Posted on

مشکل وسواس فکری- عملی و مشکل اضطراب گسترده، اونقدر وجوه مشابه دارن که ادبیات پژوهشی قابل توجه ای واسه مقایسه این دو مشکل وجود داشته باشه. یافته های کلی نشون میده
اضطراب
که نگرانی و وسواسا قابل تمییز از همدیگه هستن (مثلا لانگلویس[۵]، فریستون و لدوکر، ۲۰۰۰؛ ترنر، بیدل[۶] و استانلی[۷]، ۱۹۹۲؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). با این حال انگار نگرانی هم به عنوان بخشی از پدیدارشناسی مشکل وسواس فکری- عملی درنظر گرفته می شه و هم به عنوان عامل بالقوه ای که منتهی به پایداری اون می شه.

تالیس و دسیلوا[۸] (۱۹۹۲؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) به این نتیجه رسیدن که نگرانی در مشکل وسواس فکری- عملی، رابطه نیرومندی با خرده مقیاسای بررسی و شک و دودلی داره تا با خرده مقیاسای شست و شو و کندی؛ و به این نتیجه رسیدن که واقعا نگرانی، رفتار بررسی رو برمی انگیزاند.
فریستون، لدوکر، ریوم، لیتارت، گاگنون[۹] و تیبادیو[۱۰] (۱۹۹۴؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) فکر می کنند که نگرانی و بررسی، بیشتر از اون که از نظر کارکرد به همدیگه شباهت داشته باشن، از نظر از دست دادن کنترل درک شده بر افکار ناخواسته و پریشون کننده با همدیگه در رابطه هستن. یعنی ممکنه هر دو، راهبردهایی رو به کار برند تا با اضطراب نبود کنترل بر افکار، مقابله کنن.
۲-۱-۷- ۶- مشکل استرس پس از حادثه

استرس

فرایندهای نگران گونه، مشخصه مشکل استرس پس از حادثه (PTSD) هستش و به عنوان دلیلی در شدید شدن و موندگاری این مشکل در نظر گرفته شده (ولز و متیوز، ۱۹۹۴؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). به باور اهلرز[۱۱] و استیل[۱۲] (۱۹۹۵؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) تفاسیر منفی از معنی یادآوریای همیشگی در مورد اتفاق آسیب زای گذشته (شاخص بیان کننده آسیبای جبران ناپذیری که ادما از اتفاق آسیب زا می بینن) منتهی به پیش بینی اتفاقات منفی در آینده و هم نشخوار فکری در مورد اتفاق آسیب زای گذشته می شه.
اهلرز، مایو[۱۳] و برایانت[۱۴] (۲۰۰۳؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) تو یه بررسی طولی روی کودکانی که تجربه اتفاق آسیب زا رو داشتن، فهمیدن که در میان عوامل جورواجور، نشخوار فکری در مورد اتفاق، پیش بینی کننده شدت نشانگان بعدی بوده. پیش بینی اتفاقات منفی در آینده و نشخوار فکری در مورد اتفاقات گذشته، دو خصیصه عادی در نگرانیه ( پاپاجورجیو[۱۵] و ولز، ۲۰۰۴؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶).
در پژوهشای انجام شده روی نمونه های بالینی- آدمایی که اتفاقی آسیب زا رو تجربه کرده بودن، مشخص گردید که کاربرد نگرانی به عنوان راهبردی واسه کنترل افکار، می تونه جدا کننده افراد گرفتار به مشکل استرس زیاد (ASD) از آدمایی باشه که گرفتار به این مشکل نیستن (واردا[۱۶] و برایانت، ۱۹۹۸؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) و جدا کننده افراد گرفتار به مشکل استرس زیاد که به سمت دچار شدن به مشکل استرس پس از حادثه در حرکتند، از افراد گرفتار به مشکل استرس حاده که برچسب مشکل استرس پس از حادثه نمی گیرن (هالوا[۱۷]، تاریر[۱۸]و ولز، ۲۰۰۱؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶).
در نمونه بالینی از آدمایی که به دلیل دچار شدن به مشکل استرس پس از حادثه تحت درمان بودن، مشخص شد که کاهش در کاربرد نگرانی به عنوان پاسخی در قبال یادآوری اتفاقات آسیب زا، با کم شدن نشانگان مشکل استرس پس از حادثه ربط داره (برایانت، مالدز[۱۹] و گاتری[۲۰]، ۲۰۰۱؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶).
۸۵٫Warwich, H.M.C.
۸۶ .Salkovskis, P.M.

  1. ۸۷٫ Hackmann, A.

۸۸٫Langlois, F.
۸۹ .Beidel, D.C.
۹۰ .Stanley, M.A.
۹۱ .DeSilva, P.
۹۲ .Gagnon, F.
۹۳ .Thibodeau, N.
۹۴ .Ehlers, A.
۹۵ .Steil, R.
۹۶ .Mayou,R.A.
۹۷ .Bryant,B.

  1. ۹۸٫ Papageorgiou, C.

۹۹ .Warda,G.
۱۰۰٫Holeva,V.
۱۰۱ .Tarrier,N.
۱۰۲ .Moulds,M.
.۱۰۳ Guthrie,R.M.