Posted on

هر چند نگرانی، خود هم یه جور نشخوار فکری گسترده در نظر گرفته می شه اما با این حال باید میان اون و نشخوار فکری دپرس ساز هم تفاوت قائل شیم. نگرانی بیشتر معطوف به آینده س، در حالی که نشخوار فکری دپرس ساز بیشتر متمرکز بر گذشته س. نگرانی و افکار اضطرابی شامل موضوعای خطره، ولی نشخوار فکری بیشتر به از دست دادن، شکست و بی عرضگی شخصی مربوط می شه (ولز، ۱۳۸۸).

اضطراب

 

 

۲-۱-۵-  نگرانی بهنجار و نگرانی بیمارگونه

نگرانی فرایندی بهنجار یا انطباقیه که اگه شدت پیدا کنه، می تونه از حالت بهنجار به بیمارگونه تبدیل شه. پس بر این پایه، انگار نگرانی هم، مثل خیلی از خصایص بیمارگونه ، تو یه پیوستار از بهنجار تا بیمارگونه امتداد پیدا می کنه و گاه طرح مرز بندی در اون، سخت می شه.

نظریه های زیادی میان نگرانی بیمارگونه و سازگارانه تفاوت قائل می شن (مثلا، تالیس، آیزنک و متیوز، ۱۹۹۱؛ به نقل از کلی[۲]، ۲۰۰۲). مثلا، دیوی (۱۹۹۴؛ به نقل از کلی، ۲۰۰۲) نگرانی بیمارگونه رو به عنوان رویدادی به درد نخور و مربوط به اضطراب توصیف می کنه که منتهی به شدید شدن مشکلات و حالات خلقی منفی در افراد می شه. در مقابل، نگرانی سازگارانه رو به عنوان پدیده ای عادی، سازنده و گاه حتی لازم یاد می کنه که به دنبال حل مشکلات فعلی و یا مشکلات بالقوه س.

مشکلات

با اینحال که شباهتایی میان نگرانی بهنجار و نگرانی مربوط به مشکل اضطراب گسترده هست اما بیشتر بررسیا نشون میده که افراد گرفتار به مشکل اضطراب گسترده، نسبت به همتایان غیرمضطرب خود، در مورد مسایل جورواجور، نگرانی پربسامدتر و سختی بیشتر در کنترل اون رو گزارش می کنن (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

ویژگیای جورواجور بررسی شدن که بالقوه در تفاوت میان نگرانی بهنجار و بیمارگونه کمک کننده بودن. این ویژگیا عبارتند از محتوای نگرانی، گسترده بودن نگرانی، تداخل نگرانی با عملکردهایی که نتیجه نگرانی هستن و اندازه کنترل درک شده بر روند نگرانی.

در مورد محتوای نگرانی تا الان پژوهشای مختلفی صورت گرفته که بیشتر، افراد گرفتار به مشکل اضطراب گسترده، نمونه اون رو تشکیل دادن (مثلا ساندرسون و بارلو، ۱۹۹۰؛

کراسک، رپی، جکل[۳]و بارلو، ۱۹۸۹؛ رومر، مولینا[۴]و بورکووک، ۱۹۹۸؛ به نقل از بارلو،۲۰۰۲).

براین پایه، نگرانی بیمارگونه بسیار فراگیره و بیشتر بر موضوعی تمرکز پیدا میکنه که افراد گرفتار به اون، فکر می کنند که موضوعات ناچیز و بی اهمیتیه و به درستی سزاوار این اندازه تلاش عقلانی و هیجانی نیس. در نگرانی بیمارگونه نسبت به نگرانی بهنجار، فرد زمان بیش تری رو صرف درگیری با نگرانی می کنه (بارلو، ۲۰۰۲).

با این وجود، در خیلی از پژوهشا نگرانی بهنجار و نگرانی بیمارگونه، تفاوتای دورن مایه ای معتبر از خود نشون نمی دن. ویسی[۵] و بورکووک (۱۹۹۲؛ به نقل از کلارک و فربورن، ۱۳۸۵) به مطالعه دورن مایه زنجیره نگرانیای خیلی بد در دو گروه “نگرانی طولانی” و “غیرنگرانا” پرداختن و به حساب کمی از تفاوتا رسیدن: فقط ۴ مقایسه از ۳۴ مقایسه نشون دهنده فرق بود. به همین سان، بورکووک و همکاران (۱۹۸۳؛ به نقل از کلارک و فربورن، ۱۳۸۵) هیچ فرقی در زیادی درون مایه های نگرانی بین گروهی از دانشجویان که خود رو “نگران” و گروه دیگری از دانشجویان که خود رو “غیرنگران” می نامیدن، مشاهده نکردن.

دانشجو

شاید مهم ترین چیزی که افراد گرفتار به نگرانی بیمارگونه از اون رنج می برن، ویژگی “سرکشی” نگرانی باشه (بارلو، ۲۰۰۲). وجود سرکشی نگرانی یکی از مهم ترین خصایص واسه تفاوت افراد دارای نگرانی بالا و گرفتار به مشکل اضطراب گسترده از افرادیه که دارای نگرانی بیش از اندازه نیستن (بورکووک، رابینسون، پروزینسکی و دی پی، ۱۹۸۳؛ به نقل از استاک و هیرش، ۲۰۱۰).

نگرانی، یه جور پردازش مفهومی (عقلانی) کُنده که شامل تفکر و تفکر درباره رویدادهای تقریبا جدید در آینده و راه های مقابله با اونا هستش. نگرانی به آسونی براساس بازخوردی که از منابع داخلی یا خارجی دریافت می شه، کاهش می شه (ولز، ۱۳۸۸). این خصیصه، مخالف با نگرانی غیر بیمارگونه س؛ نگرانی که در اون، انگار افراد می تونن که اندازه معینی از زمان رو به این روند اختصاص بدن، قبل از اون که به سراغ بقیه مسایل برن (بارلو، ۱۹۹۷؛ براون، بارلو و لیبوویتز[۶]، ۱۹۹۴؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲).

توصیفای نظری نگرانی و مشکل اضطراب گسترده دلالت بر درک سرکشی به روش های متفاوت داره. بارلو (۱۹۸۸؛ به نقل از کلارک و فربورن، ۱۳۸۵) در مدل پیشنهادی خود بیان می داره که توجه محدود شده بر دل واپسیای موجود در حالت اضطرابی و بعدا گوش به زنگی بودن زیادتر از اندازه واسه فرا رسیدن تهدید، به نگرانی شدیدی که افراد واسه خلاص شدن از اون، یا کنترل اون عاجزند منجر می شه.

بورکووک و همکاران دیدگاه متفاوتی نسبت به نگرانیِ مربوط به مشکل اضطراب گسترده، ارائه میدن. اونا میگن که نگرانی نشونه روی گردونی از گونه های دیگه تفکر، مثل فرایندهای تصوری (تجسمی) است، که شدیدا با احساس منفی پیوند داره (مثلا، بورکووک و اینز، ۱۹۹۰؛ بورکووک و بقیه، ۱۹۹۱؛ به نقل از کلارک و فربورن، ۱۳۸۵). در اصل ممکنه که بیماران گرفتار به مشکل اضطراب گسترده از نگرانی به صورت یه جور روی گردونی شناختی استفاده کنن. این افراد هم آماده به کار گیری نگرانی مثل یه روش پردازش گر هستن و هم تلاش می کنن تا افکارشون رو کنترل کنن، که شاید این شرایط در پدیدآیی افکار مزاحم و فزونی احساس سرکشی نقش داره (کلارک و فربورن، ۱۳۸۵).

به عنوان جمع بندی میشه گفت که مناسب ترین ساز و کارای زیرساز واسه فزونی سرکشی نگرانی عبارتند از: (۱) به کار گیری نگرانی مثل یه روش پردازش گر یا رفتار سازگاری ؛ (۲) تلاش واسه کنترل افکار. به این دو مورد ارزش یابیای خراب درباره کنترل، که از منابع دیگری مثل باورهای به درد نخور درباره دریافت شناختی فرد ریشه میگیره، هم باید اضافه بشه (کلارک و فربورن، ۱۳۸۵).

علاوه بر این انگار نگرانی بیمارگونه نسبت به اون چه که در نگرانی بهنجار رخ می-

دهد، دخالت زیادی در فعالیتای روزانه داره (بورکووک و همکاران، ۱۹۹۱؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲). آشکاره که روند نگرانی بهنجار، یه فعالیت حل موضوع موفقه (دیوی، ۱۹۹۴؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲)، البته اگه با اضطراب زیادی همراه نباشه (بارلو، ۲۰۰۲). اما وقتی که این سطح اضطراب از حد بهتر خود خارج شه، نه فقط نگرانی به عنوان راهبردی مقابله ای فایده نداره بلکه خود مسبب ایجاد مشکلات بیشتر می شه.

لدوکر و همکاران (۱۹۹۸؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲) و دیوی (۱۹۹۴؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲) میگن که به نظر می رسه یکی از مشکلات موجود در نگرانی بیمارگونه، از دست دادن تواناییای موضوع گشایی و عوضش، وجود اضطرابه که منتهی به کاهش حس کنترل بر تواناییای موضوع گشایی می شه که نتیجه اون، کاهش اطمینان به این موضوع س که این روند به درد بخور میشه یا خیر.

از طرف دیگه اضطراب منتهی به کاهش توانایی در تمرکز مناسب روی مشکل می شه. همونجوریکه بارها گفته شد، افراد گرفتار در روند نگرانی، داشتن افکار رو بیشتر از تصاویر گزارش می کنن. انگار این پدیده هم در جمعیت گرفتار به نگرانی و هم نگرانی غیر بیمارگونه صادقه (بورکووک، ۱۹۹۴؛ فریستون[۷]، داگاس و لدوکر، ۱۹۹۶؛ تالیس، دیوی و کاپوزو، ۱۹۹۴؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲).

روند نگرانی به واسطه پیش بینی و برنامه ریزی در مورد اتفاقات منفی آینده، انگار پیش بینی ناپذیری و سرکشی این اتفاقات رو کم می کنه و بر همین پایه هم این روند به شکلی منفی تقویت می شه (رومر و بورکووک، ۱۹۹۳؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲).

کراسک مطرح می کنه که میشه این روند شناختی رو به این صورت توضیح داد: حرکت از حالت نگرانی در مورد اتفاقات احتمالی منفی در آینده، به حالت اضطراب انتظاری که درزمان اون، وقوع این اتفاقات حتمی بنظر میاد و در آخر به صورت حالت ترس یا وحشت زدگی از خطر یا تهدید در این مورد که اتفاقات به یقین وجود دارن، و براین پایه توانایی شناختی هم به کمترین حد ممکن می رسه (فریدریکسون[۸] و همکاران، ۱۹۹۳؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲).

 

۲-۱-۶-  نگرانی بیمارگونه و مشکل اضطراب گسترده

بیشتر از ۲۰ سال از ظهور پژوهشا در مورد گسترش نگرانی میگذره. انگار خیلی از تحقیقات برآن شدن تا با اقتباس از DSM-III-R و APA (1987؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) نگرانی رو به عنوان خصیصه اصلی در مشکل اضطراب گسترده درنظر بگیرن. این پژوهشا اطلاعات ارزش مندی رو در مورد گسترش، محتوا و کارکرد نگرانی و مشکل اضطراب گسترده جفت و جور کردن.

براساس یافته های راشی، تا الان بیشتر مقایسه ها میان نگرانی بهنجار و نگرانی بیمارگونه از مقایسه افراد گرفتار به مشکل اضطراب گسترده با آدمایی که ملاکای مشکل اضطرابی رو ندارن، به دست آمده. تحقیقات بسیار کمی هست که وقوع و ظاهر شناسی نگرانی رو جداگونه از مشکل اضطراب گسترده بررسی کنه (تالیس، دیوی و کاپوزو، ۱۹۹۴؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). یعنی دیگه، یافته ها در مورد نگرانی بیمارگونه خارج از بخش مشکل اضطراب گسترده، غنی و کامل نیس (راشی، ۲۰۰۲؛  بورکووک و راشی، ۲۰۰۴؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

راشی در تلاش واسه تعیین ویژگیای جدا از هم کننده نگرانی بیمارگونه و مشکل اضطراب گسترده، آدمایی رو که دارای نگرانی بیمارگونه بودن و گرفتار به مشکل اضطراب گسترده تشخیص داده شدن، با افراد دارای نگرانی بیمارگونه که تشخیص مشکل اضطراب گسترده دریافت نمی کردن، مقایسه کرد. حیرت آوره که تنها ۲۰ درصد از آدمایی که تجربه سطح بالایی از نگرانی بیمارگونه رو گزارش کردن (نمرات نگرانی بالاتر از حد آستانه، معمولا با مشکل اضطراب گسترده در رابطه می شد)، به درستی دربردارنده ملاکای تشخیصی واسه مشکل بودن. در تحلیلای پی گیری نشون داده شد که در دو گروه، ۷۸- ۶۸ درصد از آدمایی که سطوح بالایی از نگرانی رو گزارش کرده بودن اما گرفتار به مشکل اضطراب گسترده نبودن، بیشترین حد یکی از چهار ملاک ملاک دلخواه رو در DSM-IV همراه با نگرانی طولانی / شدید و پریشونی و مشکل در رابطه رو دارا بودن، که این خود بهترین تمییز دهنده افراد گرفتار به مشکل اضطراب گسترده از افراد دچار نگرانی بیمارگونه (اما نبود دچار شدن به مشکل اضطراب گسترده) است (راشی، ۲۰۰۲؛ مطالعه اول؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

افراد گرفتار به مشکل اضطراب گسترده، سطوح بالاتری از افسردگی، نگرانی پربسامدتر و کنترل کم تر بر نگرانی هاشون رو گزارش کردن. در بررسی پی گیری، افراد با سطوح بالای نگرانی (نبود دچار شدن به مشکل اضطراب گسترده) تموم نشانگان مشکل اضطراب گسترده رو با شدت کم تری نسبت به افراد گرفتار گزارش کردن. حتی با اینحال که اونا هم نگرانی هاشون رو شدید و غیرقابل کنترل گزارش می کردن اما شدت نگرانی در اونا نسبت به افراد گرفتار به مشکل اضطراب گسترده، کم تر بود (راشی، ۲۰۰۲ ؛ مطالعه دوم؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

یافته های راشی، نیاز به تحقیقات بیشتر در مورد تمییز مشکل اضطراب گسترده از نگرانی بیمارگونه رو مورد تاکید قرار میده. مخصوصا اون که پیشنهاد می کنه که بررسی فرق میان نگرانی در جمعیتای بهنجار و گرفتار به مشکل اضطراب گسترده، شاید بتونه اطلاعات واقعی رو در مورد فرق میان نگرانی بیمارگونه و غیر بیمارگونه جفت و جور کنه (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

در جهت با دیدگاه رومر و همکاران (۱۹۹۷؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) که بیان داشتن نگرانی در میان مبتلایان به مشکل اضطراب گسترده، به عنوان راهبردی واسه دوری از مسایل شدید هیجانی به کار برده می شه؛ هالوی[۹]، هامبریک[۱۰]و هیمبرگ[۱۱] (۲۰۰۳؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) به این نتیجه رسیدن که افراد گرفتار به مشکل اضطراب گسترده ، هیجاناتشان رو به صورت شدیدتر و پریشون کننده تر از آدمایی گزارش می کنن که گرفتار به مشکل اضطراب گسترده نیستن اما سطوح بالایی از نگرانی رو تجربه می کنن.

اینجور یافتهایی هرچند ابتداییه اما نشون میده که نگرانی بیمارگونه در بافت مشکل اضطراب گسترده، ممکنه تحت تاثیر عوامل دیگری هم قرار بگیره (مثلا، عقاید جور واجور درباره نگرانی و بدتنظیمی هیجانی زیاد شده) که اون رو به طور معناداری از نگرانی بیمارگونه خارج از بافت مشکل اضطراب گسترده جدا می کنه (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

  1. ۶۸٫ Verkuil, B.

۶۹ .kelly, W.E.

۷۰ . Jackel, L.

  1. ۷۱٫ Molina, S.

۷۲ .Vasey, W.W.

  1. ۷۳٫ Liebowitz, M. R.

۷۴ . Freeston, M. H.

  1. ۷۵٫ Fredrikson, M.

۷۶ .Haloway, R.

۷۷ .Hambrick, J.

۷۸ .Heimberg, R.