X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

آموزشی - علمی

سیر تحولات مدیریت کیفیت

2سیر تحولات مدیریت کیفیت:

گر چه کیفیت همیشه جز لاینفک محصول و خدمت بوده است، ولی امروز با توجه به باور  جهانی شدن اقتصادو رقابت فزاینده شکل گیری بلوکهای تجاری موضوع کیفیت برای تمامی موسسات تولیدی وخدماتی به صورت امری ضروری و حیاتی درآمده است . درسالهای اخیر نظامهای ارتقا ء کیفیت به سرعت متحول شده اند، دراین سیر تحولات4 مرحله مشخص وجود داشته است درذیل ابتداهرمرحله بطور اجمالی معرفی می شود:

 

باز[1]رسی:

بازرسی شامل فعالیتهایی از قبیل سنجش یا آزمون یک یا چند ویژگی یک چیز یا مقایسه نتایج باالزمات ازپیش تعیین شده به منظور تعیین درجه مطابقت آنها می باشد. بازرسی روی نتایج فرایندهامتمرکز می شود بازرسان افرادی هستند که تنها به خاطر بازرسی استخدام می شوند و اغلب از توان و ظرفیت فرایندها بی اطلا ع هستند. در این روش به فرایندهای تولید و نیازهای مشتریان توجه نمی شود آنچه از دید گاه بازرسان مهم است این موضوع است که محصول باید مطابق ویژگیهای ازپیش تعیین شده باشد در جریان بازرسی اگر چه ممکن است صاحبان فرایندها مسئول محصول یا خدمت شاخص شناخته شوند لیکن به آنها بازخوردی ارائه نمی گردد . لذا هیچ گونه اقدامی برای پیشگیری ازنقص صورت نمی پذیرد. به طور خلاصه چون بازرسی پس از تولید محصول یا ارائه خدمت انجام می شود تنها منجر به اتلاف منابع می گردد به صاحبان فرایندها بازخورد داده نمی شود لذا یادگیری انجام نمی شود بنابراین فرایندها دست ناخورده باقی می مانند و تولید محصول یا خدمت ناقص ادامه می یابد. و نیازوانتظار مشتری مد نظر قرار نمی گیرد.

کنترل کیفیت:[2]

روشهایی اجرایی وروشهایی که به منظور دستیابی به الزامات کیفیت انجام می گیرد . کنترل از این نظرکه از روش ها و ابزارها و متونی پیچیده تراستفاده می کند پیشرفته تر از بازرسی می باشد از طرف دیگر دامنه فعالیتها نیز در آن گسترده تر می باشد. داده های مربوط به عملکرد فرایندها ثبت شده و به کارکنان بازخورد ارائه می شود . درحالی که در کنترل کیفیت نیز سازوکار اصلی پیشگیری از محصولات و خدمات فاقد الزامات بازرسی می باشد اقدامات کنترل کیفیت بیشتر به کنترل فرایند وکاهش عدم مطابقت با الزامات منجر می شوند.

تضمین کیفیت:[3]

همه فعالیتهای برنامه ریزی شده و منظم که در چارچوب نظام کیفیت به اجرا درآمده، اطمینان کافی بوجود       می آورندکه محصول یا خدمت حائزالزمات کیفی است یافتن مشکل و حل آن پس از مطابقت با الزامات، یک روش موثر برای ازبین بر دن ریشه بروز مشکل نمی باشد . ارتقای پایدار و مستمرکیفیت فقط در سایه هدایت تلاشهای سازمان درجهت برنامه ریزی و پیشگیری از بروز مشکلات امکان پذیر می باشد این موضوع به مرحله سوم مدیریت کیفیت منجر می شودکه تضمین کیفیت می باشد. تضمین کیفیت در مقایسه با دو روش مدیریتی بالا ویژگیهای خاص دارد که همه آن ها عبارتنداز :

1-    سعی می شود یک نظام مدیریتی جامع برای افزایش مطابقت محصول / خدمت با الزامات بوجود آید

2-    از ابزار کنترلی بیشتری استفاده می شود.

3-    روشهای کنترل آماری فرایند ها رواج بیشتری دارد.

4-    بالاتر از همه تاکید صرف از تشخیص مشکل، پیشگیری ازآن منتقل می شود.

به طور خلاصه در برنامه ریزی تاکید بیشتری بر روی ارتقا کیفیت محصول یا خدمت و مشارکت وانگیزش کارکنان می شود، درگذشته تضمین کیفیت جایگاه وسیعی را درنظام ارائه خدمات به خوداختصاص داده بود . اما محدودیتهای اساسی آن موجب شد که دیدگاه بهتری جایگزین آن شود که ارتقای مستمر کیفیت نامیده می شود

ارتقاء مستمر کیفیت :

یک رویکرد مدیریتی است استوار بر محور کیفیت مبتنی بر مشارکت کارکنان ، با هدف دستیابی به موفقیت دراز مدت از طریق کسب رضایت مشتریان و تامین منافع همه اعضای سازمان و جامعه. یک رویکرد سازمان شمول است که هر فردی از اعضای سازمان درآن مشارکت دارد . یک جهت گیری کیفیتی  مدیریتی و فلسفی است که بر سه محور مطالعه فرایندها ، ارتقای مستمر و کسب رضایت مشتریان تاکید دارد . به طورساده مدیریت کیفیت جامع عبارت است از همکاری هر عضوی از سازمان برای تولید محصول یا ارائه خدماتی که مطابق با نیازها و انتظارات مشتریان باشد : تفاوت اجمالی آن با تضمین کیفیت در تفاوت و وسعت دیدگاهها ، گستردگی فعالیتها، درگیری و مشارکت همه کارکنان، افزایش خلاقیتها و انگیزش کارکنان و بالاخره مشتریان وتامین کنندگان میباشد(لامعی،1378)

2-2-3 رویکردهایی به مدیریت کیفیت خدمات

موفقیت تجاری در اقتصاد جهان جدید به توانایی خلق ارزشهای متمایز درمحصول ازطریق کیفیت درطراحی و تولید و بیان ارزشها بصورتی اثر بخش به مشتریان ، بستگی دارد . در این دنیا تقریباً همیشه کسانی وجود دارند ، که می توانند محصول را با قیمت کمتر عرضه کنند . رقابت قیمت به معنای سودهای کمتر خواهد بودبنابر این استراتژی اثر بخش، حفظ مشتریان از طریق خلق ارزشهای مبتنی برکیفیت می باشد. یک سازمان خدماتی یکی از دو شیوه اصلی مدیریت کیفیت خدمات را می تواند اتخاذ کند.

1)     واکنش یا انفعالی : درحالت انفعالی به کیفیت به عنوان یک منبع عمده تمایز یا مزیت رقابتی نگریسته    نمی شود . درکنترل و برنامه ریزی واکنش کیفیت تاکید اصلی بر حداقل سازی ناراحتی مشتریان است تا جلب رضایت مشتریان دراین رویکرد فعالیتهای برنامه ریزی وکنترل کیفیت برعوامل بهداشتی تاکید دارند عوامل بهداشتی عواملی هستند که توسط مشتریان بدیهی و مسلم فرض می شوند بنابراین برای جلب رضایت مشتریان این عوامل کافی نیستند، چرا که بر آوردن ساختن این نیازها، مشتریان را خشنود نخواهد ساخت؛ در حالیکه فقدان آنها بصورت طبیعی نارضایتی را در پی خواهد داشت.

2)     استراتژیک یا فعالانه : درنگرش استراتژیک یا فعالانه از کیفیت به عنوان عامل تمایز استفاده می شود. کیفیت درقلب استراتژی سازمان جهت رسیدن به مزیت رقابتی جای دارد . دراینجا معمولاًکیفیت یکی از محرکهای جلو برنده اولیه کسب و کار به شمار می رود. تصویر ذهنی شرکت درحول و حوش کیفیت ایجاد می شود . در این نگرش تاکید بر رضایت مداوم مشتری است و به پدیده کیفیت به عنوان منبعی برای برتری و تمایز خدمات سازمان رقبا نگریسته می شود(قبادیان وهمکاران،1994)

2-3کیفیت وتعاریف آن

مدت نسبتاً قابل توجهی است که کیفیت، تضمین کیفیت، مدیریت کیفیت ، سیستم کیفیت و سایرمباحث کیفیت مورد توجه قرار گرفته است.

شرکتهای متعددی اعم از سازمانهای تولیدی و خدماتی، در سطح جهانی عملاً به این موضوع بعنوان ضرورت اجتناب ناپذیر در کسب و کار و تجارت پرداخته اند و حداقل بر اساس آمار، تا اواسط سال 1998 میلادی بیش از دویست هزار شرکت و سازمان بزرگ و کوچک در بیش ا ز یکصد کشور جهان به استقرار سیستمهای تعیین کیفیت بر اساس استانداردهای ایزو 9000 اقدام و گواهی انطباق دریافت کرده اند(رحیمی،1383).

این واژه برای افراد مختلف معنای متفاوتی دارد بنابراین در اولین گام از بهبود کیفیت خدمات بایستی درک روشنی از مفهوم کیفیت داشته باشیم . بعلاوه تعریف کیفیت نه تنها از جهت معنایی مهم است؛ بلکه مهمتر از آن هدایت کننده تلاشهای کارکنان درجهت رسیدن به خدمات با کیفیت خواهد بودپیشروان ونظریه پردازان کیفیت و مدیر ان کیفیت قرن بیست و یکم را قرن کیفیت نامیده اند وبالاتفاق معتقدند مهمترین حرکت و شاخص در این قرن موضوع کیفیت خواهد بود و تلاش هایی که تاکنون انجام شده تنها مقد مه ای در این امر بوده است(آذر،1379).

"کیفیت که مخفف آن در فرهنگ لغت QUALبه معنی کیفیت آمده، از ریشه لاتینQualis به معنی " چه نوع" گرفته شده است. کیفیت هر چیز، بخشی از "سرشت" آن است و طبعاً جزئی ازآن شیءمحسوب میشود. توصیف واژه کیفیت شاید دشوار و مبهم باشد چون دارای معانی و تعابیر گوناگون همچون؛ درجه مرغوبیت، انطباق با نیازمندی ها، کلیه ویژگی هایی که توانایی تامین نیازهای تصریح شده یا تلویحی را دارد، مناسب مصرف، عاری بودن از عیب و نقص یا آلودگی و دلخوشی مشتری می باشد( شانی وهمکاران،2006).

(هویل) از دید سیستم کیفیت 2000 به کلیه ویژگی های که رافع نیازهای مربوط باشد، کیفیت اطلاق می شود." لذا هر محصولی دارای ویژگی های باشد که نیازهای مشتریان را تامین کند، یک محصول با کیفیت است و بر عکس محصولی که دارای و یژگی هایی است که مشتریان را ناراضی می کند،محصول با کیفیت نیست"(به نقل از کزازی،1382).

وضعیت مطلوب و مورد رضایت کالا و خدمت توسط مشتریان میزان برتری و مزیت یک محصول یاخدمت(میرکمالی،1385).

پاراسورامان وهمکاران( 1988 )، کیفیت را بعنوان فاصله بین انتظارات و ادراکات مصرف کننده تعریف می کنند(برادلی[4]،2005).

کیفیت را می توان توانایی محصول یا مزیت در بر آوردن یا حتی فراتر رفتن از انتظار مشتری تعریف کرد(استیونسن[5]،(2002).

فایگینبام  اعتقاد دارد کیفیت یعنی توانایی یک محصول دربرآوردن هدف مورد نظر  که با حداقل هزینه ممکن تولید شده باشد(رضائی نژاد،1378).

فایگینبام[6] درسال 1951 توصیف مشخصی از کیفیت ارائه داد کیفیت یعنی توانایی یک محصول یاخدمت در برآورد هدف مورد نظر با کمترین هزینه ممکن . البته سازمانهایی که از الگوی " مدیریت کیفیت جامع" پیروی می کنند کیفیت را از دید مشتری تعریف می کنند، زیرا مشتریان هدف های کیفیت محسوب شده و بدون آنها موسسه حیات نخواهد داشت. دراینجا کیفیت آن است که نیازهای مشتریان را به بهترین و شایسته ترین وجه برآورده سا خته و به عبارتی کیفیت از چشم بیننده یا درک استفاده کننده تعریف می شود (فایگینبا م، 1991).

تمامی ویژگیهای یک مقوله که درتوانایی آن برای برآورده کردن نیازهای تصریح شده یا تلویحی مؤثراست(شاه محمدی،1380).

کراس بای[7](1984) کیفیت هیچ معنا و مفهومی به جز هر آنچه که مشتری و اقعاً می خواهد، ندارد. به عبارت دیگر یک محصول زمانی با کیفیت است که با خواسته ها و نیازهای مشتری انطباق داشته باشد. کیفیت باید به عنوان انطباق محصول بانیاز مشتری تعریف شود.

سازمان استاندارد بین المللی ، کیفیت را اینگونه تعریف می کند : تمام  ویژگیها و خصوصیات محصول یا خدمت که توانایی بر آورده کردن نیازهای مشتریان را دارد .

سازمان ملی بهره وری سنگاپور : کیفیت توسط مشتری تعریف می گردد نه تولید کننده یا ارائه کننده خدمت. به عبارت روشن تر کیفیت مجموعه ای از خصوصیات و مشخصات یک کالا یا خدمت است که احتیاجات و رضایت مصرف کننده را تامین می کند.

دمینگ وفلیگن باوم (به نقل ازکیماسی،1383) کیفیت را چنین تعریف می کنند: کیفیت مفهوم وسیعی است که تمام بخشهای سازمان نسبت به آن متعهد هستند و هدف آن افزایش کارایی کل مجموعه است به طوریکه مانع پدید آمدن عوامل مخل کیفیت می شود و هدف نهایی آن مطابقت کامل با مشخصات مورد نیاز مشتری با حداقل هزینه برای سازمان است که منجر به افزایش رضایت می شود.

در سازمان های خدماتی، کیفیت عبارت است از مقداری که خدمت ارائه شده، انتظارات مشتری رابرآورده سازد. ماهیت بسیاری از خدمات به گونه ای است که مشتری در فرایند ارائه آن ها، حاضراست. این به معنی آن است که کیفیت درک شده نه تنها متاثر از"نتیجه خدمت" است بلکه از"فرایندخدمت" نیز تاثیر می پذیرد(قبادیان وهمکاران،1994).

کیفیت، به طور کلی طبق تعریفی که در استاندارد ایزو 9000 (نسخه2000) از آن شده عبارت است از مجموعه صفات و ویژگیهای که یک کالا، یک خدمت، یک شخص ، یک سازمان و حتی یک فرایند تولید باید داشته باشد تا نیازها و انتظارهای آشکار و پنهان مشتری را بر آورده سازد و در عین حال ظرفیت بهبودپذیری نیز داشته باشد(روشن،1383).

منظور از کیفیت چیست؟ اساس و بنای کیفیت آنگونه که در مقالات خدمات تفیهم شده است برروی کیفیت ادراکی(دریافتی) تمرکز دارد. کیفیت ادراکی به عنوان قضاوت مشتری در مورد برتری کلی چیزی تعریف می شود . این تعریف متفاوت با کیفیت واقعی که شامل جنبه ای عینی یا شکلی واقعی از یک شیء یا اتفاق است. کیفیت ادراکی حالتی از نگرش است راجع به رضایت، اما نه خودرضایت و از مقایسه انتظارات با ادراکات از عملکرد منتج می شود(رولی[8]،1997).

پاراسومان(1991) کیفیت ادراک شده عبارتست از : قضاوت مشتری درباره  تفوق یا مزیت کلی یک چیز. کیفیت ادراک شده شکلی از طرز تلقی است که با رضایت ارتباط دارد ولی با آن یکی نیست واز مقایسه انتظارات با ادراکات از عملکرد منتج می شود(به نقل از راولی،1997).

پاراسورمان به نقل از  حکمت پو وهمکاران (1391) کیفیت خدمات را حاصل مقایسه انتظارات مشتریان(ایده آل ها) از عملکرد و درک آنها ازارائه خدمات در سازمان می داند. ادراک به ارزشیابی مصرف کننده گان از ارائه دهنده خدمت برمی گردد درصورتی که رتبه بندی عملکرد سازمان(ارائه دهنده خدمت) پائین تر از انتظارات باشد نشانه کیفیت ضعیف بوده و عکس این نشان دهنده کیفیت خوب است.

کیفیت راماک جین وبوردن[9](1995) چنین تعریف می کنند : کیفیت ویژگی است که افراد به چیزی یا پدیده ای نسبت می دهند(بازرگان،2010)

کیفیت آموزش و پرورش از دید عمادزاده(1381) بدین گونه است: کیفیت آموزش و پرورش، درحقیقت بستگی به کیفیت عواملی دارد که در تولید این خدمت مشارکت می نمایند . این عوامل به قرار زیرند                 

   1-    کیفیت دانش آموزا ن بعنوان دریافت کنندگان آموزشی و متقاضیان علم، که طرف تقاضا را تشکیل می دهند

2-کیفیت معلمین بعنوان عرضه کنندگان خدمات آموزشی و ارائه دهندگان دانش، صرف عرضه را تشکیل می دهد.

3-کیفیت امکانات و تجهیزات ضروری و فضاهای مناسب برای فراهم آوردن محیطی مطلوب که در آن عمل آموزشی، صورت مفید تری ارائه گردد .

-4 کیفیت خدمات اداری سازمانهای هدایت کننده و برنامه ریزان آموزشی در جامعه که آنان اهداف کمی و کیفی آموزشی را ترسیم و بر اساس آن منابع لازم را تخصیص می نمایند.

. کیفیت در آموزش عالی تمام کارکردها و فعالیتها از جمله: آموزش، پژوهش، کارکنان، دانشجویان، امکانات و تجهیزات، خدمات به اقشار جامعه و دانشگاه را در بر می گیرد. به عبارت دیگر، بر اساس الگوی عناصر سازمانی برای بهبود کیفیت نظام آموزش عالی، باید به تمام عناصر اعم از درونداد، فرایند، محصول، برونداد و پیامدها توجه داشت(بازرگان، 1380).

کیفیت خدمات آموزشی تلاشی است پیگیر برای بهبود مستمر فرایندها، تولیدات و خدمات سازمانی درجهت تأمین نیازهای مشتری یا ارباب رجوع، تقویت اهرم رقابتی و دستیابی به سطح بهینه انجام کار در رابطه با شرایط متغیر محیطی(زمردیان،1376)



[1]- insspection

[2] -quality control

[3] -quality assurance

[4] Bradly-

[5]  Stevenson

[6] Fiegnabam-

[7] Crosby

[8] Rowley

[9] Ramak jeans and Bvrdn

دوشنبه 11 تیر 1397, 23:24 چاپ 0 نظر
محمد

عوامل پایه‌ای و اساسی در اخلاق حرفه ای از نظر زیونتس

1-    استقلال حرفه‌ای اخلاق علمی

2-    خود فهمی حرفه‌ای

3-    عینیت گرایی، بی‌طرفی و عدم جانبداری

4-    فراتر رفتن از مفهوم معیشتی

1- استقلال حرفه‌ای اخلاق علمی:این عامل مانند اخلاق در هر نظام حرفه‌ای دیگر باید منعکس کننده هنجارهای درونی حرفه و احساس تعهد اخلاقی از سوی خود حرفه‌ای ها و نهادهای تخصصی آنها باشد، نه آنکه در غالب بایدها و نبایدهای اخلاقی به آنها تحمیل و قبولانده یا گوشزد شود.

برای مثال، یک مدیر باید در حرفه خود مسائلی مانند صداقت، دقت، قابل اعتماد بودن، گشوده بودن به فضای انتقاد و ارزیابی، احترام به زیردستان و  اطرافیان، توجه به حریم خصوصی و مسأله حفظ اسرار افراد را سرلوحه خویش قرار دهد (واردی[1]، 2001).

2- خودفهمی حرفه‌ای: پایه و اساس اخلاق، خود فهمی حرفه‌ای است. افراد تنها از کار و فعالیت حرفه‌ای خود، فلسفه آن و نسبتش با زندگی مردم است که به درک اخلاقی از آن نائل می‌شود و در نتیجه در مناسبات خود با طبیعت و جهان پیرامون خود؛ نوعی احساس درونی از تعهد به آن ارزشها پیدا می‌کنند(تدین، 1385).

3- عینیت‌گرایی، بی‌طرفی و عدم جانب­داری: از مهم‌ترین اصول اساسی که در اغلب اسناد و مباحث مربوط به اخلاق حرفه‌ای علمی مورد تأیید قرار می‌گیرد، رعایت عینیت گرایی و بی‌طرفی است، فردی که اخلاق حرفه‌ای را در زندگی شغلی‌اش به  کار می‌گیرد نباید جانب­داری غیرعقلانی نسبت به منبعی که دارای صفات غیراخلاقی است نشان‌ دهد (تدین، 1385).

4- فراتر رفتن از مفهوم معیشتی: تا زمانی که فردی درگیر مسائل فیزیولوژیکی باشد، توجه به مسائل دیگر کم‌رنگ‌تر خواهد بود، معنای اخلاق حرفه‌ای با عقود از مفهوم معیشتی آن به عرصه ظهور می‌رسد.

زمانیکه افراد در فعالیت و کسب و کار حرفه‌ای خود از سطح گذران زندگی فراتر می‌آیند، دست­کم سه سطح دیگر از فعالیت‌های علم و فنآوری برای آنها معنا می‌یابد: 1- احساس کارآیی، اثربخشی و تولید کیفیت بعنوان ارزش افزوده 2-  احساس خدمت به مردم و مفید واقع شدن 3- احساس رهاسازی از طریق توزیع مجدد فرصت‌ها و نقد و بررسی قدرت‌ (واردی، 2001).

 

2-2-7. عوامل روان شناختی مرتبط با اخلاق در کسب و کار

یکی از ابعاد بسیار مهم اخلاق کار، بُعد روانشناختی آن است، زیرا اخلاق، متغیری است که آگاهی و اراده فردی در آن نقش محوری ایفا می‌کند، بسیاری از اندیشمندان برای بهبود اخلاق کار، بر نظریه‌های رفتاری تأکید داشته­اند. هرگاه فردی کار اخلاقی انجام داد و از سوی جامعه تشویق شد، احتمال انجام کارهای اخلاقی دیگر تقویت می‌شود، تا جائیکه کار اخلاقی بصورت ارزش‌های درونی وی در می‌آید. بدین ترتیب برنامه‌ریزان کلان کشوری قادر خواهند بود اخلاق کار را در افراد جامعه نهادینه کنند، زیرا تغییر مدیریت اساساً در شیوه‌های انگیزش افراد در محیطهای کاری و نحوه پاداش‌های مادی آنها تأثیر می‌گذارد که ابعاد اقتصادی و روانی اخلاق کار محسوب می‌شوند (تدین، 1385) .

2-2-7-1. از خود بیگانگی بعنوان یکی از عوامل روانشناختی مرتبط با اخلاق کار

در نظام پیشه‌وری، رابطه­ی موجود بین کارگر و کارفرما شخصی بود و این رابطه ایجاب می‌کرد که کارگر و کارفرما در مقابل یکدیگر دارای تعهدات و وظایفی گسترده‌تر از آنچه امروز انتظار می‌رود باشند.

اما تولید کارخانه‌ای در وضعیت اجتماعی همه کارگران، تغییرات اساسی بوجود آورد و بر مهارت‌های پیشه‌ای و روابط کار، اثر عمیقی گذاشت. بدین ترتیب نیروی کار در یک کارگاه یا کارخانه متمرکز و محل زندگی و کار از یکدیگر جدا شد. کارگران می‌بایست از نظمی که کارفرما اعمال می‌کرد، یعنی ساعات و سرعت کار منظم تبعیت می‌کردند و اگرچه از نظر حقوقی آزاد بودند ولی از نظر اقتصادی و اجتماعی وابسته و تابع بودند. بسیاری از صاحب­نظران معتقدند از خود بیگانگی افراد می‌تواند تأثیر مستقیمی بر میزان علاقه، دقت، مسئولیت، ابتکار و مولد بودن آنها داشته باشد. اخلاق کار، قواعد و زمینه‌های برانگیزاننده و فعال شده تعهد ذهنی، روانی و فیزیکی فرد یا گروه است (قراملکی،1387:).

بدیهی است که یک ذهن از خود بیگانه، نمی‌تواند زمینه‌ای مناسب برای انگیزه و تعهدات اخلاقی و فیزیکی از خود بروز دهد. کاهش اخلاق کار منجر به کاهش مسئولیت پذیری می‌شود. عدم تعهد ذهنی و فیزیکی از خود بیگانگی، صنعتی شدن جوامع و تأثیر آن بر اخلاق کار، تغییراتی بنیادی در ساختار جامعه پدید می‌آورد (واردی،2001



[1]- Vardi, y 

سه‌شنبه 1 خرداد 1397, 23:26 چاپ 0 نظر
محمد

تعریف اخلاق

اخلاق را مجموعه‌ای از صفات روحی و باطنی انسان تعریف کرده‌اند که به صورت اعمال و رفتاری که از خلقیات درونی انسان ناشی می‌شود، بروز ظاهری پیدا می‌کند و بدین سبب گفته می‌شود که اخلاق را از راه آثارش می‌توان تعریف کرد. استمرار یک نوع رفتار خاص، دلیل بر آن است که این رفتار یک ریشه درونی و باطنی در عمق جان و روح فرد یافته است که آن ریشه را خلق و اخلاق می‌نامند.دامنه اخلاق را در حد رفتارهای فردی تلقی می‌کنند، اما رفتارهای فردی وقتی که در سطح جامعه یا نهادهای اجتماعی تسری پیدا می‌کند و شیوع می‌یابد، به نوعی به اخلاق جمعی تبدیل می‌شود که ریشه‌اش در فرهنگ جامعه می‌دواند و خود نوعی وجه غالب می‌یابد که جامعه را با آن می‌توان شناخت. (قراملکی، 1387، 14) امروز در تجزیه و تحلیل رفتار سازمان ها، پرداختن به اخلاق و ارزش های اخلاقی یکی از الزامات است. نماد بیرونی سازمان ها را رفتارهای اخلاقی آنها تشکیل می‌دهد که خود حاصل جمع ارزش های گوناگون اخلاقی است که در آن سازمان ها، ظهور و بروز یافته است.

اخلاقیات در سازمان به عنوان سیستمی از ارزش ها و بایدها و نبایدها تعریف می شود که بر اساس آن نیک و بدهای سازمان مشخص و عمل بد از خوب متمایز می شود. به طور کلی انسان ها در بعد فردی و شخصیتی دارای ویژگی های خاص اخلاقی هستند که پندار، گفتار و رفتار آنها را شکل می دهد. ممکن است همین افراد وقتی در یک جایگاه و پست سازمانی قرار می گیرند عواملی موجب شود که پندار، گفتار و رفتار متفاوتی از بعد فردی سر بزند که این ویژگی های انسانی بر روی میزان کارایی و اثر بخشی سازمان تاثیر بگذارد. رفتارهای متفاوت اخلاقی افراد به عنوان کارمندان سازمان در یک طیف خطی که یک سر آن سلامت اداری و سر دیگر طیف فساد اداری می باشد قابل تحلیل می باشد و میزان سلامت اداری در میزان موفقیت سازمان در انجام ماموریت ها، اجرای راهبردها و برنامه ها و در نهایت دستیابی به اهداف سازمانی نقش به سزایی را ایفا می کند. اولین گام در دستیابی به این اهداف درک صحیح از مفهوم اخلاق و شناسایی عوامل تاثیرگذار بر رفتار اخلاقی کارکنان در سازمان می باشد که در این تحقیق سعی شده تا به طور جامع این عوامل احصاء و طبقه بندی گردند. انسان به دلیل خود آگاهی و اختیار مسئول است و نسبت به افعال اختیاری خویش سزاوار سرزنش یا ستایش می‏باشد. مسئولیت‏پذیری آدمی نوعی التزام و تعهدآور است. تعهدی که منافات با اختیار و تصمیم آدمی ندارد. این الزامات گاهی صورت مکتوب و مدرن پیدا می‏کند و به تصویب رسمی می‎رسد به گونه‏ای که در این تصویب سرپیچی از آن، جرم، بزهکاری و خلاف تلقی می‏شود و برای سرپیچی کننده متناسب با نوع الزام و تعهد، مجازات و عقوبتی پیش بینی می‎گردد (پیتی و هیل[1]، 2005).      

2-2-1. مفهوم اخلاق حرفه‌ای

اخلاق حرفه‌ای به معنای اخلاق کار و اخلاق مشاغل است.

الف ـ اخلاق کار[2]: اخلاق کار متعهد شدن انرژی ذهنی، روانی و فیزیکی فرد یا گروه به ایده جمعی است در جهت اخذ قوا و استعداد درونی گروه و فرد برای توسعه به هر نحو.

ب ـ اخلاق حرفه‌ای[3]: یکی از شعبه‌های دانش اخلاقی است که می‌کوشد به مسائل و ارزش‌های اخلاقی حرفه‌های گوناگون پاسخ داده و برای آن قواعد، ضوابط و اصول خاصی در محیط حرفه‌ای متصور می‌گردد به عبارت دیگر وجدان و فطرت خویش در انجام کار حرفه‌ای رعایت کنند بدون آن که الزام خارجی داشته باشند یا در صورت تخلف به مجازات‌های قانون دچار شوند (ویلیامز[4]، 2006، ).

مقایسه اخلاق فردی و اخلاق شغلی: اخلاق فردی مسئولیت پذیری فرد است در برابر رفتار فردی خود صرفاً به منزله یک فرد انسانی، ولی اخلاق شغلی مسئولیت‌پذیری یک فرد است در برابر رفتار حرفه‌ای و شغلی خود به مثابه صاحب یک حرفه ، شغل یا پست سازمانی (گیوریان، 1390: ).

2-2-2. اخلاق در سازمان

اخلاقیات در سازمان به عنوان سیستمی از ارزش ها و بایدها و نبایدها تعریف می شود که بر اساس آن نیک و بدهای سازمان مشخص و عمل بد از خوب متمایز می شود. به طور کلی انسان ها در بعد فردی و شخصیتی دارای ویژگی های خاص اخلاقی هستند که پندار، گفتار و رفتار آنها را شکل می دهد. ممکن است همین افراد وقتی در یک جایگاه و پست سازمانی قرار می گیرند عواملی موجب شود که پندار، گفتار و رفتار متفاوتی از بعد فردی سر بزند که این ویژگی های انسانی بر روی میزان کارایی و اثر بخشی سازمان تاثیر بگذارد. رفتارهای متفاوت اخلاقی افراد به عنوان کارمندان سازمان در یک طیف خطی که یک سر آن سلامت اداری و سر دیگر طیف فساد اداری می باشد قابل تحلیل می باشد و میزان سلامت اداری در میزان موفقیت سازمان در انجام ماموریت ها، اجرای راهبردها و برنامه ها و در نهایت دستیابی به اهداف سازمانی نقش به سزایی را ایفا می کند. اولین گام در دستیابی به این اهداف درک صحیح از مفهوم اخلاق و شناسایی عوامل تاثیرگذار بر رفتار اخلاقی کارکنان در سازمان می باشد (گیوریان، 1390: ).

2-2-3. ویژگی‌های اخلاق حرفه‌ای

در تعاریف اولیه از اخلاق حرفه‌ای 2 ویژگی دیده می‌شود:

الف ـ وجود نگرش اصالت فرد و فردگرایی ب ـ محدود بودن مسئولیت‌ها و الزامات اخلاقی فرد در شغل، که به نظر می‌رسد این نگاه به اخلاق حرفه‌ای نوعی تحویلی­نگری و تقلیل­گری به اخلاق حرفه‌ای است. زیرا هویت جمعی و سازمانی در نهادهای مشاغل در کسب و کار بس فراتر از شغل فردی اشخاص است. اما در تعاریف امروزی از اخلاق حرفه‌ای تلقی (شما حق دارید و من تکلیف) مبنای هرگونه اخلاق در کسب و کار است. این مبنا از رفتار ارتباطی فرد، به صورت اصلی برای ارتباط سازمان با محیط قرار می‌گیرد و سازمان با دغدغه رعایت حقوق دیگران از تکالیف خود می‌پرسد. ویژگی‌های اخلاق حرفه‌ای در مفهوم امروزی آن عبارتند از:

·       دارای هویت علم و دانش بودن

·       داشتن نقش کاربردی

·       ارائه پیشینه­ای حرفه‌ای

·       بومی و وابسته بودن به فرهنگ

·       وابستگی به یک نظام اخلاقی

·       ارائه دانش انسانی با زبان صریح و بیانی روشن و انگیزشی ( جارامیرو، میلوکی، سولومن[5]؛ 2006 ).

2-2-3-1. ویژگی‌های افراد دارای اخلاق حرفه‌ای

1- مسئولیت‌پذیری: در این مورد فرد پاسخگو است و مسئولیت تصمیم‌ها و پیامدهای آنرا می‌پذیرد، سرمشق دیگران است. حساس و اخلاقمند است، به درستکاری وخوشنامی در کارش اهمیت می‌دهد، برای اجرای تمام مسئولیت‌های خویش کوشاست و مسئولیتی را که برعهده می‌گیرد با تمام توان و خلوص نیت انجام می‌دهد.

2- برتری جویی و رقابت طلبی: در تمام موارد سعی می‌کند ممتاز باشد، اعتماد به نفس دارد، به مهارت بالایی در حرفه خود دست پیدا می‌کند، جدی و پرکار است، به موقعیت فعلی خود راضی نیست و از طرق شایسته دنبال ارتقاء خود است ولی سعی نمی‌کند به  هر طریقی و از هر راهی در رقابت برنده باشد.

3- صادق بودن: مخالف ریاکاری و دورویی است، به ندای وجدان خود گوش فرا می‌دهد ، در همه حال به شرافت‌مندی توجه می‌کند، شجاع و با شهامت است.

4- احترام به دیگران: به حقوق دیگران احترام می‌گذارد، برای نظراتشان ارزش قائل است، خوش قول و وقت شناس است، به دیگران حق تصمیم‌گیری می‌دهد، تنها منافع خود را ارجح نمی‌داند.

5- رعایت و احترام نسبت به ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی: برای ارزش‌های اجتماعی احترام قائل است، در فعالیت‌های اجتماعی مشارکت می‌کند، به قوانین اجتماعی احترام می‌گذارد، در برخورد با فرهنگ‌های دیگر متعصبانه عمل نمی‌کند.

6- عدالت و انصاف: طرفدار حق است، در قضاوت تعصب ندارد، بین افراد از لحاظ فرهنگی، طبقه اجتماعی، اقتصادی، نژاد و قومیت تبعیض قائل نمی‌شود.

7- همدردی با دیگران: دلسوز و رحیم است، در مصائب دیگران شریک می‌شود و از آنان حمایت می‌کند، به احساسات دیگران توجه می‌کند، مشکلات دیگران را مشکل خود می‌داند.

8-    وفاداری: به وظایف خود متعهد است، رازدار و معتمد دیگران است (ساتیش[6]، 2008).



[1] - Petty, Roger B. Hill

[2]- work ethics

[3] - professional ethics

[4] - wiliams

[5] - Jaramillo, F, Mulki, J, Soloman, P

[6] - Satish, P. Deshpande-

شنبه 1 اردیبهشت 1397, 23:25 چاپ 0 نظر
محمد

مهم‌ترین اصول راهبردی در کاربرد اخلاق حرفه‌ای اسلامی

در اخلاق حرفه‌ای اسلامی، ملاک نهایی اخلاق همانا خواست خداوند یعنی خیر مطلق است. مهم‌ترین اصول راهبردی که به منزله منشأ شکل‌گیری مولفه‌های کاربردی در اخلاق حرفه‌ای اسلامی محسوب می‌گردند، عبارتند از: کرامت انسانی ، آزادی فردی ، عدالت اجتماعی که در مفهوم عام یعنی قراردادن هر امری در جایگاه شایسته آن و امانت‌ورزی بصورت امانت داری و بینش امانت‌نگری که از میان اصول گفته شده آخرین و مهم‌ترین اصل است.

مفهوم امانت‌داری در کسب و کار قابل تجزیه به 3 پرسش است: اولاً چه چیزی در کسب و کار، مورد امانت قرار می‌گیرد، ثانیاً منظور از امانت‌داری در قبال آن امور چیست؟ ثالثاً صاحبان امانت کیستند؟ البته امانت‌داری در حرفه نمی‌تواند به معنای عدم تصرف باشد، زیرا تصرف و بکارگیری آن مایه دوام و قوام کسب و کار است. ضمناً تصرف در حرفه و کسب و کار 2 گونه است: امانت دارانه و غیرامانت دارانه. در این زمینه تصرف امانت دارانه استفاده بهینه و شایسته است. ضامن امانت‌داری در نگرش اسلامی، این بینش است که عالم همه محضر خداست. با این نگاه فرد با بصیرت ایمانی به امانت‌نگری در جهان هستی می‌رسد و همه چیز، از جمله خود را امانت خداوند می‌داند. پس در مواجهه با همه چیز و در استفاده از همه امور، راه امانت‌داری را می‌پیماید و چنین دوراندیشی و احتیاطی تقواست (تدین، 1385).

اصول منشور اخلاقی در اسلام، در همه حرفه‌ها مشترک است، ولی تفاوت حرفه‌ها در فرعیات است. بدین ترتیب، اصولی را که از منابع اسلامی بدست می‌آید، می‌توان در تمامی حرفه‌ها جاری ساخت. پس باید به اصول  اخلاق بصورت سازمانی و ساختار یافته توجه نمود (تدین، 1385).

2-2-5. نظام‌های اخلاقی عمده

اخلاق حرفه‌ای در تفکر سنتی طی زمانهای مختلف تغییر یافته و به­طورکلی بیش از 5نظام عمده اخلاقی امروزه در بیان اخلاق حرفه‌ای استفاده می‌شود.

ملاک مقبولیت این 5 نظام در میان ده­ها نظریه و نظام اخلاقی، توانایی آنها در بیان سیستماتیک فضائل و رذایل اخلاقی، ارائه نظام سازگار ، فراگیر و کارآست. این 5 نظام اخلاقی عمده عبارتند از:

1- نظام فایده گرا 2- نظام وظیفه گرا 3- نظام عدالت گرا 4- نظام آزادی­گرا 5- نظام خیرگرا (زیباگرا، نظام دینی)‌

چهارنظریه نخست در واقع اصول راهبردی اخلاق را ملاک نهایی می‌انگارند، اما در نظریه آخر خداوند متعال برترین زیبایی و مشخص کننده ملاک نهایی اخلاق است.

1- نظام فایده گرا (سودانگاری):در این نظام بالاترین سود برای بیشترین افراد همراه با کمترین زیان مورد نظر است. مطلوبیت یعنی خوب و بد بودن براساس نتیجه و آثار (حسن فعلی)‌ و نه نیت اشخاص  (حسن فاعلی). این نظام از تئوری‌های غایت گــــرایانه (نتیجه گرا) است که توسط "جان استوارت میل" ارائه شده است. در این مدل انسان و هر موجود زنده با محیط، بده بستان دارد. پس اشیاء و حوادث در غالب سرمایه دیده می شود این است که انسان، بی دغدغه هزینه فراوان انجام نمی دهد که سودی نداشته باشد. بر این اساس موسسه ای که اعتماد محیط را سرمایه بزرگ تلقی می‌کند، هرگز آنرا به­راحتی از دست نمی‌دهد. فایده‌گرایی از نظر مفهومی به بهره‌وری نزدیک است. بالاترین سود با کمترین هزینه برای بیشترین مردم. اما در هر حال این ملاک نمی‌تواند ملاکی فراگیر برای همه اقدامهای اخلاقی باشد زیرا ممکن است امکان استثمار را فراهم نماید.

2- نظام وظیفه‌گرا: نظام وظیفه‌گرا را "امانوئل کانت" مطرح ساخت. او منتقد جدیِ فایده‌گرایی بود. کانت فلسفه اخلاق محض را کاملاً منزه از هر چیز تجربی می‌دانست و معتقد بود هنجارهای اخلاقی را نمی‌توان بر تجربه بنیان نهاد. کانت بر این باور بود که نباید فقط به آثار افعال (نتیجه گرایی) نگاه کرد. او معتقد بود فعل اخلاقی مستلزم انتخاب وظیفه است که با مقاومت درونی ما در برابر خواسته‌ها و تمایلات طبیعی و نفسانی همراه است. کانت وظیفه و تکلیف را ملاک اخلاقی بودن می‌دانست.

3- نظام عدالت‌گرا: نظریه‌پردازان عدالت فراگیر معتقدند کانت اخلاق را بصورت کاربردی بی‌روح از عقل درآورده است. اینان از ملاک‌های فردگرایانه در اخلاق دوری جسته‌اند و بر نقش بنیادین و اساسی عدالت اجتماعی تأکید کرده‌اند. علامت فراگیر که بر بهره‌مندی عادلانه تکیه می‌کند بی‌تردید از مهم‌ترین اصول راهبردی اخلاق است ودر آموزه‌های دینی نیز آمده است، اما ملاک نهایی اخلاق نیست، زیرا همه احکام اخلاقی مثل ایثار، عشق و تفضل را پاسخ نمی‌دهد.

4- نظام آزادی­گرا: طرفداران این نظریه نخستین نیاز آدمی را آزادی می‌دانند نه عدالت،پس ملاک نهایی ارزشها را آزادی می‌دانند. اما تعریف دقیق آزادی مشکل است. به تعبیر "اسپینوزا" آزادی در گرو انگیزه‌های فعال و درونی برخاسته از بصیرت آدمی نسبت به هستی است.

5- نظام خیرگرا (زیباگرا ـ نظام دینی): در نظام اخلاقی دینی ملاک نهایی اخلاق، خدا و تقرب به او و رضایت اوست. تمام ادیان آسمانی خداوند را ملاک نهایی اخلاق دانسته‌اند. خدا زیبای محض است و معنابخش زیبایی و خیر مطلق است و نیز آفریننده هر امر خیر.

با خدا می‌توان تکالیف انسان را معنادار کرد، چون خدا مطلق و نامشروط است. لذا محتاج ملاک دیگری برای ارزش یافتن نیستیم. پس شاخص خوب، رفتار نزدیک کننده به خدا و شاخص بد، رفتار دور کننده از خداست (ویلیامز،2006).

چهارشنبه 1 فروردین 1397, 23:26 چاپ 0 نظر
محمد