Posted on

این واژه بارها واسه اشاره به روش هایی از توجه به کار برده شده، روش هایی که حساس، پذیرنده و جداگونه از هر گونه افکار و عقایدیه که ممکنه وجود داشته باشه (مک[۱]، ۲۰۰۷). تا الان تعاریف زیادی به وسیله کارشناسان جور واجور مطرح شده که در زیر به بعضی از این تعاریف می پردازیم:

ذهن آگاهی مواجه شدن با جنبه های ناب تجربه س؛ مشاهده هر پدیده طوری که گویی واسه اولین باره اتفاق میفته (گلمن[۲]، ۱۹۹۸؛ به نقل از مک، ۲۰۰۸).

مارلات[۳] و کریستلر[۴] (۱۹۹۹؛ دیدونا، ۲۰۰۹) ذهن آگاهی رو به صورت “آوردن لحظه به لحظه و کامل توجه به تجربه الان” توصیف می کنن.

بائر (۲۰۰۳؛ به نقل از کاویانی و همکاران، ۱۳۸۷) ذهن آگاهی رو به عنوان یه روش “بودن”  یا یه روش  “فهمیدن”  توصیف می کنه که لازمه درک کردن احساسات شخصیه.

ذهن آگاهی به معنی آگاهی همراه با پذیرش نسبت به تجربه کنونیه (گرمر، ۲۰۰۵؛ به نقل از مک، ۲۰۰۷).

براساس نظر کانگ (۲۰۰۹؛ به نقل از کانگ، ۲۰۱۱)، میشه ذهن آگاهی رو روشی واسه بودن دونست تا انجام دادن. هدف ذهن آگاهی، آگاه شدن دائمی از افکار، احساسات، هیجانات و چگونگی طبقه بندی اونا هستش؛ و قبول کردن اونا همونجوریکه هستن، بدون این که نیاز به تغییر یا تائید اونا وجود داشته باشه (گاناراتانا[۵]، ۱۹۹۱؛ به نقل از کانگ، ۲۰۱۱).

جدای از تفاوتای کمی که در این تعاریف هست، عامل های اصلی و مشترک ذهن آگاهی شامل “حضور در لحظه حاضر” و “مشاهده غیر قضاوتی” تجربه س (دیدونا، ۲۰۰۹).

در سال ۲۰۰۴، بی شاب و همکاران مقاله ای رو در مورد تعریفی توافقی از ذهن آگاهی ارائه کردن: ذهن آگاهی “خود تنظیمی توجهه، طوریکه این توجه بر تجربه الان متمرکز شده و پس باعث افزایش آگاهی و شناخت از رویدادهای ذهنی در لحظه حاضر می شه” و “اقتباس جهت گیری خاص به سمت تجربه فردی که با خصایصی چون کنجکاوی، گشودگی و پذیرش نسبت به تجربه مشخص می شه” (بی شاب و همکاران، ۲۰۰۴؛ به نقل از دیدونا، ۲۰۰۹). معمولا دستورالعملای به کار برده شده در آموزش ذهن آگاهی برابر با این تعاریف و توصیفاته. افراد شرکت کننده در دوره های آموزشی ذهن آگاهی بیشتر تشویق می شن تا بر توجه بر شکل های جور واجور خاص محرکایی که قابل مشاهده در لحظه حال هستن، مثل صداهایی که در محیط می شن، حرکت و یا احساس نفس کشیدن، تمرکز کنن (دیدونا، ۲۰۰۹).
توافق

۲-۱-۱۲-۱- ویژگیای حالات ذهنی انجام دادن[۶] و  بودن[۷]

ذهن واسه پردازش توجه از دو روش اصلی استفاده می کنه: حالت ذهنی انجام دادن (اجرایی) و حالت ذهنی بودن. یکی از بنیادی ترین اصول این دیدگاه اینه که ذهن در حالتای جور واجور عمل می کنه. یکی از اهداف اصلی این راه و روش، توانا ساختن افراد واسه شناسایی حالت ذهنی موقعیتی و ایجاد توانایی تغییر هدف مندانه از یه حالت ذهنی به حالت ذهنی دیگه س. ما واسه داشتن زندگی سالم باید هر دو نوع حالت ذهنی انجامی و بودن رو در خود شناخته و پرورش بدیم. از این روش می تونیم انعطاف پذیر بوده و نسبت به مهم ترین خواستای یه موقعیت در هر لحظه جواب گو باشیم (کرین، ۲۰۰۹).

وقتی که ذهن تفاوتای بین واقعیت درک شده الان و وضعیت مطلوب یا وضعیتی که به اون تمایلی داریم رو مقایسه می کنه، حالت ذهنی انجامی فعاله (سگال و همکاران،۲۰۰۲ ؛ به نقل از کرین، ۲۰۰۹). ما در این وضعیت بیشتر از اون که با تجاربمان همراه باشیم، درباره اون به تفکر می شینیم. در این جا توجه خیلی به گذشته یا آینده معطوف می شه و ما از حس کردن تجربه داخلی و تجربه جهان دور و بر خود محروم می شیم. در واقع در این حالت به جای این که به خود تجربه در اون لحظه بپردازیم، درگیر بازنماییای داخلی و خارجی اون تجربه یا پدیده میشیم.  علاوه براین در این حالت، یه جور نبود پذیرش هست، ذهن به دلیل یه جور حس درک شده از چگونگی بایستگی امور، درگیر موشکافی تجربه می شه و بیش ترین تمرکز صرف تلاش واسه تغییر شرایط فعلی می شه.

موشکافی

هرچند راهبردهای بسیار رشد یافته حالت ذهنی انجامی در خیلی از قسمتای زندگی برامون مفیدن اما می تونن ً وقتی که ما اونا رو در مورد مسائل مربوط به تجربه هیجان هامون به کار می گیریم، موجب افزایش رنج و دشواریامون شن. در واقع جنبه های اصلی حالت ذهنی انجامی ( نشخوار فکری و دوری تجربه ای ) موجب ایجاد روش هایی آسیب زا در پردازش هیجانا می شن (کرین، ۲۰۰۹).

در مقابل، ویژگیای اصلی حالت ذهنی بودن رو میشه به صورت زیر خلاصه کرد: توجه به صورت  هدفمندانه بر تجربه لحظه الان متمرکز می شه. تموم تجارب به صورت اتفاق های در بخش آگاهی درک می شن. فرد مستقیماً از راه درون داده های حسی- دیدن، شنیدن، بوییدن، احساس کردن و چشیدن – با جهان تماس برقرار می کنه. تجربه در چارچوبی نگرشی با خصوصیات پذیرش، مهربانی، علاقه، محبت و نبود تقلا حفظ می شه. وسیله تجربه و پرورش حالت ذهنی بودن، ایجاد آگاهی و پذیرش از راه مراقبه ذهن آگاهیه (کرین، ۲۰۰۹).

محبت

۲-۱-۱۲-۲- بنیانای نگرشی

جون کابات زین (۱۹۹۰؛ به نقل از کرین، ۲۰۰۹) هفت کیفیت نگرشی رو بیان می داره که زیر ساخت تمرین ذهن آگاهی هستن. این هفت مورد هم به عنوان یه جور جهت گیری که باید واسه ورود به تمرینا داشته باشیم مورد توجه قرار می گیرن و هم به عنوان نتیجه تمرین تلقی می شن:

  • قضاوت نکردن: بررسی تجارب به همون طور ای که هستن، بدون تعبیر یا قضاوت.
  • صبر: روند جستجو در تجربه به شکلی ساده، روبروشدن با کارها به همون صورت که در فضای حال وجود دارن و ایجاد فرصتی واسه درک تغییراتی که در لحظه حال در جریاند.
  • داشتن حالت ذهنی شروع کردن: یکی از اهداف اصلی راه و روش، برانگیختن کنجکاوی داخلی فرد واسه روبرو شدن با تجربه خویشه. این روند در کم ترین سطح از درگیری با خود یه جور احساس تازگی و سرزندگی رو به همراه می آورد .این حالت بیشتر یه جور کشف چگونگی و چیستی تجربه س تا تلاش واسه درک چرایی اون. افراد در روند یادگیری به شکلی پشتیبانی می شن که در لحظه حال باقی بمونن و به جای این که به وسیله از پیش ساخته ها به تجربه نگاه کنن تلاش کنن یه جور مشاهده گری توأم با شفافیت رو پیشرفت بدن.
  • اعتماد: افراد تشویق می شن تا به حسای بدنی، احساسات، افکار و حس شهودی خود اعتماد کنن.
  • نبود تقلا: نگاه تمایل به پذیرش لحظه حالا که در این روند آموزش داده می شه، تلاشی در جهت ثابت نگه داشتن مشکلات به حساب نمیاد؛ بلکه یه جور آگاهی یابی نسبت به واقعیت عملی تجربه و تمایل به قبول کردن کارها به همون طور ای که ارائه می شن، است.
  • پذیرش: باز بودن و تمایل به دیدن کارها به همون طور ای هست. یعنی بودن با واقعیت تجربه بدون تقلا واسه تغییر اون.
  • بگذار تا بگذره[۸]: درزمان این راه و روش، افراد می آموزند مستقیما تجربه رو لمس کنن بدون اون که با محتوای اون درگیر شن. در واقع اونا می آموزند که بدون دلبستگی یا داوری درباره پدیده هایی که در آگاهی ظاهر می شن (افکار عادتی، هیجانا یا تکانها)، به اونا اجازه بدن مثل ابری که از آسمون ذهن میگذره، عبور کنن (کرین، ۲۰۰۹).

شاپیرو و همکارانش (۱۹۹۸؛ به نقل از آذرگون و همکاران، ۱۳۸۸) با اضافه کردن پنج کیفیت به هفت کیفیت مطرح شده از طرف کابات زین، کل اونا رو به دوازده کیفیت رسانیدند: سخاوت، همدلی، سپاس گزاری، مهربانی عاشقانه و ملایمت.

 

۲-۱-۱۳- چگونگی تاثیرگذاری مهارتای ذهن آگاهی

مؤلفینِ راهبردهای جور واجور درمانی، مکانیسمایی رو درنظر می گیرن که به تبیین چگونگی اثر مهارتای ذهن آگاهی در کاهش نشونه ها و تغییرات رفتاری می پردازن (امیدی و محمدخانی، ۱۳۸۷).

  • روبرو شدن

اولین مطالعه ای که اثرات MBSR (کابات زین،۱۹۸۲ ؛ به نقل از امیدی و محمدخانی، ۱۳۸۷) رو مورد توصیف قرار داد، کاربرد اون در درمان بیماران گرفتار به درد طولانی بود. باور براینه که توانایی مشاهده بدون قضاوت، حسای پریشونی همراه با درد رو کم می کنه. روبرو شدن طولانی با حسای درد، در غیاب نتیجه های خیلی بد، می تونه منتهی به حساسیت زدایی و کاهش پاسخای هیجانی به وجود اومده توسط درد شه. پس، تمرین مهارتای ذهن آگاهی می تونه منتهی به ایجاد توانایی تجربه حسای درد بدون واکنشای هیجانی بیش از اندازه شه. در آخرً اگر حسای درد کاهش نیابند، پریشونی و رنج به وجود اومده توسط اون ممکنه آرامش یابد (امیدی و محمدخانی، ۱۳۸۷).

کابات زین (۱۹۹۲؛ به نقل از امیدی و محمدخانی، ۱۳۸۷) عملکرد مشابهی رو واسه اثرات بالقوه مهارت ذهن آگاهی بر اضطراب و ترس مطرح ساخته. زیر نظر گرفتن دائم و بدون قضاوت حسای مربوط به اضطراب، بدون تلاش در فرار یا دوری از اونا، می تونه باعث کاهش واکنشای هیجانی شه که معمولاً به وسیله نشونه های اضطراب برانگیخته می شن. این راه و روش مشابه با روش روبرو شدن احشایی[۹] است که به وسیله بارلو و کراسک (۲۰۰۰؛ به نقل از امیدی و محمدخانی، ۱۳۸۷) توصیف شده.

در تمرینای ذهن آگاهی مشاهده بدون داوری حسا که طبیعتاً بروز پیدا میکنن، مورد تشویق قرار میگیره. لینهان (۱۹۹۳؛ به نقل از امیدی و محمدخانی، ۱۳۸۷) میگه که مشاهده افکار و هیجانات فعلی، بدون تلاش در دوری یا فرار از اونا، می تونه مثلا ای از روبرو شدن تلقی شه، که به نوبه خود باعث خاموشی پاسخای ترس و رفتارای اجتنابی شه که به وسیله محرک هاى ترس انگیز، تقویت شدن (امیدی و محمدخانی، ۱۳۸۷). پژوهشی نشون داد که شرکت در دخالت MBSR، باعث افزایش با معنی اندازه روبرو شدن نسبت به قبل از دخالت می شه (کارمدی[۱۰]، بائر، لیکینز[۱۱] و اولنزکی[۱۲]، ۲۰۰۹؛ کنگ و همکاران، ۲۰۱۱).

  • تغییر شناختی

تمرینای ذهن آگاهی می تونه باعث ایجاد تغییراتی در الگوهای فکری، یا نگرشای فرد در مورد افکارش شه (امیدی و محمدخانی، ۱۳۸۷). انگار آموزش ذهن آگاهی، هوشیاری فراشناختی رو زیاد می کنه – عامل ای که بیان گر توانایی درک دوباره و یا تمرکز زدایی از افکار و هیجانات و دیدن اونا به صورت رویدادهای ذهنی در حال عبوره، به جای شناسایی اونا یا باور به این که افکار بازنمایی دقیقی از واقعیت هستن، (هایز و همکاران، ۱۹۹۹؛ سگال و همکاران، ۲۰۰۲؛ شاپیرو، کارلسون[۱۳]، استین[۱۴] و فریدمن[۱۵]، ۲۰۰۶؛ به نقل از کنگ و همکاران، ۲۰۱۱). مثلا کابات زین (۱۹۸۲، ۱۹۹۰؛ به نقل از امیدی و محمدخانی، ۱۳۸۷) پیشنهاد می کنه که مشاهده بدون قضاوت درد و افکار مربوط به اضطراب ممکنه منتهی به فهم و درک این نکته شه که اینا  “فقط افکارند” و نمایان گر حقیقت یا واقعیت نیستن، و حتماً نباید باعث فرار یا رفتار اجتنابی شن.

فرض براینه که هوشیاری فراشناختی زیاد شده، منتهی به کاهش نشخوار فکری می شه (تیزدل، ۱۹۹۹؛ به نقل از کنگ و همکاران، ۲۰۱۱) – روند منفی تکرار شونده ای که به عنوان عامل خطر در تعدادی از مشکلات روانی درنظر گرفته می شه (اهرینگ[۱۶] و واتکین[۱۷]، ۲۰۰۸؛ به نقل از کنگ وهمکاران، ۲۰۱۱).

دلایل اولیه نشون میدن که آموزش ذهن آگاهی منتهی به افزایش هوشیاری فراشناختی (هارگز[۱۸] و همکاران، ۲۰۱۰؛ تیزدل و همکاران، ۲۰۰۲؛ به نقل از کنگ و همکاران، ۲۰۱۱) و کاهش نشخوار (رامل[۱۹]، گلدین[۲۰]، کارمونا[۲۱] و مک کوید[۲۲]، ۲۰۰۴؛ به نقل از کنگ و همکاران، ۲۰۱۱) می شه و هوشیاری فراشناختی زیاد شده به نوبه خود ممکنه نتیجه های بالینی بهتری هم چون اندازه برگشت کمتر افسردگی (فرسکو[۲۳]، سگال، بویز[۲۴] و کندی[۲۵]، ۲۰۰۷؛ به نقل از کنگ و همکاران، ۲۰۱۱) رو پیش بینی کنه.

    • اداره- خود[۲۶]

    مؤلفین زیادی اعلام داشتن که مشاهده خود بهتر شده به وجود اومده توسط آموزش ذهن آگاهی می تونه به کار گیری مهارتای مقابله ای رو ارتقا بخشه. کابات زین (۱۹۸۲؛ به نقل از امیدی و محمدخانی، ۱۳۸۷) مطرح می کنه که آگاهی فزون یافته از حسای درد و پاسخای استرس، افراد رو قادر می سازه که در شکل های جور واجور پاسخای مقابله ای درگیر شن.

    لینهان (۱۹۹۳؛ به نقل از امیدی و محمدخانی، ۱۳۸۷) عقیده داره که مشاهده بدون قضاوت، فرصت شناخت نتیجه های یه رفتار رو شدنی می کنه (نظیرعصبانی کردن کارفرما با تأخیرهای تکراری خود). این شناخت، تغییرات رفتاری مؤثرتری رو به دنبال داره. به باور ایشون، این مهارت باعث ایجاد کنترل توجه می شه و مهارت مفیدی واسه افرادیه که در تکمیل تکالیف مهم به دلیل حواس پرتی به وجود اومده توسط نگرانیا، خاطرات یا خلقای منفی مشکل دارن (امیدی و محمدخانی، ۱۳۸۷).

    • آروم سازی[۲۷]

    مؤلفین زیادی (گلدبرگ و همکاران،۱۹۹۴ ؛ کابات زین و همکاران، ۱۹۹۸؛ به نقل از امیدی و محمدخانی، ۱۳۸۷) خاطرنشان میسازن که مراقبه بیشترً آرامش بخشه و از این راه می تونه در اداره این مشکلات مؤثر باشه. ایجاد آرامش از راه راهبردهای جورواجور مراقبه ثبت شده (امیدی و محمدخانی، ۱۳۸۷).  هرچند تمرینات ذهن آگاهی ممکنه منتهی به آروم سازی شن، اما این نتیجه، دلیل اولیه درگیری در مهارتای ذهن آگاهی نیس ( امیدی و محمدخانی، ۱۳۸۷).

    • پذیرش

    رابطه بین پذیرش و تغییر، یه معنی اساسی در بحثای عادی روان درمانیه (به نقل از امیدی و محمدخانی، ۱۳۸۷). هایز (۱۹۹۴؛ به نقل از امیدی و محمدخانی، ۱۳۸۷) مطرح می کنه که پذیرش شامل”تجربه رویدادها به طور کامل و خالی از دفاع، همونجوریکه هستن” هستش.

    بیشتر برنامه های درمانی پذیرش رو در بردارن، از جمله پذیرش درد، افکار، احساسات، کششا، یا بقیه پدیده های بدنی، شناختی و هیجانی، و در اونا تلاشی واسه تغییر، فرار، یا دوری وجود نداره. همونجوریکه بیان شد کابات زین (۱۹۹۰؛ به نقل از امیدی و محمدخانی، ۱۳۸۷) پذیرش رو به عنوان یکی از مبانی زیاد تمرینای ذهن آگاهی توصیف کرده بود. رفتاردرمانی دیالکتیکی در برنامه های درمانی خود، آموزش تکنیکایی رو تأکید می ورزد که پذیرش واقعیت رو پیشرفت میدن. از این رو، انگار آموزش ذهن آگاهی ممکنه واسه آموزش مهارتای پذیرش ضرورى باشه (امیدی و محمدخانی، ۱۳۸۷).

    ۱۹۴ .Mace, C.

    1. ۱۹۵٫ Goleman, D.

    ۱۹۶ . Marlatt, G. A.

    ۱۹۷ . Kristeller, J. L.

    ۱۹۸ . Gunaratana, H.

    1. ۱۹۹٫ Doing mode

    ۲۰۰ .being mode

    ۲۰۱ . Letting go

    1. ۲۰۲٫ entroceptive exposure

    ۲۰۳ . Carmody, J.

    ۲۰۴ . Lykins, E. L. B.

    ۲۰۵ . Olendzki, N.

    ۲۰۶ . Carlson, L. E

    ۲۰۷ . Astin, J. A

    ۲۰۸ . Freedman, B.

    ۲۰۹ . Ehring, T.

    ۲۱۰ . Watkins, E.

    ۲۱۱ . Hargus, E.

    ۲۱۲ . Ramel, W.

    1. ۲۱۳٫ Goldin, P. R.

    ۲۱۴ . Carmona, P. E.

    ۲۱۵ . McQuaid, J. R.

    ۲۱۶ . Fresco, D.

    ۲۱۷ . Buis, T.

    ۲۱۸ . Kennedy, S.

    ۲۱۹ . self-management

    1. ۲۲۰٫ Relaxation