Posted on

محققان در میدون های جورواجور علاقه مند به بررسی روش های جواب دهی و یا مقابله ای افراد با بلاتکلیفی بودن. براین پایه چندین مدل بررسی رفتار در موقعیتای دربردارنده خطر و بلاتکلیفی مطرح شدن (مثلا، هاک[۲] و کرون[۳] و، ۲۰۰۴ ؛ سورنتینو[۴] و رونی[۵]، ۲۰۰۰ ؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). با اینحال که بعضی از افراد خوب با احساس بلاتکلیفی در زندگی خود مقابله کردن و گاه، حتی اون رو قبول می کنن، خیلی از ادما از این شرایط احساس نارضایتی داشته و اون رو تهدیدگونه تلقی می کنن و پس در تلاش هستن تا این احساس بلاتکلیفی رو از زندگی خود حذف کنن. داگاس و همکاران به دنبال ایجاد معنی نبود تحمل بلاتکلیفی (IU)، این معنی رو به عنوان خصیصه ای توصیف می کنن که به وجود اومده توسط عقاید اساسی در مورد بلاتکلیفیه. در واقع، IU بر درک، تفسیر و جواب دهی آدما به موقعیات بلاتکلیفی در سطوح جور واجور شناختی، هیجانی و رفتاری تاثیر میذاره (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

آدمایی که قادر به تحمل بلاتکلیفی نیستن، فکر می کنند که بلاتکلیفی استرس زا و ناراحت کننده س، شرایط در آینده خوب نیس، اتفاقات غیرمنتظره منفی گونه هستن و باید از اونا دوری کرد و احساس بلاتکلیفی بر توانایی اونا در کارکرد مناسب، اثر میذاره (باهر و داگاس، ۲۰۰۲؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). در این راه و روش، IU، عامل شناختی مشکل اضطراب فراگیره؛ براین پایه واکنشای شناختی، هیجانی و رفتاری و پاسخای افراد گرفتار به GAD از راه این باور پایه ای که بلاتکلیفی غیر قابل تحمله، برانگیخته می شه (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

اضطراب

در خیلی از پژوهشا مشخص شده که نگرانی و نبود تحمل بلاتکلیفی رابطه بالایی با همدیگه دارن، مثلا داگاس وهمکاران (۲۰۰۱؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶)، در پژوهشی که روی جمعیت غیر بالینی انجام دادن، به این نتیجه رسیدن که IU نسبت به نشانگان وسواسی، اجباری و احساس وحشت زدگی، رابطه بسیار قوی تری با نگرانی داره. در پژوهشی دیگه داگاس و همکاران (۲۰۰۴؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) به این نتیجه رسیدن که IU در جمعیت غیر بالینی، اتحاد بالاتری با نگرانی داره تا با نشانگان افسردگی.

افسردگی

باهر و داگاس در تحقیق خود فهمیدن که IU نسبت به بقیه فرایندهایی که با اضطراب رابطه داره، مثل کمال گرایی، نیاز به کنترل و نبود تحمل ابهام، رابطه قوی تری با نگرانی داره (باهر و داگاس، در حال چاپ؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). در بررسیایی که روی جمعیتای گرفتار به مشکل اضطراب گسترده هم انجام شد، یافته ها مشابه با یافته های گفته شده در پاراگراف قبلی بود؛ به این صورت که بیماران گرفتار به مشکل اضطراب گسترده نسبت به بیماران گرفتار به مشکل پانیک (داگاس، مارشاندا و لدوکر، ۲۰۰۵؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶)، بیماران گرفتار به بقیه مشکلات اضطرابی (لدوکر و همکاران، ۱۹۹۹؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) و گروه کنترل غیر بالینی (داگاس، گاگنون[۶] و همکاران، ۱۹۹۸؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶)، سطوح بالاتری از  IUرا گزارش کردن.

مشکلات

فرض این راه و روش اینه که شاید IU از راه دو گذرگاه احتمالی در پیشرفت و موندگاری نگرانی نقش داره: اولین احتمال اینه که IU مستقیما از راه گسترش سوء گیریای شناختی منتهی به نگرانی طولانی می شه. احتمال دوم اینه که IU، از راه روش های غیرمستقیم – از راه فرایندهای ثانویه افکار مثبت در مورد نگرانی، جهت گیری منفی در مورد موضوع و دوری شناختی – منتهی به رشد و گسترش سطوح بالای نگرانی می شه (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

۲-۱-۸-۱-۱) رابطه مستقیم IU  با نگرانی

پژوهشا نشون دادن که نگرانی و مشکل اضطراب گسترده، با سوگیریای آزمایش منفی و گوش به زنگی بیش از اندازه رابطه دارن (مک لود[۷] و روترفورد[۸]، ۲۰۰۴؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). یعنی دیگه، فرض براینه که گرایش شدید به نبود تحمل بلاتکلیفی می تونه منتهی به افزایش حساسیت نسبت به محرک یا موقعیتایی شه که واقعا بی ضرر هستن. این حساسیت می تونه نشون بده که  چیجوری افراد گرفتار به GAD تبدیل به آدمایی می شن که همیشه در مورد موضوعات جورواجور نگران هستن. پژوهشای جور واجور مدعی هستن که حساسیت بالا نسبت به اطلاعات مبهم و نامشخص، می تونه در مشخص ساختن آدمایی که مستعد نگرانی هستن، کمک کننده باشه (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

۲-۱-۸-۱-۲)  رابطه غیر مستقیم IU  با عقاید مثبت

یافته ها نشون میده که نگرانی شدید دست کم با پنج نوع جور واجور از عقاید مثبت در ارتباطه:

دو نوع از این عقاید می گن که نگرانی کارکردی سازگارانه و انطباقی داره: نگرانی به افراد کمک می کنه تا موضوع رو به شکل موثری حل کنن و انگیزه افراد رو واسه انجام اونا زیاد می کنه. سومین نوع از این عقاید مثبت، شامل این فرضه که نگرانی، عکس العمل هیجانی (حیرت زدگی، ناامیدی) نسبت به نتیجه های منفی آینده رو کاهش می کنه. چهارمین نوع عقاید گزارش شده، اینه که نگرانی می تونه راه اتفاقات رو عوض کنه (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

در آخر، پنچمین باور اینه که نگرانی، جنبه مثبت شخصیت فرد رو نشون میده، یعنی نگرانی نشون میده که شخص، فردی مراقب و محتاطه (باکرمن[۹]، باهر، کرنر[۱۰] و داگاس، ۲۰۰۴؛ فرانسیس[۱۱] و داگاس، ۲۰۰۴؛ هالوکا[۱۲]، داگاس، فرانسیس و لاوگسن[۱۳]، ۲۰۰۰؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

بیشتر عقاید مثبت در مورد نگرانی شامل این فرض هستن که نگرانی می تونه به افراد کمک کنه تا خود رو واسه بدترین اتفاق و حفظ کنترل خود بر اون، آماده کنن. پس، این عقیده که نگرانی می تونه به شکلی آگاهانه و یا ناآگاهانه به کار برده شه، تا حدی نتیجه موقعیات نامشخص رو تغییر میده و یا واکنشای منفی شخص رو به اینجور موقعیتای منفی کاهش خواهد داره. در این راه و روش، حفظ عقاید مثبت در مورد نگرانی، یه عامل به درد بخور و موندگاری بخش مهم در نگرانی بیش از اندازه هستش (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

۲-۱-۸-۱-۳) رابطه غیر مستقیم IU  با جهت گیری منفی در مورد موضوع

جهت گیری منفی در مورد موضوع به عنوان سومین عامل در مدل GAD، به یه سری از نگرشا و ادراکات به درد نخور در مورد روند موضوع گشایی اشاره داره. در واقع جهت گیری منفی در مورد  موضوع شامل: درک موضوع به صورت تهدید، از دست دادن اعتماد به خودمون در مورد تواناییای موضوع گشایی شخصی، گرایش به ناامیدشدن فوری در بین تلاش واسه حل موضوع، هستش (دزوریلا[۱۴]، نزو[۱۵] و میدو- اولیوارسا[۱۶]، ۱۹۹۸؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). اگه فردی دارای جهت گیری منفی در مورد موضوع باشه، یقینا این ویژگی اثرات مضری بر جریان موضوع گشایی می ذاره (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

۲-۱-۸-۱-۴) رابطه غیر مستقیم IU  با دوری شناختی

دوری شناختی به اجرای راهبردهای مخفی اولیه اشاره داره که افکار و تصاویر ذهنی پریشون کننده رو کم می کنه. براساس نظریه اجتنابی که در ادامه به اون اشاره می شه (بورکووک، آلکین[۱۷] و بهار[۱۸]، ۲۰۰۴؛ بورکووک، ری و استوبر، ۱۹۹۸؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). افراد گرفتار به مشکل اضطراب گسترده در تلاشند تا از فراخواندن تصاویر ذهنی تهدید کننده و تحریک جسمی ناخوشایند همراه با این تصاویر، دوری کنن. در واقع دوری شناختی نقش مهمی در GAD اجرا می کنه. پژوهشای اولیه در این مورد به بررسی رابطه بین نگرانی و یکی از راهبردهای شناختی خاص – سرکوب افکار – متمرکز شدن و یافته های اونا نشون میده که اندازه درگیری افراد در سرکوب کردن افکار، به طور قابل اطمینانی بیماران گرفتار به GAD رو از گروه های کنترل غیر بالینی جدا می کنه (داگاس، گاگنون و همکاران، ۱۹۹۸؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

۱۲۳٫Intolerance of uncertainly

 

۱۲۴٫Hock, M.

۱۲۵٫Krohne, H.W.

۱۲۶ .Sorrentino, R.M.

۱۲۷ .Roney, C.J.R.

۱۲۸٫Gagnon, F.

۱۲۹ .MacLeod, C.

۱۳۰٫Rutherford, E.

۱۳۱ .Bakerman, D.

۱۳۲ .Koerner, N.

۱۳۳ .Francis, K.

۱۳۴ .Holowka, M.

۱۳۵٫Laugesen, N.

۱۳۶٫D’Zuurill, T.J.

۱۳۷ .Nezu, A.M.

۱۳۸ .Maydeu- Olivares, A.

۱۳۹٫Alcaine, O.

۱۴۰٫Behar, E.