Posted on: ژانویه 6, 2019 Posted by: مدیر سایت Comments: 0

سطوح مختلف سود-پایان نامه در مورد تغییر پذیری بازده سهام

سطوح مختلف سود

اهداف متفاوت گزارشگري سود به تعاريف متفاوتي از سود، اشاره دارد و نيز مخاطبان متفاوتي را مورد خطاب قرار داده است تعاريف و مفاهيم سود را مي توان در سه سطح، بررسي کرد (شباهنگ، 1382).

الف) مفهوم سود در سطح ساختاري1

ب) مفهوم سود در سطح رفتاري2

ج) مفهوم سود در سطح معنايي3

 

 

2-1-3-1- مفهوم سود در سطح ساختاري

در اين سطح، سود براساس يکسري قوانين که عمدتا با پديده هاي دنياي واقعي يا انعکاس رفتاري بي ارتباط هستند، تعريف مي شود در اين سطح از اصطلاحاتي همانند هزينه، فرض تطابق و … استفاده مي شود که مفاهيم مشابه و ملموس در دنياي واقعي ندارد و به ناچار بايد آنها را با قواعد صريح و دقيق تعريف کرد يعني سود حسابداري در اين سطح، خلاصه اي از اقلام مثبت و منفي است که بعضي از آنها مفهوم تفسيري ندارند ولو اين که براي سرمايه گذاران، حاوي اطلاعات باشند.

2-1-3-2- مفهوم سود در سطح رفتاري

در اين سطح، سود از طريق شيوه استفاده کننندگان(سرمايه گذاران)، صرف نظر از نحوه اندازه گيري سود و مقصود آن تعيين مي شود. همچنين در اين سطح، سود به عنوان معياري براي پيش بيني سرمايه گذاران و اعتباردهندگان نسبت به ارزيابي آينده واحد اقتصادي، واکنش هاي بازار و قيمت اوراق بهادار نسبت به گزارشگري سود، تصميم هاي مربوط به هزينه هاي سرمايه اي توسط مديران و واکنش هاي بازخوردي حسابداران و مديران نظير مديريت و هموار سازي سود، مورد توجه قرار مي گيرد. در تحقيق حاضر تاکيد بر مفهوم سود در اين سطح مي باشد.

2-1-3-3- مفهوم سود در سطح معنایی

در اين سطح، سود از طريق تاکيد بر وقايع اقتصادي تعريف مي شود. دو مفهوم اقتصادي در اين سطح براي سود وجود دارد. اين دو مفهوم اقتصادي شامل تغيير سطح رفاه و حداکثر کردن سود مي باشد.

2-1-4- مفهوم سود گزارش شده

غالبا، استفاده کنندگان از صورتهاي مالي به دنبال سود واقعي[1] هستند. در واقع، بحث کيفيت سود زماني مطرح مي شود، که تحليل گران مالي تلاش مي کنند تا اطمینان حاصل نمايند، چه اندازه از سود خالص گزارش شده منعکس کننده سود واقعي است، در ارزيابي کيفيت سود، استفاده کنندگان از صورتهاي مالي معمولاً به سود خالص توجه مي کنند (ظريف فرد، 1378).

سود واقعي به تعبير هيأت استانداردهاي حسابداري مالي (كه در پيرامون واژه اهميت ذكر شده) به شرح زير است: (ظريف فرد، 1378، 20).

“برداشت عموم سرمايه گذاران از مفهوم سود واقعي، سود عملياتي نرمال، تكرارپذير و ايجاد كننده جريان­هاي نقدي است و اين نگرش الزام مي­دارد كه نتايج فعاليت­هاي عادي كه نرمال و تكرارپذير و ايجاد كننده جريان­هاي نقدي هستند براي جايگزين كردن دارائي­هاي استهلاك پذير مورد نياز مي­باشند. سود واقعي شاخص سودآوري واحد تجاري به شمار مي­آيد.

معمولاً سود واقعي بين سود خالص حسابداري و جريان نقدي ناشي از فعاليت­هاي عملياتي است كه در محاسبه آن هرگونه اقلام تكرارناپذير يا اقلام غير عادي و اثرات مالياتي مرتبط با آنها نيز در نظر گرفته مي­شود. از نظر سرمايه گذاران، سود خالص حسابداري بهترين شاخص براي قدرت سودآوري واحد تجاري است، زيرا مفهوم سود واقعي را تا حد بسيار نزديكي برآورد مي­كند. گر چه سرمايه­گذاران سود خالص حسابداري را به مفهوم سود واقعي تلقي نمي­كنند، اما اقلام تكرار ناپذير يا غيرنرمال قابل شناسايي را از سود خالص گزارش شده يك شركت جدا نموده تا قدرت سودآوري شركت  مشخص شود. تفاوت بين سود واقعي و  سود گزارش شده، در ارزيابي كيفيت سود موسسه و همچنين در مقايسه با ساير موسسات بطور ذهني مورد توجه قرار مي­گيرد” (بیک زاده، 1389).

بحث كيفيت سود زماني مطرح مي­شود كه تحليلگران مالي تلاش كنند تا تعيين نمايند تا چه اندازه سود خالص گزارش شده منعكس كننده سود واقعي است. در ارزيابي كيفيت سود، تحليلگران معمولاً به ساختار و اجزاي سود خالص توجه مي­كنند. اما اهميت نسبي هر عامل مؤثر بر كيفيت سود بسته به ديدگاه تحليلگر مي­تواند متفاوت باشد (محمدی، 1388).

1– Syntactic

2– Pragmatic

3– Sematntic

[1] – Real earnings

Categories: