Posted on: ژانویه 9, 2019 Posted by: مدیر سایت Comments: 0

ارزيابي و كنترل راهبردي:پایان نامه درمورد استراتژی

ارزيابي و كنترل راهبردي

كنترل مهم ترين وسيله اي است كه مديريت مي تواند توسط آن از روند اجراي عمليات و دستيابي به هدف ها اطمينان حاصل كند. برنامه ريزي هاي عملياتي و پيش بيني ها همواره در اجرا با درصدي از خطا همراه است. به اين ترتيب براي آگاهي و اصلاح عمليات تنها از كنترل مي توان استفاده نمود (الواني،1372، ص 164).

از طرفي سازمان ها  و شركت ها براي حفظ بقاي خود و پيشرفت در دنياي رقابتي امروز به بهبود مستمر عملكرد خود نياز دارند و در اين راستا استفاده از نظام هاي كنترل مديريت ضروري است. کنترل مبین ارزیابی و اندازه گیری موفقیت عملیات انجام شده در مقایسه با معیار برنامه های تعیین شده و اصلاح انحرافات برای حصول اطمینان از تحقق اهداف برنامه های مورد نظر است و بنابراین می توان گفت کنترل یکی از وظایف اصلی تمامی مدیران است و با این توضیح که هرچه سطح مدیریت بالاتر باشد اهمیت و تاثیر کنترل و ارزیابی بر حیات و توفیق شركت بیشتر است.

با توجه به نوع برنامه هايي که کنترل بر آن ها اعمال می شود یعنی برنامه های عملیاتی در مقابل برنامه های راهبردی، ارزیابی و کنترل نیز به دو دسته ارزیابی و کنترل عملیاتی و ارزیابی و کنترل راهبردی تقسیم می شود. ارزیابی و کنترل عملیاتی شامل فرآیند تعیین استانداردهای عملکرد ، اندازه گیری عملکرد جاری‌ و مقایسه عملکرد با استانداردهای مربوطه جهت تعیین فاصله عملکردی و تصحیح انحرافات یا انجام اقدامات اصلاحی است. اما ارزیابی و کنترل راهبردی که عهده دار وظیفه کنترل در مدیریت راهبردی است جز محدوده وظایف مدیریت عالی است و به عنوان جزیی از فرآیند مدیریت راهبردی انجام می شود. کنترل راهبردی شامل ارزیابی و کنترل مستمر فرآیند تدوین، انتخاب و اجرای راهبردهای سازمان  يا شركت می باشد و برای دستیابی به اهداف بلند مدت با توجه به محدودیت های پیش بینی شده منابع تمرکز دارد. با توجه به تأثیری که مدیریت راهبردی با تعیین سمت و سوی راهبردی شركت بر حيات، رشد و توفیق آن می گذارد اهمیت و جایگاه بالای کنترل راهبردي كاملا آشكار مي شود. وظيفه اصلي كنترل راهبردي ايجاد اطمنيان براي مديران عالي در رابطه به صحت سمت و سوي راهبردي انتخابي شركت، پيگيري اهداف راهبردي فعلي و تعيين فرصت هاي راهبردي آتي براي شركت مي باشد (مصلح شيرازي و حیدری،1382،ص ص78-77).

از نظر هانگر و ويلن[1] كنترل و ارزيابي فرآیندي است كه طي آن نتايج عملكرد و فعاليت هاي شركت طوري تحت كنترل و نظارت قرار مي گيرد كه بتوان عملكرد واقعي را با عملكرد مطلوب مقايسه كرد. اين فرآیند بازخورد لازم را به مديريت مي دهد تا بتواند نتايج را اندازه گيري كرده و در صورت لزوم اقدامات تسهيل كننده و اصلاحي را اتخاذ نمايد.

[1] J.David Hunger & Thomas wheelen

Categories: