سازمان:

اسکات[1] در سال 1964 تعریفی نسبتاً کلاسیک از سازمان ارائه کرده است او بیان می کند:«سازمانها مجموعه هایی هستند که به دنبال اهداف نسبتاً خاصی بر یک پایه تقریباً مستمر بنا شده اند» برعکس، کارل ویک [2] در سال 1969 از اصطلاح سازمان اجتناب می کند و اصطلاح سازماندهی را به کار می برد و بیان می کند : «یک مفهوم مفید باید توجه ما را به ماهیت انعطاف پذیر برای سازماندهی معطوف دارد»(روشنی مقدم  ،1389).

همچنین می توان گفت سازمان به مجموعه‌ای اجتماعی، هدفدار و وظيفه مدار اطلاق می شود. مجموعه ای که هر کدام از اعضای آن دارای هدف های فردی هستند و کل مجموعه به عنوان يک نظام دارای اهداف سازمانی می‌باشد. اين مجموعه برای انجام فعاليتهايش به نوعی هماهنگی در چارچوب يک ساختار سازمانی نيازمند است. هيچ سازمانی نمی‌تواند در خلاء به وجود آيد يا در آن به ادامه فعاليت بپردازد، بلکه همه سازمانها توسط محيطهای اجتماعی پيرامون که هم بر آنها اثر می‌گذارند و هم از آنها تاثير می‌پذيرند احاطه شده اند( یحیایی ایله ای ، 1390).

برای هريک از افراد در يک سازمان دو مفهوم مهم وجود دارد؛ يکی مفهوم سازمان که حياتی ترين امر در پروسه شغلی هر فرد است و دوم مفهوم ارتباط است که يک المان منحصر به فرد برای فهم نحوه عمل سازمان و دانستن وظيفه فرد برای ارتقاء و پيشرفت سازمان است. درحقيقت برای يک فارغ التحصيل دانشگاه هيچ فعاليت تخصصی نيست که نياز به عضويت در يک سازمان را نداشته باشد( یحیایی ایله ای ، 1390).

2-1-2- ارتباطات :

ارتباطات عبارتست از فرآیندی که بدان وسیله افراد درصدد برمی‌آیند در سایه‌ی مبادله پیام‌های

نمادین به مفاهیم مشترک دست یابند (پارسائیان و اعرابی، 1385). برای اينکه يک انديشه به واقعيت بپيوندد بايد برنامه ای وجود داشته باشد و هنگامی که يک برنامه توسعه می‌يابد بايد با افرادی که درگير اجرای آن هستند ارتباط برقرار شود. در اين زمينه ارتباطات وسيله به دست آوردن حاصل کار از ديگران به شمار مي‌رود و به عنوان فرآيند انتقال و دريافت اطلاعات تعريف مي‌‌شود(پارسائیان و اعرابی، 1385).

ارتباطات به اعضاء سازمان برای دستیابی به اهداف فردی و سازمانی و نیز استفاده و پاسخ به تغییر سازمانی، ایجاد فعالیتهای سازمانی هماهنگ و برای وارد شدن در تمامی رفتارهای مرتبط سازمانی کمک می‌کند (ایوانویچ [3] و ماتسون [4] ،1982 ).

ارتباطات نقطه آغاز کليه وظايف مديريتی است. بدون ارتباطات، برنامه ريزی، سازماندهی و کنترل مقدور نيست زيرا درک اطلاعات وانتقال آنها ممکن نيست  ، ارتباطات، برای مدیران سازمان و کاری که انجام می‌دهند نقش حیاتی دارد (روزبت[5] ،1977).

ارتباطات عبارت است از فرايند ارسال اطلاعات از طريق يک شخص به شخص ديگر و درک آن توسط شخص گيرنده يعنی انتقال و سهيم شدن در انديشه ها و عقايد و واقعيتها به گونه ای که گيرنده، آنها را دريافت و درک کند. به عبارت ديگر ارتباطات فرايندی است که به وسيله آن افراد در صدد بر‌می‌آيند تا در سايه مبادله پيامهای نمادين به مفاهيم مشترک دست يابند ( یحیایی ایله ای ، 1390). همچنين می‌توان اين تقسيم بندی را برای تعاریف مفهوم ارتباطات ارائه داد :

1- ارتباطات عبارت است از فرايند انتقال اطلاعات از يک شخص به شخص ديگر(ادوین[6] ،1985).

2- ارتباطات عبارت است از فرآيند انتقال اطلاعات ، معانی و مفاهيم در بين افراد در سازمان با واسطه يا بدون واسطه (الوانی  ،1384).

3- ارتباطات عبارت است از توزيع اطلاعات به منظور هدايت رفتار سازمانی (اقتداری  ، 1390).

4- ارتباطات سازمانی فرآیندی است که میتوان بوسیله آن سیستمی را برای گرفتن اطلاعات و تبانی معانی با افراد و سازمانهای فراوان داخل و خارج سازمان برقرار کرد (الوانی  ،1384).

5- ارتباط عبارتست از فرایند انتقال پیام و برقراری تفاهم بین دو نفر یا بیشتر مشروط بر آنکه معنای مورد نظر فرستنده پیام را، گیرنده نیز دریافت کند (صائمیان، 1377).

6- ارتباطات مبین نحوه و چگونگی توزیع و تبادل عقاید، افکار و اطلاعات از طریق کتبی، شفاهی، علامات و حرکات به منظور راهنمایی و هدایت رفتار کارکنان سازمان در مبادله پیام می‌باشد. (فخیمی، 1379).

2-1-3-  تاریخچه ارتباطات سازمانی :

(ورزشکار ، 1390) تاریخچه ای مختصر از ارتباطات را ارائه داده  از سال 1920 تا 1998  :

جدول 2-1 تاریخچه ارتباطات سازمانی (ورزشکار ، 1390)

دهه 1920 این دوران به درج مطالب منتشره راجع به مکالمات عمومی در صنعت  ، رسانه  ، ارتباطات و معانی پیام های سازمانی اختصاص دارد .
کولینز [7] 1924 تحقیق پیمایش در خصوص دوره های مکالمه عمومی تجاری در مدارس مدیریت بازرگانی انجام داد .
دهه 1950 تحقیق پیمایشی راجع به برنامه های آموزش صنعتی در دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا صورت گرفت .
دیل [8] 1954 ترکیب رسانه های مکتوب وشفاهی باعث ایجاد ابزارهای ارتباطی اثربخش تر میشود.
دهه 1960 مطالعات مربوط به سخنرانی تجاری در دانشگاه میسوری .
فیشر [9] 1965 به تجزیه و تحلیل استراتژی های متقاعد سازی در صحبتها و سخنرانی های 500 نفر از مدیران عالیرتبه سازمانهای تجاری پرداخت و مشخص ساخت که آنها از سبکهای پیش پا افتاده و ازنمادهای تکراری به عنوان فنون لازم جهت متقاعد ساختن مخاطبین خود استفاده می نمایند .

 

نپ [10]1970 مدیران میانی از نقل قولهای نادرست در هراس هستند و به شدت به متن دست نویس سخنرانی که توسط خود آنها تهیه شده است متکی میباشد .
میلر و اوریلی [11] 1980 تاثیر فزونی اطلاعات را برروی اعضای سازمان ها مورد مشاهده و بررسی قرار دادند.
بارنارد [12] 1983  با فضاهای جو اجتماعی و روانی به عنوان ویژگی های ضمنی سازمانها برخورد نمودند.
جابلین [13]1987 با دید مساعدتری نسبت به انواع خاص تعاملات میان رئیس و مرئوس و رابطه باز و بسته بین آنها را مورد مطالعه قرار می دهد.
  باتونک [14]1992 تعارض در هدف را که شامل سازگاری میان ارزش های هنجاری فردی و گروهی است را بررسی نموده اند.
  ویگل [15]1998 ناسازگاری افکار و اندیشه های درون فردی را مورد مطالعه قرار داه است.

 

[1] Richard Scott

[2] Karl Edward Weick

[3]  Jon M.Lvancevich

[4]  Michael T.Matteson

[5]  Rosabeth Moss Kanter

[6]  Emry Edwin

[7] Collins

[8]  Diel

[9]  Fisher

[10]  Nep

[11]   Miller & O’Reilly

[12]   Barnard

[13]   Janis Joplin

[14]   Batonk

[15]  Weigel