Posted on: ژانویه 27, 2019 Posted by: 92 Comments: 0

پایان نامه درباره عبرت/:رویدادهای مهم و عبرت آموز

ما در این رهگذر به برخی از رویدادهای مهم و عبرت آموز می‌پردازیم.

لف- حضرت ایوب

وی از نوادگان حضرت ابراهیم خلیل و از پیامبران نمونه است؛ و به خاطر برخورداری از شکیبایی، استقامت و سپاس‌گذاری است، که داستان آن حضرت برای مؤمنان راستین عبرت آموز است.

آن‏چه از قرآن و روایات مسلم است، حضرت ایوب دارای اموال فراوان و فرزندان برومندی بود و خداوند برای آزمایش او همه را از وی گرفت و نیز حضرت را به بیماری سختی مبتلا کرد پس از انقضای دوران بلا و آزمایش، خداوند همه اموال و فرزندانش را به او باز گردانید و خداوند داستان وی را به عنوان نمونه صبر و سپاس‌گذاری و پرهیزکاری برای تذکر دیگران در قرآن نقل فرموده است.  [1]

«وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ * فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَكَشَفْنَا مَا بِهِ مِنْ ضُرٍّ وَآتَيْنَاهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنَا وَذِكْرَى لِلْعَابِدِينَ»[2] «و ایوب را (به یادآور) هنگامی که پروردگارش را خواند (و عرضه داشت): «بدحالی و مشکلات به من روی آورده؛ و تو مهربان‌ترین مهربانانی!» * ما دعای او را مستجاب کردیم؛ و ناراحتی‌هایی را که داشت برطرف ساختیم، و خاندانش را به او باز گردانیم، و همانندشان را بر آن‌ها افزودیم، تا رحمتی از سوی ما و تذکری برای عبادت کنندگان باشد.»

مرحوم نراقی می‌نویسد:

«در روایات چنین آمده که حضرت ایوب چهل سال پیش از آمدن بلا در نعمت و رفاه بود. هر روز هزار خوان از آشپزخانه او آورده و مردم از آن‌ها پذیرایی می‌شدند. بنا به روایتی بیست هزار اسب در طویله او بود غیر از آنچه در رمه بود و زراعتش به قدری فراوان بود که دستور داد که انسان و حیوانی را  از زراعتش منع نکنند تا هر چه می‌خواهند از آن استفاده نمایند و چهارصد غلام، ساربانی او را به عهده داشتند.

روزی جبرئیل فرمود: ای ایوب! ایام راحتی سر آمد و هنگام محنت فرا رسید، آماده بلا باش. وی پذیرفت و منتظر بود تا روزی پس از نماز صبح شبان فریاد کنان از در آمد و عرض کرد: سیلی از کوهسار آمد و تمام گله را به دریا برد، در این هنگام ساربان از راه رسید و گفت: صاعقه‌ای وزید و همه شتران را هلاک کرد و باغبان هراسان از راه آمد و عرض کرد: همه درختان در آتش بسوخت و آن حضرت می‌شنید و تسبیح خدا می‌کرد. ناگهان معلم پسران آمده و گفت: دوازده پسرانت مهمان برادر بزرگ بودند که سقف خانه برایشان فرود آمد و همه را نابود کرد. حضرت ایوب به سجده افتاد و عرض کرد: الهی چون تو را دارم همه چیز دارم.»[3]

علامه مجلسی در بحارالانوار آورده است، ابو بصیر گوید:

«از ابوالحسن موسی بن جعفر پرسیدم: علت بلیّه و گرفتاری حضرت ایوب در دنیا چه بود؟ پاسخ دادند: به سبب نعمتی بود که خداوند در دنیا به آن حضرت عنایت کرد و وی شکرش را به جای آورد. در آن زمان هنوز شیطان از (آسمان‌ها) نزدیک عرش ممنوع نبود، هنگامی که شکرگزاری حضرت ایوب بالا رفت، شیطان حسد برد و به پروردگار گفت: سپاس ایوب تنها به خاطر نعمت دنیوی است که به او داده‌ای، اگر از نعمت دنیا محرومش کنی هرگز شکر و سپاس هیچ نعمتی را به جا نخواهد آورد.

به دنبال آن به شیطان گفته شد: من تو را بر مال و فرزند او مسلط کردم. شیطان به زمین فرود آمد و هیچ مال و فرزندی برای آن حضرت باقی نگذارد ولی به مقصود خود نرسید (زیرا آن حضرت در این حال نیز سپاس الهی را به جا می‌آورد) و لذا گفت: پروردگارا! ایوب می‌داند که آنچه را از او گرفته‌ای به زودی به او باز می‌گردانی مرا بر بدن او مسلط کن. به او گفته شد: تو را بر بدن ایوب – به استثنای قلب، زبان، دو چشمان و گوش او- مسلط کردم. شیطان به خاطر بیم از رسیدن رحمت الهی بی درنگ به زمین فرود آمد و بین او و پروردگارش حائل شد.

هنگامی که بلایا و سختی‌ها به اوج خود رسید یارانش نزد او آمده و گفتند: ما کسی را سراغ نداریم که به این گونه گرفتاری‌ها مبتلا شده باشد مگر به خاطر سوء باطنش! شاید تو نیز که در ظاهر خود را خوب نشان می‌دادی باطن سوئی داشته‌ای.»[4]

امام صادق A از پدر بزرگوارشان اما باقرA  نقل می‌کنند که فرمودند:

«به راستی حضرت ایوب هفت سال بدون آنکه گناهی مرتکب شود، دچار بلا گردید و قطعاً انبیاء گناه نمی‌کنند زیرا آن‌ها معصوم و پاکیزه‌اند و گناه انجام نمی‌دهند، منحرف نمی‌گردند و مرتکب گناه صغیره و کبیره نمی‌شوند. حضرت ایوب در تمام بلاهایی که بدان مبتلا گردید هیچ‏گاه بدنش متعفّن نشد و قیافه‌اش زشت نگردید، خون و چرکی از بدنش خارج نشد و مورد تنفّر و وحشت بینندگان واقع نشد و کرم به بدنش نیفتاد و خداوند با همه پیامبران و اولیای گرامی خود در بلا و گرفتاری این گونه رفتار می‌کند و این‏که مردم از آن حضرت کناره می‌گرفتند به خاطر فقر و ناتوانی حال او در ظاهر بود زیرا مردم از مقامی که وی نزد خدا داشت و فرج و گشایشی که به دنبال داشت بی خبر بودند. قطعاً پیامبر فرموده‌اند: «بلاکش‌ترین مردم پیامبرانند. پس از آن‌ها شبیه‌ترین مردم به آنان بلاکش تر خواهند بود که هرچه مردم به آن‌ها شبیه‏تر باشند بیشتر بلا ببینند.» این‏که خداوند عزوجل ایوب را به آن بلای بزرگ گرفتار ساخت – آن بلایی که نزد مردم خوار شد- برای آن بود که وقتی نعمت‌های بزرگ خدا را که اراده فرموده بود به او برساند نزد او دیدند درباره‌اش ادعای خدایی نکنند، و نیز بدانند که پاداش نیک خداوند دو گونه است؛ یکی از جهت استحقاق و دیگری از روی اختصاص. و دیگر آن که هیچ ضعیف و ناتوانی را به سبب ناتوانی، و تهیدستی را به خاطر فقر، و بیماری را به خاطر بیماری‌اش به چشم حقارت ننگرند و به راستی که خداوند هر کس را بخواهد بیمار و هر که را بخواهد شفا و بهبود بخشد، هر جا و هرگونه و به هر سببی که بخواهد، انجام دهد و آن را برای هرکس که بخواهد، وسیله عبرت و پندآموزی و سبب شقاوت و یا موجب سعادت قرار دهد و خدای بزرگ در همه آن‏چه انجام دهد در قضایش عادل و در کارهایش حکیم است و جز آن‏چه برای بندگانش اصلح است انجام ندهد و بندگان جز از او توانایی ندارند.»[5]

حضرت ایوب در برابر آن بلاهای دشوار چنان صبری کرد که تا به امروز ضرب‌المثل گردید، استقامت او به حدی بود که پیوسته سپاس‏گذار پروردگار متعال بود و گفتاری که در آن گله و شکایتی است از وی شنیده نشد.

[1]  نام حضرت ایوب در چهار سوره آمده است، سوره نساء163، انعام 84،انبیاء83 و 84..

[2]  سوره انبیاء، آیات84-83.

[3]  نراقی، احمدبن محمّد، معراج السعادۀ، ص626.

[4] قمّی علی بن ابراهیم، تفسیر قمّی ، جلد دوّم، ص242؛ مجلسی محمد باقر، بحار الانوار، ج 12، ص345.

[5] مجلسی محمد باقر، پیشین، ج12، ص384؛ صدوق، محمد بن علی، خصال، ج2، ص399.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

عبرت از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه و آثار تربیتی آن

Categories: