Posted on: ژانویه 6, 2019 Posted by: THpHU1Ka5u Comments: 0

تقاضا برای خدمات حسابرسی-پایان نامه در مورد ثاتیر نظارت سرپرست بر تیم حسابرسی

تقاضا برای خدمات حسابرسی

نیاز به خدمات حسابرسی را می­توان از زوایای مختلفی توجیه کرد. عوامل توجیه کننده تقاضا برای حسابرسی از دید کمیته مفاهیم بنیادی حسابرسی1 (1973) به شرح زیر است :

تضاد منافع2: مدیریت شرکت در قبال اختیارات تفویض شده به وی باید در حیطه­ی کار خود به مالکان، اعتبار­دهندگان و سایر افراد پاسخگو باشد. مدیریت به دنبال منافع شخصی خود می­باشد و در جهت دستیابی به این منافع راه­کارهایی از جمله نمایش مطلوب عملکرد و وضعیت شرکت می­تواند مفید واقع شود. وقتی استفاده­کننده اطلاعات (سهامداران، اعتبار دهندگان و غیره) تصور می­کند که بین منافع خودش و منافع تهیه­کننده­ی اطلاعات تضاد بالفعل یا بالقوه وجود دارد، احتمال تحریف (عمدی یا سهوی) اطلاعات دریافت شده برایش مطرح می­شود، از این رو کیفیت اطلاعات دریافت شده مظنون تلقی شده و انجام حسابرسی توسط شخصی مستقل ضروری به نظر می­رسد.

پیامدهای اقتصادی بااهمیت3: استفاده‌كنندگان براي اتخاذ تصميم‌هاي بهينه اقتصادي، خواستار اطلاعات مربوط و قابل اتكاء مي‌باشند. وقتی که استفاده کننده بداند تصمیماتش عواقب اقتصادی دارد نسبت به اطلاعاتی که مبنای تصمیم­گیریش قرار می­گیرد، حساسیت بیشتری نشان می­دهد. کسب اطمینان از کیفیت اطلاعات دریافت شده از طریق حسابرسی میسر است. به عنوان مثال فردی که قصد خرید سهام شرکتی را دارد، در صورتی که با اتکاء به اطلاعات غیرواقعی ارائه شده به وی، سهام شرکت را خریداری کند و سود مورد انتظار خود را در آینده بدست نیاورد، برای وی این­گونه سرمایه­گذاری مقرون­به­صرفه نمی­باشد. در این شرایط حسابرسی می­تواند سرمایه­گذاران را نسبت به کیفیت و قابلیت اتکاء اطلاعات ارائه شده به آن­ها و در نتیجه کمک به امر تصمیم­گیری اقتصادی یاری کند.

پیچیدگی1: هر چه موضوعات اقتصادی و فرآیند تبدیل آن­ها به اطلاعات، پیچیده­تر می­شود، استفاده­کننده­ی اطلاعات با مشکلات بیشتری در رابطه با تشخیص کیفیت اطلاعات روبرو می­شود. همچنین پیچیدگی، امکان بروز اشتباه، تحریف و سوء استفاده را افزایش می­دهد. در نتیجه برای حصول اطمینان از کیفیت اطلاعات گزارش شده نیاز به حسابرسی احساس می­شود.

عدم دسترسی مستقیم2: اگر استفاده کننده­ی اطلاعات حسابداری، خود قادر به ارزیابی اطلاعات دریافت شده و تشخیص کیفیت آن باشد و به این کار تمایل هم داشته باشد، به دلایلی از جمله عدم امکان نظارت فیزیکی مستمر، مقرون ­به­صرفه نبودن و محدودیت­های موجود برای ارائه اطلاعات از طرف تهیه­کنندگان، دسترسی مستقیم به این اطلاعات امکان­پذیر نیست. در نتیجه حسابرسی می­تواند با اطمینان­بخشی به اطلاعات ارائه شده، استفاده­کنندگان را از دغدغه دسترسی مستقیم به اطلاعات ارائه شده بی­نیاز کند.

والاس3 (2002) در مجموعه­ای تحت عنوان نقش اقتصادی حسابرسی در بازارهای آزاد و قانون­مند به ارائه چارچوبی تئوریک برای آن می­پردازد. وی در این ارتباط از سه فرضیه تحت عناوین فرضیه نمایندگی4، فرضیه اطلاعات5 و فرضیه بیمه­ای6 استفاده می­کند و حسابرسی را همانند کالایی می­پندارد که مورد عرضه و تقاضا قرار می­گیرد.

فرضیه نمایندگی (کارگزاری): رابطه‌ي نمايندگي، قراردادي است كه بر اساس آن مالك، شخصی را به عنوان مدير استخدام مي‌كند تا از طرف وي به انجام خدماتي بپردازد. در اين ارتباط مالك قسمتي از اختيارات تصميم‌گيري خود را به او تفويض مي‌كند. به عنوان مثال مديران شركت، نمايندگان سهامداران هستند. نماینده و کارگزار به دنبال به حداکثر رساندن منافع خود هستند. در برخی مواقع منافع این دو با هم در تعارض است. برای مثال اگر مطلوبیت فردی مدیر داشتن دفتر کار زیبا و مجلل باشد، هزینه­ی این مطلوبیت مدیر را مالک باید بپردازد. در نتیجه، مالک به دلیل حصول اطمینان از عملکرد نماینده، حسابرس را دعوت می­کند. این فرضیه با تضاد منافع کمیته مفاهیم بنیادی حسابرسی مطابقت دارد.

فرضیه بیمه­ای: علاوه بر فرضيه‌هاي کارگزاری و اطلاعات كه نياز به حسابرسي را مطرح مي‌كنند، اخيراً مسأله آسيب­پذيري حقوقي مديران مطرح شده است، كه انجام حسابرسي را به عنوان پوششي براي زيان‌هاي ناشي از آن طلب مي‌كند. طبق این نظریه، حسابرس، نقش بیمه کننده­ی اطلاعات را به عهده می­گیرد و مشترکاً با تهیه­کننده­ی اطلاعات مسئولیت زیان­های حاصل از صورت­های مالی گمراه کننده را به عهده می­گیرد.

فرضیه اطلاعات: استفاده‌كنندگان براي اتخاذ تصميم‌هاي بهينه­ی اقتصادي، خواستار اطلاعات مربوط و قابل اتكاء مي‌باشند و اين اطلاعات در قالب صورت‌های مالي حسابرسي شده از طرف واحدهاي اقتصادي در اختيار آنان قرار مي‌گيرد. طبق این نظریه، حسابرسی می­تواند ریسک اطلاعات را کاهش دهد و کیفیت اطلاعات را برای تصمیم­گیری ارتقا بخشد. این نظریه، با پیامدهای اقتصادی بااهمیت، پیچیدگی و عدم دسترسی مستقیم کمیته مفاهیم بنیادی حسابرسی مطابقت دارد.

فاما1 و لافر2 (1971) بر اساس ادبیات مالی، اقتصادی و حسابداری سه منفعت برای اطلاعات می­شناسند:

1- کاهش ریسک سرمایه­گذاری

با این فرض که سرمایه­گذاران ریسک گریز باشند، پذیرش ریسک بیشتر باید با کسب بازده بالاتر همراه باشد. به عبارت دیگر آن­ها مبلغی را به شکل صرف ریسک پرداخت می­کنند تا سطح عدم اطمینان یا ریسک سرمایه­گذاری را کاهش دهند.

با توجه به اینکه حسابرسی، عدم اطمینان اطلاعات مالی را کاهش می­دهد، در صورتی که مجموع صرف ریسک­های پرداخت شده توسط سرمایه­گذاران در یک بنگاه اقتصادی را با هم جمع کنیم و این مبلغ از هزینه حسابرسی بیشتر باشد، به نفع تمام گروه­هاست که عدم اطمینان سرمایه­گذاری را با انعقاد قرارداد حسابرسی و استفاده از صورت­های مالی حسابرسی شده کاهش دهند.

1- Committee on Basic Auditing  Concepts

2- Conflict  Of  Interest

3- Consequence

1- Complexity

2- Remoteness

3- Wallace

4- Agency Theory

5- Information Theory

6- Insurance hypothesis

1- Fama

2- Laffer

Categories: