– مدیریت سود چیست؟

مدیریت سود دخالت عمدی در فرایند گزارش گری خارجی به قصد به دست آوردن سود است (شیپر، 92 و 1989). مدیریت سود هنگامی رخ می دهد که مدیران از قضاوت های شخصی خود در گزارش گری مالی استفاده کنند و ساختار معاملات را جهت تغییر گزارش گری مالی دست کاری
می نمایند. این هدف یا به قصد گمراه نمودن برخی از صاحبان سود در خصوص عملکرد اقتصادی شرکت یا تأثیر بر نتایج قراردادهایی است که انعقاد آنها منوط به دستیابی به سود شخص می باشد صورت می گیرد (هیلی و وهلن، 368: 1999).

هر چند که این تعریف ها در سطح وسیع مورد پذیرش است، اما کاربرد عملیاتی این تعریف ها کمی دشوار است. زیرا قصد و نیت مدیریت شواهد عینی در اختیار نمی گذارد.

در ادبیات حسابداری ارائه تعریف روشن از مدیریت سود مشکل است، زیرا مرز میان مدیریت سود و تقلب های مالی مشخص نمی باشد. تقلب مالی حذف یا دست کاری عمدی واقعیات اصلی یا داده های حسابداری است که در کنار سایر داده های موجود، باعث تغییر قضاوت و یا تصمیم گیری استفاده کننده از داده ها خواهد شد.

در ادبیات مربوط، قانون گذاران کمیسیون بررسی اوراق بهادار فرض های وسیع تری از تقلب مالی در هنگام بحث در خصوص مدیریت سود در نظر می گیرند. این که مدیریت می تواند در مرزهای اصول پذیرفته شده حسابداری انجام شود ناسازگاری با تعریف های علمی ارائه شده در بالا ندارد. ولی این بیم وجود دارد که این گونه مدیریت سود پیامدهایی برای شرکت همانند تقلب های مالی داشته باشد. این مقوله بحثی مهم به شمار می آید، چرا که پاسخ به این سوال که آیا مدیریت سود در حیطه دست کاری سود قرار می گیرد یا خیر و این که آیا مدیریت سود نوعی تقلب مالی محسوب می شود یا خیر در این بحث قرار می گیرد.

در این جا میان روش های تقلبی و روش های مشکل دار ولی قابل پذیرش توسط مدیریت، تمایز قایل شده ایم. مهم ترین نکته ای که در این جا باید به آن اشاره کنیم این است که تفاوت مفهومی آشکاری میان فعالیت های حسابداری تقلبی و قضاوت ها و برآوردهایی که در چارچوب اصول پذیرفته شده حسابداری قرار می گیرند و از آنها می توان جهت مدیریت سود سالم استفاده نمود وجود دارد.

اما در مورد دوم در بسیاری از موارد به علت نبود شواهد عینی مبنی بر قصد و نیت مدیریت، تمایز قائل شدن میان مدیریت سود قانونی و تقلب مالی کمی دشوار است. در این پژوهش مدیریت سود به عنوان نوع مثبت از مدیریت سود به کار برده شده است. جهت تعیین خط مشی کمیسیون بورس اوراق بهادار در خصوص مدیریت سود، نظرهای اخیر از کمیسیون بورس اوراق بهادار را در نشریات و منابع مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرار داده ایم. در حالی که بیشتر این منابع به واژه « مدیریت سود » اشاره داشته اند. ولی هیچ کدام از این منابع تعریف روشنی از مدیریت سود ارائه نداده اند. هر چند که لویت (1998) خاطر نشان می سازد که:

انعطاف پذيري در حسابداري به اين حرفه اجازه مي دهد كه فراوري هايي داشته باشد.انحرافاتي چون مديريت سود،هنگامي رخ مي دهد كه افراد از اين انعطاف پذيري  سوء استفاده مي نمايند و از اين انحرافات جهت پوشش نوسان هاي مالي واقعي استفاده مي شود.اين مهم،باعث مي شود نتايج واقعي عملكرد مديريت آشكار نشود.

اين عبارت،بر اين دلالت دارد كه در چهارچوب اصول پذيرفته شده حسابداري، اگر تصميمات حسابداري در جهت دگرگون سازي يا پنهان نمودن عملكرد اقتصادي واقعي شركت مورد استفاده قرار گيرد،مي تواند مديريت سود تلقي شود.

همانگونه كه محققان حسابداري دريافته اند،استفاده از اين گونه تعريف ها نياز به مقياس هاي قابل اتكاءدارد.با ارائه ي مثالي درباره ي مديريت سود، موضوع روشن تر خواهد شد.

شركتي را در نظر بگيريد كه در امر توليد نرم افزار اشتغال دارد و نرم افزارهايش بايد همواره ارتقاء داده شود، تا بتواند سهم بازار فروش خود را حفظ كند.مشتريان در ازاي خريد كالا وجه نقد پرداخت مي كنند و شركت بخشي از درآمد را با تاخير شناسايي مي كند، زيرا مديريت آن بر اين باور است كه درآمد تا زماني كه مشتري رضايت خود را از كالا اعلام نكرده است، نبايد شناسايي شود. درآمد معوق پس از اطمينان از رضايت مشتري شناسايي  مي شود.از اين رو،مديريت، زماني كه فروش به ميزان غير عادي بالا مي رود،درآمد معوق بيشتري شناسايي ميكند و به گونه اي معكوس در زمان فروش هاي بسيار پايين،درآمدها و سودهاي گزارش شده در اين شركت، بسيار هموارتر از شركتي خواهد بود كه ،تمامي درآمد فروشش را در زمان تحويل كالا به مشتري شناسايي مي كند