از لوسین[۴۷] ، کشیش شهر آنتوچ[۴۸] ، آموخت ودر زمان اسقفی پیتر در اسکندریه به خاطر طرفداری از عقیده ملتیوس[۴۹] ، فرقه ای علیه اسقف اسکندریه ، دستگیر و شکنجه شد. اما در پی توافقی ، پیتر آریوس را به مقام شماس منصوب کرد. بعد از پیتر ، آچیلاس اسقف اسکندریه شد. در زمان او نیز دوستی آچیلاس را به دست آورد. آچیلاس هم آریوس را در سال ۳۱۳م کشیش وهم مسئول ناحیه ی معروف در اسکندریه به نام « باوکالیس[۵۰]» کرد. ( Barry,1907, 718)
بعد از آچیلاس ، الکساندر به این مقام رسید. او از طریق تدبیر خود در مسائل جاری، توانست کلیسا را با هم متحد سازد. وی در مناسبتی در سال ۳۱۸یا ۳۱۹ م همه کشیشان و روحانیان قلمروی اسقفی خود را جمع کرد تا برای آن ها درباره ی سر عظیم تثلیث در وحدت سخن بگوید وآن ها را با این تبیین فلسفی در خصوص تثلیث بیازماید. اما در این میان ، یکی از کشیشان به نام آریوس _ فردی کم نظیر در گفتگو و مناظره _ گمان کرد که اسقف، اصول سابلیوسی را توضیح می دهد و در سخنانش تمایزی میان شخصیت ها ی الوهیت ق
ائل نمی شود. بنابراین سخنان اسقف را نوعی تشویق به چند خدایی می دید که به الوهیت واقعی خداوند خدشه وارد می ساخت. لذا با تمام قدرت به بیانات اسقف اعتراض نمود وبیان کرد: « پدر ، پسر را به وجود آورد، او که به وجود آمده است یک آغازی برای وجودش داشته ؛ از این رو بدیهی است که زمانی بوده که پسر نبوده باشد » و در ادامه گفت و این مستلزم این است که هستی پسر از نیستی باشد( Bettenson,1977,40) .
این اعتراض نقطه عطفی در مباحثات الاهیاتی پیرامون ماهیت مسیح شد. آنچه برای الکساندر تکان دهنده بود نه صرفاً نظرات آریوس ،بلکه شیوع سریع این تفکر حتی در میان صفوف روحانی بود. وی شورایی از اسقفان مصری در اسکندریه تشکیل داد و شورا را بر آن داشت تا از آریوس و پیروانش خلع لباس کنند و گزارشی از ماوقع را برای اسقف های دیگر فرستاد. برخی از اسقف ها ایرادهایی گرفتند و بسیاری از کشیشان با آریوس همدل شدند.
بدین ترتیب آریوس اسکندریه را ترک کرد و از طریق فلسطین ، سوریه و آسیای میانه توانست ؛ حمایت اسقفان با نفوذ بسیاری چون اوزبیوس قیصریه[۵۱] و اوزبیوس نیکومدیا [۵۲]را به دست آورد. آنها نامه های بی شماری برای اسقفان پیروشان فرستادند وشوراهایی برای گرداندن موقعیت آریوس برپا کردند. بنابراین آنچه به عنوان یک بحث محلی شروع شد به زودی موجب جدایی از کلیسای شرقی شد.( De clercg, 2002, .661)
از آنجا که این مناقشه بیشتر در آسیای صغیر مطرح بود وحدت امپراتوری ونیز کلیسا را تهدید میکرد. بنا به گفته اوزبیوس :” در شهرها غوغا وبی نظمی به پایه ای رسید که این امر برای مشرکان حتی در تئاترهایشان موضوع تفریح کفر آمیزی گشت”. )دورانت، ویل؛۱۳۷۱،۷۶۹(
امپراتور قسطنطین پس از سرنگونی لیکینوس به نیکومدیا آمده بود و از موضوع مطلع گشت. بنابراین در صدد برآمد تا با فرستادن پیامی خصوصی برای الکساندر وآریوس، از آنان بخواهد تا آرامش فیلسوفان را سرمشق خود قرار دهند و اختلافات فکری خود را به طور مسالمت آمیز با یکدیگر حل نمایند ویا حداقل نگذارند که عامه ی مردم از مباحثات آنان بیش از این آگاه شوند. (کرنز، ۱۹۹۴، ۱۰۶)
بنابراین و در نتیجه آریوس با مخلوق خواندن عیسی مسیح ، سبب پدید آمدن مباحث ومناقشاتی در الاهیات مسیحی شد، وتوجه الاهیدانان مسیحی را به ماهیت مسیح متمرکز کرد. این سخن آریوس چنان تلنگری به اعتقادات مسیح وارد کرد که کسی تا آن زمان جرأت آن را پیدا نکرده بودکه چنین سخن بگوید. اینکه ماهیت ومقام عیسی مسیح در الاهیات مسیحی چیست؟ چگونه انسانی که با خدا هم ذات نیست در مقام پرستش قرار می گیرد؟ آیا او صرفاً یک مخلوق است که خدا او را به جهان فرستاد یا اینکه او مکاشفه ی خداست؟ سئوالاتی است که در قرن چهارم باحضور آریوس پدید آمد.
اعتراض او به کلیسا به عنوان یک مقام دینی،کشیش،بر جامعه مسیحی به خصوص کلیسا امری سنگین و گران بود. بنابراین الاهیدانان مسیحی برآن شدند تا تعریف دقیق وجامعی از ماهیت ومقام عیسی ارائه دهند .پاسخ آنان به این سوالات سبب به وجود آمدن مهمترین اصول عقایددر حوزه مسیح شناسی گردید. بدین ترتیب نقطه نظرات آریوس از یک سو، سبب بوجود آمدن یک اعتقاد نامه مشترک در بین همه مسیحیان گردید که امروزه اعتقاد نامه نیقیه ،در میان همه مسیحیان اعم از پروتستان،کاتولیک و ارتدوکس پذیرفته شده است؛ واعتقادنامه هایی چون اعتقادنامه های کاتولیک روم، انگلیکن و ارتدکس بر آن بنا شده اند.
آریوس در مسیحیت به عنوان یک بدعت گذار معرفی شد، اما وی پیروانی بدست آوردکه تا قرن هشتم ، می زیستند. از آن زمان به بعد تاثیر افکار آریوس را تا قرن شانزدهم بر بعضی مصلحان مسیحیت وحتی اکنون در میان برخی مسیحیان می توان یافت.
۲-۵ میخائیل سروتوس [۵۳](۱۵۱۱-۱۵۵۳م)
میخائیل سروتوس در ۲۹ سپتامبر سال ۱۵۱۱ و همزمان با روز جشن سنت مایکل در آراگون [۵۴]اسپانیا متولد شد. البته برخی منابع تولد او را دو سال زودتر یعنی سال ۱۵۰۹ ذکر کرده اند. مادرش زنی یهودی تبار از منطقه مونزن [۵۵]و پدرش آنتونیو ، صاحب یک دفتر اسناد رسمی بود. او دو برادر داشت که یکی از ایشان مانند پدر در دفتر اسنادرسمی مشغول به کار شد و دیگری به یک کشیش کلیسای کاتولیک تبدیل شد. سروتوس جوان با استعدادی بود و در سنین جوانی زبانهای لاتین، یونانی و عبری را فرا گرفت. Drummond, 1848 , p1)

فایل – بررسی خدا از دید یونیتارین ها با تاکید بر نظرات میخائیل سروتوس۹۲- قسمت …

او در ۱۵ سالگی وارد صومعه فرانسیسکن[۵۶] شد و به عنوان راهبی جوان مشغول فعالیت شد. پس از فرا گرفتن زبانهای خارجی شروع به مطالعه کتابهای مقدس خطی به زبانهای اصلی کرد. پس از ورود به دانشگاه تولوز از فعالیتهای مخفی دانش آموزان پروتستان با خبر شد و از اینجا بود که با گروههای پروتستان و فعالیتهای ایشان آشنا شد.(Wright, 1806, 91 .)
سروتوس در «سرقسطه»[۵۷] به تحصیل دانش پرداخت . در آنجا بود که پدر روحانی جان دی کوینتان[۵۸] واعظ امپراطور شارلکان او را شناخت و منشی مخصوصش گردانید و با خود به «تولوز» برد. در آنجا اشتیاق جوان تند ذهن به الهیات آشکار شد ودر موضوعات آن با دانشمندان کاتولیک و پروتستان به مجادله پرداخت _ بعد از آن با مخدومش به «اوگسبورگ» در آلمان رفت تا در شورای مذهبی معروف آن _ که مواد سی و هشت گانه اساسی معتقدات کلیسای « لوتری» به تصویب رسید_ شرکت کند. ibid.92))
در سال ۱۵۲۸ شروع به مسافرتهایی از طریق آلمان و ایتالیا کرد؛ زیرا در دوره او الهی دانان و اندیشمندان به ایتالیا مسافرت میکردند تا از رنسانس علمی و الهیاتی آنجا استفاده کنند. سپس در ۱۵۳۰ به بازل سفر کرد و پس از آن به استراسبورگ رفت و با مصلحان بزرگ آنجا مارتین بوسر[۵۹]و کاپیتو دیدار کرد. J. Baron ,1989, 37-39.) (
پس از آشنایی با مکتبهای فکری مختلف اصلاحی سروتوس نیز شروع به انتشار عقائدش کرد که این مساله با آزار و اذیت کلیسا همراه شد. بنابراین برای فرار از اذیت های کلیساییان ( کاتولیک و پروتستان) با نام مستعار «مایکل اهل ویلانئوا[۶۰]» به فعالیتهای علمی و مذهبی خود ادامه داد. سروتوس در سال ۱۵۳۶ برای تحصیل طب به پاریس که در آن دوران به مرکزی برای فراگیری طب تبدیل شده بود نقل مکان کرد و از محضر اساتید برجستهای چون سیلویوس[۶۱]، فرنل [۶۲]و گوینتر [۶۳]بهره برد. او با توجه به فشار و محدودیتی که از طرف کلیسای کاتولیک و پروتستان و بویژه ژان کالون رهبر برجسته اصلاحگر متحمل میشد در فرانسه ماند و در شهر لیون شروع به فعالیتهای پزشکی و علمی کرد. در همین راستا کار بر روی آثار علمی و بخصوص آثار بطلمیوس را آغاز کرد و اتفاقا در این زمینه به اکتشافات بزرگی هم دست یافت. یکی از مهمترین اکتشافات او کشف جریان خون در ریه بود که البته برخی معتقدند که او نخستین کسی نبود که به این مهم دست یافت. این اکتشافات و سایر موفقیتهای علمی او موجب شد که از سال ۱۵۴۰ به عنوان پزشک متخصص اسقف اعظم وینه [۶۴]مشغول خدمت شد . Drummond,1848,3))
او معتقد بود شورای مذهبی «نیقیه» که عقیده ی تثلیث را در قرن چهارم رواج داد واساس مسیحیت را بر آن بنا نهاد راه خطا رفته و تنها عقیده درست توحید است . سروتوس به یقینی که دست یافته بود اکتفا نکرد بلکه با جدیت تصمیم گرفت دیگران را نیز بدان رهنمون گرداند .
به این منظور با دانشمندان بزرگ الهیات در بسیاری از شهرهای اروپا دیدار کرد وبرای قانع نمودن آنان گفتگوها نمود وضرورت بنای عقیده جدیدی را بر مبنای توحید به آنان گوشزد کرد . ایشان نه تنها سخن او را نپذیرفتند بلکه همگی بر ضد او برخواسته به کفرش متهم کردند وبه یهودیت یا اسلام نسبتش دادند.این تهاجمات کافی بود به او بفهماند که سلامت در سکوت است ، و اگر کسی به جز سروتوس می بود سکوت میکرد ، ولی او کجا میتوانست با آنهمه شور و جوشش از ابرز حقیقتی که بدان دست یافته بود چشم بپوشد. به این جهت در سال ۱۵۳۱ اولین کتابش را به عنوان « خطای تثلیث » منتشر کرد و بعد از آن رساله ی دیگری به نام « گفتگوهایی دربارهُ تثلیث » نشر نمود.مخالفان به پاخاسته ،قتلش را خواستار شدند و او پنهان شد. با نشر کتاب ورساله فوق طوفانی به پاخاست. علمای مذهب پروتستان وکاتولیک یک صدا به مخالفت برخاستند وهمگی به تکفیر نویسنده کتاب ورسالهً مذکور حکم دادند وتاکید کردند که بایست این شخص به شدیدترین وجهی که کلیسا تا آن روزگار مثل آن را نسبت به مخالفان خود ندیده مجازات شود. چنین مجازاتی مرگ بود. به این ترتیب بود که سروتوس تحت تعقیب قرار گرفت ونام خود را به «میشل دی ویلنوو[۶۵]» تغییر داد،سپس برای تحصیل طب به پاریس رفت ودر همان وقت نیز به کارهای دیگری دست زد ؛ از آن جمله نزد یکی از ناشران به تصحیح فرمهای چاپی مشغول شد، ومقدمه گرانقدری بر جغرافی بطلمیوس که خود چاپ جدید از آن را منتشر می ساخت نوشت. نیز کتاب طبی مهمی درباره آشامیدنیها تألیف کرد ودر آن حمله شدیدی به طب معاصر نمود که به سبب آن دشمنی های جدیدی بر ضد او انگیخته شد،و در سال ۱۵۳۸ کتابی در هییت نوشت که به خاطر آن او را در پارلمان پاریس متهم به زندقه کردند ولیکن او توانست خود را از آن تهمت برهاند. Bourrilly, 1904, 103.))
این کوششهای متنوع علمی از وسعت افق فکری سروتوس حکایت میکند. او دانشمندی الهی، لغوی، طبیب، ستاره شناس وجغرافیدان بود، ودر دوره ای که افقی تنگ ومحدود وفرهنگی فقیر بر جو آن حکمفرما بود او از یکایک علوم مذکور بهره فراوان داشت .تنگی

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

افق معلومات معاصرانش را هیچ چیز بیش از این روشن نمی کند که او در فصل پانزدهم کتابش «خطای تثلیث» شرح دقیقی درباره گردش کوچک خون نوشته است ، با این حال هیچ یک از ناقدان و نقض کنندگان آن کتاب نتوانستند به کشف او پی برند.تنها تاریخ علم است که نام او را در صفحات خود به عنوان کاشف گردش خون و اولین کسی که در این باره مطلب نوشته ثبت کرده است. سروتوس سالهای چندی از زندگی آرام خود را در فرانسه (پاریس ولیون و وینه ) به طبابت گذراند بدون آنکه کسی آگاه شود که این پزشک اسپانیایی «دی ویلنوو» همان سروتوس ملحد است که کلیسا در جستجوی سر او است.( (Ibid,p.107
در طول این سالها سروتوس دعوت خود را به توحید فراموش نکرد،ولی اوضاع واحوال مانع از آن می شدند که او دعوت خود را علنی کند، لیکن شور وشوقی که به عقیده حق خود داشت ، او را بر آن داشت که با نوشتن نامه هایی به بزرگان دین آنان را به این عقیده متقاعد سازد.بدی حادثه آن بود که از بین جماعت فوق ، کالون را برای این منظور برگزید. کالون یکی از بنیان گذاران مذهب پروتستان وهمان کسی بود که بعدها در ژنو _بعد از آنکه سروتوس در اثر فشار کاتولیک از فرانسه گریخته و به آن شهر پناه برده بود_ او را از بین برد.نامه های سروتوس مورد رضایت کالون واقع نشد . او در آغاز خواست سروتوس را به خطای نظرش آگاه کند،ولی بعد درکار او در ماند و از جواب او عاجز شد. کالون از آن پس او را به همه شناساند و آشکارا به زندقه والحادش متهم ساخت و تهدید کرد که اگر به چنگ من افتد کیفرش خواهم کرد ،حتی یک بار گفت اگر سروتوس وارد ژنو شود به هیچ وجه زنده از این شهر بیرون نخواهد رفت . Ibid,p.108))
در این دوره سروتوس کتاب بزرگ خود «مسیحیت جدید» را تآلیف کرد، وبا حسن ظنی که از خصوصیات حق گویان است نسخه ای از دست نویس آن را قبل از انتشار نزد کالون فرستاد وعقیدۀ او را نسبت به کتاب خود خواستار شد. کالون جواب او را نداد ونسخه مذکور را نزد خود به عنوان دلیل کتبی زندقه والحاد او نگه داشت . سروتوس از رفتار کالون احساس ترس نمود.تهدیدهای او نیز بدون تردید به گوشش رسیده بود لذا به او نوشت:” تو پیوسته معتقدی که من شیطان سرکشی هستم! این گونه سخنان را کنار گذار و دست نویس مرا بازفرست.” اما کالون کتاب را برنگردانید. چند سالی گذشت و سروتوس کتابش را که معتقد بود با آن اساس اصلاحی را بنا میکند که از اصلاحات کالون ولوتر و زوینگلی ریشه دارتر خواهد بود منتشر کرد. از گفتن این مطلب بی نیازیم که او کتاب بزرگ خود را که بالغ بر ۷۰۰ صفحه می شد مخفیانه به چاپ رسانید. در این چاپ که به سال ۱۵۵۳ منتشر شد اسم ناشر و محل طبع را ننوشت و از نام خود تنها به M.S.V. بسنده کرد(اشاره به سروتوس دی ویلنوو). (Durant ,2011, 481)
به جز سه نسخه از چاپ مذکور، اکنون نسخه دیگری باقی نمانده است. یکی از این سه نسخه در کتابخانه وین پایتخت اتریش و دومی در پاریس و سومی در ادنبره (ادینبورگ) موجود است. به محض انتشار کتاب فریاد کالون برخاست. او کتاب سروتوس را رد محکمی برکتاب خود «نظام مسیحیت» می شمرد که انجیل مذهب کالونی پروتستان محسوب می شد. کالون یکی از مریدانش را وادار کرد که نامه ای به اسقف وینه (همان شهر محل اقامت سروتوس در فرانسه) نوشته،سروتوس را به او بشناساند و بگوید که مولف کتاب هم اوست . شکی نیست که این عمل کالون یعنی تحریک مقامات مذهبی کاتولیک به دشمنی با سوتوس که مخالف عقیدتی او بود،کاری بس ناپسند بوده است ،زیرا خود کالون از نخستین کسانی بود که از ظلم وفشار مقامات آن مذهب به جان آمده وبر آنان شوریده بوده است. چون این خبر به «وینه» رسید سروتوس را گرفتند ولی او موفق به فرار شد؛ و شاید دوستش اسقف وینه راه فرار را برای او مهیا کرده بود. مقامات دینی شهر به محاکمه غیابی او اکتفا کردند و مجسمه پوشالی او را با چند نسخه از کتابش سوزاندند. این واقعه در هفدهم جون سال ۱۵۵۳ اتفاق افتاد. سروتوس از آن پس فراری شده در شهرهای ودهکده ها متواری بود، وما اکنون از مسیر او و چگونگی سفرهای او در آن موقع چیز زیادی نمی دانیم. ولی چنانکه برمی آید او می خواسته خود را به ایتالیا برساند اما به سبب نامعلومی راه ژنو را بر میگزیند . این بزرگترین خطای او بود وچه زود تاوان سنگین آن را پرداخت. Ibid,p.482))
سروتوس روز سیزدهم اوت به ژنو رسید و در مسافرخانه «شکوفه»منزل گرفت. روز بعد که یکشنبه بود در نماز کلیسای بزرگ شهر حضور یافت، با آنکه اجتناب از این امر لازم بود چون میدانست که هر غریبی در آن جمعیت بزودی شناخته میشود، و نیز میدانست که دشمن کینه توزش کالون در جمع فوق به موعظه خواهد پرداخت ومسلما او را میشناسد،زیرا هر دو در زمان تحصیل طب در پاریس دوست بوده اند. با این حال سروتوس وارد آن جمع شد و بلافاصله پس از نماز او را گرفتند . به این ترتیب دشمن کالون در چنگال خشم آلود او اسیر گشت واین اسارت مقدمه مرگ بود . اگر کسی به جز کالون امر و نهی کننده ژنو بود سخت ترین کیفری که برای سروتوس در نظر می گرفت تبعید او از ژنو بود _همچنانکه خود سروتوس چنین انتظاری داشت_ اما کالون متعصب و خود رأی معتقد بود دعوت سروتوس که مخالف دعوت اوست جرم بزرگی است، و مرگ کیفر مرتکب آن است.( William B,1910, 780.)
وقایعی که بعد از این اتفاق افتاد نشان داد که بازداشت او تنها بازداشت یک رهگذر عادی نبوده است. او را برای محاکمه به دادگاه شهر کشیدند و دادگاه را به شکل یک دادگاه جنایی ترتیب دادند. متهم در دادگاه اعلام کرد که این دادگاه غیر دینی مرجعی نیست که بتواند درباره اختلاف عقیدتی من تحقیق
کند. متهم از قضات خواست که در زندان با او به طور انسانی رفتار کنند . غیر از رفتار خشونت آمیزی که با او پیش گرفته بودند. دست وپایش را با زنجیر بسته ودر چاه تاریک نمناکی انداخته بودند، حتی از حداقل ضروریات بهداشتی محروم بود. سروتوس در بیان خواسته هایش تلاش بیهوده می کرد ونه تنها پاسخش نگفتند بلکه دشمنش کالون او را هدف تیرهای اتهام ساخته بود. (( Ibid,p 782
با این حال سروتوس دانشمند دفاع شایسته ای از خود نمود و همه انتظار تبرئه یا در صورت مجازات ، کیفری ساده مثل تبعید از شهر را دربارۀ او متوقع بودند. اینجا بود که کالون خود را ناگزیر دید تا با تمام نفوذش در محاکمه دخالت کند. انگیزۀ او نسبت به این اقدام فقط دشمنی وتعصب کور کورانه نبود بلکه انگیزۀ سیاسی دیگری هم داشت ، چون همین دادگاه اندکی پیش حکم به برائت یکی از مخالفان دیگر کالون « راهب پولسیک» داده بود. او در مسأله قضا وقدر با کالون اختلاف عقیده داشت . او معتقد به اختیار وآزادی عمل بود وحال آنکه کالون جبری متعصبی بود .برائت پولسیک تأثیر بسیار زیادی در پائین آوردن نفوذ دینی کالون داشت وموقعیت سیاسی او را نیز متزلزل کرده بود. بنابراین اوضاع به هیچ وجه ایجاب نمیکرد که مخالف دیگری از مخالفان کالون –رئیس ومعلم ستیزه جوی شهر- تبرئه وآزاد شود. کالون از دادگاه اجازه خواست که در جلسه محاکمه حضور یابد. طبیعی است که به او این اجازه داده شد. Marshall, 2006, ۳۲۵))
در طول جلسات محاکمه که دو ماه و هشت روز طول کشید کالون اتهامات فراوانی به دشمنش وارد آورد و او را به مناقشات وبحثهای دینی کشانید. موضاعات این مجادلات مطالبی بود که سروتوس نظریه های آزادی دربارۀ آنها داشت وبالنتیجه آراء او با عقاید قضات تصادم داشت به این شکل بود که کالون توانست مسیر محاکمه و رأی قضات را تغییر داده به مطلوب خود که اعدام سروتوس بود دست یابد. کالون به این پیروزی قناعت نکرد بلکه خواست پیروزی بزرگتری به دست آورد ودر هنگام یأس ونومیدی سروتوس از او اعتراف بگیرد که بر باطل بوده و او خود بر حق بوده است. اما سروتوس چنین اعترافی نکرد وترجیح داد با قلبی سلیم خدای خود را ملاقات کند، وبه دشمنش که به جبر بر او چیره شده بود اجازه نداد که بر روحش استیلا یابد ، وپیروزی حقیقی پیروزی بر روح است. کوشش های دادگاه به منظور اینکه سروتوس را وادار کنند تا دست از آن عقاید که زندگیش را بر سر آنها نهاده بود بردارد به نتیجه نرسید. دادگاه نیز تخفیفی در حکم خود نداد یا حتی در نوع مجازات تغییری قائل نشد تا او را به شکلی اعدام کنند که عذابش از سوزاندن کمتر باشد. ((William B,1910, 783
در ساعت یازده صبح روز بیست وهفتم اکتبر سال ۱۵۵۳ سروتوس از زندان خارج شد ، سرش را برافراشته بود وبین نگهبانانش تا میدان جلوی دادگاه آمد. در آنجا حکم اعدام در حضور جمعیت انبوهی که گرد آمده بودند خوانده شد. سپس در موکب غم آلودی تا تپه شامپل پیاده رفت . در آنجا آلات اعدام را نصب کرده بودند . او را به ستونی چوبی به زنجیر کشیدند وهیزمهای فراوانی به دور او گرد آوردند و دست نویس کتاب او را بر روی هیزمها نهادند _ این کتاب همان بود که سالها پیش ،نزد کالون فرستاده بود_نسخه چاپی دیگری از همان کتاب کنار آن گذاشتند سپس آتش افروختند .شعله های آتش به مدت نیم ساعت پیکر آن رادمرد را می سوزاند و او چنین عذاب غیر قابل وصفی را تحمل کرد و سرانجام جان دادIbid , page785 ).)
این مساله طوری به شخصیت ژان کالون لطمه وارد کرده که مک گراث، الهیدان مسیحی میگوید: قضیه سروتوس هم چنان وجهه کالون را به عنوان رهبر مسیحی لکه دار کرده است. (مک گراث،۱۳۸۷، ۲۱۴)
سروتوس با توجه به استعداد بالایی که در امر یادگیری زبانهای خارجی داشت زبانهای لاتین و یونانی را فرا گرفت و با توجه به اینکه از مادری یهودی زاده شد نسبت به زبان عبری نیز از تسلط بالایی برخوردار بود. این مساله به او کمک بزرگی در مطالعه و بررسی نسخه های خطی و اصلی کتاب مقدس کرد. در ضمن همین مطالعات بود که سروتوس به آموزههای جدیدی معتقد شد و همین مساله سبب مرگ دلخراش او توسط سایرکلیساهای متعصب گشت. آنچه سبب اصلی تحت فشار قرار گرفتن سروتوس بود در واقع انتشار کتاب هایش بود که باعث شد تا عده بسیاری از علاقه مندان به الهیات از اندیشه های او مطلع شوند.
از مهمترین آثار او میتوان به این کتابها اشاره کرد:
درباره خطاهای تثلیث  :این کتاب که در سال ۱۵۳۱ منتشر شد سبب ایجاد جنجالی بزرگ در جهان مسیحیت گشت؛ زیرا پس از قرن هشت که دیگر اثری از بازماندههای آریانیستها به چشم نمیخورد، این سروتوس بود که همگان را به یاد توحید و مخالفت با الوهیت عیسی انداخت. (مولند۱۳۸۱،۶۸۱)
گفتگوهایی درمورد تثلیث: این کتاب نیز بیشتر به نقد تثلیث پرداخته اما به قوت کتاب نخست او نیست.
سروتوس همچنین کتابهایی در مورد دیگر اعتقاداتش نیز تحریر کرده است اما مهمترین کتاب او کتاب نخست اوست. سروتوس را با زور و خشونت از میان برداشتند اما برخی مبادی او بخاطر مطابقت با وجدانهای بیدار سراسر دنیا را درنوردیدند. پس از اعدام او جماعات مسیحی مخالف تثلیث رشد کردند و دارای پیروان فراوان گشتند. هرچند این مخالفان تثلیث نیز مورد حمله و تکفیر شدید پروتستانها و کاتولیکهای متعصب واقع شدند. اما در کشورهای مختلفی مثل لهستان و آمریکا تا به امروز حضور دارند و کلیساهای یکتاپرست دارند. به غیر از پیروان سروتوس برخی از پاپها نیز بودهاند که گرایشات توحیدی و آریوسی داشته اند مثل پاپ پیوس دوازدهم . (برانتل،۱۳۸۴،
۲۵۹)
۲-۶ فرانسیس دیوید[۶۶](۱۵۱۰-۱۵۷۹م)
او به سال ۱۵۱۰ در کلزسار[۶۷] شهری‏ از ترانسیلوانیا[۶۸] متولد شد.در دوره دانشجوئی‏ به خاطر استعداد درخشانش،موفق به‏ دریافت یک کمک‏هزینه دانشجوئی شد و برای ادامه تحصیل به ویتنبرگ رفت.در آنجا مدت چهار سال،در رشته کشیشی‏ ادامه تحصیل داد و پیشرفت کرد. در مراجعت به کلزسار به عنوان رئیس‏ یک مدرسه کاتولیک منصوب شد.او سپس‏ گرایش به مذهب پروتستان پیدا کرد و مدرسه کاتولیک را رها نمود و در ۱۳۵۵ م‏ رئیس مدرسه لوتران شد. هنگامی که میان لوتروکالون،در نهضت اصلاحات دینی،شکاف ایجاد شد دیوید به گروه کالونیسیت پیوست. هنوز نهضت جوان بود و در این جو روح تحقیق،به‏طور کامل ممنوعیت‏ نداشت و بحث و مذاکره درباره هر جنبه‏ای از مسیحیت،آزاد بود. کلیسای اصلاح شده،هنوز پذیرای‏ یک عقیده قطعی نشده بود و جائی برای‏ تفکر آزاد وجود داشت.در این وضعیت، دفاع از یک نوع آزادی عقیده که طبق آن‏ هر فردی در برابر خداوند مسئولیت داشت‏ ممکن بود. E. M. Wilbur, 1952, 64))
دو عقیده‏ای که هم موجب بیشترین‏ ابهام و گیجی در قلوب توده مردم شدند و هم عقل و اندیشه را به مبارزه طلبیدند همان الوهیت عیسی و تثلیث بود.روح‏ دیوید،از این مواد و عناصر غیرقابل‏ تبیین ایمان،آشفته و معذب بود.او نمی‏توانست بداند که چرا کسی که این‏ رموز را بدون چون‏وچرا باور دارد و کوششی در فهم آنها نمی‏کند،به عنوان بهترین فرد مومن و متدین تلقی می‏شود او آمادگی نداشت که کورکورانه پیرو عقیده‏ای باشد.به تدریج او به این‏ نتیجه رسید که عیسی خدا نیست و اعتقاد به وجود خدای یگانه حق است. Ibid, 67))
در لهستان،این عقیده،تقریبا طرفداران پروپا قرصی داشت.رهبران‏ این گروه،دو نفر بودند،بلاندراتا، پزشک دربار و مردی به نام سوسیانوس. هنگامی که دیوید مشغول فرموله کردن‏ نظریه خود بود،ژان،پادشاه ترانسیلوانیا بیمار شد و بلاندراتا را برای درمان خود دعوت کرد. دیوید،بلاندراتا را در مدت اقامتش‏ در آنجا دیدار کرد.این دیدار،نظریه‏ او را درباره اینکه توحید،اساس مسیحیت‏ است،تثبیت نمود. در سال ۱۵۶۶ دیوید اعلامیه‏ای‏ درباره مساله ایمان منتشر کرد که وضعیت‏ عقیده تثلیث را در پرتو آنچه کتاب‏ مقدس واقعا گفته بود،نشان می‏داد.وی‏ در این اعلامیه،مفهوم اسکولاستیک پدر، فرزند و روح القدس را مردود شمرد. بلاندراتا برای منطقه خودش نامه‏ای‏ منتشر کرد که در آن،هفت موضوع دسته‏ بندی شده بود و این عقاید را اثباتاً و نفیاً مردود می‏شمرد. (Ibid,p.67)
پس از آن،دیوید مناظره را در جملاتی خلاصه کرد. او خود را زمانی تابع کتاب مقدس می دانست که عده ای اصل کتاب مقدس را پنهان نکنند و سپس آنچه به میل خودشان است را بیان کنند و از یک خدا سه خدای دیگر بسازند و مردم را از نور به ظلمت ببرند. از نظر دیوید این افراد دین را با تناقض همراه کردند اما معتقد بود اراده الهی حقیقت خود را ثابت خواهد کرد.
نتیجه این مناظره این شد که تقریبا همه اهالی شهر کلزسار معتقد به یک خدا شدند.این عقیده در سراسر مملکت‏ گسترش یافت و دین اکثریت بزرگی از مردم‏ آن شد. Ibid, 69))
عقیده به توحید،یکی از چهار دین‏ رسمی پذیرفته شده،تلقی شد.یعنی‏ مورد حمایت قانون قرار گرفت.در سال‏ ۱۵۷۱ تقریبا ۵۰۰ مجمع یکتاپرستی در ترانسیلوانیا وجود داشت.در همین سال‏ بود که جان،پادشاه آزادمنش ترانسیلوانیا زندگی این جهان را بدرود گفت.پس از مرگ او،اگرچه محبوبیت یکتاپرستی به رشد خود ادامه داد،اما پادشاه جدید، سعه‏صدر پادشاه پیشین را نداشت.
اهم فعالیت‌ها و عقاید او:
-مبارزه با عقیده تثلیث-دفاع از اعتقاد به وحدانیت خداوند-انجام مناظرات‌ بسیار در همین راستا که چهار اعتقاد به او منسوب است:
-فرمان اکید خداوند این است که احدی جز خدای پدر; خالق آسمان و زمین، نباید نیایش شود.
مسیح،آن یگانه معلم حقیقت،تعلیم داده است که در پیشگاه هیچکس جز پدر آسمان نباید نیایش کرد.
دستور این است که انواع عبادت‌ها باید در پیشگاه خدا باشد نه در پیشگاه حضرت‌ عیسی،نیایش حقیقی،وظیفه مشخصی است که باید از صمیم قلب و از روی صدق‌و اخلاص در برابر خدای پدر انجام شود.
در نهایت دستگاه کلیسا او را محاکمه و محکوم و محبوس و بالاخره در زندان جان‌ داد و این شعر را دیوار زندان نوشت که “تنها یک جنایت مطرح است که یک‌ خدا پرستیده‌ام نه سه خدا را”. www.unitarius.hu/english/uhistory.htm)(
۲-۷ فائوستوس سوسینوس[۶۹](۱۵۳۹-۱۶۰۴م)
فاستو پاولو سوسینوس در پنجم دسامبر سال ۱۵۳۹ در ایتالیا بدنیا آمد . او یک متخصص الهیات و بنیانگذار مدرسه افکار مسیحیت به نام سوسیانیسم بود. سوسینوس در سی ینا [۷۰]متولد شد ، تنها پسر الکساندرو سوسینوس و اگنس پتروچی دختر برگس پتروچی و نوه پاندولفو پتروچی بود. پدر او الکساندرو سوسینوس بزرگترین فرزند در بین یازده برادر، در سال ۱۵۰۹ متولد شد و در سی و دوسالگی درگذشت . سوسینوس آموزش منظمی نداشت و در خانه تحت نظر خواهرش آموزش می دید و جوانی خود را بدون برنامه منظمی صرف کرد. سوسینیوس در وحی به کتاب مقدس اعتقاد داشت و نه از دین طبیعی بعلاوه اعتقاد دارد تفاوتی بین قانون
و انجیل وجود ندارد بلکه مسیحیت قانون بهتری دارد که پاداش آن زندگی ابدی است. نکته مهمی که در سوسینوس وجود داشت این بود که همه این مشاهدات وی قابل درک برای عوام بود . نیازی به رم برای ساخت کلیسای تفسیر انجیل نداشت . او کمک کرد تا کلیسا قالب مثبتی در جامعه داشته باشد. سوسینوس خود را یک کارگر ضدتثلیثی در کلیسای لهستان می دانست . وی در چهار مارس ۱۶۰۴ به دلیل دل درد در درمانگاه بستری شد و درگذشت.( M’Clintock ,1894 ,46)
۲-۸ فردریک شلایرماخر[۷۱](۱۷۶۸-۱۸۳۴م)

بررسی خدا از دید یونیتارین ها با تاکید بر نظرات میخائیل سروتوس۹۲- قسمت …

فردریک دانیل ارنست شلایر ماخر در سال ۱۷۶۸ در برسلو واقع در لهستان کنونی متولد شد. هر دو پدر بزرگ او مسیحی بودند و پدر او که داری اعتقادات عمیق نسبت به کلیسای اصلاح شده بود، او را به دانشکده الهیّات موراوی‌ها فرستاد؛ تا اعتقادات او تقویت شود. در آن زمان، بازار فروش آثار کانت که به‌شدت مسیحیت را مورد تاخت و تاز قرار داده بود، داغ بود. پدرش برای این‌که او بتواند به لیبرال‌هایی مثل کانت پاسخ گوید، او را تشویق به خواندن آثارشان کرد؛ اما این کار نتیجه عکس داد و شلایرماخر جوان را برای راست‌ایمانی مصمم‌تر کرد و او علیه پاک ‌دینی خود نیز جبهه گرفت. بنابراین فردریک بر آن شد؛ تا میان مسیحیت مورد قبول روشنفکران و سنتی تلفیق کند. شلایرماخر در همین دوره برای تکمیل تحصیلات الهیاتی‌اش به دانشگاه‌ هال و دانشگاه برلین رفت. پس از مدت کوتاهی به برلین آمد و پس از کشیشی بیمارستان چاریتی، به مکتب رمانتیک وارد شد. این مکتب با عقائد عقل‌گرایانه مخالفت و بر نقش احساس، تخیل و تصور تأکید می‌کرد. پس از مدت کوتاهی به یکی از برجسته‌ترین اعضای حلقه‌ی اولیه‌ی رمانتیک بین سال‌های ۱۷۹۶ تا ۱۸۰۶ تبدیل شد. بعد از مدت کوتاهی به‌عنوان استاد در دانشگاه‌ هال پذیرفته شد و بزودی مقدمات تأسیس دانشگاه برلین را فراهم کرد و سرپرستی بخش الهیّات را به عهده گرفت. در این هنگام شلایر ماخر بر نیّت مؤلف تأکید بسیاری داشت. البته این مسأله را خود پایه‌گذاری نکرده بود؛ بلکه آن را از مارتین کلادنیوس وام گرفته بود. مارتین کلادنیوس در قطعه‌ی ۱۴۸ کتاب در آمدی به تاویل صحیح از سخن‌ها و کتابهای خردمندانه که به‌سال ۱۷۴۲ نوشته بود چنین گفته است: “آثار نوشته‌شده و گفته‌های مردمان یک نیّت دارند: خواننده یا شنونده؛ به‌گونه‌ای کامل آن‌چه را که نوشته یا گفته شده است را دریابند “. سر انجام شلایر ماخر در اثر التهاب ریه‌ها در سال ۱۸۳۴ در ۶۶ سالگی در گذشت.( وورست،۱۳۸۴ ،۴۴۱-۴۴۵)
مجموعه آثار شلایر ماخر که بعد از وفاتش به‌زبان آلمانی انتشار یافت، سی جلد است. از آخرین آثار وی، کتاب “ایمان مسیحی” به‌عنوان برداشت جدید شلایر ماخر از مسیحیت است. در واقع آراء و اندیشه‌های او را می‌توان در دو اثر برتر وی مشاهده کرد:
دین(سخنرانی‌هایی خطاب به منکران اندیشمند)؛ او در این سخنرانی‌ها، سعی دارد تا از دین، در برابر شک‌گرایی دفاع کند. شلایرماخر در این کتاب می‌کوشد، تا جایی را برای دین در میان روشنفکران فرهیخته آلمان که بیشتر آنان از ایمان رسمی روی گردانده بودند، پیدا کند. او به نقش عاطفه در دین تأکید می‌کرد و امیدوار بود به‌علاقه رایج در نهضت رمانتیک متوسل شود. در قسمتی از کتاب می‌گوید:” شما به شنیدن سخنان کشیشان، کمتر از سخنان دیگران میل دارید … من همه اینها را می‌دانم … اگر به نظام‌های الهیاتی بنگریم، آیا آن‌ها جز صنایع دست‌ساخته هستند” این کتاب در واقع آغاز الهیات لیبرال است.
ایمان مسیحی؛ در این کتاب ماخر رویکرد خود را در قالب اصلاحات الهیات بیان و برخلاف کتاب قبلی، اظهار نظر‌های تندی را برای اصلاحات مطرح کرد. (همان منبع، ۴۴۸-۴۵۰)
شلایرماخر معتقد بود که کتاب مقدس، به‌عنوان شرح مداخلات خدا در زندگی بشر پذیرفتنی نیست.کتاب مقدس ، ثبت تجربیات دینی بود؛ یعنی همان چیزی که می‌توانست، تمام مسائل الهیات را حل کند. شلایرماخر الهیات مبتنی بر تجربه را گریزگاهی از بن‌بست عقل‌گرایی جنبش روشن‌گری یا از دشواری‌های مربوط به اختصاصی بودن ادعایی دین مسیح می‌دانست. قبل از شلایرماخر، آگوستین نیز در جهان مسیحیت الهیاتی را بنا گذاشته بود، که مبتنی بر تجربه خودش بود. (براون، ۱۳۷۵، ۱۰۹)
البته رویکرد تجربه‌گرایی در الهیات، مخالفان بسیاری را برانگیخته است. مثلا باخ که مخالف جدی این نوع الهیات است، تأکید می‌کند که تجربه بشری چیزی نیست مگر تجربه کردن خودمان؛ نه خدا. ما تجربه‌های خودمان را فرا می‌افکنیم و نتیجه را خدا می‌نامیم؛ در حالی‌که باید دریابیم که آن‌ها تنها تجربیات همان ماهیت بشریمان هستند. (مک گراث،۱۳۸۴، ۳۷۷-۳۷۶)
در کتاب ایمان مسیحی شلایرماخر جوهر دین را احساس توکل محض می‌داند … و طبق همین مبنا گناه را خدشه‌ای می‌داند که در احساس توکل محض، ایجاد می‌گردد. (براون، ۱۳۷۵،۱۱۰)
عده‌ای از متألهان با هر کسی که آموزه‌های پذیرفته‌شده را رد کند، مخالفند؛ هرچند ردی مبتنی بر دلیل باشد و آموزه پذیرفته‌شده بی‌دلیل باشد. نمونه این افراد کالین براون پروتستان است؛ که او نیز در معرفی لیبرال‌هایی که تثلیث را رد کرده‌اند می‌گوید که در ارزیابی آثار ایشان مهم این است که نه فقط بدانیم چه چیز‌هایی از مسیحیت را حفظ کردند؛ بلکه بدانیم چه چیز‌هایی را کنار گذاردند. ولی در دل تمام این مخالفت‌ها، تعریف‌هایی باور نکردنی نیز از او می‌بینیم؛ زیرا قابل قبول‌ترین تمجیدها را معمولا مخالفان بیان می‌کنند. توانمندترین مخالف او می‌گوید: جایگاه نخست در تاریخ الهیّات دوران اخیر به شلایر ماخر تعلق دارد و همواره خواهد داشت و وی هیچ هماوردی ندارد …. کارل بارت[۷۲] ادامه می‌دهد: شأن شلایر ماخر فراتر از رقم زدن یک مکتب به‌نام وی است … آن‌چه درباره شلایرماخر گفت شامل خود او نیز می‌شود او نه مکتبی را بلکه عصری را بنیان نهاد .ما با یک قهرمان سر و کار داریم؛ که مانند او به‌ندرت در عرصه الهیات وجود داشته ا

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.

ست. هانس کونگ نیز در مورد او می‌گوید: او عالمی چند بعدی و بسیار دقیق و در عین حال نویسنده و واعظی ممتاز برای نخبگان بود. (کونگ،۱۳۸۶،۲۳۴-۲۳۵)
اما با این‌همه، تاریخ نشان داده، هر وقت متفکر آزاداندیشی نخواهد با کلیسا و آموزه‌های تولیدی آن سازش کند، مطرود‌شده (مثل آریوس) و یا سوزانده می‌شود (مثل سروتوس و…).
شلایرماخر می نویسد: “مسیحیت، ایمانی مبتنی بر یکتاپرستی است، که به نوع الاهیاتی دین تعلق دارد، و آنچه آن را اساساً از دیگرادیان متمایز می کند این حقیقت است که در آن دین، هر چیزی با رستگاری که به دست عیسای ناصری تحقق می یابد، پیوند دارد. به عقیده شلایرماخر تنها مسیحیت است که می تواند به طورشایسته حقیقت خدا – آگاهی را بیان و تفسیر کند زیرا عیسی مسیح تنها فردی بود که به خدا – آگاهی مطلق نائل آمد. مضمون اصلی الاهیات شلایرماخر، رستگاری به واسطه مسیح است،با این تفاوت که نگرش او به این آموزه از دیدگاه سنتی کفاره [۷۳]فراترمی رود. شک شلایرماخر نسبت به برخی از آموزه های کلیدی آیین پروتستان سنتی، تقریباً در اوایل دوره تحصیل او شکل گرفت. در نامه ای به پدرش به اظهار شکاکیت در باب آموزه جانشین سازی[۷۴] کفاره-مبنی بر اینکه مسیح به خاطرعقوبت عادلانه گناه بشری از جانب خداوندمتحمل رنج شد – می پردازد. در باب تأثیر شلایرماخر بر الاهیات نوین، نباید بیش از حد اغراق نمود. تفسیر جانانه او از اعتبار دین که بر پویایی خدا آگاهی مبتنی بود، بربسیاری از الهیدانان پس از وی او از جمله سورن کرکگور[۷۵] تأثیر گذاشته است . پس از شلایرماخر الاهیات باید آنچه را که در حقیقت بعنوان تجربه فعل خداوند در آگاهی انسان احساس می شود مورد توجه قرار دهد. فعالیت خداوند در آگاهی انسان نیروی انگیزشی اصلی در بسیاری از جنبش های الاهیاتی معاصر ازجمله فمینیسم، پنجاهه گرایی[۷۶] الاهیات آزادی بخش بوده است. از دیدگاه این جنبش های معاصر، اگر شلایرماخر پدر الاهیات مبتنی بر میانجی گری نباشد، اما اغلب از او به بعنوان نوعی میانجی یاد می شود. شلایرماخر سعی داشت آگاهی دینی را در دنیایی پساکانتی که نسبت به چنین طرحی شکاک بود، دوباره بیان کند. درحالی که شلایرماخر پذیرای محدودیت هایی است که کانت برای عقل قائل است، اما الاهیات شلایرماخر تاحدی تلاشی برای پاسخ به انتقادات کانت از دین بود. طرح شلایرماخر در قالب های اندیشه این زمان تمامی الاهیدانان نظام مند را در طرح و ارائه گونه خلاق الاهیاتشان به چالش می کشد. (ماهنامه اطلاعات حکمت ومعرفت،شماره ۶،۵۹)
۲-۹ کارل بارت [۷۷](۱۸۸۶-۱۹۶۸م)
کارل بارت در دهم ماه مه سال ۱۸۸۶ میلادی در خانواده ای مذهبی در شهر بازل سوئیس به دنیا آمد. پدر کارل کشیش بود. بنابراین او را به دانشکده الهیات در شهرهای برن، برلین، توبینگن و ماربورگ فرستاد تا در این زمینه آموزش ببیند. بارت پس از فراغت از تحصیل در یک کلیسای اصلاح شده در سوییس مشغول خدمت شبانی شد و در آنجا تفسیر رساله به رومیان را نوشت که در دنیای لیبرال آن زمان سر و صدای زیادی بپا کرد. بارت با نوشتن این کتاب عملا به رهبر جنبش لیبرالی قرن نوزده تبدیل شد. از این پس فصل جدیدی در زندگی بارت شروع شد. زیرا اندکی بعد از اینکه به شهرت رسید ابتدا استاد افتخاری الهیات اصلاح شده در دانشگاه گوتینگن شد و پس از آن به عنوان استاد اصول اعتقادات قطعی و الهیات عهد جدید در دانشگاه مونستر پذیرفته شد و بعد به عنوان استاد الهیات نظام مند در برن مشغول به تدریس شد. در سال ۱۹۳۴و با به قدرت رسیدن هیتلر و حزب نازی گروهی در میان پروتستان های آلمان پیدا گشت که مسیحیان آلمانی خوانده می شدند. مسیحیان آلمانی با پیروزی بزرگی که در سال ۱۹۳۳در انتخابات رهبران کلیسا به دست آورده بودند در پی آن بودند تا نازیسم یا ملی گرایی آلمانی را با مسیحیت تلفیق کنند و می خواستند کلیسا از نظر مذهبی، نازیسم را تایید کند. در این هنگام بارت که به رهبر اصلی کلیسای معترف آلمان تبدیل شده بود با مسیحیان آلمانی به مخالفت برخاست و اعلامیه بارمن را منتشر کرد. به همین علت نازیسم در سال ۱۹۳۵ اجبارا او را از کار برکنار کرد و پس از مدتی تمام فعالیت های او در آلمان تعلیق شد. پس از این جریان بارت به سویس بازگشت و در بازل به عنوان استاد اصول اعتقادات قطعی مشغول به کار شد. بارت ۱۳ سال بعدی را در انزوا و به تدریس الهیات پرداخت تا اینکه در سال ۱۹۴۸ ناقوس نهضت وحدت کلیساها برای اولین بار نواخته شد و از او نیز برای شرکت در این شورای جهانی در آمستردام دعوت به عمل آمد.( ناس، ۱۳۸۲، ۷۰۲-۷۰۱)
بارت وقتی با امتناع پاپ رم و پاتریارک مسکو از شرکت در این نشست مواجه شد به شدت ناراحت شد و در واکنشی تند آنها را مؤاخذه کرد. او در قسمتی از سخنرانی مهم خود گفت: «امیدوارم این آزادی و استقلال نشانه آن باشد که خشم و اندوه حاصل از پاسخ های منفی ای که از سوی کلیساهای رم یا مسکو دریافت کرده ایم کمترین تاثیر را در بحث و گفت و گوهای اولین نشست ما داشته باشد ! … آنها نخواستند در جنبش همه کلیساها شرکت کنند… رم و مسکو مخصوصا متحد شدند که کاری به کار ما نداشته باشند… انتظارات آنقدر گزاف است که نمی توانیم برآورده سازیم؛ می خواهید بی
هیچ قید و شرطی، دعوی برتری و تقدم شما را به جد بپذیریم و در همان حال، مشتاقانه حضورتان را انتظار بکشیم !» . (کونگ،۱۳۸۶، ۲۴۰-۲۴۳)
پس از این بارت با تجربه سلسله سخنرانی هایی را در مورد الاهیات انجیلی آغاز کرد. در سال ۱۹۶۲بارت برای اولین بار از ایالات متحده آمریکا دیدار کرد و پس از چند سال در ۱۹۶۶ برای آخرین بار سفری به رم داشت تا به گفته خودش آرامگاه رسولان را زیارت کرده باشد. سرانجام کارل بارت که بزرگترین عالم الهی پس از توماس آکویناس بود در سال ۱۹۶۸ در گذشت و در بازل به خاک سپرده شد.
بارت با آثار و اندیشه هایش به قدری در الهیات غرب تاثیرگذار بود که حتی جدی ترین منتقدان او نیز لب به تحسین او گشوده اند. از این میان می توان به پاپ پیوس دوازدهم اشاره کرد که بارت را پس از توماس آکویناس بزرگترین عالم الهی می دانست. گزیده ای از مهم ترین آراء بارت از این قرار است:
نقد کتاب مقدس : کالین براون فیلسوف و الهی دان مسیحی در این زمینه می گوید: «بارت در این مورد از یک طرف می گوید که تمام کتاب مقدس دارای الهام الهی است و باید برای تمام قسمت های آن احترام یکسان قائل شویم. از طرف دیگر به نویسندگان کتاب مقدس اشتباهاتی نسبت می دهد. این موضع او نشان دهنده دو طرز فکر متفاوت و متضاد است. زیرا کتاب مقدس را در عین حال هم صحیح می داند و هم غلط…» (براون ، ۱۳۷۵، ۲۶۲)
الهیات دیالکتیکی: بارت با ارائه نوین اصطلاحات فلسفی برگرفته از افلاطون و دیگر فلاسفه در اثبات وجود خدا الهیات دیالکتیک را به شکل جدیدی عرضه کرد. او با ارائه این اصطلاح توجه می دهد که میان خدا و بشر نوعی تضاد و دیالکتیک (جدل)وجود دارد نه پیوستگی.
علم الهیات: در مورد الهیات باید گفت که بارت آن را بر خلاف تفکر حاکم بر قرن نوزده، علم می دانست و برای این نظر خود ادله ای ارائه کرد. (همان منبع، ۲۶۴)
شناخت خدا: بارت بر خلاف اکثر متفکران قرن نوزده که خدا را با الهیات طبیعی اثبات می کردند می گفت که دلیل خارجی عینی برای این امر کافی نیست بلکه فقط رویت شهودی کلام خداست که وجود او را اثبات می کند.
مسیح شناسی و نقش آن در تقدیر: از نظر بارت همه آموزه های مسیحی باید بر بنیان مسیح شناختی تفسیر و تعبیر شوند. این اصل باعث بازنگری اساسی برخی آموزه های سنتی شده است. از نظر بارت این باور که برخی افراد را در مسیح و برخی افراد را در آدم یا خارج از مسیح می بیند باوری نادرست است. از نظر او خدا همه انسانها را در عیسی مسیح بخشیده شده می بیند. تونی لین در این مورد می گوید: «اهمیت این اصلی که بارت بنا نهاد در این است که الهیات طبیعی را نفی می کند…بارت این تصور که مسیح به خاطر این جسم شد که انسان مرتکب گناه شد را نادرست می داند…». (لین ،۱۳۸۶، ۴۳۵)
کلام خدا : بارت کلام خدا را واقعه تکلم خدا با انسان و مکشوف شدن او توسط عیسی مسیح می داند. او راه شناخت این واقعه را از طریق کلام مکتوب خدا می داند که شهادتی در مورد مکاشفه خداست.
تغییر نظر در مورد لیبرال ها : بارت در ابتدا دشمنی قابل ملاحظه ای با لیبرال های قرن نوزده داشت اما اندکی بعد تغییر رویه داد و از ایشان تقدیر بسیاری کرد.
تعمید کودکان: یکی از مواردی که بارت در آن تغییر موضعی علنی داده است مسأله تعمید کودکان است. زیرا در جلد سیزدهم از اصول ایمانی کلیسا صریحاً علیه تعمید کودکان موضع گیری کرده، در حالی که قبل از این به شدت از آن دفاع می کرد.
خطای کلیسا : بارت معتقد بود که کلیسای کاتولیک و نوپروتستانتیسم از خطای اساسی یکسانی رنج می برند. آنها به گونه ای وحی الهی را تصاحب کرده و چنان بر فیض تکیه کرده بودند که دیگر نه خدا می توانست خدا باشد و نه انسان می توانست انسان باشد. (کونگ،۱۳۸۶، ۲۴۲)
نو ارتدکسی: یکی از مهم ترین نظریات بارت که گرچه در ضمن موارد سابق به آن اشاره شد اما جداگانه نیاز به طرح دارد نوارتدکسی پروتستان است که بارت طلایه دار آن بود. (مک گراث ،۱۳۸۴، ۲۱۲ -۲۱۵)
از بارت آثار تاثیر گذار فراوانی در زمینه الهیات باقی مانده که هر یک محور مباحثات زیادی واقع شده اند. از مهم ترین این آثار می توان به این کتب اشاره کرد:
تفسیر رساله به رومیان: این کتاب در سال ۱۹۱۹ منتشر شد و به گفته نویسنده ای کاتولیک «مانند بمبی در زمین عالمان الهی فرود آمد» ، زیرا بارت با نوشتن این کتاب رسما به مخالفت با الهیات متداول دوره اش پرداخت و بیان کرد که باید با گذر از انسان مداری مدرن به خدا مداری نوین روی آورد.
آموزه خداوند: این کتاب در سال ۱۹۴۲ تالیف شد و بیانگر نگاه خاص بارت به شخصیت خدا و تعالیمی در مورد کلیساست.
آموزه آفرینش: بارت این کتاب را در سال ۱۹۵۱ تالیف کرد و در آن الهیات طبیعی رایج که از قرن نوزده و تفکر لیبرالی باقی مانده بود را در بوته نقد قرار داد.
خیر Neni: امیل برونر، همکار بارت در جریان نازیسم با ارائه کتاب طبیعت و فیض موجبات حمایت از نازیسم را فراهم کرد و استدلال می کرد که دیدگاه او به دیدگاه اصلاح گران کلیسا نزدیک تر است.
آموزه آشتی: این کتاب که در زمره آخرین مکتوبات مهم بارت است در عمده مباحثاتش به بررسی کلیسا می پردازد.
اصول اعتقادات قطعی کلیسا : نام این اثر که مهم ترین نوشته بارت است در ابتدا اصول اعتقادات قطعی مسیحی بود. این کتاب را برخی به ۱۳ جلد و برخی به ۵ جلد تقسیم می کنند. نکته مهم در مورد این کتاب این مساله است که فصل آخر کتاب ناتمام مانده و به پایان نرسیده است. برخی از الهی دانان معتقدند که این اثر مهم ترین دستاورد الهیاتی قرن بیستم
است. موضوعات این کتاب به گفته الهی دانان همان موضوعاتی است که مارتین لوتر و ژان کالون بیان کرده اند اما در قالبی جدید. (مک گراث ،۱۳۸۴،۲۱۳)
البته از بارت آثار دیگری نیز بجای مانده که در جای خود بررسی شده اند.
در آخر باید گفت که کارل بارت از جمله اشخاصی است که مورد اظهار نظرهای متفاوت و گاهی متضاد واقع شده است. مثلا تونی لین در بحث انسان و خدا می گوید که بارت را به سبب اینکه انسان را موجودی عمیقاً ملحد می انگارد مورد انتقاد قرار داده اند. (لین، ۱۳۸۶، ۴۳۴)
بارت با طرح یک «الهیات تنزیهی[۷۸]» و معرفی خدا به‌عنوان«کاملا دیگر[۷۹]»و مسیح به‌عنوان مظهر و تجلّی‌ خداوند،یعنی کسی که خدا را در او مکشوف‌[۸۰] ساخته و واسطه فیض حق تعالی است روح تازه‌ای در کالبد بی‌جان ایمان مسیحی دمید.
بعد از«بارت»هیچ‌کدام از شاگردان او که بعضا از چهره‌های شاخص حوزه الهیات قرن بیستم هستند، نتوانستند به مکتبی که وی تأسیس کرده بود عمق تازه‌ای‌ ببخشند یا با حفظ موازنی موردنظر او،آن را حتی در سطح گسترش دهند و این نشانه‌ای است از عظمت مکتب‌ فکری بارت‌.
فصل سوم

1 2 3 5