مبانی واحکام فقهی اهانت به مقدسات ادیان آسمانی (زرتشت، یهودیت و مسیحیت) در …

بعضی از مالکی‌ها[۳۹۹] گفته‌اند: اگر مجدداً به اسلام برگردد، توبه او پذیرفته می‌شود.
– هارون‌الرشید به مالک بن انس نوشت فقهای عراق در سبّ و شتم نبی فتوای به جلد و تازیانه داده‌اند و از او پرسید حکم خدا در مردی که شتم نبی کند چیست؟ مالک خشمگین شد و گفت: ای امیرالمؤمنین! بقای امت پس از شتم پیامبرش چه ارزشی دارد؟ هر کس پیامبران را شتم کند کشته شود و هر کس اصحاب نبی را شتم نماید تازیانه بخورد.[۴۰۰]
– هر کس بگوید خداوند با موسی۷سخن نگفت، کشته شود.[۴۰۱]
ج) شافعیه:[۴۰۲] کسی که نسبت ناروا، به رسول خدا۶دهد یا به او دشنام گوید، یا به یکی از رسولان که در قرآن نام آن‌ها آمده، دشنام دهد یا رسول خدا۶را، در ادعایش به اینکه مبعوث از طرف خداوند است، تکذیب نماید، به‌عنوان حدّ شرعی، کشته می‌شود و با توبه، قتل از او ساقط نمی‌شود.
بعضی از شافعیه گفته‌اند:[۴۰۳] توبه پذیرفته می‌شود و اگر توبه نماید، کشته نمی‌شود، بلکه هشتاد تازیانه بر او زده می‌شود، زیرا با اسلام او، ارتدادش از بین می‌رود.
– انسان با رد کردن انبیاء با استهزاء، مرتد می‌شود.[۴۰۴]
دحنبلیه:[۴۰۵] هر کس منکر خداوند شود، شریک، صاحب و فرزند برای او قائل شود یا خداوند را تکذیب نماید یا به او دشنام دهد یا پیامبرش را تکذیب یا سبّ نماید یا رسالت را منکر گردد یا کتاب خدا یا بخشی از آن را منکر شود یا یکی از ضروریات اسلام را انکار کند یا محرمات مورد اجماع را حلال بداند، مرتد است؛ بنابراین فقهای عامه هم اهانت به انبیا را جایز نمی‌دانند و ساب النبی به قتل می‌رسد.

بند اول: مبانی قرآنی

به چند آیه که عامه برای عدم اهانت به پیامبران استناد کرده اند اشاره می‌شود:
الف) «و اگر سوگندهاى خود را پس از پیمان خویش شکستند و شما را در دینتان طعن زدند، پس با پیشوایان کفر بجنگید، چراکه آنان را هیچ پیمانى نیست، باشد که [از پیمان‏شکنى‏] بازایستند.»[۴۰۶]
ب) «به کسانى که کفر ورزیده‏اند، بگو: اگر بازایستند، آنچه گذشته است برایشان آمرزیده مى‏شود و اگر بازگردند، به یقین، سنّت [خدا در مورد] پیشینیان گذشت.»[۴۰۷]
علمای عامه بر وجوب قتل کسی که سابّ النبی باشد به این آیات استدلال کرده‌اند.[۴۰۸] هر کس یکی از پیامبران الهی را دشنام دهد درحالی‌که مسلمان باشد به قتل می‌رسد بی آن‌که از وی درخواست توبه شود اما گروهی از فقیهان چنین جرمی را ارتداد می‌دانند.

بند دوم: مبانی روایی

به روایاتی که عامه برای عدم اهانت به پیامبران استناد کرده اند اشاره می‌شود:
الف) رسول‌الله۶به‌فرمان خدای متعال هیچ فرقی میان انبیا در اهانت نسبت به آنان نگذاشت و فرمود: «هر کس پیامبری را سبّ کند او را بکشید.»[۴۰۹] در این حدیث نبوی به طور عام و مطلق، حکم سبّ پیامبر، هر یک از پیامبران که باشد قتل بیان‌شده و فرمان بر قتل آنان صادرشده است.
ب) رسول‌الله۶می‌فرماید: «هر کس پیامبری را سبّ کند کشته شود!»[۴۱۰]
نبی در این حدیث نکره است و اختصاص به شخص پیامبر ندارد. سبّ هر پیامبری کیفرش قتل است.
ج) رسول‌الله۶می‌فرماید: «هر کس پیامبری را تنقیص کند و عیب‌جویی کرده و نقصی بر وی نماید پس او را مهلت ندهید و بی هیچ‌گونه تأخیری بکشید.»[۴۱۱]
اهل سنّت که احادیث اصحاب پیامبر را حجت دانسته و به آنان استناد می‌نمایند، اقوال صحابه را در سبّ سایر انبیاء دلیل حکم قتل سابّ النبی شمرده‌اند؛ که به آن‌ها اشاره می‌شود:
الف) ابن عباس گفته: «هر مسلمانی که خدا یا یکی از انبیاء را سبّ کند، رسول‌الله۶را تکذیب نموده و این ارتداد است، توبه داده می‌شود اگر برنگشت کشته می‌شود و هر ذمّی و معاهدی که عناد بورزد و خدا یا یکی از انبیاء را سبّ کند نقض عهد کرده پس او را بکشید.»[۴۱۲]
ب) عمر مردی را که سبّ نبی کرده بود کشت و گفت: « شخصی که خدا یا یکی از پیامبران را سبّ کند، بکشید.»[۴۱۳]
ج) ابوبکر در پاسخ امیر یمامه مهاجرین ابی امیه از حدّ خاص قتل برای سبّ تمام انبیاء که شبیه حدود دیگر نیست سخن گفته است.[۴۱۴]

این مطلب را هم بخوانید :
بررسی اثر آبشویی و حرکت نیترات در خاک با استفاده از مدل ...

گفتار دوم: کتب مقدس در ادیان

فقهای اهل سنّت (حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی)[۴۱۵] بر منع اهانت به کتب مقدس اتفاق‌نظر دارند.
هر کس به خدا دشنام گوید یا نسبت به خدا یا آیات پیامبران یا کتاب‌های او تمسخر کند، کافر است، خواه در این کار جدی باشد، خواه در مقام شوخی و مزاح.

بند اول: مبانی قرآنی

قرآن کریم سراسر احترام به همه‌ پیامبران الهی و کتب مقدس آن‌هاست، از کتب مقدس الهی با احترام یاد می‌کند.
«هنگامى که عیسى پسر مریم گفت: اى فرزندان اسرائیل، من فرستاده خدا به‌سوی شما هستم. تورات را که پیش از من بوده تصدیق مى‏کنم و به فرستاده‏اى که پس از من مى‏آید و نام او «احمد» است بشارتگرم. پس وقتى براى آنان دلایل روشن آورد، گفتند: این سحرى آشکار است.»[۴۱۶]
ذکر نام «احمد» به‌عنوان آخرین پیامبر الهی بیانگر این است که تصدیق‌کننده همه پیامبران و کتب آن‌ها می‌باشد.[۴۱۷] عنوان «تورات» نیز بیانگر اقرار و اعتراف به تعالیم آن، کتب الهی و همه پیامبران گذشته می‌باشد.[۴۱۸]

بند دوم: مبانی روایی

به روایاتی که عامه برای عدم اهانت به کتب مقدس ادیان استناد کرده اند اشاره می‌شود:
الف) قاضی کعب بن سورازدی هنگامی که می‌خواست مردی از یهود را سوگند دهد گفت: «او را به کنیسه برید و تورات را در دامنش و انجیل را بر سرش بگذارید و او را به خدایی سوگند دهید که تورات را بر موسی۷فرو فرستاده است»[۴۱۹]
ب) پیامبر مسلمانان را از این که کتاب‌های اهل کتاب را تکذیب کنند، بازداشته است و می‌فرماید: «اهل کتاب را نه تأیید کنید و نه تکذیب، بلکه بگویید: به خدا و به آنچه به‌سوی ما و شما فرو فرستاده‌شده ایمان‌داریم.»[۴۲۰]
ج) «فرمان یافته‌ایم که به همه‌ی کتاب‌های فرو فرستاده‌شده بر پیامبران ایمان بیاوریم. ما معیاری در اختیار نداریم که سخنان درست و نادرست گردآورندگان کتاب‌ها را از هم بازشناسیم بدین سبب ما آنان را تأیید نمی‌کنیم تا در اموری که در کتاب‌هایشان تحریف پدید آورده‌اند، با آنان شریک نباشیم. در ضمن آنان را تکذیب نیز نمی‌کنیم؛ زیرا چه‌بسا آنچه نقل کرده‌اند درست باشد و ما (با تکذیب آن) منکر چیزی شده باشیم که دستور یافته‌ایم بدان ایمان داشته باشیم. گمان می‌کنم روی زمین هیچ نظام و کیشی نباشد که بیشتر از اسلام با مخالفان خود با روا داری و انصاف تعامل کرده باشد.»[۴۲۱]
هیچ پیامبرى پیامبر قبلى و کتبشان را تخطئه و تکذیب نکرده است، بلکه او را تصدیق و با اضافه احکام، دین او را تکمیل نموده است و این بیانگر عدم جواز توهین به کتب مقدس آن‌ها می‌باشد.

این مطلب را هم بخوانید :
بررسی اثر آبشویی و حرکت نیترات در خاک با استفاده از مدل ...

مبحث دوم: مقدسات مختص ادیان دیگر

گفتار اول: شخصیت‌های مقدس ادیان

انسان یک موجود اجتماعی است، وقتی می‌تواند به تکامل خویش ادامه بدهد که بتواند از مواهب الهی اعم از مادی و معنوی، فردی و اجتماعی بهره‌مند باشد؛ بنابراین برای ایجاد زمینه مناسب جهت تکامل انسان اولاً می‌بایست احترام اجتماعی انسان که نیاز طبیعی و فطری اوست حفظ گردد و مورد اهانت و تحقیر واقع نگردد. انسانی که هتک حرمت شود و توهین و تحقیر در مورد او روا داشته شود احساس شخصیت نخواهد کرد و از نظر روانی دچار اضطراب، تزلزل و یأس خواهد شد پس حفظ حرمت و شخصیت انسان لازم است. ثانیاً نسبت به هر انسانی باید این امکان فراهم گردد که هم او و هم انسان‌های دیگر بتوانند از امکانات و نعمت‌های موجود جهت نیل به تعالی و کمال مطلوب بهره بگیرند بنابراین انسان دارای کرامت می‌باشد لذا اهانت کردن به شخصیت‌های مقدس به‌طریق‌اولی جایز نمی‌باشد.

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.