پژوهش دانشگاهی – مبانی واحکام فقهی اهانت به مقدسات ادیان آسمانی (زرتشت، یهودیت و مسیحیت) در …

احتمال دارد استدلال ضعیف باشد؛ زیرا اولاً حکم به حرمت نجاست، گرچه شاید به خاطر خصوصیت مسجد نباشد، ولی مسلماً در این مورد روایات زیادی واردشده است و چه‌بسا حکم علما تعبدی و به خاطر روایات باشد، نه اینکه چون هتک مقدسات است، پس حرام می‌گردد. هم‌چنین این احتمال وجود دارد که تعدادی از آن‌ها، بنا بر تعبد بر روایات، فتوا داده باشند؛ پس اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال.
ثانیاً چنین اجماعی منقول است و اجماع منقول تا زمانی که مبنای ناقل معین نباشد، برای منقولٌ الیه اعتبار ندارد.
ثالثاً اجماع مدرکی است، برای اینکه مدرک قاعده هتک حرمت مقدسات معین است و در صورت مدرک، اجماع اعتبار نخواهد داشت و وقتی‌که دست ما از مدرک کوتاه بود، اجماع اعتبار می‌یابد. در این مورد به‌طور مسلّم عقل حکم به قبح اهانت می‌دهد، پس اجماع نمی‌تواند دلیل باشد.
دین یهود و نصاری که توسط حضرت موسی ۷ و حضرت عیسی ۷برای هدایت بشر آورده شده است از دیدگاه اسلام دین آسمانی و الهی بوده‌اند و کتب آن‌ها آسمانی است که از سوی خداوند بر آن‌ها نازل‌شده است.[۲۷۵] دین زرتشت هم در اصل و ریشه توحیدی و الهی بوده است.[۲۷۶] زرتشتیان به نام‌هایی چون مجوس، مزدیسنی و اهورایی کیش خوانده می‌شوند.[۲۷۷] واژه مجوس یک‌بار در قرآن آمده و در آن مجوسیان کنار یهودیان و نصاری جای گرفته و جدای از مشرکان شمرده‌شده اند.[۲۷۸] پیامبر اعظم ۶،[۲۷۹] امام علی،[۲۸۰] امام باقر[۲۸۱] و امام صادق:[۲۸۲] در سخنان خویش مجوسیان را اهل کتاب دانسته اند. امام رضا ۷از پدران خویش از رسول خدا ۶نقل کرده که درباره مجوسیان فرمودند: با آنان همانند اهل کتاب برخورد نمایید.[۲۸۳]
مسلمانان و فقها نیز بر اساس قرآن و حدیث پیامبر و اهل بیت:مجوسیان را در ردیف اهل کتاب آورده‌اند.[۲۸۴]
بعد از درگذشت حضرت موسی۷و عروج حضرت عیسی۷به آسمان، مردم لجوج یهود و نصاری تورات و انجیل آسمانی را تحریف نموده و به میل خودشان نوشتند که نمونه‌هایی از دیدگاه قرآن بیان می‌شود:
«یهود گفتند: عُزَیر، پسر خداست. نصارى گفتند: مسیح، پسر خداست. این سخنى است [باطل‏] که به زبان مى‏آورند و به گفتار کسانى که پیش‌ازاین کافر شده‏اند شباهت دارد. خدا آنان را بکشد چگونه [از حق‏] بازگردانده مى‏شوند؟»[۲۸۵]
آیه اشاره دارد به این‌که یهود و نصاری عقیده به ثنویت و دوگانه‌پرستی پیدا کردند.
«یهودان و ترسایان گفتند: ما پسران خدا و دوستان او هستیم. بگو: پس چرا شما را به [کیفر] گناهانتان عذاب مى‏کند؟ [نه] بلکه شما [هم‏] بشرید ازجمله کسانى که آفریده است…»[۲۸۶]
«گفتند: هرگز کسى به بهشت درنیاید، مگر آنکه یهودى یا ترسا باشد. این آرزوهاى [واهىِ‏] ایشان است. بگو: اگر راست مى‏گویید، دلیل خود را بیاورید.‏»[۲۸۷]
«[اهل کتاب‏] گفتند: یهودى یا مسیحى باشید تا هدایت یابید، بگو: نه بلکه [بر] آیین ابراهیم حق‏گرا [هستم‏] و وى از مشرکان نبود.»‏[۲۸۸]
«یهود گفتند: دست خدا بسته است. دست‌های خودشان بسته باد؛ و به [سزاى‏] آنچه گفتند، از رحمت خدا دور شوند. بلکه هر دودست او گشاده است، هرگونه بخواهد مى‏بخشد؛ و قطعاً آنچه از جانب پروردگارت به‌سوی تو فرود آمده، بر طغیان و کفر بسیارى از ایشان خواهد افزود و تا روز قیامت میانشان دشمنى و کینه افکندیم. هر بار که آتشى براى پیکار برافروختند، خدا آن را خاموش ساخت؛ و در زمین براى فساد مى‏کوشند؛ و خدا مفسدان را دوست نمى‏دارد.»‏[۲۸۹]
«گفتند: جز روزهایى چند، هرگز آتش به ما نخواهد رسید. بگو: مگر پیمانى از خدا گرفته‏اید؟- که خدا پیمان خود را هرگز خلاف نخواهد کرد- یا آنچه را نمى‏دانید به‌دروغ به خدا نسبت مى‏دهید؟»‏[۲۹۰]
«همه خوراکی‌ها بر فرزندان اسرائیل حلال بود، جز آنچه پیش از نزول تورات، اسرائیل [یعقوب‏] بر خویشتن حرام ساخته بودند. بگو: اگر [جز این است و] راست مى‏گویید، تورات را بیاورید و آن را بخوانید.‏»[۲۹۱]
آیات مذکور دلیل بر تحریف کتب آسمانی از جانب اهل کتاب است؛ چیزهایی که از جانب خدا برای پیامبران نیامده و در کتب واقعی‌شان موجود نبوده است، آن‌ها را از پیش خود، داخل کردند و چیزهایی که از جانب خدا آمده بود آن‌ها را برداشتند.
برخی از فقها نیز فتوا به تحریف کتب آسمانی داده بیان می‌کنند: «روزی حضرت علی۷درحالی‌که به مسجد می‌رفت قسمت‌هایی از تورات را در دست عمر دید حضرت امر به دور انداختن آن کرد و فرمود اگر موسی و عیسی زنده بودند راهی جز پیروی از آیین من نداشتند.»[۲۹۲]
قوانین آسمانی و دستورات الهی که مدار حکومت و نفوذ آن‌ها بر عموم افراد بشر و تمام ادوار و عرصه‌های مختلف است باید به نحو احسن این وظیفه را ایفا نموده باشند ولی با مراجعه به کتب مقدس ازجمله انجیل‌های موجود می‌توان دریافت که گزارش‌های آنان از زندگی حضرت عیسی۷و همچنین تعالیم آن جناب، با رفاه ظاهری و معنوی بشر و انتظام عالم بشریت سازگاری ندارد.
به‌عنوان نمونه در انجیل یوحنا، نقل‌شده است: هر که شما را لعن کند برای او برکت بطلبید و برای هر که به شما کینه دارد دعای خیر کنید و هر که بر رخسار تو زند طرف دیگر را نیز به‌سوی او بگردان… و هر که از تو سؤال کند بدو بده و هر که مال تو را گیرد از وی بازمخواه.[۲۹۳]
حضرت عیسی۷، با انجام معجزه، آب را تبدیل به شراب نمود تا حاضران در مجلس عروسی از آن استفاده نمایند.
بدیهی است که شراب از نگاه اسلامی، پلید شمرده‌شده است.[۲۹۴] نسبت دادن چنین کاری به حضرت عیسی با مبانی اسلامی سازگاری ندارد؛ چراکه شراب (نوشیدن و یا تهیه آن) عملی شیطانی دانسته شده است[۲۹۵] و می‌بایست ساحت پیامبر بزرگ الهی را از انجام این عمل شیطانی مبرا دانست.
همچنین در روایات اسلامی تأکید شده است که حرمت شراب اختصاص به دین اسلام ندارد و در تورات و انجیل نیز، شراب حرام شمرده‌شده است.[۲۹۶]
نمونه دیگری از تضاد گزارش‌های انجیل‌ها با گزارش قرآنی را در مسأله مصلوب شدن حضرت مسیح۷میتوان یافت.
انجیل‌های چهارگانه، داستان مصلوب شدن حضرت مسیح را نقل نموده‌اند.[۲۹۷] این در حالی است که قرآن، مصلوب شدن حضرت مسیح را غیرواقعی شمرده و آن را ناشی از پندار غلط و توهم یهودیان می‌داند.[۲۹۸]
ناپاک شمردن سلسله نسب آن حضرت،[۲۹۹] اهانت به حواری برجسته، شیطان خواندن وی[۳۰۰] و …از دیگر مواردی است که با تعالیم اسلامی در تضادی آشکار قرار دارد و از نگاه اسلامی این گزارش‌ها غیر معتبر شمرده می‌شود.
صرف‌نظر از ناسازگاری گزارش‌ها و تعالیم انجیل‌ها با گزارش‌ها و تعالیم اسلامی که از نگاه مسلمانان، اعتبار انجیل‌ها را مخدوش می‌سازد، می‌توان با استناد به وجود تناقضات در انجیل‌ها نیز بی‌اعتباری آن‌ها را (از منظر قرآنی) قطعی دانست. وجود ناهماهنگی و تناقض در انجیل‌ها، برای مسلمانان به‌عنوان دلیلی روشن بر الهی نبودن و تحریف آن‌ها تلقی می‌گردد، این ازآن‌روست که قرآن می‌فرماید: «و اگر از جانب غیر خدا بود، قطعاً در آن ناسازگاری و ناهماهنگی بسیاری مییافتند».[۳۰۱]
البته این بدان معنی نیست که می‌بایست تمامی تعالیم انجیل‌ها را اشتباه دانست اما مسلّم آنکه، وجود تعالیم نادرست در انجیل‌ها (انجیل‌های کنونی)، مانع استناد به محتوای آن‌هاست. [جز در مواردی که در منابع معتبر دینی، شاهدی بر صحت آن‌ها وجود داشته باشد]
ازاین‌رو می‌توان گفت که توهین به مقدسات در هر دین که برای اسلام هم مقدس‌اند (انبیا و کتب آسمانی تحریف نشده) نه‌تنها حرام بلکه احترام به آن‌ها لازم می‌باشد. باوجود تحریفات زیادی که در کتب مقدس هر دین شده است نسبت به کتب آن‌ها نباید توهین نمود،[۳۰۲] این به معنای آن نیست که احترام آن‌ها بر ما لازم باشد، بلکه توهین به کتب تحریف‌شده جایز نمی‌باشد؛ زیرا این عمل سبب مى‏شود که آن‌ها نیز نسبت به مقدسات ما همین کار را از روى ظلم و ستم و جهل و نادانى انجام دهند. دلیل این موضوع، روشن است، زیرا با دشنام و ناسزا نمى‏توان کسى را از مسیر غلط باز داشت، بلکه به عکس، تعصب شدید آمیخته با جهالت سبب مى‏شود که در آئین باطل خود راسخ‌تر شوند.

بند اول: مبانی قرآنی

قرآن کریم از کتب مقدس الهی با احترام یاد می‌کند. در ذیل به آیاتی در این مورد اشاره می‌شود:
الف)«و هنگامى را که عیسى پسر مریم گفت: اى فرزندان اسرائیل، من فرستاده خدا به‌سوی شما هستم. تورات را که پیش از من بوده تصدیق مى‏کنم و به فرستاده‏اى که پس از من مى‏آید و نام او «احمد» است بشارتگرم. پس وقتى براى آنان دلایل روشن آورد، گفتند: «این سحرى آشکار است.»[۳۰۳]
آیه بیان مى‏کند که دعوت پیامبر مغایر با دین تورات و متناقض با شریعت آن دین نیست، بلکه آن را تصدیق کرده و احکامش را نسخ نمى‏کند و نسخ، معنایش مناقضت نیست، بلکه معنایش این است که از سرآمد عمر منسوخ خبر مى‏دهد، مثلاً مى‏گوید فلان حکم تورات از همان روز اول نزول تورات عمرش تا امروز بود، نه اینکه بگوید این حکم همیشگى تورات را من باطل مى‏کنم و به همین جهت بود که:
«مى‏گوید: آمده‏ام تا تورات را که پیش از من [نازل‌شده] است تصدیق‌کننده باشم…»[۳۰۴]
ب) «چگونه تو را داور قرار مى‏دهند، باآنکه تورات نزد آنان است که در آن حکم خدا [آمده‏] است؟ سپس آنان بعدازاین [طلبِ داورى‏] روی‌گردان مى‏شوند و اینان ایمان نیاورده‏اند.»[۳۰۵]
قرآن وجود حکم خدا را در تورات فعلى تصدیق مى‏کند، همانطور که محرف بودن آن را اعلام نموده است‏[۳۰۶] باید توجه داشت که اولاً- ما تمام تورات را تحریف یافته نمى‏دانیم بلکه قسمتى از آن را مطابق واقع مى‏دانیم و اتفاقاً حکم فوق از این احکام تحریف نایافته مى‏باشد ثانیا- تورات هر چه بوده نزد یهودیان یک کتاب آسمانى و تحریف نایافته محسوب مى‏شده است.
ج)«ما تورات را که در آن رهنمود و روشنایى بود نازل کردیم. پیامبرانى که تسلیم [فرمان خدا] بودند، به موجب آن براى یهود داورى مى‏کردند و [همچنین‏] خداشناسان و دانشمندان به سبب آنچه از کتاب خدا به آنان سپرده‌شده و بر آن گواه بودند. پس از مردم نترسید و از من بترسید و آیات مرا به بهاى ناچیزى مفروشید و هر که به‌موجب آنچه خدا نازل کرده حکم نکند، کافر است.»[۳۰۷]
اهمیت کتاب آسمانى موسى را بیان می‌کند.
د) «و عیسى پسر مریم را به دنبال آنان [پیامبران دیگر] درآوردیم، درحالی‌که تورات را که پیش از او بود تصدیق داشت و به او انجیل را عطا کردیم که در آن، هدایت و نورى است و تصدیق‏کننده توراتِ قبل از آن است و براى پرهیزگاران رهنمود و اندرزى است.»
ه) «اهل انجیل باید به آنچه خدا در آن نازل کرده داورى کنند و کسانى که به آنچه خدا نازل کرده حکم نکنند، آنان خود، نافرمان‌اند.»

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است