Posted on: ژانویه 6, 2019 Posted by: مدیر سایت Comments: 0

مفهوم جامع و کامل بودجه سخت: پایان نامه بررسی ارتباط عوامل صاحبکار با بودجه زمانی

بودجه سخت:

اهداف بودجه اي پس از نهايي شدن به عنوان بخش مهمي از سيستم كنترل مديريت به شمار مي آيند. اين اهداف مبناي برنامه ريزي را تشكيل مي دهند و معياري براي ارزيابي عملكرد و اقدامات اصلاحي ( در صورت لزوم) به شمار مي روند. نتايج حاصل از تحقيقات روانشناسي نشان مي دهد، كه بكارگيري اهداف دقيق و متعارف منجربه عملكرد بهتري در مقايسه با نبود اهداف، مي شود و انگيزش بالايي را در كاركنان به وجود مي آورد. ظرفيت انگيزش اهداف بستگي به 2 عامل دارد: (Otley and pierce, 2006)

1-   اهداف تا چه حدي توسط كاركنان پذيرفته و دروني مي شود: بر اساس تئوري احتمال انگيزش، متغيرهاي اصلي مرتبط با انگيزش مؤثر دو دسته اند: ظرفيت مربوط به عملكرد موفقيت آميز و احتمال اينكه تلاش هاي اضافي منجربه موفقيت شوند. حسابرسان شكي ندارند كه تحقق بودجه زماني براي يك دوره موفقيت آميز امري ضروري است. چنانچه شواهد نشان مي دهد دستيابي به بودجه با پاداش هاي مادي و معنوي باارزشي همراه است.

2- عامل دومي كه براي تأثير انگيزش اهداف بودجه اي بيان مي شود، قابليت حصول اين اهداف مي باشد: شواهد نشان ميدهد كه بكارگيري اهداف بودجه اي سخت تر در مقايسه با اهداف آسان منجر به عملكرد بهتري مي شود، اما به محض اينكه اهداف خشك و غير قابل انعطاف مي شوند، تأثير انگيزشي آن كاهش يافته و تلاش كاركنان در جهت حصول به اهداف به صورت عملكردي در سطوح پايين تر از بودجه محقق خواهد شد. بنابراين اگر بودجه در سخت ترين سطحي كه به وسيله كاركنان قابل حصول مي باشد، تنظيم شود، بالاترين انگيزش را در كاركنان خواهد داشت، پس كسب بيشترين مزاياي انگيزشي از اهداف بودجه اي موكول به استفاده از بودجه سخت به شرط قابل حصول بودن آن است و اين مطلب كه اين سطح ممكن است ميان افراد متفاوت باشد و توسط عوامل ديگري نيز تحت تأثير قرار گيرد موضوع را پيچيده مي كند. حال اگر براي انگيزش عملكرد حداكثر تنظيم بودجه در سطوح هدف ضرورت داشته باشد، مشكل دوچندان شده و نوعي تضاد بين برنامه ريزي و كنترل به وجود خواهد آمد.

 

Categories: