Posted on: ژانویه 6, 2019 Posted by: مدیر سایت Comments: 0

ابزارها وروش‌های مدیریت سود؛پایان نامه مدیریت سود

ابزارها وروش‌های مدیریت سود

به اعتقاد شیام ساندر[1] (1997)، ابزارهای مدیریت سود را می‌توان به پنج طبقه زیر تقسیم نمود:

تعیین نحوه‌ی عمل حسابداری معاملات به صورت اختیاری

نحوه عمل حسابداری معاملات خاص، مواردی مانند تعمیر و به روز کردن تجهیزات و ماشین آلات، زمانبندی ثبت یک فروش و حذف موجودی‌ها، تجهیزات و ماشین آلات می‌باشد که به انتخاب مدیریت بنگاه اقتصادی صورت می‌گیرد.بدیهی است در زمان انجام این اقدامات با هدف مدیریت سود یک مشاهده کننده‌ی خارج از واحد تجاری نمی‌تواند به آسانی آن را آشکار ساخته و افشا نماید.

2-2-4-2- انتخاب اصول حسابداری

اصول پذیرفته شده حسابداری به مدیران برای ثبت بسیاری از معاملات از بین دو یا چند روش حسابداری، یک روش را انتخاب نماید. به عنوان نمونه برای اندازه‌گیری موجودی کالا (انتخاب یک روش از بین روش‌های[2]FIFO ،[3]LIFO، میانگین و…)، برای محاسبه استهلاک دارایی‌ها (روش‌های مستقیم، شتابدار و …)، مخارج استخراج نفت و گاز (روش مخارج کامل و روش کوشش‌های موفق)، حسابداری قراردادهای بلند مدت(روش کار تکمیل شده، روش درصد پیشرفت کار). به هر حال در مورد انتخاب اصول حسابداری، انتخاب اولیه و تغییر در اصول و روش‌های کاربردی اصول حسابداری برای افراد خارج از واحد تجاری قابل مشاهده است. بسیاری از پژوهش‌های انجام یافته در رابطه با مدیریت سود مربوط به استفاده از این نوع ابزار می‌باشد.

 

2-2-4-3- تصمیمات اقتصادی اساسی و با اهمیت

در برخی از وقایع و رویدادهای مالی و اقتصادی مانند آگهی و تبلیغات، پرداخت‌های مربوط به طرح‌های بازنشستگی، پاداش مدیران اجرایی، هزینه‌های تحقیق و توسعه، تحصیل یا فروش بخش‌هایی از واحد اقتصادی و فروش اموال و سرمایه‌گذاری‌ها می‌تواند این انگیزه وجود داشته باشد که تغییرات مورد نظر در این اقلام، سود واحد تجاری را در کوتاه مدت تحت تأثیر قرار دهد.

 

2-2-4-4- تعیین قیمت‌های انتقالی کالاها و خدمات

واحدهای تجاری چند ملیتی[4]که مالیات آنها به صورت مضاعف حساب می‌شود، از انگیزه لازم برخوردارند که نه تنها تلاش کنند که نرخ‌های بالای مالیات بر درآمد آنها کاهش یابد، بلکه نسبت به هموار سازی سود نیز مبادرت ورزند. در گروه شرکت‌ها یا شرکت‌های چند ملیتی قیمت‌های انتقالی کالاها و خدمات، در میان واحدهای اقتصادی فرعی شرکت‌های مادر، یکی از ابزارهای جذاب مدیریت سود تلقی می‌شود.

 

2-2-4-5- تعدیل برآوردهای حسابداری

تعدیل برآوردهای حسابداری، قابلیت انعطاف بیشتری به مدیران واحدهای تجاری می‌دهد. منظور نمودن ذخیره برای مطالبات مشکوک الوصول، برآورد عمر اقتصادی دارایی‌ها و تعیین نرخ تنزیل برای تعهدات بازنشستگی، نمونه‌ای از ابزارهای سنتی است که مدیران برای سال‌های متمادی به منظور اعمال مدیریت سود از آنها استفاده می‌کند و در سال‌های اخیر «تجدید ساختار» نیز به عنوان پدیده‌ای نسبتاً جدید مورد توجه مدیران قرار گرفته است.

همچنین محققین زیادی نیز طبقه‌بندی‌هایی را در رابطه با هموارسازی سود ارائه کرده‌اند که در این بخش به تشریح آنها می‌پردازیم. کاپلند[5] درباره‌ی ویژگی‌های یک ابزار مناسب هموار سازی سود می‌گوید: وقتی استفاده می‌شود نباید شرکت را به انجام عمل خاصی در آینده متعهد نماید. باید مبتنی بر” قضاوت حرفه‌ای” در چارچوب اصول پذیرفته شده حسابداری باشد،تأثیر آن بر سود قابل ملاحظه باشد.

 

2-2-5- هموار سازی از طریق تخصیص[6]

مدیران می‌توانند با استفاده از اختیارات کنترلی بر تخصیص اثرات ریالی رویدادهای مالی در طول زمان(دوره‌های مالی مختلف) اعمال نظر کنند، به گونه‌ای که نتایج آن روند همواری از سودهای گزارش شده باشد (به عنوان مثال انتخاب روش مستقیم یا نزولی در محاسبه استهلاک).

 

2-2-6- هموار سازی از طریق طبقه‌بندی[7]

در این روش مدیران با انتخاب اقلام میانی صورت حساب سود و زیان، ترتیب مکانی قرار گرفتن آنها را تحت کنترل قرار می‌دهند که نتیجه آن تأثیر در میزان سود گزارش شده در مراحل مختلف است.(به عنوان مثال عادی یا غیر عادی تلقی کردن برخی اقلام سود و زیان) به اعتقاد رونن و سادان هموار سازی از طریق طبقه‌بندی آنگاه روی می‌دهد که مدیر با استفاده از قضاوت شخصی در مورد عادی یا غیر عادی بودن برخی اقلام بینابینی سود و زیان تصمیم می‌گیرد. بنابرین اصولاً در این روش هدف هموار سازی سود باید قبل از اقلام غیر عادی باشد. اما در نقطه مقابل آنگاه که مدیر قضاوت شخصی خود را در تعیین زمان تحقق و شناسایی درآمد و هزینه و در راستای اهداف هموار سازی به کار می‌گیرد، هموار سازی از نوع جابجایی زمانی واقع شده است. بیانیه شماره‌ی 30 هیأت تدوین اصول حسابداری[8]وجود هموار سازی از طریق طبقه‌بندی را مورد توجه قرار داده گرچه برخی از محققین قبل از آن، این نوع از هموارسازی را افشا نموده بودند.

بیدلمن[9] معتقد است: «مدیران برای انعکاس مداوم جریان سودی که انحراف کمتری با سود بازار داشته باشد سود را دستکاری و هموار می سازند». وی همچنین اعتقاد داشت که سهامداران جریان سود پایدار در طی زمان را به جریان نوسان دار سود ترجیح می‌دهند. زیرا سودهای هموار موید جریان با ثباتی است.

در حالیکه سودهای هموار نشده (در نوسان) از سوی سرمایه‌گذاران به عنوان ریسک‌دار بودن عملیات تلقی شده و تأثیر آن بر روی نرخ بازده مورد توقع سهامداران موجب ایجاد اثر منفی بر ارزش سهام شرکت می‌شود.بیدلمن اظهار می‌دارد که مدیریت برای هموار نمودن سود مورد گزارش دو انگیزه دارد. اول آنکه پدید آمدن یک جریان باثبات سود بر ارزش سهام شرکت اثر مساعد دارد، ریسک شرکت را کاهش می‌دهد و در قیاس با فرایندهای بی‌ثبات، توان بیشتری برای حمایت از سود سهام فراهم می‌گردد. وی می‌نویسد: «تا آنجا که نوسانات سود گزارش شده انتظارات ذهنی سرمایه‌گذار را نسبت به نتایج احتمالی سود و سود سهام آتی تحت تأثیر قرار می‌دهد، مدیریت ممکن است با هموارسازی سود بتواند بر ارزش سهام شرکت ارزش مساعد داشته باشد» (یزدانی و آزاده، 1384).

[1]-Shyam Sunder

[2]-First In First Out

[3]-Last In First Out

[4]-Multinational Firms

[5]-Copeland

[6]-Allocation Overtime

[7]-Classification

[8]-Accounting Principle Board Opinion-No 30-

[9]-Beidleman

Categories: