Posted on: دی ۲۰, ۱۳۹۷ Posted by: مدیر سایت Comments: 0

برنامه ریزی:پایان نامه شناسایی و اولویت بندی عوامل حیاتی

پایان نامه شناسایی و اولویت بندی عوامل حیاتی موفقیت در صنعت روانکارهای ایران

 

 

برنامه ریزی

در متون مدیریتی گاهی دو واژه planning , programming را به جای­یکدیگر به کار می­برند؛ در حالی که programming به نوعی برنامه­ریزی جزئی­تر دلالت دارد. برنامه­ریزی عبارت است از فرایندی دارای مراحل مشخص و بهم پیوسته برای تولید­یک خروجی منسجم در قالب سیستمی­هماهنگ ازتصمیمات. برنامه­ریزی فکر کردن راجع به آینده­یا کنترل آن نیست بلکه فرایندی است که می­تواند در انجام این امور مورد استفاده قرار گیرد. برنامه ریزی، تصمیم­گیری در شکل معمول آن نیست بلکه از طریق فرایند برنامه ریزی، مجموعه­ای از تصمیمات هماهنگ اتخاذ می­شود. و می­تواند برای زمان حال ­یا آینده انجام شود. برطبق این تعریف تصمیم گیری­های مقطعی و ناپیوسته و اتخاذ سیاست­ها برای پیشبرد سازمان در زمان حال ­یا آینده برنامه­ریزی نیستند. برنامه­ریزی متکی بر انتخاب و مرتبط ساختن حقایق(مفاهیم واقعی، قابل آزمون و اندازه گیری) است. دیدگاه­ها، عقاید، احساسات و ارزش­ها به عنوان حقایقی تلقی می­شوند که فرایند برنامه­ریزی بر اساس آن­ها سازمان داده می­شود. همانطور که اشاره شد برنامه­ریزی صرفاً­یک فرایند تصمیم­گیری نیست بلکه فرایندی شامل روشن ساختن و تعریف حقایق و تشخیص تفاوت بین آن­هاست­یا به عبارتی گونه ای فرایند ارزیابی است که در پایان آن در انتخاب حقایق ارزیابی شده تصمیم­گیری می­شود. (زری باف و علیزاده، 1388)

بطورکلیبرنامهریزيبدینمعنیاستکهمدیرازقبلدربارههدف­هاواقداماتموردنظر می­اندیشدوکارهابااقداماتويبراساس ­یکروش، برنامه­یامنطققراردارد. برنامهباعث می­شودکهسازماندارايهدف­هايبلندمدت شودوبرايدستیابیبهاینهدف­ها، بهترینرویه­هارااتخاذنماید. گذشتهازاین، برنامه­یعنیرهنموديکهبدان وسیلهسازمانبهمقاصدزیرنایل می­شود: 1. سازمانبرايرسیدنبههدف­های خودمنابعموردنظررابهمصرف می­رساند. 2. اعضايسازمانبهفعالیت­هاوکارهایی می­پردازندکهباهدف­هايمنتخبوروشهايموردنظرسازمان سازگاراست. 3. پیشرفتدرجهتهدف­هاتحتنظروکنترلقرار می­گیرد، بهگونهايکهاگرمیزانپیشرفت رضایتبخشنباشد، بتواناقداماتاصلاحیبهعملآورد. (استونر، 1377)

1-2-2 ويژگي‌هاي برنامه ریزی

برنامه ريزي يك فرايند ذهني آگاهانه با خصوصيات زير است:

  1. تشخيص يك نياز يا انعكاس يك انگيزه
    2. جمع‌آوري اطلاعات
    3. مرتبط ساختن اطلاعات و عقايد
    4. تعريف اهداف
    5. تأمين مقدمات
    6. پيش‌بيني شرايط آينده
    7. ساخت زنجيره‌هاي متفاوتي از اقدامات مبتني بر تصميمات متوالي
    8. رتبه‌بندي و انتخاب گزينه‌ها
    9. تعريف سياست­ها
    10. تعريف معيارهاي ابزار ارزيابي برنامه (www. bahar. co. ir)

 2-2-2 اهمیت و ضرورت برنامه ریزی

در میان همه وظایف مدیریت، برنامه­ریزی از اساسی‌تر‌ین آن­هاست که مانند پلی زمان حال را به آینده مرتبط می­سازد. جمعیتروبهافزایشامروز، استفادهبیرویهازمنابعطبیعی، بکارگیريامکاناتاقتصادي، فیزیکیو اجتماعیبهمنظوررفاهوارتقایسطحزندگیازطرفی، وازطرفدیگرانفجارعلموتکنولوژيونیزانفجارارزش­ها ازپدیده­هايبارزوبسیارحساسعصرمابودهوسازمان­هاراتحتتأثیرقرار می­دهند، و وجود این عوامل بر ضرورت انکار ناپذیر برنامه­ریزی می‌افزاید. درصورتعدمبکارگیريبرنامهریزيدرسازمان، فعالیت­هابسیارکندوپرهزینه می­شود. بنابرایناتلافزمان، منابعوکاهشکاراییوبهرهوريسازمانیودر نهایتکاهشرضایتشغلیوعدمتحققاهدافشخصیوسازمانیرا درپیخواهدداشت. بدینترتیببرنامهریزيدرجهانامروزپدیدهاياجتنابناپذیراست چراکه می­توان با برنامه­ریزی در مورد چگونگی استفاده از منابع سازمان تصمیم­گیری کردوهرسیستمی ­برايپایداري وبقایخودبایدبهاینمسئلهتوجهخاصیداشتهباشد. لیکناهمیتبرنامهریزيرا می­توانبهمواردزیرنسبتداد :

  1. ارائه­یکچهارچوبواحدبرايتصمیمگیريدرسازمان.
  2. کمکبهتشخیصفرصت­هاوتهدیداتبالقوهوبالفعل.
  3. ارائهمعیارهاییبرايعملکردشخصیوسازمان.
  4. تعیینکنندهجهتواهدافسازمان.
  5. کنترلسازمانازطریقبودجهبنديآن.
  6. صرفهجوییدروقت، منابعمالی، ماديوانسانی.
  7. عاملیبرايافزایشکارآییواثربخشیسازمان (کافمن، 1374)

 

Categories: