Posted on: ژانویه 9, 2019 Posted by: مدیر سایت Comments: 0

ابعاد سرمايه اجتماعي-پایان نامه سرمايه اجتماعي و رضايت شغلي

– ابعاد سرمايه اجتماعي

پژوهش‌هاي مربوط به سرمايه اجتماعي به طور كلي شامل دو بخش خرد و كلان تقسيم مي‌شوند: سطح كلان به زمينه‌ي نهادي كه سازمانها در آن فعالند مربوط است و به شاخص‌هايي نظير نقش و جايگاه قانون در جامعه، ميزان مشاركت در فرآيند سياسي، چارچوب قانوني و نظام حقوقي، ناهنجاري‌هاي اجتماعي و مسايلي از اين دست مي‌پردازد. پژوهش‌هاي سطح خرد، نهاد خانواده و شبكه‌هاي سازماني و گروهي را مدنظر قرار مي‌دهد (World Bank, 1998).

سرمايه اجتماعي خرد به ارتباط ميان فعالان اجتماعي، استحكام اين ارتباطات و منابعي كه در ميان اين ارتباطات جريان دارد، اشاره مي‌كند. سرمايه اجتماعي مجموعه منافع‌ بالقوه و بالفعلي است كه منتج از شبكه روابط فردي يا سازماني است. (Nahapit & Goshal, 1998). اخيراً، leenders و Gabbay پيشنهاد دادند كه سرمايه اجتماعي را اينگونه تعريف كنيم: مجموعه‌اي مولد از منابع، ملموس يا مجازي، كه به يك كنشگر(actor)از طريق ارتباطات اجتماعي تعلق مي‌گيرد و رسيدن به اهداف را تسهيل مي‌سازد. در حقيقت آنها، سرمايه اجتماعي را در قالب خروجي ارزشمند شبكه اجتماعي براي سازمان بيان كردند و تنها حضور يك ساختار ارتباطي شبكه مانند را لزوماً سرمايه ندانستند. تنها اگر خروجي شبكه‌اي در رسيدن به هدف مفيد باشد، شبكه سرمايه اجتماعي توليد كرده (Leenders e.t., 2001).

محققان براي سرمايه اجتماعي سازماني در سطح خرد ابعادي بر شمرده‌اند. با جمع‌بندي اين نظرات سه بعد بدست مي‌آيد: (1998؛Nahapit & Gosahl؛ Bolino e.t., 2002؛ بيكر، 68: 2000)

بعد ساختاري: ساختار روابط و شكل و تركيب و الگوي شبكه شامل شاخص‌هايي نظري تراكم (محدوده‌اي كه اعضاي شبكه به طور رسمي درباره موضوع‌ها، فعاليتها يا علائق خاص متمركز مي شوند)، سلسله مراتب (ميزان تفويض اختيار)، تركيب (اشتراكات افراد).

بعد رابطه‌اي: امتيازات ناشي از روابط و درك متقابل ميان افراد شامل شاخص‌هاي اعتماد (حالت رواني و احساسي عدم تبعيض و اعتبار و صداقت طرف مقابل)، احساس هويت گروهي (تعلق به گروه و تلاش در جهت ارزشهاي گروه در كنار ارزشهاي فردي) و تعهد (تعهد فرد نسبت به ديگران و تمايل به كمك بدون چشمداشت منفعت) و صميمت (ارتباطات متقابل تسهيل شده).

بعد شناختي/ هنجاري: زبان مشترك و عقايد مشترك كه شبيه فرهنگ سازماني است و از طريق اشتراك تجربيات مشترك به دست مي‌آيد شامل شاخص‌هاي باورها و رفتارهاي مشترك.

بعد زير ساختاري: عوامل و شرايط سازماني كه از عواملي محيطي كه بر سه بعد قبلي سازمان، محاط است، نشات مي‌گيرد. شامل شاخص‌هاي توسعه سياسي افراد سازمان، عوامل فناوري اطلاعاتي و ارتباطاتي، عوامل قانوني.

نمودار شماره دو، سطوح و ابعاد مختلف و شاخص‌هاي مرتبط سرمايه اجتماعي سازماني را نشان مي‌دهد. (م دكتر علي دهقانپور فراشاه 1387).

ابعاد  سرمايه اجتماعي

ادبياتي كه در اين زمينه وجود دارد، سرشار از ديدگاه هايي متفاوت است. با وجود تفاوت‌هايي كه در اين زمينه وجود دارد، بخش‌هاي قابل توجهي نيز با هم همپوشاني دارند. هدف ما در اين بخش بررسي بخشي از متون اين حوزه است كه در مورد ماهيت سرمايه اجتماعي بين انديشمندان آن همپوشاني وجود دارد. به ويژه ابعادي از سرمايه اجتماعي تشريح مي‌شوند.

اعتماد: اعتماد يعني فرد تا چه ميزان مي‌تواند اطمينان داشته باشد كه فرد يا گروهي ديگر عمل خاصي را انجام خواهد داد (اوستروم و آهن، 203). فوكوياما نيز اعتماد را اين گونه تعريف مي‌كند: «افراد عضو يك اجتماعي انتظار دارند رفتارهاي ديگر اعضا قاعده‌مند، صادقانه، همكارانه، و مبتني بر هنجارهاي مشترك متداول باشند» (فوكوياما، 1995). اعتماد حالتي روانشناختي در افراد است (لسر، 2000). اعتماد همكاري را تسهيل مي‌كند. هر چه ميزان اعتماد در يك اجتماع بيشتر باشد، احتمال همكاري بيشتر خواهد بود و همكاري نيز خود اعتماد را پرورش خواهد داد (لسر، 2000).

هنجارها: هنجارهاي اجتماعي مجموعه‌اي از رفتارهاي پذيرفته شده را براي اعضاي شبكه اجتماعي نهادينه مي‌سازند. به بيان ديگر، هنجارهاي اجتماعي مجموعه‌اي از باورهاي مشترك را در برمي‌گيرند كه به اعضا اجازه مي‌دهند ايده‌هاي خود را بيان كنند و احساس تجربه‌هاي يكساني داشته باشد (ناهاپيت و قوشال، 1998). هنجارهاي اجتماعي در سازمان كنترل اجتماعي ايجاد مي‌كنند. اين هنجارها ماهيتي نامتقارن دارند؛ زيرا هنجارهايي كه برخي رفتارها را تسهيل مي‌كنند، رفتارهاي ديگر را محدود مي‌كنند (مانينك، 2009). افراد هنجارها را دروني مي‌كنند و بنابراين در پيش‌بيني رفتار لازم است به دروني‌سازي هنجارها توجه كرد (كولمن، 1990).

شبكه‌ها (كانال‌هاي اطلاعاتي): سرمايه اجتماعي به روابط ميان افراد و گروه‌ها (يعني شبكه‌هاي اجتماعي) اشاره دارد (پوتنام، 1993). منظور از شبكه‌ها آن دسته از سيستم‌هاي اجتماعي است با كمك آنها تسهيم دانش امكان‌پذير مي‌شود (راستوگي، 2000). شبكه‌ها هم توليد كننده دانش اجتماعي و هم نتيجۀ آن به شمار مي‌روند. در اينجا منظور از شبكه‌ها آن دسته از سيستم‌هاي اجتماعي است كه به طور واقعي دانش اجتماعي توليد مي‌كنند. اين شبكه‌ها به خودي خود دانش نيستند، بلكه الگوهاي متمايزي از فعاليت‌ اجتماعي‌اند كه از راه آنها تسهيم دانش امكانپذير مي‌شود (مك‌الروي و همكاران، 2006). بدين ترتيب الگوهاي ويژه‌اي از شبكه‌هاي اجتماعي نوآوري (خواه به صورت خودجوش به وجود آمده باشند يا سازماندهي شده) اين مكان را فراهم مي‌كنند كه سيستم‌هاي اجتماعي بتوانند مسائل را حل كنند، ياد بگيرند و انطباق يابند (مك‌الروي، 2003). سازمان‌هايي كه تلاش مي‌‌كنند چنين شبكه‌هايي را مديريت كنند، مي‌توانند انتظار بهره‌برداري از آن را داشته باشند.

تعهدات و انتظارات: اين جنبه از سرمايه اجتماعي را مي‌توان به عنوان تعاملاتي سازنده دانست كه بين اعضاي شبكه اجتماعي ايجاد مي‌شوند و مي‌توانند اعتماد و ارتباط متقابل (جبران) را تقويت كند (پوتنام، 1993). وجود تعهدات و انتظارات در شبكه‌هاي اجتماعي موجب ايجاد اعتماد جمعي مي‌شود (ناهاپيت و قوشال، 1998). و در اين صورت اعضاي گروه مي‌توانند براي حل مسايل روزمره، همكاري و هماهنگي، بيشتر به هم تكيه كنند. با وجود اعتماد جمعي، اعضاي گروه مي‌توانند در انجام دادن انتظاراتي كه از آنها مي‌رود و تعهداتي كه بر عهده دارند، بيشتر به يكديگر تكيه كنند. در اين صورت، اعضاي گروه تمايل بيشتري خواهند داشت براي گروهي كار كنند كه مي‌دانند اين گروه در هنگام نياز، تلاش آنها را جبران خواهد كرد (همافمن و همكاران، 2005).

احساس هويت: هويت به اين معنا است كه افراد خودشان با فرد يا گروهي ديگر از افراد يكي بدانند (ناهاپيت و گوشال، 1998) فرد ارزش‌ها و استانداردهاي ديگر افراد يا گروه‌ها را به عنوان چارچوب مقايسه‌اي مرجع مي‌داند. اين هويت گروهي فرصت‌هاي ادراك شده براي تبادل اطلاعات را افزايش مي‌دهد و ميزان همكاري‌ها را زياد مي‌كند. در مقابل، نبود احساس هويت موانع مهمي در تسهيم اطلاعات، يادگيري و خلق دانش ايجاد مي‌كند (لويكي و بانكر، 1996).

2-8-1-بعد ساختاري سرمايه اجتماعي: شبكه

بعد ساختاري سرمايه اجتماعي شامل الگوي پيوندهاي ميان اعضاي گروه و تركيب سازماندهي شبكه و همينطور به “سازمان قابل دسترس”(appropriable organization) مربوط است. در اينجا شبكه به مفهوم اعضاي يك گروه يا سازمان است. برخي از پژوهش‌هاي سرمايه اجتماعي به بررسي ساختاري آن مربوط مي‌شود كه مي‌توان محور اين مطالعات را در سه زمينه ذيل خلاصه كرد:

2-8-2- پيوندهاي شبكه‌اي(net work ties)

فرض اساس سرمايه اجتماعي بر فراهم آوردن امكان ارزيابي اطلاعات از طريق ايجاد پيوندهاي شبكه است. سرمايه اجتماعي يك منبع با ارزش را براي كسب اطلاعات فراهم مي‌كند يعني “كسي كه شما مي‌شناسيد” بر “آنچه كه شما مي‌شناسيد” اثر مي‌گذارد؛ به عبارتي با شناخت افراد بيشتر، دانش شما نيز افزايش مي‌يابد.

به اعتقاد “كلمن” لازمه انجام هر عمل و اقدامي داشتن اطلاعات است ولي جمع‌آوري اين اطلاعات زمان بر و توام با صرف هزينه بالاي است؛ اما اين مسئله را روابط اجتماعي حل مي‌كند (Coleman, 1988: 98). در داخل شبكه روابطي ميان بازيگران به وجود مي‌آيد كه موجب تبادل اطلاعات لازم براي فعاليت‌ها مي‌شود. هر چند اين روابط براي مقاصد ديگري ايجاد مي‌شود ولي مي‌توان از مزيت پخش اطلاعات اين روابط در جهت منافع شخصي و سازماني سود برد (Nahapiet & Ghoshal, 1998: 120).

2-8-3- ساختار كلي شبكه (net work configuration)

پيوندها كانال‌هايي براي تبادل اطلاعات فراهم مي‌كند، اما ساختار كلان اين پيوندهاي شبكه‌اي نقش مهمي را در سرمايه اجتماعي ايفاء مي‌كنند كه مي‌تواند بر ايجاد و توسعه سرمايه‌هاي غير مادي كمك كند (Ibarra, 1992: 210) برت، با اشاره به اثربخشي انواع ساختار شبكه، از نوعي شبكه غير متراكم كه داراي ارتباط اضافي اندك به عنوان يك مزيت است نام مي‌برد به عبارتي از نظر وي شبكه‌هاي متراكم چون داراي تنوع اطلاعاتي اندك بوده و هزينه بالايي را مي‌طلبد در مقايسه با شبكه‌هاي غير متراكم داراي ساختار نامناسب‌تري است (Burt, 1992: 230).

2-8-4- سازمان قابل دسترس

سرمايه اجتماعي همانند هنجارها، پيوندها و اعتماد در يك محيط به وجود مي‌آيد اما به محيط‌هاي ديگري سرايت مي‌كند. به عنوان مثال اعتمادي كه در خانواده رشد و نمو كرد. به محيط‌هاي ديگر سرايت پيدا مي‌كند و وارد محيط كار نيز مي‌شود (Fukuyama, 1997:25) به عبارتي سازمان، سرمايه اجتماعي را به يك منظور به وجود مي‌آورد ولي به منظورهاي ديگر هم به كار مي‌برد. به عنوان مثال كارمندي كه يك وظيفه جديد را به راحتي انجام مي‌دهد،‌ به اين علت كه با كسي رفاقت دارد كه وي اطلاعات لازم براي انجام آن كار را در اختيار دارد (Putnam, 1995) چنين سازمان اجتماعي قابل دسترس مي‌تواند شبكه بالقوه‌اي از ارزيابي براي افراد و منابع آن‌ها از طريق اطلاعات و دانش لازم فراهم كند. با مرور ادبيات سرمايه اجتماعي مي‌توان تراكم، تجانس و سلسله مراتب شبكه را به عنوان مولفه‌هاي عمده بعد ساختاري دانست (Coleman, 1988: 99, Granovetter, 1982, Burt, 1992: 240).

2-8-5-سلسله مراتب شبكه

پژوهش‌هاي انجام شده پيرامون سلسله مراتب موجود در شبكه نشان دهنده تأثير ساختار افقي و يا عمودي بر ماهيت اعتماد و ارتباط متقابل در بطن آن شبكه است (Latham, 1997: 240, Putnam, 1995).

بر اساس نوع توزيع قدرت در درون سلسله مراتب دو نوع سرمايه اجتماعي را مي‌توان مورد بررسي قرار داد: (Latham, 1997: 243)

سرمايه اجتماعي افقي: در صورتي كه ساختار شبكه حالت عدم تمركز داشته و نوعي ساختار افقي جريان داشته باشد شاهد فزوني دموكراسي و برابري در شبكه هستيم. اين نوع شبكه كه ماهيت روابط در آن به صورت افقي است را سرمايه اجتماعي افقي مي‌نامند.

سرمايه اجتماعي عمودي: اگر ساختار شبكه حالت تمركز داشته باشد و تصميمات در يك ناحيه محدود در شبكه روي دهد در آن صورت روابط موجود در شبكه تحت تأثير نوعي قدرت قرار مي‌گيرد، در اين حالت شاهد سرمايه اجتماعي عمودي در شبكه هستيم.

2-8-6- غلظت شبكه: تراكم

تراكم(density) يا عدم تراكم شبكه را مي‌توان بر روي يك طيف دسته‌بندي نمود. زماني كه همه اعضاي شبكه با هم در ارتباط هستند، اصطلاحاً شبكه متراكم است و زماني كه ارتباطي ميان اعضاي يك شبكه وجود نداشته باشد شبكه غير متراكم خواهد بود.

به عبارتي، تراكم نشان دهنده تعداد روابط ميان اعضاي شبكه است كه به شكل درصدي از حداكثر تعداد روابط ممكن با توجه به تعداد افراد در شبكه بيان مي‌شود. براي سنجش تراكم به شكل كمي مي‌توان ميزان تراكم را از صفر تا صد در صد متغيير دانست. اگر تمام افراد در يك شبكه با يكديگر مرتبط باشند، ميزان تراكم صد در صد خواهد بود، كه بيانگر يك شبكه بسته است.

اگر هيچ ارتباطي ميان افراد در يك شبكه وجود نداشته باشد. بنابراين تراكم برابر صفر درصد خواهد بود، كه اين بيانگر يك شبكه باز است (بيكر، 1382: 15).

ديگر ابعاد سرمايه اجتماعي

سرمايه اجتماعي مفهومي كلي از اجزاي متفاوتي تشكيل شده است. اين اجزا دارايي‌هاي يك جامعه مي‌تواند باشد كه هيچ كسي به طور فردي مالك تمام آنها نيست. اين نوع سرمايه تنها در صورت تملك جمعي معني پيدا مي‌كند و يك نفر هرگز نمي‌تواند ملاك وجود سرمايه اجتماعي در جامعه باشد. اين ابعاد عبارتند از اعتماد اجتماعي، ارزش‌هاي اجتماعي و فرهنگي (احترام به بزرگترها، وفاداري به عهد، خوش‌قولي و قراري … ) امنيت اجتماعي، مشاركت اجتماعي، آگاهي و شناخت، انسجام اجتماعي و سرمايه فرهنگي.

Categories: