دانلود پایان نامه

 

هویت اجتماعی[1]

مفهوم هویت اجتماعی از پژوهش های روان شناسی اجتماعی که علل و پیامدهای نگرش افراد نسبت به خودشان و اینکه توسط دیگران و به عنوان بخشی از یک گروه اجتماعی به چه شکل نگریسته می شوند را مورد آزمون قرار دادند، پدیدار شده است. در روانشناسی اجتماعی مفهوم هویت اجتماعی از آگاهی نسبت به واقعیت گروه و نقش ویژه  آن در بروز و شناخت جمعی ناشی می شود. تئوری های هویت اجتماعی اشاره به این مطلب دارند که افراد خودشان را توسط گروه های مختلفی که در آن عضو هستند (گروه کاری، سازمان، شغل، یا حرفه و..) به دیگران می شناسانند(Dukerich et al, 2002: 508) .

در میان نظریه پردازان اجتماعی، جورج هربرت مید پرچم دار نظریه هویت اجتماعی است که فرآیند دست یابی فرد به احساسات و برداشتی کامل از خویشتن را بررسی می کند. از دیدگاه مید هر فرد هویت یا خویشتن[2] خود را از طریق ساماندهی نگرش های فردی دیگران در قالب نگرش های سازمان یافته اجتماعی یا گروهی شکل می دهد. به بیان دیگر تصویر و احساس فرد از خود، بازتاب نگرشی است که دیگران نسبت به او دارند. بعدها “تاجفل” (1972) با اتکا به این رهیافت، امکان بررسی سیستماتیک ارتباط میان برداشت های افراد از خود و طبقه بندی اجتماعی را که آنان و دیگران به آن تعلق دارند بوجود آورد. در روش جدید ، او هویت اجتماعی را با عضویت گروهی پیوند می زند و عضویت گروهی را متشکل از سه عنصر می داند . بر این اساس ، هویت اجتماعی عبارت است از آن بخش از برداشت یک فرد از خود که از آگاهی او نسبت به عضویت در گروه (گروه های) اجتماعی سرچشمه می گیرد همراه با اهمیت ارزشی و احساسی منضم  به آن عضویت. عناصر رهیافت “تاجفل”(1979) عبارتند از:

1) عنصر شناختی (آگاهی از اینکه فرد به یک گروه تعلق دارد.)

2) عنصر ارزشی (فرض هایی درباره پیامدهای ارزشی مثبت یا منفی عضویت گروهی.)

3) عنصر احساسی (احساسات نسبت به گروه و نسبت به افراد دیگری که رابطه خاصی با آن ها دارد.)

با توجه به تعریف تاجفل می توان هویت اجتماعی را نوعی خودشناسی فرد در رابطه با دیگران دانست. این فرآیند مشخص می کند که شخص از لحاظ روان شناختی و اجتماعی کیست و چه جایگاهی دارد . در واقع بر مبنای این تعریف هویت معطوف است به بازشناسی مرز میان خودی و بیگانه که عمدتاً از طریق همسنجی های اجتماعی و انفکاک درون گروه از برون گروه ها ممکن می شود. اهمیت تمایز ها ، تنش ها و ستیزهای گروهی ، حتی در شرایط نبود تضاد منافع، از این جنبه هویت ناشی می شود (گل محمدی، 1383).

البته انسان ها فقط تابع یک هویت واحد نیستند ، بلکه به هویت متعددی وابسته اند. شخص می تواند همزمان هویت ملی ، هویت مذهبی ، هویت قومی، هویت طبقاتی  و سیاسی داشته باشد و هیچ تعارضی میان هویت ها به چشم نمی خورد. این هویت ها از یک سو جنبه اجتماعی دارند ، یعنی بر اساس ایجاد پیوند میان خود  و شکل های اجتماعی پدید می آیند و از این لحاظ امری اجتماعی محسوب می شوند و از سوی دیگر نسبی هستند و در طول زمان دستخوش تغییر می شوند. همان طور که ” استیو پایل و مایکل کیت”(2002) اشاره می کنند ، صورت بندی های هویتی دخیلند. در نتیجه بر خلاف تصورات اولیه ، هویت ها نه تنها ثابت و دست نخورده باقی نمی مانند ، بلکه همواره در حال دگرگون شدن و بازسازی هستند . به علاوه هویت ها ساخته می شوند و گرایش به شناسایی دارند. آن ها می خواهند دیده شوند و مورد تایید قرار گیرند (معینی، 1383).

همانند ویژگی های بیرونی جهان ، ویژگی های گروه نیز درونی و عمیق می شوند تا جایی که در احساس فرد نسبت به خودش اثر گذار و سهیم هستند. تئوری هویت اجتماعی تاجفل و تارنر (1979) بیان کننده این است که پس از طبقه بندی افراد به عنوان اعضای گروه و پس از اینکه افراد خود را در آن طبقه های اجتماعی تعریف می کنند ، از طریق جستجوی تمایز بر اساس برخی ابعاد ارزشمند درون گروه در مقایسه با بیرون گروه خود ، برای دستیابی و یا حفظ خودباوری مثبت تلاش می کنند. این نیاز و تلاش برای جستجوی تمایز مثبت بدان معنی است که احساس افراد نسبت به خودشان به جای “من” (هویت فردی) و به عنوان “ما” ( به عبارت دیگر هویت اجتماعی) تعریف می شود و تلاش می کنند به منظور داشتن احساس بهتر نسبت به آنچه که هستند یا کارهایی که انجام می دهند، “ما” را به شکلی متفاوت و ترجیحاً بهتر نسبت به “آن ها” ببینند (Cornelissen et al; 2007 : 5) .

در پژوهش بعدی تارنر و همکارانش (1987- 1994) می کوشند تا شرایطی را که تحت آن هویت اجتماعی خاص نمایان می شود و پیامدهای آن بر ادراک و عمل فرد را فرمول بندی نمایند. تارنر (1982) به بررسی آن بخش از هویت های اجتماعی می پردازد که عملاً اجازه می دهد رفتار درون گروهی اتفاق بیافتد. همان طور که او اشاره می کند: هویت اجتماعی مکانیزم شناختی است که رفتار گروهی را امکان پذیر می سازد. دلیل آن این است که وقتی افراد خود را با فرد دیگری در یک زمینه و در عضویت گروهی مشترک می یابند نه تنها انتظار دارند بر روی مباحث مرتبط به هویت اجتماعی شان هم عقیده باشند ، بلکه برای تلاشی فعالانه جهت کسب توافق و هماهنگی رفتارهایشان برانگیخته می شوند.

بنابراین چنین به نظر می رسد که هویت سازمانی تاثیر گرفته از شکل خاصی از هویت اجتماعی بوده و با عضویت در یک سازمان یا واحد سازمانی مرتبط است . به علاوه رویکرد هویت اجتماعی بیان می دارد که هنگامی که ویژگی های اجتماعی ، یک هویت سازمانی شاخص برای اعضای سازمان بوجود می آورد ، به عنوان مبنایی برای بسیاری رفتارهای سازمانی عمده و مهم مانند رهبری ، انگیزش گروهی، ارتباطات و مهم تر از آن به عنوان مبنایی برای قرار گیری افراد در نقش های سازمانی و تمرین قدرت جمعی مطرح می شود. هاسلم و همکارانش (2003) عقیده دارند،  نتیجه کاربرد تئوریکی اصول هویت اجتماعی و هویت سازمانی این است که هویت اجتماعی هم واقعیتی اجتماعی و روانشناسی و هم یک واقعیت ذهنی و مادی است . زیرا هم شامل فرایندهای ذهنی افراد بوده و هم فعالیت های جمعی که آن فرایندها ایجاد می کنند را در بر می گیرد. با پذیرش این مسئله ، می توان چنین فرض کرد که کاربرد سازمانی هویت اجتماعی این است که وقتی یک هویت سازمانی خاص برای گروه سازمانی خاصی بر جسته می شود و هنجارهای خاص و ارزشهای مرتبط با آن هویت ، درونی می گردد ، ویژگی ها و ساختار روانی افراد( باورها  رفتارها و نیات) را شکل داده و سبب می شود این ویژگی ها به ساختارها و محصولات (نظیر: برنامه ریزی برای چشم اندازها ،کالاها و خدمات ، اقدامات و نهادها که جنبه های مادی و عینی زندگی سازمانی هستند)، نیز تسری یابد (Cornelissen et al; 2007 : 5) .

 

  social identity -[1]

[2] -The self

دانلود پایان نامه