Posted on: ژانویه 6, 2019 Posted by: مدیر سایت Comments: 0

مفهوم ارزش بازار سهام عادی.پایان نامه در مورد جریان های نقدی

ارزش بازار سهام عادی

با گسترش مالکیت عمومی بنگاه های اقتصادی که در قالب ظهور شرکت های سهامی عام تحقق یافته اند، تغییرات بنیادی در محیط اقتصادی ایران طی سال های اخیر پدید آمده است. در چنین محیطی، نقش اساسی را ارایه اطلاعات مالی سودمند برای استفاده کنندگان مختلف از جمله سرمایه گذاران برای اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری ایفا می کند. سرمایه گذاران برای ارزیابی سهام شرکت ها نیازمند اطلاعاتی نظیر ارزش دفتری هر سهم می باشند که بتوانند از یک سو برآوردی از سودهای آتی داشته باشد و از طرف دیگر، با استفاده از مدل های ارزشگذاری مانند مدل های سودهای باقیمانده، ارزش ذاتی سهام را تعیین کنند. اما به دلیل بالا بودن نرخ تورم در کشور و استفاده شرکت ها از مدل بهای تمام شده تاریخی برای گزارشگری مالی، سودمندی این اطلاعات تا حد زیادی زیر سوال می باشد (پورحیدری و همکاران، 1384). مفید بودن صورت های مالی با در نظر گرفتن یکی از اهداف اصلی گزارشگری مالی –فراهم آوردن اطلاعات مربوط برای تعیین جریان های نقدی آتی و ابهامات در مورد آنها و ارزش بازار شرکت ها- هنوز موضوع مورد بحث است (کمال آبادی فراهانی، 1392).

ارزش بازار سهام به صورت ارزش حقوق مالکانه ای است که در قالب برداشت بازار از سهام شرکت منعکس می شود و به طور کلی در مورد شرکتی که سهام آن در بازار اوراق بهادار مورد معامله قرار می گیرد، ارزش بازار آن قابل تعیین است. در همین رابطه، دیچو (1997) مربوط بودن متغیرهای حسابداری به ارزش شرکت را مورد بررسی قرار داد. وی معیار مربوط بودن یک متغیر به ارزش شرکت را غیر قابل پیش بینی بودن تغییرات آن متغیر بیان می کند. از این رو هرچه تغییرات یک متغیر غیر قابل پیش بینی باشد، آن متغیر به ارزش شرکت مربوط تر خواهد بود و معیار بهتری برای مربوط بودن تلقی می شود. زیرا ارزش شرکت ناشی از اطلاعات موجود است و اطلاعات جدید باعث تغییر ارزش شرکت می شود. وی به دو دلیل، غیر قابل پیش بینی بودن تغییرات یک متغیر را معیار مربوط بودن به ارزش سهام معرفی می کند:

عدم دسترسی همیشگی به قیمت بازار سهام (در برخی مواقع سهام شرکت وقفه معاملاتی دارد)

وجود دور تسلسل به دلیل ارتباط ضمنی ارقام حسابداری و ارزش بازار ( اطلاعات سود با فرض کارا بودن بازار باعث درک بهتر سرمایه گذاران از ارزش شرکت می شود، بنابراین از یک طرف روش مناسب حسابداری باعث کارایی بیشتر قیمت می شود و از طرف دیگر کارایی قیمت سهام مسیر مناسب حسابداری را مشخص می کند).

وی در پزوهش خود با استفاده از الگوی خود همبستگی، مربوط بودن چهار متغیر سود خالص، وجوه نقد عملیاتی، سود قبل از بهره و مالیات و ترکیبی از سود و ارزش دفتری را مورد بررسی قرار داد. نتایج پژوهش وی نشان داد که تغییرات وجوه نقد عملیاتی و سود خالص نسبت به سایر متغیرها غیر قابل پیش بینی تر بوده اند.

بیور و همکاران (1999) در پژوهشی به بررسی ارتباط اجزای نقدی و تعهدی سود با ارزش شرکت پرداختند. نتایج پژوهش بر توان پیش بینی اجزای نقدی و تعهدی سود از ارزش بازار شرکت دلالت داشت، با این تفاوت که ضرایب بخش نقدی، مثبت و ضریب بخش تعهدی، منفی بوده است. کین و توماس (2000) محتوای اطلاعاتی و مربوط بودن سود به قیمت سهام را مورد مطالعه قرار دادند. نتایج تحقیق حاکی از این است که محتوای اطلاعاتی متغیرهای حسابداری طی دوره پژوهش ثابت و فاقد تغییر بوده است، در حالی که مربوط بودن متغیرهای حسابداری برای ارزش شرکت سیر نزولی داشته است.

نتایج تجربی مقاله وون (2009) در کره نشان می دهد که در کلیه نمونه ها، نمونه های فرعی و دوره ها، ارزش دفتری متغیری است که دارای بیشترین ارتباط ارزشی بوده و جریان های نقدی ارتباط ارزشی بیشتری نسبت به سوددهی دارند. هم چنین نتایج نشان می دهد که ترکیب ارتباط ارزشی ارزش دفتری و جریان های نقدی ارزش بیشتری از ارزش دفتری و سوددهی دارد که بیانگر توانایی جایگزینی جریان های نقدی به جای سوددهی در الگوی ارزش گذاری سهام است. بخش مهمی از مطالعه وی به بررسی مجدد ارتباط ارزشی و محتوای اطلاعات فزاینده ارزش دفتری، سوددهی و جریان های نقدی پرداخته است. به ویژه نشان دهنده ارتباط ارزشی کاسته سوددهی و ارتباط ارزشی افزوده جریان های نقدی در ارزش گذاری سهام است. نتایج این مطالعه بسیار جالب توجه است چرا که بسیاری از مقالات پیشین که سوددهی را گزارش می کردند دارای ارتباط ارزشی بیشتر و محتوای اطلاعاتی فزاینده ای نسبت به جریان های نقدی بودند. وی معتقد است، این امر ممکن است تنها محدود به دوره 2005 – 1994در بازارهای سهام کره باشد یا آنکه الگوی واقعی است که در آن سوددهی هیچ نقش مهمی در قیمت های تضمینی بازی نمی کند.

Categories: