Posted on

برای ایجاد درکی از حضورذهن ، پاسخ به این سوال که آیا تغییرات روان­شناختی با تغییرات فیزیولوژیایی و زیست­شیمیایی همبستگی دارد یا نه اهمیت دارد. اگرچه شواهد جاری هنوز محدود هستند، همبسته­های سودمندی یافته شده ­اند. دیویدسون و همکاران (۲۰۰۳) پژوهش کنترل شده­ی تصادفی را با مراقبه­کنندگان تازه کاری که دوره­ی هشت هفته­ای MBSR را تکمیل کردند انجام دادند. گروه MBSR در مقایسه با گروه کنترل در چهار و هشت هفته ارزیابی پس از واکسن زدن، افزایشی را در فعالیت نیمه­ی چپ کرتکس پیشانی و ماده­ی پادتن نشان دادند. فعالیت نیمه­ی چپ ناحیه کورتیکال پیشین در انواع خاصی از بیانات هیجانی مثبت و معمولا در افراد افسرده درگیر است (دیویدسن، کیو، و سلنر[۱]، ۲۰۰۰؛ دیویدسن، اکمان، سارن، سنلایز، و فریسن[۲]، ۱۹۹۰؛ به نقل از گروه آموزشی پژوهشی حضورذهن ملبورن، ۲۰۰۶). این یافته­ها نشان می­دهد که MBCT می ­تواند فیزیولوژی مربوط به افسردگی در افراد آسیب­پذیر را تحت تاثیر قرار دهد. در اثبات بیشتر این احتمال، پژوهشی اخیراٌ با مقایسه­ راهب­های بودایی که مراقبه­ی بسیاری انجام می­دادند با گروه کنترل غیر­مراقبه­کننده دریافتند که درگیری در شکلی از مراقبه­ی همدردی در مراقبه­کنندگانِ با تجربه­، نوسان­های نوار گامای الکتروآنسفالوگرافی (EEG) و مرحله­ی انطباق را تقویت می­ کند (لاتز، گریسچار، رالینگس، ریکرد[۳]، و دیویدسن، ۲۰۰۴؛ به نقل از گروه آموزشی پژوهشی حضورذهن ملبورن، ۲۰۰۶). چنین تغییراتی در  EEGنشان می­دهد که فعالیت عصبی مراقبه­کنندگانِ با تجربه، در طول این حالت فکری به طرز غیرعادی هماهنگ است.

دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه

تیلور و لیبرزن (۲۰۰۷) تغییر طرح­های هیجانی ناسازگارانه از طریق بازجهت­دهی توجه و تغییر ارتباط با فرایندهای شناختی و احساسی درونی را به شیوه­هایی هم­چون حضورذهن را با تاثیر این روش بر روی نواحی از هیپوتالاموس که وظیفه­ی ایجاد و حفظ هموئستاز بدن را در سطوح پایین برعهده دارد مرتبط می­دانند. شاید این نتیجه­گیری به خاطر تاکیدی باشد که در حضورذهن بر استفاده از تنفس و حس­های بدنی عمقی به عنوان ابزارهایی برای قرارگیری در حالت ذهنیِ بودن می­شود. با این حال، در مطالعات دیگر نتایج دیگری به دست آمده است و مکانیسم­ها و مدارهای نورونی دیگری در این ارتباط شناسایی شده ­اند برای مثال می­توان به ایجاد بهبودی در انعطاف­پذیری توجه (بیشاپ و همکاران، ۲۰۰۴) از طریق تاثیرگذاری این روش بر روی شبکه ­های عصبی پیشانی آهیانه­ای و شبکه ­های کنترل هیجانی پیشانی لیمبیک و تغییر در تجربه­ی حس از خود اشاره نمود.

مطالعات تصویربرداری عصبی درباره­ی حضورذهن نیز نشان داد که این حالت، قشر سینگولیت خلفی، و لوب گیجگاهی راست را دربرمی­گیرد. مطالعات مربوط به MRI نشان می­دهد که حضورذهن توانایی افزایش قطر قشری را در اینسولای راست، و شیار پیشانی قدامی و میانی نیمکره­ی راست دارد. با این حال، تنها یک مطالعه در مورد تصویربرداری عصبی وجود دارد که نشان داده است درمان موجب افزایش فعال­سازی قشر پیشانی نیمکره­ی چپ می­شود (به نقل از دیدونا، ۲۰۰۹).

اخیراٌ، تنگ و پوسنر (۲۰۰۹؛ به نقل از سوئر، لینچ، والاچ، و کولز[۶]، ۲۰۱۱) در یک آزمایش تصادفی، دریافتند که انجام­دهندگان حضورذهن جریان خون مغزی منطقه­ای بیشتری در کرتکس سینگولیت قدامی راست[۷] (ACC)، شامل ACC زیر زانویی[۸] (ناحیه برودمن (BA 25))، ACC شکمی مجاورBA 32) [9])، اینسولای چپ[۱۰]، لوبول پس­سری[۱۱]، کرتکس سینگولیت خلفی راست[۱۲]، پریکونیوز چپ[۱۳]، و ساختارهای زیرقشری پوتامن[۱۴] و هسته­ی دم­دار[۱۵] نشان دادند. این نواحی مغزی با تنظیم هیجانی (بوش، لو، و پوسنر، ۲۰۰۰؛ به نقل از سوئر و همکاران، ۲۰۱۱) رابطه دارند. همچنین، هم لازار و همکاران (۲۰۰۵) و هم هولزل و همکاران (۲۰۰۸؛ به نقل از سوئر و همکاران، ۲۰۱۱) نشان داده­اند که حضورذهن می ­تواند با افزایش ماده­ی خاکستری که به صورت طولی در نواحی مرکزی مغز امتداد دارد رابطه داشته باشد. این پژوهش­گران دریافتند که همبستگی تراکم ماده­ی خاکستری در شکنج گیجگاهی تحتانی چپ[۱۹] با کارایی فکری، این فرضیه را که آموزش مراقبه تاثیر مثبتی بر تراکم ماده­ی خاکستری در این ناحیه دارد تقویت می­ کند (لاتز، اسلگتر، دان، و دیویدسن، ۲۰۰۸؛ فارب و همکاران، ‌۲۰۰۷؛ به نقل از سوئر و همکاران، ۲۰۱۱). این نتایج نشان می­دهد که توانایی  حضورذهنی که حالت هیجانی را تحت تاثیر قرار می­دهد نه تنها پایه­ عصب­شناختی دارد بلکه آموزش  حضورذهن – بر اساس الگوی انعطاف­پذیری عصبی- در واقع ممکن است ترکیب ساختاری مغز را تحت تاثیر قرار دهد.

[۱]. Cave & Sellner

[۲]. Ekman, Saron, Senulis & Friesen

[۳]. Lutz, Greischar, Rawlings & Ricard

[۴]. Taylor & Lyberzen

[۵]. Tang & Posne

[۶]. Sauer, Lynch, Walach & Kohls

[۷]. Anterior Cingulate Cortex

[۸]. Subgenual

[۹]. Adjacent Ventral

[۱۰]. Left Insula

[۱۱]. Occipital Lobule

[۱۲]. Right Posterior Cingulate Cortex

[۱۳]. Right Precuneus

[۱۴]. Subcortical Structures of The Putamen

[۱۵]. Caudate

[۱۶]. Bush & Luu

[۱۷]. Lazar

[۱۸]. Hölzel

[۱۹] . left inferior temporal gyrus

[۲۰] . Lutz, Slagter, Dunne

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *