Posted on: ژانویه 6, 2019 Posted by: مدیر سایت Comments: 0

– نقدینگی-پایان نامه تاثیر ساختار هیئت مدیره و کیفیت حسابرسی بر سیاست های نقدینگی

– نقدینگی[1]

نقدینگی، به مجموعه پول شامل سپرده‌های دیداری بخش غیردولتی نزد بانکها و اسکناس و مسکوک در دست اشخاص و شبه پول شامل سپرده‌های سرمایه‌گذاری مدت‌دار، سپرده‌های قرض‌الحسنه پس‌انداز و سپرده‌های متفرقه نقدینگی گفته می‌شود و در یک تعریف ساده، مجموع اسکناس و مسکوکات و منابع اعتبارات بانکی، مهم ترین اجزای تشکیل دهنده نقدینگی هستند.

به عبارت دیگر نقدینگی حجم پول نقد در خارج از سیستم بانکی است که قابلیت تورم زائی دارد بدین معنی که چنانچه حجم پول نقد بالا باشد قدرت خرید بالا رفته و باعث گران شدن کالا یا خدمات بیشتر از ارزش موجود شان می شود. حجم نقدینگی در یک اقتصاد باید متناسب با میزان تولید کالا و خدمات باشد. در غیر این صورت بدون تردید باعث تورم با رکود در تولید خواهد شد(وانگ، 2002).

میزان نقدینگی در مقابل مقدار معینی از کالاها و خدمات می باشد و نقدینگی باید با گردشی که دست افراد جامعه دارد تکافوی جریان کالاها و خدمات را بنماید. بدین ترتیب قیمت کالاها با میزان نقدینگی و سرعت گردش آن بستگی پیدا می کند.

رشد بی رویه نقدینگی، باعث رشد سریع تقاضا برای کالاها و خدمات شده و چون در کوتاه مدت عرضه کالا و خدمات محدود است این امر منجر به ایجاد تورم در اقتصاد می شود. کنترل حجم نقدینگی هدف نهایی کشورها برای رسیدن به اهداف کلان اقتصادی مثل ایجاد رشد در تولیدات، کنترل تورم، ایجاد موازنه در پرداختهای خارجی و ایجاد اشتغال است.

در واقع کنترل نقدینگی به عنوان وسیله ای برای رسیدن به اهداف نهایی اقتصاد است. بدین منظور حجم نقدینگی به گونه ای در نظر گرفته می شود که با حمایت از رشد تولیدات داخلی در حد ظرفیتهای تولیدی از بروز تورم جلوگیری نماید. مقامات پولی کشورها با استفاده از سیاستهای پولی رشد نقدینگی را تحت کنترل قرار می دهند.

 

32 2-  مدیریت نقدینگی

مدیریت نقدینگی یکی از بزرگترین چالش‌هایی است که سیستم بانکداری با آن روبرو است. دلیل اصلی این چالش این است که بیشتر منابع بانکها از محل سپرده‌های کوتاه‌مدت تامین مالی می‌شود. علاوه بر این تسهیلات اعطایی بانک‌ها صرف سرمایه‌گذاری در داراییهایی می‌شود که درجه نقدشوندگی نسبتاً پایینی دارند.

وظیفه اصلی بانک ایجاد توازن بین تعهدات کوتاه‌مدت مالی و سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت است. نگهداری مقادیر ناکافی نقدینگی بانک را با خطر عدم توانایی در ایفای تعهدات و در نتیجه ورشکستگی قرار می‌دهد. نگهداری مقادیر فراوان نقدینگی، نوع خاصی از تخصیص ناکارآمد منابع است که باعث کاهش نرخ سوددهی بانک به سپرده‌های مردم و در نتیجه از دست دادن بازار می‌شود(لیرودی و همکاران[2]، 1999).

مدیریت نقدینگی به معنی توانایی بانک برای ایفای تعهدات مالی خود در طول زمان است. مدیریت نقدینگی در سطوح مختلفی صورت می‌گیرد. اولین نوع مدیریت نقدینگی به صورت روزانه صورت پذیرفته و به صورت متناوب نقدینگی مورد نیاز در روزهای آتی پیش‌بینی می‌شود. دومین نوع مدیریت نقدینگی که مبتنی بر مدیریت جریان نقدینگی است، نقدینگی مورد نیاز را برای فواصل طولانی‌تر شش ماهه تا دو ساله پیش‌بینی می‌کند. سومین نوع مدیریت نقدینگی به بررسی نقدینگی مورد نیاز بانک در شرایط بحرانی می‌پردازد(وانگ، 2002).

 

33 2-  دام نقدینگی

دام نقدینگی به وضعیتی گفته می شود که در اثر نرخ بهره بسیار پایین سرمایه گذاران تمایلی به خرید اوراق قرضه نداشته و ترجیح می دهند که سرمایه خود را به صورت نقدی ذخیره کنند و در واقع تقاضای پول بی نهایت است. در این وضعیت با توجه به انتظار به افزایش نرخ بهره، مردم سعی می کنند که سرمایه خود را جهت حداقل نموده زیان ناشی از افزایش نرخ بهره به صورت ذخایر راکد نگه دارند. این وضعیت در شرایط رکورد اقتصادی ایجاد می شود و تزریق پول توسط بانک مرکزی هم هیج بهبودی در شرایط نخواهد داد. به عبارتی انتظار افزایش نرخ بهره به مفهوم گرانتر شدن پول و منابع مالی خواهد بود و در این شرایط خریداران شروع به احتکار پول می کنند تا اسیر افزایش قیمتهای آتی نشوند و این در سطح کلان یعنی دام نقدینگی وضعیتی که رخداد آن از نگاه نظریه پردازان کلاسیک اقتصادی نامحتمل می نمود. وجه نام گذاری دام نقدینگی به تله افتادن مقادیر کلانی از نقدینگی نزد مردم و عدم مشارکت این نقدینگی در فرآیند تولید کالا و خدمات است(لیرودی و همکاران، 1999).

 

34 – 2- شاخص های اندازه گیری نقدینگی

شاخص هايي كه به ارزيابي وضعيت نقدينگي شركتها مي پردازد، از ديرباز مورد توجه خاص تحليل گران بوده است. اين امر موجب شد تا تحليل گران با تجزيه و تحليل معايب شاخص هاي سنتي بتوانند شاخص هاي نويني را ارائه كنند شاخص هاي مزبور، ايرادهاي ناشي از شاخص هاي سنتي نقدينگي را كه به واسطه در نظر نگرفتن جزئيات وضعيت نقدينگي شركتهاست، مورد توجه قرار مي دهد(خوش طينت و نمازی، 1383).

 

1 –  34 -2-  شاخص هاي سنتي اندازه گيري نقدينگي

در شاخص هاي سنتي نقدينگي، تأكيد اصلي بر اين موضوع است كه هرچه داراييهاي جاري بيشتر از بدهيهاي جاري باشد، وضعيت نقدي نگي شركت مطلوب تر است. به عبارت ديگر، داراييهاي جاري صرف نظر از تركيب آن نمايانگر توان پرداخت شركت و بدهيهاي جاري نيز صرف نظر از تركيب آن، نمايانگر نيازهاي نقدي شركت است. بر اساس همين ديدگاه، نسبتهاي جاري و آني براي اندازه گيري وضعيت نقدينگي معرفي شده اند. مدت زماني طولاني است كه از اين نسبتها به عنوان شاخص هايي براي ارزيابي توان بدهيها استفاده مي شود. نواقص اين شاخص ها، همواره مورد تأكيد تحليل گران و به خصوص بازار سرمايه بوده است كه از جمله مي توان به لحاظ نكردن درجات نقدينگي داراييهاي جاري و سرعت بازپرداخت بدهيهاي جاري اشاره كرد(کاماس[3]، 1989).

[1] Liquidity

[2] Lyroudi et al

[3] Kamath

Categories: