Posted on: ژانویه 6, 2019 Posted by: مدیر سایت Comments: 0

مدل‌های هوش هیجانی:پایان نامه در مورد هوش هیجانی

مدل‌های هوش هیجانی

 مدل توانایی هوش هیجانی سالووی ومایر

پیتر سالووي و جان مایر اولین کسانی بودند که واژه هوش هیجانی را در سال 1990 ابداع کردند. از آن زمان بر روي اهمیت این سازه تحقیق‌هایی انجام شد. نظریه هوش هیجانی، ایده‌هاي کلیدي مربوط به هوش و هیجان را با هم ترکیب کرده است. از نظریه هوش این ایده برداشت می‌شود که هوش شامل توانایی انجام استدلالانتزاعی است (مایر، سالووي و کاروسو، 2002).

تصور مایر و سالووي از هوش هیجانی پایه‌اي براي مدل‌هاي هوش می‌باشد. از این روست که براي تعریف هوش هیجانی در محدوده معیارهاي استاندارد براي یک هوش جدید، رقابت هایی وجود دارد. بر اساس مدل مایر و سالووي (2002) هوش هیجانی شامل دو ناحیه است؛ ناحیه اول تجربی که توانایی دریافت پاسخ و دستکاري اطلاعات هیجانی بدون فهمیدن ضرورت آن است و دوم راهبردي[1] که در واقع توانایی فهمیدن و تنظیم هیجانات بدون درك ضروري احساسات خوب است. هر ناحیه نیز به دو شاخه تقسیم می شود (مجموعاً چهار شاخه).

شاخه نخست، ادراك هیجانی[2]، شامل توانایی خود آگاهی هیجانی و بیان هیجانات و نیازهاي هیجانی به صورت صحیح به دیگران است. ادراك هیجانی همچنین شامل توانایی براي تمایز قایل شدن بین تجارب هیجانی درست از نادرست است.

شاخه دوم، درون سازي هیجانی[3]، عبارت از توانایی براي تمایز قایل شدن بین هیجانات مختلف است که یکی احساس کردن و دیگري توانایی تشخیص هیجانات می باشد.

شاخه سوم، فهمیدن هیجانی[4]، عبارت از توانایی فهمیدن هیجانات پیچیده (از قبیل احساس دو هیجان در یک حالت) و توانایی براي تشخیص تغییر از یکی به دیگري است.

شاخه چهارم، مدیریت هیجانی[5]، عبارت از توانایی متصل کردن یا جدا کردن یک هیجان از هیجان دیگر در یک موقعیت معلوم شده می باشد (استیس و براون[6]، 2004).

2-3-4-2- مدل مختلط هوش هیجانی بار – آن

مدل بار- ان از هوش هیجانی به داشتن استعداد[7] براي عمل کردن و موفقیت در عملکرد مربوط می شود و این موضوع فرایند مدار است تا نتیجه مدار (بار- ان ، 2002). این موضوع بر روي تعدادي از توانایی‌هاي هیجانی و اجتماعی تمرکز دارد که شامل توانایی آگاه شدن و بیان خود، توانایی ارتباط داشتن با دیگران، توانایی رسیدگی به هیجانات قوي، و توانایی سازگاري با تغییرات و حل مسایلی می باشد که داراي ماهیت اجتماعی و شخصی هستند (بار- ان، 1997).

در مدل بار- ان، پنج مؤلفه هوش هیجانی مطرح شده که عبارتند از:

مؤلفه درون فردي، بین فردي، توانایی سازگاري، استرس مدیریت و خلق عمومی.

بار- ان فرض کرده که افراد داراي هوش هیجانی بالاتر از متوسط، در برخورد با خواسته ها و فشارهاي محیطی بیشتر موفق هستند. او همچنین خاطر نشان می‌سازد که کمبود هوش هیجانی می تواند به معنی کمبود موفقیت و وجود مشکلات هیجانی باشد. به طور کلی بار– ان بیان می کند که هوش هیجانی و هوش عقلانی را به صورتی برابر در هوش کلی فرد سهیم هستند و از این رو، شاخصی از استعداد فردي براي موفقیت در زندگی پیشنهاد می‌کنند (بار‌-‌ان، 2002).

2-3-4-3- مدل ترکیبی هوش هیجانی

مدل گلمن چهار ساختار اصلی هوش هیجانی را به تصویر می کشد. نخست، خودآگاهی که عبارت است از توانایی خواندن هیجانات خود و تشخیص تأثیراتشان در حالی که از احساسات باطنی به عنوان راهنمایی براي تصمیم گیري استفاده می‌شود. خود نظم‌دهی سازه دوم است که شامل هیجانات شخصی و تکانه ها و سازگاري با تغییرات موقعیتی است. ساختار سوم آگاهی اجتماعی است که شامل توانایی احساس، فهمیدن و تحت تأثیر قرار دادن هیجانات دیگران است و شبکه‌هاي اجتماعی را شامل می‌شود. نهایتاً مدیریت روابط جز چهارم این ساختار است که مستلزم توانایی براي منبع الهام بودن، متأثر ساختن و رشد دیگران است و با نظم دادنتعارض دارد. (گلمن، 1998).

گلمن بخشی از مهارت هیجانی را در داخل هر یک از ساختارهاي هوش هیجانی قرار داد. مهارت هاي هیجانی استعدادهاي ذاتی نیستند اما نسبتاً ظرفیت‌هاي آموخته شده‌اند که باید روي آن ها کار شود به گونه اي که تا رسیدن به عملکرد برجسته گسترش یابند. گلمن معتقد است که افراد باهوش با هیجانی کلی متولد می شوند که استعداد بالقوه آنها را براي یادگیري مهارت هاي هیجانی مشخص می‌سازد. سازماندهی مهارت ها تحت سازه هاي مختلف، تصادفی نیست یا به نظر می رسد که آنها در شاخه هاي گروهی که همدیگر را حمایت و تسهیل می‌کنند قرار داشته باشند (گلمن، بویاتزیر و دي[8]، 1999).

[1]– Strategic

[2]– Emotional Perception

[3]– Emotional Internalization

[4]– Emotional Understanding

[5]– Emotional Management

[6]– Stys and brown

[7]– Potential

[8]– Rhee

Categories: